<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		
		<title>roozonline.com: Latest News</title>
		<link>http://www.roozonline.com/</link>
		<description>Latest News</description>
		<language>en</language>
		<image>
			<title>roozonline.com: Latest News</title>
			<url>http://www.roozonline.com/fileadmin/tt_news_article.gif</url>
			<link>http://www.roozonline.com/</link>
			<width></width>
			<height></height>
			<description>Latest News</description>
		</image>
		<generator>TYPO3 - get.content.right</generator>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		
		
		
		<lastBuildDate>Mon, 15 Mar 2010 13:34:00 +0100</lastBuildDate>
		
		
		<item>
			<title>بهار ساکنان اوین </title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/15//-d2bbfdde5e.html</link>
			<description> شیوا نظرآهاری! شنیده ای که بهار بازجویان سبز نیست؟
فکر می کنی قصه است؟ رویا است؟ بلند پروازی است ؟ یا آرزوی خودمان را برایت می نویسم ؟ نه دختر اوین، این عین واقعیت است که  این روزها زندان بان ها و بازجوها هم شرمنده شجاعت تو شده اند. آخر وقتی نبودی قصه شیرینی که  در وصف روزهای تلخ اوین برای دوربین محبوبه عباسقلی زاده گفتی را همه به تماشا نشستند: تو آرام و سربلند روی برگهای زرد راه می رفتی و سرسبز تر از شال سبز روی سرت از سخاوت سبز و زنانه ای حرف می زدی که مردان سیاست سالها ادعایش را داشتند.

شیوای نازنین!
 در قاموس مردان اصولگرایی که زن را حقیر و ناچیز می پندارند و برای ستاندن زن دوم شان، هیچ ضرورتی به کسب اجازه از همسر نخست و  این موجود ناچیز نمی پندارند و این روزها و درست وسط بحران و رنج ما، سخت مشغول تصویب لایحه مربوط به آسان سازی چند همسری هستند، تو زن را چه تعریف بزرگی بخشیده ای آنگاه که حق خود فراموش کرده ای در اوین دنبال حق زن دیگری بوده ای.     
عاطفه نبوی را به جرم حضور در راهپیمایی زندانی کرده بودند و بعد به جرم خنده دار مشابهت با نام  بهزاد نبوی که نامش هم برای آقایان هراس انگیز است حکم چهارساله برایش صادر کرده اند،  دلت بیشتر از دل خیلی ها لرزید، تو که خود دربند بودی بیشتر از ما نگران همبندت شدی و شاید به این دلیل که چشم های هم بند و هم بغض ات را  از نزدیک دیده ای که تنها به جرم حضور در یک راهپیمایی که به گفته قالیباف سه میلیون نفر دیگر همه در آن شرکت کرده بودند، به زندانی چنین دراز مدت محکوم شده است. تو از نزدیک دیده ای معصومیت عاطفه ای که ما فقط قصه معصومیت او را  از زبان 
خانواده دست از همه جا کوتاه اش شنیده ایم. تو نگران عاطفه شدی و از همان زندان به بازجو هایت در دفاع از حقوق عاطفه تاخته ای و در آزادی موقتت هم  کمپین دفاع از عاطفه را به راه کردی تا هرکس  به اندازه بضاعت اش چند خطی از عاطفه  بنویسد تا او را آزاد کنند. اما نه او را آزاد کردند و نه گذاشتند  تو آزاد بمانی و کار کمپین حمایت از او را به فرجام برسانی. 

شیوای شجاع اوین!

حالا بهار دارد آرام آرام سایه اش را روی سر یک کشور آزرده پهن می کند تا سال  تلخ هشتاد وهشت حداقل رخت عزا و سیاهش را به سال پیش رو قرض ندهد و نوروز که رسید، نودولتان هم یادشان بیاید که رخت چرک سیاست ورزی شان را دور بیاندازند و دستی به سر و روی خونین خویش بکشند تا رد جرم و جنایت پاک شود از چهره شان.  خیال خانواده های بسیاری  از دربندان این بود که آزادی زندانیان و شاید مرخصی چند روزه آنان  در شب سال نو، غبار کمی از این چهره سیاه را کنار بزند اما خیال خوش را تنها می توان در مسیر یک حکمرانی خوب پی گرفت نه در قاموس دولتمردانی که بدی پیشه شان شده است .

رفیق عاطفه! 
دیدی حاکمیت صورت نشست و تو هم عید امسال را به بند کناری عاطفه در اوین بازگشتی؟ دیدی نوروز برای نودولتان دل به قدرت سپرده هیچ نشانی از آئئن و آداب کهن هم نداشت تا به رسم مهربانی های ادعا شده حداقل درهای زندان را نه به خاطر زندانی بلکه به خاطر چشم انتظاری خانواده های آنان  تنها برای چند روز باز بگذارند ؟ می دانستی که بهار در راه است و مادر و پدر نازنین ات آرزوی کوچکشان این بود که دخترک دردانه شان بعد از صد و دو روز انفرادی، اینبار کنار و یارشان باشد در همین عید نیمه در راه اما تو عاطفه را ترجیح دادی چون می دانستی خانواده نازنین تو نیز به «شیوای باعاطفه» مغرور ترند تا به شیوه  بی عاطفه و بی رحمی که این روزها مسولان امنیتی و قضایی در پیش گرفته اند.

زن زیبای زندان!
این روزها اوین با زبیایی های تو و عاطفه و بهاره و هنگامه و آذر و بدرالسادات و باقی همبندان ات  زیبا تر از خیابان های یک شهر نا امن  نازیبا شده است. فاصله اسیری و آزادی این روزها سخت کوتاه است به اندازه یک سلام  و احوالپرسی مختصر که هنوز پاسخ مهربانی احوالپرسان را نداده باید خداحافظی کرد و رفت . درست عین عماد بهاور که چهار بار اسیر و آزاد و دوباره اسیر شد، درست عین هنگامه که آزاد و دوباره دربند شد، درست عین خودت، که تعدار روزهای زندان ات در همین سال تلخی که دارد به سختی بساطش را جمع می کند، بیشتر از روزهای آزادی ات بود و باز دوباره به زندان برگشتی تا یک روز نامعلوم که دوباره  به زنداینان بیرون زندان بپیوندی. چه خوب که یک بار آزاد شدی و دیدی که بیرون از زندان هرچه هست زشتی کسانی است که  زندان را اصرار و آزادی را انکار می کنند.  به همان اندازه که تو به دوربین محبوبه گفته ای از آزادی خود آنگاه که عاطفه دربند است رنج می کشی ، همه آن میلیون ها نفری که همپای تو و عاطفه به راهپیمایی آمده بودند و هنوز اسیر زندانبان نشده اند نیز این رزوها آزادی 
برایشان رنج است وقتی عاطفه در بند است. 

شیوای نازنین!
گفته بودی دفاع تو از عاطفه شرایط او را در زندان و در میان بازجویان دشوار تر کرده بود، گفته بودی بازجوها بر سر عاطفه فریاد می کشیدند و تو از دفاع خود کمی شرمنده می شدی.  حال پریش اینجاست  که اگر در راستای همان احساس مسولیت تو برای عاطفه این بار یاران بیرون از زندان  کمپینی به نام « من شیوا هستم» را  پی بگیرد تا هرکسی فقط یک خط در مورد شیوای اوین بنویسد آیا دوباره به شیوه پیشین دوباره زندان را بزرگتر می کنند ؟ یا بلاخره به این فهم می رسند که اگر همه ایران هم زندان شود،  ایران پر می شود از زنان شجاع دیگری چون   تو ، عاطفه و  بهاره  هدایت که عطای بهار بیرون از زندان را به لقایش بخشیده است و گفته است نوروز امسال را  نیز همانند نوروز سال گذشته در اوین می ماند. نمی توان با چهار دیوار و یک در، یک نسل سبزی که هر روز تکثیر می شود را  زندانی کرد  خوش خیال بود که بهار بازجویان  و نودولتان و کودتاگران و حاکمان بی عاطفه همانند بهار بهاره و عاطفه وشیوا و همه دربندان آزاده، سبز باشد.  بهارشان سیاه است درست عین همان رنگی که بر شعارهای سبز دیوارهای شهر می پاشند و به جای بوی شکوفه از آن بوی خون مصطفی می آید که امروز مادر این شهید سبز به فرشته  گفته است که مصطفایش التماس برای آزادی را دوست نداشت. بهاری که در آن سبز، صاحب  فصل باشد، تنها برای کسانی دلنشین است که جرم سنگین سبز بودن را به جان می خرند و به زندان بان و بازجویان برای آزادی در یک بهار کاذب التماس نمی کنند.</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/mashihalinejad.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">مسيح علي نژاد</div></div>  <p>&nbsp;شیوا نظرآهاری! شنیده ای که بهار بازجویان سبز نیست؟</p>
<p>فکر می کنی قصه است؟ رویا است؟ بلند پروازی است ؟ یا آرزوی خودمان را برایت می نویسم ؟ نه دختر اوین، این عین واقعیت است که&nbsp; این روزها زندان بان ها و بازجوها هم شرمنده شجاعت تو شده اند. آخر وقتی نبودی قصه شیرینی که&nbsp; در وصف روزهای تلخ اوین برای دوربین محبوبه عباسقلی زاده گفتی را همه به تماشا نشستند: تو آرام و سربلند روی برگهای زرد راه می رفتی و سرسبز تر از شال سبز روی سرت از سخاوت سبز و زنانه ای حرف می زدی که مردان سیاست سالها ادعایش را داشتند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>شیوای نازنین!</p>
<p>&nbsp;در قاموس مردان اصولگرایی که زن را حقیر و ناچیز می پندارند و برای ستاندن زن دوم شان، هیچ ضرورتی به کسب اجازه از همسر نخست و&nbsp; این موجود ناچیز نمی پندارند و این روزها و درست وسط بحران و رنج ما، سخت مشغول تصویب لایحه مربوط به آسان سازی چند همسری هستند، تو زن را چه تعریف بزرگی بخشیده ای آنگاه که حق خود فراموش کرده ای در اوین دنبال حق زن دیگری بوده ای.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p>
<p>عاطفه نبوی را به جرم حضور در راهپیمایی زندانی کرده بودند و بعد به جرم خنده دار مشابهت با نام&nbsp; بهزاد نبوی که نامش هم برای آقایان هراس انگیز است حکم چهارساله برایش صادر کرده اند،&nbsp; دلت بیشتر از دل خیلی ها لرزید، تو که خود دربند بودی بیشتر از ما نگران همبندت شدی و شاید به این دلیل که چشم های هم بند و هم بغض ات را&nbsp; از نزدیک دیده ای که تنها به جرم حضور در یک راهپیمایی که به گفته قالیباف سه میلیون نفر دیگر همه در آن شرکت کرده بودند، به زندانی چنین دراز مدت محکوم شده است. تو از نزدیک دیده ای معصومیت عاطفه ای که ما فقط قصه معصومیت او را&nbsp; از زبان </p>
<p>خانواده دست از همه جا کوتاه اش شنیده ایم. تو نگران عاطفه شدی و از همان زندان به بازجو هایت در دفاع از حقوق عاطفه تاخته ای و در آزادی موقتت هم&nbsp; کمپین دفاع از عاطفه را به راه کردی تا هرکس&nbsp; به اندازه بضاعت اش چند خطی از عاطفه&nbsp; بنویسد تا او را آزاد کنند. اما نه او را آزاد کردند و نه گذاشتند&nbsp; تو آزاد بمانی و کار کمپین حمایت از او را به فرجام برسانی. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p>شیوای شجاع اوین!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حالا بهار دارد آرام آرام سایه اش را روی سر یک کشور آزرده پهن می کند تا سال&nbsp; تلخ هشتاد وهشت حداقل رخت عزا و سیاهش را به سال پیش رو قرض ندهد و نوروز که رسید، نودولتان هم یادشان بیاید که رخت چرک سیاست ورزی شان را دور بیاندازند و دستی به سر و روی خونین خویش بکشند تا رد جرم و جنایت پاک شود از چهره شان.&nbsp; خیال خانواده های بسیاری&nbsp; از دربندان این بود که آزادی زندانیان و شاید مرخصی چند روزه آنان&nbsp; در شب سال نو، غبار کمی از این چهره سیاه را کنار بزند اما خیال خوش را تنها می توان در مسیر یک حکمرانی خوب پی گرفت نه در قاموس دولتمردانی که بدی پیشه شان شده است .</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>رفیق عاطفه! </p>
<p>دیدی حاکمیت صورت نشست و تو هم عید امسال را به بند کناری عاطفه در اوین بازگشتی؟ دیدی نوروز برای نودولتان دل به قدرت سپرده هیچ نشانی از آئئن و آداب کهن هم نداشت تا به رسم مهربانی های ادعا شده حداقل درهای زندان را نه به خاطر زندانی بلکه به خاطر چشم انتظاری خانواده های آنان&nbsp; تنها برای چند روز باز بگذارند ؟ می دانستی که بهار در راه است و مادر و پدر نازنین ات آرزوی کوچکشان این بود که دخترک دردانه شان بعد از صد و دو روز انفرادی، اینبار کنار و یارشان باشد در همین عید نیمه در راه اما تو عاطفه را ترجیح دادی چون می دانستی خانواده نازنین تو نیز به «شیوای باعاطفه» مغرور ترند تا به شیوه&nbsp; بی عاطفه و بی رحمی که این روزها مسولان امنیتی و قضایی در پیش گرفته اند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>زن زیبای زندان!</p>
<p>این روزها اوین با زبیایی های تو و عاطفه و بهاره و هنگامه و آذر و بدرالسادات و باقی همبندان ات&nbsp; زیبا تر از خیابان های یک شهر نا امن&nbsp; نازیبا شده است. فاصله اسیری و آزادی این روزها سخت کوتاه است به اندازه یک سلام&nbsp; و احوالپرسی مختصر که هنوز پاسخ مهربانی احوالپرسان را نداده باید خداحافظی کرد و رفت . درست عین عماد بهاور که چهار بار اسیر و آزاد و دوباره اسیر شد، درست عین هنگامه که آزاد و دوباره دربند شد، درست عین خودت، که تعدار روزهای زندان ات در همین سال تلخی که دارد به سختی بساطش را جمع می کند، بیشتر از روزهای آزادی ات بود و باز دوباره به زندان برگشتی تا یک روز نامعلوم که دوباره&nbsp; به زنداینان بیرون زندان بپیوندی. چه خوب که یک بار آزاد شدی و دیدی که بیرون از زندان هرچه هست زشتی کسانی است که&nbsp; زندان را اصرار و آزادی را انکار می کنند.&nbsp; به همان اندازه که تو به دوربین محبوبه گفته ای از آزادی خود آنگاه که عاطفه دربند است رنج می کشی ، همه آن میلیون ها نفری که همپای تو و عاطفه به راهپیمایی آمده بودند و هنوز اسیر زندانبان نشده اند نیز این رزوها آزادی </p>
<p>برایشان رنج است وقتی عاطفه در بند است. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p>شیوای نازنین!</p>
<p>گفته بودی دفاع تو از عاطفه شرایط او را در زندان و در میان بازجویان دشوار تر کرده بود، گفته بودی بازجوها بر سر عاطفه فریاد می کشیدند و تو از دفاع خود کمی شرمنده می شدی.&nbsp; حال پریش اینجاست&nbsp; که اگر در راستای همان احساس مسولیت تو برای عاطفه این بار یاران بیرون از زندان&nbsp; کمپینی به نام « من شیوا هستم» را&nbsp; پی بگیرد تا هرکسی فقط یک خط در مورد شیوای اوین بنویسد آیا دوباره به شیوه پیشین دوباره زندان را بزرگتر می کنند ؟ یا بلاخره به این فهم می رسند که اگر همه ایران هم زندان شود،&nbsp; ایران پر می شود از زنان شجاع دیگری چون&nbsp;&nbsp; تو ، عاطفه و&nbsp; بهاره&nbsp; هدایت که عطای بهار بیرون از زندان را به لقایش بخشیده است و گفته است نوروز امسال را&nbsp; نیز همانند نوروز سال گذشته در اوین می ماند. نمی توان با چهار دیوار و یک در، یک نسل سبزی که هر روز تکثیر می شود را&nbsp; زندانی کرد&nbsp; خوش خیال بود که بهار بازجویان&nbsp; و نودولتان و کودتاگران و حاکمان بی عاطفه همانند بهار بهاره و عاطفه وشیوا و همه دربندان آزاده، سبز باشد.&nbsp; بهارشان سیاه است درست عین همان رنگی که بر شعارهای سبز دیوارهای شهر می پاشند و به جای بوی شکوفه از آن بوی خون مصطفی می آید که امروز مادر این شهید سبز به فرشته&nbsp; گفته است که مصطفایش التماس برای آزادی را دوست نداشت. بهاری که در آن سبز، صاحب&nbsp; فصل باشد، تنها برای کسانی دلنشین است که جرم سنگین سبز بودن را به جان می خرند و به زندان بان و بازجویان برای آزادی در یک بهار کاذب التماس نمی کنند.</p>]]></content:encoded>
			<category>مسافر</category>
			
			
			<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 13:34:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title></title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/15//-dc5539d0e9.html</link>
			<description>نوروز سبز کاری از گلرخ</description>
			<content:encoded><![CDATA[ <img src="uploads/pics/akyek_01.jpg" width="400" height="324" border="0" alt="" title="" /> <p><strong>نوروز سبز کاری از گلرخ</strong></p>]]></content:encoded>
			<category>newsphoto</category>
			
			
			<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 01:11:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>چهارشنبه سوری شرعی و عقلی</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/15//-f55df0169c.html</link>
			<description></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/ns_nikahang_04.jpg" width="80" height="80" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">نیک آهنگ کوثر</div></div> <img src="uploads/pics/car_09.jpg" width="450" height="483" border="0" alt="" title="" /> ]]></content:encoded>
			<category>نیک آهنگ کوثر</category>
			
			
			<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 01:02:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>هراس حکومت از برگزاری مراسم اعتراضی</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/15//-fd38cc8e1d.html</link>
			<description>آیت الله خامنه ای اعلام کرد که مراسم چهارشنبه سوری مبنای شرعی ندارد و &quot;مستلزم ضرر و فساد زیادی&quot; است. اظهار نظر رهبر جمهوری اسلامی پس از آن منتشر شده که مقامات امنیتی و انتظامی از روزهای پیش نسبت به امکان حضور معترضان در مراسم چهارشنبه سوری و ادامه اعتراضات مردمی در این روز ابراز نگرانی کرده بودند.
مراسم چهارشنبه سوری یکی از آیین های ملی و سنتی ایرانیان است که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، تریبون های رسمی حکومتی به عنوان خرافه آتش پرستی از آن یاد کردند و در صدد حذف این آیین دیرینه برآمدند. آیینی  که از 1700 سال قبل از میلاد، ایرانیان طی آن  با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند.
طی سالهای گذشته حکومت که از حذف این سنت ایرانی ناامید شده بود ترفند جدیدی به کار گرفت و در حالیکه این مراسم در آخرین شب چهارشنبه هر سال برگزار می شود، یک هفته قبل را به عنوان چهارشنبه سوری اعلام کرد و از مردم خواست در این روزبه برگزاری مراسم بپردازند؛ امری که با استقبال مردم ایران مواجه نشد و جوانان با دولتی خواندن این روز، هر سال دو مراسم چهارشنبه سوری برگزار کردند. یکی در حلقه حکومتی ها و براساس ضوابط و مقررات دولتی و دیگری آیین کهن ایرانی در آخرین شب چهارشنبه هر سال.و اکنون آیت الله خامنه ای در حالی مراسم چهارشنبه سوری را مغایر با شرع دانسته و خواهان اجتناب از برگزاری آن شده که سال گذشته  این آیین با حضور مسئولان و كارشناسان ميراث فرهنگي در زمره ميراث معنوي ايرانيان به ثبت ملي رسيد.

آیین سنتی در سالی متفاوت
از سوی دیگر مراسم چهارشنبه سوری هر ساله به مراسمی برای نشان دادن اعتراضات جوانان به سرکوب های اجتماعی از سوی حکومت تبدیل شده است؛ اعتراضاتی که به علت ایجاد محدودیت های بسیار برای برگزاری آیین هایی از این دست، باعث شده تا جوانان برای برگزاری آن به روش های خطرناکی روی بیاورند. به همین جهت طی سالیان گذشته هم چهارشنبه سوری همواره با تقابل پلیس و بازداشت عده ای از جوانان از یک سو و از سوی دیگر انفجار بمب های دستی و ترقه و مجروح شدن عده ای از مردم... منجر شده است. 
اما امسال با توجه به حوادث پس از انتخابات و سرکوب اعتراضات مردمی، چهارشنبه سوری هم رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و مسئولین دولتی ـ امنیتی نگران آن شده اند که مردم از این فرصت نیز برای ابراز اعتراضات خود استفاده کنند. 
سخنان آیت الله خامنه ای که به فاصله دو روز مانده به چهارشنبه سوری از سوی پایگاه اطلاع رسانی دولت منتشر شده، نمونه ای از این نگرانی ها است که در پس فتوایی شرعی و تهدید نهفته است. 
رهبر جمهوری اسلامی پیشتر هم گفته بود که &quot;چهارشنبه سوری و سیزده به در مبنای عقلایی ندارد&quot;.
همزمان، این پایگاه اطلاع رسانی به انتشار برخی استفتا ها از برخی اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پرداخته که محتوای پاسخ آنها تفاوت چندانی با نظر رهبر جمهوری اسلامی ندارد.
جعفر سبحانی، سید هاشم حسینی بوشهری و محمود رجبی، سه چهره نه چندان شناخته شده  جامعه روحانیت نیز گفته اند که &quot;مراسم چهارشنبه آخر سال، علاوه بر اینکه مبنای شرعی ندارد، نوعی آتش پرستی است و خواندن اشعاری مانند «زردی من از تو و سرخی تو از من» مصداق حاجت خواستن از آتش است.&quot;
هفته گذشته نیز، سایت تابناک، متعلق به محسن رضایی، نظرات چند سال پیش تعدادی از مراجع تقلید شیعه درباره چهارشنبه سوری و سیزده به در را منتشر کرد. فاضل لنکرانی، بهجت، تبریزی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و سیستانی در آن زمان  آیین چهارشنبه سوری را دارای اشکال دانسته و گفته بودند برگزاری این مراسم &quot;مشروعیت ندارد و شایسته مسلمانان نیست&quot;.

چهارشنبه سوری بدون سطل زباله!
اما ابراز مخالفت با آیین چهارشنبه سوری به همین جا ختم نمی شود. مقامات نظامی و امنیتی ایران طی روزها و هفته های گذشته بارها با هشدار و تهدیدهای فراوان تلاش کردند مردم را از برگزاری این آیین و تبدیل آن به بیان اعتراضات مردمی منصرف کنند.
مدیرعامل سازمان آتش نشانی شهر تهران،اولین کسی بود که در این مورد به ابراز نظر پرداخت و در جمع خبرنگاران گفت که &quot;برای چهارشنبه سوری امسال قطعا مشکل داریم و باید برنامه های ویژه ای پیش بینی کنیم.&quot;
 در خبری دیگر، مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني از شهرداري تهران خواست تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابان‌ها جمع‌آوري کند.
محمد رضا حاجی بیگی علت این امر را به صراحت چنین بیان کرده است: &quot;اخلالگران نتوانند با استفاده از ضايعات، اقدام به آشوبگري کنند&quot;.
او البته توضیحی درباره برنامه ویژه ای که گفته نداده اما احمدرضا رادان، جانشين فرمانده نيروي انتظامي از توقيف و بازداشت افرادي كه اقدام به مزاحمت در چهارشنبه سوري امسال كنند تا پايان تعطيلات نوروزي خبر داده است.
حسن نوروزی، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس نیز اعلام کرده که  کنترل نامحسوس از مراسم شب چهارشنبه سوری امسال انجام می گیرد و اغتشاشگران باقی مانده از جنبش فتنه انگیز سبز نمی توانند در این شب مرتکب عمل خلاف قانون شوند.
وی با بیان اینکه &quot;سران فتنه نباید سعی کنند ترقه های این شب را به پرتاب ترقه توسط هواداران خودشان نسبت دهند&quot;،به خبرگزاری برنا گفته: با توجه به اینکه کلان شهر تهران زیر پوشش 400  تا 500دوربین مدار بسته است، هر تحرک خلاف نظام توسط زیر مجموعه میر حسین موسوی و سران فتنه در روز چهارشنبه سوری کنترل می شود.
مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني هم از شهرداري تهران خواسته تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابان‌ها جمع‌آوري کند.از سوی دیگر به کسبه مناطق مختلف تهران دستور داده شده که در این روز مغازه های خود را قبل از ساعت 14 تعطیل کنند.
اما با همه این تهدیدها و هشدارها، مراسم چهارشنبه سوری امسال، بحث داغ سایت ها، وبلاگ ها و وب سایت های ایرانی است و مردم ایران از یکدیگر برای حضوری پررنگ تر در این مراسم دعوت می کنند.البته همگان هم تاکید بر عدم خشونت دارند و در عوض از ایجاد خشونت از سوی حکومت نگران اند تا بدانجا که زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی که چهارشنبه سوری را روز شادی ها دانسته، اعلام کرده است که : &quot;جنبش سبز جنبش مهربانی مقاومت و ‏آرامش است و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهد ورزید.‏ بنابراین اگر خشونتی باشد  بدانید از سوی ‏حاکمیت است&quot;.



