<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		
		<title>roozonline.com: Latest News</title>
		<link>http://www.roozonline.com/</link>
		<description>Latest News</description>
		<language>en</language>
		<image>
			<title>roozonline.com: Latest News</title>
			<url>http://www.roozonline.com/fileadmin/images/rsslogo/rooz.jpg</url>
			<link>http://www.roozonline.com/</link>
			<width>134</width>
			<height>40</height>
			<description>Latest News</description>
		</image>
		<generator>TYPO3 - get.content.right</generator>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		
		
		
		<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 01:22:00 +0100</lastBuildDate>
		
		
		<item>
			<title></title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/08/article/-911e151826.html</link>
			<description>قدرت. طرحی از هادی حیدری- شرق</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p> قدرت. طرحی از هادی حیدری- شرق]]></content:encoded>
			<category>newsphoto</category>
			
			<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 01:22:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>فعال شدن ماشین ترور جمهوری اسلامی در خارج </title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/08/article/-9553e8e611.html</link>
			<description>برخی گزارش ها از طراحی ترور چند تن از فعالین سیاسی در خارج از کشور حکایت دارد.گفته می شود در بین دکتر عبدالکریم سروش و شیرین عبادی در بین این اسامی قرار دارند و برخی دیگر نیز به صورت تلفنی یا از طریق ایمیل تهدید به مرگ شده اند.
براساس گزارش هایی که به &quot;روز&quot; رسیده عملیات ایذائی و ترور چند چهره سرشناس مخالف جمهوری اسلامی در دستور کار دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفته است. در همین راستا و به دنبال ارسال ایمیل های تهدید آمیز،اخیرا در یک مورد، دو تن از اتباع کشورهای دیگر، به اتهام جمع آوری اطلاعات از یکی از این چهره ها، تحت بازجوئی پلیس کشور محل اقامت خود  قرار گرفته اند.
براساس همین گزارش شیرین عبادی و دکتر عبدالکریم سروش و یکی از مقامات بلندپایه سابق جمهوری اسلامی از جمله کسانی هستند که تدارک ترور آنان از سوی مقامات تهران دیده شده است.
در همین راستا تعدادی از فعالین سیاسی و روزنامه نگاران مقیم خارج کشور هم مورد تهدید قرار گرفته و حتی ایمیل های تهدید آمیزی از درون سفارت خانه های جمهوری اسلامی به آنان ارسال شده است.در این ایمیل ها از آنان خواسته شده یا سکوت کنند و یا منتظر عواقب احتمالی برخوردهایشان باشند.
گفته می شود همزمان با  تیرگی شدید روابط  تهران با کشورهای اروپائی و آمریکا و طرح  احتمال حمله نظامی به تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی، ترور مخالفان در دستور کار حکومت قرار گرفته. به گفته برخی تحلیلگران  بعد از ترور چند تن از کارکنان صنایع هسته ای جمهوری اسلامی و از آن جا که روحیه دیگر افراد شاغل در این مراکز به شدت صدمه دیده، احتمال دارد حکومت تهران در صدد انتقام جویی برآمده باشد تا به این ترتیب روحیه تضعیف شده کارکنان این مراکز را تقویت کند.
به دنبال واکنش تند کشورهای اروپائی پس از عملیات تروریستی رستوران میکونوس برلین و همچنین با روی کار آمدن دولت اصلاح طلب سید محمد خاتمی،  عملیات تروریستی برون مرزی جمهوری اسلامی متوقف شد؛ عملیاتی که تیم عوامل قتل های زنجیره ای به انجام آنها اعتراف کرده بود.
یک روزنامه نگار ایرانی مقیم فرانسه با اعلام اینکه ایمیل ها و تلفن های تهدید آمیزی به او می شود به روز گفت:پیغام فرستاده اند که فکر نکنید خارج از کشور هستید ،هر وقت لازم باشد شما را به راحتی به داخل کشور بر می گردانیم.
وی از شکایت به مراجع قانونی در کشور میزبان خود خبر می دهد و می افزاید:احتمال این حرکات منتفی نیست ولی در عین حال چنین برخوردهایی حاکی از آن است که جمهوری اسلامی به شدت ضعیف شده و راه تهدید را برگزیده است؛شیوه ای که بیش از هر چیز نشانگر ضعف حکومت است. 
در بین کسانی که تدارک ترور آن ها به مقامات امنیتی و پلیس محل اقامتشان گزارش شده دو تن از سران عالی رتبه سابق جمهوری اسلامی هم دیده می شوند که از کشور خارج شده و به جمع مخالفان حکومت پیوسته اند.


</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فرشته قاضی</p> برخی گزارش ها از طراحی ترور چند تن از فعالین سیاسی در خارج از کشور حکایت دارد.گفته می شود در بین دکتر عبدالکریم سروش و شیرین عبادی در بین این اسامی قرار دارند و برخی دیگر نیز به صورت تلفنی یا از طریق ایمیل تهدید به مرگ شده اند.
براساس گزارش هایی که به &quot;روز&quot; رسیده عملیات ایذائی و ترور چند چهره سرشناس مخالف جمهوری اسلامی در دستور کار دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفته است. در همین راستا و به دنبال ارسال ایمیل های تهدید آمیز،اخیرا در یک مورد، دو تن از اتباع کشورهای دیگر، به اتهام جمع آوری اطلاعات از یکی از این چهره ها، تحت بازجوئی پلیس کشور محل اقامت خود&nbsp; قرار گرفته اند.
براساس همین گزارش شیرین عبادی و دکتر عبدالکریم سروش و یکی از مقامات بلندپایه سابق جمهوری اسلامی از جمله کسانی هستند که تدارک ترور آنان از سوی مقامات تهران دیده شده است.
در همین راستا تعدادی از فعالین سیاسی و روزنامه نگاران مقیم خارج کشور هم مورد تهدید قرار گرفته و حتی ایمیل های تهدید آمیزی از درون سفارت خانه های جمهوری اسلامی به آنان ارسال شده است.در این ایمیل ها از آنان خواسته شده یا سکوت کنند و یا منتظر عواقب احتمالی برخوردهایشان باشند.
گفته می شود همزمان با&nbsp; تیرگی شدید روابط&nbsp; تهران با کشورهای اروپائی و آمریکا و طرح&nbsp; احتمال حمله نظامی به تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی، ترور مخالفان در دستور کار حکومت قرار گرفته. به گفته برخی تحلیلگران&nbsp; بعد از ترور چند تن از کارکنان صنایع هسته ای جمهوری اسلامی و از آن جا که روحیه دیگر افراد شاغل در این مراکز به شدت صدمه دیده، احتمال دارد حکومت تهران در صدد انتقام جویی برآمده باشد تا به این ترتیب روحیه تضعیف شده کارکنان این مراکز را تقویت کند.
به دنبال واکنش تند کشورهای اروپائی پس از عملیات تروریستی رستوران میکونوس برلین و همچنین با روی کار آمدن دولت اصلاح طلب سید محمد خاتمی، &nbsp;عملیات تروریستی برون مرزی جمهوری اسلامی متوقف شد؛ عملیاتی که تیم عوامل قتل های زنجیره ای به انجام آنها اعتراف کرده بود.
یک روزنامه نگار ایرانی مقیم فرانسه با اعلام اینکه ایمیل ها و تلفن های تهدید آمیزی به او می شود به روز گفت:پیغام فرستاده اند که فکر نکنید خارج از کشور هستید ،هر وقت لازم باشد شما را به راحتی به داخل کشور بر می گردانیم.
وی از شکایت به مراجع قانونی در کشور میزبان خود خبر می دهد و می افزاید:احتمال این حرکات منتفی نیست ولی در عین حال چنین برخوردهایی حاکی از آن است که جمهوری اسلامی به شدت ضعیف شده و راه تهدید را برگزیده است؛شیوه ای که بیش از هر چیز نشانگر ضعف حکومت است. 
در بین کسانی که تدارک ترور آن ها به مقامات امنیتی و پلیس محل اقامتشان گزارش شده دو تن از سران عالی رتبه سابق جمهوری اسلامی هم دیده می شوند که از کشور خارج شده و به جمع مخالفان حکومت پیوسته اند.


]]></content:encoded>
			<category>fa_secondnews</category>
			
			<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 01:17:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>جمهوری اسلامی در آستانه ورشکستگی است </title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/08/article/-59596ddab8.html</link>
			<description>معتصم طاطایی، تحلیل گر مسائل اقتصادی خاورمیانه و استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه لندن (S.O.A.S) در مصاحبه با روز می گوید تحریم های اقتصادی به مرور، جمهوری اسلامی را به سوی یک نوع ورشکستگی اقتصادی خواهد برد.
در تازه‌ترین مورد تحریم‌های بین المللی علیه ایران، باراک اوباما، با صدور بخشنامه‌ای، کلیه دارائی‌های جمهوری اسلامی را مسدود کرد؛ آنهم سه روز پس از آنکه کمیتۀ امور بانکی مجلس سنای این کشور، شرکت ملی نفت و شرکت ملی نفتکش ایران را نیز مشمول تحریم‌های جدید کرد. 
رسانه‌های خارجی همزمان به نقل از منابع صنعت نفت چین، از تصمیم شرکت‌های این کشور برای کاهش واردات نفت خام ایران خبر داده‌اند؛ بر اساس گزارش‌ها میزان واردات نفتی چین از ماه مارس به نصف میزانی می‌رسد که سال گذشته از ایران وارد کرده‌اند. 
تاثیرات افزایش تحریم‏های کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی روز به روز بیشتر خود را در زندگی روزمره مردم نشان می‌‏دهد؛ تاجایی که یک نماینده مجلس گفته ساکنان خط فقر ۱۵ تا ۲۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته‌اند.
معتصم طاطایی، در این گفتگو به تاثیر تحریم ها بر جمهوری اسلامی می پردازد:

تاثیر دراز مدت تحریم‌های اخیر را، گذشته از تاثیر مقطعی و کنونی آن بر وضعیت کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 
تحریم‌ها اهداف مختلفی را دنبال کرده اند. اگر به عقب برگردیم، می‌بینیم اهداف تحریم‌ها در ابتدا، جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی بود. شرکت‌هایی هدف قرار گرفتند که به اعتقاد غرب، تکنولوژی هسته‌ای را در اختیار ایران قرار می‌دادند. غرب قصد داشت علاوه بر شناسایی این شرکت‌ها، روابط موجود را هم قطع کند؛ موضوعی که در آن موفق عمل کرد. اما جمهوری اسلامی در برابر سعی کرد تکنولوژی مورد نیاز خود را از راه های دیگر به دست بیاورد. کشورهایی مانند روسیه و یا شرکت هایی حاضر بودند به صورت زیرزمینی با ایران معامله داشته باشند. این موضوع باعث شد غرب گام‌های دیگری بردارد و مستقیما شرکت‌هایی را هدف قرار دهد که با ایران پروژه‌های مشترک اقتصادی دارند. در میان آن‌ها مجموعه بزرگی از شرکتهای ژاپنی، آلمانی و فرانسوی دیده می‌شد. این موج از تحریم‌ها نیز به هدف قطع ارتباط شرکت‌های بزرگ اقتصادی با ایران صورت گرفت که در دراز مدت موجب شد بیشتر آنهایی که در این مبادلات شرکت داشتند، دیگر نتوانند به روابط خود ادامه دهند. تاثیر آن هم بیکاری افرادی بود که در داخل ایران در این پروژه ها مشغول به کار بودند. شاید بتوان این را آغاز تاثیر تحریم‌ها تلقی کرد. در عین حال، به صورت واقعی ارتباط ایران با خارج به ویژه با آن‌دسته از شرکت‌های غربی که بخشی از این تکنولوژی را در اختیار ایران قرار می‌دادند، قطع شد. اما اگر به دور جدید تحریم‌ها که از دو ماه پیش شروع شد نگاه کنیم، می‌بینیم موارد تازه تری مطرح شده اند. هدفی که غرب در این دور از تحریم‌ها مشخصا دنبال کرد، محاصره اقتصادی بانک مرکزی و به طور کلی صنعت نفت ایران بود. تاثیرهای کوتاه مدت آن هم رویارویی ایران با موجی از نابسامانی های اقتصادی در زمینه‌های مختلف است. مشکلی که ایران در دور اول تحریم‌ها با آن روبرو نشد. تاثیرات کوتاه مدت و دراز مدت تحریم‌های دو ماه گذشته، می‌تواند باعث رشد همزمان چندشاخص اقتصادی در ایران شود: تورم، بیکاری و از همه مهم‌تر نابسامانی اقتصادی. در اقتصاد، زمانی که این سه شاخص به موازات هم حرکت کنند، کشورها، با نابسامانی اقتصادی در تمام زمینه‌ها روبرو می‌شوند. اقتصاد ایران در حال حاضر با چنین بحرانی روبروست. در هفته‌های اخیر، تاثیرات تحریم‌ها همانطور که مد نظر غرب بود، به بازار ارز منتقل شد. زمانی که بازار ارز دچار بحران شود- که شده است- تاثیر‌ها بسیار گسترده‌تر خواهد شد. دلاری که قبلن بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان در نوسان بود، در زمان کوتاهی، حتی تا سقف 2500 تومان هم رفت. در واقع ارزش پول ملی ایران، در مدت زمان کوتاهی در برابر ارزی مانند دلار نصف شد. هدف نهایی تحریم‌ها حرکت به سوی بی‌ارزش کردن کامل ارز ملی ایران است. اما قبل از آن در طول هفته‌های گذشته، مشاهده کردیم که میزان تورم بنا بر برخی اظهارات مسئولان از ۲۰ به ۴۰ درصد هم افزایش یافته است. وقتی که تورم یک کشور در مدت زمان بسیار کوتاه، دوبرابر شود، نشان از حرکت آن کشور به سوی نوعی ورشکستگی اقتصادی دارد. مختصر اینکه، دور جدید تحریم‌ها ایران را در سراشیبی ورشکستگی اقتصادی قرار داده است. 

اشاره کردید که اهداف غرب در تحریم‌ها، تغییر رفتار جمهوری اسلامی در رابطه با مساله هسته‌ای است. آنها تا چه اندازه در این زمینه موفق شده اند؟
به نظر می‌رسد در دراز مدت موفق عمل کرده و تحریم‌ها نیز تاثیر گذار بوده است. ایران از آغاز تحریم‌ها با مشکلاتی در رابطه با انرژی هسته‌ای روبرو و مجبور شد برای تامین هزینه‌ها به فکر ایجاد بدیل‌های جدید باشد. تمام پروژه های مشترک، که مشمول تحریم‌ها شدند نیمه تمام ماندند. ایران در حال حاضر در تمام زمینه‌ها منزوی شده است. اگر وضعیت به این ترتیب ادامه داشته باشد، این کشور هیچ راهی نخواهد داشت جز اینکه مجبور شود برای پاسخ گویی به مشکلات خود، دست به چاپ پول بزند. کشوری هم که به این مرحله برسد، به‌‌ همان بلای صدام حسین و موگابه دچار خواهد شد. تورم در زمان کوتاهی می‌تواند در مقیاس زیادی بالا برود. در حال حاضر ایران نیز در آستانه رویارویی با چنین وضعیتی است اما اینکه در ‌‌نهایت، جمهوری اسلامی حاضر شود از مواضع هسته‌ای اش کوتاه بیاید، قابل پیش بینی نیست. 

 تحریم‌ها تا کی می‌تواند ادامه داشته باشند؟ غرب چه ظرفیت‌هایی برای ادامه تحریم‌ها دارد؟ 
به نظر می‌رسد غرب به صورت نظام‌مند، هدف‌های خود را در تحریم‌ها دنبال می‌کند. آن‌ها طوری برنامه ریزی کرده‌اند که قطع یا کاهش حداکثری صادرات نفت ایران نتواند بر افزایش قیمت جهانی نفت تاثیر بگذارد. در همین راستا وزیر خزانه داری آمریکا با هماهنگی اتحادیه اروپا، سفرهایی را به چین، ژاپن و کره جنوبی آغاز کرده است. آن‌ها می‌خواهند کشورهایی که از ایران نفت می‌خرند، معاملات خود را کاملا قطع کنند و در برابر بدیل‌هایی برای تامین نفت مورد نیاز غرب و برخی از کشورهای آسیایی پیدا کنند. به نظر می‌رسد در این زمینه هم موفق شده‌اند. چون علاوه بر غرب، ژاپن و کره جنوبی هم اعلام کرده‌اند که به معاملات نفتی خود با ایران خاتمه می‌دهند. در این میان چین و هندوستان، دو کشوری هستند که هنوز بر سر اهداف غرب به اجماع نرسیده و اعلام کرده‌اند مبادلات نفتی خود با ایران را قطع نمی‌کنند. هر چند چین در روزهای گذشته اعلام کرد که میزان واردات نفتی خود از ایران را از ماه مارس سال جاری به نصف می‌رساند. چین و حتی هندوستان همچنان با کشورهایی نظیر عربستان در حال رایزنی برای تامین نفت جایگزین هستند. در هر حال تا کنون ایران به دلیل تحریم‌ها در یک مخمصه خطرناک افتاده است. جمهوری اسلامی اخیرا غرب را تهدید کرده که صادرات نفتی‌اش را پیش از موعد مقرر قطع خواهد کرد. هدف آن هم، شوراندن کشورهایی مانند یونان علیه اروپا و مشخص‌تر آمریکا است که با بحران اقتصادی شدیدی دست به گریبان هستند. به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی نتواند به هدف خود در این زمینه برسد، چون تمام کشورهایی که خریدار اصلی نفت ایران به شمار می‌آمدند، در حال تجدید نظر هستند. بسیاری از این کشور‌ها از طریق دولت به کابینه‌های خود اعلام کرده‌اند که همزمان به دنبال پیدا کردن بدیل مناسب ایران باشند. در نتیجه می‌توانیم بگوییم که گام بعدی غرب در راستای تحریم‌ها، ایجاد یک اجماع گسترده در سطح جهانی و منطقه‌ای علیه ایران و مشخصا در راستای قطع کامل روابط اقتصادی با این کشور است. 

تاثیرات افزایش تحریم‏‌ها بر زندگی روزمره مردم را چگونه ارزیابی می کنید؟ 
ایران تا کنون از طریق ارتباط‌های بین المللی‌اش توانسته است نیاز‌های اقتصادی خود را تامین کند. ایران کشور ثروتمندی است که حتی اگر صرفا به فروش نفت اتکا کند، قادر به ادامه حیات اقتصادی است. با توجه به محدودیت‌های گسترده در رابطه با استخراج نفت، ایران توانسته است از طریق فروش این محصول، به در آمد ۷۰۰ میلارد دلاری در طول سال دست یابد. این میزان از درآمد باعث شده است که جمهوری اسلامی مجموعه‌ای بزرگ از نیازهای خود را از طریق خارج تامین کنند. به ویژه نیازهای روزمره مردم مانند غلات، قطعات ماشین، لوازم الکترونیک و غیره. اما با اتفاقی که اخیرا افتاده، تامین این نیاز‌ها نیز به تبع از حالت رسمی و متعادل خود خارج می‌شود. آنطور که از تصمیم آمریکا و متحدان وی بر می آید، می خواهند تمامی مجاری ارتباطی ایران با جهان غرب قطع شود. ایران در چنین شرایطی باید به بازار زیرزمینی روی بیاورد و برای آن هم مجبور می‌شود که نیازهای اساسی خود را با نرخ‌های به مراتب بالاتری تهیه کند. در نتیجه قیمت تمام کالاهای وارداتی به طور قطع چند برابر می‌شود. در وضعیتی اینچنینی نرخ تورم در ایران که در حالت عادی هم بالا بوده، چند برابر می‌شود. رشد سریع میزان تورم، قدرت خرید را کمتر و کمتر میکند و نهایتا پدیده فقر تقویت می‌شود. علاوه بر این، وضعیت فعلی می تواند به ویژه باعث تقویت مافیای زیر زمینی ‌شود. این مافیا سعی می‌کند نیازهای روزانه مردم را با قیمت‌های کلان وارد بازار کند. سرمایه تعداد محدودی که این توانایی را دارند، در زمان کوتاه به یک ثروت عظیم تبدیل می‌شود و در برابر نیز اکثریت مردم ایران به سمت فقر حرکت خواهند کرد.

اما جمهوری اسلامی می‌گوید تحریم‌ها بی‌اثر است و حتی در مجلس پیشنهاد شده ایران قبل از موعد مقرر غرب، صادرات نفت را متوقف کند... 
به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی دچار یک بحران فراگیر شده و در این راستا مجبور است تن به هر وضعیتی بدهد تا تاثیرات را به حداقل برساند. حرفهایی که در مورد قطع صادرات نفت در هفته‌های گذشه مطرح شده، به این معنی است که ایران می‌خواهد نشان دهد که هنوز قدرت مانور دارد؛ قدرتی که در واقع از آن برخوردار نیست. عربستان سعودی تصمیم گرفته است، کمبود نفت ایران را در بازار جهانی تامین کند. اگر عربستان این تصمیم را عملی کند که ظاهرا هم اینطور خواهد بود، تمام مشتری‌های ایران به سمت سعودی‌ها خواهند رفت. در نتیجه این گونه تبلیغات و اظهارنظرهای نسنجیده سیاسی، بیشتر نشان از یک آشفتگی روانی دارد تا یک تصمیم عقلانی. 

گفته می‌شود صادراتی که ایران تهدید به توقف آنها کرده، پیش فروش شده است. این اقدام در عرف روابط دیپلماتیک چگونه قابل ارزیابی است؟ آیا جمهوری اسلامی به لحاظ قانونی می‌تواند دست به چنین کاری بزند؟ 
معمولا قراردادهای نفتی طولانی مدت هستند و بر اساس آن دو طرف معامله بر مبنای یک قیمت معین برای مدت زمان مشخصی وارد مبادله می‌شوند. این قرارداد‌ها تا پایان مدت قرارداد، قابل فسخ نیستند. اگر احیانا جمهوری اسلامی به این قرارداد‌های پایبند نباشد، طرف‌های مقابل آن می‌توانند او را به محکمه‌های بین المللی بکشانند و در صورت محکومیت، ایران باید غرامت تاخیر‌ها راهم پرداخت کند. 

متقابلا چه؟ جمهوری اسلامی نمی‌تواند به دلیل تحریم‌ها علیه غرب شکایت کند؟ 
غرب به رهبری آمریکا به تمام این احتمالات به صورت حساب شده اندیشیده است. اگر به قطع نامه تحریمی اروپا دقت کنید، در آن مقرر شده که تحریم‌ها از تیرماه قابلیت اجرایی شدن دارند. ظاهرا به دلیل این مهلت قانونی، جمهوری اسلامی نمی‌تواند اقدامی علیه این کشور‌ها صورت دهد. 

برخی از کشور‌ها مانند عراق خواسته‌اند که غرب آن‌ها را از تحریم معاف کند. مبادلات اقتصادی ایران با این کشور‌ها چقدر در سبک کردن بار جمهوری اسلامی زیر فشار تحریم‌ها و دور زدن آنها کمک می‌کند؟ 
ایران تامین کننده یک سری نیازهای اساسی جامعه عراق است. عراق به نفت ایران احتیاج ندارد، اما شرکت‌هایی هستند که در صورت اینکه عراق هم شامل تحریم‌ها شود، مجبور به توقف مبادلات خود می‌شوند. اما با توجه به وضعیت فعلی، پیش بینی می‌شود ایران به زودی با بحران داخلی کمبود کالا روبرو خواهد شد. موضوعی که در هر صورت موجب تضعیف روابط اقتصادی ایران با عراق و سایر کشورهای همسایه می‌شود. در این شرایط عراق دیگر قادر نخواهد بود، کالاهای مورد نیاز را از ایران وارد کند. بازار داخلی ایران در حال حاضر با کمبود‌های گسترده‌ای روبروست، بنابراین اگر به تولیدات داخلی احساس نیاز شود، خود به خود صادرات به حداقل خواهد رسید. تاثیراتی که این قطع ارتباط بر جمهوری اسلامی خواهد گذاشت، قابل مقایسه با تاثیراتی که ممکن است از سوی بقیه کشور‌ها بر او تحمیل شود، نیست. دلیل آن هم مشخص است. بحران کنونی آنقدر فراگیر است که کشورهایی مانند عراق و افغانستان قادر به جبران آن نیستند. گذشته از این در هفته‌هایی که بحران ارزی در اوج بود، به همین موازات، عراق هم دچار کمبود ارز در بازار شد. همین نشان داد که ایران به عنوان بازیکن اصلی بازار ارز در عراق، ارزهای خود را از آنجا به داخل منتقل کرده و خروج ارز‌ها در واقع بیشتر به ضرر عراق تمام شده است. ایران در هرصورت می‌خواهد کمبود ارز در کشورش را جبران کند و برای انجام این امر، به هر اقدامی دست می‌زند. دولتی مانند عراق حتی در صورت اینکه شامل تحریم‌ها هم نشود، نمی‌تواند باری از روی بحران اقتصادی ایران بردارد. 

این تحریم‌ها به لحاظ سیاسی چه تاثیری می‌تواند بر مناسبات جمهوری اسلامی در سطوح داخلی و خارجی بگذارد؟ 
تا جایی که به مناسبات بین المللی مربوط می‌شود، به نظر می‌رسد ایران به میدان تنش قدرت‌های امروز دنیا تبدیل شده است. بحران اقتصادی که در سال ۲۰۰۸ بر آمریکا تحمیل شد، موقعیت این کشور را دچار تزلزل کرد. بحرانی که هرگز آمریکا و غرب پیش بینی‌اش را نمی‌کردند. این بحران هژمونی آمریکا را به صورت واقعی دچار لطمه کرد. از سال ۲۰۰۹ به این طرف اتفاق دیگری در سطح جهانی افتاد. میزان تولید کشورهای غیر پیشرفته از میزان تولید کشورهای پیشرفته دنیا پیشی گرفت. این مساله یعنی حضور رقبای جدی در کشورهای غیرپیشرفته ای مانند چین و هندوستان، معادلات اقتصادی دنیا را عوض کرده است. در نتیجه موقعیت آمریکا و به طور کلی غرب با یک خطر جدی روبرو است. این درحالی است که در حوزه اقتصاد هم بحران آن‌ها تشدید شده و این مساله در سطوح سیاسی نمود پیدا می‌کند. کشورهایی مانند چین و روسیه به راحتی حاضر نیستند به توصیه‌های آمریکا گوش دهند. نشست اخیر شورای امنیت در مورد سوریه تنها یکی از مصداق هاست. این نشان از آغاز فصلی جدید در مناسبات سیاسی بین المللی دارد. اگر کشوری مانند آمریکا، به عنوان قدرت اصلی غرب، بخواهد کماکان مواضعش به نظر اعتبار پذیرفته شود، نیاز دارد مجددا یکه تازی خود را ثابت کند. در طول تاریخ موارد زیادی در این زمینه دیده شده است. آمریکا بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اقتدار جهانی خود را ثابت کرد. اقتداری که ۱۰ سال بعد در افغانستان و عراق تمدید شد. اکنون در سال ۲۰۱۲ با توجه به نکاتی که اشاره شد، آمریکا نیاز به تمدید هژمونی خود در دنیا دارد. در حال حاضر سوریه و ایران در کانون توجه غرب هستند. حمایت هیستریک روسیه و چین از سوریه، بسیاری از موضوع ها را روشن می کند. روس‌ها در راستای دفاع از ایران و پایبندی به این اصل که ایران نباید در برابر غرب تسلیم شود وارد یک تنش جهانی شده اند. از طرفی عربستان در این میان به شدت در حال سرمایه گذاری است و حتی در نظر دارد از طریق قطر در معادلات لیبی نقش بازی کند. در رابطه با سوریه هم همینطور. اگر این قرائت را مستند کنیم و اجزای آن را در کنار یکدیگر بچینیم، پی می‌بریم اتفاقاتی که در ایران در حال رخ دادن است، منحصر به مساله هسته‌ای نیست، هر چند بخش مهمی از آن است. اگر ایران بتواند به سلاح اتمی دست بیابد، اعتماد به نفس قدرت‌های مقابل آمریکا در آسیا نیز بالا می‌رود. آمریکا به خوبی از این موضوع اطلاع دارد. بنابراین هر گونه تاثیر سیاسی تحریم‌های اقتصادی را باید در چنین ساختاری مورد بررسی قرار داد. اینطور به نظر می‌رسد که روسیه مصمم است که از طریق ایران یک بار دیگر ابرقدرتی خود را در سطح جهانی ثابت کند. 
اما اگر بخواهیم به تاثیرات سیاسی در داخل ایران ایران بپردازیم، باید بگویم که مردم در حال حاضر در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های زندگی خود به لحاظ اقتصادی قرار دارند. آیا این موضوع به مشکلات سیاسی ایران دامن خواهد زد؟ به نظر من این احتمال بسیار بالاست. چون مردم تا مرحله‌ای می‌توانند فشار‌ها را تحمل کنند. کمبود نیازهای اساسی به اعتراضاتی در ایران دامن خواهد زد که ممکن است همزمان به طرح مجدد مطالبات سیاسی هم بیانجامد. مگر اینکه جمهوری اسلامی بیش از پیش به سرکوب و گسترش دامنه آن ادامه دهد. هر چند با توجه به بحران اقتصادی و تنش‌های جهانی، موفقیت جمهوری اسلامی در این زمینه نیز با تردید‌های جدی روبروست.</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کاوه قریشی</p> معتصم طاطایی، تحلیل گر مسائل اقتصادی خاورمیانه و استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه لندن (S.O.A.S) در مصاحبه با روز می گوید تحریم های اقتصادی به مرور، جمهوری اسلامی را به سوی یک نوع ورشکستگی اقتصادی خواهد برد.
در تازه‌ترین مورد تحریم‌های بین المللی علیه ایران، باراک اوباما، با صدور بخشنامه‌ای، کلیه دارائی‌های جمهوری اسلامی را مسدود کرد؛ آنهم سه روز پس از آنکه کمیتۀ امور بانکی مجلس سنای این کشور، شرکت ملی نفت و شرکت ملی نفتکش ایران را نیز مشمول تحریم‌های جدید کرد. 
رسانه‌های خارجی همزمان به نقل از منابع صنعت نفت چین، از تصمیم شرکت‌های این کشور برای کاهش واردات نفت خام ایران خبر داده‌اند؛ بر اساس گزارش‌ها میزان واردات نفتی چین از ماه مارس به نصف میزانی می‌رسد که سال گذشته از ایران وارد کرده‌اند. 
تاثیرات افزایش تحریم‏های کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی روز به روز بیشتر خود را در زندگی روزمره مردم نشان می‌‏دهد؛ تاجایی که یک نماینده مجلس گفته ساکنان خط فقر ۱۵ تا ۲۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته‌اند.
معتصم طاطایی، در این گفتگو به تاثیر تحریم ها بر جمهوری اسلامی می پردازد:

<strong>تاثیر دراز مدت تحریم‌های اخیر را، گذشته از تاثیر مقطعی و کنونی آن بر وضعیت کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟ </strong>
تحریم‌ها اهداف مختلفی را دنبال کرده اند. اگر به عقب برگردیم، می‌بینیم اهداف تحریم‌ها در ابتدا، جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی بود. شرکت‌هایی هدف قرار گرفتند که به اعتقاد غرب، تکنولوژی هسته‌ای را در اختیار ایران قرار می‌دادند. غرب قصد داشت علاوه بر شناسایی این شرکت‌ها، روابط موجود را هم قطع کند؛ موضوعی که در آن موفق عمل کرد. اما جمهوری اسلامی در برابر سعی کرد تکنولوژی مورد نیاز خود را از راه های دیگر به دست بیاورد. کشورهایی مانند روسیه و یا شرکت هایی حاضر بودند به صورت زیرزمینی با ایران معامله داشته باشند. این موضوع باعث شد غرب گام‌های دیگری بردارد و مستقیما شرکت‌هایی را هدف قرار دهد که با ایران پروژه‌های مشترک اقتصادی دارند. در میان آن‌ها مجموعه بزرگی از شرکتهای ژاپنی، آلمانی و فرانسوی دیده می‌شد. این موج از تحریم‌ها نیز به هدف قطع ارتباط شرکت‌های بزرگ اقتصادی با ایران صورت گرفت که در دراز مدت موجب شد بیشتر آنهایی که در این مبادلات شرکت داشتند، دیگر نتوانند به روابط خود ادامه دهند. تاثیر آن هم بیکاری افرادی بود که در داخل ایران در این پروژه ها مشغول به کار بودند. شاید بتوان این را آغاز تاثیر تحریم‌ها تلقی کرد. در عین حال، به صورت واقعی ارتباط ایران با خارج به ویژه با آن‌دسته از شرکت‌های غربی که بخشی از این تکنولوژی را در اختیار ایران قرار می‌دادند، قطع شد. اما اگر به دور جدید تحریم‌ها که از دو ماه پیش شروع شد نگاه کنیم، می‌بینیم موارد تازه تری مطرح شده اند. هدفی که غرب در این دور از تحریم‌ها مشخصا دنبال کرد، محاصره اقتصادی بانک مرکزی و به طور کلی صنعت نفت ایران بود. تاثیرهای کوتاه مدت آن هم رویارویی ایران با موجی از نابسامانی های اقتصادی در زمینه‌های مختلف است. مشکلی که ایران در دور اول تحریم‌ها با آن روبرو نشد. تاثیرات کوتاه مدت و دراز مدت تحریم‌های دو ماه گذشته، می‌تواند باعث رشد همزمان چندشاخص اقتصادی در ایران شود: تورم، بیکاری و از همه مهم‌تر نابسامانی اقتصادی. در اقتصاد، زمانی که این سه شاخص به موازات هم حرکت کنند، کشورها، با نابسامانی اقتصادی در تمام زمینه‌ها روبرو می‌شوند. اقتصاد ایران در حال حاضر با چنین بحرانی روبروست. در هفته‌های اخیر، تاثیرات تحریم‌ها همانطور که مد نظر غرب بود، به بازار ارز منتقل شد. زمانی که بازار ارز دچار بحران شود- که شده است- تاثیر‌ها بسیار گسترده‌تر خواهد شد. دلاری که قبلن بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان در نوسان بود، در زمان کوتاهی، حتی تا سقف 2500 تومان هم رفت. در واقع ارزش پول ملی ایران، در مدت زمان کوتاهی در برابر ارزی مانند دلار نصف شد. هدف نهایی تحریم‌ها حرکت به سوی بی‌ارزش کردن کامل ارز ملی ایران است. اما قبل از آن در طول هفته‌های گذشته، مشاهده کردیم که میزان تورم بنا بر برخی اظهارات مسئولان از ۲۰ به ۴۰ درصد هم افزایش یافته است. وقتی که تورم یک کشور در مدت زمان بسیار کوتاه، دوبرابر شود، نشان از حرکت آن کشور به سوی نوعی ورشکستگی اقتصادی دارد. مختصر اینکه، دور جدید تحریم‌ها ایران را در سراشیبی ورشکستگی اقتصادی قرار داده است. 

<strong>اشاره کردید که اهداف غرب در تحریم‌ها، تغییر رفتار جمهوری اسلامی در رابطه با مساله هسته‌ای است. آنها تا چه اندازه در این زمینه موفق شده اند؟</strong>
به نظر می‌رسد در دراز مدت موفق عمل کرده و تحریم‌ها نیز تاثیر گذار بوده است. ایران از آغاز تحریم‌ها با مشکلاتی در رابطه با انرژی هسته‌ای روبرو و مجبور شد برای تامین هزینه‌ها به فکر ایجاد بدیل‌های جدید باشد. تمام پروژه های مشترک، که مشمول تحریم‌ها شدند نیمه تمام ماندند. ایران در حال حاضر در تمام زمینه‌ها منزوی شده است. اگر وضعیت به این ترتیب ادامه داشته باشد، این کشور هیچ راهی نخواهد داشت جز اینکه مجبور شود برای پاسخ گویی به مشکلات خود، دست به چاپ پول بزند. کشوری هم که به این مرحله برسد، به‌‌ همان بلای صدام حسین و موگابه دچار خواهد شد. تورم در زمان کوتاهی می‌تواند در مقیاس زیادی بالا برود. در حال حاضر ایران نیز در آستانه رویارویی با چنین وضعیتی است اما اینکه در ‌‌نهایت، جمهوری اسلامی حاضر شود از مواضع هسته‌ای اش کوتاه بیاید، قابل پیش بینی نیست. 