</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/frereshte_ghazi.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">فرشته قاضی</div></div> <img src="uploads/pics/charshanbe_sori.jpg" width="150" height="167" border="0" alt="" title="" /> <p>آیت الله خامنه ای اعلام کرد که مراسم چهارشنبه سوری مبنای شرعی ندارد و &quot;مستلزم ضرر و فساد زیادی&quot; است. اظهار نظر رهبر جمهوری اسلامی پس از آن منتشر شده که مقامات امنیتی و انتظامی از روزهای پیش نسبت به امکان حضور معترضان در مراسم چهارشنبه سوری و ادامه اعتراضات مردمی در این روز ابراز نگرانی کرده بودند.</p>
<p>مراسم چهارشنبه سوری یکی از آیین های ملی و سنتی ایرانیان است که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، تریبون های رسمی حکومتی به عنوان خرافه آتش پرستی از آن یاد کردند و در صدد حذف این آیین دیرینه برآمدند. آیینی &nbsp;که از 1700 سال قبل از میلاد، ایرانیان طی آن &nbsp;با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند.</p>
<p>طی سالهای گذشته حکومت که از حذف این سنت ایرانی ناامید شده بود ترفند جدیدی به کار گرفت و در حالیکه این مراسم در آخرین شب چهارشنبه هر سال برگزار می شود، یک هفته قبل را به عنوان چهارشنبه سوری اعلام کرد و از مردم خواست در این روزبه برگزاری مراسم بپردازند؛ امری که با استقبال مردم ایران مواجه نشد و جوانان با دولتی خواندن این روز، هر سال دو مراسم چهارشنبه سوری برگزار کردند. یکی در حلقه حکومتی ها و براساس ضوابط و مقررات دولتی و دیگری آیین کهن ایرانی در آخرین شب چهارشنبه هر سال.و اکنون آیت الله خامنه ای در حالی مراسم چهارشنبه سوری را مغایر با شرع دانسته و خواهان اجتناب از برگزاری آن شده که سال گذشته &nbsp;این آیین با حضور مسئولان و كارشناسان ميراث فرهنگي در زمره ميراث معنوي ايرانيان به ثبت ملي رسيد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>آیین سنتی در سالی متفاوت</strong></p>
<p>از سوی دیگر مراسم چهارشنبه سوری هر ساله به مراسمی برای نشان دادن اعتراضات جوانان به سرکوب های اجتماعی از سوی حکومت تبدیل شده است؛ اعتراضاتی که به علت ایجاد محدودیت های بسیار برای برگزاری آیین هایی از این دست، باعث شده تا جوانان برای برگزاری آن به روش های خطرناکی روی بیاورند. به همین جهت طی سالیان گذشته هم چهارشنبه سوری همواره با تقابل پلیس و بازداشت عده ای از جوانان از یک سو و از سوی دیگر انفجار بمب های دستی و ترقه و مجروح شدن عده ای از مردم... منجر شده است. </p>
<p>اما امسال با توجه به حوادث پس از انتخابات و سرکوب اعتراضات مردمی، چهارشنبه سوری هم رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و مسئولین دولتی ـ امنیتی نگران آن شده اند که مردم از این فرصت نیز برای ابراز اعتراضات خود استفاده کنند. </p>
<p>سخنان آیت الله خامنه ای که به فاصله دو روز مانده به چهارشنبه سوری از سوی پایگاه اطلاع رسانی دولت منتشر شده، نمونه ای از این نگرانی ها است که در پس فتوایی شرعی و تهدید نهفته است. </p>
<p>رهبر جمهوری اسلامی پیشتر هم گفته بود که &quot;چهارشنبه سوری و سیزده به در مبنای عقلایی ندارد&quot;.</p>
<p>همزمان، این پایگاه اطلاع رسانی به انتشار برخی استفتا ها از برخی اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پرداخته که محتوای پاسخ آنها تفاوت چندانی با نظر رهبر جمهوری اسلامی ندارد.</p>
<p>جعفر سبحانی، سید هاشم حسینی بوشهری و محمود رجبی، سه چهره نه چندان شناخته شده &nbsp;جامعه روحانیت نیز گفته اند که &quot;مراسم چهارشنبه آخر سال، علاوه بر اینکه مبنای شرعی ندارد، نوعی آتش پرستی است و خواندن اشعاری مانند «زردی من از تو و سرخی تو از من» مصداق حاجت خواستن از آتش است.&quot;</p>
<p>هفته گذشته نیز، سایت تابناک، متعلق به محسن رضایی، نظرات چند سال پیش تعدادی از مراجع تقلید شیعه درباره چهارشنبه سوری و سیزده به در را منتشر کرد. فاضل لنکرانی، بهجت، تبریزی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و سیستانی در آن زمان&nbsp; آیین چهارشنبه سوری را دارای اشکال دانسته و گفته بودند برگزاری این مراسم &quot;مشروعیت ندارد و شایسته مسلمانان نیست&quot;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>چهارشنبه سوری بدون سطل زباله!</strong></p>
<p>اما ابراز مخالفت با آیین چهارشنبه سوری به همین جا ختم نمی شود. مقامات نظامی و امنیتی ایران طی روزها و هفته های گذشته بارها با هشدار و تهدیدهای فراوان تلاش کردند مردم را از برگزاری این آیین و تبدیل آن به بیان اعتراضات مردمی منصرف کنند.</p>
<p>مدیرعامل سازمان آتش نشانی شهر تهران،اولین کسی بود که در این مورد به ابراز نظر پرداخت و در جمع خبرنگاران گفت که &quot;برای چهارشنبه سوری امسال قطعا مشکل داریم و باید برنامه های ویژه ای پیش بینی کنیم.&quot;</p>
<p>&nbsp;در خبری دیگر، مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني از شهرداري تهران خواست تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابان‌ها جمع‌آوري کند.</p>
<p>محمد رضا حاجی بیگی علت این امر را به صراحت چنین بیان کرده است: &quot;اخلالگران نتوانند با استفاده از ضايعات، اقدام به آشوبگري کنند&quot;.</p>
<p>او البته توضیحی درباره برنامه ویژه ای که گفته نداده اما احمدرضا رادان، جانشين فرمانده نيروي انتظامي از توقيف و بازداشت افرادي كه اقدام به مزاحمت در چهارشنبه سوري امسال كنند تا پايان تعطيلات نوروزي خبر داده است.</p>
<p>حسن نوروزی، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی&nbsp;مجلس نیز اعلام کرده که&nbsp; کنترل نامحسوس از مراسم شب چهارشنبه سوری امسال انجام می گیرد و اغتشاشگران باقی مانده از جنبش فتنه انگیز سبز نمی توانند در این شب مرتکب عمل خلاف قانون شوند.</p>
<p>وی با بیان اینکه &quot;سران فتنه نباید سعی کنند ترقه های این شب را به پرتاب ترقه توسط هواداران خودشان نسبت دهند&quot;،به خبرگزاری برنا گفته: با توجه به اینکه کلان شهر تهران زیر پوشش 400&nbsp; تا 500دوربین مدار بسته است، هر تحرک خلاف نظام توسط زیر مجموعه میر حسین موسوی و سران فتنه در روز چهارشنبه سوری کنترل می شود.</p>
<p>مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني هم از شهرداري تهران خواسته تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابان‌ها جمع‌آوري کند.از سوی دیگر به کسبه مناطق مختلف تهران دستور داده شده که در این روز مغازه های خود را قبل از ساعت 14 تعطیل کنند.</p>
<p>اما با همه این تهدیدها و هشدارها، مراسم چهارشنبه سوری امسال، بحث داغ سایت ها، وبلاگ ها و وب سایت های ایرانی است و مردم ایران از یکدیگر برای حضوری پررنگ تر در این مراسم دعوت می کنند.البته همگان هم تاکید بر عدم خشونت دارند و در عوض از ایجاد خشونت از سوی حکومت نگران اند تا بدانجا که زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی که چهارشنبه سوری را روز شادی ها دانسته، اعلام کرده است که : &quot;جنبش سبز جنبش مهربانی مقاومت و ‏آرامش است و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهد ورزید.‏ بنابراین اگر خشونتی باشد&nbsp; بدانید از سوی ‏حاکمیت است&quot;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 00:16:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>مرخصی کیان تاجبخش، بازداشت مهدی برترابی </title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/15//-75e8ea9cac.html</link>
			<description>آزادی کیان تاجبخش و بازداشت مهدی بوترابی، مهم ترین اخبار روز گذشته زندانیان سیاسی و مطبوعاتی بود. کیان تاجبخش که روز ۱۸ تیر بازداشت شده بود، شامگاه شنبه با قرار وثیقه برای  15 روز به مرخصی آمد.
دادستان تهران اعلام کرده است  که آقای تاجبخش، با تودیع وثیقه‌ای ۸۰۰ میلیون تومانی از زندان مرخص شده تا در تعطیلات نوروز کنار خانواده خود باشد.این پژوهشگر، از سوی دادگاه بدوی به 15 سال حبس تعزیری محکوم شده بود که در دادگاه تجدید نظر به 5 سال کاهش یافته است.
&quot;اقدام علیه امنیت کشور، جاسوسی و ارتباط با عناصر بیگانه علیه نظام، قبول سمت مشاوره بنیاد سوروس در ایران در جهت طراحی براندازی نرم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، فعالیت تبلیغی علیه نظام و ایجاد شبهه جعل و تقلب در نتیجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت و مراجع رسمی کشور، اخلال در نظم عمومی و ایجاد ترس و وحشت در جامعه&quot; اتهاماتی است که به این پژوهشگر منتسب کرده اند.
اما مهدی بوترابی، مدیر عامل سابق و بنیانگذار پرشین بلاگ،عضو ستاد اصلاح‌طلبان حامی موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم بود. او روز گذشته بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.

هنگامه شهیدی هم سلول آذر منصوری
هنگامه شهیدی همچنان در بند 209 زندان اوین به سر می برد. خانواده این روزنامه نگار روز پنج شنبه موفق به ملاقات کابینی با او شدند. آزاده شهیدی، خواهر این روزنامه نگار به &quot;روز&quot; گفت: هنگامه همچنان در بند 209 و با خانم آذر منصوری هم سلول است و نه خود هنگامه و نه ما نمیدانیم که چرا او را که با عنوان اجرای حکم بازداشت کرده اند به این بند امنیتی منتقل کرده اند.
وی افزود: هنگامه بازجویی ندارد و وضعیت جسمی و روحی اش نسبتا خوب بود و ما درخواست کرده ایم که برای عید نوروز، به او مرخصی بدهند تا حداقل عید را در کنار خانواده باشد.

بی خبری از اتهام و وضعیت حجت منتظری
محل نگهداری و اتهامات انتسابی به حجت منتظری، فعال سابق دانشجویی نامعلوم است. سمیه فرید، همسر این زندانی سیاسی در خصوص چگونگی بازداشت همسرش توضیح داد: سیزدهم اسفند ساعت یازده و نیم شب به خانه ما آمدند و حکمی را به همسرم نشان دادند. اما علیرغم اصرار من، نگذاشتند حکم را ببینم. اجازه ندادند من به داخل اتاق بروم. مرا یکجا نشاندند و همه خانه را گشتند. آنقدر بد گشتند و آنقدر به هم ریختند، انگار در حال اسباب کشی هستیم و همه وسایل من وسط خانه ریخته شد. حتی خاک گلدان را هم خالی کرده بودند. واقعا نمیدانم اصلاَ دنبال چه چیزی میگشتند. لپتاپ، کتاب، مجله هایی که با مجوز خود جمهوری اسلامی چاپ شده‌اند، حتی سررسیدهای من و دیگر وسایل متعلق به من را هم با خود بردند. بعد هم گفتند که حکم بازداشت همسرم را دارند و او را نیز با خود بردند. اما نگفتند، او را کجا میبرند و یا از طرف چه ارگانی آمده اند. 
همسر حجت منتظری با تاکید بر اینکه همسرش در گذشته فعالیت دانشجویی داشته و در حال حاضر هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشته، به دویچه وله گفته است: یک بار هم به خاطر یک اتهام به دادگاه انقلاب احضار شده بود که تبرئه شد. اما وقتی به دنبالش آمدند، اسناد مربوط به حکم قبلی را هم با خود بردند و گفتند اگر تبرئه هم شده باشد، سوء سابقه محسوب میشود. با این همه ایشان در حال حاضر هیچ فعالیت سیاسی ای نمیکرد. چون وقتش را نداشت. به خاطر مشغولیت زیاد، حتی خبرهای روز را هم به طور مرتب نمیرسید دنبال کند. من واقعاً نمیدانم چرا او را دستگیر کرده اند. چون هیچ کاری نکرده است. حتی همان فعالیت سیاسی ای را هم که به نظر من جرم نیست و جای فعالان‌اش زندان نیست، نداشته است.
سمیه فرید با اشاره به تماس تلفنی 30 ثانیه ای همسرش از زندان گفت: فقط یک بار؛ چهار روز بعد از بازداشتش در حد ۳۰ ثانیه تماس گرفت و با برادرش صحبت کرد. در آن تماس گفته بود که نمیتواند بگوید کجاست. فقط گفته بود: &quot;من خوبم. دنبال کارم هستید یا نه؟&quot; هیچ حرف دیگری نزده بود.
همسر حجت منتظری با اشاره به پیگیریهای صورت گرفته از دادستانی و مقامات قضایی درباره وضعیت همسرش توضیح داد: ابتدا به دادگاه انقلاب کرج مراجعه کردم که اصلا مرا راه ندادند و گفتند مورد شما سیاسی‌ست و صبر کنید تا با شما تماس بگیرند. به دادگاه انقلاب تهران مراجعه کردم، گفتند اسمشان ثبت نشده است. بارها و بارها به زندان اوین مراجعه کردم که متأسفانه تا بحال هیچ جوابی نداده اند. پاسخ شان به من این است که اسمش ثبت نشده و ما خبر نداریم. تنها چیزی که نهایتاً گفتند این بود که پرونده همسرم دست وزارت اطلاعات است، اما از محل نگهداری اش تا کنون هیچ اطلاعی به ما نداده اند و حتی نمیگویند اتهامش چیست. حتی به وکیل اجازه نمیدهند که اعلام وکالت کند. هیچگونه همکاری ای با ما نکرده اند. به دادستانی هم مراجعه کردم که خیلی جواب جالبی دادند و گفتند: &quot;خیلی زود بتوانیم به پرونده تان رسیدگی کنیم، ۱۵ روز دیگر است که به تعطیلات میخورد که از آن زمان هم ما تا آخر عید نیستیم. حرف من این است که منصفانه نیست که عزیزان ما در زندان باشند و مسئولان زندان به مرخصی ۱۵ روزه بروند؛ بدون اینکه تکلیف این زندانیان را مشخص کنند. عید اگر هست، برای همه باید باشد.

</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/trans_07.gif" width="1" height="1" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">لیلا طیری</div></div> <img src="uploads/pics/kian_tajbakhsh_01.jpg" width="150" height="135" border="0" alt="" title="" /> <p>آزادی کیان تاجبخش و بازداشت مهدی بوترابی، مهم ترین اخبار روز گذشته زندانیان سیاسی و مطبوعاتی بود. کیان تاجبخش که روز ۱۸ تیر بازداشت شده بود، شامگاه شنبه با قرار وثیقه برای&nbsp; 15 روز به مرخصی آمد.</p>
<p>دادستان تهران اعلام کرده است&nbsp; که آقای تاجبخش، با تودیع وثیقه‌ای ۸۰۰ میلیون تومانی از زندان مرخص شده تا در تعطیلات نوروز کنار خانواده خود باشد.این پژوهشگر، از سوی دادگاه بدوی به 15 سال حبس تعزیری محکوم شده بود که در دادگاه تجدید نظر به 5 سال کاهش یافته است.</p>
<p>&quot;اقدام علیه امنیت کشور، جاسوسی و ارتباط با عناصر بیگانه علیه نظام، قبول سمت مشاوره بنیاد سوروس در ایران در جهت طراحی براندازی نرم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، فعالیت تبلیغی علیه نظام و ایجاد شبهه جعل و تقلب در نتیجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت و مراجع رسمی کشور، اخلال در نظم عمومی و ایجاد ترس و وحشت در جامعه&quot; اتهاماتی است که به این پژوهشگر منتسب کرده اند.</p>
<p>اما مهدی بوترابی، مدیر عامل سابق و بنیانگذار پرشین بلاگ،عضو ستاد اصلاح‌طلبان حامی موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم بود. او روز گذشته بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>هنگامه شهیدی هم سلول آذر منصوری</strong></p>
<p>هنگامه شهیدی همچنان در بند 209 زندان اوین به سر می برد. خانواده این روزنامه نگار روز پنج شنبه موفق به ملاقات کابینی با او شدند. آزاده شهیدی، خواهر این روزنامه نگار به &quot;روز&quot; گفت: هنگامه همچنان در بند 209 و با خانم آذر منصوری هم سلول است و نه خود هنگامه و نه ما نمیدانیم که چرا او را که با عنوان اجرای حکم بازداشت کرده اند به این بند امنیتی منتقل کرده اند.</p>
<p>وی افزود: هنگامه بازجویی ندارد و وضعیت جسمی و روحی اش نسبتا خوب بود و ما درخواست کرده ایم که برای عید نوروز، به او مرخصی بدهند تا حداقل عید را در کنار خانواده باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>بی خبری از اتهام و وضعیت حجت منتظری</strong></p>
<p>محل نگهداری و اتهامات انتسابی به حجت منتظری، فعال سابق دانشجویی نامعلوم است. سمیه فرید، همسر این زندانی سیاسی در خصوص چگونگی بازداشت همسرش توضیح داد: سیزدهم اسفند ساعت یازده و نیم شب به خانه ما آمدند و حکمی را به همسرم نشان دادند. اما علیرغم اصرار من، نگذاشتند حکم را ببینم. اجازه ندادند من به داخل اتاق بروم. مرا یکجا نشاندند و همه خانه را گشتند. آنقدر بد گشتند و آنقدر به هم ریختند، انگار در حال اسباب کشی هستیم و همه وسایل من وسط خانه ریخته شد. حتی خاک گلدان را هم خالی کرده بودند. واقعا نمیدانم اصلاَ دنبال چه چیزی میگشتند. لپتاپ، کتاب، مجله هایی که با مجوز خود جمهوری اسلامی چاپ شده‌اند، حتی سررسیدهای من و دیگر وسایل متعلق به من را هم با خود بردند. بعد هم گفتند که حکم بازداشت همسرم را دارند و او را نیز با خود بردند. اما نگفتند، او را کجا میبرند و یا از طرف چه ارگانی آمده اند. </p>
<p>همسر حجت منتظری با تاکید بر اینکه همسرش در گذشته فعالیت دانشجویی داشته و در حال حاضر هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشته، به دویچه وله گفته است: یک بار هم به خاطر یک اتهام به دادگاه انقلاب احضار شده بود که تبرئه شد. اما وقتی به دنبالش آمدند، اسناد مربوط به حکم قبلی را هم با خود بردند و گفتند اگر تبرئه هم شده باشد، سوء سابقه محسوب میشود. با این همه ایشان در حال حاضر هیچ فعالیت سیاسی ای نمیکرد. چون وقتش را نداشت. به خاطر مشغولیت زیاد، حتی خبرهای روز را هم به طور مرتب نمیرسید دنبال کند. من واقعاً نمیدانم چرا او را دستگیر کرده اند. چون هیچ کاری نکرده است. حتی همان فعالیت سیاسی ای را هم که به نظر من جرم نیست و جای فعالان‌اش زندان نیست، نداشته است.</p>
<p>سمیه فرید با اشاره به تماس تلفنی 30 ثانیه ای همسرش از زندان گفت: فقط یک بار؛ چهار روز بعد از بازداشتش در حد ۳۰ ثانیه تماس گرفت و با برادرش صحبت کرد. در آن تماس گفته بود که نمیتواند بگوید کجاست. فقط گفته بود: &quot;من خوبم. دنبال کارم هستید یا نه؟&quot; هیچ حرف دیگری نزده بود.</p>
<p>همسر حجت منتظری با اشاره به پیگیریهای صورت گرفته از دادستانی و مقامات قضایی درباره وضعیت همسرش توضیح داد: ابتدا به دادگاه انقلاب کرج مراجعه کردم که اصلا مرا راه ندادند و گفتند مورد شما سیاسی‌ست و صبر کنید تا با شما تماس بگیرند. به دادگاه انقلاب تهران مراجعه کردم، گفتند اسمشان ثبت نشده است. بارها و بارها به زندان اوین مراجعه کردم که متأسفانه تا بحال هیچ جوابی نداده اند. پاسخ شان به من این است که اسمش ثبت نشده و ما خبر نداریم. تنها چیزی که نهایتاً گفتند این بود که پرونده همسرم دست وزارت اطلاعات است، اما از محل نگهداری اش تا کنون هیچ اطلاعی به ما نداده اند و حتی نمیگویند اتهامش چیست. حتی به وکیل اجازه نمیدهند که اعلام وکالت کند. هیچگونه همکاری ای با ما نکرده اند. به دادستانی هم مراجعه کردم که خیلی جواب جالبی دادند و گفتند: &quot;خیلی زود بتوانیم به پرونده تان رسیدگی کنیم، ۱۵ روز دیگر است که به تعطیلات میخورد که از آن زمان هم ما تا آخر عید نیستیم. حرف من این است که منصفانه نیست که عزیزان ما در زندان باشند و مسئولان زندان به مرخصی ۱۵ روزه بروند؛ بدون اینکه تکلیف این زندانیان را مشخص کنند. عید اگر هست، برای همه باید باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 00:14:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>نوروز سبز را چگونه برگزار کنیم</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/15//-b094d24bf3.html</link>
			<description>ستاد نوروزی جنبش راه سبز امیدبا صدور اولین اطلاعیه خود برای برگزاری مراسم عید نوروز،پیشنهاداتی را که &quot;از طریق شبکه های اجتماعی سبز&quot; به این ستاد رسانده منتشر کرد و از مردم خواست &quot;در آستانه فرارسیدن سال نو و آغاز سبزترین فصل سال&quot; ضمن &quot;حرمت نهادن به آیین های ملی جشنواره نور علیه تاریکی، از هر حرکتی که باعث بدنامی و سوء استفاده علیه جنبش سبز شود&quot; پرهیز کنند.
هموطنان عزیز، ایرانیان سرافراز و برادران و خواهران دینی
اینک که در آستانه فرارسیدن سال نو و آغاز سبزترین فصل سال هستیم، ضمن آرزوی سالی سبز، پربرکت، موفقیت و نشاط، پیشنهادات زیر را که از طریق شبکه های اجتماعی سبز به دستمان رسیده ، به آگاهی می رسانیم:
1- در ایام نوروز به دیدار خانوادة شهدا و مجروحین انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و حوادث پس از انتخابات می رویم و ضمن بزرگداشت یاد آنان، برای پاسداشت از دستاوردهای جنبش سبز و تلاش برای تحقق آرمان های ملت ایران (آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت) تجدید پیمان می کنیم.در آخرین پنج شنبه سال به همراه خانواده های شهدای جنبش سبز مزار این عزیزان را گلباران می کنیم و ضمن همدردی با مادران ، پدران ، همسران و فرزندان عزادار ،عزم خود را برای ادامه راه سبز این شهیدان به نمایش می گذاریم. در روزهای نوروز با دیدار از خانواده های زندانیان سیاسی ،ضمن ستایش از مقاومت و صبوری اسیران جنبش و خانواده هایشان ،آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی را فارغ از نوع اندیشه و افکارشان می کنیم.
2- در مراسم باستانی و ملی آخرین چهارشنبه سال،  ضمن حرمت نهادن به آیین های ملی جشنواره نور علیه تاریکی ، از هر حرکتی که باعث بدنامی و سوء استفاده علیه جنبش سبز شود خودداری می نماییم.
3- هدیه ما به یکدیگر برای سال نو، یک جلد نهج البلاغه به نشانه هویت دینی مان، یک جلد دیوان حافظ به نشانه هویت ملی مان، و مجموعة بیانیه های رهبران جنبش سبز به نشانه هویت سبزمان خواهد بود.
4- در هنگام تحویل سال نو، برای موفقیت جنبش سبز به درگاه ایزد متعال دعا خواهیم کرد و به نشانه یادمان شهدای همیشه جاودان انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و جنیش سبز، و آرزوی آزادی بازداشت شدگان جنبش، شمعی برخواهیم افروخت.
5- به نشانه همراهی با کشاورزان و باغداران و حمایت از اقتصاد ملی و اعتراض به سیاست های غلط و خانمان برانداز دولت در عرصة اقتصادی، از خرید میوه های وارداتی خودداری و با میوه های تولید داخل از میهمانانمان پذیرایی خواهیم کرد.
6- با توجه به وضعیت نابسامان اقتصادی و تنگناهای معیشتی ناشی از سیاست های غلط دولت کنونی، بسیاری از هموطنان ما که عمری را با آبرومندی و شرافت گذرانده اند، اینک در معرض دشواری های سهمگین در این زمینه هستند. چه بسیار خانواده هایی که در معرض تلاشی و سقوط هستند و به علت از دست دادن شغل یا رکود بی سابقة اقتصادی و افزایش هزینه های زندگی، روزهای دشواری را به شب می رسانند. با ایجاد &quot;شبکه های همیاری سبز&quot; به یاری هموطنانمان، با هرگونه طرز فکر و سلیقه ای که باشند بشتابیم.
با آرزوی سربلندی همة ایرانیان، در هرکجا هستند، از هر قوم و پیرو هر دین و مسلکی که هستند، و آرزوی سالی سبزتر از همیشه.