<strong>&nbsp;تحریم‌ها تا کی می‌تواند ادامه داشته باشند؟ غرب چه ظرفیت‌هایی برای ادامه تحریم‌ها دارد؟ </strong>
به نظر می‌رسد غرب به صورت نظام‌مند، هدف‌های خود را در تحریم‌ها دنبال می‌کند. آن‌ها طوری برنامه ریزی کرده‌اند که قطع یا کاهش حداکثری صادرات نفت ایران نتواند بر افزایش قیمت جهانی نفت تاثیر بگذارد. در همین راستا وزیر خزانه داری آمریکا با هماهنگی اتحادیه اروپا، سفرهایی را به چین، ژاپن و کره جنوبی آغاز کرده است. آن‌ها می‌خواهند کشورهایی که از ایران نفت می‌خرند، معاملات خود را کاملا قطع کنند و در برابر بدیل‌هایی برای تامین نفت مورد نیاز غرب و برخی از کشورهای آسیایی پیدا کنند. به نظر می‌رسد در این زمینه هم موفق شده‌اند. چون علاوه بر غرب، ژاپن و کره جنوبی هم اعلام کرده‌اند که به معاملات نفتی خود با ایران خاتمه می‌دهند. در این میان چین و هندوستان، دو کشوری هستند که هنوز بر سر اهداف غرب به اجماع نرسیده و اعلام کرده‌اند مبادلات نفتی خود با ایران را قطع نمی‌کنند. هر چند چین در روزهای گذشته اعلام کرد که میزان واردات نفتی خود از ایران را از ماه مارس سال جاری به نصف می‌رساند. چین و حتی هندوستان همچنان با کشورهایی نظیر عربستان در حال رایزنی برای تامین نفت جایگزین هستند. در هر حال تا کنون ایران به دلیل تحریم‌ها در یک مخمصه خطرناک افتاده است. جمهوری اسلامی اخیرا غرب را تهدید کرده که صادرات نفتی‌اش را پیش از موعد مقرر قطع خواهد کرد. هدف آن هم، شوراندن کشورهایی مانند یونان علیه اروپا و مشخص‌تر آمریکا است که با بحران اقتصادی شدیدی دست به گریبان هستند. به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی نتواند به هدف خود در این زمینه برسد، چون تمام کشورهایی که خریدار اصلی نفت ایران به شمار می‌آمدند، در حال تجدید نظر هستند. بسیاری از این کشور‌ها از طریق دولت به کابینه‌های خود اعلام کرده‌اند که همزمان به دنبال پیدا کردن بدیل مناسب ایران باشند. در نتیجه می‌توانیم بگوییم که گام بعدی غرب در راستای تحریم‌ها، ایجاد یک اجماع گسترده در سطح جهانی و منطقه‌ای علیه ایران و مشخصا در راستای قطع کامل روابط اقتصادی با این کشور است. 

<strong>تاثیرات افزایش تحریم‏‌ها بر زندگی روزمره مردم را چگونه ارزیابی می کنید؟ </strong>
ایران تا کنون از طریق ارتباط‌های بین المللی‌اش توانسته است نیاز‌های اقتصادی خود را تامین کند. ایران کشور ثروتمندی است که حتی اگر صرفا به فروش نفت اتکا کند، قادر به ادامه حیات اقتصادی است. با توجه به محدودیت‌های گسترده در رابطه با استخراج نفت، ایران توانسته است از طریق فروش این محصول، به در آمد ۷۰۰ میلارد دلاری در طول سال دست یابد. این میزان از درآمد باعث شده است که جمهوری اسلامی مجموعه‌ای بزرگ از نیازهای خود را از طریق خارج تامین کنند. به ویژه نیازهای روزمره مردم مانند غلات، قطعات ماشین، لوازم الکترونیک و غیره. اما با اتفاقی که اخیرا افتاده، تامین این نیاز‌ها نیز به تبع از حالت رسمی و متعادل خود خارج می‌شود. آنطور که از تصمیم آمریکا و متحدان وی بر می آید، می خواهند تمامی مجاری ارتباطی ایران با جهان غرب قطع شود. ایران در چنین شرایطی باید به بازار زیرزمینی روی بیاورد و برای آن هم مجبور می‌شود که نیازهای اساسی خود را با نرخ‌های به مراتب بالاتری تهیه کند. در نتیجه قیمت تمام کالاهای وارداتی به طور قطع چند برابر می‌شود. در وضعیتی اینچنینی نرخ تورم در ایران که در حالت عادی هم بالا بوده، چند برابر می‌شود. رشد سریع میزان تورم، قدرت خرید را کمتر و کمتر میکند و نهایتا پدیده فقر تقویت می‌شود. علاوه بر این، وضعیت فعلی می تواند به ویژه باعث تقویت مافیای زیر زمینی ‌شود. این مافیا سعی می‌کند نیازهای روزانه مردم را با قیمت‌های کلان وارد بازار کند. سرمایه تعداد محدودی که این توانایی را دارند، در زمان کوتاه به یک ثروت عظیم تبدیل می‌شود و در برابر نیز اکثریت مردم ایران به سمت فقر حرکت خواهند کرد.

<strong>اما جمهوری اسلامی می‌گوید تحریم‌ها بی‌اثر است و حتی در مجلس پیشنهاد شده ایران قبل از موعد مقرر غرب، صادرات نفت را متوقف کند... </strong>
به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی دچار یک بحران فراگیر شده و در این راستا مجبور است تن به هر وضعیتی بدهد تا تاثیرات را به حداقل برساند. حرفهایی که در مورد قطع صادرات نفت در هفته‌های گذشه مطرح شده، به این معنی است که ایران می‌خواهد نشان دهد که هنوز قدرت مانور دارد؛ قدرتی که در واقع از آن برخوردار نیست. عربستان سعودی تصمیم گرفته است، کمبود نفت ایران را در بازار جهانی تامین کند. اگر عربستان این تصمیم را عملی کند که ظاهرا هم اینطور خواهد بود، تمام مشتری‌های ایران به سمت سعودی‌ها خواهند رفت. در نتیجه این گونه تبلیغات و اظهارنظرهای نسنجیده سیاسی، بیشتر نشان از یک آشفتگی روانی دارد تا یک تصمیم عقلانی. 

<strong>گفته می‌شود صادراتی که ایران تهدید به توقف آنها کرده، پیش فروش شده است. این اقدام در عرف روابط دیپلماتیک چگونه قابل ارزیابی است؟ آیا جمهوری اسلامی به لحاظ قانونی می‌تواند دست به چنین کاری بزند؟ </strong>
معمولا قراردادهای نفتی طولانی مدت هستند و بر اساس آن دو طرف معامله بر مبنای یک قیمت معین برای مدت زمان مشخصی وارد مبادله می‌شوند. این قرارداد‌ها تا پایان مدت قرارداد، قابل فسخ نیستند. اگر احیانا جمهوری اسلامی به این قرارداد‌های پایبند نباشد، طرف‌های مقابل آن می‌توانند او را به محکمه‌های بین المللی بکشانند و در صورت محکومیت، ایران باید غرامت تاخیر‌ها راهم پرداخت کند. 

<strong>متقابلا چه؟ جمهوری اسلامی نمی‌تواند به دلیل تحریم‌ها علیه غرب شکایت کند؟ </strong>
غرب به رهبری آمریکا به تمام این احتمالات به صورت حساب شده اندیشیده است. اگر به قطع نامه تحریمی اروپا دقت کنید، در آن مقرر شده که تحریم‌ها از تیرماه قابلیت اجرایی شدن دارند. ظاهرا به دلیل این مهلت قانونی، جمهوری اسلامی نمی‌تواند اقدامی علیه این کشور‌ها صورت دهد. 

<strong>برخی از کشور‌ها مانند عراق خواسته‌اند که غرب آن‌ها را از تحریم معاف کند. مبادلات اقتصادی ایران با این کشور‌ها چقدر در سبک کردن بار جمهوری اسلامی زیر فشار تحریم‌ها و دور زدن آنها کمک می‌کند؟ </strong>
ایران تامین کننده یک سری نیازهای اساسی جامعه عراق است. عراق به نفت ایران احتیاج ندارد، اما شرکت‌هایی هستند که در صورت اینکه عراق هم شامل تحریم‌ها شود، مجبور به توقف مبادلات خود می‌شوند. اما با توجه به وضعیت فعلی، پیش بینی می‌شود ایران به زودی با بحران داخلی کمبود کالا روبرو خواهد شد. موضوعی که در هر صورت موجب تضعیف روابط اقتصادی ایران با عراق و سایر کشورهای همسایه می‌شود. در این شرایط عراق دیگر قادر نخواهد بود، کالاهای مورد نیاز را از ایران وارد کند. بازار داخلی ایران در حال حاضر با کمبود‌های گسترده‌ای روبروست، بنابراین اگر به تولیدات داخلی احساس نیاز شود، خود به خود صادرات به حداقل خواهد رسید. تاثیراتی که این قطع ارتباط بر جمهوری اسلامی خواهد گذاشت، قابل مقایسه با تاثیراتی که ممکن است از سوی بقیه کشور‌ها بر او تحمیل شود، نیست. دلیل آن هم مشخص است. بحران کنونی آنقدر فراگیر است که کشورهایی مانند عراق و افغانستان قادر به جبران آن نیستند. گذشته از این در هفته‌هایی که بحران ارزی در اوج بود، به همین موازات، عراق هم دچار کمبود ارز در بازار شد. همین نشان داد که ایران به عنوان بازیکن اصلی بازار ارز در عراق، ارزهای خود را از آنجا به داخل منتقل کرده و خروج ارز‌ها در واقع بیشتر به ضرر عراق تمام شده است. ایران در هرصورت می‌خواهد کمبود ارز در کشورش را جبران کند و برای انجام این امر، به هر اقدامی دست می‌زند. دولتی مانند عراق حتی در صورت اینکه شامل تحریم‌ها هم نشود، نمی‌تواند باری از روی بحران اقتصادی ایران بردارد. 

<strong>این تحریم‌ها به لحاظ سیاسی چه تاثیری می‌تواند بر مناسبات جمهوری اسلامی در سطوح داخلی و خارجی بگذارد؟ </strong>
تا جایی که به مناسبات بین المللی مربوط می‌شود، به نظر می‌رسد ایران به میدان تنش قدرت‌های امروز دنیا تبدیل شده است. بحران اقتصادی که در سال ۲۰۰۸ بر آمریکا تحمیل شد، موقعیت این کشور را دچار تزلزل کرد. بحرانی که هرگز آمریکا و غرب پیش بینی‌اش را نمی‌کردند. این بحران هژمونی آمریکا را به صورت واقعی دچار لطمه کرد. از سال ۲۰۰۹ به این طرف اتفاق دیگری در سطح جهانی افتاد. میزان تولید کشورهای غیر پیشرفته از میزان تولید کشورهای پیشرفته دنیا پیشی گرفت. این مساله یعنی حضور رقبای جدی در کشورهای غیرپیشرفته ای مانند چین و هندوستان، معادلات اقتصادی دنیا را عوض کرده است. در نتیجه موقعیت آمریکا و به طور کلی غرب با یک خطر جدی روبرو است. این درحالی است که در حوزه اقتصاد هم بحران آن‌ها تشدید شده و این مساله در سطوح سیاسی نمود پیدا می‌کند. کشورهایی مانند چین و روسیه به راحتی حاضر نیستند به توصیه‌های آمریکا گوش دهند. نشست اخیر شورای امنیت در مورد سوریه تنها یکی از مصداق هاست. این نشان از آغاز فصلی جدید در مناسبات سیاسی بین المللی دارد. اگر کشوری مانند آمریکا، به عنوان قدرت اصلی غرب، بخواهد کماکان مواضعش به نظر اعتبار پذیرفته شود، نیاز دارد مجددا یکه تازی خود را ثابت کند. در طول تاریخ موارد زیادی در این زمینه دیده شده است. آمریکا بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اقتدار جهانی خود را ثابت کرد. اقتداری که ۱۰ سال بعد در افغانستان و عراق تمدید شد. اکنون در سال ۲۰۱۲ با توجه به نکاتی که اشاره شد، آمریکا نیاز به تمدید هژمونی خود در دنیا دارد. در حال حاضر سوریه و ایران در کانون توجه غرب هستند. حمایت هیستریک روسیه و چین از سوریه، بسیاری از موضوع ها را روشن می کند. روس‌ها در راستای دفاع از ایران و پایبندی به این اصل که ایران نباید در برابر غرب تسلیم شود وارد یک تنش جهانی شده اند. از طرفی عربستان در این میان به شدت در حال سرمایه گذاری است و حتی در نظر دارد از طریق قطر در معادلات لیبی نقش بازی کند. در رابطه با سوریه هم همینطور. اگر این قرائت را مستند کنیم و اجزای آن را در کنار یکدیگر بچینیم، پی می‌بریم اتفاقاتی که در ایران در حال رخ دادن است، منحصر به مساله هسته‌ای نیست، هر چند بخش مهمی از آن است. اگر ایران بتواند به سلاح اتمی دست بیابد، اعتماد به نفس قدرت‌های مقابل آمریکا در آسیا نیز بالا می‌رود. آمریکا به خوبی از این موضوع اطلاع دارد. بنابراین هر گونه تاثیر سیاسی تحریم‌های اقتصادی را باید در چنین ساختاری مورد بررسی قرار داد. اینطور به نظر می‌رسد که روسیه مصمم است که از طریق ایران یک بار دیگر ابرقدرتی خود را در سطح جهانی ثابت کند. 
اما اگر بخواهیم به تاثیرات سیاسی در داخل ایران ایران بپردازیم، باید بگویم که مردم در حال حاضر در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های زندگی خود به لحاظ اقتصادی قرار دارند. آیا این موضوع به مشکلات سیاسی ایران دامن خواهد زد؟ به نظر من این احتمال بسیار بالاست. چون مردم تا مرحله‌ای می‌توانند فشار‌ها را تحمل کنند. کمبود نیازهای اساسی به اعتراضاتی در ایران دامن خواهد زد که ممکن است همزمان به طرح مجدد مطالبات سیاسی هم بیانجامد. مگر اینکه جمهوری اسلامی بیش از پیش به سرکوب و گسترش دامنه آن ادامه دهد. هر چند با توجه به بحران اقتصادی و تنش‌های جهانی، موفقیت جمهوری اسلامی در این زمینه نیز با تردید‌های جدی روبروست.]]></content:encoded>
			<category>fa_firstnews</category>
			
			<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 00:57:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>فرمانده سپاه قدس در اتاق جنگ سوریه</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/08/article/-f5d4589fc0.html</link>
			<description>هم‌زمان با وتوی قطعنامه شورای امنیت علیه سوریه توسط چین و روسیه٬ برخی نشریات منطقه به نقل از یک عضو شورای ملی سوریه نوشتند که قاسم سلیمانی٬ فرمانده سپاه قدس برای کمک به ارتش سوریه در این کشور به سر می‌برد.
این فرد٬ که نام وی منتشر نشده٬ گفته است که سلیمانی &quot;در اتاق جنگ سوریه حضور دائمی دارد و در طراحی عملیات کشتار توسط ارتش سوریه، نقش اساسی ایفا می کند&quot;. نشریاتی چون هاآرتص٬ چاپ اسراییل٬ و صباح٬ چاپ استامبول٬ این گزارش را منتشر کرده‌اند٬ اما نامی از منبع خود نبرده‌اند. هنوز هیچ‌کدام از منابع مستقل خبری این مساله را مورد تایید قرار نداده‌اند. 
این گزارش افزوده است که همراه با سلیمانی٬ نزدیک به ۱۵ هزار عضو سپاه قدس نیز در سوریه حضور یافته‌اند و در سرکوب معترضان به حکومت بشار اسد کمک می‌کنند. 
این نخستین بار نیست که جمهوری اسلامی به دست داشتن در سرکوب‌ مخالفان دولت سوریه متهم می‌شود. نشریه تودی زمان٬ پیش از این با انتشار تحلیلی درباره اتفاقات سوریه٬ نوشته بود: &quot;ایران نیز همچنان به ارائه کمک به رژیم خونخوار سوریه ادامه می دهد، و با دنبال کردن منافع ژئوپولیتیک خود در منطقه، به همان اندازه در کشتار مردم سوریه شریک است. هر قطره خونی که در سوریه ریخته می شود لکه ننگی بر پیشانی روسیه، چین و ایران به حساب می آید، که هر سه از رژیم استبدادی سوریه دفاع می کنند&quot;.
این گزارش چند روز پس از آن منتشر شد که رهبر جمهوری‌اسلامی در خطبه‌‌های نماز جمعه٬ اعلام کرد جمهوری‌اسلامی پیش از این در فلسطین و لبنان دخالت کرده و بعد از این نیز این کار را ادامه خواهد داد. 
پیش از این بسیاری از مقامات جمهوری‌اسلامی از دولت سوریه حمایت و معترضان را متهم کرده بودند که با تحریک کشورهای غربی٬ دست به &quot;اغتشاش&quot; می‌زنند. 
رهبر جمهوری‌اسلامی در آخرین سخنان خود پیرامون سوریه٬ گفته بود که &quot;تنها جرم&quot; این حکومت &quot;حمایت از خط مقاومت منطقه&quot; است و انتقاد جامعه بین الملل از نظام بشار اسد را معلول همین حمایت دانسته بود. وی افزوده بود که موضع جمهوری اسلامی حمایت از &quot;هرگونه اصلاحات&quot; در این کشور در برابر مخالفت با &quot;دخالت آمریکا و کشورهای دنباله رو آن&quot; است.
یحیی صفوی، دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا هم در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس، فشار غرب علیه سوریه را در همین راستا تحلیل کرده و گفته بود که کشورهای غربی می‌خواهند &quot;تا از این طریق مانع شکل‌گیری محور استراتژیک ایران، عراق، سوریه و لبنان به مصر و دیگر کشورهای منطقه شوند.&quot;
چندی پیش محمود احمدی‌نژاد نیز در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست، از کشورهای لبنان، ترکیه و سوریه به عنوان کشورهای &quot;مهم&quot; منطقه برای جمهوری اسلامی یاد و در این میان بر سوریه به عنوان کشوری که &quot;در صف مقدم مقاومت است&quot; تاکید کرده بود.
 حمایت بی قید و شرط مقامات جمهوری اسلامی از دولت دمشق٬ مخالفت‌هایی را در داخل کشور نیز موجب شده است. احمد آوایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، دراین باره گفته بود: &quot;واقعیت این است که حمایت مطلق ما از سوریه کار درستی نبود. چراکه مردمی که در این کشور علیه حکومت تظاهرات می‌کردند مردم متدینی بودند و حرکت‌های اعتراضی خود‌جوش بود.&quot;
جمهوری‌اسلامی پیش از این نیز اعلام کرده بود که از طریق خرید برخی کالاهای ساخت سوریه٬ از دولت این کشور حمایت خواهد کرد. این مساله باعث شده که معترضان در سوریه٬‌چندین ایرانی را به گروگان بگیرند. 
این نخستین بار نیست که از نقش قاسم سلیمانی در درگیری‌های خارج از کشور یاد می شود. در زمان وقوع جنگ ۳۳ روزه مابین اسراییل و حزب‌الله لبنان هم برخی منابع خبری گفته بودند که قاسم سلیمانی در نقش یکی از فرماندهان حزب‌الله لبنان در جنگ حاضر بود.  سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است. نیروی قدس یا سپاه قدس نیروی ویژه و زیرشاخه ‌ای از نیروهای پنج ‌گانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که مسئول فعالیت‌ ها و عملیات نظامی برون ‌مرزی سپاه را بر عهده دارد.
سپاه قدس هنگام جنگ ایران و عراق به‌عنوان نیروی برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شد و فعالیتش را با حمایت از کردها برای مقابله با صدام حسین در زمان جنگ ادامه داد و پس از جنگ، با حمایت از احمدشاه مسعود در زمان مداخله نظامی شوروی در افغانستان و بعدها در مقابله با طالبان دامنه فعالیتش را گسترش داد.
این نیرو همچنین از مبارزان اسلام‌گرای بوسنیایی در جنگ یوگوسلاوی حمایت کرد. مأموریت اصلی نیروی قدس، سازماندهی، پروراندن، تجهیز و سرمایه ‌گذاری روی جنبش‌ های انقلابی اسلامی است و مسئولیت راهبرد سیاست های خارجی نظام را با نظارت رهبر جمهوری اسلامی بر عهده دارد.
آمریکا و دولت های غربی، نیروی قدس را به طراحی، سازماندهی، هدایت و اجرای عملیات مختلف نظامی و تروریستی علیه نیروهای امنیتی و نظامی خارجی در کشورهای مختلف بخصوص عراق، افغانستان و لبنان متهم می کنند.
رسانه های بین المللی از قاسم سلیمانی فرمانده این نیرو به عنوان یکی از مخوف ترین و بانفوذترین شخصیت های خاور میانه نام می برند که روسای جمهور و ارشدترین مقامات کشورهای منطقه نیز نام او را با ترس بر زبان می آورند.
رسانه‌های جمهوری اسلامی ماه گذشته مدعی شده بودند که دو تن از نمایندگان سابق کنگره آمریکا قانون‌گذاران این کشور را برای ترور قاسم سلیمانی تحریک کرده‌اند. </description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آرش بهمنی</p> هم‌زمان با وتوی قطعنامه شورای امنیت علیه سوریه توسط چین و روسیه٬ برخی نشریات منطقه به نقل از یک عضو شورای ملی سوریه نوشتند که قاسم سلیمانی٬ فرمانده سپاه قدس برای کمک به ارتش سوریه در این کشور به سر می‌برد.
این فرد٬ که نام وی منتشر نشده٬ گفته است که سلیمانی &quot;در اتاق جنگ سوریه حضور دائمی دارد و در طراحی عملیات کشتار توسط ارتش سوریه، نقش اساسی ایفا می کند&quot;. نشریاتی چون هاآرتص٬ چاپ اسراییل٬ و صباح٬ چاپ استامبول٬ این گزارش را منتشر کرده‌اند٬ اما نامی از منبع خود نبرده‌اند. هنوز هیچ‌کدام از منابع مستقل خبری این مساله را مورد تایید قرار نداده‌اند. 
این گزارش افزوده است که همراه با سلیمانی٬ نزدیک به ۱۵ هزار عضو سپاه قدس نیز در سوریه حضور یافته‌اند و در سرکوب معترضان به حکومت بشار اسد کمک می‌کنند. 
این نخستین بار نیست که جمهوری اسلامی به دست داشتن در سرکوب‌ مخالفان دولت سوریه متهم می‌شود. نشریه تودی زمان٬ پیش از این با انتشار تحلیلی درباره اتفاقات سوریه٬ نوشته بود: &quot;ایران نیز همچنان به ارائه کمک به رژیم خونخوار سوریه ادامه می دهد، و با دنبال کردن منافع ژئوپولیتیک خود در منطقه، به همان اندازه در کشتار مردم سوریه شریک است. هر قطره خونی که در سوریه ریخته می شود لکه ننگی بر پیشانی روسیه، چین و ایران به حساب می آید، که هر سه از رژیم استبدادی سوریه دفاع می کنند&quot;.
این گزارش چند روز پس از آن منتشر شد که رهبر جمهوری‌اسلامی در خطبه‌‌های نماز جمعه٬ اعلام کرد جمهوری‌اسلامی پیش از این در فلسطین و لبنان دخالت کرده و بعد از این نیز این کار را ادامه خواهد داد. 
پیش از این بسیاری از مقامات جمهوری‌اسلامی از دولت سوریه حمایت و معترضان را متهم کرده بودند که با تحریک کشورهای غربی٬ دست به &quot;اغتشاش&quot; می‌زنند. 
رهبر جمهوری‌اسلامی در آخرین سخنان خود پیرامون سوریه٬ گفته بود که &quot;تنها جرم&quot; این حکومت &quot;حمایت از خط مقاومت منطقه&quot; است و انتقاد جامعه بین الملل از نظام بشار اسد را معلول همین حمایت دانسته بود. وی افزوده بود که موضع جمهوری اسلامی حمایت از &quot;هرگونه اصلاحات&quot; در این کشور در برابر مخالفت با &quot;دخالت آمریکا و کشورهای دنباله رو آن&quot; است.
یحیی صفوی، دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا هم در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس، فشار غرب علیه سوریه را در همین راستا تحلیل کرده و گفته بود که کشورهای غربی می‌خواهند &quot;تا از این طریق مانع شکل‌گیری محور استراتژیک ایران، عراق، سوریه و لبنان به مصر و دیگر کشورهای منطقه شوند.&quot;
چندی پیش محمود احمدی‌نژاد نیز در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست، از کشورهای لبنان، ترکیه و سوریه به عنوان کشورهای &quot;مهم&quot; منطقه برای جمهوری اسلامی یاد و در این میان بر سوریه به عنوان کشوری که &quot;در صف مقدم مقاومت است&quot; تاکید کرده بود.
&nbsp;حمایت بی قید و شرط مقامات جمهوری اسلامی از دولت دمشق٬ مخالفت‌هایی را در داخل کشور نیز موجب شده است. احمد آوایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، دراین باره گفته بود: &quot;واقعیت این است که حمایت مطلق ما از سوریه کار درستی نبود. چراکه مردمی که در این کشور علیه حکومت تظاهرات می‌کردند مردم متدینی بودند و حرکت‌های اعتراضی خود‌جوش بود.&quot;
جمهوری‌اسلامی پیش از این نیز اعلام کرده بود که از طریق خرید برخی کالاهای ساخت سوریه٬ از دولت این کشور حمایت خواهد کرد. این مساله باعث شده که معترضان در سوریه٬‌چندین ایرانی را به گروگان بگیرند. 
این نخستین بار نیست که از نقش قاسم سلیمانی در درگیری‌های خارج از کشور یاد می شود. در زمان وقوع جنگ ۳۳ روزه مابین اسراییل و حزب‌الله لبنان هم برخی منابع خبری گفته بودند که قاسم سلیمانی در نقش یکی از فرماندهان حزب‌الله لبنان در جنگ حاضر بود. <br /> سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است. نیروی قدس یا سپاه قدس نیروی ویژه و زیرشاخه ‌ای از نیروهای پنج ‌گانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که مسئول فعالیت‌ ها و عملیات نظامی برون ‌مرزی سپاه را بر عهده دارد.
سپاه قدس هنگام جنگ ایران و عراق به‌عنوان نیروی برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شد و فعالیتش را با حمایت از کردها برای مقابله با صدام حسین در زمان جنگ ادامه داد و پس از جنگ، با حمایت از احمدشاه مسعود در زمان مداخله نظامی شوروی در افغانستان و بعدها در مقابله با طالبان دامنه فعالیتش را گسترش داد.
این نیرو همچنین از مبارزان اسلام‌گرای بوسنیایی در جنگ یوگوسلاوی حمایت کرد. مأموریت اصلی نیروی قدس، سازماندهی، پروراندن، تجهیز و سرمایه ‌گذاری روی جنبش‌ های انقلابی اسلامی است و مسئولیت راهبرد سیاست های خارجی نظام را با نظارت رهبر جمهوری اسلامی بر عهده دارد.
آمریکا و دولت های غربی، نیروی قدس را به طراحی، سازماندهی، هدایت و اجرای عملیات مختلف نظامی و تروریستی علیه نیروهای امنیتی و نظامی خارجی در کشورهای مختلف بخصوص عراق، افغانستان و لبنان متهم می کنند.
رسانه های بین المللی از قاسم سلیمانی فرمانده این نیرو به عنوان یکی از مخوف ترین و بانفوذترین شخصیت های خاور میانه نام می برند که روسای جمهور و ارشدترین مقامات کشورهای منطقه نیز نام او را با ترس بر زبان می آورند.
رسانه‌های جمهوری اسلامی ماه گذشته مدعی شده بودند که دو تن از نمایندگان سابق کنگره آمریکا قانون‌گذاران این کشور را برای ترور قاسم سلیمانی تحریک کرده‌اند. ]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 00:54:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>مثل ابابیل با بیل</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/08/article/-235b494fcc.html</link>
			<description>کنگره شعر بیداری اسلامی با حضور 77 شاعر از هفت کشور عربی از جمله ایران برگزار شد. در این کنگره شاعران بزرگ جهان عرب، که سن متوسط آنها زیر بیست سال بود، اشعار خود را برای رهبری قرائت کردند و برای بازداشت( پاسداشت سابق) شعر عربی ترجمه آنها را به فارسی دری منتشر می کنیم.
 
عبدالقادر یوسف لبنانی: 
الفرقی نمی کند
چه سنی باشی چه شیعی می کند
چه من باشی چه تو می کند
ای رهبر، به لبنان آمد سپاه تو
مثل ابابیل که با بیل می زند شخم
لحم المعروفه بالبنان و قیمت الشرف المجانی
شما اینجا بمب می خوری
در بیروت مردم می ری دیسکو
چه فرقی من با تو؟
بمان اینجا من برمی گردی
بیا مدرسه بساز با پولش
چون من شعر می سازم 
و تو پول بده
خدا تو را زیاد کند
 
کاظم علی العلی العربی السعودی
من در نماز به تو داخل می شود ای امام الخمینی
که من به امام سائل می شود، ای خمینی
ولی دیدم آن مقوایی شد امسال، خمینی 
من به مقوا نماز می کنم، مینی
همانطور که قائد به من نگاه، ینی
و همینطور نگاه..... نی
پس چرا امید من مقوا می کنی؟ ی
کاری ندارم، پولش می دهی
می خواهد خدا، می خواهد خرما، می خواهد مقوا
 
احمد الحجیری از بحرین
الایران سنگر بود برای آزادگان
هر کس در اینجا دیدم آزاد بود به من
القائد آزاد بود الحریه 
که هر چه می خواهد می گوید
البرزیدنت آزاد بود 
که پارسال دوزدش داشتی
و امسال گم شد
و هر سباه باسدار بود که آزاد بود
دوز دارم الحریه باشد بالایران
ولی در عربستان آزاد نیست من
که قوس شعر می قوید 
و در بحرین که من به تو آمدم
کاش من بمیرم برای تو
چون دستمال به دست
چفیه به قردن
و دوز می دارد
 
نادیه عبدالله مرمی فی الیمن
ایران حق بود
رهبر حق بود که نگاهش کرد با ما
زندان رفت دشمن اسلام که بارسال دعوت کرد
و حالا رفت زندان
چون فتنه می کند
و اگر می خواهی در یمن بیاید 
یک حکومت مثل ایران
من را زندانی می کند
و من خدا را شکر
حق و کرامت به تو باد
 
سیف عمار التونسی
من از تونس می آیم
و در تونس مردم به خمینی سلام می کند
مثل راشد الغنوشی
که هر کار کردیم نیامد ایران
یک کتاب می نویسد غنوشی
که امام بزرگ بود
و امام مقوا شد
و کتاب غنوشی شاید مقوا می شود
و رحمت بر قائد باد که ما می ری و می آیی
و همه چیز ارزان 
چون پول نمی گیری 
و می دهد به ما
اکونومی این است که شما
نه راشد به ما
 
العلیرضا الگزوه فی الایران
ای قائد
ای مرگ بر سارکوزی 
ای قائد
ای مرگ بر اوباما و زنش که سیاه بازی در آورد
ای قائد
ای مرگ بر مرکل که فاحشه ای بیش نبود
ای قائد
ای قلنبه ترین برجستگی تمام
ای اشک تو در کام
ای همه چیز تمام
نازت را بروم
ای قائد
 
 </description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ابراهيم نبوي</p> <span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">کنگره شعر بیداری اسلامی با حضور 77 شاعر از هفت کشور عربی از جمله ایران برگزار شد. در این کنگره شاعران بزرگ جهان عرب، که سن متوسط آنها زیر بیست سال بود، اشعار خود را برای رهبری قرائت کردند و برای بازداشت( پاسداشت سابق) شعر عربی ترجمه آنها را به فارسی دری منتشر می کنیم.</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">&nbsp;</span>
<strong><span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">عبدالقادر یوسف لبنانی: </span></strong>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">الفرقی نمی کند</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">چه سنی باشی چه شیعی می کند</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">چه من باشی چه تو می کند</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای رهبر، به لبنان آمد سپاه تو</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">مثل ابابیل که با بیل می زند شخم</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">لحم المعروفه بالبنان و قیمت الشرف المجانی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">شما اینجا بمب می خوری</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">در بیروت مردم می ری دیسکو</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">چه فرقی من با تو؟</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">بمان اینجا من برمی گردی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">بیا مدرسه بساز با پولش</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">چون من شعر می سازم </span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و تو پول بده</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">خدا تو را زیاد کند</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">&nbsp;</span>
<strong><span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">کاظم علی العلی العربی السعودی</span></strong>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">من در نماز به تو داخل می شود ای امام الخمینی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">که من به امام سائل می شود، ای خمینی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ولی دیدم آن مقوایی شد امسال، خمینی </span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">من به مقوا نماز می کنم، مینی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">همانطور که قائد به من نگاه، ینی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و همینطور نگاه..... نی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">پس چرا امید من مقوا می کنی؟ ی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">کاری ندارم، پولش می دهی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">می خواهد خدا، می خواهد خرما، می خواهد مقوا</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">&nbsp;</span>
<strong><span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">احمد الحجیری از بحرین</span></strong>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">الایران سنگر بود برای آزادگان</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">هر کس در اینجا دیدم آزاد بود به من</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">القائد آزاد بود الحریه </span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">که هر چه می خواهد می گوید</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">البرزیدنت آزاد بود </span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">که پارسال دوزدش داشتی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و امسال گم شد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و هر سباه باسدار بود که آزاد بود</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">دوز دارم الحریه باشد بالایران</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ولی در عربستان آزاد نیست من</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">که قوس شعر می قوید </span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و در بحرین که من به تو آمدم</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">کاش من بمیرم برای تو</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">چون دستمال به دست</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">چفیه به قردن</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و دوز می دارد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">&nbsp;</span>
<strong><span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">نادیه عبدالله مرمی فی الیمن</span></strong>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ایران حق بود</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">رهبر حق بود که نگاهش کرد با ما</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">زندان رفت دشمن اسلام که بارسال دعوت کرد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و حالا رفت زندان</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">چون فتنه می کند</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و اگر می خواهی در یمن بیاید </span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">یک حکومت مثل ایران</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">من را زندانی می کند</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و من خدا را شکر</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">حق و کرامت به تو باد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">&nbsp;</span>
<strong><span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">سیف عمار التونسی</span></strong>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">من از تونس می آیم</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و در تونس مردم به خمینی سلام می کند</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">مثل راشد الغنوشی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">که هر کار کردیم نیامد ایران</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">یک کتاب می نویسد غنوشی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">که امام بزرگ بود</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و امام مقوا شد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و کتاب غنوشی شاید مقوا می شود</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و رحمت بر قائد باد که ما می ری و می آیی</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و همه چیز ارزان </span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">چون پول نمی گیری </span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">و می دهد به ما</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">اکونومی این است که شما</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">نه راشد به ما</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">&nbsp;</span>
<strong><span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">العلیرضا الگزوه فی الایران</span></strong>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای قائد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای مرگ بر سارکوزی </span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای قائد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای مرگ بر اوباما و زنش که سیاه بازی در آورد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای قائد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای مرگ بر مرکل که فاحشه ای بیش نبود</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای قائد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای قلنبه ترین برجستگی تمام</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای اشک تو در کام</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای همه چیز تمام</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">نازت را بروم</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">ای قائد</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">&nbsp;</span>
<span style="mso-bidi-language: FA" lang="FA">&nbsp;</span>]]></content:encoded>
			<category>طنز</category>
			
			<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 00:52:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>الله اکبر</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/08/article/-05904689eb.html</link>
			<description></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p> ]]></content:encoded>
			<category>نیک آهنگ کوثر</category>
			