</description>
			<content:encoded><![CDATA[ <img src="uploads/pics/norous_sabz.jpg" width="150" height="105" border="0" alt="" title="" /> <p>ستاد نوروزی جنبش راه سبز امیدبا صدور اولین اطلاعیه خود برای برگزاری مراسم عید نوروز،پیشنهاداتی را که &quot;از طریق شبکه های اجتماعی سبز&quot; به این ستاد رسانده منتشر کرد و از مردم خواست &quot;در آستانه فرارسیدن سال نو و آغاز سبزترین فصل سال&quot; ضمن &quot;حرمت نهادن به آیین های ملی جشنواره نور علیه تاریکی، از هر حرکتی که باعث بدنامی و سوء استفاده علیه جنبش سبز شود&quot; پرهیز کنند.</p>
<p>هموطنان عزیز، ایرانیان سرافراز و برادران و خواهران دینی</p>
<p>اینک که در آستانه فرارسیدن سال نو و آغاز سبزترین فصل سال هستیم، ضمن آرزوی سالی سبز، پربرکت، موفقیت و نشاط، پیشنهادات زیر را که از طریق شبکه های اجتماعی سبز به دستمان رسیده ، به آگاهی می رسانیم:</p>
<p>1- در ایام نوروز به دیدار خانوادة شهدا و مجروحین انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و حوادث پس از انتخابات می رویم و ضمن بزرگداشت یاد آنان، برای پاسداشت از دستاوردهای جنبش سبز و تلاش برای تحقق آرمان های ملت ایران (آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت) تجدید پیمان می کنیم.در آخرین پنج شنبه سال به همراه خانواده های شهدای جنبش سبز مزار این عزیزان را گلباران می کنیم و ضمن همدردی با مادران ، پدران ، همسران و فرزندان عزادار ،عزم خود را برای ادامه راه سبز این شهیدان به نمایش می گذاریم. در روزهای نوروز با دیدار از خانواده های زندانیان سیاسی ،ضمن ستایش از مقاومت و صبوری اسیران جنبش و خانواده هایشان ،آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی را فارغ از نوع اندیشه و افکارشان می کنیم.</p>
<p>2- در مراسم باستانی و ملی آخرین چهارشنبه سال،&nbsp; ضمن حرمت نهادن به آیین های ملی جشنواره نور علیه تاریکی ، از هر حرکتی که باعث بدنامی و سوء استفاده علیه جنبش سبز شود خودداری می نماییم.</p>
<p>3- هدیه ما به یکدیگر برای سال نو، یک جلد نهج البلاغه به نشانه هویت دینی مان، یک جلد دیوان حافظ به نشانه هویت ملی مان، و مجموعة بیانیه های رهبران جنبش سبز به نشانه هویت سبزمان خواهد بود.</p>
<p>4- در هنگام تحویل سال نو، برای موفقیت جنبش سبز به درگاه ایزد متعال دعا خواهیم کرد و به نشانه یادمان شهدای همیشه جاودان انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و جنیش سبز، و آرزوی آزادی بازداشت شدگان جنبش، شمعی برخواهیم افروخت.</p>
<p>5- به نشانه همراهی با کشاورزان و باغداران و حمایت از اقتصاد ملی و اعتراض به سیاست های غلط و خانمان برانداز دولت در عرصة اقتصادی، از خرید میوه های وارداتی خودداری و با میوه های تولید داخل از میهمانانمان پذیرایی خواهیم کرد.</p>
<p>6- با توجه به وضعیت نابسامان اقتصادی و تنگناهای معیشتی ناشی از سیاست های غلط دولت کنونی، بسیاری از هموطنان ما که عمری را با آبرومندی و شرافت گذرانده اند، اینک در معرض دشواری های سهمگین در این زمینه هستند. چه بسیار خانواده هایی که در معرض تلاشی و سقوط هستند و به علت از دست دادن شغل یا رکود بی سابقة اقتصادی و افزایش هزینه های زندگی، روزهای دشواری را به شب می رسانند. با ایجاد <strong>&quot;</strong>شبکه های همیاری سبز<strong>&quot;</strong> به یاری هموطنانمان، با هرگونه طرز فکر و سلیقه ای که باشند بشتابیم.</p>
<p>با آرزوی سربلندی همة ایرانیان، در هرکجا هستند، از هر قوم و پیرو هر دین و مسلکی که هستند، و آرزوی سالی سبزتر از همیشه.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 00:13:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>حسن عباسی: سریال فرندز، آغاز فتنه سبز</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/15//-9a50298498.html</link>
			<description>به دنبال اعلام اظهارات حسن عباسی &quot; کارشناس سریال های استراتژیک&quot; که در هفته های گذشته به بررسی سریال 24 در فرهنگسرای ارسباران پرداخته و در مورد این سریال گفته است &quot; ضریب نفوذ این سریال در شكل‌گیری یك دولت سیاه‌پوست مؤثر بود. اساس سریال، حفظ تعادل سیستم آمریكاست.&quot; و با توجه به اینکه شخص مذکور قبلا نیز به تحلیل سریال &quot; لاست&quot; پرداخته و جزیره گمشده سریال لاست را در حقیقت تلاش نومحافظه کاران برای کنترل جهان در محدوده آبهای میان استرالیا و لس آنجلس( دو پایتخت تفکر آنگلوساکسون) خوانده بود، تحلیل وی درباره دو سریال &quot; فرندز&quot;( دوستان) و گریز آناتومی( اندامواره گری) به اطلاع همگان می رسد. متن زیر از سخنرانی دکتر حسن عباسی استخراج شده است. قرار است وی بزودی به تحلیل سریال استراتژیک &quot; زنا و شهر&quot;( سکس اند د سیتی) بپردازد.
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، انه خیر ناصرا و معین. 
در این جلسه می خواهم به بررسی سریال صهیونیستی- انگلوساکسونی &quot; فرندز&quot; از محصولات تولید شده در دفتر مشترک پنتاگون و هالیوود بپردازم. در سه سال گذشته که من روزانه حداقل پانزده ساعت مشغول دیدن سریال ها و فیلم های استراتژیک هالیوودی بودم و توانستم بسیاری از اسرار سازمان مرکزی اطلاعات( معروف به سیا) را استخراج نمایم، این سریال بطور خاصی مورد توجه من بود. در دو سال گذشته من به تدریس سریال های &quot; لاست&quot; و &quot; 24&quot; در سطح کارشناسی ارشد پرداختم. چرا که امروز مهم ترین حمله جهان امپریالیستی و استکبار جهانی از طریق سریال ها و فیلمهای سینمایی صورت می گیرد. 
سریال دوستان یا فرندز، بقول قرآن مکری است از سوی دشمنان اسلام برای نفوذ در ارکان ارزشهای اسلامی یا بقول &quot; براد پیت&quot; اندلیسیزه کردن معنا به نفع شهوت. نویسنده حقیقی این سریال ساموئل هانتیگتون بود که به موازات این سریال طرح انقلاب مخملی را از طریق فتنه های رنگارنگ پیگیری و هماهنگی می کرد. هانتیگتون در این سریال می خواهد روند مبارزه انگلوساکسون ها را علیه نظام های ضد استکباری نشان دهد و از همین نظر این سریال در دهه نود میلادی مقدمه ای برای عملیات یازده سپتامبر و حمله به عراق و افغانستان و در حقیقت مقدمه چینی برای فتنه سبز است. 
در اینجا می بینیم که نقش شخصی به نام جویی تریبیانی( با بازیگری مت لوبلانک، همه اشتباهات از دکتر می باشد) که در یک سوی درام و دکتر راس گلر( با بازیگری دیوید شویمر) در سوی دیگر درام واقع شده، جدی می شود. جویی نماد ایتالیای فرودست است و راس نماد صهیونیسم فرادست. جویی در سریال با مهارت نقش یک ایتالیایی را بازی می کند که در حقیقت می خواهد در برابر فرهنگ مسلط آمریکایی مقاومت کند، اما خودش اسیر فساد می شود. او در حقیقت نشان دهنده نقش برلوسکونی در برابر اقتدار آمریکاست. دقت کنید که هنوز در زمان پخش این سریال برلوسکونی قدرتی ندارد، چرا؟ چون هنوز زمینه های آن را سیا آماده نکرده است. در مقابل برلوسکونی که جنوب اروپا، که به تعبیری شرق عالم انگلوساکسون است، راس قرار می گیرد. راس صهیونیست است و در فیلم هم نقش یک یهودی یهودی زاده را بازی می کند. بازی های او یادآور برخوردهای یهود بنی قریضه در مقابل حضرت پیامبر است. اگر بنی اسرائیل در قرآن هر روز بهانه ای می آورد تا در رسالت پیامبر شک کند، راس هم دائما تغییر شکل می دهد، یک بار در قالب پدری ظاهر می شود که عیالش همجنسباز بوده و به عنوان مظلوم توجه تماشاگر را جلب می کند، و در یک جای دیگر به عنوان زنباره ای که راشل( به بازیگری جنیفر انیستون) را به عنوان نماد معشوقیت آنگلوساکسون به زیر سلطه خودش می گیرد. 
سریال فرندز به نوعی ساختارهای آمریکا را نشان می دهد، از یک طرف ساموئل هانتیگتون بر آپارتمانگرایی در سریال تاکید می کند و می گوید که بازیگران عرصه استراتژی شش نفر هستند که تصمیم می گیرند و در حقیقت دیگران کاره ای نیستند و حتی کسانی مانند &quot; براد پیت&quot; هم اگر وارد محدوده قدرت بشوند، فقط یک قسمت سریال را بازی می کنند، از طرف دیگر در طبقه همکف همین آپارتمان یک کافه رستورانت قرار دارد که تمام معاملات بر سر قدرت در آنجا جریان دارد. یعنی در سریال فرندز خروج از آپارتمان نوعی خط قرمز برای تمدن غربی است. چی می گه؟ می گه بمون توی آپارتمان و بیرون رو نگاه نکن. این پیام مسحور شدن و بسته شدن رسانه ای تمدن غرب است.
بقول میکی اسپیلین در کتاب &quot; اسرار زیر زمینی هارلم&quot; که یکی از مهم ترین کتابهای افشاگر تمدن غرب در هزار سال گذشته است &quot; این کافه ها هستند که بنیادهای نظامی امنیتی رسانه ای غرب در آن حضور دارند.&quot; در همین کافه است که فیبی بوفی( با بازیگری لیزا کودرو) ترانه ای می خواند به نام &quot; گربه بویناک&quot; که به نوعی غلبه حیوانگرایی را بر علوم انسانی غرب نشان می دهد. 
من برای کلیه برادران و خواهران انصار حزب الله که در این محفل مقدس هستند، نقش کافه تریا، یا اصطلاحا کافه رستورانت را روشن می کنم. برادران! خواهران! این کافه رستورانت با دیسکو فرق دارد، دیسکو مکان نهان روشی شبانه تمدن غرب است و در آن نورهای رنگارنگ در شب تاریک اندیشه &quot; رنگین کمانی و چند صدایی&quot; را در مقابل دیدگاه الهی مطرح می کنند. این رستورانت با بار هم فرق می کند، چون در بار مشروبات الکلی سرو می شود که با اسامی مانند جین، جانی واکر، ویسکی دوبل، اسکاچ، خودفریبی تمدن غربی را نمایش می دهد، در حالی که در رستورانت، همه چیز ظاهرا از سکس تهی است. این ویترین تمدن آمریکایی است. ولی پشت صحنه خبرهای دیگری است. در همین رستورانت است که فیبی بوفی ترانه گربه بویناک را می خواند.
در این ترانه که فلسفه تمدن غرب در آن بیان شده فیبی می گوید &quot; گربه بوگندو، گربه بوگندو، برای چی بهت غذا می دم؟ گربه بوگندو گربه بوگندو، اگر آنها تو را پیش دامپزشک نمی برند تقصیر تو نیست.&quot; این یعنی چه؟ فراموش نکنید زمانی که این سریال ساخته شد، درست زمانی بود که میلیونها گرسنه در آفریقا غذا و پزشک می خواستند و در دنیای ساقط شده کمونیسم، مردم گربه ها را در مسکو می خوردند، اما در اینجا دارد چه می کند؟ دارد گربه بویناکی را در تقابل با انسان مستضعف می گذارد. این اندیشه پایان استراتژی اومانیسم و معنی روشن نظریه ماکس وبر و نگره &quot; انیمالیزاسیون شوپنهاوری&quot; است. 
در فرندز( دوستان) در حقیقت نقشه جهانی سازی تمدن غرب از یک آپارتمان نیویورکی برای اولین بار مطرح می شود. بعدا پنتاگون این سریال را گسترش داد و در سریال &quot; اندامواره گری&quot; یا گریز آناتومی، نقش هالیوود را در لس آنجلس جدی تر کرد و سعی کرد شرق آمریکا را به ناحیه کالیفرنیا بکشاند. یعنی مرکز فرهنگ هالیوودی که قطار آن روی دو عنصر شهوت کیم کارداشیان و اقتدار آرنولد شوارتزنگر در حال حرکت است. 
اگر به فصل( سزون) سوم به بعد این سریال که من حداقل هفت بار با دور کند آنرا نگاه کردم، توجه کنید، می بینید در حقیقت چیزی که مطرح است غلبه فرهنگ &quot; آنگلوساکسون&quot; بر تمدن غربی است. بعضی آدمهای ساده لوح فکر می کنند این سریال فرندر برای سرگرمی ساخته شده و به همین دلیل حتی بعضی از مسوولان به من می گویند &quot; چرا هر شب تا صبح می نشینی و سریال نگاه می کنی؟&quot; در حالی که ورود به این سریال نشان می دهد که ساختار تمدن جدید غرب و یکپارچگی غرب سرمایه داری و شرق کمونیستی در دهه نود زیر مجموعه همین سریال فرندز بود. در یک قسمت همین سریال فیبی بوفی با یک دیپلمات روس رابطه برقرار می کند. و همین ارتباط آغاز سقوط کمونیسم بوسیله استکبار جهانی است. فیبی که فرانسه حرف می زند، در حقیقت نماینده اروپای مرکزی و استکبار پیشین است که مغلوب تمدن آمریکایی شده و ایکاش صاحب نظران سیاسی این سریال را می دیدند تا بفهمند که شخصیت سارکوزی، به عنوان سگ زنجیری آمریکا و کارلا برونی(  Carla Brunni)که یک خواننده ایتالیایی از تمدن مغلوب است، چطور در این سریال پیش بینی شده است. 
اما چرا نیویورک؟ چرا سریال فرندز در نیویورک می گذرد. در حالی که وقتی این سریال را می بینی انگار که هیچ فقر و فلاکتی در جهان وجود ندارد، نیویورکی که از پنجره این سریال دیده می شود، نیویورکی نیست که در یازده سپتامبر توسط صهیونیست ها مورد حمله قرار گرفت تا جورج دبلیو بوش به افغانستان حمله کند. در این سریال هیچ سرخپوستی دیده نمی شود، چون تعریف آنگلوساکسونی خودش را از نیویورک می خواهد نشان بدهد. اینجا فقط یک شخصیت است که تاریخ و گذشته دارد و آن &quot; دکتر راس&quot; است که یهودی است که هم دیرینه شناس است، هم یهودی و هم استاد دانشگاه. چی می خواد بگه؟ می خواد بگه پشت تمدن آمریکایی بنی اسرائیل مثل کوه صهیون ایستاده و تمام علوم و تمدن غربی دست صهیونیست هاست و از طریق همین راس است که جریان فرار مغزها اتفاق می افتد. حالا باید به خاتمی گفت &quot; آقای خاتمی! وقتی می رفتی در دانشگاه هاروارد دنبال راس گشتی و پرسیدی وسط صهیونیست ها چه می کنی؟&quot; و به همین دلیل است که دانشگاه های آمریکایی از فتنه سبز حمایت می کنند، چون کسانی مثل &quot; راس صهیونیست&quot; پشت این فرهنگ و تمدن هستند.
اما، من می خواهم به دو وجه دیگر این سریال بسیار مهم که بعد از انجیل و کتاب &quot; جنایت خفته&quot; آگاتا کریستی و فیلم سینمایی تایتانیک مهم ترین اثر فرهنگی و استراتژیک غرب است، اشاره کنم. یکی شخصیت چندلر بینگ( با بازیگری ماتیو پری) و یکی شخصیت راشل گرین یا راشل سبز( با بازیگری جنیفر انیستون، ستاره رسوای غرب) که اولی مصداق بارز دو جنسی بودن و بقول کارشناسان استرتژیکی بای سکچوال که در بخشی از سریال حتی تا مرحله مفعولیت نیز پیش می رود ولی در یک جایی با مونیکا( با بازیگری کورتنی کاکس) به زنا روی می آورد، و دیگری شخصیت راشل سبز که جنیفر انیستون نقش او را بازی می کند و مصداق بارز هرج و مرج اخلاقی در تمدن غربی است. چرا راشل، یا باصطلاح آمریکایی ریچل، نام گرین دارد؟ چه کسی حدس می زد که پانزده سال قبل سیا برنامه ریزی کرده باشد تا از طریق پخش سریال فرندز موج اباحیگری را به اسم اسلام مردمسالار با رنگ سبز نشان بدهد؟
در تمام سالهایی که سریال فرندز پخش می شد، میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر بود و نشسته بود تا افرادی مثل راشل گرین( گرین به انگلیسی یعنی سبز) تاثیر خودشان را در فرهنگ جهان بگذارند. رنگ سبز رنگ سیادت نیست، آقای موسوی، رنگ سبز در حقیقت رنگ راشل گرین است که طبل رسوائی او را براد پیت هم به زمین انداخت. برای اینکه بفهمیم تاثیر جنیفر انیستون روی براد پیت به عنوان آمریکایی که تاثیر از شرق می گیرد و آب توبه به سر آنجیلینا جولی می ریزد و فرزندی به اسم &quot; زهرا&quot;(Zahara ) انتخاب می کند مقایسه کنیم با جنیفر انیستون که ستاره سکسی می شود و فیلم آنچنانی بازی می کند که من دوازده بار نسخه آن را با زیرنویس فارسی دیدم تا مفهوم استراتژیک آن را بفهمم.
شاید مهم ترین بخش این سریال مفهوم امنیت آپارتمانی، متعادلسازینیویورکی، و زنمحوری است. در این سریال اکثر مردان یا با زنان ارتباط دارند یا با مردان. این یعنی چه؟ یعنی تمدن غرب در نهایت بحران اخلاقی است. این میل به زنان که در مردان وجود دارد، و این میل به مردان که در زنان وجود دارد، به نوعی بازگویی بحران اخلاقی تمدن آمریکایی است که در جنبش سبز دقیقا ادامه پیدا کرده است. 
در دوره آینده ما به بررسی سریال اندامواره گری( گریز آناتومی) که در آن به سیاتل می رویم و اولین دهه هزاره سوم را مرور می کنیم بررسی خواهیم کرد.
دکتر حسن عباسی، آنگاه به برخی سووالات درباره سریال سیندرلا، تام و جری، مسائل استراتژیک فیلم آواتار و فتنه سبز در جنگل های کارتونی پاسخ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/nabavi.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">ابراهيم نبوي</div></div>  <p>به دنبال اعلام اظهارات حسن عباسی &quot; کارشناس سریال های استراتژیک&quot; که در هفته های گذشته به بررسی سریال 24 در فرهنگسرای ارسباران پرداخته و در مورد این سریال گفته است &quot; ضریب نفوذ این سریال در شكل‌گیری یك دولت سیاه‌پوست مؤثر بود. اساس سریال، حفظ تعادل سیستم آمریكاست.&quot; و با توجه به اینکه شخص مذکور قبلا نیز به تحلیل سریال &quot; لاست&quot; پرداخته و جزیره گمشده سریال لاست را در حقیقت تلاش نومحافظه کاران برای کنترل جهان در محدوده آبهای میان استرالیا و لس آنجلس( دو پایتخت تفکر آنگلوساکسون) خوانده بود، تحلیل وی درباره دو سریال &quot; فرندز&quot;( دوستان) و گریز آناتومی( اندامواره گری) به اطلاع همگان می رسد. متن زیر از سخنرانی دکتر حسن عباسی استخراج شده است. قرار است وی بزودی به تحلیل سریال استراتژیک &quot; زنا و شهر&quot;( سکس اند د سیتی) بپردازد.</p>
<p>اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، انه خیر ناصرا و معین. </p>
<p>در این جلسه می خواهم به بررسی سریال صهیونیستی- انگلوساکسونی &quot; فرندز&quot; از محصولات تولید شده در دفتر مشترک پنتاگون و هالیوود بپردازم. در سه سال گذشته که من روزانه حداقل پانزده ساعت مشغول دیدن سریال ها و فیلم های استراتژیک هالیوودی بودم و توانستم بسیاری از اسرار سازمان مرکزی اطلاعات( معروف به سیا) را استخراج نمایم، این سریال بطور خاصی مورد توجه من بود. در دو سال گذشته من به تدریس سریال های &quot; لاست&quot; و &quot; 24&quot; در سطح کارشناسی ارشد پرداختم. چرا که امروز مهم ترین حمله جهان امپریالیستی و استکبار جهانی از طریق سریال ها و فیلمهای سینمایی صورت می گیرد. </p>
<p>سریال دوستان یا فرندز، بقول قرآن مکری است از سوی دشمنان اسلام برای نفوذ در ارکان ارزشهای اسلامی یا بقول &quot; براد پیت&quot; اندلیسیزه کردن معنا به نفع شهوت. نویسنده حقیقی این سریال ساموئل هانتیگتون بود که به موازات این سریال طرح انقلاب مخملی را از طریق فتنه های رنگارنگ پیگیری و هماهنگی می کرد. هانتیگتون در این سریال می خواهد روند مبارزه انگلوساکسون ها را علیه نظام های ضد استکباری نشان دهد و از همین نظر این سریال در دهه نود میلادی مقدمه ای برای عملیات یازده سپتامبر و حمله به عراق و افغانستان و در حقیقت مقدمه چینی برای فتنه سبز است. </p>
<p>در اینجا می بینیم که نقش شخصی به نام جویی تریبیانی( با بازیگری مت لوبلانک، همه اشتباهات از دکتر می باشد) که در یک سوی درام و دکتر راس گلر( با بازیگری دیوید شویمر) در سوی دیگر درام واقع شده، جدی می شود. جویی نماد ایتالیای فرودست است و راس نماد صهیونیسم فرادست. جویی در سریال با مهارت نقش یک ایتالیایی را بازی می کند که در حقیقت می خواهد در برابر فرهنگ مسلط آمریکایی مقاومت کند، اما خودش اسیر فساد می شود. او در حقیقت نشان دهنده نقش برلوسکونی در برابر اقتدار آمریکاست. دقت کنید که هنوز در زمان پخش این سریال برلوسکونی قدرتی ندارد، چرا؟ چون هنوز زمینه های آن را سیا آماده نکرده است. در مقابل برلوسکونی که جنوب اروپا، که به تعبیری شرق عالم انگلوساکسون است، راس قرار می گیرد. راس صهیونیست است و در فیلم هم نقش یک یهودی یهودی زاده را بازی می کند. بازی های او یادآور برخوردهای یهود بنی قریضه در مقابل حضرت پیامبر است. اگر بنی اسرائیل در قرآن هر روز بهانه ای می آورد تا در رسالت پیامبر شک کند، راس هم دائما تغییر شکل می دهد، یک بار در قالب پدری ظاهر می شود که عیالش همجنسباز بوده و به عنوان مظلوم توجه تماشاگر را جلب می کند، و در یک جای دیگر به عنوان زنباره ای که راشل( به بازیگری جنیفر انیستون) را به عنوان نماد معشوقیت آنگلوساکسون به زیر سلطه خودش می گیرد. </p>
<p>سریال فرندز به نوعی ساختارهای آمریکا را نشان می دهد، از یک طرف ساموئل هانتیگتون بر آپارتمانگرایی در سریال تاکید می کند و می گوید که بازیگران عرصه استراتژی شش نفر هستند که تصمیم می گیرند و در حقیقت دیگران کاره ای نیستند و حتی کسانی مانند &quot; براد پیت&quot; هم اگر وارد محدوده قدرت بشوند، فقط یک قسمت سریال را بازی می کنند، از طرف دیگر در طبقه همکف همین آپارتمان یک کافه رستورانت قرار دارد که تمام معاملات بر سر قدرت در آنجا جریان دارد. یعنی در سریال فرندز خروج از آپارتمان نوعی خط قرمز برای تمدن غربی است. چی می گه؟ می گه بمون توی آپارتمان و بیرون رو نگاه نکن. این پیام مسحور شدن و بسته شدن رسانه ای تمدن غرب است.</p>
<p>بقول میکی اسپیلین در کتاب &quot; اسرار زیر زمینی هارلم&quot; که یکی از مهم ترین کتابهای افشاگر تمدن غرب در هزار سال گذشته است &quot; این کافه ها هستند که بنیادهای نظامی امنیتی رسانه ای غرب در آن حضور دارند.&quot; در همین کافه است که فیبی بوفی( با بازیگری لیزا کودرو) ترانه ای می خواند به نام &quot; گربه بویناک&quot; که به نوعی غلبه حیوانگرایی را بر علوم انسانی غرب نشان می دهد. </p>
<p>من برای کلیه برادران و خواهران انصار حزب الله که در این محفل مقدس هستند، نقش کافه تریا، یا اصطلاحا کافه رستورانت را روشن می کنم. برادران! خواهران! این کافه رستورانت با دیسکو فرق دارد، دیسکو مکان نهان روشی شبانه تمدن غرب است و در آن نورهای رنگارنگ در شب تاریک اندیشه &quot; رنگین کمانی و چند صدایی&quot; را در مقابل دیدگاه الهی مطرح می کنند. این رستورانت با بار هم فرق می کند، چون در بار مشروبات الکلی سرو می شود که با اسامی مانند جین، جانی واکر، ویسکی دوبل، اسکاچ، خودفریبی تمدن غربی را نمایش می دهد، در حالی که در رستورانت، همه چیز ظاهرا از سکس تهی است. این ویترین تمدن آمریکایی است. ولی پشت صحنه خبرهای دیگری است. در همین رستورانت است که فیبی بوفی ترانه گربه بویناک را می خواند.</p>
<p>در این ترانه که فلسفه تمدن غرب در آن بیان شده فیبی می گوید &quot; گربه بوگندو، گربه بوگندو، برای چی بهت غذا می دم؟ گربه بوگندو گربه بوگندو، اگر آنها تو را پیش دامپزشک نمی برند تقصیر تو نیست.&quot; این یعنی چه؟ فراموش نکنید زمانی که این سریال ساخته شد، درست زمانی بود که میلیونها گرسنه در آفریقا غذا و پزشک می خواستند و در دنیای ساقط شده کمونیسم، مردم گربه ها را در مسکو می خوردند، اما در اینجا دارد چه می کند؟ دارد گربه بویناکی را در تقابل با انسان مستضعف می گذارد. این اندیشه پایان استراتژی اومانیسم و معنی روشن نظریه ماکس وبر و نگره &quot; انیمالیزاسیون شوپنهاوری&quot; است. </p>
<p>در فرندز( دوستان) در حقیقت نقشه جهانی سازی تمدن غرب از یک آپارتمان نیویورکی برای اولین بار مطرح می شود. بعدا پنتاگون این سریال را گسترش داد و در سریال &quot; اندامواره گری&quot; یا گریز آناتومی، نقش هالیوود را در لس آنجلس جدی تر کرد و سعی کرد شرق آمریکا را به ناحیه کالیفرنیا بکشاند. یعنی مرکز فرهنگ هالیوودی که قطار آن روی دو عنصر شهوت کیم کارداشیان و اقتدار آرنولد شوارتزنگر در حال حرکت است. </p>
<p>اگر به فصل( سزون) سوم به بعد این سریال که من حداقل هفت بار با دور کند آنرا نگاه کردم، توجه کنید، می بینید در حقیقت چیزی که مطرح است غلبه فرهنگ &quot; آنگلوساکسون&quot; بر تمدن غربی است. بعضی آدمهای ساده لوح فکر می کنند این سریال فرندر برای سرگرمی ساخته شده و به همین دلیل حتی بعضی از مسوولان به من می گویند &quot; چرا هر شب تا صبح می نشینی و سریال نگاه می کنی؟&quot; در حالی که ورود به این سریال نشان می دهد که ساختار تمدن جدید غرب و یکپارچگی غرب سرمایه داری و شرق کمونیستی در دهه نود زیر مجموعه همین سریال فرندز بود. در یک قسمت همین سریال فیبی بوفی با یک دیپلمات روس رابطه برقرار می کند. و همین ارتباط آغاز سقوط کمونیسم بوسیله استکبار جهانی است. فیبی که فرانسه حرف می زند، در حقیقت نماینده اروپای مرکزی و استکبار پیشین است که مغلوب تمدن آمریکایی شده و ایکاش صاحب نظران سیاسی این سریال را می دیدند تا بفهمند که شخصیت سارکوزی، به عنوان سگ زنجیری آمریکا و کارلا برونی( &nbsp;Carla Brunni)که یک خواننده ایتالیایی از تمدن مغلوب است، چطور در این سریال پیش بینی شده است. </p>
<p>اما چرا نیویورک؟ چرا سریال فرندز در نیویورک می گذرد. در حالی که وقتی این سریال را می بینی انگار که هیچ فقر و فلاکتی در جهان وجود ندارد، نیویورکی که از پنجره این سریال دیده می شود، نیویورکی نیست که در یازده سپتامبر توسط صهیونیست ها مورد حمله قرار گرفت تا جورج دبلیو بوش به افغانستان حمله کند. در این سریال هیچ سرخپوستی دیده نمی شود، چون تعریف آنگلوساکسونی خودش را از نیویورک می خواهد نشان بدهد. اینجا فقط یک شخصیت است که تاریخ و گذشته دارد و آن &quot; دکتر راس&quot; است که یهودی است که هم دیرینه شناس است، هم یهودی و هم استاد دانشگاه. چی می خواد بگه؟ می خواد بگه پشت تمدن آمریکایی بنی اسرائیل مثل کوه صهیون ایستاده و تمام علوم و تمدن غربی دست صهیونیست هاست و از طریق همین راس است که جریان فرار مغزها اتفاق می افتد. حالا باید به خاتمی گفت &quot; آقای خاتمی! وقتی می رفتی در دانشگاه هاروارد دنبال راس گشتی و پرسیدی وسط صهیونیست ها چه می کنی؟&quot; و به همین دلیل است که دانشگاه های آمریکایی از فتنه سبز حمایت می کنند، چون کسانی مثل &quot; راس صهیونیست&quot; پشت این فرهنگ و تمدن هستند.</p>
<p>اما، من می خواهم به دو وجه دیگر این سریال بسیار مهم که بعد از انجیل و کتاب &quot; جنایت خفته&quot; آگاتا کریستی و فیلم سینمایی تایتانیک مهم ترین اثر فرهنگی و استراتژیک غرب است، اشاره کنم. یکی شخصیت چندلر بینگ( با بازیگری ماتیو پری) و یکی شخصیت راشل گرین یا راشل سبز( با بازیگری جنیفر انیستون، ستاره رسوای غرب) که اولی مصداق بارز دو جنسی بودن و بقول کارشناسان استرتژیکی بای سکچوال که در بخشی از سریال حتی تا مرحله مفعولیت نیز پیش می رود ولی در یک جایی با مونیکا( با بازیگری کورتنی کاکس) به زنا روی می آورد، و دیگری شخصیت راشل سبز که جنیفر انیستون نقش او را بازی می کند و مصداق بارز هرج و مرج اخلاقی در تمدن غربی است. چرا راشل، یا باصطلاح آمریکایی ریچل، نام گرین دارد؟ چه کسی حدس می زد که پانزده سال قبل سیا برنامه ریزی کرده باشد تا از طریق پخش سریال فرندز موج اباحیگری را به اسم اسلام مردمسالار با رنگ سبز نشان بدهد؟</p>
<p>در تمام سالهایی که سریال فرندز پخش می شد، میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر بود و نشسته بود تا افرادی مثل راشل گرین( گرین به انگلیسی یعنی سبز) تاثیر خودشان را در فرهنگ جهان بگذارند. رنگ سبز رنگ سیادت نیست، آقای موسوی، رنگ سبز در حقیقت رنگ راشل گرین است که طبل رسوائی او را براد پیت هم به زمین انداخت. برای اینکه بفهمیم تاثیر جنیفر انیستون روی براد پیت به عنوان آمریکایی که تاثیر از شرق می گیرد و آب توبه به سر آنجیلینا جولی می ریزد و فرزندی به اسم &quot; زهرا&quot;(Zahara ) انتخاب می کند مقایسه کنیم با جنیفر انیستون که ستاره سکسی می شود و فیلم آنچنانی بازی می کند که من دوازده بار نسخه آن را با زیرنویس فارسی دیدم تا مفهوم استراتژیک آن را بفهمم.</p>
<p>شاید مهم ترین بخش این سریال مفهوم امنیت آپارتمانی، متعادلسازینیویورکی، و زنمحوری است. در این سریال اکثر مردان یا با زنان ارتباط دارند یا با مردان. این یعنی چه؟ یعنی تمدن غرب در نهایت بحران اخلاقی است. این میل به زنان که در مردان وجود دارد، و این میل به مردان که در زنان وجود دارد، به نوعی بازگویی بحران اخلاقی تمدن آمریکایی است که در جنبش سبز دقیقا ادامه پیدا کرده است. </p>
<p>در دوره آینده ما به بررسی سریال اندامواره گری( گریز آناتومی) که در آن به سیاتل می رویم و اولین دهه هزاره سوم را مرور می کنیم بررسی خواهیم کرد.</p>
<p>دکتر حسن عباسی، آنگاه به برخی سووالات درباره سریال سیندرلا، تام و جری، مسائل استراتژیک فیلم آواتار و فتنه سبز در جنگل های کارتونی پاسخ داد.</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>طنز</category>
			
			
			<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 00:07:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>فشار  بر انجمن اسلامی دانشگاه تهران</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-9a56cb90e8.html</link>
			<description>طيف سنتي انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی از سوی دولت و بخش دانشجویی وزارت اطلاعات برای اعلام رسمی خروج از دفتر تحکیم وحدت تحت فشار قرار دارد.این مطلب در نشست مشهد انجمن اسلامی دانشگاه تهران از سوی اعضای نزدیک به اصول گرایان این تشکل اعلام شده است.
مسئولان حراست دانشگاه تهران، وزارت علوم و بخش دانشجویی وزارت اطلاعاتٰ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران را برای اعلام رسمی خروج از دفتر تحکیم وحدت تحت فشار قرار داده اند. آنها این انجمن را تهدید کرده اند که در صورت عدم اعلام رسمی خروج، لغو مجوز می شوند و یا ناچار به قرار گرفتن تحت لوای طیف امنیتی- حکومتی شیراز تحکیم وحدت خواهند شد.
با مطرح شدن این موضوع در نشست مشهد این تشکل ـ که گفته می شود مجوز نشست آن نیز به شرط اعلام خروج از تحکیم داده شده ـ احتمال اعلام رسمی خروج از دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) از سوی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران وجود دارد؛ هر چند تعدادی از اعضای این تشکل با این موضوع مخالفت کرده اند.
گفتنی است انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران از انجمن های سنتی اصلاح طلب و در عین حال محافظه کار است که از حدود هفت سال پیش به دلیل آنچه اختلاف فکری و سیاسی می خواند در نشست های دفتر تحکیم وحدت بطور رسمی شرکت نمی کند.این تشکل اما به منظور  حفظ اعتبار دانشجویی در بین دانشجویان عضو خود هیچگاه به طور رسمی این شکاف را علنی نکرده است اما اینک وزارت علوم و نهادهای امنیتی این انجمن را برای اعلام رسمی این جدایی تحت فشار قرار داده اند.