			<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 00:45:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>محمد رفت قاتلش را معرفی کنید</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/08/article/-f1fd483599.html</link>
			<description>خانواده محمد مختاری در مصاحبه با &quot;روز&quot; اعلام کردند که با گذشت یکسال از جان باختن فرزندشان به شکایت آنها برای معرفی قاتل یا قاتلان او رسیدگی نشده و تنها پاسخی که به آنها داده شده این است که قاتل را پیدا نکرده ایم.
محمد مختاری، دانشجوی 22 ساله مهندسی معدن دانشگاه آزاد شاهرودروز 25 بهمن سال گذشته و در جریان اعتراضات مردمی، براثر اصابت گلوله جان باخت.
25 بهمن سال گذشته مردم در تهران با فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی در حمایت از جنبش مردم تونس و مصر به خیابان ها آمدند، بسیاری بازداشت شدند و محمد مختاری و صانع ژاله، دانشجوی کرد دانشگاه هنر تهران بر اثر اصابت مستقیم گلوله جان باختند.
 مادر صانع ژاله دیروز پس از یکسال و در آستانه اولین سالگرد جان باختن فرزندش سکوت خود را شکسته و به &quot;روز&quot; گفت: &quot;ما هیچ شکایتی نکردیم؛ سکوت تنها کارمان بوده و درخواست هایی از ما بود که ما انجام ندادیم و برای اینکه مجبور به انجامش نشویم حتی از خیر شکایت هم گذشتیم، هیچ کاری نکردیم و به حرمت خون فرزندم سکوت کردیم. خودشان تماس گرفتند که بیایید دادسرای اوین برای پی گیری پرونده صانع؛ ما نرفتیم و مسکوت گذاشتیم. دلیلش را هم فکر می کنم همه می دانند چیست و نتیجه اش هم مشخص است&quot;.
و اکنون پدر محمد مختاری از پی گیری شکایت خود برای معرفی قاتلان فرزندش به &quot;روز&quot; میگوید و اینکه تاکنون بی نتیجه بوده است.
اسماعیل مختاری توضیح میدهد: هر بار برای پی گیری می رویم می گویند قاتل را پیدا نکرده ایم آخرین بار هم که رفتم گفتند داریم تحقیق میکنیم. یعنی یکسال تمام است دارند تحقیق میکنند. گفتم آخر چطور امکان دارد هر اتفاقی می افتد سریع میگویید عوامل را بازداشت کردیم تا جایی بمبی میگذارند سریع اعلام میکنید که گرفتیم و... حال چطور بچه های ما در روز روشن در خیابان کشته شدند و نتوانستید قاتل و قاتلان را پیدا کنید و همچنان در حال تحقیق هستید؟
او می افزاید: تنها بچه من که نیست؛ این همه بچه ها بعد از انتخابات کشته شدند تا کنون نشده حتی در یک مورد بگویند که قاتل را پیدا کردیم؛ یعنی این همه آدم کشته شد و حتی یک قاتل هم معرفی نشد.
پدر محمد مختاری با اشاره به اصابت گلوله به پیشانی فرزندش می گوید: همان روز اول به ماموران گفتم که گلوله از پشت بام به پسر من شلیک شده. گفتند از کجا چنین میگویی؟ گفتم چون به پیشانی پسرم خورده و شیب پیدا کرده به سمت پایین و در سمت گردن گیر کرده و این نشان میدهد که گلوله از بلندی شلیک شده. در بیمارستان هم گفتند که گلوله را درنیاورده اند اما مشخص بود که درآورده بودند چون سر پسرم را شکافته بودند. از همین گلوله می توان خیلی چیزها را فهمید. به هر حال گلوله شناسه دارد و تاریخ ساخت و نوع و همه چیز آن ثبت می شود؛ اینکه به کدام گروه و ارگانی تحویل داده می شود هم ثبت می شود.از روی همین مسائل می توانند بگویند گلوله در اختیار کدام پادگان یا کدام نهاد بوده.
از آقای مختاری می پرسم با توجه به این اوصاف به نظر میرسد قصد معرفی قاتل فرزندتان را ندارند. می گوید: دقیقا ما هم همین فکر را میکنیم چون اگر بخواهند معرفی کنند به راحتی می توانند خیلی مسائل را روشن کنند. من حتی به قاضی پرونده محمد هم گفتم آخر این همه آدم کشته شد چطور ممکن است حتی یک قاتل پیدا و معرفی نشد؟ 
پیکر محمد مختاری پس از جان باختن بر روی دستان نیروهای امنیتی و لباس شخصی تشییع شد.رسانه های حکومتی و مقامات جمهوری اسلامی ابتدا مدعی شدند محمد مختاری بسیجی بوده و از او به عنوان بسجی شهید یاد کردند؛ امری که پدر محمد همان زمان در مصاحبه با &quot;روز&quot; رد و صراحتا اعلام کرد فرزندش معترض بوده: &quot;محمد طرفدار سبزها بود. یکسال و نیم بیشتر بود که طرفدار سبزها بود و دستبند سبزی به دستش بسته بود. دستبندی که هیچ وقت از دستش باز نمیکرد اما روز 25 بهمن این دستبند را باز کرد و به دستگیره در بست و رفت&quot;.
از او می پرسم آیا در این یکسال سراغ شما آمده اند که محمد را بسیجی معرفی کنند و..؟ آقای مختاری میگوید: نه. همان شب اول بود که آمدند؛ حتی فردای آن روز هم نیامدند چون فهمیده بودند محمد معترض بوده. آنها فیس بوک محمد را دیده بودند که عکس پروفایلش، پوستر 25 بهمن بود و آخرین جمله اش که نوشته بود &quot;خدایا ایستاده مردن را نصیبم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته‌ام&quot;! محمد ایستاده رفت و آنها هم فهمیدند و دیگر نیامدند هرچند که چند بار از بنیاد شهید زنگ زدند اما من نرفتم و گفتم ما هیچ کاری با شما نداریم.
خانواده صانع ژاله نیز ادعاهای حکومتیان مبنی بر بسیجی بودن فرزندشان را رد کرده اند.
از آقای مختاری می پرسم چند روز دیگر اولین سالگرد جان باختن فرزندتان است آیا حرفی و مساله ای هست که بخواهید مطرح کنید؟ میگوید: چه بگویم؟ چه بگویم من؟ ما فقط خواستار این هستیم که قاتل فرزندم معرفی شود. ما فقط همین را میخواهیم فقط مشخص شود که چه کسی بود؛ دیگر چه می توانیم بخواهیم؟ محمد که رفت و دیگر برنمیگردد اما قاتلش را معرفی کنند. ما که هیچ حرف دیگری نمیزنیم خودمان هم مانده ایم. واقعا چه باید بکنیم لااقل به ما جوابگو باشند؛ نه فقط بچه من، این همه خانواده ها که میخواهند بدانند چرا و چه کسی بچه هایشان را کشت. لااقل جواب دهند مگر بچه های ما چه میخواستند؟ لااقل این را بگویند. 
از آقای مختاری همچنین درمورد سالگرد جان باختن فرزندش می پرسم و اینکه آیا مراسمی برای سالگرد برگزار خواهند کرد؟ میگوید که مراسمی خواهند داشت.
خانواده محمد مختاری پیش از این و در سالروز تولد او از رفتن بر سر مزار فرزندشان منع شده بودند. همان زمان اسماعیل مختاری به &quot;روز&quot; گفته بود که از پلیس امنیت او را احضار کرده و خواسته بودند تعهد بدهد که او و خانواده اش به بهشت زهرا و سر خاک فرزندش نخواهند رفت.</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لیلا طیری</p> خانواده محمد مختاری در مصاحبه با &quot;روز&quot; اعلام کردند که با گذشت یکسال از جان باختن فرزندشان به شکایت آنها برای معرفی قاتل یا قاتلان او رسیدگی نشده و تنها پاسخی که به آنها داده شده این است که قاتل را پیدا نکرده ایم.
محمد مختاری، دانشجوی 22 ساله مهندسی معدن دانشگاه آزاد شاهرودروز 25 بهمن سال گذشته و در جریان اعتراضات مردمی، براثر اصابت گلوله جان باخت.
25 بهمن سال گذشته مردم در تهران با فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی در حمایت از جنبش مردم تونس و مصر به خیابان ها آمدند، بسیاری بازداشت شدند و محمد مختاری و صانع ژاله، دانشجوی کرد دانشگاه هنر تهران بر اثر اصابت مستقیم گلوله جان باختند.
&nbsp;مادر صانع ژاله دیروز پس از یکسال و در آستانه اولین سالگرد جان باختن فرزندش سکوت خود را <link ../persian/news/newsitem/article/-b9d1dbbd94.html>شکسته</link> و به &quot;روز&quot; گفت: &quot;ما هیچ شکایتی نکردیم؛ سکوت تنها کارمان بوده و درخواست هایی از ما بود که ما انجام ندادیم و برای اینکه مجبور به انجامش نشویم حتی از خیر شکایت هم گذشتیم، هیچ کاری نکردیم و به حرمت خون فرزندم سکوت کردیم. خودشان تماس گرفتند که بیایید دادسرای اوین برای پی گیری پرونده صانع؛ ما نرفتیم و مسکوت گذاشتیم. دلیلش را هم فکر می کنم همه می دانند چیست و نتیجه اش هم مشخص است&quot;.
و اکنون پدر محمد مختاری از پی گیری شکایت خود برای معرفی قاتلان فرزندش به &quot;روز&quot; میگوید و اینکه تاکنون بی نتیجه بوده است.
اسماعیل مختاری توضیح میدهد: هر بار برای پی گیری می رویم می گویند قاتل را پیدا نکرده ایم آخرین بار هم که رفتم گفتند داریم تحقیق میکنیم. یعنی یکسال تمام است دارند تحقیق میکنند. گفتم آخر چطور امکان دارد هر اتفاقی می افتد سریع میگویید عوامل را بازداشت کردیم تا جایی بمبی میگذارند سریع اعلام میکنید که گرفتیم و... حال چطور بچه های ما در روز روشن در خیابان کشته شدند و نتوانستید قاتل و قاتلان را پیدا کنید و همچنان در حال تحقیق هستید؟
او می افزاید: تنها بچه من که نیست؛ این همه بچه ها بعد از انتخابات کشته شدند تا کنون نشده حتی در یک مورد بگویند که قاتل را پیدا کردیم؛ یعنی این همه آدم کشته شد و حتی یک قاتل هم معرفی نشد.
پدر محمد مختاری با اشاره به اصابت گلوله به پیشانی فرزندش می گوید: همان روز اول به ماموران گفتم که گلوله از پشت بام به پسر من شلیک شده. گفتند از کجا چنین میگویی؟ گفتم چون به پیشانی پسرم خورده و شیب پیدا کرده به سمت پایین و در سمت گردن گیر کرده و این نشان میدهد که گلوله از بلندی شلیک شده. در بیمارستان هم گفتند که گلوله را درنیاورده اند اما مشخص بود که درآورده بودند چون سر پسرم را شکافته بودند. از همین گلوله می توان خیلی چیزها را فهمید. به هر حال گلوله شناسه دارد و تاریخ ساخت و نوع و همه چیز آن ثبت می شود؛ اینکه به کدام گروه و ارگانی تحویل داده می شود هم ثبت می شود.از روی همین مسائل می توانند بگویند گلوله در اختیار کدام پادگان یا کدام نهاد بوده.
از آقای مختاری می پرسم با توجه به این اوصاف به نظر میرسد قصد معرفی قاتل فرزندتان را ندارند. می گوید: دقیقا ما هم همین فکر را میکنیم چون اگر بخواهند معرفی کنند به راحتی می توانند خیلی مسائل را روشن کنند. من حتی به قاضی پرونده محمد هم گفتم آخر این همه آدم کشته شد چطور ممکن است حتی یک قاتل پیدا و معرفی نشد؟ 
پیکر محمد مختاری پس از جان باختن بر روی دستان نیروهای امنیتی و لباس شخصی تشییع شد.رسانه های حکومتی و مقامات جمهوری اسلامی ابتدا مدعی شدند محمد مختاری بسیجی بوده و از او به عنوان بسجی شهید یاد کردند؛ امری که پدر محمد همان زمان در مصاحبه با &quot;روز&quot; رد و صراحتا <link ../persian/interview/interview-item/archive/2011/march/15/article/-1080cb601a.html>اعلام کرد</link> فرزندش معترض بوده: &quot;محمد طرفدار سبزها بود. یکسال و نیم بیشتر بود که طرفدار سبزها بود و دستبند سبزی به دستش بسته بود. دستبندی که هیچ وقت از دستش باز نمیکرد اما روز 25 بهمن این دستبند را باز کرد و به دستگیره در بست و رفت&quot;.
از او می پرسم آیا در این یکسال سراغ شما آمده اند که محمد را بسیجی معرفی کنند و..؟ آقای مختاری میگوید: نه. همان شب اول بود که آمدند؛ حتی فردای آن روز هم نیامدند چون فهمیده بودند محمد معترض بوده. آنها فیس بوک محمد را دیده بودند که عکس پروفایلش، پوستر 25 بهمن بود و آخرین جمله اش که نوشته بود &quot;خدایا ایستاده مردن را نصیبم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته‌ام&quot;! محمد ایستاده رفت و آنها هم فهمیدند و دیگر نیامدند هرچند که چند بار از بنیاد شهید زنگ زدند اما من نرفتم و گفتم ما هیچ کاری با شما نداریم.
خانواده صانع ژاله نیز ادعاهای حکومتیان مبنی بر بسیجی بودن فرزندشان را رد کرده اند.
از آقای مختاری می پرسم چند روز دیگر اولین سالگرد جان باختن فرزندتان است آیا حرفی و مساله ای هست که بخواهید مطرح کنید؟ میگوید: چه بگویم؟ چه بگویم من؟ ما فقط خواستار این هستیم که قاتل فرزندم معرفی شود. ما فقط همین را میخواهیم فقط مشخص شود که چه کسی بود؛ دیگر چه می توانیم بخواهیم؟ محمد که رفت و دیگر برنمیگردد اما قاتلش را معرفی کنند. ما که هیچ حرف دیگری نمیزنیم خودمان هم مانده ایم. واقعا چه باید بکنیم لااقل به ما جوابگو باشند؛ نه فقط بچه من، این همه خانواده ها که میخواهند بدانند چرا و چه کسی بچه هایشان را کشت. لااقل جواب دهند مگر بچه های ما چه میخواستند؟ لااقل این را بگویند. 
از آقای مختاری همچنین درمورد سالگرد جان باختن فرزندش می پرسم و اینکه آیا مراسمی برای سالگرد برگزار خواهند کرد؟ میگوید که مراسمی خواهند داشت.
خانواده محمد مختاری پیش از این و در سالروز تولد او از رفتن بر سر مزار فرزندشان منع شده بودند. همان زمان اسماعیل مختاری به &quot;روز&quot; <link ../persian/interview/interview-item/archive/2011/september/12/article/-8f99df434e.html>گفته بود</link> که از پلیس امنیت او را احضار کرده و خواسته بودند تعهد بدهد که او و خانواده اش به بهشت زهرا و سر خاک فرزندش نخواهند رفت.]]></content:encoded>
			<category>fa_interview_mt</category>
			
			<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 00:09:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>یک رهبر با یک دنیا کمالات</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/08/article/-918c6fd0a7.html</link>
			<description>دو تن از ارشدترین مقامات حکومتی مسئول در دفتر رهبر جمهوری اسلامی، ضمن تعریف و تمجید از آیت الله خامنه ای، به ذکر نکات ناگفته ای درباره برخی وقایع دوران رهبری او پرداختند.
سردار سرلشکر سید یحیی رحیم صفوی، مشاور و دستیار آیت الله خامنه ای در امور نظامی و حجت الاسلام محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر وی در اظهارات جداگانه ای که روز گذشته منتشر شد همچنین واکنش نظام تهران به حمله نظامی احتمالی و آمادگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را نیز مورد اشاره قرار دادند.
تعریف و تمجید از آیت الله خامنه ای توسط مسئولان حکومتی و هواداران وی موضوع تازه ای نیست اما این سخنان از آن جهت اهمیت دارند که توسط دو تن از مسئولان دفتر رهبر و نزدیکان وی بیان شده اند.
خبرگزاری فارس که به سپاه پاسداران نزدیک است، روز گذشته نخست سخنان سرلشکر رحیم صفوی را منتشر کرد که فرمانده کل سابق سپاه در آن عملکرد و مدیریت آیت الله خامنه ای در دوران رهبری را مورد تحسین قرار داده است.
در این گفت و گوی اختصاصی به مسائل مختلفی مانند نحوه واکنش آیت الله خامنه ای به کشته شدن تعدادی از دیپلمات های ایرانی در افغانستان، حمله عراق به کویت، جنگ آمریکا و متحدانش علیه عراق و نیز نحوه برخورد رهبر جمهوری اسلامی با وقایع 18 تیر 1378 اشاره شده است.
رحیم صفوی در این گفت و گو همچنین رهبری آیت الله خامنه ای را &quot;یکی از تفضلات خداوند متعال و یکی از عنایات خاص حضرت مهدی برای ملت ما و برای ملت‌های اسلامی جهان&quot; توصیف کرده و گفته او &quot;رهبر مقتدر مسلمانان جهان&quot; است که با &quot;تدبیر، خردمندی، دوراندیشی، قاطعیت و مدیریت&quot; به رهبری انقلاب اسلامی پرداخته‌ است.
مشاور نظامی آیت الله خامنه ای در ادامه درباره یکی از عملکردهای رهبر جمهوری اسلامی گفته است که پس از کشته شدن دیپلمات های ایرانی توسط طالبان در افغانستان، رهبر جمهوری اسلامی اجازه حمله نظامی به این کشور را صادر نکرد.
به گفته رحیم صفوی، آقای خامنه ای از یک طرف نگران واکنش های بین المللی به حمله نظامی جمهوری اسلامی به افغانستان بوده و از طرف دیگر پاسخگویی به اقدام طالبان را دارای تلفات احتمالی بیشتر می دانسته است.
فرمانده وقت سپاه پاسداران در این خصوص گفته است: &quot;وقتی که طالبان این سیزده نفر دیپلمات را به شهادت رساند، حضرت آقا در مشهد بودند و من همان جا خدمت ایشان رسیدم. آن موقع من فرمانده کل سپاه بودم. ما ظرف ۴۸ ساعت دو لشگر را از طریق هواپیما در مرز تایباد پیاده کردیم. یک نقشه عملیاتی را طراحی کرده و خدمت حضرت آقا بردم که از حضرت آقا اجازه بگیرم که ما با چند لشگر تا منطقه هرات پیشروی کنیم. (هرات حدوداً 130 کیلومتر با مرز ما فاصله دارد.) گفتم: اجازه بدهید ما برای تنبیه طالبان با چند لشگر برویم تا هرات این‌ها را قلع و قمع بکنیم و گوشمالی بدهیم، منهدم بکنیم و برگردیم.&quot;
آیت الله خامنه ای اما به گفته دستیار نظامی وی با این طرح مخالفت کرده و گفته: &quot;اولا طالبان وارد سرزمین ما نشده‌اند و به داخل کشور ما تجاوز نکرده‌اند؛ ورود ایران به سرزمین افغانستان ممکن است که دیگران را به واکنش بیندازد.&quot;
خبرگزاری فارس سپس از قول سردار صفوی نقل کرده که آیت الله خامنه ای سپس گفته : &quot;حالا سیزده نفر شهید شدند و شما می‌روید که انتقام آنها را بگیرید، ولی در این لشگرکشی هم ممکن است تعدادی بیشتر از سیزده نفر از شما شهید بشوند. یعنی اینجور نیست که فقط شما از آنها بکشید.&quot;
سردار صفوی سپس افزوده است که در آن دوره طرح دیگری مبنی بر انهدام پاسگاه های مرزی طالبان مطرح و با موافقت آیت الله خامنه ای این طرح اجرا می شود. به گفته وی طالبان بعد از انجام این عملیات قول داده اند که دیگر به ایرانیان کاری نداشته باشند.
تعدادی از دیپلمات ها و مسئولان کنسولگری جمهوری اسلامی همراه با یک خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزارشریف افغانستان، در 17 مرداد 1377 و پس از دومین حمله طالبان به این شهر کشته شدند. نیروهای طالبان بلافاصله پس از تصرف شهر به کنسولگری ایران رفتند و دیپلمات ها و خبرنگار خبرگزاری ایرنا را به قتل رساندند.
به دنبال این مسئله، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مانور نظامی گسترده ای را در مرزهای شرقی کشور آغاز کردند و در حالی که بسیاری منتظر آغاز حمله به افغانستان بودند، حکومت تهران تحت رایزنی های بین المللی از این مسئله اجتناب کرد.

جنگ عراق و 11 سپتامبر
مشاور نظامی آیت الله خامنه ای که در جریان جنگ عراق هم حضوری تمام عیار در صحنه داشته می گوید که کویت یک میلیارد دلار به عراق پول داد تا برای جنگ با ایران هزینه کند.
به گفته رحیم صفوی &quot;در جلسه شورای عالی دفاع آن زمان که حضرت آقا نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع بودند مطرح شد که ما با کویت برخورد بکنیم یا نه؟ و اصلاً موضع ما در قبال کویت چه باشد؟&quot;
سردار صفوی پاسخ آیت الله خامنه ای به این پرسش را چنین بیان کرده که &quot;ما الان نباید میدان جنگ را وسیع کنیم و علاوه بر عراق بخواهیم با کویت هم درگیر شویم. از طرف دیگر عراق نسبت به کویت ادعای سرزمینی دارد و ممکن است که این عراق یک روزی به سراغ کویت هم برود&quot;.
فرمانده سابق سپاه این موضعگیری آیت الله خامنه ای را حاوی ظرافت و دید بلند آقای خامنه ای توصیف می کند: &quot;این صحبت را حضرت آقا سال ۵۹ - ۶۰ بیان کردند؛ یعنی زمانی که هنوز یک سال از جنگ نگذشته بود و این بینش را هم هیچ‌کدام از اعضای شورای عالی دفاع آن زمان نداشتند که مثلاً عراق نسبت به کویت ادعای سرزمینی دارد و یا اینکه ما نباید میدان جنگ را گسترش بدهیم&quot;.
سردار صفوی افزوده: &quot;در آن زمان در مورد موضع ایران در قبال صدام و حمله او به کویت و پس از آن حمله آمریکا به عراق در سال ۱۹۹۱ میلادی، در داخل کشور یک نوع تفاوت‌ها و برداشت‌های مختلفی حاکم بود و عده ای معتقد به همراهی با صدام و حمایت از وی بودند و حتی در تریبون مجلس مطالبی گفته می شود و بر حمایت از وی در جریان جنگ با آمریکا تاکید می کردند. اما با تدبیر مقام معظم رهبری ایران هم حمله آمریکا به عراق را محکوم کرد و هم از رژیم صدام حمایت نکرد&quot;.
ارزیابی فرمانده سابق سپاه پاسداران این است که &quot;به نظر من موضع جمهوری اسلامی در جریان جنگ دوم خلیج فارس با درایت رهبری، بهترین مواضع در مقیاس منطقه ای و جهانی بود&quot;.
به گفته سرلشگر صفوی، نمونه دیگر مدیریت خارجی آیت الله خامنه ای این بوده که حملات یازدهم سپتامبر به برج های دوقلوی تجارت جهانی و دیگر اهداف را اقدامی مشکوک توصیف کرده و گفته است: &quot;این حادثه یک حادثه‌ای مشکوک است که احتمال اینکه سران آمریکا و سران موساد پشت این حادثه باشند وجود دارد ولی سپاه بایستی آمادگی‌های لازم را داشته باشد&quot;.
به گفته دستیار نظامی رهبر جمهوری اسلامی: &quot;آن زمان یعنی سال ۲۰۰۱ آقا درباره این حادثه فرمودند این احتمال هست که خود سازمان موساد اسرائیل و سازمان CIA پشت سر این حادثه باشند. این تحلیل آن زمان حضرت آقا بود&quot;.
تکرار چنین اتهامی توسط محمود احمدی نژاد، در یک سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل با واکنش خشمگینانه دولت آمریکا مواجه شد.
به گفته سرلشکر صفوی، مدیریت و نگاه آیت الله خامنه ای در نهایت باعث شد که آمریکایی ها در عراق به اهداف خود نرسند.
او گفته است: &quot;تدبیر رهبری مدبرانه حضرت آقا چه در بعد رهبری انقلاب اسلامی چه در بعد فرماندهی کل قوا این بود که آمریکایی‌ها با اشتباهاتی که دارند و اختلاف نظری که در میان آنها وجود دارد و عدم شناختی که از محیط فرهنگی، انسانی، طبیعی و مذهبی عراق دارند، در باتلاق های عراق گیر می کنند و توان سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکایی‌ها در این دو جنگ گرفته می شود و دیگر توان حمله نظامی به ایران را نخواهند داشت که همین اتفاق در صحنه سیاسی - نظامی عراق و افغانستان رخ داد&quot;.

نلسون ماندلا گفت: رهبر من
سردار صفوی درباره مدیریت داخلی آیت الله خامنه ای به مواردی مانند جلوگیری  از عملی شدن طرح ادغام سپاه و ارتش پرداخته که به گفته او پیش از درگذشت آیت الله خمینی توسط اکبر هاشمی رفسنجانی، جانشین وقت فرمانده کل قوا پیگیری می شد.
از جمله نکاتی که به گفته رحیم صفوی، برای نخستین بار در این مصاحبه مطرح شده، ماجرای درگیری لفظی ای است که بر سر نحوه برخورد با ناآرامی های پس از ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ میان فرمانده وقت سپاه و وزیر وقت کشور رخ داده بود.
رحیم صفوی می گوید که عبدالواحد موسوی لاری، وزیر وقت کشور با دخالت سپاه و بسیج در برخورد با معترضان مخالف بوده اما سرانجام نظر فرمانده وقت سپاه بر نظر او ترجیح یافته است.
همزمان با انتشار سخنان رحیم صفوی در خبرگزاری فارس، این خبرگزاری اظهارات رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی را هم منتشر کرد.
محمد محمدی گلپایگانی در مراسم روز نیروی هوایی گفته است که رهبر جمهوری اسلامی اهل مبالغه نیست٬ هوش و توانایی متحیر کننده‌ای دارد و همچنین نلسون ماندلا وی را با عنوان رهبر من خطاب کرده است.
او گفته است: &quot;هرگاه فرد یا افرادی با ایشان دیدار می‌کنند، از هوش و توانایی‌های ایشان متحیر می‌شوند.&quot;
رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی افزوده است: &quot;یادم هست روزی نلسون ماندلا رهبر آفریقا خدمت ایشان آمده بود و به ایشان می‌گفت رهبر من!&quot;
وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع تهدید‌ات بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی اشاره کرده و گفته است اگر روزی جنگ آغاز شود &quot;در دنیا بسیاری از افراد هستند که منتظر اشاره و ایمای ایشان هستند تا جان خود را بر کف دست بگذارند و اجرای فرمان کنند.&quot;
</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>محمدرضا یزدان پناه</p> دو تن از ارشدترین مقامات حکومتی مسئول در دفتر رهبر جمهوری اسلامی، ضمن تعریف و تمجید از آیت الله خامنه ای، به ذکر نکات ناگفته ای درباره برخی وقایع دوران رهبری او پرداختند.
سردار سرلشکر سید یحیی رحیم صفوی، مشاور و دستیار آیت الله خامنه ای در امور نظامی و حجت الاسلام محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر وی در اظهارات جداگانه ای که روز گذشته منتشر شد همچنین واکنش نظام تهران به حمله نظامی احتمالی و آمادگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را نیز مورد اشاره قرار دادند.
تعریف و تمجید از آیت الله خامنه ای توسط مسئولان حکومتی و هواداران وی موضوع تازه ای نیست اما این سخنان از آن جهت اهمیت دارند که توسط دو تن از مسئولان دفتر رهبر و نزدیکان وی بیان شده اند.
خبرگزاری فارس که به سپاه پاسداران نزدیک است، روز گذشته نخست سخنان سرلشکر رحیم صفوی را منتشر کرد که فرمانده کل سابق سپاه در آن عملکرد و مدیریت آیت الله خامنه ای در دوران رهبری را مورد تحسین قرار داده است.
در این گفت و گوی اختصاصی به مسائل مختلفی مانند نحوه واکنش آیت الله خامنه ای به کشته شدن تعدادی از دیپلمات های ایرانی در افغانستان، حمله عراق به کویت، جنگ آمریکا و متحدانش علیه عراق و نیز نحوه برخورد رهبر جمهوری اسلامی با وقایع 18 تیر 1378 اشاره شده است.
رحیم صفوی در این گفت و گو همچنین رهبری آیت الله خامنه ای را &quot;یکی از تفضلات خداوند متعال و یکی از عنایات خاص حضرت مهدی برای ملت ما و برای ملت‌های اسلامی جهان&quot; توصیف کرده و گفته او &quot;رهبر مقتدر مسلمانان جهان&quot; است که با &quot;تدبیر، خردمندی، دوراندیشی، قاطعیت و مدیریت&quot; به رهبری انقلاب اسلامی پرداخته‌ است.
مشاور نظامی آیت الله خامنه ای در ادامه درباره یکی از عملکردهای رهبر جمهوری اسلامی گفته است که پس از کشته شدن دیپلمات های ایرانی توسط طالبان در افغانستان، رهبر جمهوری اسلامی اجازه حمله نظامی به این کشور را صادر نکرد.
به گفته رحیم صفوی، آقای خامنه ای از یک طرف نگران واکنش های بین المللی به حمله نظامی جمهوری اسلامی به افغانستان بوده و از طرف دیگر پاسخگویی به اقدام طالبان را دارای تلفات احتمالی بیشتر می دانسته است.
فرمانده وقت سپاه پاسداران در این خصوص گفته است: &quot;وقتی که طالبان این سیزده نفر دیپلمات را به شهادت رساند، حضرت آقا در مشهد بودند و من همان جا خدمت ایشان رسیدم. آن موقع من فرمانده کل سپاه بودم. ما ظرف ۴۸ ساعت دو لشگر را از طریق هواپیما در مرز تایباد پیاده کردیم. یک نقشه عملیاتی را طراحی کرده و خدمت حضرت آقا بردم که از حضرت آقا اجازه بگیرم که ما با چند لشگر تا منطقه هرات پیشروی کنیم. (هرات حدوداً 130 کیلومتر با مرز ما فاصله دارد.) گفتم: اجازه بدهید ما برای تنبیه طالبان با چند لشگر برویم تا هرات این‌ها را قلع و قمع بکنیم و گوشمالی بدهیم، منهدم بکنیم و برگردیم.&quot;
آیت الله خامنه ای اما به گفته دستیار نظامی وی با این طرح مخالفت کرده و گفته: &quot;اولا طالبان وارد سرزمین ما نشده‌اند و به داخل کشور ما تجاوز نکرده‌اند؛ ورود ایران به سرزمین افغانستان ممکن است که دیگران را به واکنش بیندازد.&quot;
خبرگزاری فارس سپس از قول سردار صفوی نقل کرده که آیت الله خامنه ای سپس گفته : &quot;حالا سیزده نفر شهید شدند و شما می‌روید که انتقام آنها را بگیرید، ولی در این لشگرکشی هم ممکن است تعدادی بیشتر از سیزده نفر از شما شهید بشوند. یعنی اینجور نیست که فقط شما از آنها بکشید.&quot;
سردار صفوی سپس افزوده است که در آن دوره طرح دیگری مبنی بر انهدام پاسگاه های مرزی طالبان مطرح و با موافقت آیت الله خامنه ای این طرح اجرا می شود. به گفته وی طالبان بعد از انجام این عملیات قول داده اند که دیگر به ایرانیان کاری نداشته باشند.
تعدادی از دیپلمات ها و مسئولان کنسولگری جمهوری اسلامی همراه با یک خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزارشریف افغانستان، در 17 مرداد 1377 و پس از دومین حمله طالبان به این شهر کشته شدند. نیروهای طالبان بلافاصله پس از تصرف شهر به کنسولگری ایران رفتند و دیپلمات ها و خبرنگار خبرگزاری ایرنا را به قتل رساندند.
به دنبال این مسئله، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مانور نظامی گسترده ای را در مرزهای شرقی کشور آغاز کردند و در حالی که بسیاری منتظر آغاز حمله به افغانستان بودند، حکومت تهران تحت رایزنی های بین المللی از این مسئله اجتناب کرد.

<strong>جنگ عراق و 11 سپتامبر</strong>
مشاور نظامی آیت الله خامنه ای که در جریان جنگ عراق هم حضوری تمام عیار در صحنه داشته می گوید که کویت یک میلیارد دلار به عراق پول داد تا برای جنگ با ایران هزینه کند.
به گفته رحیم صفوی &quot;در جلسه شورای عالی دفاع آن زمان که حضرت آقا نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع بودند مطرح شد که ما با کویت برخورد بکنیم یا نه؟ و اصلاً موضع ما در قبال کویت چه باشد؟&quot;
سردار صفوی پاسخ آیت الله خامنه ای به این پرسش را چنین بیان کرده که &quot;ما الان نباید میدان جنگ را وسیع کنیم و علاوه بر عراق بخواهیم با کویت هم درگیر شویم. از طرف دیگر عراق نسبت به کویت ادعای سرزمینی دارد و ممکن است که این عراق یک روزی به سراغ کویت هم برود&quot;.
فرمانده سابق سپاه این موضعگیری آیت الله خامنه ای را حاوی ظرافت و دید بلند آقای خامنه ای توصیف می کند: &quot;این صحبت را حضرت آقا سال ۵۹ - ۶۰ بیان کردند؛ یعنی زمانی که هنوز یک سال از جنگ نگذشته بود و این بینش را هم هیچ‌کدام از اعضای شورای عالی دفاع آن زمان نداشتند که مثلاً عراق نسبت به کویت ادعای سرزمینی دارد و یا اینکه ما نباید میدان جنگ را گسترش بدهیم&quot;.
سردار صفوی افزوده: &quot;در آن زمان در مورد موضع ایران در قبال صدام و حمله او به کویت و پس از آن حمله آمریکا به عراق در سال ۱۹۹۱ میلادی، در داخل کشور یک نوع تفاوت‌ها و برداشت‌های مختلفی حاکم بود و عده ای معتقد به همراهی با صدام و حمایت از وی بودند و حتی در تریبون مجلس مطالبی گفته می شود و بر حمایت از وی در جریان جنگ با آمریکا تاکید می کردند. اما با تدبیر مقام معظم رهبری ایران هم حمله آمریکا به عراق را محکوم کرد و هم از رژیم صدام حمایت نکرد&quot;.
ارزیابی فرمانده سابق سپاه پاسداران این است که &quot;به نظر من موضع جمهوری اسلامی در جریان جنگ دوم خلیج فارس با درایت رهبری، بهترین مواضع در مقیاس منطقه ای و جهانی بود&quot;.
به گفته سرلشگر صفوی، نمونه دیگر مدیریت خارجی آیت الله خامنه ای این بوده که حملات یازدهم سپتامبر به برج های دوقلوی تجارت جهانی و دیگر اهداف را اقدامی مشکوک توصیف کرده و گفته است: &quot;این حادثه یک حادثه‌ای مشکوک است که احتمال اینکه سران آمریکا و سران موساد پشت این حادثه باشند وجود دارد ولی سپاه بایستی آمادگی‌های لازم را داشته باشد&quot;.
به گفته دستیار نظامی رهبر جمهوری اسلامی: &quot;آن زمان یعنی سال ۲۰۰۱ آقا درباره این حادثه فرمودند این احتمال هست که خود سازمان موساد اسرائیل و سازمان CIA پشت سر این حادثه باشند. این تحلیل آن زمان حضرت آقا بود&quot;.
تکرار چنین اتهامی توسط محمود احمدی نژاد، در یک سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل با واکنش خشمگینانه دولت آمریکا مواجه شد.
به گفته سرلشکر صفوی، مدیریت و نگاه آیت الله خامنه ای در نهایت باعث شد که آمریکایی ها در عراق به اهداف خود نرسند.
او گفته است: &quot;تدبیر رهبری مدبرانه حضرت آقا چه در بعد رهبری انقلاب اسلامی چه در بعد فرماندهی کل قوا این بود که آمریکایی‌ها با اشتباهاتی که دارند و اختلاف نظری که در میان آنها وجود دارد و عدم شناختی که از محیط فرهنگی، انسانی، طبیعی و مذهبی عراق دارند، در باتلاق های عراق گیر می کنند و توان سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکایی‌ها در این دو جنگ گرفته می شود و دیگر توان حمله نظامی به ایران را نخواهند داشت که همین اتفاق در صحنه سیاسی - نظامی عراق و افغانستان رخ داد&quot;.

<strong>نلسون ماندلا گفت: رهبر من</strong>
سردار صفوی درباره مدیریت داخلی آیت الله خامنه ای به مواردی مانند جلوگیری&nbsp; از عملی شدن طرح ادغام سپاه و ارتش پرداخته که به گفته او پیش از درگذشت آیت الله خمینی توسط اکبر هاشمی رفسنجانی، جانشین وقت فرمانده کل قوا پیگیری می شد.
از جمله نکاتی که به گفته رحیم صفوی، برای نخستین بار در این مصاحبه مطرح شده، ماجرای درگیری لفظی ای است که بر سر نحوه برخورد با ناآرامی های پس از ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ میان فرمانده وقت سپاه و وزیر وقت کشور رخ داده بود.
رحیم صفوی می گوید که عبدالواحد موسوی لاری، وزیر وقت کشور با دخالت سپاه و بسیج در برخورد با معترضان مخالف بوده اما سرانجام نظر فرمانده وقت سپاه بر نظر او ترجیح یافته است.
همزمان با انتشار سخنان رحیم صفوی در خبرگزاری فارس، این خبرگزاری اظهارات رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی را هم منتشر کرد.
محمد محمدی گلپایگانی در مراسم روز نیروی هوایی گفته است که رهبر جمهوری اسلامی اهل مبالغه نیست٬ هوش و توانایی متحیر کننده‌ای دارد و همچنین نلسون ماندلا وی را با عنوان رهبر من خطاب کرده است.
او گفته است: &quot;هرگاه فرد یا افرادی با ایشان دیدار می‌کنند، از هوش و توانایی‌های ایشان متحیر می‌شوند.&quot;
رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی افزوده است: &quot;یادم هست روزی نلسون ماندلا رهبر آفریقا خدمت ایشان آمده بود و به ایشان می‌گفت رهبر من!&quot;
وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع تهدید‌ات بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی اشاره کرده و گفته است اگر روزی جنگ آغاز شود &quot;در دنیا بسیاری از افراد هستند که منتظر اشاره و ایمای ایشان هستند تا جان خود را بر کف دست بگذارند و اجرای فرمان کنند.&quot;
]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 00:06:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>اصلا سخنرانی نکرده ام</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/08/article/-8c0450a78c.html</link>
			<description>انتشار سخنان منسوب به غلام‌علی حدادعادل٬ رییس مجلس هفتم و پدر همسر مجتبی خامنه‌ای٬ با واکنش وی در صحن علنی مجلس و برخی حامیانش همراه شده است..
روز در ابتدای هفته گذشته همزمان با چند سایت دیگر متن سخنرانی حداد عادل در جلسه هادیان سیاسی سپاه را منتشر کرد که وی در آن  به صراحت درباره برخی از موضوعات مهم کشور از جمله نظر خود درباره مجتبی خامنه‌ای٬ هاشمی‌رفسنجانی٬ دو رهبر جنبش سبز٬ مهدی کروبی و میرحسین موسوی٬ و همچنین سیدمحمد خاتمی  ابراز نظر کرده بود.. 
رییس مجلس هفتم که در آخرین ساعات دیشب روشن شد نام وی در فهرست انتخاباتی سی نفره جبهه اصولگریان نیز هست، البته در بخشی از سخنانش اعلام کرده بود که مایل نیست این سخنان به نقل از وی در جایی منتشر شود. انتشار این سخنان اما٬ انعکاس گسترده‌ای در رسانه‌های مختلف داشت. ابتدا دفتر حدادعادل با صدور بیانیه‌ای٬ این سخنان را تکذیب کرد. در بیانیه دفتر حدادعادل آمده بود که &quot;در روزهای اخیر مطالب نادرستی درباره انتخابات و شخص آقای دکتر حداد عادل در بعضی سایت ها منتشر شده که در آنها نامی از سپاه و بسیج و بعضی از اشخاص دیگر نیز به میان آمده است. به نظر می رسد مقصود از انتشار این گونه مطالب در آستانه انتخابات مجلس نهم، تشویش اذهان و تخریب افراد است.دفتر دکتر حداد عادل ضمن تاکید بر خلاف واقع بودن این مطالب اعلام می کند که اخبار مربوط به ایشان تنها در صورتی قابل اعتماد و قابل نقل است که از سوی دفتر یا وبگاه شخصی ایشان منتشر شده باشد. در عین حال رسانه ها به مطالبی که منبع آنها شناخته شده نیست اعتماد نکنند&quot;.
 این نماینده مجلس هشتم٬ دیروز هم در نطق میان دستور خود٬ بار دیگر به تکذیب موارد مطرح شده پرداخت و گفت: &quot;اين روزها در آستانه انتخابات، از سوي برخي محافلي که غالبا از خارج از کشور هدايت مي​شوند، موج دروغ پردازي برنامه​ريزي شده​اي عليه من آغاز شده است. در برخي رسانه​هاي خارجي اظهاراتي از سوي من در جمع هاديان سپاه گفته شده که قويا آن تکذيب مي​کنم. من اصلا در چنين جمعي حضور نداشته و سخنراني نکرده​ام. حرف​هايي که به نقل از من راجع به امام گفته شده است، به هيچ وجه صحت ندارد&quot;.
 در همین حال٬ مدیر سایت دیگربان٬ سایتی که به رصد فعالیت اصول‌گرایان می‌پردازد٬ درباره این سخنان نوشت: &quot;حسین فدایی٬ دبیرکل جمعیت ایثارگران و علیرضا زاکانی٬ دبیرکل جمعیت رهپویان از «جبهه متحد اصول‌گرایان» با «جبهه پایداری» بر سر ریاست غلامعلی حداد عادل بر مجلس نهم به توافق رسیدند٬ تیم علی لاریجانی هم در واکنش به این توافق٬ سئوال از محمود احمدی‌نژاد در مجلس را به جریان انداخت و بخش‌هایی از اظهارات حداد عادل در جمع هادیان بسیج را در اختیار رسانه‌ها قرار داد&quot;.
پیش از این یک سایت حامی احمدی‌نژاد هم، درباره فهرست انتخاباتی جبهه متحد اصول‌گرایان، با اشاره به نقش حدادعادل در حذف مطهری، کاتوزیان و عباس‌پور و همچنین تلاش وی برای به دست آوردن مجدد کرسی ریاست مجلس، نوشته بود: &quot;رقابت بر سر کرسی ریاست آینده مجلس، پیش از انتخابات و از درون جبهه متحد اصولگرایی آغاز گردیده است. در همین راستا طیف زاکانی و فدایی می کوشند تا با زمینه سازی جهت کسب رای بالا در تهران برای غلامعلی حداد عادل، مسیر وی برای بازگشت به ریاست مجلس و احیانا انتخابات ریاست جمهوری را فراهم کنند. در مقابل، اصولگرایان سنتی نیز به دنبال تثبیت ریاست علی لاریجانی بر مجلس هستند&quot;.
رقابتی که به نظر می‌رسد در روزهای گذشته٬ به شکل زیرپوستی ادامه یافته چرا که بلافاصله پس از اعلام موجودیت جبهه &quot;منتقدان دولت&quot;، سایت خبرآن‌لاین ضمن پوشش اخبار این طیف، اقدام به دعوت از حمیدرضا کاتوزیان، سخنگوی جبهه منتقدان دولت، برای گفت‌گو با کاربران این سایت کرد.
سخنان حدادعادل پس از آن منتشر شد که محمدرضا نقدی٬ فرمانده بسیج مستضعفین هم در جمع هادیان سیاسی سپاه٬ با اعلام اینکه حدادعادل در هر دو فهرست اصول‌گرایان قرار دارد٬ گفته بود: &quot;دشمن و فتنه‌گران آقای حداد را می‌زنند به خاطر اینکه فردای انتخابات بگویند پدر خانم آقا مجتبی (پسر رهبر جمهوری اسلامی) در انتخابات رأیش پایین بود&quot;.

وی همچنین اعلام کرده بود که  &quot;تخریب آقای حداد معنا دار است&quot; و هدف از این کار &quot;زدن&quot; خامنه‌ای است. او در بخش دیگری از اظهاراتش گفته بود: &quot;بنده هم کسب تکلیف کردم، به ما گفتند آقای حداد نشانه است در این انتخابات&quot;.
حدادعادل٬ در سخنانی که به نقل از وی منتشر شده٬ گفته است: &quot;عده ای می گویند آقای هاشمی ایشان (خامنه ای) را به رهبری رساند. اما واقعا این خدا بود که آقای هاشمی را دچار محاسبات اشتباه کرد. چون آقای هاشمی محاسباتش دنیوی بود پیش خودش احساس کرد دوستی اش با حضرت آقا برای آینده سیاسی اش مفید است.&quot; 
وی همچنین گفته بود: &quot;انتخابات مجلس نهم از جهات بسیار واجد اهمیت است و لذا شما برادران و خواهران ما در سپاه که نقش اساسی در بصیرت افزایی جامعه دارید باید نقش سترگ خود را همچنان که در همه این سال ها به ویژه در غائله فتنه 88 ما شاهد آن بودیم، بار دیگر نشان دهید. خوشبختانه بخش افراطی و ضد نظام و فتنه گر اصلاح طلبان در این انتخابات در لاک انزوا و سکوت فرو رفتند و بخش خنثی و به تعبیری داخل نظام آنها در صحنه مانده اند. اما در یک تحلیل کلی باید گفت اصلاح طلبان در واقع یک هدف را دنبال می کنند و آن هدف ضدیت با نظام و رهبری است. هر چند عده ای در شیوه تندرو و برخی کندرو هستند اما وقتی به عمق ماجرا نگاه کنیم و تحلیل کنیم می بینیم که همه آنها می خواهند ساختارهایی را به اصطلاح خود اصلاح کنند که حیات سیاسی نظام ما بسته به آنهاست. بنابراین باید تلاش کرد در یک برنامه مهندسی پنج - شش ساله انشاالله این واژه و این جریان را از اساس حذف کرد. حالا در این انتخابات عده ای می مانند و ممکن است به مجلس هم بیایند اما باید به گونه ای اینها را خنثی و بی اثر کرد که کم کم همین گروه اندک باقی مانده نیز حذف شود&quot;.
وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود٬ پیرامون دوران ریاست اش بر مجلس هفتم٬ این‌گونه سخن گفته بود: &quot;در مجلس هفتم که بنده رئیس بودم، عده ای انتقاد می کردند که چرا برای مسائل مختلف از آقا و آقا مجتبی مشورت می گیرید؟ عده ای حتی معترض می شدند که مجلس باید مستقل باشد. بله، بنده هم معتقدم مجلس باید مستقل باشد، اما مستقل از کجا؟ مستقل از فرامن الهی؟ مستقل از ولایت؟ نه خیر. مستقل باشد از دولت و کانون های ثروت و قدرت. اگر قرار باشد مجلس ما از ولایت مستقل باشد چه برتری به مجالس کشورهای غربی دارد؟&quot;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حسین محمدی</p> انتشار سخنان منسوب به غلام‌علی حدادعادل٬ رییس مجلس هفتم و پدر همسر مجتبی خامنه‌ای٬ با واکنش وی در صحن علنی مجلس و برخی حامیانش همراه شده است..
روز در ابتدای هفته گذشته همزمان با چند سایت دیگر متن <link ../persian/news/newsitem/archive/2012/february/05/article/-30db2cebab.html>سخنرانی</link> حداد عادل در جلسه هادیان سیاسی سپاه را منتشر کرد که وی در آن &nbsp;به صراحت درباره برخی از موضوعات مهم کشور از جمله نظر خود درباره مجتبی خامنه‌ای٬ هاشمی‌رفسنجانی٬ دو رهبر جنبش سبز٬ مهدی کروبی و میرحسین موسوی٬ و همچنین سیدمحمد خاتمی&nbsp; ابراز نظر کرده بود.. 
رییس مجلس هفتم که در آخرین ساعات دیشب روشن شد نام وی در فهرست انتخاباتی سی نفره جبهه اصولگریان نیز هست، البته در بخشی از سخنانش اعلام کرده بود که مایل نیست این سخنان به نقل از وی در جایی منتشر شود. انتشار این سخنان اما٬ انعکاس گسترده‌ای در رسانه‌های مختلف داشت. ابتدا دفتر حدادعادل با صدور بیانیه‌ای٬ این سخنان را تکذیب کرد. در بیانیه دفتر حدادعادل آمده بود که &quot;در روزهای اخیر مطالب نادرستی درباره انتخابات و شخص آقای دکتر حداد عادل در بعضی سایت ها منتشر شده که در آنها نامی از سپاه و بسیج و بعضی از اشخاص دیگر نیز به میان آمده است. به نظر می رسد مقصود از انتشار این گونه مطالب در آستانه انتخابات مجلس نهم، تشویش اذهان و تخریب افراد است.دفتر دکتر حداد عادل ضمن تاکید بر خلاف واقع بودن این مطالب اعلام می کند که اخبار مربوط به ایشان تنها در صورتی قابل اعتماد و قابل نقل است که از سوی دفتر یا وبگاه شخصی ایشان منتشر شده باشد. در عین حال رسانه ها به مطالبی که منبع آنها شناخته شده نیست اعتماد نکنند&quot;.
&nbsp;این نماینده مجلس هشتم٬ دیروز هم در نطق میان دستور خود٬ بار دیگر به تکذیب موارد مطرح شده پرداخت و گفت: &quot;اين روزها در آستانه انتخابات، از سوي برخي محافلي که غالبا از خارج از کشور هدايت مي​شوند، موج دروغ پردازي برنامه​ريزي شده​اي عليه من آغاز شده است. در برخي رسانه​هاي خارجي اظهاراتي از سوي من در جمع هاديان سپاه گفته شده که قويا آن تکذيب مي​کنم. من اصلا در چنين جمعي حضور نداشته و سخنراني نکرده​ام. حرف​هايي که به نقل از من راجع به امام گفته شده است، به هيچ وجه صحت ندارد&quot;.
&nbsp;در همین حال٬ مدیر سایت دیگربان٬ سایتی که به رصد فعالیت اصول‌گرایان می‌پردازد٬ درباره این سخنان نوشت: &quot;حسین فدایی٬ دبیرکل جمعیت ایثارگران و علیرضا زاکانی٬ دبیرکل جمعیت رهپویان از «جبهه متحد اصول‌گرایان» با «جبهه پایداری» بر سر ریاست غلامعلی حداد عادل بر مجلس نهم به توافق رسیدند٬ تیم علی لاریجانی هم در واکنش به این توافق٬ سئوال از محمود احمدی‌نژاد در مجلس را به جریان انداخت و بخش‌هایی از اظهارات حداد عادل در جمع هادیان بسیج را در اختیار رسانه‌ها قرار داد&quot;.
پیش از این یک سایت حامی احمدی‌نژاد هم، درباره فهرست انتخاباتی جبهه متحد اصول‌گرایان، با اشاره به نقش حدادعادل در حذف مطهری، کاتوزیان و عباس‌پور و همچنین تلاش وی برای به دست آوردن مجدد کرسی ریاست مجلس، نوشته بود: &quot;رقابت بر سر کرسی ریاست آینده مجلس، پیش از انتخابات و از درون جبهه متحد اصولگرایی آغاز گردیده است. در همین راستا طیف زاکانی و فدایی می کوشند تا با زمینه سازی جهت کسب رای بالا در تهران برای غلامعلی حداد عادل، مسیر وی برای بازگشت به ریاست مجلس و احیانا انتخابات ریاست جمهوری را فراهم کنند. در مقابل، اصولگرایان سنتی نیز به دنبال تثبیت ریاست علی لاریجانی بر مجلس هستند&quot;.
رقابتی که به نظر می‌رسد در روزهای گذشته٬ به شکل زیرپوستی ادامه یافته چرا که بلافاصله پس از اعلام موجودیت جبهه &quot;منتقدان دولت&quot;، سایت خبرآن‌لاین ضمن پوشش اخبار این طیف، اقدام به دعوت از حمیدرضا کاتوزیان، سخنگوی جبهه منتقدان دولت، برای گفت‌گو با کاربران این سایت کرد.
سخنان حدادعادل پس از آن منتشر شد که محمدرضا نقدی٬ فرمانده بسیج مستضعفین هم در جمع هادیان سیاسی سپاه٬ با اعلام اینکه حدادعادل در هر دو فهرست اصول‌گرایان قرار دارد٬ <link http://www.dw.de/dw/article/0,,15718411,00.html>گفته</link> بود: &quot;دشمن و فتنه‌گران آقای حداد را می‌زنند به خاطر اینکه فردای انتخابات بگویند پدر خانم آقا مجتبی (پسر رهبر جمهوری اسلامی) در انتخابات رأیش پایین بود&quot;.

وی همچنین اعلام کرده بود که&nbsp; &quot;تخریب آقای حداد معنا دار است&quot; و هدف از این کار &quot;زدن&quot; خامنه‌ای است. او در بخش دیگری از اظهاراتش گفته بود: &quot;بنده هم کسب تکلیف کردم، به ما گفتند آقای حداد نشانه است در این انتخابات&quot;.
حدادعادل٬ در سخنانی که به نقل از وی منتشر شده٬ گفته است: &quot;عده ای می گویند آقای هاشمی ایشان (خامنه ای) را به رهبری رساند. اما واقعا این خدا بود که آقای هاشمی را دچار محاسبات اشتباه کرد. چون آقای هاشمی محاسباتش دنیوی بود پیش خودش احساس کرد دوستی اش با حضرت آقا برای آینده سیاسی اش مفید است.&quot; 
وی همچنین گفته بود: &quot;انتخابات مجلس نهم از جهات بسیار واجد اهمیت است و لذا شما برادران و خواهران ما در سپاه که نقش اساسی در بصیرت افزایی جامعه دارید باید نقش سترگ خود را همچنان که در همه این سال ها به ویژه در غائله فتنه 88 ما شاهد آن بودیم، بار دیگر نشان دهید. خوشبختانه بخش افراطی و ضد نظام و فتنه گر اصلاح طلبان در این انتخابات در لاک انزوا و سکوت فرو رفتند و بخش خنثی و به تعبیری داخل نظام آنها در صحنه مانده اند. اما در یک تحلیل کلی باید گفت اصلاح طلبان در واقع یک هدف را دنبال می کنند و آن هدف ضدیت با نظام و رهبری است. هر چند عده ای در شیوه تندرو و برخی کندرو هستند اما وقتی به عمق ماجرا نگاه کنیم و تحلیل کنیم می بینیم که همه آنها می خواهند ساختارهایی را به اصطلاح خود اصلاح کنند که حیات سیاسی نظام ما بسته به آنهاست. بنابراین باید تلاش کرد در یک برنامه مهندسی پنج - شش ساله انشاالله این واژه و این جریان را از اساس حذف کرد. حالا در این انتخابات عده ای می مانند و ممکن است به مجلس هم بیایند اما باید به گونه ای اینها را خنثی و بی اثر کرد که کم کم همین گروه اندک باقی مانده نیز حذف شود&quot;.
وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود٬ پیرامون دوران ریاست اش بر مجلس هفتم٬ این‌گونه سخن گفته بود: &quot;در مجلس هفتم که بنده رئیس بودم، عده ای انتقاد می کردند که چرا برای مسائل مختلف از آقا و آقا مجتبی مشورت می گیرید؟ عده ای حتی معترض می شدند که مجلس باید مستقل باشد. بله، بنده هم معتقدم مجلس باید مستقل باشد، اما مستقل از کجا؟ مستقل از فرامن الهی؟ مستقل از ولایت؟ نه خیر. مستقل باشد از دولت و کانون های ثروت و قدرت. اگر قرار باشد مجلس ما از ولایت مستقل باشد چه برتری به مجالس کشورهای غربی دارد؟&quot;]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 00:04:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>رفت و آمد پیغام برها بین احمدی نژاد و هاشمی</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/-6878441101.html</link>
			<description>دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت روز گذشته با انتشار بیانیه ای در خصوص دانشگاه آزاد، به موضع گیری رسانه های حامی دولت علیه هاشمی رفسنجانی پاسخ داد و هدف آن ها را &quot;متشنج کردن&quot; فضای جامعه توصیف کرد. همزمان فرهاد دانشجو که به همراه برادرش ـ وزیر علوم- علیه رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد اظهار نظر کرده بود، از مواضع خود عقب نشست و سخنانش را تکذیب کرد. در سوی دیگر بسیجیان حامی محمود احمدی نژاد در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد در پایتخت دست به تجمع زدند تا شعار دهند: &quot;مرگ بر دانشگاه سکولار.&quot; 
&quot;جای تاسف و تعجب دارد&quot;. این را دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی در واکنش به &quot;درج مطالبی خلاف واقع درخصوص دانشگاه آزاد اسلامی&quot; در روزهای اخیر نوشت.دفتر آیت الله هاشمی روز گذشته در نمابری که برای خبرگزاری های داخلی ارسال کرد، انتشار چنین مطالبی در &quot;برخی رسانه های همسو&quot; را با &quot;غرض سیاسی&quot; همراه دانست و تصریح کرد که اینها&quot; هدفی جز متشنج کردن فضای جامعه و مخدوش کردن اذهان عمومی ندارند.&quot;
 مخاطب بیانیه تند رئیس هیات امنا و هیات موسس دانشگاه آزاد کسی جز فرهاد دانشجو نیست؛کسی که اوایل این هفته در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان از تبدیل شدن یک &quot;شایعه&quot; به &quot;واقعیت خبر داده و گفته بود :&quot;گویا شایعه مانع ایجاد کردن هاشمی رفسنجانی در امضا حكم من هم اکنون به واقعیت تبدیل شده است.&quot;
فرهاد دانشجو که از سوی محمود احمدی نژاد برای نشستن بر کرسی ریاست دانشگاه آزاد برگزیده شده، گفته است تیمی از سوی شورای انقلاب فرهنگی فرستاده شد اما آیت الله هاشمی حکم وی را امضا نکرده است. گرچه ادعاهای او نشان می دهد، تیم احمدی نژاد به این راحتی زیر بار مخالفت هاشمی نمی روند چرا که: &quot;قرار است دوباره تیمی برای راضی کردن آیت الله هاشمی رفسنجانی برای امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد فرستاده شود.&quot;

باید رزومه ها بررسی شود
بیانیه دیروز دفتر آیت الله هاشمی گرچه نشانه ای از موافقت وی با ریاست دانشجو ندارد اما در عین حال ادعاهای وی را نقض می کند. این بیانیه متذکر می شود که &quot;دو تن&quot; از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با آیت الله هاشمی ملاقات حضوری داشته و با وی پیرامون &quot; امضای حکم رییس جدید&quot; مذاکره کرده اند. 
 در آن جلسه آیت‌الله هاشمی به درخواست فرستادگان رئیس دولت پاسخ مثبت نداده و با ایراد&quot; اشکالاتی قانونی&quot; به نحوه رای‌گیری و انتخاب رییس جدید در هیات امنای دانشگاه آزاد، گفته است باید &quot;جلسه دیگری&quot; برگزار شود؛ جلسه ای که با حضور اعضای هیات امنا که نه تنها &quot; رزومه‌ها و برنامه‌های&quot; فرهاد دانشجو بلکه &quot;سایر نامزدها&quot; نیزدر آن اعلام و پس از &quot;استماع&quot; در مورد آنها را‌ی‌گیری شود.

انتخابات غیر قانونی
21 دیماه امسال جلسه رای گیری برای تعیین رئیس جدید جدید به آرامی برگزار نشد. گفته می شود بر اساس رای گیری اولیه تنها 4 تن از اعضای هیات امنای ده نفره به فرهاد دانشجو رای داده بودند. رای دهندگان به دانشجو احتمالا سه عضو شورای انقلاب فرهنگی و یکی از دو وزیر بهداشت و علوم بوده اند. این بدین معنا است که در رای گیری نخست حتی تمامی 5 حامی محمود احمدی نژاد حاضر نشده اند به انتخاب دانشجو رای دهند.
در آن روز خبرگزاری فارس گزارش داده بود پس از این رای‌گیری، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی مخالفت خود را با آن اعلام و خاطرنشان کرده که باید &quot;سایر گزینه‌ها&quot; هم مطرح شود؛ خواسته ای که با مخالفت برخی از اعضای هیات امنا ـ حامیان دولت ـ روبرو و منجر به &quot;متشنج&quot; شدن جو جلسه می شود.
سرانجام در پایان جلسه دوم، فرهاد دانشجو از دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد بیرون آمد و به رسانه ها گفت این بار با 5 رای به ریاست دانشگاه آزاد برگزیده شده است. آن هم در حالیکه دبیرخانه هیات امنا مصوبه این هیات را که به انتخاب فرهاد دانشجو منجر شد به دلیل عدم تایید آن توسط هاشمی رفسنجانی غیر قانونی دانسته بود.
اما با وجود اینکه رئیس هیات امنا، انتخاب فرهاد دانشجو را &quot;قانونی&quot; ندانسته بود، شش روز پس از آن شورای انقلاب فرهنگی &quot;ریاست&quot; وی را مورد تایید قرار داد و دوشنبه هفته گذشته نیز رئیس دولت ابلاغیه ای را منتشر کرد که بر اجرای مصوبه تأیید انتخاب رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تاکید داشت. آن هم در حالیکه ناظران حقوقی می گویند به دلیل عدم تایید رای گیری توسط آیت الله هاشمی، انتخاب دانشجو به عنوان ریاست دانشگاه آزاد اساسا قابلیت بررسی و تایید در شورای انقلاب فرهنگی و متعاقبا اعلام و ابلاغ آن فاقد وجاهت قانونی است.

باید سید حسن خمینی باشد 
 دفتر آیت الله هاشمی همچنین در پاسخ به ادعاهای حامیان دولت در خصوص عدم ملاقات دبیر مجمع تشخیص مصلحت با تیم مذاکره کننده شورای انقلاب فرهنگی گفته است: &quot;با توجه به این تصمیم و اعلام نظر شورای انقلاب فرهنگی برای انتخاب و مذاکره پنج نفر از اعضای این شورا با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ایشان به‌رغم برنامه‌ریزی‌های قبلی و پر بودن زمان ملاقات‌های هفتگی، موافقت و اعلام کردند این جلسه به خاطر امکان شرکت حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سیدحسن خمینی که باید از قم حضور یابند در عصر روز چهارشنبه مورخ ۱۹بهمن ۹۰ برگزار گردد.&quot;
سید حسن خمینی نوه رهبر انقلاب اسلامی و یکی از سه عضو انتخابی هیات موسس دانشگاه آزاد در هیات امنای این نهاد آموزشی است. در هفته های اخیر رسانه های نزدیک به دولت اخباری را منتشر کرده بودند مبنی بر اینکه سید حسن خمینی به آیت الله هاشمی گفته است: &quot;حالا که کار تمام شده است، حکم دانشجو را امضا کن.&quot;
ناظران می گویند با توجه به اینکه سید حسن خمینی به فرهاد دانشجو رای مخالف داده است، این ادعا ها می تواند در راستای فشار رسانه های حامی محمود احمدی نژاد به آیت الله هاشمی برای کوتاه آمدن در برابر خواسته های دولت باشد.

هاشمی به ضرب الاجل تن نمی دهد
سه شنبه هفته پیش، بیست و چهار ساعت پس از انتشار ابلاغیه تایید ریاست فرهاد دانشجو از سوی محمود احمدی نژاد، شورای انقلاب فرهنگی که به ریاست رئیس دولت برگزار می شود ضرب الاجلی یک ماهه برای هاشمی رفسنجانی تعیین کرد تا حکم دانشجو را ابلاغ کند.اما نزدیکان هاشمی بی درنگ به این ضرب الاجل پاسخ دادند و تعیین ضرب‌الاجل از سوی این شورا را به معنای &quot;سیاسی کردن موضوع&quot; دانستند و گفتند: &quot;آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در این شرایط به احتمال قوی حکم ریاست فرهاد دانشجو را امضا نخواهد کرد.&quot;
 به گفته رئیس دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی &quot;برخی می‌خواهند انتصاب رییس دانشگاه آزاد را سیاسی کنند و با صدور ضرب‌الاجل برای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، موضوع را حساس کنند.&quot;
یاسر هاشمی در عین حال گفته بود: &quot;به طور قطع آیت‌الله هاشمی به ضرب‌الاجل تن نخواهد داد.&quot;
در همین رابطه هفته گذشته  حمید میرزاده - عضو هیات امنای دانشگاه آزاد- نیز تاکید کرده بود: &quot;در صورت صدور ضرب الاجل از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی، آیت‌الله هاشمی حکم ریاست فرهاد دانشجو را صادر نخواهد کرد.&quot;

فرهاد دانشجو حرفش را پس گرفت
چنین مواضعی به همراه بیانیه روز گذشته دفتر آیت الله هاشمی عقب نشینی موقت گزینه مورد نظر محمود احمدی نژاد را به همراه داشت. وی روز سه شنبه به تکذیب مواضع قبلی اش دست زد و گفت: &quot;در مصاحبه‌هایی که با رسانه‌های گروهی داشته‌ام به هیچ عنوان درباره عدم تمایل آیت‌الله هاشمی برای امضای حکمم مطالبی ارائه نکردم.&quot;
او که با خبرنگار فارس گفتگو می کرد نه تنها اظهارات خود را تکذیب بلکه ادعا کرد آیت الله هاشمی هرگز با کاندیداتوری وی مخالف نبوده است. 

هشدار کامران دانشجو به هاشمی
این عقب نشینی چهار روز پس از پیش روی برادر فرهاد دانشجو علیه ایت الله هاشمی انجام می گیرد. کامران دانشجو ـ وزیر علوم دولت ـ مخالفت هاشمی با انتخاب برادرش را &quot;ایستادن در مقابل خواسته مردم، دانشگاهیان، دانشجویان و كارمندان دانشگاه آزاد&quot; توصیف کرده و هشدار داده بود: &quot;مردم، دانشجویان و دانشگاهیان تحمل ادامه این قضیه را ندارند و هاشمی باید متقاعد شود بدون هیچگونه پیش‌شرطی حكم فرهاد دانشجو را صادر كند.&quot;

مرگ بر دانشگاه سکولار
در همین راستا بود که دانشجویان بسیجی وارد شدند و به گزارش رجا نیوز عده ای از آنان دیروز دریک تجمع در دانشگاه آزاد &quot;تهران شمال&quot; با در دست داشتن پلاکاردها و با سر دادن شعار مرگ بر دانشگاه سکولار مواضع حامیان احمدی نژاد نسبت به مسئولان فعلی این دانشگاه را تکرار کردند.
گفتنی است در سال 88 همزمان با خیزش جنبش سبز در خیابان ها، دانشجویان دانشگاه های آزاد به ویژه واحد های تهران مرکز، تهران جنوب و مشهد گسترده ترین تظاهرات دانشجویی اعتراضی را برگزار کردند. پاییز و زمستان دو سال پیش، تجمعات چند هزار نفری در واحد های دانشگاه آزاد شکل گرفت که از زمان تاسیس این دانشگاه در اردبیهشت 1361 بی سابقه بوده است. آن ها به &quot;تقلب انتخاباتی&quot; توسط دولت محمود احمدی نژاد معترض بودند. در تهران بسیاری از این دانشجویان بازداشت شدند و در مشهد با هجوم خونبار نیروهای حزب الله و نیروی انتظامی به داخل دانشگاه آزاد بسیاری از آنان به شدت مجروح و صدها تن بازداشت شدند.</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شیرین کریمی</p> دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت روز گذشته با انتشار بیانیه ای در خصوص دانشگاه آزاد، به موضع گیری رسانه های حامی دولت علیه هاشمی رفسنجانی پاسخ داد و هدف آن ها را &quot;متشنج کردن&quot; فضای جامعه توصیف کرد. همزمان فرهاد دانشجو که به همراه برادرش ـ وزیر علوم- علیه رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد اظهار نظر کرده بود، از مواضع خود عقب نشست و سخنانش را تکذیب کرد. در سوی دیگر بسیجیان حامی محمود احمدی نژاد در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد در پایتخت دست به تجمع زدند تا شعار دهند: &quot;مرگ بر دانشگاه سکولار.&quot; 
&quot;جای تاسف و تعجب دارد&quot;. این را دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی در واکنش به &quot;درج مطالبی خلاف واقع درخصوص دانشگاه آزاد اسلامی&quot; در روزهای اخیر نوشت.دفتر آیت الله هاشمی روز گذشته در نمابری که برای <link http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901118000310>خبرگزاری</link> های داخلی ارسال کرد، انتشار چنین مطالبی در &quot;برخی رسانه های همسو&quot; را با &quot;غرض سیاسی&quot; همراه دانست و تصریح کرد که اینها&quot; هدفی جز متشنج کردن فضای جامعه و مخدوش کردن اذهان عمومی ندارند.&quot;
&nbsp;مخاطب بیانیه تند رئیس هیات امنا و هیات موسس دانشگاه آزاد کسی جز فرهاد دانشجو نیست؛کسی که اوایل این هفته در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان از تبدیل شدن یک &quot;شایعه&quot; به &quot;واقعیت خبر داده و گفته بود :&quot;گویا شایعه مانع ایجاد کردن هاشمی رفسنجانی در امضا حكم من هم اکنون به واقعیت تبدیل شده است.&quot;
فرهاد دانشجو که از سوی محمود احمدی نژاد برای نشستن بر کرسی ریاست دانشگاه آزاد برگزیده شده، گفته است تیمی از سوی شورای انقلاب فرهنگی فرستاده شد اما آیت الله هاشمی حکم وی را امضا نکرده است. گرچه ادعاهای او نشان می دهد، تیم احمدی نژاد به این راحتی زیر بار مخالفت هاشمی نمی روند چرا که: &quot;قرار است دوباره تیمی برای راضی کردن آیت الله هاشمی رفسنجانی برای امضای حکم ریاست جدید دانشگاه آزاد فرستاده شود.&quot;

<strong>باید رزومه ها بررسی شود</strong>
بیانیه دیروز دفتر آیت الله هاشمی گرچه نشانه ای از موافقت وی با ریاست دانشجو ندارد اما در عین حال ادعاهای وی را نقض می کند. این بیانیه متذکر می شود که &quot;دو تن&quot; از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با آیت الله هاشمی ملاقات حضوری داشته و با وی پیرامون &quot; امضای حکم رییس جدید&quot; مذاکره کرده اند. 
&nbsp;در آن جلسه آیت‌الله هاشمی به درخواست فرستادگان رئیس دولت پاسخ مثبت نداده و با ایراد&quot; اشکالاتی قانونی&quot; به نحوه رای‌گیری و انتخاب رییس جدید در هیات امنای دانشگاه آزاد، گفته است باید &quot;جلسه دیگری&quot; برگزار شود؛ جلسه ای که با حضور اعضای هیات امنا که نه تنها &quot; رزومه‌ها و برنامه‌های&quot; فرهاد دانشجو بلکه &quot;سایر نامزدها&quot; نیزدر آن اعلام و پس از &quot;استماع&quot; در مورد آنها را‌ی‌گیری شود.

<strong>انتخابات غیر قانونی</strong>
21 دیماه امسال جلسه رای گیری برای تعیین رئیس جدید جدید به آرامی برگزار نشد. گفته می شود بر اساس رای گیری اولیه تنها 4 تن از اعضای هیات امنای ده نفره به فرهاد دانشجو رای داده بودند. رای دهندگان به دانشجو احتمالا سه عضو شورای انقلاب فرهنگی و یکی از دو وزیر بهداشت و علوم بوده اند. این بدین معنا است که در رای گیری نخست حتی تمامی 5 حامی محمود احمدی نژاد حاضر نشده اند به انتخاب دانشجو رای دهند.
در آن روز خبرگزاری فارس&nbsp;گزارش&nbsp;داده بود پس از این رای‌گیری، آیت‌الله&nbsp;هاشمی رفسنجانی مخالفت خود را با آن اعلام و&nbsp;خاطرنشان کرده که&nbsp;باید &quot;سایر&nbsp;گزینه‌ها&quot; هم&nbsp;مطرح شود؛ خواسته ای که با مخالفت برخی از اعضای هیات امنا ـ حامیان دولت ـ روبرو و منجر به&nbsp;&quot;متشنج&quot; شدن جو جلسه&nbsp;می شود.
سرانجام در پایان جلسه دوم، فرهاد دانشجو از دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد بیرون آمد و به رسانه ها گفت این بار با 5 رای به ریاست دانشگاه آزاد برگزیده شده است. آن هم در حالیکه دبیرخانه هیات امنا مصوبه این هیات را که به انتخاب فرهاد دانشجو منجر شد به دلیل عدم تایید آن توسط هاشمی رفسنجانی غیر قانونی دانسته بود.
اما با وجود اینکه رئیس هیات امنا، انتخاب فرهاد دانشجو را &quot;قانونی&quot; ندانسته بود، شش روز پس از آن شورای انقلاب فرهنگی &quot;ریاست&quot; وی را مورد تایید قرار داد و دوشنبه هفته گذشته نیز رئیس دولت ابلاغیه ای را&nbsp;منتشر&nbsp;کرد که بر اجرای مصوبه تأیید انتخاب رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تاکید داشت. آن هم در حالیکه ناظران حقوقی می گویند به دلیل عدم تایید رای گیری توسط آیت الله هاشمی، انتخاب دانشجو به عنوان ریاست دانشگاه آزاد اساسا قابلیت بررسی و تایید در شورای انقلاب فرهنگی و متعاقبا اعلام و ابلاغ آن فاقد وجاهت قانونی است.

<strong>باید سید حسن خمینی باشد</strong> 
&nbsp;دفتر آیت الله هاشمی همچنین در پاسخ به ادعاهای حامیان دولت در خصوص عدم ملاقات دبیر مجمع تشخیص مصلحت با تیم مذاکره کننده شورای انقلاب فرهنگی گفته است: &quot;با توجه به این تصمیم و اعلام نظر شورای انقلاب فرهنگی برای انتخاب و مذاکره پنج نفر از اعضای این شورا با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ایشان به‌رغم برنامه‌ریزی‌های قبلی و پر بودن زمان ملاقات‌های هفتگی، موافقت و اعلام کردند این جلسه به خاطر امکان شرکت حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سیدحسن خمینی که باید از قم حضور یابند در عصر روز چهارشنبه مورخ ۱۹بهمن ۹۰ برگزار گردد.&quot;
سید حسن خمینی نوه رهبر انقلاب اسلامی و یکی از سه عضو انتخابی هیات موسس دانشگاه آزاد در هیات امنای این نهاد آموزشی است. در هفته های اخیر رسانه های نزدیک به دولت اخباری را منتشر کرده بودند مبنی بر اینکه سید حسن خمینی به آیت الله هاشمی گفته است: &quot;حالا که کار تمام شده است، حکم دانشجو را امضا کن.&quot;
ناظران می گویند با توجه به اینکه سید حسن خمینی به فرهاد دانشجو رای مخالف داده است، این ادعا ها می تواند در راستای فشار رسانه های حامی محمود احمدی نژاد به آیت الله هاشمی برای کوتاه آمدن در برابر خواسته های دولت باشد.

<strong>هاشمی به ضرب الاجل تن نمی دهد</strong>
سه شنبه هفته پیش، بیست و چهار ساعت پس از انتشار ابلاغیه تایید ریاست فرهاد دانشجو از سوی محمود احمدی نژاد، شورای انقلاب فرهنگی که به ریاست رئیس دولت برگزار می شود <link ../persian/news/newsitem/article/-ad546c5bab.html>ضرب الاجلی</link> یک ماهه برای هاشمی رفسنجانی تعیین کرد تا حکم دانشجو را ابلاغ کند.اما نزدیکان هاشمی بی درنگ به این ضرب الاجل <link http://www.fardanews.com/fa/news/185704/%D8%A2%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B6%D8%B1%D8%A8%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AC%D9%84-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF>پاسخ</link> دادند و تعیین ضرب‌الاجل از سوی این شورا را به معنای &quot;سیاسی کردن موضوع&quot; دانستند و گفتند: &quot;آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در این شرایط به احتمال قوی حکم ریاست فرهاد دانشجو را امضا نخواهد کرد.&quot;
&nbsp;به گفته رئیس دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی &quot;برخی می‌خواهند انتصاب رییس دانشگاه آزاد را سیاسی کنند و با صدور ضرب‌الاجل برای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، موضوع را حساس کنند.&quot;
یاسر هاشمی در عین حال گفته بود: &quot;به طور قطع آیت‌الله هاشمی به ضرب‌الاجل تن نخواهد داد.&quot;
در همین رابطه هفته گذشته &nbsp;حمید میرزاده - عضو هیات امنای دانشگاه آزاد- نیز تاکید کرده بود: &quot;در صورت صدور ضرب الاجل از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی، آیت‌الله هاشمی حکم ریاست فرهاد دانشجو را صادر نخواهد کرد.&quot;

<strong>فرهاد دانشجو حرفش را پس گرفت</strong>
چنین مواضعی به همراه بیانیه روز گذشته دفتر آیت الله هاشمی عقب نشینی موقت گزینه مورد نظر محمود احمدی نژاد را به همراه داشت. وی روز سه شنبه به تکذیب مواضع قبلی اش دست زد و گفت: &quot;در مصاحبه‌هایی که با رسانه‌های گروهی داشته‌ام به هیچ عنوان درباره عدم تمایل آیت‌الله هاشمی برای امضای حکمم مطالبی ارائه نکردم.&quot;
او که با خبرنگار <link http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901118000400>فارس</link> گفتگو می کرد نه تنها اظهارات خود را تکذیب بلکه ادعا کرد آیت الله هاشمی هرگز با کاندیداتوری وی مخالف نبوده است. 