دانشگاه شریف: هفت سین برای همکلاسی های زندانی
عده ای از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، با برپایی سفره هفت سین، یاد سه یار دربندشان را گرامی داشتند.این دانشجویان با قرار دادن عکس سه دانشجوی این دانشگاه که در بند هستند، خواستار آزادی آن ها شدند.
تارا سپهری فر (دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف که در روز 21 بهمن بازداشت شد)، کوهيار گودرزی (از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر که در تاریخ 28 آذر بازداشت شد) و مهدی کلاری (که در روز 16 آذر بازداشت شده و به دو سال و نیم حبس محکوم شده است) دانشجویان بازداشتی دانشگاه شریف هستند. این در حالیست که از دیروز سایت ها و روزنامه های حامی دولت اتهامات تازه ای را علیه این دانشجویان مطرح کرده اند.

ملاقات عبدالله نوری با مهدی عربشاهی
عبدالله نوری، اولین وزیر کشور دوران اصلاحات، به دیدار مهدی عربشاهی ـ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ـ و عبدالله مومنی ـ سخنگو و رییس شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت ـ رفت. 
در این دیدارها عبدالله نوری با قدردانی از مقاومت و پایداری این افراد ابراز امیدواری کرد که سایر زندانیان نیز هرچه سریعتر آزاد شوند. عبدالله مومنی و مهدی عربشاهی در این ملاقات به تشریح شرایط زندان پرداختند.
گفتنی است عبدالله مومنی، روز 30 خرداد در دفتر ستاد شهروند آزاد (حامیان مهدی کروبی) بازداشت شد. وی پس ازتحمل حدود 9 ماه زندان هفته گذشته با وثیقه و قرار کفالت از زندان آزاد شد.
مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت نیز که در روز عاشورا بازداشت شده بود، هفته گذشته با سپردن قرار وثیقه 200 میلیون  تومانی آزاد شد.

دانشگاه اهواز: بازداشت پنج دانشجو 
روز شنبه، عده ای از افراد با لباس شخصي، با مراجعه به دانشگاه جندي شاپور، اقدام به بازداشت 5 تن از فعالان دانشجویی این دانشگاه کردند.آن گونه که منابع نزدیک به دانشجویان اعلام کرده اند، این دانشجويان به مکان نامعلومی برده شده اند و تاکنون خبری از وضعیت آن ها منتشر نشده است.
دانشجویان بازداشتی این دانشگاه  عبارتند از: مهدي ابراهيمي ذاكر (دانشجوي پزشكي)، امين مرزبان (دانشجوي پزشكي)، نويد نجار(دانشجوي پزشكي )، پدرام ياوري(دانشجوي پزشكي ) و بشير سرهنگي (دانشجوي داروسازي).برخی از منابع دانشجویی اعلام کرده اند که اين دانشجويان در تجمعات اعتراضي دانشگاه فعال بوده اند اما هنوزاز اتهامات و محل نگهداری این دانشجویان خبری منتشر شده است. 

بی خبری از حجت منتظری و محمدرضا لطفی
نوید خانجانی عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در سلول های انفرادی متعلق به «سپاه» در زندان اوین نگهداری می شود.این فعال دانشجویی تاکنون تنها چند تماس تلفنی با خانواده خود داشته و از اتهامات و علت بازداشت وی اطلاعی در دسترس نیست.
پیش از این گزارش هایی مبنی بر عدم نظارت و کنترل بر بند متعلق به سپاه در زندان اوین منتشر شده بود. خانجانی در تماس های خود تنها به نگهداری اش در سلول های انفرادی متعلق به &quot;سپاه&quot; اشاره و اضافه کرده است در بند ۲۰۹ اوین نگهداری نمیشود. این امر نگرانی در مورد وضعیت وی را افزایش داده است.
نوید خانجانی، فعال دانشجویی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، شامگاه ۱۱ اسفندماه در منزلش در اصفهان بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/arash_bahmani_02.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">آرش بهمنی</div></div> <img src="uploads/pics/navid_khanjani.jpg" width="150" height="182" border="0" alt="" title="" /> <p>طيف سنتي انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی از سوی دولت و بخش دانشجویی وزارت اطلاعات برای اعلام رسمی خروج از دفتر تحکیم وحدت تحت فشار قرار دارد.این مطلب در نشست مشهد انجمن اسلامی دانشگاه تهران از سوی اعضای نزدیک به اصول گرایان این تشکل اعلام شده است.</p>
<p>مسئولان حراست دانشگاه تهران، وزارت علوم و بخش دانشجویی وزارت اطلاعاتٰ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران را برای اعلام رسمی خروج از دفتر تحکیم وحدت تحت فشار قرار داده اند. آنها این انجمن را تهدید کرده اند که در صورت عدم اعلام رسمی خروج، لغو مجوز می شوند و یا ناچار به قرار گرفتن تحت لوای طیف امنیتی- حکومتی شیراز تحکیم وحدت خواهند شد.</p>
<p>با مطرح شدن این موضوع در نشست مشهد این تشکل ـ که گفته می شود مجوز نشست آن نیز به شرط اعلام خروج از تحکیم داده شده ـ احتمال اعلام رسمی خروج از دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) از سوی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران وجود دارد؛ هر چند تعدادی از اعضای این تشکل با این موضوع مخالفت کرده اند.</p>
<p>گفتنی است انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران از انجمن های سنتی اصلاح طلب و در عین حال محافظه کار است که از حدود هفت سال پیش به دلیل آنچه اختلاف فکری و سیاسی می خواند در نشست های دفتر تحکیم وحدت بطور رسمی شرکت نمی کند.این تشکل اما به منظور&nbsp; حفظ اعتبار دانشجویی در بین دانشجویان عضو خود هیچگاه به طور رسمی این شکاف را علنی نکرده است اما اینک وزارت علوم و نهادهای امنیتی این انجمن را برای اعلام رسمی این جدایی تحت فشار قرار داده اند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>دانشگاه شریف: هفت سین برای همکلاسی های زندانی</strong></p>
<p>عده ای از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، با برپایی سفره هفت سین، یاد سه یار دربندشان را گرامی داشتند.این دانشجویان با قرار دادن عکس سه دانشجوی این دانشگاه که در بند هستند، خواستار آزادی آن ها شدند.</p>
<p>تارا سپهری فر (دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف که در روز 21 بهمن بازداشت شد)، کوهيار گودرزی (از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر که در تاریخ 28 آذر بازداشت شد) و مهدی کلاری (که در روز 16 آذر بازداشت شده و به دو سال و نیم حبس محکوم شده است) دانشجویان بازداشتی دانشگاه شریف هستند. این در حالیست که از دیروز سایت ها و روزنامه های حامی دولت اتهامات تازه ای را علیه این دانشجویان مطرح کرده اند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ملاقات عبدالله نوری با مهدی عربشاهی</strong></p>
<p>عبدالله نوری، اولین وزیر کشور دوران اصلاحات، به دیدار مهدی عربشاهی ـ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ـ و عبدالله مومنی ـ سخنگو و رییس شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت ـ رفت. </p>
<p>در این دیدارها عبدالله نوری با قدردانی از مقاومت و پایداری این افراد ابراز امیدواری کرد که سایر زندانیان نیز هرچه سریعتر آزاد شوند. عبدالله مومنی و مهدی عربشاهی در این ملاقات به تشریح شرایط زندان پرداختند.</p>
<p>گفتنی است عبدالله مومنی، روز 30 خرداد در دفتر ستاد شهروند آزاد (حامیان مهدی کروبی) بازداشت شد. وی پس ازتحمل حدود 9 ماه زندان هفته گذشته با وثیقه و قرار کفالت از زندان آزاد شد.</p>
<p>مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت نیز که در روز عاشورا بازداشت شده بود، هفته گذشته با سپردن قرار وثیقه 200 میلیون&nbsp; تومانی آزاد شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>دانشگاه اهواز: بازداشت پنج دانشجو </strong></p>
<p>روز شنبه، عده ای از افراد با لباس شخصي، با مراجعه به دانشگاه جندي شاپور، اقدام به بازداشت 5 تن از فعالان دانشجویی این دانشگاه کردند.آن گونه که منابع نزدیک به دانشجویان اعلام کرده اند، این دانشجويان به مکان نامعلومی برده شده اند و تاکنون خبری از وضعیت آن ها منتشر نشده است.</p>
<p>دانشجویان بازداشتی این دانشگاه &nbsp;عبارتند از: مهدي ابراهيمي ذاكر (دانشجوي پزشكي)، امين مرزبان (دانشجوي پزشكي)، نويد نجار(دانشجوي پزشكي )، پدرام ياوري(دانشجوي پزشكي ) و بشير سرهنگي (دانشجوي داروسازي).برخی از منابع دانشجویی اعلام کرده اند که اين دانشجويان در تجمعات اعتراضي دانشگاه فعال بوده اند اما هنوزاز اتهامات و محل نگهداری این دانشجویان خبری منتشر شده است. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>بی خبری از حجت منتظری و محمدرضا لطفی</strong></p>
<p>نوید خانجانی عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در سلول های انفرادی متعلق به «سپاه» در زندان اوین نگهداری می شود.این فعال دانشجویی تاکنون تنها چند تماس تلفنی با خانواده خود داشته و از اتهامات و علت بازداشت وی اطلاعی در دسترس نیست.</p>
<p>پیش از این گزارش هایی مبنی بر عدم نظارت و کنترل بر بند متعلق به سپاه در زندان اوین منتشر شده بود. خانجانی در تماس های خود تنها به نگهداری اش در سلول های انفرادی متعلق به &quot;سپاه&quot; اشاره و اضافه کرده است در بند ۲۰۹ اوین نگهداری نمیشود. این امر نگرانی در مورد وضعیت وی را افزایش داده است.</p>
<p>نوید خانجانی، فعال دانشجویی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، شامگاه ۱۱ اسفندماه در منزلش در اصفهان بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 23:57:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>سناریوی خونین برای فعالان حقوق بشر</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-ef9884be66.html</link>
			<description>موج جدید سرکوب فعالان حقوق بشر و نهادهای مدنی در ایران که با انتشار اطلاعیه شامگاه شنبه دادسرای عمومی و انقلاب تهران آغاز شده بود، بااتهامات سنگین کیهان و فارس و همچنین از کارانداختن سایت های مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و پخش گزارشی با عنوان &quot;ویژه برنامه جنگ سایبری علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی&quot;از تلویزیون دولتی ایران،  وارد مرحله ای تازه شد.
 همزمان با انتشار این اطلاعیه، سایت های متعلق به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از جمله خبرگزاری &quot;هرانا&quot;، مورد  تخریب عوامل سپاه پاسداران از طریق اخذ اطلاعات فنی سایت از بازداشت شدگان قرار گرفته و علامت &quot;ارتش سایبری ایران&quot; و &quot;گرداب&quot; در صفحه اصلی آنها جای داده شده است. گفتنی است خبرگزاری هرانا در ماه های اخیر به دلیل جمع آوری و انتشار اخبار مربوط به نقض حقوق بشراز جمله بازداشت های پس از حوادث عاشورا، به یک منبع معتبر اینترنتی در این زمینه  تبدیل شده بود. در همین حال در اقدامی کم سابقه، همزمان با صدور اطلاعیه دادسرای عمومی و انقلاب تهران و از کار انداختن سایت های مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خبرگزاری فارس در &quot;گزارشی اختصاصی&quot; ادعاهای بیشتری را به اطلاعیه دادسرای عمومی و انقلاب تهران افزوده است.  خبرگزاری فارس، ارگان افراطیون وابسته به سپاه عنوان گزارش اختصاصی اش را &quot;عملیات ضد جاسوسی سپاه حریم ولایت و امنیت کشور با مجوز قوه قضاییه&quot; انتخاب کرده و علاوه بر موارد اتهامی درج شده در اطلاعیه دادسرا بر ضد بازداشت شدگان و فعالان حقوق بشر در ایران، راه اندازی کمپین یک میلیون امضاء، انتشار اخبار سرکوب اقلیت ها در ایران و افزایش مطالبات زنان را از جمله دیگر اتهامات بازداشت شدگان برشمرده و ضمن نام بردن از سه تشکل مدنی &quot;مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران &quot;، &quot;كانون مدافعان حقوق بشر &quot;و&quot; كميته گزارشگران حقوق بشر&quot; مدعی جاسوسی این نهادها برای سی.آی.ای شده است.  خبرگزاری فارس مدعی شده است که این تشکل ها با بودجه سازمان سی.آی.ای اداره می شوند: &quot;این سه تشكل فعاليت خود را از سال‌هاي گذشته آغاز و پس از تصويب بودجه 400 ميليون دلاري سازمان سيا توسط كنگره، شتاب بيشتري به فعالیت های خود دادند&quot;. این خبرگزاری درباره مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران می نویسد: &quot;احمدباطبی یکی از اعضای این مجموعه پيش از برگزاری انتخابات رياست جمهوري، مذاكراتي را همراه با كيوان رفيعي با تني چند از عوامل گروهک تروريستي منافقين جهت مسلح شدن و اقدام به ترور و به آشوب كشاندن كشور داشته است. باطبي همچنين در ديدارهايي كه با رزيتا منطقي سخنگوي دفتر لندن انجمن پادشاهي داشته است درباره نحوه عضوگيري و انجام عمليات مشترك تروريستي در داخل ايران مذاكراتي داشته است&quot;. فارس در ادامه توضیح &quot;عملیات پیچیده امنیتی سپاه حریم ولایت&quot;، صفحه  كانون مدافعان حقوق بشردر دانشنامه آزاد ویکیپدیا را کپی و نام اعضاء موسس این تشکل از جمله شیرین عبادی، محمد شریف، عبدالفتاح سلطاني و نرگس محمدي را منتشر کرده و مدعی ارتباط این وکلا با &quot;فرقه ضاله بهاييت&quot; شده است. در سومین بخش گزارش منتشر شده در خبرگزاری فارس از نتایج  این&quot;عملیات پیچیده&quot; درباره كميته گزارشگران حقوق بشر، نام اعضای این تشکل نیز از دانشنامه آزاد ویکیپدیا کپی شده و در تشریح اتهام این تشکل آمده است: &quot;راه اندازي كمپين يك ميليون امضا، القاي تقلب در انتخابات دهم رياست جمهوري، دامن زدن به مطالبات فمنيستي، اهانت به شريعت اسلام و سازماندهي زنان و دانشجويان براي حضور در آشوب هاي پس از انتخابات از جمله اقدامات اين كميته بوده است&quot;.
روزنامه جوان، ارگان مطبوعاتی سپاه پاسداران نیز در گفت و گو با یک &quot;منبع آگاه&quot; از آنچه که  &quot;اعتراف سرپل حقوق بشری سایبری به دریافت ماهیانه 2 میلیون دلار&quot; خوانده خبر داده و مدعی شده است که این پول به شماره حسابی در بانک کشاوزی واریز می شده است.
همزمان روزنامه کیهان نیز در تیتر اول خود به این ماجرا پرداخته و در قالب &quot;گزارشی اختصاصی&quot; جزییات بیشتری از این سناریو را منتشر کرده است.در گزارش کیهان می خوانیم:
   طرح &quot;بي ثبات سازي ايران&quot; در سال 2006 ميلادي توسط سازمان سيا تهيه و با اختصاص بودجه 400 ميليون دلاري توسط كنگره آمريكا، با دستور &quot;بوش&quot; ابلاغ و عملياتي شد. بخشي از اين طرح، راه اندازي نوعي جديد از &quot;جنگ اطلاعاتي&quot; موسوم به &quot;جنگ سايبري&quot; بود كه از سال 2006 ميلادي و با بكارگيري گروههاي ضدانقلاب از جمله حزب صهيونيستي بهائيت، منافقين، سلطنت طلبان و برخي گروهك هاي ديگر، مورد توجه ويژه آمريكايي ها قرار گرفت. در اين راستا تأسيس شبكه موسوم به &quot;ايران پراكسي&quot;از مهمترين اقداماتي است كه در اين سال توسط سازمان سيا تحت پوشش دفترIBB، وزارت امورخارجه آمريكا و با بودجه اوليه بالغ بر 50 ميليون دلار انجام شد. در ادامه این &quot;گزارش اختصاصی&quot; آمده است: در جريان آشوب ها و اغتشاشات تابستان 88، طرحي با محوريت فردي با آي دي raha در فضاي اينترنت منتشر شد كه بسرعت فراگير و موسوم به طرح &quot;خاموشي سبز&quot; بود. يكي از اعضاي شبكه جنگ سايبري به عنوان مبتكر اين طرح- كه خود كارشناس ارشد مطالعات برق و از مديران شركتهاي طرف قرارداد با وزارت نيرو توانير بود- با ارائه راهكارهايي در دو سطح عمومي و خصوصي، قصد داشت تا با انجام اقدامات و مانورهايي در شبكه سراسري توزيع برق به نحوي اخلال و اختلال نمايد. اين اقدامات مي توانست منجر به بروز خاموشي هاي گسترده شده و علاوه بر خسارات جبران ناپذير، تنش اجتماعي گسترده اي را توليد كند. اين فرد در ايميل هايش به ساير همكارانش نيز اعلام كرده بود كه انجام اين طرح و تكرار آن باعث ويراني پايه هاي حكومت مي شود.  گزارشگر کیهان سپس با افشای این نکته که مقامات امنیتی &quot;با استفاده از ظرفيت اين پروژه، با اعضاي شبكه ارتباط صوري&quot; برقرار کردند، نوشته است: در نهايت طي اقدام ضربتي مركز سايبري سپاه مديريت سايت ايجاد شده توسط شبكه مذكور و بانك اطلاعات آن در اختيار مركز بررسي جرائم سازمان يافته سايبري قرار گرفت كه منجر به دستگيري عوامل اصلي شبكه، 15 روز قبل از موعد اجراي اين طرح شوم شد.  کیهان در ادامه ادعا کرده است که &quot;بودجه هاي كلان اختصاص يافته از سوي سازمان سيا براي انجام به اصطلاح كودتاي اينترنتي در ايران&quot; در سال گذشته افزایش یافته و &quot;از نظر مأموران سيا زمين اصلي جنگ با نظام جمهوري اسلامي به حوزه سايبر منتقل شده است.&quot; کیهان در ادامه با نام بردن از تعداد زیادی از دستگیرشدگان، اتهامات سنگینی را به آنان وارد کرده که از جمله می توان به &quot;استفاده از هكر يا گروه هاي هكري براي حمله به سايت هاي حياتي ارگان هاي دولتي و شخصيت هاي عاليرتبه نظام&quot;، &quot;انتقال متهمين يا فعالين سياسي به خارج از كشور&quot;، &quot;سهولت دسترسي آشوبگران به شبكه هاي مجازي اجتماعي نظير فيس بوك، فرند فيد و... و هماهنگي هاي آشوبگران با يكديگر از طريق اينترنت&quot; اشاره کرد.  کیهان همچنین با ربط دادن این سناریو با جنبش سبز و معترضان به تقلب در انتخابات، نوشته است که یکی از متهمین اصلی این گروه &quot;قبل از انتخابات مخفيانه به تهران آمده و با دوستانش در ستاد ونك يكي از نامزدهاي ناكام رياست جمهوري ملاقاتهايي نمود.&quot;       
علاوه بر &quot;گزارش های اختصاصی&quot; کیهان و فارس و ادعاهای &quot;منبع آگاه&quot; روزنامه جوان، سیمای جمهوری اسلامی نیز در بخش خبری 20:30 شامگاه دیشب گزارشی را پخش و طی آن فردی به نام &quot;کیوان رفیعی&quot; را بنیانگذار مجموعه فعالان حقوق بشر ایران معرفی وضمن نشان دادن عکس های صفحه آلبوم شخصی وی در فیس بوک، از او با عبارت &quot;منحرف اخلاقی و بیمار جنسی&quot; یاد کرد.
سیمای جمهوری اسلامی که در گزارش خود تصاویر کیوان رفیعی را با جلوه های ویژه تصویری مخلوط کرده بود و می کوشید به مخاطبان القاء کند مجموعه فعالان حقوق بشر یک شبکه زیر زمینی &quot;فحشا&quot; و وابسته به &quot;قرارگاه اشرف&quot; و &quot;کاخ سفید&quot; است همچنین مدعی شد که: &quot;فعالان حقوق بشر در ایران از عبدالمالک ریگی حمایت کرده اند&quot;.
سیمای رسمی جمهوری اسلامی همچنین تصاویری از احمد باطبی را از صفحه فیس بوک وی در حال شرکت در یک میهمانی پخش کرد و ضمن متهم کردن وی به فساد اخلاقی، مدعی شد او تاکنون دوبار در قرارگاه اشرف وابسته به سازمان مجاهدین خلق آموزش نظامی دیده است. در این بخش از گزارش، عکسی از احمد باطبی که لباسی شبه نظامی در زمان خروج از مرزهای زمینی ایران  بر تن دارد، به عنوان سند همکاری او با سازمان مجاهدین خلق مورد استناد قرار گرفت.
این گزارش همچنین با مونتاژ صدا و تدوین گفته های خانمی که با بخش &quot;زن امروز&quot; تلویزیون صدای امریکا به عنوان &quot;سخنگوی انجمن پادشاهی&quot; گفت و گو می کرد، احمد باطبی را با عبارت &quot;کدبان احمد باطبی&quot; معرفی کرد.
یک کارشناس در این مورد به روز گفت: &quot;در اصل مصاحبه کلمات «کدبان» و «احمد» در دو جای مختلف از زبان مصاحبه شونده بیان شده، اما صدا و سیما با چسباندن این دو واژه به هم و تقلید صدای گوینده برای ادای واژه «باطبی»، عبارت «کدبان احمد باطبی» را برای القای این نکته که احمد باطبی از اعضای انجمن پادشاهی است در کنار هم قرار داده است&quot;.
به گفته این کارشناس، &quot;کدبان&quot; لقبی است که خانمی که به عنوان &quot;سخنگوی انجمن پادشاهی در لندن&quot; در زمان برگزاری دادگاه های حوادث پس از انتخابات با صدای امریکا مصاحبه می کرد برای نام بردن از هواداران و اعضای این انجمن، از آن استفاده کرده بود.
در همین حال مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با انتشار اطلاعیه ای به ادعاهای دادسرای عمومی و انقلاب تهران و خبرگزاری های وابسته به سپاه واکنش نشان داده  و از عزم این مجموعه در ادامه فعالیت های خود خبر داده است.
این تشکل سرکوب های اخیر فعالان حقوق بشر را ناشی از تلاش ناکام دولت ایران برای جلوگیری از فعالیت مجموعه فعالان حقوق بشر در نشست ژنو و افشای موارد نقض حقوق بشر دانسته و آورده است: &quot;از نظر مجموعه، این هجمه از آنجا شکل می گیرد که تمامی فشارها، خاصه بازداشت های گسترده بهمن ماه و 11 اسفند که قاطبه آن را همکاران سابق یا حتی افراد بی ارتباط با مجموعه تشکیل می دهند و همینطور توسل نهادهای امنیتی به گروگانگیری اعضای بیگناه خانواده ها و تلاش برای متوقف کردن فعالیت های مجموعه باعث انصراف مجموعه از حضور در نشست ژنو نشد. این تشکل درتاریخ هشتم مارس، در نشست ژنو حاضر و نسبت به افشای نقض حقوق بشر در ایران اقدام کرد و از جامعه بین الملل خواستار پایان دادن به مماشات با دولت ایران و لزوم هزینه سازی برای ناقضان حقوق بشر شد. نماینده مجموعه در نشست در سخنرانی خود نسبت به اقدامات تلاقی جویانه دستگاه امنیتی به دلیل حضور در این نشست هشدار داده بود&quot;.
گفتنی است، محمد جواد لاریجانی نماینده  جمهوری اسلامی در اجلاس شوراي حقوق بشر سازمان ملل در ژنو در اظهار نظرهای پیاپی در طی اجلاس مدعی شد که در ایران کسی به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات اعدام نشده، ایران فاقد زندانی سیاسی است و بهاییان یک اقلیت اعتقادی هستند.
مجموعه فعالان حقوق بشر در اطلاعیه خود علت از کار افتادن سایت های این مجموعه را تحت فشار قرار دادن برخی از اعضای بازداشتی دانسته و افزوده است: &quot;بررسی تیم فنی مجموعه نشان می دهد که نوع خرابکاری تیم گرداب، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به هیچ وجه مبتنی بر کار علمی نبوده و این نوع...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">نازنین کامدار</div></div> <img src="uploads/pics/jang_syberi.jpg" width="150" height="122" border="0" alt="" title="" /> <p>موج جدید سرکوب فعالان حقوق بشر و نهادهای مدنی در ایران که با انتشار اطلاعیه شامگاه شنبه دادسرای عمومی و انقلاب تهران آغاز شده بود، بااتهامات سنگین کیهان و فارس و همچنین از کارانداختن سایت های مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران&nbsp;و پخش گزارشی با عنوان&nbsp;&quot;ویژه برنامه جنگ سایبری علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی&quot;از تلویزیون دولتی ایران، &nbsp;وارد مرحله ای تازه شد.</p>
<p> همزمان با انتشار این اطلاعیه، سایت های متعلق به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از جمله خبرگزاری &quot;هرانا&quot;، مورد&nbsp; تخریب عوامل سپاه پاسداران از طریق اخذ اطلاعات فنی سایت از بازداشت شدگان قرار گرفته و علامت &quot;ارتش سایبری ایران&quot; و &quot;گرداب&quot; در صفحه اصلی آنها جای داده شده است.<br /> گفتنی است خبرگزاری هرانا در ماه های اخیر به دلیل جمع آوری و انتشار اخبار مربوط به نقض حقوق بشراز جمله بازداشت های پس از حوادث عاشورا، به یک منبع معتبر اینترنتی در این زمینه&nbsp; تبدیل شده بود.<br /> در همین حال در اقدامی کم سابقه، همزمان با صدور اطلاعیه دادسرای عمومی و انقلاب تهران و از کار انداختن سایت های مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خبرگزاری فارس در &quot;گزارشی اختصاصی&quot; ادعاهای بیشتری را به اطلاعیه دادسرای عمومی و انقلاب تهران افزوده است. <br /> خبرگزاری فارس، ارگان افراطیون وابسته به سپاه عنوان گزارش اختصاصی اش را &quot;عملیات ضد جاسوسی سپاه حریم ولایت و امنیت کشور با مجوز قوه قضاییه&quot; انتخاب کرده و علاوه بر موارد اتهامی درج شده در اطلاعیه دادسرا بر ضد بازداشت شدگان و فعالان حقوق بشر در ایران، راه اندازی کمپین یک میلیون امضاء، انتشار اخبار سرکوب اقلیت ها در ایران و افزایش مطالبات زنان را از جمله دیگر اتهامات بازداشت شدگان برشمرده و ضمن نام بردن از سه تشکل مدنی &quot;مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران &quot;، &quot;كانون مدافعان حقوق بشر &quot;و&quot; كميته گزارشگران حقوق بشر&quot; مدعی جاسوسی این نهادها برای سی.آی.ای شده است.<br /> &nbsp;خبرگزاری فارس مدعی شده است که این تشکل ها با بودجه سازمان سی.آی.ای اداره می شوند: &quot;این سه تشكل فعاليت خود را از سال‌هاي گذشته آغاز و پس از تصويب بودجه 400 ميليون دلاري سازمان سيا توسط كنگره، شتاب بيشتري به فعالیت های خود دادند&quot;.<br /> این خبرگزاری درباره مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران می نویسد: &quot;احمدباطبی یکی از اعضای این مجموعه پيش از برگزاری انتخابات رياست جمهوري، مذاكراتي را همراه با كيوان رفيعي با تني چند از عوامل گروهک تروريستي منافقين جهت مسلح شدن و اقدام به ترور و به آشوب كشاندن كشور داشته است. باطبي همچنين در ديدارهايي كه با رزيتا منطقي سخنگوي دفتر لندن انجمن پادشاهي داشته است درباره نحوه عضوگيري و انجام عمليات مشترك تروريستي در داخل ايران مذاكراتي داشته است&quot;.<br /> فارس در ادامه توضیح &quot;عملیات پیچیده امنیتی سپاه حریم ولایت&quot;، صفحه&nbsp; كانون مدافعان حقوق بشردر دانشنامه آزاد ویکیپدیا را کپی و نام اعضاء موسس این تشکل از جمله شیرین عبادی، محمد شریف، عبدالفتاح سلطاني و نرگس محمدي را منتشر کرده و مدعی ارتباط این وکلا با &quot;فرقه ضاله بهاييت&quot; شده است.<br /> در سومین بخش گزارش منتشر شده در خبرگزاری فارس از نتایج&nbsp; این&quot;عملیات پیچیده&quot; درباره كميته گزارشگران حقوق بشر، نام اعضای این تشکل نیز از دانشنامه آزاد ویکیپدیا کپی شده و در تشریح اتهام این تشکل آمده است: &quot;راه اندازي كمپين يك ميليون امضا، القاي تقلب در انتخابات دهم رياست جمهوري، دامن زدن به مطالبات فمنيستي، اهانت به شريعت اسلام و سازماندهي زنان و دانشجويان براي حضور در آشوب هاي پس از انتخابات از جمله اقدامات اين كميته بوده است&quot;.</p>
<p>روزنامه جوان، ارگان مطبوعاتی سپاه پاسداران نیز در گفت و گو با یک &quot;منبع آگاه&quot; از آنچه که&nbsp; &quot;اعتراف سرپل حقوق بشری سایبری به دریافت ماهیانه 2 میلیون دلار&quot; خوانده خبر داده و مدعی شده است که این پول به شماره حسابی در بانک کشاوزی واریز می شده است.</p>
<p>همزمان روزنامه کیهان نیز در تیتر اول خود به این ماجرا پرداخته و در قالب &quot;گزارشی اختصاصی&quot; جزییات بیشتری از این سناریو را منتشر کرده است.در گزارش کیهان می خوانیم:</p><table border="0" cellpadding="0" width="100%" class="contenttable"> <tbody><tr> <td width="97%"><p>طرح &quot;بي ثبات سازي ايران&quot; در سال 2006 ميلادي توسط سازمان سيا تهيه و با اختصاص بودجه 400 ميليون دلاري توسط كنگره آمريكا، با دستور &quot;بوش&quot; ابلاغ و عملياتي شد. بخشي از اين طرح، راه اندازي نوعي جديد از &quot;جنگ اطلاعاتي&quot; موسوم به &quot;جنگ سايبري&quot; بود كه از سال 2006 ميلادي و با بكارگيري گروههاي ضدانقلاب از جمله حزب صهيونيستي بهائيت، منافقين، سلطنت طلبان و برخي گروهك هاي ديگر، مورد توجه ويژه آمريكايي ها قرار گرفت. در اين راستا تأسيس شبكه موسوم به &quot;ايران پراكسي&quot;از مهمترين اقداماتي است كه در اين سال توسط سازمان سيا تحت پوشش دفترIBB، وزارت امورخارجه آمريكا و با بودجه اوليه بالغ بر 50 ميليون دلار انجام شد.</p> <p>در ادامه این &quot;گزارش اختصاصی&quot; آمده است:<br /> در جريان آشوب ها و اغتشاشات تابستان 88، طرحي با محوريت فردي با آي دي raha در فضاي اينترنت منتشر شد كه بسرعت فراگير و موسوم به طرح &quot;خاموشي سبز&quot; بود. يكي از اعضاي شبكه جنگ سايبري به عنوان مبتكر اين طرح- كه خود كارشناس ارشد مطالعات برق و از مديران شركتهاي طرف قرارداد با وزارت نيرو توانير بود- با ارائه راهكارهايي در دو سطح عمومي و خصوصي، قصد داشت تا با انجام اقدامات و مانورهايي در شبكه سراسري توزيع برق به نحوي اخلال و اختلال نمايد. اين اقدامات مي توانست منجر به بروز خاموشي هاي گسترده شده و علاوه بر خسارات جبران ناپذير، تنش اجتماعي گسترده اي را توليد كند. اين فرد در ايميل هايش به ساير همكارانش نيز اعلام كرده بود كه انجام اين طرح و تكرار آن باعث ويراني پايه هاي حكومت مي شود. </p> <p>گزارشگر کیهان سپس با افشای این نکته که مقامات امنیتی &quot;با استفاده از ظرفيت اين پروژه، با اعضاي شبكه ارتباط صوري&quot; برقرار کردند، نوشته است: در نهايت طي اقدام ضربتي مركز سايبري سپاه مديريت سايت ايجاد شده توسط شبكه مذكور و بانك اطلاعات آن در اختيار مركز بررسي جرائم سازمان يافته سايبري قرار گرفت كه منجر به دستگيري عوامل اصلي شبكه، 15 روز قبل از موعد اجراي اين طرح شوم شد. <br /> کیهان در ادامه ادعا کرده است که &quot;بودجه هاي كلان اختصاص يافته از سوي سازمان سيا براي انجام به اصطلاح كودتاي اينترنتي در ايران&quot; در سال گذشته افزایش یافته و &quot;از نظر مأموران سيا زمين اصلي جنگ با نظام جمهوري اسلامي به حوزه سايبر منتقل شده است.&quot;</p> <p>کیهان در ادامه با نام بردن از تعداد زیادی از دستگیرشدگان، اتهامات سنگینی را به آنان وارد کرده که از جمله می توان به &quot;استفاده از هكر يا گروه هاي هكري براي حمله به سايت هاي حياتي ارگان هاي دولتي و شخصيت هاي عاليرتبه نظام&quot;، &quot;انتقال متهمين يا فعالين سياسي به خارج از كشور&quot;، &quot;سهولت دسترسي آشوبگران به شبكه هاي مجازي اجتماعي نظير فيس بوك، فرند فيد و... و هماهنگي هاي آشوبگران با يكديگر از طريق اينترنت&quot; اشاره کرد. </p> <p>کیهان همچنین با ربط دادن این سناریو با جنبش سبز و معترضان به تقلب در انتخابات، نوشته است که یکی از متهمین اصلی این گروه &quot;قبل از انتخابات مخفيانه به تهران آمده و با دوستانش در ستاد ونك يكي از نامزدهاي ناكام رياست جمهوري ملاقاتهايي نمود.&quot;</p></td> <td width="1%"><p>&nbsp;</p></td> </tr> </tbody></table><p>علاوه بر &quot;گزارش های اختصاصی&quot; کیهان و فارس و ادعاهای &quot;منبع آگاه&quot; روزنامه جوان، سیمای جمهوری اسلامی نیز در بخش خبری 20:30 شامگاه دیشب گزارشی را پخش و طی آن فردی به نام &quot;کیوان رفیعی&quot; را بنیانگذار مجموعه فعالان حقوق بشر ایران&nbsp;معرفی وضمن نشان دادن عکس های صفحه آلبوم شخصی وی در فیس بوک، از او با عبارت &quot;منحرف اخلاقی و بیمار جنسی&quot;&nbsp;یاد&nbsp;کرد.</p>
<p>سیمای جمهوری اسلامی که در گزارش خود تصاویر کیوان رفیعی را با جلوه های ویژه تصویری مخلوط کرده بود و می کوشید به مخاطبان القاء کند مجموعه فعالان حقوق بشر یک شبکه زیر زمینی &quot;فحشا&quot; و وابسته به &quot;قرارگاه اشرف&quot; و &quot;کاخ سفید&quot; است&nbsp;همچنین مدعی شد که: &quot;فعالان حقوق بشر در ایران از عبدالمالک ریگی حمایت کرده اند&quot;.</p>
<p>سیمای رسمی جمهوری اسلامی همچنین&nbsp;تصاویری از احمد باطبی را از صفحه فیس بوک وی در حال شرکت در یک میهمانی پخش کرد و ضمن متهم کردن وی به فساد اخلاقی، مدعی شد او تاکنون دوبار در قرارگاه اشرف وابسته به سازمان مجاهدین خلق آموزش نظامی دیده است. در این بخش از گزارش، عکسی از احمد باطبی که&nbsp;لباسی شبه&nbsp;نظامی در&nbsp;زمان خروج از مرزهای زمینی ایران&nbsp;&nbsp;بر تن دارد، به عنوان سند همکاری او با سازمان مجاهدین خلق مورد استناد قرار گرفت.</p>
<p>این گزارش همچنین با مونتاژ صدا و تدوین گفته های خانمی که با بخش &quot;زن امروز&quot; تلویزیون صدای امریکا به عنوان &quot;سخنگوی انجمن پادشاهی&quot; گفت و گو می کرد، احمد باطبی را با عبارت &quot;کدبان احمد&nbsp;باطبی&quot; معرفی کرد.</p>
<p>یک کارشناس در این مورد به روز گفت: &quot;در اصل مصاحبه&nbsp;کلمات «کدبان» و «احمد» در دو جای مختلف از زبان مصاحبه شونده بیان شده، اما صدا و سیما با چسباندن این دو واژه به هم و تقلید صدای گوینده برای ادای واژه «باطبی»، عبارت «کدبان احمد باطبی» را برای القای این نکته که احمد باطبی از اعضای انجمن پادشاهی است در کنار هم قرار داده است&quot;.</p>
<p>به گفته این کارشناس، &quot;کدبان&quot; لقبی است که&nbsp;خانمی که به عنوان &quot;سخنگوی&nbsp;انجمن پادشاهی در لندن&quot;&nbsp;در زمان برگزاری دادگاه های حوادث پس از انتخابات با صدای امریکا مصاحبه می کرد برای نام بردن&nbsp;از&nbsp;هواداران و اعضای این انجمن، از آن استفاده کرده بود.</p>
<p>در همین حال مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با انتشار اطلاعیه ای به ادعاهای دادسرای عمومی و انقلاب تهران و خبرگزاری های وابسته به سپاه واکنش نشان داده&nbsp; و از عزم این مجموعه در ادامه فعالیت های خود خبر داده است.</p>
<p>این تشکل سرکوب های اخیر فعالان حقوق بشر را ناشی از تلاش ناکام دولت ایران برای جلوگیری از فعالیت مجموعه فعالان حقوق بشر در نشست ژنو و افشای موارد نقض حقوق بشر دانسته و آورده است: &quot;از نظر مجموعه، این هجمه از آنجا شکل می گیرد که تمامی فشارها، خاصه بازداشت های گسترده بهمن ماه و 11 اسفند که قاطبه آن را همکاران سابق یا حتی افراد بی ارتباط با مجموعه تشکیل می دهند و همینطور توسل نهادهای امنیتی به گروگانگیری اعضای بیگناه خانواده ها و تلاش برای متوقف کردن فعالیت های مجموعه باعث انصراف مجموعه از حضور در نشست ژنو نشد. این تشکل درتاریخ هشتم مارس، در نشست ژنو حاضر و نسبت به افشای نقض حقوق بشر در ایران اقدام کرد و از جامعه بین الملل خواستار پایان دادن به مماشات با دولت ایران و لزوم هزینه سازی برای ناقضان حقوق بشر شد. نماینده مجموعه در نشست در سخنرانی خود نسبت به اقدامات تلاقی جویانه دستگاه امنیتی به دلیل حضور در این نشست هشدار داده بود&quot;.</p>
<p>گفتنی است، محمد جواد لاریجانی نماینده &nbsp;جمهوری اسلامی در اجلاس شوراي حقوق بشر سازمان ملل در ژنو در اظهار نظرهای پیاپی در طی اجلاس مدعی شد که در ایران کسی به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات اعدام نشده، ایران فاقد زندانی سیاسی است و بهاییان یک اقلیت اعتقادی هستند.</p>
<p>مجموعه فعالان حقوق بشر در اطلاعیه خود علت از کار افتادن سایت های این مجموعه را تحت فشار قرار دادن برخی از اعضای بازداشتی دانسته و افزوده است: &quot;بررسی تیم فنی مجموعه نشان می دهد که نوع خرابکاری تیم گرداب، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به هیچ وجه مبتنی بر کار علمی نبوده و این نوع خرابکاری با بازداشت برخی از اعضای شرکت خدمات دهنده فنی به این مجموعه در داخل کشور و پس شکنجه آنها و دریافت اطلاعات صورت گرفته است&quot;. </p>
<p>مجموعه فعالان حقوق بشر در اطلاعیه خود سرکوب های اخیر را&nbsp; فاز اول &quot;سناریویی خونین&quot; و &quot;سرفصلی جدید در برخورد با فعالان مدنی&quot; دانسته که در آستانه چهارشنبه سوری کلید خورده است.سناریویی که با بازداشت برخی روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و حقوق بشری در روزهای گذشته موجب نگرانی خانواده های بازداشت شدگان شده است.</p>
<p>گفتنی است هفته گذشته خبرگزاری های وابسته به سپاه و دولت در اقدامی هماهنگ و به بهانه&nbsp; انتشار مقاله ای از یک مقام سابق وزارت خزانه داری امریکا، مدعی ارتباط جاسوسی و مالی روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و هواداران جنبش سبز با امریکا شده بودند. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_secondnews</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 23:52:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>دموکراسی از اسلام قابل استخراج نیست</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-1ea1cb2969.html</link>
			<description>با دکتر عبدالکریم سروش، این بار در مورد جدایی دین از حکومت، اختلاف نظر سکولارها و نواندیشان دینی و نیزچشم انداز جنبش سبزگفت و گو کرده ایم. دکتر سروش باتاکید بر اینکه &quot;با سکولاریسم سیاسی فرا دینی کسی هم که مومن است، خاطر جمع می شود دین و ایمانش محفوظ خواهد ماند و  حکومت به اعتقاد وعمل او تعرضی نخواهد کرد.... &quot; می گوید: &quot;دموکراسی از اسلام قابل استخراج نیست.&quot; او همچنین می افزاید: &quot;دینداران باید بدانند در روزگار حاضر، اجرای عدالت که خواسته شرع هم هست، فقط به شیوه دموکراتیک امکان پذیرست نه به شیوه فردی؛ نه به شیوه ولایتی.&quot; این مصاحبه در پی می آید.