<strong>هشدار کامران دانشجو به هاشمی</strong>
این عقب نشینی چهار روز پس از پیش روی برادر فرهاد دانشجو علیه ایت الله هاشمی انجام می گیرد. کامران دانشجو ـ وزیر علوم دولت ـ مخالفت هاشمی با انتخاب برادرش را &quot;ایستادن در مقابل خواسته مردم، دانشگاهیان، دانشجویان و كارمندان دانشگاه آزاد&quot; توصیف کرده و هشدار داده بود: &quot;مردم، دانشجویان و دانشگاهیان تحمل ادامه این قضیه را ندارند و هاشمی باید متقاعد شود بدون هیچگونه پیش‌شرطی حكم فرهاد دانشجو را صادر كند.&quot;

<strong>مرگ بر دانشگاه سکولار</strong>
در همین راستا بود که دانشجویان بسیجی وارد شدند و به گزارش رجا نیوز عده ای از آنان دیروز دریک تجمع در دانشگاه آزاد &quot;تهران شمال&quot; با در دست داشتن پلاکاردها و با سر دادن شعار <link http://rajanews.com/Detail.asp?id=116060>مرگ بر دانشگاه سکولار</link> مواضع حامیان احمدی نژاد نسبت به مسئولان فعلی این دانشگاه را تکرار کردند.
گفتنی است در سال 88 همزمان با خیزش جنبش سبز در خیابان ها، دانشجویان دانشگاه های آزاد به ویژه واحد های تهران مرکز، تهران جنوب و مشهد گسترده ترین تظاهرات دانشجویی اعتراضی را برگزار کردند. پاییز و زمستان دو سال پیش، تجمعات چند هزار نفری در واحد های دانشگاه آزاد شکل گرفت که از زمان تاسیس این دانشگاه در اردبیهشت 1361 بی سابقه بوده است. آن ها به &quot;تقلب انتخاباتی&quot; توسط دولت محمود احمدی نژاد معترض بودند. در تهران بسیاری از این دانشجویان بازداشت شدند و در مشهد با هجوم خونبار نیروهای حزب الله و نیروی انتظامی به داخل دانشگاه آزاد بسیاری از آنان به شدت مجروح و صدها تن بازداشت شدند.]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 23:47:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>افکار عمومی آمریکا  موافق حمله به ایران </title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/-804b4cff41.html</link>
			<description>آمریکا تا کجا باید برای در جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای پیش برود؟
 یک نظر سنجی عمومی توسط هیل در آمریکا نشان می دهد 49 درصد آمریکائیان از اقدام نظامی علیه ایران برای جلوگیری از دست یابی این کشور به سلاح هسته ای حمایت خواهند کرد در حالیکه 31 درصد با آن مخالف هستند.
به گزارش هفته نامه هیل، تقریبا نیمی از رای دهندگان آمریکایی از یک اقدام نظامی برای جلوگیری از دست یابی ایران به سلاح هسته ای پشتیبانی می کنند.
در این نظر سنجی 49 درصد گفته اند از اقدام نظامی باید استفاده کرد در حالیکه 31 درصد گفته اند که نباید از نیروی نظامی استفاده کرد و 20 درصد از پاسخ دهندگان در استفاده از نیروی نظامی تردید داشتند.
62 درصد رای دهندگان آمریکایی گفته اند که در باره اینکه ایران به حمله ای تروریستی علیه آمریکا درست بزند نگران هستند در حالیکه 37 درصد گفته اند که از این بابت چندان نگرانی ندارند یا اصلا نگران نیستند.
حال اگر این نتیجه گیری خلاف نظر ران پل، کاندیدای ریاست جمهوری آمریکاست، کاری نمی توان کرد.  همان درصد از مردم که خواهان اقدام نظامی علیه ایران هستند از کاهش بودجه نظامی آمریکا نیز ناراضی هستند، در حالیکه 40 درصد از آنها با این کاهش موافق هستند. بااین وجود اکثریت مردم با ایده ران پل برای کاهش حضور نظامی آمریکا در اروپا و کره موافق هستند و 42 درصد گفته اند که این حضور باید کاهش یابد؛ ده درصد نیز معتقدند که این حضور باید به کلی حذف گردد.
ترکیب جمعیتی پاسخ دهندگان در باره سئوال حمله نظامی به ایران قابل توجه است.  در میان جوانان نسبت افرادی که با چنین اقدامی موافق هستند، نسبت درصد ها درست به اندازه میانگین کل است (49 درصد به 30 درصد).  در واقع تفاوت چندانی در میان گروه های سنی مختلف، از این بابت وجود ندارد.
از نظر درآمدی، تقریبا همه گروه های درآمدی با اکثریت یا تقریبا اکثریت خود با این اقدام موافق هستند؛ بیشترین موافقین، درآمدی کمتر از 20 هزار دلار در سال و 40 تا 60 هزار دلار در سال داشته اند. 
در میان افراد دارای اولاد یا فاقد اولاد تفاوت چشمگیری مشاهده نمی شود.  دموکرات ها از ایده اقدام نظامی کمترحمایت کردند  تا لیبرال ها.  در واقع بیشترین تفاوت در کل نظر سنجی در میان گروه هوادار عملکرد باراک اوباما و گروه غیر هوادار او مشاهده می شود.  هرچه گروه ها از عملکرد اوباما بیشتر حمایت می کنند، کمتر از ایده اقدام نظامی برای جلوگیری از دسترسی ایران به بمب هسته ای پشتیبانی می کنند.
مسلما این نظر سنجی این سئوال را که آیا اساسا یک اقدام نظامی قادر به جلوگیری از ایران خواهد بود یا نه، پاسخ نمی دهد؛ سئوالی که اهمیت بسیار دارد. همچنین به این مساله که واکنش مردم ایران، که بزرگترین تهدید برای رژیم این کشور هستند، چگونه خواهد بود نمی پردازد.  این نظر سنجی همچنین به آثار اقدام نظامی بر منطقه و اینکه آیا اساسا آمریکا توان چنین اقدامی را در حال حاضر دارد هم اشاره نمی کند. ولی به نظر می آید اگر دولت اوباما طرح قابل قبولی برای جلوگیری از دست یابی ایران به سلاح هسته ای از طریق اقدام نظامی تدوین کند، امکان باز بودن نظر مردم نسبت به آن وجود دارد.
در این نظر سنجی همچنین پرسیده شده بود که آیا آمریکا باید پایگاهی در کره ماه داشته باشد یا نه.  به نظر می یابد حمله به ایران به مراتب بیشتر از ایده ایجاد پایگاه در کره ماه طرفدار داشته باشد چرا که تنها 20 درصد از این فکر حمایت کردند. 
منبع: هات ایر - 6 فوریه 
</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p> آمریکا تا کجا باید برای در جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای پیش برود؟
&nbsp;یک نظر سنجی عمومی توسط هیل در آمریکا نشان می دهد 49 درصد آمریکائیان از اقدام نظامی علیه ایران برای جلوگیری از دست یابی این کشور به سلاح هسته ای حمایت خواهند کرد در حالیکه 31 درصد با آن مخالف هستند.
به گزارش هفته نامه هیل، تقریبا نیمی از رای دهندگان آمریکایی از یک اقدام نظامی برای جلوگیری از دست یابی ایران به سلاح هسته ای پشتیبانی می کنند.
در این نظر سنجی 49 درصد گفته اند از اقدام نظامی باید استفاده کرد در حالیکه 31 درصد گفته اند که نباید از نیروی نظامی استفاده کرد و 20 درصد از پاسخ دهندگان در استفاده از نیروی نظامی تردید داشتند.
62 درصد رای دهندگان آمریکایی گفته اند که در باره اینکه ایران به حمله ای تروریستی علیه آمریکا درست بزند نگران هستند در حالیکه 37 درصد گفته اند که از این بابت چندان نگرانی ندارند یا اصلا نگران نیستند.
حال اگر این نتیجه گیری خلاف نظر ران پل، کاندیدای ریاست جمهوری آمریکاست، کاری نمی توان کرد.&nbsp; همان درصد از مردم که خواهان اقدام نظامی علیه ایران هستند از کاهش بودجه نظامی آمریکا نیز ناراضی هستند، در حالیکه 40 درصد از آنها با این کاهش موافق هستند. بااین وجود اکثریت مردم با ایده ران پل برای کاهش حضور نظامی آمریکا در اروپا و کره موافق هستند و 42 درصد گفته اند که این حضور باید کاهش یابد؛ ده درصد نیز معتقدند که این حضور باید به کلی حذف گردد.
ترکیب جمعیتی پاسخ دهندگان در باره سئوال حمله نظامی به ایران قابل توجه است.&nbsp; در میان جوانان نسبت افرادی که با چنین اقدامی موافق هستند، نسبت درصد ها درست به اندازه میانگین کل است (49 درصد به 30 درصد).&nbsp; در واقع تفاوت چندانی در میان گروه های سنی مختلف، از این بابت وجود ندارد.
از نظر درآمدی، تقریبا همه گروه های درآمدی با اکثریت یا تقریبا اکثریت خود با این اقدام موافق هستند؛ بیشترین موافقین، درآمدی کمتر از 20 هزار دلار در سال و 40 تا 60 هزار دلار در سال داشته اند.&nbsp;
در میان افراد دارای اولاد یا فاقد اولاد تفاوت چشمگیری مشاهده نمی شود.&nbsp; دموکرات ها از ایده اقدام نظامی کمترحمایت کردند&nbsp; تا لیبرال ها.&nbsp; در واقع بیشترین تفاوت در کل نظر سنجی در میان گروه هوادار عملکرد باراک اوباما و گروه غیر هوادار او مشاهده می شود.&nbsp; هرچه گروه ها از عملکرد اوباما بیشتر حمایت می کنند، کمتر از ایده اقدام نظامی برای جلوگیری از دسترسی ایران به بمب هسته ای پشتیبانی می کنند.
مسلما این نظر سنجی این سئوال را که آیا اساسا یک اقدام نظامی قادر به جلوگیری از ایران خواهد بود یا نه، پاسخ نمی دهد؛ سئوالی که اهمیت بسیار دارد. همچنین به این مساله که واکنش مردم ایران، که بزرگترین تهدید برای رژیم این کشور هستند، چگونه خواهد بود نمی پردازد.&nbsp; این نظر سنجی همچنین به آثار اقدام نظامی بر منطقه و اینکه آیا اساسا آمریکا توان چنین اقدامی را در حال حاضر دارد هم اشاره نمی کند.&nbsp;ولی به نظر می آید اگر دولت اوباما طرح قابل قبولی برای جلوگیری از دست یابی ایران به سلاح هسته ای از طریق اقدام نظامی تدوین کند، امکان باز بودن نظر مردم نسبت به آن وجود دارد.
در این نظر سنجی همچنین پرسیده شده بود که آیا آمریکا باید پایگاهی در کره ماه داشته باشد یا نه.&nbsp; به نظر می یابد حمله به ایران به مراتب بیشتر از ایده ایجاد پایگاه در کره ماه طرفدار داشته باشد چرا که تنها 20 درصد از این فکر حمایت کردند.&nbsp;
منبع: <link http://hotair.com/archives/2012/02/06/near-majority-approves-of-military-force-against-iran-to-stop-nuclear-weapon-development/ _blank>هات ایر</link> - 6 فوریه 
]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 23:39:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>طبقه متوسط ایران تحت فشار مضاعف </title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/-06d21c3dfe.html</link>
			<description>رابرت ورث
یکی از راه های شناسایی اضطراب عمیقی که بر جامعه ایران سایه افکنده است سر زدن به خیابان منوچهری در قلب تهران است؛ جایی که انبوهی ازجمعیت روزانه، درست مثل مبادله مواد مخدر، به خرید و فروش دلار آمریکا مشغول هستند.
دولت نرخ رسمی ارز را اعلام کرده است و پلیس را برای سرکوب عوامل بازار سیاه گسیل داشته است ولی اعتماد به پول ملی به شدت ضربه خورده است و معامله پنهانی دلار همچنان ادامه دارد.
حمید، مهندس ساختمان، که در کنار دلالان ارز ایستاده است می گوید: &quot;می ترسم یا نه؟ معلوم است که می ترسم. ولی نیاز به پول دارم. قیمت خوراک بالا می رود و حقوق من کفاف نمی دهد.&quot; با نگاهی به اطراف می گوید اکنون تمام دارایی خود رابه دلار تبدیل کرده است. او هم مانند بسیاری دیگر ازایرانیان، مقادیری برنج و حبوبات انبار کرده است.
عامل این معاملات دیوانه وار نوعی شوک واقعی اقتصادی نیست، زیرا تحریم های نفتی اروپا هنوز به اجرا در نیامده است؛ بیشتر نوعی ترس از وضعیت کشور و احتمال بروز جنگ و وخامت اوضاع اقتصادی باعث این وضعیت شده است. کاخ سفید روز دوشنبه تدابیر سخت تری را علیه ایران اعلام کرد و گفت دارایی های دولت ایران در تمام زمینه ها در آمریکا را مسدود می کند.
تحریم ها ی قبلی علیه بانک مرکزی ایران وضعیت را برای ایران دشوار ساخته است و تجارت و مبادلات عادی شرکت ها را مختل کرده است. ناظران می گویند تبادلات مالی آنقدر مشکل شده است که گاه بازرگانان با چمدانی از پول ناچار به سفر هستند.
با این وجود فشار اصلی این تحریم ها گریبانگیر طبقه متوسط شده است که نسبت به غرب بدبین تر شده و تلاش های دولت اوباما برای راضی کردن ایران به تغییر برنامه هسته ای را پیچیده تر ساخته است.
پروانه، زن 41 ساله ای که در بانکی در تهران کار می کند و خواست نام او ذکر نشود گفت &quot;چند ماه اخیر بسیاری از مشتریان ما می گویند دارند تعطیل می کنند چون مشتری ندارند.&quot;  او گفت: &quot;آنها مجبورند کارکنان خود را اخراج کنند. اقتصاد ایران مریض است؛ ولی حالا بدتر هم شده است.&quot;
هراس های اقتصادی شکاف در نخبگان سیاسی را عمیق تر کرده است. تعدادی از خودی ها، ازجمله اعضای سپاه پاسداران آشکارا روش های آیت الله خامنه ای را به باد انتقاد گرفته اند. یکی از مشاوران محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، بطور غیر مستقیم خامنه ای را متهم به دامن زدن به تخاصم با غرب و افت ارزش ریال کرده است.
جواد، مسئول یک آژانس مسافرتی در شمال تهران می گوید: &quot;آنها دیگر احمدی نژاد و رهبر را آشکارا انتقاد می کنند؛ دیگر مثل سابق نیست&quot;.
درایران، که اکنون تقریبا به اندازه تولید داخلی، به وارد کردن برنج و سایر اقلام خوراکی مشغول است، اخلال در تجارت خارجی می تواند آثار قابل توجهی در ماه های آینده داشته باشد. اکثر تجار ایرانی امکان کمبود شدید مواد غذایی را رد می کنند و می می گویند ایران به سمت شرق می رود و همواره راهی پیدا کرده است که تحریم ها را دور بزند. ولی با بسته شدن روزانه مسیر ها و کانال های ارتباطی به نظر می آید دور زدن تحریم ها روز به روز دشوار تر و پر هزینه تر می شود.
ایرانی های عادی از تحریم ها شکایت دارند در حالکیه آنها که در راس هستند نسبت به آن بی تفاوت هستند و حتی از آن سود می برند. بسیاری از افراد ثروتمند در روزهای اخیر به خریدن دلار به نرخ دولتی (که برای خودی ها مقدور است) و فروختن آن به دو برابر قیمت مشغول بوده اند. برخی تحلیگران می گویند آقای احمدی نژاد عمدا بحران دلار را ایجاد کرده است تا سودی عاید دولت شود.
آژانس مسافرتی جواد نمونه تمام عیاری از مخمصه اقتصادی فعلی است. شش هفته مانده به سال نو ایرانی، تلفن این آژانس باید مرتبا زنگ بزند، ولی جواد می گوید: &quot;سه هفته اخیر هیچ خبری نبوده است.&quot;
مساله فقط این نیست که مسافران بالقوه نگران هستند. آژانس قادر نیست به آنها قیمت بدهد زیرا نرخ ارز آنقدر نوسان دارد که محاسبات را غیر ممکن می سازد.
جواد می گوید: &quot;هر روز یک مطلب تازه هست.&quot; سفر خارجیان به ایران تقریبا متوقف شده است. دو سال پیش مشتریان جواد بیشتراروپایی بودند؛ اکنون همه روسی و چینی هستند، که آنها هم اخیرا با تهدید به بستن تنگه هرمز از آمدن به ایران سرباز زده اند. روسیه و چین، از حامیان ایران در شورای امنیتی سازمان ملل محسوب می شوند.
جواد می گوید: &quot;ما یک رزرو برای 300 مشتری چینی داشتیم. تنها30 یا 40 تا از آنها آمدند.&quot;
حتی ایرانیانی که با دولت مخالف هستند، این فشار های اقتصادی را اقدامی ناعادلانه علیه خود می بینند که اثر مثبت هم نخواهد داشت.
بحران به خدمات درمانی هم رسیده است که اثر زیادی بر طبقه متوسط و طبقه فقیر می گذارد. به گفته یک پرستار که در بخش سرطان بیمارستانی در تهران کار می کند، قیمت برخی دارو ها ازجمله هرسپتین، داروی سرطان سینه، ظرف سال گذشته دو برابر شده است.
تحریم ها همچنین بر وسایل پزشکی هم اثر گذارده است چرا که ماشین آلات رادیولوژی هم جزو کالاهای با کاربرد دوگانه طبقه بندی شده و مشمول تحریم هاست. بیمارستان شهدا، یکی از مراکز مهم درمانی که سالیانه 1200 بیمار سرطانی دارد اکنون بدون تجهیزات رادیولوژی است، زیرا قطعات آن قابل وارد کردن نیست.
بسیاری از ایرانیان در مورد مشغله ذهنی غرب در مورد برنامه هسته ای ایران هم بدبین هستند. کیهان بزرگر، رئیس مطالعات استراتژیک خاورمیانه می گوید: &quot;فشار اقتصادی نمی تواند مساله هسته ای ایران را حل کند. پرونده هسته ای ایران به مساله ای ملی تبدیل شده است؛ دیگر دیر شده است که به عقب برگردیم. هر گونه مذاکره ای هم در داخل کشور به عنوان عاملی منفی و به عنوان فروختن برنامه هسته ای تلقی می شود.&quot;
علی اکبر جوانفکر، مشاور احمدی نژاد می گوید: &quot;این نحوه برخورد غلط است. شما باید با احترام با ما صحبت کنید. شما باید دل ما را به دست بیاورید.&quot;
برخی از تجار ایرانی هم همین نظر را دارند و می گویند همیشه راه هایی برای فروش نفت یا حواله پول و دور زدن تحریم ها هست، ولی این مردم هستند که بیشتری آسیب را می بینند.
منبع: نیویورک تایمز - 7 فوریه 2012 
</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p> رابرت ورث
یکی از راه های شناسایی اضطراب عمیقی که بر جامعه ایران سایه افکنده است سر زدن به خیابان منوچهری در قلب تهران است؛ جایی که انبوهی ازجمعیت روزانه، درست مثل مبادله مواد مخدر، به خرید و فروش دلار آمریکا مشغول هستند.
دولت نرخ رسمی ارز را اعلام کرده است و پلیس را برای سرکوب عوامل بازار سیاه گسیل داشته است ولی اعتماد به پول ملی به شدت ضربه خورده است و معامله پنهانی دلار همچنان ادامه دارد.
حمید، مهندس ساختمان، که در کنار دلالان ارز ایستاده است می گوید: &quot;می ترسم یا نه؟ معلوم است که می ترسم. ولی نیاز به پول دارم. قیمت خوراک بالا می رود و حقوق من کفاف نمی دهد.&quot; با نگاهی به اطراف می گوید اکنون تمام دارایی خود رابه دلار تبدیل کرده است. او هم مانند بسیاری دیگر ازایرانیان، مقادیری برنج و حبوبات انبار کرده است.
عامل این معاملات دیوانه وار نوعی شوک واقعی اقتصادی نیست، زیرا تحریم های نفتی اروپا هنوز به اجرا در نیامده است؛ بیشتر نوعی ترس از وضعیت کشور و احتمال بروز جنگ و وخامت اوضاع اقتصادی باعث این وضعیت شده است. کاخ سفید روز دوشنبه تدابیر سخت تری را علیه ایران اعلام کرد و گفت دارایی های دولت ایران در تمام زمینه ها در آمریکا را مسدود می کند.
تحریم ها ی قبلی علیه بانک مرکزی ایران وضعیت را برای ایران دشوار ساخته است و تجارت و مبادلات عادی شرکت ها را مختل کرده است. ناظران می گویند تبادلات مالی آنقدر مشکل شده است که گاه بازرگانان با چمدانی از پول ناچار به سفر هستند.
با این وجود فشار اصلی این تحریم ها گریبانگیر طبقه متوسط شده است که نسبت به غرب بدبین تر شده و تلاش های دولت اوباما برای راضی کردن ایران به تغییر برنامه هسته ای را پیچیده تر ساخته است.
پروانه، زن 41 ساله ای که در بانکی در تهران کار می کند و خواست نام او ذکر نشود گفت &quot;چند ماه اخیر بسیاری از مشتریان ما می گویند دارند تعطیل می کنند چون مشتری ندارند.&quot; &nbsp;او گفت: &quot;آنها مجبورند کارکنان خود را اخراج کنند. اقتصاد ایران مریض است؛ ولی حالا بدتر هم شده است.&quot;
هراس های اقتصادی شکاف در نخبگان سیاسی را عمیق تر کرده است. تعدادی از خودی ها، ازجمله اعضای سپاه پاسداران آشکارا روش های آیت الله خامنه ای را به باد انتقاد گرفته اند. یکی از مشاوران محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، بطور غیر مستقیم خامنه ای را متهم به دامن زدن به تخاصم با غرب و افت ارزش ریال کرده است.
جواد، مسئول یک آژانس مسافرتی در شمال تهران می گوید: &quot;آنها دیگر احمدی نژاد و رهبر را آشکارا انتقاد می کنند؛ دیگر مثل سابق نیست&quot;.
درایران، که اکنون تقریبا به اندازه تولید داخلی، به وارد کردن برنج و سایر اقلام خوراکی مشغول است، اخلال در تجارت خارجی می تواند آثار قابل توجهی در ماه های آینده داشته باشد. اکثر تجار ایرانی امکان کمبود شدید مواد غذایی را رد می کنند و می می گویند ایران به سمت شرق می رود و همواره راهی پیدا کرده است که تحریم ها را دور بزند. ولی با بسته شدن روزانه مسیر ها و کانال های ارتباطی به نظر می آید دور زدن تحریم ها روز به روز دشوار تر و پر هزینه تر می شود.
ایرانی های عادی از تحریم ها شکایت دارند در حالکیه آنها که در راس هستند نسبت به آن بی تفاوت هستند و حتی از آن سود می برند. بسیاری از افراد ثروتمند در روزهای اخیر به خریدن دلار به نرخ دولتی (که برای خودی ها مقدور است) و فروختن آن به دو برابر قیمت مشغول بوده اند. برخی تحلیگران می گویند آقای احمدی نژاد عمدا بحران دلار را ایجاد کرده است تا سودی عاید دولت شود.
آژانس مسافرتی جواد نمونه تمام عیاری از مخمصه اقتصادی فعلی است. شش هفته مانده به سال نو ایرانی، تلفن این آژانس باید مرتبا زنگ بزند، ولی جواد می گوید: &quot;سه هفته اخیر هیچ خبری نبوده است.&quot;
مساله فقط این نیست که مسافران بالقوه نگران هستند. آژانس قادر نیست به آنها قیمت بدهد زیرا نرخ ارز آنقدر نوسان دارد که محاسبات را غیر ممکن می سازد.
جواد می گوید: &quot;هر روز یک مطلب تازه هست.&quot; سفر خارجیان به ایران تقریبا متوقف شده است. دو سال پیش مشتریان جواد بیشتراروپایی بودند؛ اکنون همه روسی و چینی هستند، که آنها هم اخیرا با تهدید به بستن تنگه هرمز از آمدن به ایران سرباز زده اند. روسیه و چین، از حامیان ایران در شورای امنیتی سازمان ملل محسوب می شوند.
جواد می گوید: &quot;ما یک رزرو برای 300 مشتری چینی داشتیم. تنها30 یا 40 تا از آنها آمدند.&quot;
حتی ایرانیانی که با دولت مخالف هستند، این فشار های اقتصادی را اقدامی ناعادلانه علیه خود می بینند که اثر مثبت هم نخواهد داشت.
بحران به خدمات درمانی هم رسیده است که اثر زیادی بر طبقه متوسط و طبقه فقیر می گذارد. به گفته یک پرستار که در بخش سرطان بیمارستانی در تهران کار می کند، قیمت برخی دارو ها ازجمله هرسپتین، داروی سرطان سینه، ظرف سال گذشته دو برابر شده است.
تحریم ها همچنین بر وسایل پزشکی هم اثر گذارده است چرا که ماشین آلات رادیولوژی هم جزو کالاهای با کاربرد دوگانه طبقه بندی شده و مشمول تحریم هاست. بیمارستان شهدا، یکی از مراکز مهم درمانی که سالیانه 1200 بیمار سرطانی دارد اکنون بدون تجهیزات رادیولوژی است، زیرا قطعات آن قابل وارد کردن نیست.
بسیاری از ایرانیان در مورد مشغله ذهنی غرب در مورد برنامه هسته ای ایران هم بدبین هستند. کیهان بزرگر، رئیس مطالعات استراتژیک خاورمیانه می گوید: &quot;فشار اقتصادی نمی تواند مساله هسته ای ایران را حل کند. پرونده هسته ای ایران به مساله ای ملی تبدیل شده است؛ دیگر دیر شده است که به عقب برگردیم. هر گونه مذاکره ای هم در داخل کشور به عنوان عاملی منفی و به عنوان فروختن برنامه هسته ای تلقی می شود.&quot;
علی اکبر جوانفکر، مشاور احمدی نژاد می گوید: &quot;این نحوه برخورد غلط است. شما باید با احترام با ما صحبت کنید. شما باید دل ما را به دست بیاورید.&quot;
برخی از تجار ایرانی هم همین نظر را دارند و می گویند همیشه راه هایی برای فروش نفت یا حواله پول و دور زدن تحریم ها هست، ولی این مردم هستند که بیشتری آسیب را می بینند.
منبع: <link http://www.nytimes.com/2012/02/07/world/middleeast/irans-middle-class-on-edge-as-international-tensions-rise.html?pagewanted=2&nl=todaysheadlines&emc=tha2 _blank>نیویورک تایمز</link> - 7 فوریه 2012 
]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 23:38:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>خامنه اي: ما آماده ایم</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/-e5b367b4cd.html</link>
			<description>صداي شیپور جنگ بین ایران و اسرائیل به صدا در آمده  است. مبناي آن تهدید ها، سناریوي بمباران تاسیسات اتمي و جنگ رواني است. رهبر ایران، به این تهدید ها پاسخ داد، وي امروز در مراسم نماز جمعه اعلام کرد که ما تصمیم گرفته ایم که به برنامه هاي اتمي خود ادامه بدهیم و دولت یهود را &quot;غده اي سرطاني است که باید از بین برود».
به نظر مي رسد تنش بین دو کشور بالا گرفته و  این وضعیت همانطور که پانه تا اعلام کرد، منجر به حمله هوایي اسرائیل به تاسیسات اتمي ایران خواهد شد. چرا که ایران در نزدیکی نقطه اي بي بازگشت است. یعنی لحظه  دستیابي به سلاح اتمي، به گفته منابع اطلاعاتي،  تا یک سال دیگر به آن دست پیدا خواهد کرد. 
ایران تا کنون موفق شده است که آن قدر اورانیوم 20 درصد تولید کند که براي تولید چهار بمب اتمي کافي است . بدین ترتیب، تاریخ فرضي براي حمله به ایران که براي ماه نوامبر تعیین شده بود، براي بهار بین آوریل و ژوئیه اجرا مي شود. دیوید ایگناتوس، در سرمقاله واشنگتن پست به نقل از یک منبع ناشناس هم این تاریخ را تایید کرد و اوباما هم در سي ان ان آن را تکرار کرد.
وزیر دفاع آمریکا این خبر را بطور عمومي تایید نکرد اما آن را تکذیب هم نکرد. کارشناسان اسرائیلي به زعم خود جانب احتیاط را گرفته اند. آنها به دو گروه تقسیم شده اند: گروهي که گمان مي کنند ناتنیاهو از کارت جنگ براي فشار آوردن به ایران استفاده مي کند؛ کساني که گمان مي کنند وي مي خواهد از خط قرمز تحریم هاي نفتي که اروپا و آمریکا در مورد ایران اعمال کرده اند، عبور کرده و خود ایران را متوقف کند.اسرائیل در مورد موثر بودن تحریم ها تردید دارد. 
وزیر دفاع اسرائیل، ایهود باراک، اعلام کرد که اگر تحریم ها شکست بخورد، باید اقدامات دیگر را در نظر گرفت. اقدامي که مي بایست ایران در مقابل آژانس بین المللي انژي اتمي  و در آستانه دور جدید گفتگو هاي گروه 1+5 را چند قدم به عقب باز گرداند. به نظر نمي رسد که در حال حاضر این اقدامات در حال حاضر تاثیر چنداني در شعار هاي حکومت ایران داشته باشد.
براي اثبات این حرف کافي است به آخرین اظهارت آیت الله خامنه اي توجه کرد: وي در آستانه سي و سومین سالگرد انقلاب اسلامي در میان انبوه مردم با کلمات آتشین سخنراني کرد. وي در این سخنراني به هر گونه راه حل نه گفت چه در عرصه ایدئولوژیک، چه در عرصه بین المللي و چه در مورد پرونده اتمي ایران. 
خامنه اي به آمریکا حمله کرد و گفت که سلاح در اختیار دارد و مي داند که چطور از آن استفاده کند. کلمات خشم آلود در مورد &quot; رژیم صهیونیستي&quot; که رهبر انقلاب ایران اعلام کرد که ایران قصد دارد &quot;قدس و سرزمین فلسطینیان&quot; را آزاد کند و از حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامي خواست که در نبرد با دشمن مشترک، اسرائیل، همراهي کنند: &quot;غده سرطاني&quot; کلمه جدیدي نیست اما در این روزها بیش از پیش باعث آتش افروزي مي شود.
لاستامپا، 3 فوریه</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p> <span style="mso-ansi-language: IT;mso-bidi-language:FA" lang="FA">صداي شیپور جنگ بین ایران و اسرائیل به صدا در آمده <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>است. مبناي آن تهدید ها، سناریوي بمباران تاسیسات اتمي و جنگ رواني است. رهبر ایران، به این تهدید ها پاسخ داد، وي امروز در مراسم نماز جمعه اعلام کرد که ما تصمیم گرفته ایم که به برنامه هاي اتمي خود ادامه بدهیم و دولت یهود را &quot;غده اي سرطاني است که باید از بین برود».</span>
<span style="mso-ansi-language: IT;mso-bidi-language:FA" lang="FA">به نظر مي رسد تنش بین دو کشور بالا گرفته و <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>این وضعیت همانطور که پانه تا اعلام کرد، منجر به حمله هوایي اسرائیل به تاسیسات اتمي ایران خواهد شد. چرا که ایران در نزدیکی نقطه اي بي بازگشت است. یعنی لحظه <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>دستیابي به سلاح اتمي، به گفته منابع اطلاعاتي،<span style="mso-spacerun:yes">&nbsp; </span>تا یک سال دیگر به آن دست پیدا خواهد کرد. </span>
<span style="mso-ansi-language: IT;mso-bidi-language:FA" lang="FA">ایران تا کنون موفق شده است که آن قدر اورانیوم 20 درصد تولید کند که براي تولید چهار بمب اتمي کافي است . بدین ترتیب، تاریخ فرضي براي حمله به ایران که براي ماه نوامبر تعیین شده بود، براي بهار بین آوریل و ژوئیه اجرا مي شود. دیوید ایگناتوس، در سرمقاله واشنگتن پست به نقل از یک منبع ناشناس هم این تاریخ را تایید کرد و اوباما هم در سي ان ان آن را تکرار کرد.</span>
<span style="mso-ansi-language: IT;mso-bidi-language:FA" lang="FA">وزیر دفاع آمریکا این خبر را بطور عمومي تایید نکرد اما آن را تکذیب هم نکرد. کارشناسان اسرائیلي به زعم خود جانب احتیاط را گرفته اند. آنها به دو گروه تقسیم شده اند: گروهي که گمان مي کنند ناتنیاهو از کارت جنگ براي فشار آوردن به ایران استفاده مي کند؛ کساني که گمان مي کنند وي مي خواهد از خط قرمز تحریم هاي نفتي که اروپا و آمریکا در مورد ایران اعمال کرده اند، عبور کرده و خود ایران را متوقف کند.اسرائیل در مورد موثر بودن تحریم ها تردید دارد. </span>
<span style="mso-ansi-language: IT;mso-bidi-language:FA" lang="FA">وزیر دفاع اسرائیل، ایهود باراک، اعلام کرد که اگر تحریم ها شکست بخورد، باید اقدامات دیگر را در نظر گرفت. اقدامي که مي بایست ایران در مقابل آژانس بین المللي انژي اتمي<span style="mso-spacerun:yes">&nbsp; </span>و در آستانه دور جدید گفتگو هاي گروه 1+5 را چند قدم به عقب باز گرداند. به نظر نمي رسد که در حال حاضر این اقدامات در حال حاضر تاثیر چنداني در شعار هاي حکومت ایران داشته باشد.</span>
<span style="mso-ansi-language: IT;mso-bidi-language:FA" lang="FA">براي اثبات این حرف کافي است به آخرین اظهارت آیت الله خامنه اي توجه کرد: وي در آستانه سي و سومین سالگرد انقلاب اسلامي در میان انبوه مردم با کلمات آتشین سخنراني کرد. وي در این سخنراني به هر گونه راه حل نه گفت چه در عرصه ایدئولوژیک، چه در عرصه بین المللي و چه در مورد پرونده اتمي ایران. </span>
<span style="mso-ansi-language: IT;mso-bidi-language:FA" lang="FA">خامنه اي به آمریکا حمله کرد و گفت که سلاح در اختیار دارد و مي داند که چطور از آن استفاده کند. کلمات خشم آلود در مورد &quot; رژیم صهیونیستي&quot; که رهبر انقلاب ایران اعلام کرد که ایران قصد دارد &quot;قدس و سرزمین فلسطینیان&quot; را آزاد کند و از حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامي خواست که در نبرد با دشمن مشترک، اسرائیل، همراهي کنند: &quot;غده سرطاني&quot; کلمه جدیدي نیست اما در این روزها بیش از پیش باعث آتش افروزي مي شود.</span>
<span style="mso-ansi-language: IT;mso-bidi-language:FA" lang="FA"><link http://www3.lastampa.it/esteri/sezioni/articolo/lstp/441081/>لاستامپا</link>، 3 فوریه</span>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 23:37:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>لیدی گاگا به جای گلشیفته</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/-7fe7b17937.html</link>
			<description>عریان شدن گلشیفته فراهانی فقط با تایید و تکذیب های سیاسی و اخلاقی مواجه شد و در میانه موج های پی درپی سنگین سیاسی و اقتصادی زود فراموش شد، در حالی که تصویر او به احتمال زیاد پنجره ای به فردایی است که ایرانیان را به انتظار نشسته است.فردایی که آثارآن از هم اکنون در مناطق مرفه شهر های ایران و در میان بالا شهر نشین ها دیده می شود و شاید دیری نخواهد پایید که نماد تجدد اقشار وسیعی از مردم شود و اعتراضی را هم بر نیانگیزد. به همین دلیل برخی آن عکس را تصویر نوک یک کوه یخ عظیم نامیدند که بیراه هم نرفتند. پدیده های نوظهور الزاما نه خوب و نه بد که تایید و تکذیب آنها دردی را دوا نمی کند بدین لحاظ اهمیت دارند و باید ریشه یابی شوند که اگر تلاش نکنیم تعریفی نسبی از آن و زمینه های پدیدار شدنشان فراهم آوریم دیری نخواهد پایید که جامعه ملتهب و به لحاظ فرهنگی منکوب شده ایران مغلوب آنها گردیده و به اغتشاش و درهم ریختگی وسیع تری دچار می شود.
برای شناخت بحران های ارزشی جامعه ای که عکس نیمه لخت یک هنر پیشه عده ای را تا این حد عصبانی می کند و دیگرانی را تا این حد به تشویق و تحسین وامی دارد لازم است به گوشه هایی از کلیات فرهنگی جهان غرب در تفاوت با ما توجه شود. یعنی، فرهنگی که عریانی یک هنر پیشه مهاجر تازه کار در آن یک نوآوری تقریبا تکراری و یک زیبایی بسیار زود گذر و تقریبا هیچ است. دنیایی که حریم خصوصی انسان های لخت و پوشیده در آن در حد تقدس مورد تکریم است و هزاران قانون و نهاد، حفاظت از این حریم را بر عهده دارد،هر ایده، اندیشه، ابتکار و نو آوری با احترام و استقبال مواجه است. مصنوعات، معماری، و مصرف آن جامعه دهها سال است ما را به تعجب وا داشته و همواره در ایران تبلیغ شده است.در آن دنیا مردم به قدری کتاب می خوانند و کتابخانه ها چنان پر کار و پر مراجعه اند که انتشاراتی ها در عرضه کتاب کم می آورند. شمار کتابهایی که نوشته می شوند و رمان هایی که خلق می گردند، ادبیات و انتشارات کودکان و فیلم هایی که ساخته می شوند و شمار روزنامه ها و تیراژهای میلیونی مطبوعاتی که روزانه منتشر می شوند اعجاب برمی انگیزد. نظام آموزشی چند زبان را به دانش آموزان می آموزد و مردم از آن طریق با قلمرو فرهنگ ها ی متفاوت دور و نزدیک آشنا می شوند، با آن خو می گیرند و بدین طریق آستانه تحمل افراد در سطح عموم ارتقا می یابد. مردم چنان با مفاهیم متفاوت زشتی و زیبایی در دیگر فرهنگ ها آشنا می شوند و با آن کنار می آیند که مفهوم مطلق زشت یا زیبا تعدیل و نسبی شده و رنگ می بازد.عرضه موسیقی،ترانه و نوآوری در آن و امکان تولید و تکثیر چنان سهل و آسان است که هر تازه از راه رسیده ای امکان آن را دارد تا بخت خود را بیازماید. رقابت برای تولید کالای فرهنگی برتر، استانداردی جهانی دارد و شتاب برای تولید هر نوع تولید فرهنگی در سطح جهانی هر ساله افزایش می یابد. در این ساختار سالهاست که دیگر کسی برای نوشتن به زندان و محکومیت دچار نمی شود. روزنامه نگاران و فعالان سیاسی از کشور نمی گریزند. مردم برای فرار از اقلیمی که در آن به دنیا آمده اند از یکدیگر سبقت نمی گیرند و ساعتها مقابل سفارتخانه ها در انتظار نمی ایستند.میایون ها تحصیل کرده و دارنده مدارک تحصیلی همگی در تبعید به سر نمی برند..... و هنر پیشه ها را فواحش و نویسندگان را زائد نمی پندارند و قس علی هذا. 
در مقایسه با جامعه ایران، شمار کتابهایی که در انتظار تایید جایی برای مجوز انتشار هستند چنان قابل اغماض است و فیلم هایی که توقیف می شوند و سناریوهایی که دزدیده، معطل یا کپی می شوند، هنرپیشه هایی که ممنوع التصویر و اندک اندک به فراموشی سپرده می شوند چنان اندک هستند و بودجه های فرهنگی اختصاصی که سفارشی دریافت می شوند و در دایره محدودی از رفقای حکومتی دست به دست می شوند، و نیز شمار مسئولان و مدیران فرهنگی تحصیل نکرده و بی ادب و بدهیبت و بد لباس و اصلاح نکرده و.... چنان قلیل است که به نظر می رسد اصلا دنیای فرهنگی غرب در مقایسه با ما جهانی خارج از منظومه شمسی است. 
دقیقا به همین دلیل است که سالهاست خلاء فرهنگی جامعه ایرانی با وارد کردن هر آنچه از خوب و بد هنر ـ -- از جمله تصویر نیمه عریان گلشیفته -ـ- و هر آنچه از ادبیات و شعر و موسیقی و فیلم که در غرب می سازند التیام یافته است.تا به جایی رسیده ایم که دیگر نه آن ایرانی محجوب کتاب حافظ و قرآن و آرش کمانگیرو خسرو وشیرین و خو گرفته با صدای بنان و مرضیه و آواز و ربنای محمد رضا شجریان هستیم و نه به آنچه غرب به رشته تحریر یا تصنیف یا تصویر در آورده خو گرفته ایم و به عبارتی، دیگر نه اینیم و نه آن.حال چگونه عریان شدن گلشیفته فراهانی را می توان به حساب خود گلشیفته فراهانی گذاشت، بر او خرده گرفت، یا نسبت فساد و لاقیدی روا داشت. 
 در آستانه سی و سومین سالگرد انقلاب وقتی به عقب نگاه می کنیم می بینیم که برای سه دهه به همه جهان دهن کجی کرده ایم و به غیراز خلق یکی از بدترین الگوهای مدیریتی تجربه شده در خاورمیانه، یا هیچ نساخته ایم یا هر چه را که ساخته شده تقریبا ویران و لجن مال کردیم. حال قضاوت کنیم بالیدن بر چنین نظام ناکارآمدی و نیز تحمیل عقائد سیاسی و فرهنگی و رفتار کلیشه وار یک طیف سیاسی به نام دین بر کل مردم ایران زشت و مذموم تر است یا تصویر عریان افراد. داشتن بالاترین رکورد فساد اداری و بدترین شفافیت سیاسی و بالاترین آمار روزنامه نگاران و نویسندگان زندانی و پایین ترین سرعت اینترنت در حد حقارت ملی بدتر است یا عریانی هنرپیشه ها، و نیز فراگیر شدن اضطراب در سیمای فقر زده مردمی که سرمایه های همه عمر خود راهر روز بیشتر از کف می دهند بد تراست یا تصویر تمام عریان همه هنر پیشه های عالم.
در ضمن، عریان شدن در انظار عمومی سالهاست که یک ابزار ساده و کم هزینه اعتراض اجتماعی در جهان غرب است که شهروندان زن و مرد بخصوص دانشجویان و روشنفکران به آن متوسل می شوند و یک مفهوم آن این است : حال که کسی نارضایتی ما را جدی نمی گیرد و نظر ما درجایی انعکاس نمی یابد، با عریان کردن آنچه که نشان دادن آن زشت است اعتراض می کنیم و چشم های شما را می آزاریم !
حدود دو ماه پیش نیز یک مدل جدید اعتراض در کره جنوبی تجربه شد. مجسمه فلزی یک دختر دانش آموز کره ای نماد اعتراض کره ای ها به اقدامات ضد انسانی ژاپنی ها در جنگ جهانی دوم شد.مجسمه دختر دانش آموز نشسته روی نیمکت برای یک روز روبروی سفارت ژاپن در سئول گذاشته شد و بسیاری از شخصیت های سیاسی اجتماعی در کنار آن عکس یادگاری گرفتند.این مجسمه ساده یادآور تجاوز سربازان ژاپنی به دانش آموزان دختر کره ای شد که در جریان اشغال این کشور رخ داد. وقتی مجسمه فلزی را مقابل سفارت ژاپن گذاشتند کسی شعار نداد و شیشه ای شکسته نشد،اما تاثیر و انعکاس اقدام آن از هر تظاهراتی بیشتر بود. 
حال اگر انکار های کوته بینانه رسمی علیه موسیقی و ادبیات و سینما و هنر در ایران به رشد و گسترش گروههای موسیقی زیرزمینی انجامید که شمار رو به افزون آنها از خودشان اعجاب آورتر است، بزودی پس فردای این خلا و اغتشاش فرهنگی فرا می رسد تا امثال خوانندگان هنجارشکنی مانند لیدی گاگا برای جوانان ایرانی بخوانند که در آهنگ هایش هر آنچه از اخلاق و اعتقادات مذهبی را با ادبیات رکیک و ظاهر عجیب و غریب خود به ریشخند بگیرند و زیر پا گذارند.اگر نگاهی به ادبیات اروتیک موسیقی گروههای رپ زیرزمینی ایرانی بیاندازید در می یابیم که فاصله چندانی با بی هنجاری مطلق از نوع خواننده آمریکایی لیدی گاگا نداریم که در یکی از ترانه های جنجالی اش به نام  یهودا * از جزئیات هم آغوشی و معاشقه با مسیح می گوید و می خواند و توصیه هایی هم برای نوبت بعد هم آغوشی با مسیح دارد.
 همه این خوانندگان رپ و هنرپیشه ها تا دیروز دانش آموز نظام تربیتی بودند که استانداردهای دیانتی اش در مدارس تجربه شد.بی تردیدهمه آنها هر روز شاهد دعاهای یومیه بوده و بارها از مدرسه به سفرهای زیارتی برده شدند وارشاد گردیدند.اما همان دانش آموزان با عریان شدن در مقابل دوربین، یا با کاربرد ادبیات جنسی در آهنگ ها سند بی ثمر و مضر بودن آن همه آموزش دیانتی خسته کننده غیر جذاب شدند. 

زیرنویس 
*Judah
</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فرزانه روستايي</p> عریان شدن گلشیفته فراهانی فقط با تایید و تکذیب های سیاسی و اخلاقی مواجه شد و در میانه موج های پی درپی سنگین سیاسی و اقتصادی زود فراموش شد، در حالی که تصویر او به احتمال زیاد پنجره ای به فردایی است که ایرانیان را به انتظار نشسته است.فردایی که آثارآن از هم اکنون در مناطق مرفه شهر های ایران و در میان بالا شهر نشین ها دیده می شود و شاید دیری نخواهد پایید که نماد تجدد اقشار وسیعی از مردم شود و اعتراضی را هم بر نیانگیزد. به همین دلیل برخی آن عکس را تصویر نوک یک کوه یخ عظیم نامیدند که بیراه هم نرفتند. پدیده های نوظهور الزاما نه خوب و نه بد که تایید و تکذیب آنها دردی را دوا نمی کند بدین لحاظ اهمیت دارند و باید ریشه یابی شوند که اگر تلاش نکنیم تعریفی نسبی از آن و زمینه های پدیدار شدنشان فراهم آوریم دیری نخواهد پایید که جامعه ملتهب و به لحاظ فرهنگی منکوب شده ایران مغلوب آنها گردیده و به اغتشاش و درهم ریختگی وسیع تری دچار می شود.
برای شناخت بحران های ارزشی جامعه ای که عکس نیمه لخت یک هنر پیشه عده ای را تا این حد عصبانی می کند و دیگرانی را تا این حد به تشویق و تحسین وامی دارد لازم است به گوشه هایی از کلیات فرهنگی جهان غرب در تفاوت با ما توجه شود. یعنی، فرهنگی که عریانی یک هنر پیشه مهاجر تازه کار در آن یک نوآوری تقریبا تکراری و یک زیبایی بسیار زود گذر و تقریبا هیچ است. دنیایی که حریم خصوصی انسان های لخت و پوشیده در آن در حد تقدس مورد تکریم است و هزاران قانون و نهاد، حفاظت از این حریم را بر عهده دارد،هر ایده، اندیشه، ابتکار و نو آوری با احترام و استقبال مواجه است. مصنوعات، معماری، و مصرف آن جامعه دهها سال است ما را به تعجب وا داشته و همواره در ایران تبلیغ شده است.در آن دنیا مردم به قدری کتاب می خوانند و کتابخانه ها چنان پر کار و پر مراجعه اند که انتشاراتی ها در عرضه کتاب کم می آورند. شمار کتابهایی که نوشته می شوند و رمان هایی که خلق می گردند، ادبیات و انتشارات کودکان و فیلم هایی که ساخته می شوند و شمار روزنامه ها و تیراژهای میلیونی مطبوعاتی که روزانه منتشر می شوند اعجاب برمی انگیزد. نظام آموزشی چند زبان را به دانش آموزان می آموزد و مردم از آن طریق با قلمرو فرهنگ ها ی متفاوت دور و نزدیک آشنا می شوند، با آن خو می گیرند و بدین طریق آستانه تحمل افراد در سطح عموم ارتقا می یابد. مردم چنان با مفاهیم متفاوت زشتی و زیبایی در دیگر فرهنگ ها آشنا می شوند و با آن کنار می آیند که مفهوم مطلق زشت یا زیبا تعدیل و نسبی شده و رنگ می بازد.عرضه موسیقی،ترانه و نوآوری در آن و امکان تولید و تکثیر چنان سهل و آسان است که هر تازه از راه رسیده ای امکان آن را دارد تا بخت خود را بیازماید. رقابت برای تولید کالای فرهنگی برتر، استانداردی جهانی دارد و شتاب برای تولید هر نوع تولید فرهنگی در سطح جهانی هر ساله افزایش می یابد. در این ساختار سالهاست که دیگر کسی برای نوشتن به زندان و محکومیت دچار نمی شود. روزنامه نگاران و فعالان سیاسی از کشور نمی گریزند. مردم برای فرار از اقلیمی که در آن به دنیا آمده اند از یکدیگر سبقت نمی گیرند و ساعتها مقابل سفارتخانه ها در انتظار نمی ایستند.میایون ها تحصیل کرده و دارنده مدارک تحصیلی همگی در تبعید به سر نمی برند..... و هنر پیشه ها را فواحش و نویسندگان را زائد نمی پندارند و قس علی هذا. 
در مقایسه با جامعه ایران، شمار کتابهایی که در انتظار تایید جایی برای مجوز انتشار هستند چنان قابل اغماض است و فیلم هایی که توقیف می شوند و سناریوهایی که دزدیده، معطل یا کپی می شوند، هنرپیشه هایی که ممنوع التصویر و اندک اندک به فراموشی سپرده می شوند چنان اندک هستند و بودجه های فرهنگی اختصاصی که سفارشی دریافت می شوند و در دایره محدودی از رفقای حکومتی دست به دست می شوند، و نیز شمار مسئولان و مدیران فرهنگی تحصیل نکرده و بی ادب و بدهیبت و بد لباس و اصلاح نکرده و.... چنان قلیل است که به نظر می رسد اصلا دنیای فرهنگی غرب در مقایسه با ما جهانی خارج از منظومه شمسی است. 
دقیقا به همین دلیل است که سالهاست خلاء فرهنگی جامعه ایرانی با وارد کردن <a name="OLE_LINK2"></a><a name="OLE_LINK1">هر آنچه </a>از خوب و بد هنر ـ -- از جمله تصویر نیمه عریان گلشیفته -ـ- و هر آنچه از ادبیات و شعر و موسیقی و فیلم که در غرب می سازند التیام یافته است.تا به جایی رسیده ایم که دیگر نه آن ایرانی محجوب کتاب حافظ و قرآن و آرش کمانگیرو خسرو وشیرین و خو گرفته با صدای بنان و مرضیه و آواز و ربنای محمد رضا شجریان هستیم و نه به آنچه غرب به رشته تحریر یا تصنیف یا تصویر در آورده خو گرفته ایم و به عبارتی، دیگر نه اینیم و نه آن.حال چگونه عریان شدن گلشیفته فراهانی را می توان به حساب خود گلشیفته فراهانی گذاشت، بر او خرده گرفت، یا نسبت فساد و لاقیدی روا داشت. 
&nbsp;در آستانه سی و سومین سالگرد انقلاب وقتی به عقب نگاه می کنیم می بینیم که برای سه دهه به همه جهان دهن کجی کرده ایم و به غیراز خلق یکی از بدترین الگوهای مدیریتی تجربه شده در خاورمیانه، یا هیچ نساخته ایم یا هر چه را که ساخته شده تقریبا ویران و لجن مال کردیم. حال قضاوت کنیم بالیدن بر چنین نظام ناکارآمدی و نیز تحمیل عقائد سیاسی و فرهنگی و رفتار کلیشه وار یک طیف سیاسی به نام دین بر کل مردم ایران زشت و مذموم تر است یا تصویر عریان افراد. داشتن بالاترین رکورد فساد اداری و بدترین شفافیت سیاسی و بالاترین آمار روزنامه نگاران و نویسندگان زندانی و پایین ترین سرعت اینترنت در حد حقارت ملی بدتر است یا عریانی هنرپیشه ها، و نیز فراگیر شدن اضطراب در سیمای فقر زده مردمی که سرمایه های همه عمر خود راهر روز بیشتر از کف می دهند بد تراست یا تصویر تمام عریان همه هنر پیشه های عالم.
در ضمن، عریان شدن در انظار عمومی سالهاست که یک ابزار ساده و کم هزینه اعتراض اجتماعی در جهان غرب است که شهروندان زن و مرد بخصوص دانشجویان و روشنفکران به آن متوسل می شوند و یک مفهوم آن این است <strong>: </strong>حال که کسی نارضایتی ما را جدی نمی گیرد و نظر ما درجایی انعکاس نمی یابد، با عریان کردن آنچه که نشان دادن آن زشت است اعتراض می کنیم و چشم های شما را می آزاریم !
حدود دو ماه پیش نیز یک مدل جدید اعتراض در کره جنوبی تجربه شد. مجسمه فلزی یک دختر دانش آموز کره ای نماد اعتراض کره ای ها به اقدامات ضد انسانی ژاپنی ها در جنگ جهانی دوم شد.مجسمه دختر دانش آموز نشسته روی نیمکت برای یک روز روبروی سفارت ژاپن در سئول گذاشته شد و بسیاری از شخصیت های سیاسی اجتماعی در کنار آن عکس یادگاری گرفتند.این مجسمه ساده یادآور تجاوز سربازان ژاپنی به دانش آموزان دختر کره ای شد که در جریان اشغال این کشور رخ داد. وقتی مجسمه فلزی را مقابل سفارت ژاپن گذاشتند کسی شعار نداد و شیشه ای شکسته نشد،اما تاثیر و انعکاس اقدام آن از هر تظاهراتی بیشتر بود. 
حال اگر انکار های کوته بینانه رسمی علیه موسیقی و ادبیات و سینما و هنر در ایران به رشد و گسترش گروههای موسیقی زیرزمینی انجامید که شمار رو به افزون آنها از خودشان اعجاب آورتر است، بزودی پس فردای این خلا و اغتشاش فرهنگی فرا می رسد تا امثال خوانندگان هنجارشکنی مانند لیدی گاگا برای جوانان ایرانی بخوانند که در آهنگ هایش هر آنچه از اخلاق و اعتقادات مذهبی را با ادبیات رکیک و ظاهر عجیب و غریب خود به ریشخند بگیرند و زیر پا گذارند.اگر نگاهی به ادبیات اروتیک موسیقی گروههای رپ زیرزمینی ایرانی بیاندازید در می یابیم که فاصله چندانی با بی هنجاری مطلق از نوع خواننده آمریکایی لیدی گاگا نداریم که در یکی از ترانه های جنجالی اش به نام &nbsp;یهودا * از جزئیات هم آغوشی و معاشقه با مسیح می گوید و می خواند و توصیه هایی هم برای نوبت بعد هم آغوشی با مسیح دارد.
&nbsp;<strong>همه</strong> این خوانندگان رپ و هنرپیشه ها تا دیروز دانش آموز نظام تربیتی بودند که استانداردهای دیانتی اش در مدارس تجربه شد.بی تردیدهمه آنها هر روز شاهد دعاهای یومیه بوده و بارها از مدرسه به سفرهای زیارتی برده شدند وارشاد گردیدند.اما همان دانش آموزان با عریان شدن در مقابل دوربین، یا با کاربرد ادبیات جنسی در آهنگ ها سند بی ثمر و مضر بودن آن همه آموزش دیانتی خسته کننده غیر جذاب شدند. 

<strong>زیرنویس</strong> 
<a name="OLE_LINK5"></a><a name="OLE_LINK4"></a><a name="OLE_LINK3">*</a>Judah
]]></content:encoded>
			<category>fa_opinion</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 23:13:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>&quot; زورت نمی رسه، فحش بده &quot;</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/-3ffcda2353.html</link>
			<description>چندی پیش مباحثه ی مفصلی با یکی از دوستان در گرفت و از آنجا که تمامی مباحثات ایام اخیر به موضوع اقتصاد و سیاست در ایران ختم می شود، لاجرم گفتگو به سیاست خارجی جمهوری اسلامی رسید و مادامی که باب استدلال های دوست ما به عقلانیت سیاسی و عدم انطباق اش با شرایط حاضر رسید، پایه ی استدلال اش لرزید و بحث به انسداد رسید، مشکلی که به نظر می رسد مبتلابه بسیاری از تحلیل گران سیاسی ایران است. اما مشکل از کجا و چگونه رخ نمود و چه باعث شد تا مونولوگ دوست ما به انسداد بیانجامد؟
طبیعتا تمامی تحلیلگران سیاسی همواره سعی بر آن دارند تا با پیش روی کشیدن تمامی متغیرهای موثر بر هر رویداد سیاسی، ماحصل جدال متغیر ها یا نیروهای موثر بر آن رویداد را در محتمل ترین سناریوها ریخته، در چارچوب مدل های سیاسی پیش بنهند و لاجرم سیر فرآیند اخیر را در بستر گریز ناپذیر عقلانیت سیاسی متحقق می انگارند، روشن است که عقلانیت سیاسی در مشخص ترین وجهه ی خود ناظر بر نظم سیاسی، شفافیت روابط قدرت و نسبت نهادهای سیاسی و انطباق حقیقت قدرت با ساحت حقوقی آن است، در واقع عقلانیت سیاسی همان بستری است که تجزیه و تحلیل سیاسی لزوما در آن آغاز و شکل می گیرد، حال باید نسبت عقلانیت سیاسی موصوف را با وضعیت حقیقی قدرت و ساحت سیاست در جمهوری اسلامی سنجید. اساسا مشکل مبنایی بسیاری از تحلیلگران از همین لحظه برمی خیزد، بدین گونه که اغلب، سطح تحلیل خود از فضای سیاسی ایران را در بستر عقلانیت سیاسی می گسترانند، حال آنکه چنین بستری موجود نیست و این خود نقض غرض است، چه آنکه در ادامه وضعیت حقوقی قدرت در جمهوری اسلامی را به مثابه حقیقت عیان قدرت می انگارند و از دل سازوکارهای حقوقی و تدوین شده ی قدرت در جمهوری اسلامی که تنها حامل پوسته ای تهی و پوک است، به ساختار پیچیده ای می رسند و لاجرم در ادامه خود را ملزم به تعریف و تبیین متغیر های چند گانه و بغرنج می بینند. در واقع غالب تحلیلگران حسب آنکه از بستر عقلانیت سیاسی به ساحت قدرت در جمهوری اسلامی می نگرند، طبیعتا نظرگاه خود را متوجه وضعیت حقوقی قدرت یا به تعبیر دیگر، ظاهر دموکراتیک و نهاد مند جمهوری اسلامی می گردانند، لذا خود را در مقابل ساختار پیچیده ای از نهادها و روابط نسبتا منظم می یابند که این چنین نیست.آنها غالبا از یاد می برند که حاکمیت های استبدادی و توتالیتر حسب تمایلات خودکامانه و تمرکز گرایانه ی خود از ساختار سیاسی ساده و غیر بغرنجی برخوردارند، چه آنکه در چنین حکومت هایی همه چیز به حاکمی قاهر ختم می شود، چنانکه در خطبه های نماز جمعه ی هفته ی گذشته دیدیم، تمامی چشم ها در این مراسم معطوف به دهانی است که محور و حامل حداکثر قدرت در جمهوری اسلامی است؛ همین طور شاهد بودیم که تمامی ساختارها و نهادهای حقوقی قدرت جمهوری اسلامی از سران سه قوه گرفته تا وکلا و وزرا و نظامیان، همه و همه لب فرو بسته و چشم بر دهان رهبر دوخته اند لذا آنان که به دنبال اجرای بدون تنازل قانون اساسی در جمهوری اسلامی می گردند، در خواهند یافت که درصورت توفیق حداکثری نیز جایگاهی بیش از صفوف انتهایی نماز جمعه در یافت نخواهند نمود.
در واقع رخداد هایی همچو نماز جمعه ی اخیر خود نمود عینی از ساختار ساده و غیر بغرنج سیاسی در جمهوری اسلامی است. این سادگی در ساختار نظام های سیاسی استبدادی آنچنان است که با فروپاشی هسته ی متمرکز قدرت یا برافتادن حاکم قاهر، تمام هیمنه ی نظام سیاسی فرو خواهد ریخت، همچنان که همواره در گفت و شنود روزمره و نوشته ها، همگی از عراق صدام می گوییم و لیبی معمر قذافی یا تونس بن علی، سوریه اسد و البته جمهوری اسلامی علی خامنه ای، اما در سوی مقابل به عنوان مثال نمی توان حتی ایتالیا را چنین خطاب کرد، چه آنکه وضعیت پیچیده و ساختار بغرنج سیاسی این کشور چنان است که حتی غول رسانه ای همچون برلوسکنی نیز مادامی که تنها بخشی از دولت ائتلافی اش بلرزد، مقهور به کناره گیری است.
لذا عقلانیت سیاسی مفهومی پسینی است که تنها در چارچوب حاکمیت های سیاسی پیچیده و بغرنج قابل تبیین است و نه در ساختار های سیاسی ساده و قائم به فردی که فاقد توزیع متناسب قدرت و نهاد ها و روابط سیاسی مشخص و حقیقی اند. از این رو می توان به نقض غرض بودن هرگونه تحلیل بر مبانی عقلانیت سیاسی در نظام های استبدادی پی برد. در واقع مشکل بسیاری از ناظران سیاسی ایران نادیده انگاشتن نقض غرض یا فقدان عقلانیت سیاسی در جمهوری اسلامی است این بی توجهی یا ناشی از نادیده انگاشتن سادگی و صراحت مفرط حاکمیت استبدادی ایران بوده یا ماحصل توجه بیش از حد به ماهیت حقوقی قدرت و سازوکار های حقوقی پوچ و تهی در جمهوری اسلامی است. به بیان دیگر ساختار سیاسی حاکم بر ایران از چنان سادگی برخوردار است که گاه از فرط سادگی از تیررس و نگاه تحلیلگران به دور می ماند و ایشان را به جستجوی سایر متغیر هایی رهنمون می سازد که ماحصل آن یا رسیدن به وضعیتی پیچیده است یا انسداد
اما مادامی که چشمان مان را بگشاییم و وضعیت حقیقی قدرت در جمهوری اسلامی را به همان صراحت و سادگی که هست دریابیم، خواهیم دانست که مصداق شاخ و شانه کشیدن های اخیر رهبر جمهوری اسلامی، روایت همان جدال های مرسوم کودکانه است که حسب قانون نانوشته ای می گوید: &quot;زورت نمی رسه، فحش بده&quot;. </description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>عباس محمودی</p> چندی پیش مباحثه ی مفصلی با یکی از دوستان در گرفت و از آنجا که تمامی مباحثات ایام اخیر به موضوع اقتصاد و سیاست در ایران ختم می شود، لاجرم گفتگو به سیاست خارجی جمهوری اسلامی رسید و مادامی که باب استدلال های دوست ما به عقلانیت سیاسی و عدم انطباق اش با شرایط حاضر رسید، پایه ی استدلال اش لرزید و بحث به انسداد رسید، مشکلی که به نظر می رسد مبتلابه بسیاری از تحلیل گران سیاسی ایران است. اما مشکل از کجا و چگونه رخ نمود و چه باعث شد تا مونولوگ دوست ما به انسداد بیانجامد؟
طبیعتا تمامی تحلیلگران سیاسی همواره سعی بر آن دارند تا با پیش روی کشیدن تمامی متغیرهای موثر بر هر رویداد سیاسی، ماحصل جدال متغیر ها یا نیروهای موثر بر آن رویداد را در محتمل ترین سناریوها ریخته، در چارچوب مدل های سیاسی پیش بنهند و لاجرم سیر فرآیند اخیر را در بستر گریز ناپذیر عقلانیت سیاسی متحقق می انگارند، روشن است که عقلانیت سیاسی در مشخص ترین وجهه ی خود ناظر بر نظم سیاسی، شفافیت روابط قدرت و نسبت نهادهای سیاسی و انطباق حقیقت قدرت با ساحت حقوقی آن است، در واقع عقلانیت سیاسی همان بستری است که تجزیه و تحلیل سیاسی لزوما در آن آغاز و شکل می گیرد، حال باید نسبت عقلانیت سیاسی موصوف را با وضعیت حقیقی قدرت و ساحت سیاست در جمهوری اسلامی سنجید. اساسا مشکل مبنایی بسیاری از تحلیلگران از همین لحظه برمی خیزد، بدین گونه که اغلب، سطح تحلیل خود از فضای سیاسی ایران را در بستر عقلانیت سیاسی می گسترانند، حال آنکه چنین بستری موجود نیست و این خود نقض غرض است، چه آنکه در ادامه وضعیت حقوقی قدرت در جمهوری اسلامی را به مثابه حقیقت عیان قدرت می انگارند و از دل سازوکارهای حقوقی و تدوین شده ی قدرت در جمهوری اسلامی که تنها حامل پوسته ای تهی و پوک است، به ساختار پیچیده ای می رسند و لاجرم در ادامه خود را ملزم به تعریف و تبیین متغیر های چند گانه و بغرنج می بینند. در واقع غالب تحلیلگران حسب آنکه از بستر عقلانیت سیاسی به ساحت قدرت در جمهوری اسلامی می نگرند، طبیعتا نظرگاه خود را متوجه وضعیت حقوقی قدرت یا به تعبیر دیگر، ظاهر دموکراتیک و نهاد مند جمهوری اسلامی می گردانند، لذا خود را در مقابل ساختار پیچیده ای از نهادها و روابط نسبتا منظم می یابند که این چنین نیست.آنها غالبا از یاد می برند که حاکمیت های استبدادی و توتالیتر حسب تمایلات خودکامانه و تمرکز گرایانه ی خود از ساختار سیاسی ساده و غیر بغرنجی برخوردارند، چه آنکه در چنین حکومت هایی همه چیز به حاکمی قاهر ختم می شود، چنانکه در خطبه های نماز جمعه ی هفته ی گذشته دیدیم، تمامی چشم ها در این مراسم معطوف به دهانی است که محور و حامل حداکثر قدرت در جمهوری اسلامی است؛ همین طور شاهد بودیم که تمامی ساختارها و نهادهای حقوقی قدرت جمهوری اسلامی از سران سه قوه گرفته تا وکلا و وزرا و نظامیان، همه و همه لب فرو بسته و چشم بر دهان رهبر دوخته اند لذا آنان که به دنبال اجرای بدون تنازل قانون اساسی در جمهوری اسلامی می گردند، در خواهند یافت که درصورت توفیق حداکثری نیز جایگاهی بیش از صفوف انتهایی نماز جمعه در یافت نخواهند نمود.
در واقع رخداد هایی همچو نماز جمعه ی اخیر خود نمود عینی از ساختار ساده و غیر بغرنج سیاسی در جمهوری اسلامی است. این سادگی در ساختار نظام های سیاسی استبدادی آنچنان است که با فروپاشی هسته ی متمرکز قدرت یا برافتادن حاکم قاهر، تمام هیمنه ی نظام سیاسی فرو خواهد ریخت، همچنان که همواره در گفت و شنود روزمره و نوشته ها، همگی از عراق صدام می گوییم و لیبی معمر قذافی یا تونس بن علی، سوریه اسد و البته جمهوری اسلامی علی خامنه ای، اما در سوی مقابل به عنوان مثال نمی توان حتی ایتالیا را چنین خطاب کرد، چه آنکه وضعیت پیچیده و ساختار بغرنج سیاسی این کشور چنان است که حتی غول رسانه ای همچون برلوسکنی نیز مادامی که تنها بخشی از دولت ائتلافی اش بلرزد، مقهور به کناره گیری است.
لذا عقلانیت سیاسی مفهومی پسینی است که تنها در چارچوب حاکمیت های سیاسی پیچیده و بغرنج قابل تبیین است و نه در ساختار های سیاسی ساده و قائم به فردی که فاقد توزیع متناسب قدرت و نهاد ها و روابط سیاسی مشخص و حقیقی اند. از این رو می توان به نقض غرض بودن هرگونه تحلیل بر مبانی عقلانیت سیاسی در نظام های استبدادی پی برد. در واقع مشکل بسیاری از ناظران سیاسی ایران نادیده انگاشتن نقض غرض یا فقدان عقلانیت سیاسی در جمهوری اسلامی است این بی توجهی یا ناشی از نادیده انگاشتن سادگی و صراحت مفرط حاکمیت استبدادی ایران بوده یا ماحصل توجه بیش از حد به ماهیت حقوقی قدرت و سازوکار های حقوقی پوچ و تهی در جمهوری اسلامی است. به بیان دیگر ساختار سیاسی حاکم بر ایران از چنان سادگی برخوردار است که گاه از فرط سادگی از تیررس و نگاه تحلیلگران به دور می ماند و ایشان را به جستجوی سایر متغیر هایی رهنمون می سازد که ماحصل آن یا رسیدن به وضعیتی پیچیده است یا انسداد
اما مادامی که چشمان مان را بگشاییم و وضعیت حقیقی قدرت در جمهوری اسلامی را به همان صراحت و سادگی که هست دریابیم، خواهیم دانست که مصداق شاخ و شانه کشیدن های اخیر رهبر جمهوری اسلامی، روایت همان جدال های مرسوم کودکانه است که حسب قانون نانوشته ای می گوید: &quot;زورت نمی رسه، فحش بده&quot;. ]]></content:encoded>
			<category>fa_opinion</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 23:12:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>اقدامات امنیتی علیه بی بی سی</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/-6be90aba1c.html</link>
			<description>همزمان با افزایش اعتراضات نهادهای بین المللی به برخورد جمهوری اسلامی با خبرنگاران بی بی سی فارسی و اعضای خانواده آنها، یک مقام امنیتی از دستگیری تعدادی از همکاران این شبکه بین المللی در کشور خبر داد.
خبرگزاری مهر روز گذشته به نقل از این مقام امنیتی که نامش برده نشده، نوشت که این افراد &quot;به دلیل جمع آوری اخبار و اطلاعات، تولید محتوا، جذب، آموزش، استخدام و خروج نخبگان رسانه ای از ایران&quot; دستگیر شده اند.
مقامات حکومتی جمهوری اسلامی پیش از این نیز مدعی بازداشت تعدادی از افراد به اتهام همکاری با بی بی سی فارسی شده بودند.
تلويزيون بی‌بی‌سی فارسی روز ۲۶ شهريور‌ماه مستندی با عنوان &quot;خط و نشان رهبر&quot; را پخش کرد که در آن زندگی سياسی آيت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و شيوه حکومت داری او طی دو دهه گذشته بررسی و در مواردی مورد نقد واقع شده بود.
از آن هنگام تاکنون، رسانه های جمهوری اسلامی به نقل از مقام های امنیتی و نظامی، اخبار و گزارش های متعددی از دستگیری افرادی که بر اساس ادعای آنان در ایران با بی بی سی فارسی همکاری می کنند، منتشر کرده اند.این در حالیست که سخنگویان و مسئولان بی بی سی فارسی بارها داشتن هرگونه همکار یا خبرنگار را که در ایران با این شبکه همکاری کند رد کرده اند.
منبع امنیتی که خبرگزاری مهر با او گفت و گو کرده، بدون ذکر نام و تعداد افراد بازداشت شده، جرایم آن‌ها را ضد امنیتی خواند و افزود: &quot;اتهامات افراد دستگیر شده فعالیت رسانه‌ای آن‌ها نبوده و بسیاری از اقدامات ایشان تحت عناوین مجرمان بوده و بر اساس نص قانون جزا و حقوق عمومی، مشمول کیفرهای سنگین و شدید است.&quot;
به گفته او، پرونده بازداشت شدگان که وی آنها را &quot;فریب خوردگان شبکه دروغ پرداز بی بی سی فارسی&quot; نامید، پس از تکمیل نهایی و تنظیم کیفرخواست متهمان برای صدور حکم تحویل مراجع قضایی خواهد شد.
مقام امنیتی یاد شده افزوده که افراد دستگیر شده، در قبال &quot;دریافت مبالغ قابل توجه و از آغازین روزهای شروع به کار شبکه بی طرف نمای بی بی سی به ویژه پس از روشن شدن آتش فتنه سال 88 و پس از آن تاکنون، طی همکاری با این شبکه مرتکب جرائم ضدامنیتی بسیاری شده اند.&quot;
او همچنین به افرادی که &quot;در داخل و خارج کشور به هر نحو فریب اغواگری های شبکه های بیگانه به ویژه بی بی سی را خورده اند&quot; هشدار داده که &quot;منافع و هویت ملی و اسلامی خود را فدای اهداف شوم و ضدانسانی&quot; این شبکه ها نسازند.
جمهوری اسلامی هرگونه همکاری با شبکه های بی بی سی فارسی و صدای آمریکا را اقدامی علیه امنیت خود تعریف و آن را ممنوع اعلام کرده است.