آقای دکتر!  شما گفته اید به لحاظ سیاسی سکولارهستید. بحث اصلی هم ظاهرا بحث بر سر جدایی دین از حکومت است. پس این دعوا بین روشنفکران مابر سر چیست؟
حقیقتا دعوایی  نیست، بعضی ها شاید می خواهند دعوا درست بکنند. من از قضا &quot;سکولاریسم سیاسی و فلسفی&quot; را برای همین مطرح کردم که اگر هم به ظاهراختلافی هست، این اختلاف حل و معلوم شود ما به چه معنا سکولاریم و با دیگران  همراستاییم و به چه معنا،  سکولار نیستیم. اما مسئله ای که به ویژه در خارج از کشور پدید آمده، این است که بسیاری از کسانی که ادعای سکولار بودن می کنند، برحسب اعتقادات هم سکولارند؛ یعنی اعتقادی به  معنویت و دیانت ندارند. البته آنان مختارند که چنین باشند، اما وقتی فقط اینها مدافع سکولاریسم می شوند، سکولاریسم برای جامعه ایرانی معنای وحشتناکی پیدا می کند. یعنی تصور می کنند دم زدن از سکولاریسم، مترادف است با دست کشیدن از اعتقاد ودیانت. این خطا و توهم را باید تصحیح کرد. 

پس شما می خواهید این توهم راتصحیح کنید. 
بلی؛ من این کار را کردم. گفتم  دوگونه سکولاریسم داریم. (البته در پرانتز این را به شما بگویم که سکولاریسم بحث فوق العاده ظریف و پیچیده ای است، وهر قدر هم درباره اش بگوییم حقش ادا نمی شود. من  روی سکولاریسم کار تخصصی کرده ام، با پاره ای از بزرگان سکولاریسم شناس جهان، مجالست ومباحثه داشته ام و به همین سبب هم حقیقتا سخن گفتن از سکولاریسم را  دشوار می یابم و پاره ای ساده انگاری هایی را که برخی ها می کنند به غایت خطرناک می بینم. )  من با توجه به همین مشکلات و ابهامات بود که گفتم دستکم ما می توانیم بر سر یک تقسیم توافق کنیم و آن اینکه سکولاریسم سیاسی داریم و سکولاریسم اعتقادی. ما بر سرسکولاریسم اعتقادی با کسی جدالی نداریم گرچه اختلاف داریم؛ هر کسی می تواند اعتقاد خودش را داشته باشد، اما آنچه بر روی آن می توانیم توافق کنیم عبارتست از سکولاریسم سیاسی یا به تعبیر ویژه بنده &quot;حکومت فرادینی&quot; با همان توضیحی که آوردم. یعنی یک حکومت اخلاقی که  نسبت به همه ادیان بی طرف باشد، هیچ حق ویژه ای به پیرو هیچ دین ویژه ای ندهد، پلورالیسم دینی وسیاسی را به رسمیت بشناسد، برای همه حقوق برابر قائل باشد و قانون را برای همه یکسان اجرا کند؛ این معنی سکولاریسم سیاسی است و من گمان می کنم همه ما می توانیم بر روی آن توافق کنیم. وچنانکه در آن مصاحبه توضیح دادم با این سکولاریسم سیاسی فرا دینی کسی هم که مومن است، خاطر جمع می شود که دین و ایمانش محفوظ خواهد ماند و  حکومت به اعتقاد وعمل او تعرضی نخواهد کرد.... 

چرا؟ مگر در کشورهای دمکراتیک برای این زمینه تبصره ای گذاشته اند؟در این کشورها دین از حکومت جدا بوده و به ایمان معتقدان هم مطابق قانون، آسیبی وارده نشده است. ضرورت  این اطمینان خاطر دادن چیست؟
این اطمینان خاطر برای این است که دینداران ما ممکن است از دموکراسی و سکولاریسم، به گمان اینکه ناقض ونافی دیانت است، بگریزند. لذاباید به آنها توضیح داد که برقراری سکولاریسم سیاسی ودموکراسی دینی به دین و اعتقاد هیچ کسی لطمه ای نخواهد زد و از ایمان کسی نخواهد کاست. این به نظر من پیام بسیار مهم و لازمی است. در واقع من در آن مصاحبه به دو طایفه پیام دادم و این نکته نیکویی بود که ناگرفته ماند. من از یک طرف به دینداران پیام دادم که با آمدن دموکراسی و سکولاریسم سیاسی، به دین  و به عمل  دینی شما لطمه ای نخواهد خورد. از طرف دیگر به غیردینداران پیام دادم که با آمدن دینداران دموکرات، مشی سیاسی شما هم آسیبی نخواهد دید؛ یعنی همزیستی مسالمت آمیزی  در سایه یک نظام دموکراتیک  تحقق خواهد یافت. 

این &quot;آمدن دینداران دموکرات&quot; در حکومت، کجا و چگونه خود را نشان خواهد داد؟ نمودش در کجاست؟
آمدن دینداران دموکرات بر اثر رای گیری است؛ شما اگر دموکراسی برقرار کنید و در این نظام،  دینداران اکثریت مطلق را داشته باشند... 

مثل یک حزب دموکرات مسیحی یا... 
بله ولی البته شما اسلام را با مسیحیت قیاس نکنید.. 

 به لحاظ شکلی گفتم. 
بله فرض کنیم اگر بر اثر انقلاب، که تحول دموکراتیک هم نبود، دینداران دموکرات بر سرکار می آمدند ـ نظیر آقای بازرگان ونهضت آزادی ـ و می توانستند زمام امور را در دست بگیرند، وضع فرق می کرد. حالا هم اگر چنین بشودیا اگر در یک نظام رای گیری تندرست، دموکرات های مومن رای برتر را بیاورند و بر اریکه قدرت بنشینند، در این صورت غیردینداران نباید خائف باشند که دینداران دموکرات حق آنها را خواهند خورد، یا قوانینی به تصویب خواهند رساند که آنها را به منزله یک اقلیت درجه دوم در جامعه درخواهد آورد. از جانب دیگر باید همین اطمینان را به دینداران هم بدهیم. باید بگوییم سکولارهای دموکرات ـ چون سکولار های مستبد هم وجود دارند ـ اگر به قدرت برسند به نظم دموکراتیک  گردن می گذارند و دین داران می توانند آسوده خاطر باشند که به دین، اعتقاد و ارزش هایشان لطمه ای نخواهد خورد. 

ببینید اتفاق معمول این است که در پس چنین تحولی، بالاخره یک قانون اساسی نوشته می شود. این قانون اساسی باید اصولی را مطرح کند که در عین همخوانی با فرهنگ ما، با قواعد دموکراسی بخواند. شما بحث تان بر سر همین قانون اساسی است؟
همین قانون اساسی که شما مطرح می کنید، اگر آن را دینداران دموکرات بنویسند، یک طور می نویسند، اگر دینداران قائل به ولایت فقیه بنویسند یک طور دیگر.  اگر آقای خمینی که رهبر انقلاب بودو مردم  تابع او بودند، ذهنیت متفاوتی داشت بدیهی ست سیر این انقلاب متفاوت می شد. ایشان اگر اندکی به اندیشه های دموکراتیک زمانه نزدیک وبا آنها آشنا بود، البته به نحو دیگری عمل می کرد. البته  ما از یک تحول انقلابی انتظار نداریم که همان  روز اول دموکراتیک باشد، همه انقلاب ها درابتداآشفتگی هایی دارند و پاره ای رفتارهای غیرموجه  از حکومت ها سر می زند، ولی به تدریج باید به  طرف عقلانیت بروند. ولی  اندیشه فقهی آیت الله خمینی اساسا اجازه نمی داد که  انقلاب سیرمتفاوتی داشته باشد، یا قانون اساسی به نحو دیگری نوشته شود. حال اگر به فرض، دینداران دموکرات فرصتی به دست بیاورند و بتوانند قانون اساسی تازه ای تهیه کنند، آن قانون اساسی مسلما  متفاوت  خواهد بود و حقوق بشر و برابری ومدارا ومروت ومدیریت فرادینی و... در آن مراعات خواهد شد. 

این نکاتی که می گویید توسط آنها رعایت می شود، از کجا می آید؟ از دین یا از قواعد عمومی دموکراسی؟
من بارها درنوشته هایم توضیح داده ام که دموکراسی از اسلام قابل استخراج نیست.... 

پس این دینداران دموکرات چه چیزی راخواهند نوشت که در اصول دموکراسی نیست؟ منشا آنچه آنها خواهند نوشت کجاست؟
ببینید دموکراسی یک روش حکومتی است برای &quot;مدیریت کم خطا&quot; بر &quot;مردم حق مدار&quot;. این دو رکن، در هر نظام دموکراتیکی حاضر و ثابت است. یعنی اول &quot;حق مداری&quot; و دوم &quot;مدیریت&quot;. نظام استبدادی، نظام مدیریت پرخطاست، چون اول اینکه همه تصمیمات به دست یک فردست و دوم اینکه مردم را حق مدار نمی بیند، تکلیف مدار می بیند. حالا اینکه می فرمایید این اصول از کجا می آید حرف ما این است که این اصول از مبانی دین استخراج نمی شود اما منافاتی هم با مبانی دین ندارد... 

مثلا در قانون اساسی فرانسه، پایه های دموکراتیک از کجا می آید؟ در کجای این قانون موارد  منافی دین وجود دارد؟
اولا فرانسه مثال خوبی نیست چون سکولاریسم آن تقریبا تبدیل به یک سکولاریسم ستیزه گر شده است که چندان  پسندیده نیست؛ ثانیا سالها پیش کسی از من انتقاد کرده بود که حکومت دینی  توفرق چندانی باحکومت دیگر کشورها ندارد. من گفتم بلی، مگر وقتی بقیه مردم با پا راه می روند ما قرارست با سر راه برویم؟ اگر کسانی شیوه های  درستی برای مدیریت و اعمال قدرت پیدا کرده اند، چه بهتر که ما هم درس بگیریم و تجربه شان را بیاموزیم؛ با علم به اینکه هیچکدام اینها  وحی منزل هم نیست. می رسیم به فقه. در فقه اسلامی، یک رشته قوانین هست که تا وقتی با حقوق بشر  منافات صریح  پیدا نکرده ما مسلمانان ملزمیم  به آنها عمل کنیم. این گفته بزرگانی چون اقبال لاهوری است. فقه همواره حافظ هویت مسلمانان بوده است. مثلا برای خرید و فروش، اجاره، صید وذباحه، خوراک وپوشاک و... ما در فقه مان قوانین خاصی داریم. این مسائل در قوانین فرانسه به گونه دیگرست، در قوانین انگلستان  جور دیگر، ولی هیچ دلیلی وجود ندارد که ما قوانین فقهی را، مادامی که مضر به حال خلق و مغایر حقوق بشر نیست، عوض کنیم  و مثلا با قوانین فرانسه یکسان کنیم؛ ضرورتی ندارد. اما ممکن است شما به احکام دیگری  برخورد کنید، مثلا احکام  مربوط به ارتداد ـ که با حقوق بشر منافات دارد ـ در اینجاها باید اجتهاد کرد و اینها را با اخلاق اسلامی مناسبت بخشید. اسلام که  فقط فقه نیست؛ فلسفه هم هست، اخلاق هم هست و آنها را هم بایدمد نظر قرار داد. در این صورت یک نظام اسلامی که مردم مسلمان   هم آن را می پسندند، می تواند برقرار شود و با حاکمانی که به یک اسلام عادلانه و دموکراتیک پای بند باشند. 