واکنش بین المللی
یکی از سخنگویان بی بی سی روز گذشته در واکنش به تایید گزارش ها درباره بازداشت تعدادی دیگر در ایران به اتهام همکاری با این شبکه تاکید کرد که این گزارش ها، بیانیه های اخیر این سازمان خبری را درباره فشار حکومت ایران به کارکنان بی بی سی فارسی تایید می کند.
بی بی سی می‌گوید این نوع گزارش ها &quot;باید مایه نگرانی عمیق همه کسانی باشد که به وجود رسانه آزاد و مستقل اعتقاد دارند.&quot;
سخنگوی بی بی سی گفته است اتهامات مطرح شده نشان می دهد که مقام های ایرانی در تلاش پیوسته برای ارعاب و بازداشت کسانی هستند که به ادعای حکومت با بخش فارسی بی بی سی ارتباط دارند.
سخنگوی بی بی سی با تاکید بر اینکه بخش فارسی این سازمان هیچ نماینده ای در ایران ندارد و هیچ شخصی در ایران برای بی بی سی فارسی کار نمی کند، بار دیگر هر گونه اقدام علیه خانواده ها و آشنایان کارکنان بی بی سی فارسی را قویا محکوم کرده است.
اشاره او به فشارهایی است که اخیرا توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی به خانواده پرسنل و خبرنگاران بی بی سی فارسی در ایران وارد می شود.
گزارش شده است که ماموران امنیتی در مواردی با بازداشت موقت اعضای خانواده پرسنل بی بی سی فارسی، خبرنگاران این شبکه را تحت فشار گذاشته اند و حتی از آنها به صورت تصویری بازجویی کرده اند.
سخنگوی بی بی سی روز گذشته بار دیگر تاکید کرد: &quot;ما هر گونه اقدام علیه خانواده ها و آشنایان کارکنان بی بی سی فارسی را قویا محکوم می کنیم.&quot;
مارک تامپسون، مدیرکل بی بی سی از افزایش فشار دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی بر این شبکه خبری و دستگیری چند تن از بستگان و آشنایان کارمندان بی بی سی فارسی انتقاد کرده است.
او از مقام های رسمی ایران خواسته با این اقدامات برخورد کنند.
تامپسون شیوه‌های جدید برخورد با کارکنان بی‌بی‌سی فارسی را در ادامه ایجاد اختلال و ارسال پارازیت روی شبکه‌های تلویزیونی بین‌المللی از جمله تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی ارزیابی کرده که باعث می‌شود مردم ایران نتوانند به جریان آزاد اطلاعات دسترسی داشته باشند.
پیشتر سازمان دیده‌بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر ایران با انتشار اطلاعیه های جداگانه، فشارهای حکومت ایران علیه کارکنان بی‌بی‌سی فارسی را محکوم کرده بودند.
سازمان های غیردولتی مدافع حقوق بشر خواهان پایان یافتن فوری این فشارها شده اند.
صادق صبا، رئیس بخش فارسی بی بی سی با اشاره به اقدام ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در بازداشت عضوی از خانواده یکی از کارکنان بخش فارسی بی‌بی‌سی، این کار را &quot;یک اقدام شنیع و غیرانسانی&quot; خوانده و آن را محکوم کرده بود.
سازمان های مستقل مدافع حقوق بشر با انتقاد شدید از نقض حقوق بشر در ایران، نسبت به فشار گسترده روزنامه نگاران کشور هشدار داده اند.
 &quot;کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران&quot; در تازه ترین گزارش خود گفته ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی باز هم &quot;بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران جهان&quot; بوده است.
مقام های جمهوری اسلامی این گزارش ها را رد می‌کنند و محمود احمدی نژادمی گوید ایران&quot;آزادترین کشور جهان است.&quot;
الیستر برت، معاون وزارت خارجه بریتانیا نیز روز ۱۵ بهمن‌ماه، با بیان اینکه مقام‌های ایران در تحت فشار قرار دادن وکلا، روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر ایرانی از طریق هدف قراردادن نزدیکان آنها سابقه &quot;شرم‌آوری&quot; دارند، گفت: &quot;این اعمال نفرت‌انگیز بار دیگر نشان‌دهنده وضعیت رو به وخامت حقوق بشر در ایران و درماندگی رژیم ایران در به سکوت واداشتن صداهای مستقل است.&quot;

</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>محمدرضا یزدان پناه</p> همزمان با افزایش اعتراضات نهادهای بین المللی به برخورد جمهوری اسلامی با خبرنگاران بی بی سی فارسی و اعضای خانواده آنها، یک مقام امنیتی از دستگیری تعدادی از همکاران این شبکه بین المللی در کشور خبر داد.
خبرگزاری مهر روز گذشته به نقل از این مقام امنیتی که نامش برده نشده، نوشت که این افراد &quot;به دلیل جمع آوری اخبار و اطلاعات، تولید محتوا، جذب، آموزش، استخدام و خروج نخبگان رسانه ای از ایران&quot; دستگیر شده اند.
مقامات حکومتی جمهوری اسلامی پیش از این نیز مدعی بازداشت تعدادی از افراد به اتهام همکاری با بی بی سی فارسی شده بودند.
تلويزيون بی‌بی‌سی فارسی روز ۲۶ شهريور‌ماه مستندی با عنوان &quot;خط و نشان رهبر&quot; را پخش کرد که در آن زندگی سياسی آيت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و شيوه حکومت داری او طی دو دهه گذشته بررسی و در مواردی مورد نقد واقع شده بود.
از آن هنگام تاکنون، رسانه های جمهوری اسلامی به نقل از مقام های امنیتی و نظامی، اخبار و گزارش های متعددی از دستگیری افرادی که بر اساس ادعای آنان در ایران با بی بی سی فارسی همکاری می کنند، منتشر کرده اند.این در حالیست که سخنگویان و مسئولان بی بی سی فارسی بارها داشتن هرگونه همکار یا خبرنگار را که در ایران با این شبکه همکاری کند رد کرده اند.
منبع امنیتی که خبرگزاری مهر با او گفت و گو کرده، بدون ذکر نام و تعداد افراد بازداشت شده، جرایم آن‌ها را ضد امنیتی خواند و افزود: &quot;اتهامات افراد دستگیر شده فعالیت رسانه‌ای آن‌ها نبوده و بسیاری از اقدامات ایشان تحت عناوین مجرمان بوده و بر اساس نص قانون جزا و حقوق عمومی، مشمول کیفرهای سنگین و شدید است.&quot;
به گفته او، پرونده بازداشت شدگان که وی آنها را &quot;فریب خوردگان شبکه دروغ پرداز بی بی سی فارسی&quot; نامید، پس از تکمیل نهایی و تنظیم کیفرخواست متهمان برای صدور حکم تحویل مراجع قضایی خواهد شد.
مقام امنیتی یاد شده افزوده که افراد دستگیر شده، در قبال &quot;دریافت مبالغ قابل توجه و از آغازین روزهای شروع به کار شبکه بی طرف نمای بی بی سی به ویژه پس از روشن شدن آتش فتنه سال 88 و پس از آن تاکنون، طی همکاری با این شبکه مرتکب جرائم ضدامنیتی بسیاری شده اند.&quot;
او همچنین به افرادی که &quot;در داخل و خارج کشور به هر نحو فریب اغواگری های شبکه های بیگانه به ویژه بی بی سی را خورده اند&quot; هشدار داده که &quot;منافع و هویت ملی و اسلامی خود را فدای اهداف شوم و ضدانسانی&quot; این شبکه ها نسازند.
جمهوری اسلامی هرگونه همکاری با شبکه های بی بی سی فارسی و صدای آمریکا را اقدامی علیه امنیت خود تعریف و آن را ممنوع اعلام کرده است.

<strong>واکنش بین المللی</strong>
یکی از سخنگویان بی بی سی روز گذشته در واکنش به تایید گزارش ها درباره بازداشت تعدادی دیگر در ایران به اتهام همکاری با این شبکه تاکید کرد که این گزارش ها، بیانیه های اخیر این سازمان خبری را درباره فشار حکومت ایران به کارکنان بی بی سی فارسی تایید می کند.
بی بی سی می‌گوید این نوع گزارش ها &quot;باید مایه نگرانی عمیق همه کسانی باشد که به وجود رسانه آزاد و مستقل اعتقاد دارند.&quot;
سخنگوی بی بی سی گفته است اتهامات مطرح شده نشان می دهد که مقام های ایرانی در تلاش پیوسته برای ارعاب و بازداشت کسانی هستند که به ادعای حکومت با بخش فارسی بی بی سی ارتباط دارند.
سخنگوی بی بی سی با تاکید بر اینکه بخش فارسی این سازمان هیچ نماینده ای در ایران ندارد و هیچ شخصی در ایران برای بی بی سی فارسی کار نمی کند، بار دیگر هر گونه اقدام علیه خانواده ها و آشنایان کارکنان بی بی سی فارسی را قویا محکوم کرده است.
اشاره او به فشارهایی است که اخیرا توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی به خانواده پرسنل و خبرنگاران بی بی سی فارسی در ایران وارد می شود.
گزارش شده است که ماموران امنیتی در مواردی با بازداشت موقت اعضای خانواده پرسنل بی بی سی فارسی، خبرنگاران این شبکه را تحت فشار گذاشته اند و حتی از آنها به صورت تصویری بازجویی کرده اند.
سخنگوی بی بی سی روز گذشته بار دیگر تاکید کرد: &quot;ما هر گونه اقدام علیه خانواده ها و آشنایان کارکنان بی بی سی فارسی را قویا محکوم می کنیم.&quot;
مارک تامپسون، مدیرکل بی بی سی از افزایش فشار دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی بر این شبکه خبری و دستگیری چند تن از بستگان و آشنایان کارمندان بی بی سی فارسی انتقاد کرده است.
او از مقام های رسمی ایران خواسته با این اقدامات برخورد کنند.
تامپسون شیوه‌های جدید برخورد با کارکنان بی‌بی‌سی فارسی را در ادامه ایجاد اختلال و ارسال پارازیت روی شبکه‌های تلویزیونی بین‌المللی از جمله تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی ارزیابی کرده که باعث می‌شود مردم ایران نتوانند به جریان آزاد اطلاعات دسترسی داشته باشند.
پیشتر سازمان دیده‌بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر ایران با انتشار اطلاعیه های جداگانه، فشارهای حکومت ایران علیه کارکنان بی‌بی‌سی فارسی را محکوم کرده بودند.
سازمان های غیردولتی مدافع حقوق بشر خواهان پایان یافتن فوری این فشارها شده اند.
صادق صبا، رئیس بخش فارسی بی بی سی با اشاره به اقدام ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در بازداشت عضوی از خانواده یکی از کارکنان بخش فارسی بی‌بی‌سی، این کار را &quot;یک اقدام شنیع و غیرانسانی&quot; خوانده و آن را محکوم کرده بود.
سازمان های مستقل مدافع حقوق بشر با انتقاد شدید از نقض حقوق بشر در ایران، نسبت به فشار گسترده روزنامه نگاران کشور هشدار داده اند.
&nbsp;&quot;کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران&quot; در تازه ترین گزارش خود گفته ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی باز هم &quot;بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران جهان&quot; بوده است.
مقام های جمهوری اسلامی این گزارش ها را رد می‌کنند و محمود احمدی نژادمی گوید ایران&quot;آزادترین کشور جهان است.&quot;
الیستر برت، معاون وزارت خارجه بریتانیا نیز روز ۱۵ بهمن‌ماه، با بیان اینکه مقام‌های ایران در تحت فشار قرار دادن وکلا، روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر ایرانی از طریق هدف قراردادن نزدیکان آنها سابقه &quot;شرم‌آوری&quot; دارند، گفت: &quot;این اعمال نفرت‌انگیز بار دیگر نشان‌دهنده وضعیت رو به وخامت حقوق بشر در ایران و درماندگی رژیم ایران در به سکوت واداشتن صداهای مستقل است.&quot;

]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 02:21:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>کرونولوژی آیریلیق</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/-2ae4de8e25.html</link>
			<description>جان مادرتان جز لباس آیت الله خامنه ای یک چیز سفید به من نشان بدهید که من سیاه نمایی نکنم. مرض که نداریم که! لابد سیاه است که می گوئیم سیاه است. الآن بیرون برف است، ما هم می گوئیم به به، چه برف سفیدی، ولی وقتی تخته سیاه را نشان می دهند ما نمی توانیم بگوئیم لباس آقا سفید است. آن هم وقتی نماینده مجلس، رسما اعلام کرده که ذخیره دارویی کشور در حال اتمام است. یکی نیست بگوید که دارو می خواهیم چکار؟ بفرض که تمام بشود، بقول آقا &quot; کو بحران؟&quot; آن وقت علی مطهری بدون اینکه یک کلمه روزنامه کیهان بخواند گفته که &quot; تا وقتی هاشمی به حکومت برنگردد بحران حل نمی شود.&quot; می خواهم صد سال سفید( صد سال سیاه سابق) به حکومت برنگردد. اصلا بقول آقا کو بحران که هاشمی بخواهد حل اش کند؟ شما بگوئید اگر بحرانی در کار بود، آقای خامنه ای که این همه شعر بلد است، همایش بین المللی شعر بیداری اسلامی تشکیل می داد؟ حتما بحرانی در کار نیست که شاعران جهان را از لبنان و جنوب لبنان و سوریه و شرق لبنان و سودان و مرکز لبنان و عراق و پایتخت لبنان و بحرین و یک جای دیگر لبنان و یمن و تونس و مصر و کویت و عربستان برگزار می کند. ملت اسلام همه شان بیدار شدند و شعر می گویند به چه درازی! قافیه توپ 157 میلی متری، وزن سه تن برای هر بمب. بیخودی نیست که مصری ها وقتی از ایران برگشتند آنها را در فرودگاه دستگیر کردند. از بس که در ایران شعر خواندند و تمام چمدانشان پر بود از اشعار علیرضا قزوه، خوب یک دفعه دیدی منفجر شد رفت. شعر بیداری همین طور است. فرض کنید که آمریکا و روسیه هم بر سر رفتن بشار اسد توافق کردند. تازه می شود بحران سوریه، ولی بقول رهبر عزیز ما &quot; کو بحران؟&quot; فرض کن بشار اسد هم برود، بالاخره جای دوری که نمی رود، یا می رود آن دنیا یا همین دنیا، ولی هر جا برود باز هم ما بحران نداریم. البته نوشته اند که ترکیه ایران را تهدید کرده که ال می کنیم و بل می کنیم و شکایت می کنیم. حالا کو تا شکایت بکند. شکایت هم بکند، به شکایت که نمی گویند بحران. مملکت خودمان یک سوم مردم اش صبح می روند دادگاه عصر پنج سال بعد می آیند بیرون، زندان که دیگر بحران ندارد. سفیر باکو را هم قرار است اخراج کنند که کلکسیون کامل شود. تا حالا می خواستند ضدانقلاب فاسد مزدور بروند لندن می رفتند باکو ویزا می گرفتند، حالا می خواهند بروند لندن باید بروند کابل ویزای باکو را از کابل بگیرند، بعد بروند باکو از آنجا ویزای انگلیس را بگیرند. فردا یکهو دیدی حامد کرزای هم وسط نماز صدا داد و وضویش باطل شد، سفارت کابل در تهران هم به دلیل توهین افغانستان به اسلام بسته شد. بعدا برای رفتن به لندن باید اول برویم عراق، ویزای کابل از عراق بگیریم، برویم کابل از آنجا برویم باکو از آنجا ویزا بگیریم برای انگلیس که مجتهدین کشور را در لندن ملاقات کنیم. اصلا فرض کنید که هیچ سفارتی در ایران نباشد، این شد بحران؟ بیخودی که رهبر با یک متر و هشتاد سانت قد نمی آید وسط نماز جمعه بگوید &quot; کو بحران؟&quot; قیمت دلار رفته بالا، گور باباش، بیاید پائین، قیمت خانه رفته بالا، می رویم زیر زمین، قیمت نان رفته بالا، ساندویچ تخم مرغ می خوریم، اینها که بحران نیست. اصلا خود اوباما، همین دیروز، نشسته توی اتاق گرد، اتاق بیضی، اتاق آبی، من چه می دانم اتاق زهر مار اعلام کرده همه دارایی های ایران را و اموال بانک مرکزی را توقیف می کنیم. این شد بحران؟ بدرک که اموال بانک مرکزی را توقیف می کنند. خودمان می رویم همه دلار ها را از دست قاچاقچیان دلار می گیریم و مصادره می کنیم. خدا را شکر راه خروج از بحران را بلدیم. تازه بحرانی هم بشود، آقا یک فرمان صادر می کند و بحران را حل می کند. اینکه رضا خاتمی با آن قد و بالایش وایستاده وسط روزنامه و گفته &quot; فرمان نمی پذیریم&quot; خوب نپذیرد، عوض اش برادر خود رهبر که فرمان می پذیرد. البته او هم که از همه بدتر است، برادر رهبر هم فرمان نپذیرد، به رئیس جمهور فرمان می دهد. او هم نمی پذیرد؟ خوب نپذیرد. بالاخره یکی پیدا می شود که بپذیرد. حالا شما هی بردار کاغذ سیاه نمایی کن. فکر می کنی با این نوشته های شما بحران درست می شود؟

جبهه متحد فروپاشی
اصولا یکی از مشکلات هر ایرانی این است که اگر عاشق یک نفر دیگر نباشد، حتما با او اختلاف دارد، چه برسد به اینکه قدرت هم داشته باشد یا قرار باشد به قدرت برسد، که در این صورت حتما جناح اقلیت از اکثریت جدا می شود، اگر هم که پای منافع در میان باشد حتما تمامیت خواهان با میانه روها اختلاف پیدا می کنند. &quot; اصولگرایی&quot; هم که واقعا بزرگترین دروغی است که بعد از &quot; دانشگاه آزاد اسلامی&quot; در زبان فارسی گفته شده، اصلا مگر می شود یک نفر هم ایرانی باشد هم به اصولی بیرون خودش معتقد باشد؟ بقول مسعود ده نمکی که مدتهاست آرمانش را به قیمت بازار فروخته، &quot; آرمان فروشی&quot; وجه رایج بی اخلاقی اصولگرایان است و &quot; بی اخلاقی برخی اصولگرایان به مراتب از اصلاح طلبان بیشتر است.&quot; رهاپرس از رسانه هایی که مواضعش بین مجاهدین خلق و القاعده و نئوسکولارها و حامیان احمدی نژاد است، گفت &quot; جبهه متحد اصولگرایان در آستانه فروپاشی است&quot;. ظاهرا اختلاف حدادعادل با لاریجانی و قالیباف بالا گرفته. یک گروه چون مطمئن است حداد عادل اگر رئیس مجلس باشد هیچ کاری نمی کند ولی شعر حافظ می خواند، با جبهه ای که معتقد است اگر لاریجانی رئیس مجلس باشد، هیچ کاری نمی کند ولی متلک های بامزه می اندازد، بشدت بر سر اصول اختلاف پیدا کردند و تقریبا مهدوی کنی از صحنه کنار رفت. البته مهدوی کنی در بیانیه اش گفت: &quot; امیدوارم ملت ایران به نقش تاریخی خود عمل کند.&quot; تا به حال سابقه نداشت مهدوی کنی به این صراحت با رهبر کشور مخالفت کند. از طرف دیگر هفت عضو از پنج عضو مرکزیت هیئت های موتلفه هر کدام یک موضع این تشکیلات هیئتی را اعلام کردند. نبی حبیبی معروف به دموکراتعلی گفت: &quot; رای مردم تنها در چارچوب اصول اساسی اسلامی معتبر است.&quot; حمیدرضا ترقی عضو دیگر موتلفه گفت: &quot; تنها لیست اصولگرا، لیست جبهه متحد اصولگرایی است. قرار نیست هر کس از لیست حذف می شود برود و دکان جدیدی باز کند.&quot; مهدوی کنی هم تقریبا بطور مشخص اعلام کرد که : &quot; تعامل با جبهه پایداری بعید است.&quot; البته خودمانیم، خیلی احمقانه است که یک جریان در انتخابات یک رقیب داشته باشد، بعد برود با رقیب خودش ائتلاف کند. از طرف دیگر آقای قنبری که از طرف خودش به عنوان اصلاح طلب نامیده شده است، گفت &quot; از حضور مطهری، عباسپور و کاتوزیان در فراکسیون اصلاح طلبان استقبال می کنیم.&quot; با این اوضاع احتمال دارد سردار نقدی و طائب هم به عنوان نمایندگان اصلاح طلبان در انتخابات یک دفعه حضور پیدا کنند. حداد عادل این انتخابات را یکی از پیچیده ترین روزهای زندگی اش نامید و گفت: &quot; مشکل ما این است که هیچ رقیبی نداریم، ولی معلوم هم نیست بتوانیم پیروز شویم.&quot; وی گفت &quot; من را گذاشتند وسط یک اتاق گرد و می گویند یه گوشه بشین.&quot; 

کرونولوژی آیریلیق
1358: بازرگان از پیروان خط امام جدا شد
1367: آیت الله منتظری از امام جدا شد
1378: خاتمی و اصلاح طلبان از رهبر انقلاب جدا شدند
1380: دفتر تحکیم وحدت از انقلاب اسلامی جدا شد
1384: آیت الله کروبی و سایر چپ های راستگرا از انقلاب جدا شدند.
1386: صانعی و روحانیون طرفدار خمینی از انقلاب جدا شدند
1388: میرحسین موسوی از خانه بیرون نیامده از انقلاب جدا شد و پیچید بطرف آزادی.
1389: نوه امام از خط انقلاب جدا شد.
فروردین 1390: هاشمی رفسنجانی از انقلاب و فرزندانش جدا شد
اردیبهشت 1390: احمدی نژاد از انقلاب افتاد پائین
خرداد1390: سرداران جنگ از انقلاب جدا شدند
تیر 1390: رمال ها و کف بین ها از طالع بین ها و اصولگرایان جدا شدند
مرداد 1390: تندروهای اصولگرا از میانه روهای بی اصول جدا شدند
شهریور 1390: جناح عاقل میانه روها از جناح غیرعاقل میانه روها جدا شدند
مهر 1390: جناح میانه روی حامی ولایت از منتقدین ولایت جدا شدند
آبان 1390: جناح منتقدین ولایت از جناح دوستداران ولایت جدا شدند
آذر 1390: جناح دوستداران ولایت از جناح عاشقان ولایت جدا شدند
دی 1390: جناح عاشقان ولایت از ساکنان بیت رهبری جدا شدند.
بهمن 1390: جناح دلسپردگان بیت رهبر از جناح سرسپردگان به بیت رهبر جدا شدند
اسفند 1390: جناح دیگران بیت رهبر از جناح خانواده رهبر جدا می شوند
فروردین 1391: جناح مجتبویون رهبر از جناح علویون رهبر جدا می شوند
اردیبهشت 1391: جناح خودخود رهبر از جناح خجسته خانم رهبر جدا می شود
خرداد 1391: دست راست رهبر از دست چپ وی جدا می شود.
آخرین روز نرگس: خامنه ای در آئینه به خودش خیره مانده و می گوید: آخه چطوری بگم عاشقتم که باور کنی عزیز دل من، مرده شور همه شونو برد، دلم می خواد فقط تو رو... بوم

هاآرتص اللهی ها
این کیهان هم خودمانیم خیلی بلاست ها! شریعتمداری شوخی شوخی سالها در کنار سعید امامی برای اسرائیل کار کرد و کلی به سیستم اطلاعاتی ایران لطمه زد. بعد با حمایت از احمدی نژاد سابقا یهودی و مشائی سابقا درویش شیطان پرست که سابقه شیطان پرستی داشت و اصلا زن پولانسکی را همین مشائی کشته بود، به اسم چارلز مانسون که تا همین دو سال قبل از اینکه اسمش روان آتکینسون بشود چارلز مانسون بود. این شریعتمداری احمدی نژاد را از موساد تحویل گرفت و تعهد داد که در عرض پنج سال اسرائیل را که در معرض نابودی بود نجات دهد، درگیری جناحین درونی اسرائیل را متوقف کند، فلسطینی ها را در غزه محصور کند، تمام قدرتهای عربی مخالف اسرائیل مثل مصر و بحرین را با انقلاب های بیداری اسلامی از بین ببرد، اعتبار پول ایران را ضعیف و پول &quot; شکل&quot; اسرائیل را قوی کند و کاری کند که همه جهان متوجه هولوکاست شود. تعهد داد که در عرض پنج سال روزی یک بار در جهان نام هولوکاست طنین انداز شود. وقتی گفته بود من کاری می کنم که وزارت خارجه ایران در مورد هولوکاست نمایشگاه برگزار کند، رئیس موساد خندیده بود و گفته بود &quot; حسین دست مون ننداز، اگر گلدا مایر بود می گفت شیرم حلال ات&quot;. اسامی همه دانشمندان اتمی ایران را هم به اسرائیل داد و برایشان از طریق حسن شایانفر تروریست استخدام کرد و قول داد در سال 1390 پانزده فرمانده سپاه و تا آخر بهار 91 سی فرمانده سپاه را بکشد. متن توافقنامه شان هم هست، مدرک هم داریم، حتی کسی هم که چهار سال قبل از طرف حسین شریعتمداری تل آویو رفت نامش معلوم است. اینها به کنار، هر روز همه خبرها را به نقل از نشریات اسرائیل می نویسد. نه اینکه نمی داند که نیویورک تایمز معتبرتر از هاآرتص است، بخاطر اینکه زبان دوم اش عبری است. امروز  کیهان به نقل از هاآرتص نوشت: &quot; بیخود در مقابل ایران هارت و پورت نکنید.&quot; یعنی چی؟

شرایط ابطال نماز
من نمی دانم که این شجونی چه دشمنی با ولایت دارد، می خواهی بگوئی هیچ ارزشی ندارد، چرا می پیچانی؟ جمله اش را بخوانید &quot; نماز بدون ولایت باطل است.&quot; یعنی مثلا می خواهد بگوید چون اگر فلان کار را بکنید وضو باطل می شود و نمازتان هم قبول نیست، برای خوار کردن ولایت، گفته نماز بدون ولایت باطل است. درست است من ولایت فقیه را قبول ندارم، ولی ولایت چه ربطی به شقیقه دارد؟

چماق پیش از دستور
دو سال فرمانده ناجا و فرماندار و استاندار تهران استدلال کردند که &quot; ما برای اینکه مردم کشته نشوند و سبزها شهیدنمایی نکنند، دستور دادیم به جای سلاح گرم از سلاح سرد استفاده شود.&quot; سلاح سرد هم که یا باتوم است، یا چماق. الحمدالله همه برادران لباس شخصی توی جیب شان هم گاز اشک آور داشتند هم به کمرشان کلت و هم به دست شان چماق. حالا معاون سیاسی اجتماعی استاندار تهران گفته: &quot; سرکوب با چوب و چماق را نباید به پای نظام نوشت. چون به دستور کسی نبود.&quot; فرض کنیم چماق نبود، باتوم که اسلحه دولتی است، باتوم چی؟ گاز اشک آور چی؟ دستگیری ها به دستور چه کسی بود؟ کهریزک به دستور چه کسی بود؟ بطری به دستور چه کسی بود؟ دادگاه صدنفری به دستور چه کسی بود؟ هفتاد هشتاد نفر در زندان و بیرون، با شکنجه و گلوله کشته شدند به دستور چه کسی بود؟ شوخی شوخی اعلام می کنند که اصلا درگیری نبود، فردایش هم می گویند موسوی رئیس جمهور شده و همه مشکلات کشور در حال حاضر بخاطر بی کفایتی موسوی است که یک سال است رفته خانه و بست نشسته، مجلس هم طرح بی کفایتی موسوی را تصویب می کند و برکنارش می کنند. واقعا باهوش هستند ها!!!!
</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ابراهيم نبوي</p> جان مادرتان جز لباس آیت الله خامنه ای یک چیز سفید به من نشان بدهید که من سیاه نمایی نکنم. مرض که نداریم که! لابد سیاه است که می گوئیم سیاه است. الآن بیرون برف است، ما هم می گوئیم به به، چه برف سفیدی، ولی وقتی تخته سیاه را نشان می دهند ما نمی توانیم بگوئیم لباس آقا سفید است. آن هم وقتی نماینده مجلس، رسما اعلام کرده که ذخیره دارویی کشور در حال اتمام است. یکی نیست بگوید که دارو می خواهیم چکار؟ بفرض که تمام بشود، بقول آقا &quot; کو بحران؟&quot; آن وقت علی مطهری بدون اینکه یک کلمه روزنامه کیهان بخواند گفته که &quot; تا وقتی هاشمی به حکومت برنگردد بحران حل نمی شود.&quot; می خواهم صد سال سفید( صد سال سیاه سابق) به حکومت برنگردد. اصلا بقول آقا کو بحران که هاشمی بخواهد حل اش کند؟ شما بگوئید اگر بحرانی در کار بود، آقای خامنه ای که این همه شعر بلد است، همایش بین المللی شعر بیداری اسلامی تشکیل می داد؟ حتما بحرانی در کار نیست که شاعران جهان را از لبنان و جنوب لبنان و سوریه و شرق لبنان و سودان و مرکز لبنان و عراق و پایتخت لبنان و بحرین و یک جای دیگر لبنان و یمن و تونس و مصر و کویت و عربستان برگزار می کند. ملت اسلام همه شان بیدار شدند و شعر می گویند به چه درازی! قافیه توپ 157 میلی متری، وزن سه تن برای هر بمب. بیخودی نیست که مصری ها وقتی از ایران برگشتند آنها را در فرودگاه دستگیر کردند. از بس که در ایران شعر خواندند و تمام چمدانشان پر بود از اشعار علیرضا قزوه، خوب یک دفعه دیدی منفجر شد رفت. شعر بیداری همین طور است. فرض کنید که آمریکا و روسیه هم بر سر رفتن بشار اسد توافق کردند. تازه می شود بحران سوریه، ولی بقول رهبر عزیز ما &quot; کو بحران؟&quot; فرض کن بشار اسد هم برود، بالاخره جای دوری که نمی رود، یا می رود آن دنیا یا همین دنیا، ولی هر جا برود باز هم ما بحران نداریم. البته نوشته اند که ترکیه ایران را تهدید کرده که ال می کنیم و بل می کنیم و شکایت می کنیم. حالا کو تا شکایت بکند. شکایت هم بکند، به شکایت که نمی گویند بحران. مملکت خودمان یک سوم مردم اش صبح می روند دادگاه عصر پنج سال بعد می آیند بیرون، زندان که دیگر بحران ندارد. سفیر باکو را هم قرار است اخراج کنند که کلکسیون کامل شود. تا حالا می خواستند ضدانقلاب فاسد مزدور بروند لندن می رفتند باکو ویزا می گرفتند، حالا می خواهند بروند لندن باید بروند کابل ویزای باکو را از کابل بگیرند، بعد بروند باکو از آنجا ویزای انگلیس را بگیرند. فردا یکهو دیدی حامد کرزای هم وسط نماز صدا داد و وضویش باطل شد، سفارت کابل در تهران هم به دلیل توهین افغانستان به اسلام بسته شد. بعدا برای رفتن به لندن باید اول برویم عراق، ویزای کابل از عراق بگیریم، برویم کابل از آنجا برویم باکو از آنجا ویزا بگیریم برای انگلیس که مجتهدین کشور را در لندن ملاقات کنیم. اصلا فرض کنید که هیچ سفارتی در ایران نباشد، این شد بحران؟ بیخودی که رهبر با یک متر و هشتاد سانت قد نمی آید وسط نماز جمعه بگوید &quot; کو بحران؟&quot; قیمت دلار رفته بالا، گور باباش، بیاید پائین، قیمت خانه رفته بالا، می رویم زیر زمین، قیمت نان رفته بالا، ساندویچ تخم مرغ می خوریم، اینها که بحران نیست. اصلا خود اوباما، همین دیروز، نشسته توی اتاق گرد، اتاق بیضی، اتاق آبی، من چه می دانم اتاق زهر مار اعلام کرده همه دارایی های ایران را و اموال بانک مرکزی را توقیف می کنیم. این شد بحران؟ بدرک که اموال بانک مرکزی را توقیف می کنند. خودمان می رویم همه دلار ها را از دست قاچاقچیان دلار می گیریم و مصادره می کنیم. خدا را شکر راه خروج از بحران را بلدیم. تازه بحرانی هم بشود، آقا یک فرمان صادر می کند و بحران را حل می کند. اینکه رضا خاتمی با آن قد و بالایش وایستاده وسط روزنامه و گفته &quot; فرمان نمی پذیریم&quot; خوب نپذیرد، عوض اش برادر خود رهبر که فرمان می پذیرد. البته او هم که از همه بدتر است، برادر رهبر هم فرمان نپذیرد، به رئیس جمهور فرمان می دهد. او هم نمی پذیرد؟ خوب نپذیرد. بالاخره یکی پیدا می شود که بپذیرد. حالا شما هی بردار کاغذ سیاه نمایی کن. فکر می کنی با این نوشته های شما بحران درست می شود؟

<strong>جبهه متحد فروپاشی</strong>
اصولا یکی از مشکلات هر ایرانی این است که اگر عاشق یک نفر دیگر نباشد، حتما با او اختلاف دارد، چه برسد به اینکه قدرت هم داشته باشد یا قرار باشد به قدرت برسد، که در این صورت حتما جناح اقلیت از اکثریت جدا می شود، اگر هم که پای منافع در میان باشد حتما تمامیت خواهان با میانه روها اختلاف پیدا می کنند. &quot; اصولگرایی&quot; هم که واقعا بزرگترین دروغی است که بعد از &quot; دانشگاه آزاد اسلامی&quot; در زبان فارسی گفته شده، اصلا مگر می شود یک نفر هم ایرانی باشد هم به اصولی بیرون خودش معتقد باشد؟ بقول مسعود ده نمکی که مدتهاست آرمانش را به قیمت بازار فروخته، &quot; آرمان فروشی&quot; وجه رایج بی اخلاقی اصولگرایان است و &quot; بی اخلاقی برخی اصولگرایان به مراتب از اصلاح طلبان بیشتر است.&quot; رهاپرس از رسانه هایی که مواضعش بین مجاهدین خلق و القاعده و نئوسکولارها و حامیان احمدی نژاد است، گفت &quot; جبهه متحد اصولگرایان در آستانه فروپاشی است&quot;. ظاهرا اختلاف حدادعادل با لاریجانی و قالیباف بالا گرفته. یک گروه چون مطمئن است حداد عادل اگر رئیس مجلس باشد هیچ کاری نمی کند ولی شعر حافظ می خواند، با جبهه ای که معتقد است اگر لاریجانی رئیس مجلس باشد، هیچ کاری نمی کند ولی متلک های بامزه می اندازد، بشدت بر سر اصول اختلاف پیدا کردند و تقریبا مهدوی کنی از صحنه کنار رفت. البته مهدوی کنی در بیانیه اش گفت: &quot; امیدوارم ملت ایران به نقش تاریخی خود عمل کند.&quot; تا به حال سابقه نداشت مهدوی کنی به این صراحت با رهبر کشور مخالفت کند. از طرف دیگر هفت عضو از پنج عضو مرکزیت هیئت های موتلفه هر کدام یک موضع این تشکیلات هیئتی را اعلام کردند. نبی حبیبی معروف به دموکراتعلی گفت: &quot; رای مردم تنها در چارچوب اصول اساسی اسلامی معتبر است.&quot; حمیدرضا ترقی عضو دیگر موتلفه گفت: &quot; تنها لیست اصولگرا، لیست جبهه متحد اصولگرایی است. قرار نیست هر کس از لیست حذف می شود برود و دکان جدیدی باز کند.&quot; مهدوی کنی هم تقریبا بطور مشخص اعلام کرد که : &quot; تعامل با جبهه پایداری بعید است.&quot; البته خودمانیم، خیلی احمقانه است که یک جریان در انتخابات یک رقیب داشته باشد، بعد برود با رقیب خودش ائتلاف کند. از طرف دیگر آقای قنبری که از طرف خودش به عنوان اصلاح طلب نامیده شده است، گفت &quot; از حضور مطهری، عباسپور و کاتوزیان در فراکسیون اصلاح طلبان استقبال می کنیم.&quot; با این اوضاع احتمال دارد سردار نقدی و طائب هم به عنوان نمایندگان اصلاح طلبان در انتخابات یک دفعه حضور پیدا کنند. حداد عادل این انتخابات را یکی از پیچیده ترین روزهای زندگی اش نامید و گفت: &quot; مشکل ما این است که هیچ رقیبی نداریم، ولی معلوم هم نیست بتوانیم پیروز شویم.&quot; وی گفت &quot; من را گذاشتند وسط یک اتاق گرد و می گویند یه گوشه بشین.&quot; 