ببینید در تجربه تاریخی ما هروقت یک &quot;اما&quot; و &quot;مگر&quot; دنبال چیزی آمده و  مثلا گفته شده ملت آزادند مگر اینکه..... بعد مسئله پیش آمده است. پس باید قواعد تعریف شده داشته باشیم. این قاعده البته در دست مجریان مختلف می تواند این طرف و آن طرف شود، ولی به هر حال قاعده است. به همین دلیل است که این طرفی ها هم از  دینداران سیاسی می ترسند. چرا با این بحث ها به دموکراسی صفاتی بدهیم که می تواند قضیه را مبهم کند؟
نه هیچ ابهامی نیست. اتفاقا در دموکراسی های موجود این ابهامات هست و از قضا من  با توجه به این ابهامات، می خواهم طرحی که برای جامعه خودمان می دهیم، دستکم خالی از این ابهامات باشد. شما  ملاحظه کنید حجاب در مدارس دولتی فرانسه  مورد سئوال واقع شده؛ مناره مساجد در سوئیس محل سئوال واقع شده؛ از آن طرف در کشوری مثل امریکا، داروخانه داری که معتقد به سقط جنین نیست از فروش داروهای مربوط به سقط جنین خودداری می کند در حالیکه قانون به او می گویدحق نداری خودداری کنی، ..... می بینید مسئله دموکراسی  چندان هم ساده نیست، ظرافت ها دارد. در صورت  کلان، ممکن است ساده به نظر برسدو قابل حل اما روی جزییات که پیاده می شود اصلا اینطور نیست؛ بستگی به حساسیت های جامعه دارد. ممکن است در جامعه امریکا کسی به شراب خواری حساسیت نداشته باشد ولی به  سقط جنین حساسیت داشته باشد. افراد متدینی هم که حساسیت دارند، یا از قانون  سرپیچی می کنند  یا معترض میشوند و امثال اینها.... 

و شما فکر می کنید با قانونگذاری می شود همه این جزییات را پیش بینی کرد و جلوی آن را گرفت؟ضمن اینکه حتما توجه دارید که در فرانسه موضوع حجاب قبلا مطرح نبوده و آنچه امروز مطرح شده واکنش به یک وضعیت است، یا در سوئیس یا در هلند... 
بله.. 

با این حال شما می گویید تمام این موارد را می توان در یک قانون پیش بینی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/noshabeh_amiri_01.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">نوشابه امیری</div></div> <img src="uploads/pics/drsorosh_02.jpg" width="150" height="128" border="0" alt="" title="" /> <p>با دکتر عبدالکریم سروش، این بار در مورد جدایی دین از حکومت، اختلاف نظر سکولارها و نواندیشان دینی و نیزچشم انداز جنبش سبزگفت و گو کرده ایم. دکتر سروش باتاکید بر اینکه &quot;با سکولاریسم سیاسی فرا دینی کسی هم که مومن است، خاطر جمع می شود دین و ایمانش محفوظ خواهد ماند و&nbsp; حکومت به اعتقاد وعمل او تعرضی نخواهد کرد.... &quot; می گوید: &quot;دموکراسی از اسلام قابل استخراج نیست.&quot; او همچنین می افزاید: &quot;دینداران باید بدانند در روزگار حاضر، اجرای عدالت که خواسته شرع هم هست، فقط به شیوه دموکراتیک امکان پذیرست نه به شیوه فردی؛ نه به شیوه ولایتی.&quot; این مصاحبه در پی می آید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>آقای دکتر! &nbsp;شما گفته اید به لحاظ سیاسی سکولارهستید. بحث اصلی هم ظاهرا بحث بر سر جدایی دین از حکومت است. پس این دعوا بین روشنفکران مابر سر چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p>حقیقتا دعوایی&nbsp; نیست، بعضی ها شاید می خواهند دعوا درست بکنند. من از قضا &quot;سکولاریسم سیاسی و فلسفی&quot; را برای همین مطرح کردم که اگر هم به ظاهراختلافی هست، این اختلاف حل و معلوم شود ما به چه معنا سکولاریم و با دیگران&nbsp; همراستاییم و به چه معنا، &nbsp;سکولار نیستیم. اما مسئله ای که به ویژه در خارج از کشور پدید آمده، این است که بسیاری از کسانی که ادعای سکولار بودن می کنند، برحسب اعتقادات هم سکولارند؛ یعنی اعتقادی به&nbsp; معنویت و دیانت ندارند. البته آنان مختارند که چنین باشند، اما وقتی فقط اینها مدافع سکولاریسم می شوند، سکولاریسم برای جامعه ایرانی معنای وحشتناکی پیدا می کند. یعنی تصور می کنند دم زدن از سکولاریسم، مترادف است با دست کشیدن از اعتقاد ودیانت. این خطا و توهم را باید تصحیح کرد. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>پس شما می خواهید این توهم راتصحیح کنید. </strong></p>
<p>بلی؛ من این کار را کردم. گفتم&nbsp; دوگونه سکولاریسم داریم. (البته در پرانتز این را به شما بگویم که سکولاریسم بحث فوق العاده ظریف و پیچیده ای است، وهر قدر هم درباره اش بگوییم حقش ادا نمی شود. من&nbsp; روی سکولاریسم کار تخصصی کرده ام، با پاره ای از بزرگان سکولاریسم شناس جهان، مجالست ومباحثه داشته ام و به همین سبب هم حقیقتا سخن گفتن از سکولاریسم را&nbsp; دشوار می یابم و پاره ای ساده انگاری هایی را که برخی ها می کنند به غایت خطرناک می بینم. )&nbsp; من با توجه به همین مشکلات و ابهامات بود که گفتم دستکم ما می توانیم بر سر یک تقسیم توافق کنیم و آن اینکه سکولاریسم سیاسی داریم و سکولاریسم اعتقادی. ما بر سرسکولاریسم اعتقادی با کسی جدالی نداریم گرچه اختلاف داریم؛ هر کسی می تواند اعتقاد خودش را داشته باشد، اما آنچه بر روی آن می توانیم توافق کنیم عبارتست از سکولاریسم سیاسی یا به تعبیر ویژه بنده &quot;حکومت فرادینی&quot; با همان توضیحی که آوردم. یعنی یک حکومت اخلاقی که&nbsp; نسبت به همه ادیان بی طرف باشد، هیچ حق ویژه ای به پیرو هیچ دین ویژه ای ندهد، پلورالیسم دینی وسیاسی را به رسمیت بشناسد، برای همه حقوق برابر قائل باشد و قانون را برای همه یکسان اجرا کند؛ این معنی سکولاریسم سیاسی است و من گمان می کنم همه ما می توانیم بر روی آن توافق کنیم. وچنانکه در آن <a href="persian/interview/interview-item/article/2010/february/16/-bbb773fae7.html" target="_top" >مصاحبه</a> توضیح دادم با این سکولاریسم سیاسی فرا دینی کسی هم که مومن است، خاطر جمع می شود که دین و ایمانش محفوظ خواهد ماند و&nbsp; حکومت به اعتقاد وعمل او تعرضی نخواهد کرد.... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>چرا؟ مگر در کشورهای دمکراتیک برای این زمینه تبصره ای گذاشته اند؟در این کشورها دین از حکومت جدا بوده و به ایمان معتقدان هم مطابق قانون، آسیبی وارده نشده است. ضرورت &nbsp;این اطمینان خاطر دادن چیست؟</strong></p>
<p>این اطمینان خاطر برای این است که دینداران ما ممکن است از دموکراسی و سکولاریسم، به گمان اینکه ناقض ونافی دیانت است، بگریزند. لذاباید به آنها توضیح داد که برقراری سکولاریسم سیاسی ودموکراسی دینی به دین و اعتقاد هیچ کسی لطمه ای نخواهد زد و از ایمان کسی نخواهد کاست. این به نظر من پیام بسیار مهم و لازمی است. در واقع من در آن مصاحبه به دو طایفه پیام دادم و این نکته نیکویی بود که ناگرفته ماند. من از یک طرف به دینداران پیام دادم که با آمدن دموکراسی و سکولاریسم سیاسی، به دین&nbsp; و به عمل&nbsp; دینی شما لطمه ای نخواهد خورد. از طرف دیگر به غیردینداران پیام دادم که با آمدن دینداران دموکرات، مشی سیاسی شما هم آسیبی نخواهد دید؛ یعنی همزیستی مسالمت آمیزی&nbsp; در سایه یک نظام دموکراتیک&nbsp; تحقق خواهد یافت. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>این &quot;آمدن دینداران دموکرات&quot; در حکومت، کجا و چگونه خود را نشان خواهد داد؟ نمودش در کجاست؟</strong></p>
<p>آمدن دینداران دموکرات بر اثر رای گیری است؛ شما اگر دموکراسی برقرار کنید و در این نظام، &nbsp;دینداران اکثریت مطلق را داشته باشند... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مثل یک حزب دموکرات مسیحی یا... </strong></p>
<p>بله ولی البته شما اسلام را با مسیحیت قیاس نکنید.. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>&nbsp;به لحاظ شکلی گفتم. </strong></p>
<p>بله فرض کنیم اگر بر اثر انقلاب، که تحول دموکراتیک هم نبود، دینداران دموکرات بر سرکار می آمدند ـ نظیر آقای بازرگان ونهضت آزادی ـ و می توانستند زمام امور را در دست بگیرند، وضع فرق می کرد. حالا هم اگر چنین بشودیا اگر در یک نظام رای گیری تندرست، دموکرات های مومن رای برتر را بیاورند و بر اریکه قدرت بنشینند، در این صورت غیردینداران نباید خائف باشند که دینداران دموکرات حق آنها را خواهند خورد، یا قوانینی به تصویب خواهند رساند که آنها را به منزله یک اقلیت درجه دوم در جامعه درخواهد آورد. از جانب دیگر باید همین اطمینان را به دینداران هم بدهیم. باید بگوییم سکولارهای دموکرات ـ چون سکولار های مستبد هم وجود دارند ـ اگر به قدرت برسند به نظم دموکراتیک&nbsp; گردن می گذارند و دین داران می توانند آسوده خاطر باشند که به دین، اعتقاد و ارزش هایشان لطمه ای نخواهد خورد. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ببینید اتفاق معمول این است که در پس چنین تحولی، بالاخره یک قانون اساسی نوشته می شود. این قانون اساسی باید اصولی را مطرح کند که در عین همخوانی با فرهنگ ما، با قواعد دموکراسی بخواند. شما بحث تان بر سر همین قانون اساسی است؟</strong></p>
<p>همین قانون اساسی که شما مطرح می کنید، اگر آن را دینداران دموکرات بنویسند، یک طور می نویسند، اگر دینداران قائل به ولایت فقیه بنویسند یک طور دیگر. &nbsp;اگر آقای خمینی که رهبر انقلاب بودو مردم&nbsp; تابع او بودند، ذهنیت متفاوتی داشت بدیهی ست سیر این انقلاب متفاوت می شد. ایشان اگر اندکی به اندیشه های دموکراتیک زمانه نزدیک وبا آنها آشنا بود، البته به نحو دیگری عمل می کرد. البته&nbsp; ما از یک تحول انقلابی انتظار نداریم که همان&nbsp; روز اول دموکراتیک باشد، همه انقلاب ها درابتداآشفتگی هایی دارند و پاره ای رفتارهای غیرموجه&nbsp; از حکومت ها سر می زند، ولی به تدریج باید به&nbsp; طرف عقلانیت بروند. ولی&nbsp; اندیشه فقهی آیت الله خمینی اساسا اجازه نمی داد که&nbsp; انقلاب سیرمتفاوتی داشته باشد، یا قانون اساسی به نحو دیگری نوشته شود. حال اگر به فرض، دینداران دموکرات فرصتی به دست بیاورند و بتوانند قانون اساسی تازه ای تهیه کنند، آن قانون اساسی مسلما&nbsp; متفاوت&nbsp; خواهد بود و حقوق بشر و برابری ومدارا ومروت ومدیریت فرادینی و... در آن مراعات خواهد شد. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>این نکاتی که می گویید توسط آنها رعایت می شود، از کجا می آید؟ از دین یا از قواعد عمومی دموکراسی؟</strong></p>
<p>من بارها درنوشته هایم توضیح داده ام که دموکراسی از اسلام قابل استخراج نیست.... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>پس این دینداران دموکرات چه چیزی راخواهند نوشت که در اصول دموکراسی نیست؟ منشا آنچه آنها خواهند نوشت کجاست؟</strong></p>
<p>ببینید دموکراسی یک روش حکومتی است برای &quot;مدیریت کم خطا&quot; بر &quot;مردم حق مدار&quot;. این دو رکن، در هر نظام دموکراتیکی حاضر و ثابت است. یعنی اول &quot;حق مداری&quot; و دوم &quot;مدیریت&quot;. نظام استبدادی، نظام مدیریت پرخطاست، چون اول اینکه همه تصمیمات به دست یک فردست و دوم اینکه مردم را حق مدار نمی بیند، تکلیف مدار می بیند. حالا اینکه می فرمایید این اصول از کجا می آید حرف ما این است که این اصول از مبانی دین استخراج نمی شود اما منافاتی هم با مبانی دین ندارد... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مثلا در قانون اساسی فرانسه، پایه های دموکراتیک از کجا می آید؟ در کجای این قانون موارد&nbsp; منافی دین وجود دارد؟</strong></p>
<p>اولا فرانسه مثال خوبی نیست چون سکولاریسم آن تقریبا تبدیل به یک سکولاریسم ستیزه گر شده است که چندان&nbsp; پسندیده نیست؛ ثانیا سالها پیش کسی از من انتقاد کرده بود که حکومت دینی&nbsp; توفرق چندانی باحکومت دیگر کشورها ندارد. من گفتم بلی، مگر وقتی بقیه مردم با پا راه می روند ما قرارست با سر راه برویم؟ اگر کسانی شیوه های&nbsp; درستی برای مدیریت و اعمال قدرت پیدا کرده اند، چه بهتر که ما هم درس بگیریم و تجربه شان را بیاموزیم؛ با علم به اینکه هیچکدام اینها&nbsp; وحی منزل هم نیست. می رسیم به فقه. در فقه اسلامی، یک رشته قوانین هست که تا وقتی با حقوق بشر&nbsp; منافات صریح&nbsp; پیدا نکرده ما مسلمانان ملزمیم&nbsp; به آنها عمل کنیم. این گفته بزرگانی چون اقبال لاهوری است. فقه همواره حافظ هویت مسلمانان بوده است. مثلا برای خرید و فروش، اجاره، صید وذباحه، خوراک وپوشاک و... ما در فقه مان قوانین خاصی داریم. این مسائل در قوانین فرانسه به گونه دیگرست، در قوانین انگلستان&nbsp; جور دیگر، ولی هیچ دلیلی وجود ندارد که ما قوانین فقهی را، مادامی که مضر به حال خلق و مغایر حقوق بشر نیست، عوض کنیم&nbsp; و مثلا با قوانین فرانسه یکسان کنیم؛ ضرورتی ندارد. اما ممکن است شما به احکام دیگری&nbsp; برخورد کنید، مثلا احکام&nbsp; مربوط به ارتداد ـ که با حقوق بشر منافات دارد ـ در اینجاها باید اجتهاد کرد و اینها را با اخلاق اسلامی مناسبت بخشید. اسلام که&nbsp; فقط فقه نیست؛ فلسفه هم هست، اخلاق هم هست و آنها را هم بایدمد نظر قرار داد. در این صورت یک نظام اسلامی که مردم مسلمان&nbsp;&nbsp; هم آن را می پسندند، می تواند برقرار شود و با حاکمانی که به یک اسلام عادلانه و دموکراتیک پای بند باشند. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ببینید در تجربه تاریخی ما هروقت یک &quot;اما&quot; و &quot;مگر&quot; دنبال چیزی آمده و&nbsp; مثلا گفته شده ملت آزادند مگر اینکه..... بعد مسئله پیش آمده است. پس باید قواعد تعریف شده داشته باشیم. این قاعده البته در دست مجریان مختلف می تواند این طرف و آن طرف شود، ولی به هر حال قاعده است. به همین دلیل است که این طرفی ها هم از&nbsp; دینداران سیاسی می ترسند. چرا با این بحث ها به دموکراسی صفاتی بدهیم که می تواند قضیه را مبهم کند؟</strong></p>
<p>نه هیچ ابهامی نیست. اتفاقا در دموکراسی های موجود این ابهامات هست و از قضا من&nbsp; با توجه به این ابهامات، می خواهم طرحی که برای جامعه خودمان می دهیم، دستکم خالی از این ابهامات باشد. شما&nbsp; ملاحظه کنید حجاب در مدارس دولتی فرانسه&nbsp; مورد سئوال واقع شده؛ مناره مساجد در سوئیس محل سئوال واقع شده؛ از آن طرف در کشوری مثل امریکا، داروخانه داری که معتقد به سقط جنین نیست از فروش داروهای مربوط به سقط جنین خودداری می کند در حالیکه قانون به او می گویدحق نداری خودداری کنی، ..... می بینید مسئله دموکراسی&nbsp; چندان هم ساده نیست، ظرافت ها دارد. در صورت&nbsp; کلان، ممکن است ساده به نظر برسدو قابل حل اما روی جزییات که پیاده می شود اصلا اینطور نیست؛ بستگی به حساسیت های جامعه دارد. ممکن است در جامعه امریکا کسی به شراب خواری حساسیت نداشته باشد ولی به&nbsp; سقط جنین حساسیت داشته باشد. افراد متدینی هم که حساسیت دارند، یا از قانون&nbsp; سرپیچی می کنند&nbsp; یا معترض میشوند و امثال اینها.... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>و شما فکر می کنید با قانونگذاری می شود همه این جزییات را پیش بینی کرد و جلوی آن را گرفت؟ضمن اینکه حتما توجه دارید که در فرانسه موضوع حجاب قبلا مطرح نبوده و آنچه امروز مطرح شده واکنش به یک وضعیت است، یا در سوئیس یا در هلند... </strong></p>
<p>بله.. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>با این حال شما می گویید تمام این موارد را می توان در یک قانون پیش بینی کرد؟</strong></p>
<p>نه نمی شود پیش بینی کرد برای اینکه هیچ وقت معلوم نیست چه پیش خواهد آمد ولی من فقط میخواهم ماهیت پیچیده دموکراسی را نشان بدهم و عرض کنم وقتی در جایی نظم دموکراتیک برقرار می شود، چنین نیست که همه در آزادی مطلق به آرزویشان برسند. بده وبستانهایی صورت می پذیرد. در دموکراسی دینداران، اقلا این مسائل باید روشن باشد. آنان هم باید چیزهایی را بدهند تا چیزهایی را بستانند. اینکه من در آنجا اصرار کردم که ما بر&nbsp; حسب تکلیف دینی، دموکراسی برقرار می کنیم، نکته مهمی بود. من آن را با عنایت آوردم. دینداران باید بدانند در روزگار حاضر، اجرای عدالت که خواسته شرع هم هست، فقط به شیوه دموکراتیک امکان پذیرست نه به شیوه فردی؛ نه به شیوه ولایتی. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>من با شما موافقم که جامعه ما دیندارست اما دین های متفاوت دارد؛ در نتیجه قانون اساسی این جامعه باید توسط ترکیبی از نمایندگان فکری آن نوشته شود. </strong></p>
<p>بله شکی نیست... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>... البته اصلا قصد اشاره به اتاق فکر تشکیل شده با حضور شما را ندارم، اما اگر کلا جامعه به سمتی برود که بخواهد برای خود آینده دورتری را ببیند، نباید به سمت تشکیل اتاق های فکری برویم که همه نمایندگان فکری درآن باشند؟</strong></p>
<p>صد در صد همین طورست. اصلا رهبری فکری با رهبری سیاسی دو تاست و این چیزی است که در جامعه ما با هم مخلوط شده؛ حتی تئوری ولایت فقیه هم بد معنا شده. یعنی حتی اگر ماتئوری ولایت فقیه را قبول کنیم و معتقد باشیم که به لحاظ سیاسی وشرعی و دینی واخلاقی هم هیچ اشکالی ندارد... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>بله فرض محال که... </strong></p>
<p>بله فرض می کنیم؛ ولی باز هم رهبری سیاسی غیر از رهبری فکری است. یعنی&nbsp; تئوری ولی فقیه، حداکثر اثبات رهبری سیاسی است و لذا آقای خامنه ای&nbsp; و یا هر کسی که به جای اوباشد، نه می تواند راجع به علوم انسانی اظهار نظر کند، نه راجع به فلسفه، نه راجع به طب، هیچکدام. او فقط&nbsp; می تواند در امورسیاسی اظهار نظر کند؛ یعنی تئوری ولایت فقیه همین مقدار به اوجوازو امکان عمل می دهد نه بیشتر. این خطای بسیار بزرگی است که در جامعه ما رخ داده؛ اصلامغالطه است نه خطا؛ مغلطه کردند و&nbsp; چیزی را به چیزی آمیختند که از بن نیامیختنی است. حالا حرف من این است که جامعه را باید رهبران فکری و فرهنگی امین هدایت کنند که وظیفه بسیارسنگینی هم هست. نامش را بگذارید اتاق های فکر. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>بعضی وقت ها به نظر می رسد همه یک حرف را می زنند ولی&nbsp; هر کس به زبانی دیگر؛ یکی انگارفرانسه می گوید، یکی انگلیسی، یکی فارسی... در حالیکه حرفی که همه می زنند حرف واحدیست؛ چه باید کرد که نزاع ها به حداقل برسد؟</strong></p>
<p>اینها آفات فضای استبدادیست که نمی گذارد صدابه صدا برسد، وافراد منظور یکدیگر را خوب درک کنند. یک بار آقای هاشمی گفتند ایران آزادترین کشورهاست... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>احمدی نژاد گفت... </strong></p>
<p>هاشمی هم چند سال پیش گفت. احمدی نژاد هم گفته. در مورد این گفته دو فرض وجود دارد. یکی اینکه دانسته دروغ می گویند و دیگری اینکه اساسا درک آنها از آزادی چیز دیگریست و لذا کشور ایران راآزاد می شمارند و بلکه آزادترین کشور دنیا. به نظر من اتفاقا این دومی ست که فاجعه است؛ اگر دانسته&nbsp; دروغ بگویندخوب است، چون خودشان می دانند که مملکت آزاد نیست. اما اگر حقیقتا درک&nbsp; نادرست و پر اعوجاجی از آزادی داشته باشند، در این صورت ما را به ویرانی رهبری خواهند کرد و نامش را آبادی خواهند گذاشت. &nbsp;چه کسی باید اینها را متوجه کند که درکشان از آزادی نادرست است؟ مردم آزادو مطبوعات آزاد. اما وقتی مطبوعات آزاد وجود ندارد، این سخنان مورد نقد و تحلیل قرار نمی گیرد وآنان در جهل مرکب می مانند و با این جهل مرکب نهایتا... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ماجرای مرغ و تخم مرغ است. تا وقتی این تفکر باشد خب مطبوعات نیست... </strong></p>
<p>بله اما فشار واقعیات گاهی چشم هارا باز می کند. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>&nbsp;از اعوجاج فکری صحبت کردید؛ آقای خامنه ای از آن اولی هاست یا از آن دومی ها... یعنی می داند که چنین نیست یا باور دارد که چنین است؟</strong></p>
<p>داوری در این باب مشکل است ولی من تصورم این است که سخنانی که&nbsp; فی المثل در مورد علوم انسانی می گوید، ناشی از بی اطلاعی است. &nbsp;اما در مورد مسائل سیاسی، &nbsp;او اصلا قائل به آزادی نیست؛ یعنی معتقدست آزادی هایی که افراد می خواهند غیر انسانی است و یک نظام اسلامی نمی تواند و نباید آن آزادی ها را به مردم بدهد. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>یعنی آقای خامنه ای مخالف ازادی است؟</strong></p>
<p>بله مخالف آزادیست. حقیقتا مخالف آزادیست. او معتقدست آزادی یعنی بی بندو باری، یعنی ولنگاری جنسی، یعنی اباحیگری، یعنی غربزدگی و... بنابراین خودش را محق می داند که با این نحوه از آزادی&nbsp;&nbsp; مخالفت و کسانی را هم که مخالف او هستند سرکوب کند. به همین سادگی. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>خب وقتی کسی به این صورت مخالف آزادی باشد، برای حفظ وضعیتی که حاکم کرده، به اینجا می رسد که مثلا می بیند اصول دین هم دارد نقض می شود ولی به روی خودش نمی آورد... </strong></p>
<p>مثل چی؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مثل تمام اتفاقاتی که در این مدت روی داده و آقای خامنه ای در برابرش موضعی نگرفته؛ مثل دروغگویی ها، مثل تجاوز به بچه های مردم در زندان، مثل غارت آشکار بیت المال... یعنی او چون مخالف آزادیست در این موضع قرار گرفته؟ برای این کارها توجیه دینی دارد؟</strong></p>
<p>من در ذهن آقای خامنه ای نیستم ولی به فرض که آقای خامنه ای پاره ای ازاین حقایق را&nbsp; نداند&nbsp; این ندانستن هم به دلیل سیستمی است که خودش درست کرده. سیستمی&nbsp; که به او اطلاعات غلط و معوج می دهد و او را در حلقه ای از جاسوسان و مداحان محصور کرده است. این از&nbsp; خاصیت های نظامات دیکتاتوری است، همه دیکتاتورها از واقعیات بیخبرند. من در ابتدای ریاست جمهوری آقای خاتمی مقاله ای نوشتم به نام «<strong><em> آزادی چون روش»</em></strong><strong><em> </em></strong>و به رهبری گوشزد کردم شما برای اینکه اطلاعات درست داشته باشید، آزادی بدهید. این آزادی یک روش صحیح کسب اطلاعات است؛ خود مردم با صد زبان خواهند گفت که&nbsp; چه می خواهند و چه نمی خواهند ولازم نیست جاسوسان را بگمارید تا اطلاعاتی بیاورند که قطعا هم کامل نخواهد بود. بر این اساس اطلاعات آقای خامنه ای را هم می توان معوج و ناقص دانست. اما حقیقتا چه فرق می کند که اوجزییات وقایع زندان را بداند یا نداند. مسوولیت تام وتمام با اوست. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>بله؛ پدر محسن روح الامینی در حضور وی دادخواهی کرد، یا دیگران در حضور وی حرف هایشان را زدند... </strong></p>
<p>ببینید آقای خامنه ای اینگونه امور را از عرضیات نظام می داند نه از ذاتیات آن واختلاف ما هم با او درست در همین جاست، من معتقدم که شکنجه وبد رفتاری با زندانیان وتقلب در انتخابات ونقض سیستمیک حقوق انسان اینک بصورت جزء ذاتی ولازم این نظام در آمده وتئوری های آنرا کسانی چون مصباح یزدی ساخته وپرداخته اند. بعلاوه متاسفانه روحانیان و زمامداران کشور دیریست حساسیت خود را به ظلم از دست داده اند، سودای خواجگی ومالیخولیای دشمن ستیزی چنان در ذهنشان متمکن شده که مردم را، و به تبع آن اخلاق را فراموش کرده اند. از طرف دیگر آقای خامنه ای معلمان واطرافیان بدی هم برای خود بر گزیده است. هر چه حساب می کنم باز مشی هاشمی به آقای خمینی نزدیکترست تا خامنه ای. هاشمی بیشتر از خامنه ای عقلانیست وکمتر از او خرافی. آیت الله خمینی کی اجازه می داد که کسانی چون نوری همدانی که رسما مخبط است یا مصباح یزدی که رسما بیمارروانی ست سر بر آورند وفتنه انگیزی کنند؟اینها همه از سوء تدبیر آقای خامنه ای ست. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>البته کسی که آقای خامنه ای خیلی تحت تاثیرش بوده یا رهبر سیاسی او بوده، نواب صفوی است. از طرف دیگر کتابی که او ترجمه کرده، کتاب سید قطب است. یعنی یک خط فکری دارد. </strong></p>
<p>بله آقای خامنه ای کتاب سید قطب را ترجمه کرده، نواب صفوی را هم دیده و از نواب صفوی&nbsp; نقل میکند که&nbsp; درمصربه یاسر عرفات، که آن زمان دانشجوی مهندسی دانشگاه قاهره بوده، گفته شما فلسطینی ها در مصر چه می کنید؟بروید به سرزمین خودتان و پرچم مبارزه را بلند کنید. بله، آقای خامنه ای خصوصا از سید قطب&nbsp; تاثیربسیار پذیرفته است؛ ومن فرض می کنم که ایشان بر وفق عقاید شان عمل می کنند. البته من در کمال خوش بینی این نظر را مطرح کردم ولی اگر بنا را بر خباثت بگذاریم، اساس&nbsp; تحلیل ها چیز دیگری خواهد شد؛ من فعلا آن عناصر را وارد نمی کنم&nbsp; و می گویم فرض می کنیم که ایشان نیک خواه اند و بر وفق عقاید شان عمل می کنند... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>حالا گر بنا را بر خباثت بگذارید چه خواهید گفت؟&nbsp; </strong></p>
<p>جواب سئوال روشن است، ولی بنا را براین می گذاریم که چنین نیست. در هر حال اعتقادات واعوجاجات آقای خامنه ای خطرناک است و می تواند مملکت رابه باد بدهد؛ بعلاوه مرز میان خباثت وسلامت هم چندان قاطع وروشن&nbsp; نیست. شما فکر می کنید یک دیکتاتور، خودرا دیکتاتور یا خبیث می داند؟ امور چنان در هم می آمیزند وآدمی چنان قدرتی در خود فریبی دارد که ظلم را عدل وجهنم را بهشت می شمارد. یادم می آید که آقای خامنه ای روزی می گفت این فرنگی ها با همین چهره های به ظاهر خندان ومهربان ودست های ادوکلن زده وموهای شانه شده مثل آب خوردن آدم می کشند. متاسفم که بگویم روحانیان ما هم ـ الا قلیلی ـ نشان دادند که کمی از آنها ندارند وبه نام دین آماده اند هر قساوتی را مرتکب شوند وباکشان نباشد. اماشما اول از من&nbsp; پرسیدید دعوابر سرچیست. دعوای روشنفکران با هم&nbsp; را گفتم، حالا بگویم که دعوای ملت و دولت هم بر سراستبدادست. 105 سال است، از دوران مشروطه به اینطرف، که معضل ما استبداد بوده. استبداد سلطنتی را برداشتیم به جایش استبداد دینی نشاندیم. با کمال تاسف هنوز هم مسئله مردم ما مبارزه و نفی استبدادست. البته آقایان در داخل مغالطه می کنند و می گویند شما ضد دین هستید؛ &nbsp;نه والله ما ضد دین نیستیم، ما ضد استبداد دینی هستیم. سکولاریزم سیاسی وحکومت فرا دینی را هم به نفع دین می دانیم. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ضد هر نوع استبدادی. </strong></p>
<p>هر نوع. چه استبداد دینی، چه&nbsp; استبداد سلطنتی. منتها این یکی که در کشور ما آمده، دیگر نوبرست. مردم می گویند&nbsp; سایه شوم استبداد را از سر ما بردارید. مارا زورکی به بهشت نبرید. بگذارید مختارانه به جهنم برویم. البته آقایان باید از خیلی چیزها دست بکشند&nbsp; تا بتوانند جامه استبداد را از تن شان بیرون بیاورند و عادل و دموکرات باشند.... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>اما انقدر خطا کرده اند که... </strong></p>
<p>بله آنقدر خطا کرده اند که توبه از این خطاها ناممکن شده است. به قول پوپر، آدم از خطاهای&nbsp;&nbsp; کوچک توبه می کند، از خطاهای بزرگ نه تنها توبه نمی کند بلکه آنها را توجیه می کند و لذاآنها را ادامه می دهد. چون خطاهای بزرگ اصلا چنان وجدان را می شکند که جرئت اعتراف به گناه را از آدمی می گیرد. یکی به این دلیل، دوم به دلیل اندیشه های شان. آقایانی که&nbsp; در صدر نشسته اند، آقای خامنه ای، حتی آقای هاشمی، اصلا قاطبه روحانیت ما اساسا با اندیشه حقوق بشر آشنایی ندارند؛ &nbsp;در دروس خودشان چیزی در این زمینه نخوانده اند. شما چه انتظاری دارید؟ خشک ابری که بود زاب تهی&nbsp;/ ناید از وی صفت آب دهی. این ابر خشک، آب نمی دهد. اینها در فقهی که آموختند، کلمه ای، سطری در باب حقوق بشر وجود ندارد. چه انتظاری از اینها دارید؟ آقای خامنه&nbsp; ای در همین سخنرانی اخیرش گفت مبنای نظام ما آن آیه قران است که می گوید اطیعوالله و اطیعوالرسول... یعنی از خدا اطاعت کنید، از پیامبر اطاعت کنید، از فرمانروایان هم اطاعت کنید. ایشان معتقدست مبنای این نظام، اطاعت است نه قرارداد، نه حقوق بشر. این را به صراحت گفت؛ دیگر به چه زبانی بگوید؟حالا نه خدا در میان ماست، نه پیامبر. پس از کی باید اطاعت کنیم؟ از فرمانروا. فرمانروا وپیشوا هم کسی است که خدا نصبش کرده، که شخص ایشان باشد، لذا مبنای حکومت، اطاعت از فرمانروای کل است. البته&nbsp; کس دیگری می توانست آیه دیگری از قران را به کار بگیرد. آیه ای که خداوند می گوید ما پیامبران را فرستادیم تا کسی نتواند علیه مااقامه حجت کند که چرا پیامبر نفرستادی) لءللا یکون للناس علی الله حجة بعدالرسل ). یعنی خداوند اقامه حجت کردن علیه خودش رابه رسمیت می شناسد. اگر علیه خدا بشود اقامه حجت کرد، علیه ولی فقیه و فرمانده و حاکم و زمامدار به طریق اولی می شود کرد. اینها دو تا آیه است در قران ولی.. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ولی هر دوش هست؛ جالب است. </strong></p>
<p>بله خیلی هم جالب است، اما به قول فوکو قدرت ودانش همبسته اند؛ این قدرت های سیاسی بودند که این یکی آیه را بالا آوردند و&nbsp; گفتند مبنای حکومت اطیعو الله واطیعو الرسول است، اما دموکرات ها اگر بر سرکار بیایند، آن یکی آیه را&nbsp; می گیرند و می گویند اگر علیه خدا بتوانی سخن بگویی، علیه بنده ضعیف او&nbsp; به طریق اولی می توانی سخن بگویی. این خیلی مهم است. اما آقای خامنه ای و اطرافیانش چنین نمی گویند. مجلس خبرگان را هم که دیدید؛ نشستند و نفس از کسی درنیامد؛ همه شنیدند و تصدیق کردند؛ چرا؟ چون تمام شان از همان مدرسه ای بیرون آمده اند که آقای خامنه ای.... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>البته پرونده هایی مثل پرونده آقای یزدی هم دارند. </strong></p>
<p>بله. فقط آقای منتظری بود که در نزدیکی های پایان عمرش به مسئله حقوق توجه پیدا کرد و اینکه حقی داریم، شهروندی داریم، تکثر داریم، پلورالیسم داریم، همه را نمی توانیم به یک چوب برانیم؛ بقیه این حضرات... </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>پس با این حضرات اصلا مذاکره نمی شود کرد؟</strong></p>
<p>&nbsp;چگونه؟آقای خامنه ای نمی گوید مبنای این نظام قرار داد است؛ نمی گوید مبنای این نظام دیالوگ است، نمی گوید مبنای این نظام حقوق است، می گوید مبنای این نظام، اطاعت است. این حرف خیلی معنا دارد. &nbsp;درسی ست که مصباح یزدی به اینها داده. می روند تا روزی که سرشان به سنگ بخورد. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>پس رهبران جنبش سبز که یک روزی به هر حال باید پای میز مذاکره بنشینند، با کی باید مذاکره کنند؟</strong></p>
<p>مبانی مذاکره ناپذیرست، اما رهبران جنبش سبز باید ابتدا پاره ای&nbsp; از معضلاتی را که موانع عملی بوده از میان بردارند تا بتوانند قدم های بزرگ تربعدی رابردارند؛ مسئله انتخابات را باید حل کنند، مسئله زندانیان راباید حل کنند و به نظر من مشکل قوه قضاییه را باید حل کنند. الان به نظر من جنبش سبز باید به دنبال یک قوه قضاییه مستقل باشد.. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ولی قدرت گروه آقای خامنه ای بر همین چیزهااستوارست. همین قوه قضاییه. همین نظام انتخاباتی؛ همین زندان ها. شما نمی توانید از آنها غیر این را بخواهید؛ پس یعنی عملا بن بست مذاکراتی؟</strong></p>
<p>ببینید همه چیز بستگی به قدرت جنبش سبزدارد؛ اصلا سیاست، گفت و گوی قدرت ها و مقابله قدرت هاست. اگر جنبش سبز قدرت بیشتری بگیرد&nbsp; ـ که به نظرمن خواهد گرفت و به هیچ وجه نمی شود گفت جنبش سبزفرومرده ـ آن وقت با قدرتش می توانداین مذاکرات را پیش ببرد. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>یعنی وادار به مذاکره می شوند؟</strong></p>
<p>صد در صد. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ولی&nbsp; روزی که آن طرف بشینند بر سر این میز یعنی.. </strong></p>
<p>یعنی اذعان کرده است که جنبش سبز، واجد قدرت است و باید آن&nbsp; را جدی گرفت. با این قدرت گفت و گو می کنند، بعد نسبت به وزنی که دارند حرف یکدیگر را می پذیرند یا نمی پذیرند. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>و شما فکرمی کنید این شدنی است؟</strong></p>
<p>بله بنده از قبل هم گفته ام تنها راه همین است. ما که نمی خواهیم خونریزی بشود، پس باید کار به جایی برسد که مذاکره صورت بگیرد و در این مذاکره، نیروی مردم حقیقتا به صحنه بیاید و تعیین تکلیف کند تا خواسته هایش صورت تحقق بگیرد. بعد از آن نوبت مذاکرات بعدیست؛ یعنی کافیست حکومت در مرتبه اول به پای میز مذاکره بیاید، آنگاه مراتب بعدی به طورطبیعی به دنبال خواهدآمد. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>می بینید این چشم انداز را؟</strong></p>
<p>بله من چنین امکانی را می بینم و بسیار محتمل می دانم و امیدوارم به خطا نرفته باشم. من این امید را به دیگران هم در جنبش سبز داده ام و می دهم و آنها را از نومیدی نهی می کنم، چون امید تمام سرمایه ماست. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>که امیدی خیالی هم نیست. واقعی ست؟</strong></p>
<p>بله ما از امید مبتنی بر واقعیت سخن می گوییم. به نظر من این خواست هایی که در جامعه پخش است، گرچه صداها در گلوها خاموش شده، &nbsp;سرنوشت ساز است و انشالله به جایی خواهد رسید. به قول فروغ فرخزاد &quot;دست هایم را در باغچه می کارم سبز خواهد شد&quot;. من ده سال پیش دو سخنرانی در لندن داشتم که الان در جلددوم کتاب &quot;آیین شهریاری&quot;<strong><em> </em></strong>چاپ شده. در آنجا طرح گفتمان سبز را مطرح کردم وگفتم در کنار گفتمان سرخی که گفتمان چپ&nbsp; بود و گفتمان سیاه، گفتمان سبزی هم داریم که برخواهد خاست و سر برخواهد آورد؛ گفتمانی که مبتنی بر جامعه مدنی و بسی چیزهای دیگرست. امروز خشنودم که گفتمان سبز، سبز شده و امید من، امید نابجایی نبوده. حالا هم امیدوارم که به یک امرواهی امید نبسته باشم. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>منطقا که چنین نیست. </strong></p>
<p>این راه دنبال خواهد شد و همه سبز خواهیم شد. </p>
<p>بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر /&nbsp; سبز شود شاخ و سرخ گل بدرآید</p>
<p>صبروظفرهردودوستان قدیم ند / بر اثر صبر، نوبت ظفرآید</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_firstnews</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 23:49:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>دولت می خواهد مجلس مسیر رفته را بازگردد</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-d21c391e0d.html</link>
			<description>مجلس دیروز رسما پرونده بررسی بودجه 89 را بست. به گزارش ايلنا 165 نماينده دیروز به پايان بررسي لايحه بودجه راي دادند؛ تنها 58 نفر موافق بررسي ادامه پيشنهادات بودند و در حالي كه رئيس مجلس قصد داشت با انجام راي گيري درباره كل لايحه بودجه 89 پرونده اين لايحه را در مجلس ببندد و آن رابه شوراي نگهبان ارائه دهد، برخي از نمايندگان در واكنش به اين اقدام اعتراض كردند. گزارشی از سرانجام اعتراض ها منتشر نشده و خبر گزاری ها هم از کنار این موضوع گذشته انداما اخبار حکایت از آن دارد که دولت دنبال بهانه می گردد برای اجرا نکردن قانون!و آن طور که توکلی گفته &quot;رئیس‌جمهور اصرار دارد که مجلس از تمام مسیر رفته بازگردد.&quot;
با گزارش ایرنا باید پرونده بودجه 89 را بسته شده دانست؛ بودجه ای که دولت منتقدین آن را به سیاسی برخورد کردن ویا بی سوادی وبی اطلاعی محکوم کرد.نمونه آن گفته های دیروز وزیر اقتصاد  دولت دهم است که گزارش های مرکز پژوهش را نسبت به تورم سال آینده &quot;دم دستی وفاقد ارزش&quot; خواند.پایگاه اطلاع رسانی دولت هم گزارش مرکز پژوهش را یک &quot;ابزار ژورنالیستی&quot; برشمرد؛ هر چند درمقابل احمد توکلی، نادران ومصباحی مقدم که چهره های شاخص منتقد اقتصادی دولت هستند، از خود دفاع کردند.اما نکته مهم تر این است که دولت مایل نیست قانون مصوب مجلس را اجرا کند چرا که زمان مشخصی برای شروع این قانون اعلام نکرده است.

سیاسی بود یا نه؟ ما که سیاسی نیستیم
الیاس نادران دیروز در واكنش به سياسي خواندن تصميم مجلس در كاهش درآمدهاي دولت از محل هدفمند كردن يارانه‌ها اظهار داشت: راي من به اين موضوع سياسي نبوده است.  الياس نادران با بيان اينكه نمي‌تواند از طرف ديگر نمايندگان حرفي بزند تاكيد كرد: من براساس استدلال كارشناسي‌ام به كاهش درآمد دولت در اين موضوع راي دادم.  وي با بيان اينكه &quot;در جلسه غير رسمي هفته گذشته در حضور رئيس‌ [جمهور] استدلال‌هاي كارشناسي‌ام را براي كاهش درآمد دولت از محل هدفمند كردن يارانه‌ها از 40 هزار به 20 هزار ميليارد تومان تشريح كردم&quot;، تاكيد كرد: نظرمن كارشناسي بوده و بين خود و خدايم جز براساس نظر كارشناسي‌ام، راي ديگري نداده‌ام.  سیاسی جلوه دادن تصمیم مجلس در خصوص یارانه ها در حالی است که بسیاری دیگر از کارشناسان از جمله احمد توکلی معتقدند مجلس اتفاقا به نظر دولت بیشتر صحه گذاشته است؛ نمونه ای که در این راستااحمد توکلی مثال می زند مخالفت کمیسیون تلفیق با پیشنهاد وی است.بر اساس این پیشنهاد او خواستار ان بود که درآمد دولت از هدفمند سازی نه 20هزار که 10 هزار میلیارد شود چرا که به نظر توکلی همین رقم نیز تورمی سنگین در سال آینده بر مردم تحمیل خواهد کرد.با این حال دولت تعدیل درآمدش از 40 هزاربه  20 هزار را سیاسی می داند.آن هم به صورتی مهاجی و با وارد آوردن اتهامات فراوان، به گونه ای که مجلسیان هم با لحن آرام هم با لحنی تند، دیروز در پی رفع این اتهام از خود بودند. نمونه لحن آرام را دلخوش برگزید. وی با تاكيد بر اينكه مجلس در بررسي لايحه 89 نيز براساس نگاه كارشناسي خود عملكرد كرده است يادآور شد: مجلس در بررسي اين لايحه و به ويژه كاهش درآمد دولت از محل هدفمند كردن يارانه‌ها سياسي عمل نكرده است. سخنگوي كميسيون ويژه بررسي طرح تحول اقتصادي با بيان اينكه اين مصوبه مجلس را سياسي نمي‌بيند ادامه داد: نمي‌دانم چرا دولت اين مساله را سياسي ديده است.  دلخوش با وجودی كه از جمله موافقان تخصيص درآمد 40 هزار ميليارد توماني به دولت از محل هدفمند كردن يارانه‌ها بود، خاطرنشان كرد: اگرچه راي مجلس برخلاف نظر دولت و نظر شخصي بنده بود اما بنده تصور نمي‌كنم كه اين راي سياسي بوده باشد.
 اما لحن تند نسبت به دولت معتقد به احمد توکلی بود؛ لحنی که سایت خبر آن لاین از آن با تعبیر &quot;کوبنده&quot; یاد کرد.به گزارش این سایت توکلی با انتشار نامه ای به اظهارات رحیمی معاون اول دولت که رای مجلس را سیاسی دانسته بود پاسخ داد.
وی در این نامه نوشته است که روز چهارشنبه هفته گذشته پیش از حضور رئیس‌جمهور در مجلس برای توضیحات دولت در مورد درخواست درآمد 40هزار میلیارد تومانی از محل هدفمند کردن یارانه‌ها، نامه‌ای رااز سوی خود و یک نامه هم مشترکاً به همراه مصباحی ‌مقدم و الیاس نادران در صحن علنی مجلس توزیع کرده‌ است. نماینده تهران برای اثبات اینکه تصمیم مجلس سیاسی نبوده است اقدام به انتشار این دو نامه نمود.

نامه ای مشترک با 3امضا وسه تن
 در نامه مشترک توکلی، مصباحی‌مقدم و الیاس نادران آمده بود که &quot;نباید در سال اول اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، شوک سنگین اصلاح قیمت به جامعه تحمیل شود چرا که احیاناً موجب توقف اجرا و عقب‌نشینی دولت خواهد شد، مضاف بر اینکه اگر خدای ناکرده این کار درست مدیریت نشود، نتیجه معکوس می‌گیرد.&quot;
این سه نماینده اقتصاددان مجلس روی دیگر سکه پرداخت بیشتر یارانه نقدی به مردم از سوی دولت را، فشار دوبرابری به مردم و آثار تورمی سنگین خوانده بودند و در پایان نامه‌شان تأکید کرده بودند که &quot;سال اول اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، جنبه کسب تجربه برای دولت دارد.&quot;
گفتنی است در نامه‌ای که از سوی توکلی به تنهایی ارائه شده بود نیز تورم ناشی از درآمد 40هزار میلیارد تومانی دولت از محل هدفمند کردن یارانه‌ها بین 35 تا 59 درصد برآورد شده و آماری از سوی وزارت اقتصاد ارائه شده بود که تورم درآمد 34هزار میلیارد تومانی دولت را 7/15 و تورم 51هزار میلیارد تومانی را 9/12 ارزیابی کرده بود که گویای تناقض در ارائه آمار است.
توکلی در بندی از این نامه به آثار سیاسی پذیرش درخو‌است دولت مبنی بر درآمد 40هزار میلیارد تومانی از محل هدفمند کردن یارانه‌ها اشاره کرده و نوشته بود: سه ماه بعد از تشکیل کمیسیون ویژه، دولت دست از مقاومت برداشت و حاضر شد تا لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها را به مجلس بفرستد. 9 ماه بعد در تعامل کمیسیون با دولت پیشنهاد شک‌آور دولت مبنی‌‌بر کسب درآمد 34هزار میلیارد تومانی از گران کردن حامل‌های انرژی را مجلس نپذیرفت و درآمد 10 تا 20هزار میلیارد تومانی را تصویب کرد. اما رئیس‌جمهور به مجلس آمد و با اصرار خواست که مجلس لایحه دولت را دربست بپذیرد. 
به نوشته وی &quot;مجلس زیربار نرفت و سرانجام لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها تبدیل به قانون شد، اما دولت بی‌توجه به قانون باز هم در بودجه 89 پیشنهاد 40هزار میلیارد تومانی خود را تکرار کرد.&quot;
توکلی در پایان نامه‌اش آورده است: در حال‌حاضر نیز رئیس‌[جمهور]  اصرار دارد که مجلس از تمام مسیر رفته بازگردد، اما اگر مجلس این را بپذیرد، چه آبرویی برای قوه‌مقننه باقی می‌ماند. نخبگان جامعه و مردم حساس به استقلال مجلس در برابر دولت چه خواهند گفت. با روحیه تسلط دولت چه خواهید کرد؟ آیا آبروی قانون با آبروی مجلس بستگی ندارد؟

دولتی که هیچ کس را قبول ندارد
 ختم بررسی لایحه بودجه در مجلس از امروز نگاهها را متوجه شورای نگهبان خواهد ساخت که معولا نظراتش به دولت نزدیک تر بوده تا مجلس ودر مسایل مناقشه برانگیز طرف دولت را گرفته است.وزیر اقتصاد هم ابراز امیدواری کرده است که در شورای نگهبان این موضوع مورد بررسی دقیق تر قرار بگیرد؛ اما شاید این بار موضوع برای شورای نگهبان هم فرق کند چرا که یک ماه پیش این شورا در بررسی لایحه هدفمند سازی یارانه ها به درآمد 20هزار برای دولت، صحه گذاشته بود ودر این برهه شکستن نظر خود برایش مشکل ساز است.
در هر حال با صحبت های رحیمی این احتمال وجود دارد که دولت از اجرای این قانون جنجال برانگیز شانه خالی کند چرا که به گفته دولتی ها با 20هزار درامد نمیشود کاری کرد.رحیمی در این خصوص گفته استکه &quot;برخی تلاش می کنند دولت زمین بخورد&quot; و پس از آن وزیر اقتصاد همکمی نرم تر اعلام کرده که &quot;با وجود رقم 20 هزار میلیارد تومان مشخص نیست که چه زمانی هدفمند کردن یارانه ها اجرایی خواهد شد.&quot;
به این ترتیب به نظر می رسد مساله مهم در ابتدای سال آینده این است که مجلس دولت را مجاب کند تا لایحه ای راکه زمانی خود به شدت اصرار به اجرایش داشت، اجرا...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">اردلان صیامی</div></div> <img src="uploads/pics/bodeje.jpg" width="150" height="197" border="0" alt="" title="" /> <p>مجلس دیروز رسما پرونده بررسی بودجه 89 را بست. به گزارش ايلنا 165 نماينده دیروز به پايان بررسي لايحه بودجه راي دادند؛ تنها 58 نفر موافق بررسي ادامه پيشنهادات بودند و در حالي كه رئيس مجلس قصد داشت با انجام راي گيري درباره كل لايحه بودجه 89 پرونده اين لايحه را در مجلس ببندد و آن رابه شوراي نگهبان ارائه دهد، برخي از نمايندگان در واكنش به اين اقدام اعتراض كردند. گزارشی از سرانجام اعتراض ها منتشر نشده و خبر گزاری ها هم از کنار این موضوع گذشته انداما اخبار حکایت از آن دارد که دولت دنبال بهانه می گردد برای اجرا نکردن قانون!و آن طور که توکلی گفته &quot;رئیس‌جمهور اصرار دارد که مجلس از تمام مسیر رفته بازگردد.&quot;</p>
<p>با گزارش ایرنا باید پرونده بودجه 89 را بسته شده دانست؛ بودجه ای که دولت منتقدین آن را به سیاسی برخورد کردن ویا بی سوادی وبی اطلاعی محکوم کرد.نمونه آن گفته های دیروز وزیر اقتصاد&nbsp; دولت دهم است که گزارش های مرکز پژوهش را نسبت به تورم سال آینده &quot;دم دستی وفاقد ارزش&quot; خواند.پایگاه اطلاع رسانی دولت هم گزارش مرکز پژوهش را یک &quot;ابزار ژورنالیستی&quot; برشمرد؛ هر چند درمقابل احمد توکلی، نادران ومصباحی مقدم که چهره های شاخص منتقد اقتصادی دولت هستند، از خود دفاع کردند.اما نکته مهم تر این است که دولت مایل نیست قانون مصوب مجلس را اجرا کند چرا که زمان مشخصی برای شروع این قانون اعلام نکرده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>سیاسی بود یا نه؟ ما که سیاسی نیستیم</strong></p>
<p>الیاس نادران دیروز در واكنش به سياسي خواندن تصميم مجلس در كاهش درآمدهاي دولت از محل هدفمند كردن يارانه‌ها اظهار داشت: راي من به اين موضوع سياسي نبوده است. <br /> الياس نادران با بيان اينكه نمي‌تواند از طرف ديگر نمايندگان حرفي بزند تاكيد كرد: من براساس استدلال كارشناسي‌ام به كاهش درآمد دولت در اين موضوع راي دادم. <br /> وي با بيان اينكه &quot;در جلسه غير رسمي هفته گذشته در حضور رئيس‌ [جمهور] استدلال‌هاي كارشناسي‌ام را براي كاهش درآمد دولت از محل هدفمند كردن يارانه‌ها از 40 هزار به 20 هزار ميليارد تومان تشريح كردم&quot;، تاكيد كرد: نظرمن كارشناسي بوده و بين خود و خدايم جز براساس نظر كارشناسي‌ام، راي ديگري نداده‌ام. <br /> سیاسی جلوه دادن تصمیم مجلس در خصوص یارانه ها در حالی است که بسیاری دیگر از کارشناسان از جمله احمد توکلی معتقدند مجلس اتفاقا به نظر دولت بیشتر صحه گذاشته است؛ نمونه ای که در این راستااحمد توکلی مثال می زند مخالفت کمیسیون تلفیق با پیشنهاد وی است.بر اساس این پیشنهاد او خواستار ان بود که درآمد دولت از هدفمند سازی نه 20هزار که 10 هزار میلیارد شود چرا که به نظر توکلی همین رقم نیز تورمی سنگین در سال آینده بر مردم تحمیل خواهد کرد.با این حال دولت تعدیل درآمدش از 40 هزاربه &nbsp;20 هزار را سیاسی می داند.آن هم به صورتی مهاجی و با وارد آوردن اتهامات فراوان، به گونه ای که مجلسیان هم با لحن آرام هم با لحنی تند، دیروز در پی رفع این اتهام از خود بودند. نمونه لحن آرام را دلخوش برگزید. وی با تاكيد بر اينكه مجلس در بررسي لايحه 89 نيز براساس نگاه كارشناسي خود عملكرد كرده است يادآور شد: مجلس در بررسي اين لايحه و به ويژه كاهش درآمد دولت از محل هدفمند كردن يارانه‌ها سياسي عمل نكرده است.<br /> سخنگوي كميسيون ويژه بررسي طرح تحول اقتصادي با بيان اينكه اين مصوبه مجلس را سياسي نمي‌بيند ادامه داد: نمي‌دانم چرا دولت اين مساله را سياسي ديده است. <br /> دلخوش با وجودی كه از جمله موافقان تخصيص درآمد 40 هزار ميليارد توماني به دولت از محل هدفمند كردن يارانه‌ها بود، خاطرنشان كرد: اگرچه راي مجلس برخلاف نظر دولت و نظر شخصي بنده بود اما بنده تصور نمي‌كنم كه اين راي سياسي بوده باشد.</p>
<p>&nbsp;اما لحن تند نسبت به دولت معتقد به احمد توکلی بود؛ لحنی که سایت خبر آن لاین از آن با تعبیر &quot;کوبنده&quot; یاد کرد.به گزارش این سایت توکلی با انتشار نامه ای به اظهارات رحیمی معاون اول دولت که رای مجلس را سیاسی دانسته بود پاسخ داد.</p>
<p>وی در این نامه نوشته است که روز چهارشنبه هفته گذشته پیش از حضور رئیس‌جمهور در مجلس برای توضیحات دولت در مورد درخواست درآمد 40هزار میلیارد تومانی از محل هدفمند کردن یارانه‌ها، نامه‌ای رااز سوی خود و یک نامه هم مشترکاً به همراه مصباحی ‌مقدم و الیاس نادران در صحن علنی مجلس توزیع کرده‌ است. نماینده تهران برای اثبات اینکه تصمیم مجلس سیاسی نبوده است اقدام به انتشار این دو نامه نمود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>نامه ای مشترک با 3امضا وسه تن</strong></p>
<p>&nbsp;در نامه مشترک توکلی، مصباحی‌مقدم و الیاس نادران آمده بود که &quot;نباید در سال اول اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، شوک سنگین اصلاح قیمت به جامعه تحمیل شود چرا که احیاناً موجب توقف اجرا و عقب‌نشینی دولت خواهد شد، مضاف بر اینکه اگر خدای ناکرده این کار درست مدیریت نشود، نتیجه معکوس می‌گیرد.&quot;</p>
<p>این سه نماینده اقتصاددان مجلس روی دیگر سکه پرداخت بیشتر یارانه نقدی به مردم از سوی دولت را، فشار دوبرابری به مردم و آثار تورمی سنگین خوانده بودند و در پایان نامه‌شان تأکید کرده بودند که &quot;سال اول اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، جنبه کسب تجربه برای دولت دارد.&quot;</p>
<p>گفتنی است در نامه‌ای که از سوی توکلی به تنهایی ارائه شده بود نیز تورم ناشی از درآمد 40هزار میلیارد تومانی دولت از محل هدفمند کردن یارانه‌ها بین 35 تا 59 درصد برآورد شده و آماری از سوی وزارت اقتصاد ارائه شده بود که تورم درآمد 34هزار میلیارد تومانی دولت را 7/15 و تورم 51هزار میلیارد تومانی را 9/12 ارزیابی کرده بود که گویای تناقض در ارائه آمار است.</p>
<p>توکلی در بندی از این نامه به آثار سیاسی پذیرش درخو‌است دولت مبنی بر درآمد 40هزار میلیارد تومانی از محل هدفمند کردن یارانه‌ها اشاره کرده و نوشته بود: سه ماه بعد از تشکیل کمیسیون ویژه، دولت دست از مقاومت برداشت و حاضر شد تا لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها را به مجلس بفرستد. 9 ماه بعد در تعامل کمیسیون با دولت پیشنهاد شک‌آور دولت مبنی‌‌بر کسب درآمد 34هزار میلیارد تومانی از گران کردن حامل‌های انرژی را مجلس نپذیرفت و درآمد 10 تا 20هزار میلیارد تومانی را تصویب کرد. اما رئیس‌جمهور به مجلس آمد و با اصرار خواست که مجلس لایحه دولت را دربست بپذیرد. </p>
<p>به نوشته وی &quot;مجلس زیربار نرفت و سرانجام لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها تبدیل به قانون شد، اما دولت بی‌توجه به قانون باز هم در بودجه 89 پیشنهاد 40هزار میلیارد تومانی خود را تکرار کرد.&quot;</p>
<p>توکلی در پایان نامه‌اش آورده است: در حال‌حاضر نیز رئیس‌[جمهور] &nbsp;اصرار دارد که مجلس از تمام مسیر رفته بازگردد، اما اگر مجلس این را بپذیرد، چه آبرویی برای قوه‌مقننه باقی می‌ماند. نخبگان جامعه و مردم حساس به استقلال مجلس در برابر دولت چه خواهند گفت. با روحیه تسلط دولت چه خواهید کرد؟ آیا آبروی قانون با آبروی مجلس بستگی ندارد؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>دولتی که هیچ کس را قبول ندارد</strong></p>
<p>&nbsp;ختم بررسی لایحه بودجه در مجلس از امروز نگاهها را متوجه شورای نگهبان خواهد ساخت که معولا نظراتش به دولت نزدیک تر بوده تا مجلس ودر مسایل مناقشه برانگیز طرف دولت را گرفته است.وزیر اقتصاد هم ابراز امیدواری کرده است که در شورای نگهبان این موضوع مورد بررسی دقیق تر قرار بگیرد؛ اما شاید این بار موضوع برای شورای نگهبان هم فرق کند چرا که یک ماه پیش این شورا در بررسی لایحه هدفمند سازی یارانه ها به درآمد 20هزار برای دولت، صحه گذاشته بود ودر این برهه شکستن نظر خود برایش مشکل ساز است.</p>
<p>در هر حال با صحبت های رحیمی این احتمال وجود دارد که دولت از اجرای این قانون جنجال برانگیز شانه خالی کند چرا که به گفته دولتی ها با 20هزار درامد نمیشود کاری کرد.رحیمی در این خصوص گفته استکه &quot;برخی تلاش می کنند دولت زمین بخورد&quot; و پس از آن وزیر اقتصاد همکمی نرم تر اعلام کرده که &quot;با وجود رقم 20 هزار میلیارد تومان مشخص نیست که چه زمانی هدفمند کردن یارانه ها اجرایی خواهد شد.&quot;</p>
<p>به این ترتیب به نظر می رسد مساله مهم در ابتدای سال آینده این است که مجلس دولت را مجاب کند تا لایحه ای راکه زمانی خود به شدت اصرار به اجرایش داشت، اجرا کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 23:27:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>معاون مطبوعاتی وزیر: قانون نمی شناسم!</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-a2acf97aca.html</link>
			<description>محمد حسینی وزیر ارشاد احمدی نژاد، دیروز برای دومین بار طی هفته گذشته به دفاع از عملکرد معاون مطبوعاتی خود در برخورد گسترده با مطبوعات مستقل و منتقد پرداخت و با اشاره به علت برخوردهای صورت گرفته با مطبوعات مستقل و اصلاح طلب، مدعی شدکه &quot;وزارت ارشاد نمی خواهد در کشور تک صدایی وجود داشته باشد&quot;!
این ادعای وزیر ارشاد در حالی مطرح شد که هیات نظارت بر مطبوعات در تازه ترین برخوردها با مطبوعات در جلسه روز هفتم اسفندماه جاری به شانزده نشریه و همچنین روزنامه &quot;بهار&quot; تذکر داده بود؛ تنها دو روز بعد از این نیز، وزیر ارشاد و محمد علی رامین، معاون مطبوعاتیش در جلسه ای با فراکسیون اقلیت مجلس در مقابل انتقادهای صریح اعضای اقلیت مجلس مبنی بر برخورد های افراطی با مطبوعات طی ماه های اخیر، به دفاع از یکدیگر پرداختند.