<strong>کرونولوژی آیریلیق</strong>
1358: بازرگان از پیروان خط امام جدا شد
1367: آیت الله منتظری از امام جدا شد
1378: خاتمی و اصلاح طلبان از رهبر انقلاب جدا شدند
1380: دفتر تحکیم وحدت از انقلاب اسلامی جدا شد
1384: آیت الله کروبی و سایر چپ های راستگرا از انقلاب جدا شدند.
1386: صانعی و روحانیون طرفدار خمینی از انقلاب جدا شدند
1388: میرحسین موسوی از خانه بیرون نیامده از انقلاب جدا شد و پیچید بطرف آزادی.
1389: نوه امام از خط انقلاب جدا شد.
فروردین 1390: هاشمی رفسنجانی از انقلاب و فرزندانش جدا شد
اردیبهشت 1390: احمدی نژاد از انقلاب افتاد پائین
خرداد1390: سرداران جنگ از انقلاب جدا شدند
تیر 1390: رمال ها و کف بین ها از طالع بین ها و اصولگرایان جدا شدند
مرداد 1390: تندروهای اصولگرا از میانه روهای بی اصول جدا شدند
شهریور 1390: جناح عاقل میانه روها از جناح غیرعاقل میانه روها جدا شدند
مهر 1390: جناح میانه روی حامی ولایت از منتقدین ولایت جدا شدند
آبان 1390: جناح منتقدین ولایت از جناح دوستداران ولایت جدا شدند
آذر 1390: جناح دوستداران ولایت از جناح عاشقان ولایت جدا شدند
دی 1390: جناح عاشقان ولایت از ساکنان بیت رهبری جدا شدند.
بهمن 1390: جناح دلسپردگان بیت رهبر از جناح سرسپردگان به بیت رهبر جدا شدند
اسفند 1390: جناح دیگران بیت رهبر از جناح خانواده رهبر جدا می شوند
فروردین 1391: جناح مجتبویون رهبر از جناح علویون رهبر جدا می شوند
اردیبهشت 1391: جناح خودخود رهبر از جناح خجسته خانم رهبر جدا می شود
خرداد 1391: دست راست رهبر از دست چپ وی جدا می شود.
آخرین روز نرگس: خامنه ای در آئینه به خودش خیره مانده و می گوید: آخه چطوری بگم عاشقتم که باور کنی عزیز دل من، مرده شور همه شونو برد، دلم می خواد فقط تو رو... بوم

<strong>هاآرتص اللهی ها</strong>
این کیهان هم خودمانیم خیلی بلاست ها! شریعتمداری شوخی شوخی سالها در کنار سعید امامی برای اسرائیل کار کرد و کلی به سیستم اطلاعاتی ایران لطمه زد. بعد با حمایت از احمدی نژاد سابقا یهودی و مشائی سابقا درویش شیطان پرست که سابقه شیطان پرستی داشت و اصلا زن پولانسکی را همین مشائی کشته بود، به اسم چارلز مانسون که تا همین دو سال قبل از اینکه اسمش روان آتکینسون بشود چارلز مانسون بود. این شریعتمداری احمدی نژاد را از موساد تحویل گرفت و تعهد داد که در عرض پنج سال اسرائیل را که در معرض نابودی بود نجات دهد، درگیری جناحین درونی اسرائیل را متوقف کند، فلسطینی ها را در غزه محصور کند، تمام قدرتهای عربی مخالف اسرائیل مثل مصر و بحرین را با انقلاب های بیداری اسلامی از بین ببرد، اعتبار پول ایران را ضعیف و پول &quot; شکل&quot; اسرائیل را قوی کند و کاری کند که همه جهان متوجه هولوکاست شود. تعهد داد که در عرض پنج سال روزی یک بار در جهان نام هولوکاست طنین انداز شود. وقتی گفته بود من کاری می کنم که وزارت خارجه ایران در مورد هولوکاست نمایشگاه برگزار کند، رئیس موساد خندیده بود و گفته بود &quot; حسین دست مون ننداز، اگر گلدا مایر بود می گفت شیرم حلال ات&quot;. اسامی همه دانشمندان اتمی ایران را هم به اسرائیل داد و برایشان از طریق حسن شایانفر تروریست استخدام کرد و قول داد در سال 1390 پانزده فرمانده سپاه و تا آخر بهار 91 سی فرمانده سپاه را بکشد. متن توافقنامه شان هم هست، مدرک هم داریم، حتی کسی هم که چهار سال قبل از طرف حسین شریعتمداری تل آویو رفت نامش معلوم است. اینها به کنار، هر روز همه خبرها را به نقل از نشریات اسرائیل می نویسد. نه اینکه نمی داند که نیویورک تایمز معتبرتر از هاآرتص است، بخاطر اینکه زبان دوم اش عبری است. امروز &nbsp;کیهان به نقل از هاآرتص نوشت: &quot; بیخود در مقابل ایران هارت و پورت نکنید.&quot; یعنی چی؟

<strong>شرایط ابطال نماز</strong>
من نمی دانم که این شجونی چه دشمنی با ولایت دارد، می خواهی بگوئی هیچ ارزشی ندارد، چرا می پیچانی؟ جمله اش را بخوانید &quot; نماز بدون ولایت باطل است.&quot; یعنی مثلا می خواهد بگوید چون اگر فلان کار را بکنید وضو باطل می شود و نمازتان هم قبول نیست، برای خوار کردن ولایت، گفته نماز بدون ولایت باطل است. درست است من ولایت فقیه را قبول ندارم، ولی ولایت چه ربطی به شقیقه دارد؟

<strong>چماق پیش از دستور</strong>
دو سال فرمانده ناجا و فرماندار و استاندار تهران استدلال کردند که &quot; ما برای اینکه مردم کشته نشوند و سبزها شهیدنمایی نکنند، دستور دادیم به جای سلاح گرم از سلاح سرد استفاده شود.&quot; سلاح سرد هم که یا باتوم است، یا چماق. الحمدالله همه برادران لباس شخصی توی جیب شان هم گاز اشک آور داشتند هم به کمرشان کلت و هم به دست شان چماق. حالا معاون سیاسی اجتماعی استاندار تهران گفته: &quot; سرکوب با چوب و چماق را نباید به پای نظام نوشت. چون به دستور کسی نبود.&quot; فرض کنیم چماق نبود، باتوم که اسلحه دولتی است، باتوم چی؟ گاز اشک آور چی؟ دستگیری ها به دستور چه کسی بود؟ کهریزک به دستور چه کسی بود؟ بطری به دستور چه کسی بود؟ دادگاه صدنفری به دستور چه کسی بود؟ هفتاد هشتاد نفر در زندان و بیرون، با شکنجه و گلوله کشته شدند به دستور چه کسی بود؟ شوخی شوخی اعلام می کنند که اصلا درگیری نبود، فردایش هم می گویند موسوی رئیس جمهور شده و همه مشکلات کشور در حال حاضر بخاطر بی کفایتی موسوی است که یک سال است رفته خانه و بست نشسته، مجلس هم طرح بی کفایتی موسوی را تصویب می کند و برکنارش می کنند. واقعا باهوش هستند ها!!!!
]]></content:encoded>
			<category>طنز</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 01:21:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>nikahang kosar</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/nikahang-kosar-12.html</link>
			<description></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p> ]]></content:encoded>
			<category>newsphoto</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 01:05:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>سکوت کردیم؛ مردم همه چیز را می‌دانند</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/-b9d1dbbd94.html</link>
			<description>در آستانه 25 بهمن و اولین سالگرد جان باختن صانع ژاله، خانواده او در مصاحبه با &quot;روز&quot; اعلام کردند مراسم خاصی برای سالگرد برگزار نخواهند کرد.
صانع ژاله، دانشجوی کرد دانشگاه هنر تهران بود که 25 بهمن سال گذشته و درجریان تجمع مردمی که در حمایت از جنبش اعتراضی مردم تونس و مصر و به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی برگزار شده بود بر اثر اصابت گلوله جان باخت. 
رسانه های حکومتی و مقام های جمهوری اسلامی، صانع ژاله را یک &quot;بسیجی&quot; خواندند که توسط &quot;منافقین&quot; کشته شده اما خانواده و دوستان او این ادعا را رد کردند.
اکنون و با گذشت یکسال از جان باختن صانع ژاله، مادر او به &quot;روز&quot; می گوید که سکوت خانواده او خود نشانگر خیلی چیزها است و مردم خود همه چیز را به خوبی میدانند.
خانم ژاله خبر میدهد که در این یکسال خانواده او هیچ شکایتی نکرده اند چون نتیجه شکایت کاملا روشن است: &quot;یکبار از دادسرای اوین زنگ زدند گفتند پرونده تشکیل شده و بیایید. اما ما نرفتیم و پی گیری هم نکردیم&quot;.
25 بهمن سال گذشته صانع ژاله و محمد مختاری بر اثر شلیک مستقیم گلوله جان باختند. هر دو نفر از سوی مسئولان و رسانه های حکومتی &quot;بسیجی&quot; معرفی شدند و پیکرهای آنها روی دست لباس شخصی ها و نیروهای امنیتی تشییع شد. در آن زما پدر محمد مختاری در مصاحبه با &quot;روز&quot; اعلام کرد که فرزندش بسیجی نبوده، بلکه معترضی بوده که دستبند سبزش را بر دستگیره خانه بسته و به تجمع رفته است. برادر صانع ژاله هم در مصاحبه با صدای آمریکا و همچنین مصاحبه با &quot;روز&quot; اعلام کرد که برادرش بسیجی نبوده است: &quot;صانع یک هنرمند بود، او بسیجی نبود. او می خواست با هنرش به مردم کردستان خدمت کند اما نگذاشتند و...&quot;
قانع ژاله بازداشت شد و خانواده اش به شدت تحت فشار قرار گرفتند که مصاحبه او را تکذیب کنند و بگویند فرزندشان بسیجی بوده است.
اینک، پس از یکسال سکوت، مادر صانع ژاله به &quot;روز&quot; می گوید: سکوت، خودش می تواند خیلی حرف باشد ما هیچ شکایتی نکردیم؛ سکوت تنها کارمان بوده و درخواست هایی از ما بود که ما انجام ندادیم و برای اینکه مجبور به انجامش نشویم حتی از خیر شکایت هم گذشتیم، هیچ کاری نکردیم و به حرمت خون فرزندم سکوت کردیم.
مادر صانع ژاله، کردی صحبت می کند و یکی از نزدیکانش برای ما ترجمه می کند: &quot;خودشان تماس گرفتند که بیایید دادسرای اوین برای پی گیری پرونده صانع؛ ما نرفتیم و مسکوت گذاشتیم دلیلش هم فکر می کنم همه می دانند چیست و نتیجه اش هم مشخص است&quot;.
او خبر از بستری بودن پدر صانع ژاله در بیمارستان می دهد و می گوید: پدر صانع به شدت بیمار است، قلبش مشکل دارد، صانع که رفت او هم به شدت مریض شد، الان هم بیمارستان است و ما نگران او هستیم، خودمان هم فقط روپاییم و وضعیت مان بهتر از او نیست؛ چند روز دیگر سالگرد است و مراسم خاصی نداریم، نمی خواهیم مشکلی پیش آید و باز استرسی وارد شود چون برای پدر صانع خطرناک است.
به مادر صانع ژاله می گویم پس از جان باختن فرزندتان گفتند او بسیجی بوده؛ حتی در صدا و سیما گفتند او جاسوس و نفوذی بوده در بین دانشجویان و وزیر اطلاعات اعلام کرد که قاتلان او شناسایی شده اند و منافق بوده اند و... شما که اینها را می شنیدید چه وضعیتی داشتید؟ اصلا صانع که بود؟ چه گرایشی داشت؟
او میگوید: همه چیز روشن بوده و هست؛ همان موقع هم که این چیزها را می گفتند همه چیز مشخص بود؛ بچه من کاردانی برق از دانشگاه آزاد کرمانشاه گرفت، آدم درس خوان و موفقی بود، اهل مطالعه بود، شب ها اکثرا تا دیر وقت بیدار بود و کتاب می خواند، از معدود کسانی بود که راه خودش را پیدا کرده بود، می دانست چه می کند و کجا می رود، رفت دنبال هنر، چیزی که دوست داشت؛ او هنرمند بود به ادبیات و به خصوص ادبیات کردی علاقه خاصی داشت و اهل سیاست نبود، عاشق زندگی بود و هنر. او راهش را خودش انتخاب کرد و رفت و داغی بر دل ما ماند که جز سکوت فعلا هیچ چیزی نمی تواند تسکین مان دهد.
درباره مصاحبه هایی به نقل از پدر صانع که در این مدت منتشر شده می پرسم؛ او می گوید: ما فقط سکوت کرده ایم و هیچ مصاحبه ای انجام نداده ایم.
خانم ژاله سپس با اشاره به بیماری قلبی پدر صانع می گوید: دعا کنید! او حالش خوب نیست، قبلا اینقدر مریض نبود، اما از وقتی صانع رفت او از پا درآمد، مدام بین بیمارستان و خانه در رفت و آمد است و اکنون مدتی است که در بیمارستان بستری است.
او در پایان می گوید: پسر من انسان درستی بود درست زندگی کرد و سربلند هم ازدنیا رفت؛ داغ او بر دل ماست اما به او افتخار میکنیم.
صانع ژاله، دانشجوی هنر اهل پاوه بود پس از جان باختن او رسانه های حکومتی تصویری از یک کارت عضویت در بسیج منتشر کرده و مدعی شدند که او بسیجی بوده است.
 وزیر اطلاعات تنها 9 روز پس از جان باختن صانع مدعی شد کسانی که در قتل صانع ژاله دست داشتند، شناسایی شده‌اند و اقدامات لازم در این خصوص صورت گرفته است. 
اما تاکنون و پس از گذشت یکسال، این سخن در سطح ادعا باقی مانده است. 
آن سوتر اما دوستان و همکلاسی ها و هم دانشگاهی های صانع ژاله تصاویر او را منتشر کردند که همراه با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه هنر به دیدار آیت الله منتظری و سعید حجاریان رفته بود. پس از انتشار این تصاویر بود که حسین شریعتمداری، نماینده ولی فقیه در کیهان، مدعی شد صانع ژاله، نفوذی ما در میان دانشجویان بوده است.
در واکنش به این اظهارات، دفتر تحکیم وحدت در بیانیه ای اعلام کرد که اجازه مصادره شهدا را نخواهد داد و وب سایت ادوار نیوز نیز اعلام کرد که آقای ژاله به عنوان یکی از معترضین به حاکمیت در تظاهرات روز 25 بهمن شرکت کرده بود.</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فرشته قاضی</p> در آستانه 25 بهمن و اولین سالگرد جان باختن صانع ژاله، خانواده او در مصاحبه با &quot;روز&quot; اعلام کردند مراسم خاصی برای سالگرد برگزار نخواهند کرد.
صانع ژاله، دانشجوی کرد دانشگاه هنر تهران بود که 25 بهمن سال گذشته و درجریان تجمع مردمی که در حمایت از جنبش اعتراضی مردم تونس و مصر و به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی برگزار شده بود بر اثر اصابت گلوله جان باخت. 
رسانه های حکومتی و مقام های جمهوری اسلامی، صانع ژاله را یک &quot;بسیجی&quot; خواندند که توسط &quot;منافقین&quot; کشته شده اما خانواده و دوستان او این ادعا را <link ../persian/news/newsitem/article/-02008fc04a.html>رد کردند</link>.
اکنون و با گذشت یکسال از جان باختن صانع ژاله، مادر او به &quot;روز&quot; می گوید که سکوت خانواده او خود نشانگر خیلی چیزها است و مردم خود همه چیز را به خوبی میدانند.
خانم ژاله خبر میدهد که در این یکسال خانواده او هیچ شکایتی نکرده اند چون نتیجه شکایت کاملا روشن است: &quot;یکبار از دادسرای اوین زنگ زدند گفتند پرونده تشکیل شده و بیایید. اما ما نرفتیم و پی گیری هم نکردیم&quot;.
25 بهمن سال گذشته صانع ژاله و محمد مختاری بر اثر شلیک مستقیم گلوله جان باختند. هر دو نفر از سوی مسئولان و رسانه های حکومتی &quot;بسیجی&quot; معرفی شدند و پیکرهای آنها روی دست لباس شخصی ها و نیروهای امنیتی تشییع شد. در آن زما پدر محمد مختاری در مصاحبه با &quot;روز&quot;<link ../persian/interview/interview-item/archive/2011/march/15/article/-1080cb601a.html> اعلام کرد</link> که فرزندش بسیجی نبوده، بلکه معترضی بوده که دستبند سبزش را بر دستگیره خانه بسته و به تجمع رفته است. برادر صانع ژاله هم در مصاحبه با صدای آمریکا و همچنین مصاحبه با &quot;روز&quot; <link ../persian/news/newsitem/article/-02008fc04a.html>اعلام کرد</link> که برادرش بسیجی نبوده است: &quot;صانع یک هنرمند بود، او بسیجی نبود. او می خواست با هنرش به مردم کردستان خدمت کند اما نگذاشتند و...&quot;
قانع ژاله بازداشت شد و خانواده اش به شدت تحت فشار قرار گرفتند که مصاحبه او را تکذیب کنند و بگویند فرزندشان بسیجی بوده است.
اینک، پس از یکسال سکوت، مادر صانع ژاله به &quot;روز&quot; می گوید: سکوت، خودش می تواند خیلی حرف باشد ما هیچ شکایتی نکردیم؛ سکوت تنها کارمان بوده و درخواست هایی از ما بود که ما انجام ندادیم و برای اینکه مجبور به انجامش نشویم حتی از خیر شکایت هم گذشتیم، هیچ کاری نکردیم و به حرمت خون فرزندم سکوت کردیم.
مادر صانع ژاله، کردی صحبت می کند و یکی از نزدیکانش برای ما ترجمه می کند: &quot;خودشان تماس گرفتند که بیایید دادسرای اوین برای پی گیری پرونده صانع؛ ما نرفتیم و مسکوت گذاشتیم دلیلش هم فکر می کنم همه می دانند چیست و نتیجه اش هم مشخص است&quot;.
او خبر از بستری بودن پدر صانع ژاله در بیمارستان می دهد و می گوید: پدر صانع به شدت بیمار است، قلبش مشکل دارد، صانع که رفت او هم به شدت مریض شد، الان هم بیمارستان است و ما نگران او هستیم، خودمان هم فقط روپاییم و وضعیت مان بهتر از او نیست؛ چند روز دیگر سالگرد است و مراسم خاصی نداریم، نمی خواهیم مشکلی پیش آید و باز استرسی وارد شود چون برای پدر صانع خطرناک است.
به مادر صانع ژاله می گویم پس از جان باختن فرزندتان گفتند او بسیجی بوده؛ حتی در صدا و سیما گفتند او جاسوس و نفوذی بوده در بین دانشجویان و وزیر اطلاعات اعلام کرد که قاتلان او شناسایی شده اند و منافق بوده اند و... شما که اینها را می شنیدید چه وضعیتی داشتید؟ اصلا صانع که بود؟ چه گرایشی داشت؟
او میگوید: همه چیز روشن بوده و هست؛ همان موقع هم که این چیزها را می گفتند همه چیز مشخص بود؛ بچه من کاردانی برق از دانشگاه آزاد کرمانشاه گرفت، آدم درس خوان و موفقی بود، اهل مطالعه بود، شب ها اکثرا تا دیر وقت بیدار بود و کتاب می خواند، از معدود کسانی بود که راه خودش را پیدا کرده بود، می دانست چه می کند و کجا می رود، رفت دنبال هنر، چیزی که دوست داشت؛ او هنرمند بود به ادبیات و به خصوص ادبیات کردی علاقه خاصی داشت و اهل سیاست نبود، عاشق زندگی بود و هنر. او راهش را خودش انتخاب کرد و رفت و داغی بر دل ما ماند که جز سکوت فعلا هیچ چیزی نمی تواند تسکین مان دهد.
درباره مصاحبه هایی به نقل از پدر صانع که در این مدت منتشر شده می پرسم؛ او می گوید: ما فقط سکوت کرده ایم و هیچ مصاحبه ای انجام نداده ایم.
خانم ژاله سپس با اشاره به بیماری قلبی پدر صانع می گوید: دعا کنید! او حالش خوب نیست، قبلا اینقدر مریض نبود، اما از وقتی صانع رفت او از پا درآمد، مدام بین بیمارستان و خانه در رفت و آمد است و اکنون مدتی است که در بیمارستان بستری است.
او در پایان می گوید: پسر من انسان درستی بود درست زندگی کرد و سربلند هم ازدنیا رفت؛ داغ او بر دل ماست اما به او افتخار میکنیم.
صانع ژاله، دانشجوی هنر اهل پاوه بود پس از جان باختن او رسانه های حکومتی تصویری از یک کارت عضویت در بسیج منتشر کرده و مدعی شدند که او بسیجی بوده است.
&nbsp;وزیر اطلاعات تنها 9 روز پس از جان باختن صانع<link http://www.mardomak.org/story/moslehi_says_murdurs_of_jaleh_have_been_identified> مدعی شد</link> کسانی که در قتل صانع ژاله دست داشتند، شناسایی شده‌اند و اقدامات لازم در این خصوص صورت گرفته است. 
اما تاکنون و پس از گذشت یکسال، این سخن در سطح ادعا باقی مانده است. 
آن سوتر اما دوستان و همکلاسی ها و هم دانشگاهی های صانع ژاله تصاویر او را منتشر کردند که همراه با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه هنر به دیدار آیت الله منتظری و سعید حجاریان رفته بود. پس از انتشار این تصاویر بود که حسین شریعتمداری، نماینده ولی فقیه در کیهان، مدعی شد صانع ژاله، نفوذی ما در میان دانشجویان بوده است.
در واکنش به این اظهارات، دفتر تحکیم وحدت در بیانیه ای اعلام کرد که اجازه مصادره شهدا را نخواهد داد و وب سایت ادوار نیوز نیز اعلام کرد که آقای ژاله به عنوان یکی از معترضین به حاکمیت در تظاهرات روز 25 بهمن شرکت کرده بود.]]></content:encoded>
			<category>fa_firstnews</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 01:03:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>سناریوهای حامیان احمدی نژاد تکمیل می شود؟</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/february/07/article/-f28be2b6dd.html</link>
			<description>هم‌زمان با انتشار لیست 27 نفره جبهه متحد اصول‌گرایان، و عدم حضور افرادی چون کاتوزیان، مطهری و عباس‌پور در این فهرست، این افراد خبر از ارائه لیستی جداگانه در انتخابات دادند. از سوی دیگر، یک رسانه نزدیک به جریان احمدی‌نژاد نوشت که برخی از اعضای جبهه متحد، دست به ائتلافی نانوشته با حامیان جبهه پایداری زده‌اند. 
سایت‌های خبری نزدیک به اصول‌گرایان فهرست 27 نفره‌ای منتشر کرده اند که حاوی اسامی کاندیداهای جبهه متحد اصول‌گرایان در شهر تهران است. در این فهرست علاوه بر آنکه هیچ‌یک از افراد عضو جبهه پایداری حضور ندارند، نام اصول‌گرایانی چون علی مطهری و حمیدرضا کاتوزیان و علی عباسپور نیز غایب است. 
خبرآن‌لاین، نزدیک به علی لاریجانی، در باره این فهرست نوشت: &quot; اسماعیل کوثری عضو فراکسیون انقلاب اسلامی نزدیکترین چهره به جبهه پایداری است. روحانیون این لیست (ابوترابی​فرد، مصباحی​مقدم، کازرونی و میردامادی) منتخبین جامعتین هستند که چه بسا دو نفر دیگر نیز به این جمع اضافه شوند. ابوالحسن نواب و علوی از گزینه​های احتمالی برای افزودن به این لیست هستند که از حمایت جامعتین برخوردارند. اما جمعیت رهپویان و جمعیت ایثارگرایان به دنبال عضویت نبویان و سقای​بی​ریا برای دو روحانی دیگر این ترکیب هستند. دو جمعیت مذکور که مجموعا یک ضلع جبهه متحد را تشکیل می​دهند، تا همین جای لیست هم بیشترین سهم را در معرفی نامزد داشته​اند. حال آنکه جبهه پیروان انقلاب اسلامی که متشکل از 18 تشکل اصولگرا است، تنها شش نامزد در این لیست دارد. گفته می شود نبی رودکی که مورد حمایت هیچ یک از اضلاع نیست، منتخب قالیباف است&quot;.
اراُئه این فهرست اما با واکنش برخی اصول‌گرایان مواجه شده؛علی مطهری، از نمایندگان منتقد احمدی‌نژاد، و برخی از نزدیکان وی اعلام کرده‌اند که به زودی لیست انتخاباتی جدیدی با عنوان &quot;منتقدان دولت&quot; ارائه خواهند کرد. 
مطهری و کاتوزیان از جمله کسانی هستند که در زمان بررسی صلاحیت‌ها، توسط هیات‌های اجرایی ردصلاحیت شده بودند. همچنین از چند روز پیش از اراُئه این فهرست، برخی سایت‌های اصول‌گرا آن‌ها را مورد انتقاد قرار داده بودند. 
اما اکنون جهان‌نیوز، نزدیک به علی‌رضا زاکانی، نوشته علت عدم حضور این افراد در لیست جبهه متحد اصول‌گرایان &quot;بخاطر مواضع عجیب آنها در دوران فتنه و پس از آن بوده است&quot;.
این سایت همچنین در واکنشی به خبر انتشار فهرست انتخاباتی جدید، این‌گونه اظهارنظر کرده: &quot;پیش از این نیز برخی گروه های شبه اصولگرا پس از آنکه موفق به سهم خواهی از جبهه متحد اصولگرایان نشده بودند اعلام کرده بودند که بصورت مستقل در انتخابات شرکت خواهند کرد&quot;.
 این رسانه اصول‌گرا ارائه چنین فهرستی را مصداق &quot;جرزنی و تفرقه‌افکنی&quot; دانسته است. 
از سوی دیگر محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس هشتم، در اظهارنظری پیرامون این قضیه، درباره عدم حضور این سه تن در فهرست انتخاباتی، گفت: &quot;به اعتقاد بنده مطهری، کاتوزیان و عباسپور نیز از یک جنس نیستند و آنها می‌ توانند در لیست جبهه متحد حضور داشته باشند چرا که این موضوع اشکالی ندارد و ما هم حرکت جدی خلاف اصولگرایی از آنها ندیده‌ ایم&quot;.
این اظهارنظرها در حالی صورت می‌گیرد که یک سایت حامی احمدی‌نژاد، درباره فهرست انتخاباتی جبهه متحد اصول‌گرایان، با اشاره به نقش حدادعادل در حذف مطهری، کاتوزیان و عباس‌پور و همچنین تلاش وی برای به دست آوردن مجدد کرسی ریاست مجلس، نوشت: &quot;رقابت بر سر کرسی ریاست آینده مجلس، پیش از انتخابات و از درون جبهه متحد اصولگرایی آغاز گردیده است. در همین راستا طیف زاکانی و فدایی می کوشند تا با زمینه سازی جهت کسب رای بالا در تهران برای غلامعلی حداد عادل، مسیر وی برای بازگشت به ریاست مجلس و احیانا انتخابات ریاست جمهوری را فراهم کنند. در مقابل، اصولگرایان سنتی نیز به دنبال تثبیت ریاست علی لاریجانی بر مجلس هستند&quot;.
این گمانه‌زنی از آن‌جا قوی‌تر می‌شود که بلافاصله پس از اعلام موجودیت جبهه &quot;منتقدان دولت&quot;، سایت خبرآن‌لاین ضمن پوشش اخبار این طیف، اقدام به دعوت از حمیدرضا کاتوزیان، سخنگوی جبهه منتقدان دولت، برای گفت‌گو با کاربران این سایت کرد. 
در تحولی دیگر، اعضای جبهه متحد اصول‌گرایان به صراحت اعلام کرده‌اند که نه تنها قصد ارائه لیست مشترک با جبهه پایداری را ندارند، بلکه می خواهند لیست آن‌ها در شهر تهران نیز نقطه مشترکی با این جبهه حامیان احمدی‌نژاد نداشته باشد. 
مهدوی‌کنی، که از وی با عنوان رهبر جبهه متحد نام برده می‌شود، در اظهارنظری پیرامون ائتلاف جریان‌های مختلف اصول‌گرا، گفت: &quot;بنده دوست دارم که وحدت میان این دو جبهه برقرار باشد... ما مشترکات بسیاری داریم اما احتمال تعامل بعید به نظر می‌رسد... اگر رقابت طوری باشد که به تخریب یکدیگر منجر نشود، هیچگونه اشکالی ندارد&quot;.
علی لاریجانی، رییس مجلس هشتم، که حضور وی در جبهه متحد اصول‌گرایان از جمله دلایل عدم حضور این جبهه در این تشکل بوده، نیز درباره ارائه لیست مشترک، گفت: &quot;اگر لیست‌ها مجزا باشند مردم بهتر می‌شناسند و این بحث‌ها سلیقه‌ای است. معقول است که هر سلیقه‌ای افراد متناسب با خود را در فهرست خود معرفی کند&quot;.
محمدرضا باهنر، از اعضای شورای مرکزی جبهه متحد اصول‌گرایان نیز با رد کردن ارائه فهرست مشترک، گفت: &quot;در تهران که شهر لیست‌ ها است باید لیست یا یک باشد و یا اینکه تلاش کنیم که اسامی مشترک‌ در آنها وجود نداشته باشد. ما سرلیست مشترک نداریم و اصولا بنده با لیست مشترک موافق نیستم لیست یا باید کاملا مشترک باشد و یا اسامی مشترک در آن وجود نداشته باشد&quot;.
با نزدیک‌تر شدن به زمان انتخابات، اختلافات میان اصول‌گرایان بیش از پیش خود را نشان می‌دهد. گرچه تا پیش از این صحبت از ارائه دو فهرست از سوی جبهه متحد اصول‌گرایان و جبهه پایداری بود، اما اکنون فهرست ها رو به افزایش است. هنوز مشخص نیست در این بازی انتخاباتی، در غیاب اصلاح‌طلبان، سبزها و مستقل‌ها، کدام گروه پیروزی را از آن خود می کند. </description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حسین محمدی</p> هم‌زمان با انتشار لیست 27 نفره جبهه متحد اصول‌گرایان، و عدم حضور افرادی چون کاتوزیان، مطهری و عباس‌پور در این فهرست، این افراد خبر از ارائه لیستی جداگانه در انتخابات دادند. از سوی دیگر، یک رسانه نزدیک به جریان احمدی‌نژاد نوشت که برخی از اعضای جبهه متحد، دست به ائتلافی نانوشته با حامیان جبهه پایداری زده‌اند. 
سایت‌های خبری نزدیک به اصول‌گرایان فهرست 27 نفره‌ای منتشر کرده اند که حاوی اسامی کاندیداهای جبهه متحد اصول‌گرایان در شهر تهران است. در این فهرست علاوه بر آنکه هیچ‌یک از افراد عضو جبهه پایداری حضور ندارند، نام اصول‌گرایانی چون علی مطهری و حمیدرضا کاتوزیان و علی عباسپور نیز غایب است. 
خبرآن‌لاین، نزدیک به علی لاریجانی، در باره این فهرست نوشت: &quot; اسماعیل کوثری عضو فراکسیون انقلاب اسلامی نزدیکترین چهره به جبهه پایداری است. روحانیون این لیست (ابوترابی​فرد، مصباحی​مقدم، کازرونی و میردامادی) منتخبین جامعتین هستند که چه بسا دو نفر دیگر نیز به این جمع اضافه شوند. ابوالحسن نواب و علوی از گزینه​های احتمالی برای افزودن به این لیست هستند که از حمایت جامعتین برخوردارند. اما جمعیت رهپویان و جمعیت ایثارگرایان به دنبال عضویت نبویان و سقای​بی​ریا برای دو روحانی دیگر این ترکیب هستند. دو جمعیت مذکور که مجموعا یک ضلع جبهه متحد را تشکیل می​دهند، تا همین جای لیست هم بیشترین سهم را در معرفی نامزد داشته​اند. حال آنکه جبهه پیروان انقلاب اسلامی که متشکل از 18 تشکل اصولگرا است، تنها شش نامزد در این لیست دارد. گفته می شود نبی رودکی که مورد حمایت هیچ یک از اضلاع نیست، منتخب قالیباف است&quot;.
اراُئه این فهرست اما با واکنش برخی اصول‌گرایان مواجه شده؛علی مطهری، از نمایندگان منتقد احمدی‌نژاد، و برخی از نزدیکان وی اعلام کرده‌اند که به زودی لیست انتخاباتی جدیدی با عنوان &quot;منتقدان دولت&quot; ارائه خواهند کرد. 
مطهری و کاتوزیان از جمله کسانی هستند که در زمان بررسی صلاحیت‌ها، توسط هیات‌های اجرایی ردصلاحیت شده بودند. همچنین از چند روز پیش از اراُئه این فهرست، برخی سایت‌های اصول‌گرا آن‌ها را مورد انتقاد قرار داده بودند. 
اما اکنون جهان‌نیوز، نزدیک به علی‌رضا زاکانی، نوشته علت عدم حضور این افراد در لیست جبهه متحد اصول‌گرایان &quot;بخاطر مواضع عجیب آنها در دوران فتنه و پس از آن بوده است&quot;.
این سایت همچنین در واکنشی به خبر انتشار فهرست انتخاباتی جدید، این‌گونه اظهارنظر کرده: &quot;پیش از این نیز برخی گروه های شبه اصولگرا پس از آنکه موفق به سهم خواهی از جبهه متحد اصولگرایان نشده بودند اعلام کرده بودند که بصورت مستقل در انتخابات شرکت خواهند کرد&quot;.
&nbsp;این رسانه اصول‌گرا ارائه چنین فهرستی را مصداق &quot;جرزنی و تفرقه‌افکنی&quot; دانسته است. 
از سوی دیگر محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس هشتم، در اظهارنظری پیرامون این قضیه، درباره عدم حضور این سه تن در فهرست انتخاباتی، گفت: &quot;به اعتقاد بنده مطهری، کاتوزیان و عباسپور نیز از یک جنس نیستند و آنها می‌ توانند در لیست جبهه متحد حضور داشته باشند چرا که این موضوع اشکالی ندارد و ما هم حرکت جدی خلاف اصولگرایی از آنها ندیده‌ ایم&quot;.
این اظهارنظرها در حالی صورت می‌گیرد که یک سایت حامی احمدی‌نژاد، درباره فهرست انتخاباتی جبهه متحد اصول‌گرایان، با اشاره به نقش حدادعادل در حذف مطهری، کاتوزیان و عباس‌پور و همچنین تلاش وی برای به دست آوردن مجدد کرسی ریاست مجلس، نوشت: &quot;رقابت بر سر کرسی ریاست آینده مجلس، پیش از انتخابات و از درون جبهه متحد اصولگرایی آغاز گردیده است. در همین راستا طیف زاکانی و فدایی می کوشند تا با زمینه سازی جهت کسب رای بالا در تهران برای غلامعلی حداد عادل، مسیر وی برای بازگشت به ریاست مجلس و احیانا انتخابات ریاست جمهوری را فراهم کنند. در مقابل، اصولگرایان سنتی نیز به دنبال تثبیت ریاست علی لاریجانی بر مجلس هستند&quot;.
این گمانه‌زنی از آن‌جا قوی‌تر می‌شود که بلافاصله پس از اعلام موجودیت جبهه &quot;منتقدان دولت&quot;، سایت خبرآن‌لاین ضمن پوشش اخبار این طیف، اقدام به دعوت از حمیدرضا کاتوزیان، سخنگوی جبهه منتقدان دولت، برای گفت‌گو با کاربران این سایت کرد. 
در تحولی دیگر، اعضای جبهه متحد اصول‌گرایان به صراحت اعلام کرده‌اند که نه تنها قصد ارائه لیست مشترک با جبهه پایداری را ندارند، بلکه می خواهند لیست آن‌ها در شهر تهران نیز نقطه مشترکی با این جبهه حامیان احمدی‌نژاد نداشته باشد. 
مهدوی‌کنی، که از وی با عنوان رهبر جبهه متحد نام برده می‌شود، در اظهارنظری پیرامون ائتلاف جریان‌های مختلف اصول‌گرا، گفت: &quot;بنده دوست دارم که وحدت میان این دو جبهه برقرار باشد... ما مشترکات بسیاری داریم اما احتمال تعامل بعید به نظر می‌رسد... اگر رقابت طوری باشد که به تخریب یکدیگر منجر نشود، هیچگونه اشکالی ندارد&quot;.
علی لاریجانی، رییس مجلس هشتم، که حضور وی در جبهه متحد اصول‌گرایان از جمله دلایل عدم حضور این جبهه در این تشکل بوده، نیز درباره ارائه لیست مشترک، گفت: &quot;اگر لیست‌ها مجزا باشند مردم بهتر می‌شناسند و این بحث‌ها سلیقه‌ای است. معقول است که هر سلیقه‌ای افراد متناسب با خود را در فهرست خود معرفی کند&quot;.
محمدرضا باهنر، از اعضای شورای مرکزی جبهه متحد اصول‌گرایان نیز با رد کردن ارائه فهرست مشترک، گفت: &quot;در تهران که شهر لیست‌ ها است باید لیست یا یک باشد و یا اینکه تلاش کنیم که اسامی مشترک‌ در آنها وجود نداشته باشد. ما سرلیست مشترک نداریم و اصولا بنده با لیست مشترک موافق نیستم لیست یا باید کاملا مشترک باشد و یا اسامی مشترک در آن وجود نداشته باشد&quot;.
با نزدیک‌تر شدن به زمان انتخابات، اختلافات میان اصول‌گرایان بیش از پیش خود را نشان می‌دهد. گرچه تا پیش از این صحبت از ارائه دو فهرست از سوی جبهه متحد اصول‌گرایان و جبهه پایداری بود، اما اکنون فهرست ها رو به افزایش است. هنوز مشخص نیست در این بازی انتخاباتی، در غیاب اصلاح‌طلبان، سبزها و مستقل‌ها، کدام گروه پیروزی را از آن خود می کند. ]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 00:37:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
	</channel>
</rss>