مخالفت وزیر با تک صدایی!
به گزارش سایت کلمه حسینی که در دیدار با جمعی از اهالی فرهنگ و هنر استان هرمزگان سخن می گفت، ضمن دفاع از عملکرد خود در این وزارت و اشاره به اعتبارات در نظر گرفته شده در بودجه سال آینده برای پیشبرد برنامه های فرهنگی و هنری وزارت ارشاد، عدم همراهی بسیاری از هنرمندان در جشنواره و سایر برنامه های هنری و فرهنگی دولتی را مهم ندانست و گفت: نیروهای متعهد و همراه وجود دارند و جمهوری اسلامی از توسعه فرهنگ و هنر باز نخواهد ماند.
حسینی در ادامه به وضعیت مطبوعات طی ماه های اخیر پرداخت و علت تذکرات پی در پی و توقیف های گسترده را چنین دانست:بین طنز و هجو تفاوت وجود دارد و مسلما با روزنامه‌ای که ۳۵ تا ۳۶ بار اخطار گرفته است و روزانه در یک ستون به اسم طنز، همه‌چیز را به استهزا می‌گیرد، برخورد صورت می‌گیرد.

به گزارش کلمه او در عین حال با این ادعا که وزارت ارشاد نمی خواهد در کشور تک صدایی وجود داشته باشد اضافه کرد: باید در فضای جامعه نقد وجود داشته باشد و مسؤولین نیز باید سعه صدر داشته باشند. با اصل تضارب افکار و اندیشه، هیچ‌کس مخالفتی ندارد؛ بلکه با افترا و کذب و جعل مخالف هستیم.
وزیر ارشاد در حالی این موارد را در تشریح برخوردهای صورت گرفته از سوی معاون خود با مطبوعات، مطرح کرده که طی چند ماه گذشته به شکل کم سابقه ای شمار زیادی از مطبوعات و رسانه های منتقد و مستقل در کشور با  برخورد حذفی روبرو بوده وبسیاری از مطبوعات به علت انعکاس حوادث بعد از انتخابات توقیف شده اند.

سیاست یک بام و دو هوای رامین
ادعاهای وزیر ارشاد در دفاع از عملکرد این وزارتخانه و عملکرد معاون مطبوعاتی خود تنها به دیروز ختم نمی شود. محمد حسنی و محمد علی رامین چهار روز قبل از این نیز در دفاع از عملکرد خود در عرصه مطبوعات، طی جلسه ای مشترک با اعضای فراکسیون اقلیت اصلاح طلب مجلس به دفاع از یکدیگر پرداختند و پاسخ آنها به پرسش های اعضای این اقلیت به نوشته سایت خبری پارلمان نیوز، قانع کننده نبود و این جلسه بدون نتیجه پایان گرفت؛ جلسه ای که فراکسیون اقلیت مجلس اعلام کرده بود اگر به نتیجه نرسد موجب استیضاح وزیر ارشاد خواهد شد.
پارلمان نیوز به نقل از داریوش قنبری، سخنگوی اقلیت مجلس در خصوص این جلسه نوشته: نمایندگان اقلیت اصلاح طلب در دیدار با وزیر ارشاد و معاون مطبوعاتیش، نسبت به فضای نامناسب ایجاد شده برای رسانه های منتقد و اصلاح طلب و فعالیت رسانه ای آنها اعتراض کردند و به انتقاد از عملکرد هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد پرداختند... نمایندگان اصلاح طلب اقلیت مجلس از سیاسیت یک بام و دو هوای معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در برخورد با مطبوعات شکایت کردند؛ سیاستی که به برخی از رسانه های حامی دولت چنان مصونیتی داده که فراتر از قانون علیه دیگران مطلب نوشته و یا اتهام زنی کنند، اما رسانه ها و مطبوعات اصلاح طلب به راحتی توقیف و لغو امتیاز شوند.
به نوشته پارلمان نیوز در جلسه چالشی نمایندگان اقلیت مجلس با وزیر ارشاد و معاون مطبوعاتی او، نمایندگان مجلس با یادآوری وعده هایی که وزیر ارشاد هنگام جلب رضایت نمایندگان مجلس برای گرفتن رای اعتماد داده بود، گفتند: وزیر ارشاد به وعده‌ها و قول‌هایی که در زمان کسب رای اعتماد به فراکسیون درباره آزادی مطبوعات داد عمل نکرده و فضا و عرصه برای رسانه‌ها و مطبوعات در دوران وزارت ایشان به شدت تنگ‌تر شد. انتظار در زمان رای اعتماد به ایشان این بود که فضا را برای مطبوعات و رسانه‌ها بهتر کنند نه اینکه بدتر از دوره قبل شود.
در همین جلسه نمایندگان اقلیت با اشاره به اینکه وزارت ارشاد در حوزه هایی مثل سینما عملکرد امیدوار کننده ای داشته، عملکرد رامین در برخوردهای صورت گرفته با مطبوعات را فراقانونی دانسته و تصریح کردنده بودند رفتارهای رامین با مطبوعات اصلاح طلب دو گانه و کاملا غیر قانونی بوده است.
اما در مقابل این انتقادها و شکایات نمایندگان اصلاح طلب، ابتدا وزیر ارشاد با دفاع از رامین و هیات نظارت بر مطبوعات، ادعا کرده بود که وزارت ارشاد در این خصوص با توجه به قانون حرکت کرده و اگر برخوردی با مطبوعات بوده در چهار چوب قانون صورت گرفته است. پیش از این نیز محمد علی رامین در ادعایی مشابه و با این استدلال که او &quot;قانون شناس نیست، اما مجری قانون است&quot; برخوردهای خود با مطبوعات را قانونی خوانده بود. 

قیاس دو معاون ارشاد و بیان یک انتقاد
عملکرد معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد تا کنون علاوه بر آنکه واکنش های صریح اصلاح طلبان مجلس و جامعه مطبوعاتی مستقل و منتقد را در پی داشته، این اواخر باعث واکنش منفی برخی از منابع خبری اصولگرا هم شده است. در همین خصوص روز گذشته نیز سایت فردا، نزدیک به محمدباقر قالیباف شهردار تهران با انتشار گزارشی، عملکرد دو معاون سینمایی و مطبوعاتی وزارت ارشاد را باهم مقایسه کرد و نوشت:به همان سرعت که معاونت سینمایی وزارت ارشاد فیلم های توقیف شده را رفع می کرد، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد مشغول توقیف مطبوعات بود. معاونت سینمایی و معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد گویی دو جزیره جدای از همدیگر هستند که یک اصول و چارچوب کلی بر آنها حاکم نیست.
این منبع خبری در ادامه با اشاره به عملکرد چند ماهه اخیر دولت، از سیاست متفاوت دولت و وزارت ارشاد در حوزه فرهنگ و سیاست نوشته است: گمانه سیاست متفاوت دولت و وزارت ارشاد در حوزه فرهنگ و سیاست، تقویت می شود. یکی روبه فراخی وبسط دارد و دیگری رو به محدودیت.
این گزارش با نگاهی به تلاش جواد شمقدری معاونی سینمایی وزارت ارشاد برای رفع توقیف از برخی از فیلم های توقیف شده از همان آغاز شروع بکار در پست جدیدش، از سرعت عمل رامین در توقیف مطبوعات در چند ماهه اخیر انتقاد کرده و نوشته است: به همان سرعت که معاونت سینمایی وزارت ارشاد فیلم های توقیف شده را رفع می کرد، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد شاهد توقیف مطبوعات بود. اولین روزهای ورود محمد علی رامین به سمت جدید خود همزمان شد با توقیف روزنامه سرمایه. روند توقیف مطبوعات ادامه یافت تا اینکه گریبان، اندیشه نو، حیات نو، ایراندخت و اعتماد را هم گرفت.علاوه بر توقیف مطبوعات، آنچه در دوره جدید معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با مسئولیت رامین که دبیر هیات تظارت بر مطبوعات هم هست، نمود دارد، تذکرهای متعدد به روزنامه ها و نشریات است.
گزارش سایت خبری فردا، با برشمردن موارد متعددی از توقیف ها، لغو امتیازها و تذکرات جمعی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، در پایان می افزاید: «تذکر همگانی» عنوانی است که در همین اواخر باب شده و اشاره دارد به تذکرات متعددی که معاونت مطبوعاتی به صورت جمعی به روزنامه ها می دهد. هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه ۱۷ اسفندماه خود هم موضوع تخلفات مطبوعات عامه‌پسند را مورد بررسی قرار داد و به ۱۶ نشريه و يک روزنامه[بهار]تذکر داد.
معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد تاکنون در به پاسخ به اعتراض منتقدان به برخوردهای دو گانه و غیر قانونی وی با مطبوعات، به کلی گویی پرداخته و با این ادعا که تمام توقیف ها، لغو امتیازها و تذکرات جمعی در چهار چوب قانون بوده است، بخشی از عملکرد خود را در جهت تلطیف فضای بوجود آمده بعد از انتخابات و تلاش برای تغییر و کنترل قانون نظارت بر مطبوعات قلمداد کرده...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">سامناک آقایی</div></div> <img src="uploads/pics/ramin_01.jpg" width="150" height="100" border="0" alt="" title="" /> <p>محمد حسینی وزیر ارشاد احمدی نژاد، دیروز برای دومین بار طی هفته گذشته به دفاع از عملکرد معاون مطبوعاتی خود در برخورد گسترده با مطبوعات مستقل و منتقد پرداخت و با اشاره به علت برخوردهای صورت گرفته با مطبوعات مستقل و اصلاح طلب، مدعی شدکه &quot;وزارت ارشاد نمی خواهد در کشور تک صدایی وجود داشته باشد&quot;!</p>
<p>این ادعای وزیر ارشاد در حالی مطرح شد که هیات نظارت بر مطبوعات در تازه ترین برخوردها با مطبوعات در جلسه روز هفتم اسفندماه جاری به شانزده نشریه و همچنین روزنامه &quot;بهار&quot; تذکر داده بود؛ تنها دو روز بعد از این نیز، وزیر ارشاد و محمد علی رامین، معاون مطبوعاتیش در جلسه ای با فراکسیون اقلیت مجلس در مقابل انتقادهای صریح اعضای اقلیت مجلس مبنی بر برخورد های افراطی با مطبوعات طی ماه های اخیر، به دفاع از یکدیگر پرداختند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مخالفت وزیر با تک صدایی</strong><strong>!</strong></p>
<p>به گزارش سایت کلمه حسینی که در دیدار با جمعی از اهالی فرهنگ و هنر استان هرمزگان سخن می گفت، ضمن دفاع از عملکرد خود در این وزارت و اشاره به اعتبارات در نظر گرفته شده در بودجه سال آینده برای پیشبرد برنامه های فرهنگی و هنری وزارت ارشاد، عدم همراهی بسیاری از هنرمندان در جشنواره و سایر برنامه های هنری و فرهنگی دولتی را مهم ندانست و گفت: نیروهای متعهد و همراه وجود دارند و جمهوری اسلامی از توسعه فرهنگ و هنر باز نخواهد ماند.</p>
<p>حسینی در ادامه به وضعیت مطبوعات طی ماه های اخیر پرداخت و علت تذکرات پی در پی و توقیف های گسترده را چنین دانست:بین طنز و هجو تفاوت وجود دارد و مسلما با روزنامه‌ای که ۳۵ تا ۳۶ بار اخطار گرفته است و روزانه در یک ستون به اسم طنز، همه‌چیز را به استهزا می‌گیرد، برخورد صورت می‌گیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به گزارش کلمه او در عین حال با این ادعا که وزارت ارشاد نمی خواهد در کشور تک صدایی وجود داشته باشد اضافه کرد: باید در فضای جامعه نقد وجود داشته باشد و مسؤولین نیز باید سعه صدر داشته باشند. با اصل تضارب افکار و اندیشه، هیچ‌کس مخالفتی ندارد؛ بلکه با افترا و کذب و جعل مخالف هستیم.</p>
<p>وزیر ارشاد در حالی این موارد را در تشریح برخوردهای صورت گرفته از سوی معاون خود با مطبوعات، مطرح کرده که طی چند ماه گذشته به شکل کم سابقه ای شمار زیادی از مطبوعات و رسانه های منتقد و مستقل در کشور با &nbsp;برخورد حذفی روبرو بوده وبسیاری از مطبوعات به علت انعکاس حوادث بعد از انتخابات توقیف شده اند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>سیاست یک بام و دو هوای رامین</strong></p>
<p>ادعاهای وزیر ارشاد در دفاع از عملکرد این وزارتخانه و عملکرد معاون مطبوعاتی خود تنها به دیروز ختم نمی شود. محمد حسنی و محمد علی رامین چهار روز قبل از این نیز در دفاع از عملکرد خود در عرصه مطبوعات، طی جلسه ای مشترک با اعضای فراکسیون اقلیت اصلاح طلب مجلس به دفاع از یکدیگر پرداختند و پاسخ آنها به پرسش های اعضای این اقلیت به نوشته سایت خبری پارلمان نیوز، قانع کننده نبود و این جلسه بدون نتیجه پایان گرفت؛ جلسه ای که فراکسیون اقلیت مجلس اعلام کرده بود اگر به نتیجه نرسد موجب استیضاح وزیر ارشاد خواهد شد.</p>
<p>پارلمان نیوز به نقل از داریوش قنبری، سخنگوی اقلیت مجلس در خصوص این جلسه نوشته: نمایندگان اقلیت اصلاح طلب در دیدار با وزیر ارشاد و معاون مطبوعاتیش، نسبت به فضای نامناسب ایجاد شده برای رسانه های منتقد و اصلاح طلب و فعالیت رسانه ای آنها اعتراض کردند و به انتقاد از عملکرد هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد پرداختند... نمایندگان اصلاح طلب اقلیت مجلس از سیاسیت یک بام و دو هوای معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در برخورد با مطبوعات شکایت کردند؛ سیاستی که به برخی از رسانه های حامی دولت چنان مصونیتی داده که فراتر از قانون علیه دیگران مطلب نوشته و یا اتهام زنی کنند، اما رسانه ها و مطبوعات اصلاح طلب به راحتی توقیف و لغو امتیاز شوند.</p>
<p>به نوشته پارلمان نیوز در جلسه چالشی نمایندگان اقلیت مجلس با وزیر ارشاد و معاون مطبوعاتی او، نمایندگان مجلس با یادآوری وعده هایی که وزیر ارشاد هنگام جلب رضایت نمایندگان مجلس برای گرفتن رای اعتماد داده بود، گفتند: وزیر ارشاد به وعده‌ها و قول‌هایی که در زمان کسب رای اعتماد به فراکسیون درباره آزادی مطبوعات داد عمل نکرده و فضا و عرصه برای رسانه‌ها و مطبوعات در دوران وزارت ایشان به شدت تنگ‌تر شد. انتظار در زمان رای اعتماد به ایشان این بود که فضا را برای مطبوعات و رسانه‌ها بهتر کنند نه اینکه بدتر از دوره قبل شود.</p>
<p>در همین جلسه نمایندگان اقلیت با اشاره به اینکه وزارت ارشاد در حوزه هایی مثل سینما عملکرد امیدوار کننده ای داشته، عملکرد رامین در برخوردهای صورت گرفته با مطبوعات را فراقانونی دانسته و تصریح کردنده بودند رفتارهای رامین با مطبوعات اصلاح طلب دو گانه و کاملا غیر قانونی بوده است.</p>
<p>اما در مقابل این انتقادها و شکایات نمایندگان اصلاح طلب، ابتدا وزیر ارشاد با دفاع از رامین و هیات نظارت بر مطبوعات، ادعا کرده بود که وزارت ارشاد در این خصوص با توجه به قانون حرکت کرده و اگر برخوردی با مطبوعات بوده در چهار چوب قانون صورت گرفته است. پیش از این نیز محمد علی رامین در ادعایی مشابه و با این استدلال که او &quot;قانون شناس نیست، اما مجری قانون است&quot; برخوردهای خود با مطبوعات را قانونی خوانده بود. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>قیاس دو معاون ارشاد و بیان یک انتقاد</strong></p>
<p>عملکرد معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد تا کنون علاوه بر آنکه واکنش های صریح اصلاح طلبان مجلس و جامعه مطبوعاتی مستقل و منتقد را در پی داشته، این اواخر باعث واکنش منفی برخی از منابع خبری اصولگرا هم شده است. در همین خصوص روز گذشته نیز سایت فردا، نزدیک به محمدباقر قالیباف شهردار تهران با انتشار گزارشی، عملکرد دو معاون سینمایی و مطبوعاتی وزارت ارشاد را باهم مقایسه کرد و نوشت:به همان سرعت که معاونت سینمایی وزارت ارشاد فیلم های توقیف شده را رفع می کرد، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد مشغول توقیف مطبوعات بود. معاونت سینمایی و معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد گویی دو جزیره جدای از همدیگر هستند که یک اصول و چارچوب کلی بر آنها حاکم نیست.</p>
<p>این منبع خبری در ادامه با اشاره به عملکرد چند ماهه اخیر دولت، از سیاست متفاوت دولت و وزارت ارشاد در حوزه فرهنگ و سیاست نوشته است: گمانه سیاست متفاوت دولت و وزارت ارشاد در حوزه فرهنگ و سیاست، تقویت می شود. یکی روبه فراخی وبسط دارد و دیگری رو به محدودیت.</p>
<p>این گزارش با نگاهی به تلاش جواد شمقدری معاونی سینمایی وزارت ارشاد برای رفع توقیف از برخی از فیلم های توقیف شده از همان آغاز شروع بکار در پست جدیدش، از سرعت عمل رامین در توقیف مطبوعات در چند ماهه اخیر انتقاد کرده و نوشته است: به همان سرعت که معاونت سینمایی وزارت ارشاد فیلم های توقیف شده را رفع می کرد، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد شاهد توقیف مطبوعات بود. اولین روزهای ورود محمد علی رامین به سمت جدید خود همزمان شد با توقیف روزنامه سرمایه. روند توقیف مطبوعات ادامه یافت تا اینکه گریبان، اندیشه نو، حیات نو، ایراندخت و اعتماد را هم گرفت.علاوه بر توقیف مطبوعات، آنچه در دوره جدید معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با مسئولیت رامین که دبیر هیات تظارت بر مطبوعات هم هست، نمود دارد، تذکرهای متعدد به روزنامه ها و نشریات است.</p>
<p>گزارش سایت خبری فردا، با برشمردن موارد متعددی از توقیف ها، لغو امتیازها و تذکرات جمعی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، در پایان می افزاید: «تذکر همگانی» عنوانی است که در همین اواخر باب شده و اشاره دارد به تذکرات متعددی که معاونت مطبوعاتی به صورت جمعی به روزنامه ها می دهد. هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه ۱۷ اسفندماه خود هم موضوع تخلفات مطبوعات عامه‌پسند را مورد بررسی قرار داد و به ۱۶ نشريه و يک روزنامه[بهار]تذکر داد.</p>
<p>معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد تاکنون در به پاسخ به اعتراض منتقدان به برخوردهای دو گانه و غیر قانونی وی با مطبوعات، به کلی گویی پرداخته و با این ادعا که تمام توقیف ها، لغو امتیازها و تذکرات جمعی در چهار چوب قانون بوده است، بخشی از عملکرد خود را در جهت تلطیف فضای بوجود آمده بعد از انتخابات و تلاش برای تغییر و کنترل قانون نظارت بر مطبوعات قلمداد کرده است.</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 23:23:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>اعتراض وکلا به محدودیت ها ادامه دارد</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-3b19df97f5.html</link>
			<description>انتخابات اعضای هیات مدیره  کانون وکلا  با وجود اعتراضات  یک سال  گذشته به مخدوش شدن استقلال وکلا و همچنین روند تایید صلاحیت کاندیداها، با حضور 4000 وکیل برگزار شد و هجده نفر به عنوان اعضای رسمی و علی البدل دوره جدید انتخاب شدند.
در این انتخابات که روز پنج شنبه گذشته برگزار شد نجفی توانا، جندقی کرمانی پور، بهروز یغمایی، محمود مصطفوی کاشانی، حسین محمدنبی، حمید جنتی، حمید جلیل زاده، مهدی شهلا، جلیل مالکی، علی حامد توسلی، سید ابراهيم ثابت قدم، علی کاکا افشار، جعفر کوشا، بتول کیهانی، حسین عسگری راد، محمدرضاپاسبان، رضاتمدن و احمد جاویدتاش انتخاب شدند. از این تعداد 12 عضو اصلی و شش عضو علی البدل هستند.
اما آنچه که این دوره از انتخابات کانون را که با داشتن 8 هزار عضو، یکی از پر شمارترین اصناف و همچنین یکی از موثرترین نهادهای مدنی کشور است، در صدر خبرهای رسانه ای قرار داد، اتفاقات یک ساله اخیر است که در پی تصویب لایحه استقلال  کانون وکلا که توسط ریاست سابق قوه قضائیه پیشنهاد شده بود، رخ داد و اعتراضات وکلای ایران رادر پی داشت. 
مینا جعفری وکیل دادگستری در این باره به روز می گوید: این آیین نامه  بدون دخالت و صلاحدید و نظرخواهی از کانون  های وکلا ( کانون مرکز و سایر کانون ها ) پیشنهاد و در بحبوحه روزهاي اول بحران سياسي در روزهاي بعد از انتخابات مطرح شد. 
وی در خصوص انتقادات به این آیین نامه می گوید: به لحاظ شكلي و بر اساس لايحه قانوني استقلال مصوب 1333كه مرحوم دكتر مصدق آن را پيشنهاد داده بود، وزيردادگستري باید متن آيين نامه را تهيه كند ـ كه در سال 1334 اين متن تهيه شده بود ـ و هر گونه اصلاح در آن هم بايد بانظر كانونها رخ دهد. در حالی که در مورد این آیین نامه نظری از کانونها پرسیده نشده بود. 
یک وکیل  باسابقه دیگر که نیز ترجیح می دهد نامش را عنوان نکنیم در این زمینه به روز می گوید : با توجه به بخش هاي مهمي از اين آيين نامه، رييس قوه ‌محدوديت هاي زيادي برای وكلا ایجاد کرده است، به ويژه اينكه معاون رييس قوه بايد امضاي زير پروانه ها را براي تاييد و تمديد انجام بدهد نه رييس كانون؛ كه اين ناقض استقلال نسبي كانون بعد از انقلاب است.
وی در توضیح این مطلب اضافه می کند: بعد از انقلاب به مدت 18 سال، كانون توسط فردي كه منصوب حاكميت و قوه قضائیه بود اداره ميشد که در آن دوران  تصفيه هاي مفصلی بین وكلاي مستقل صورت گرفت.الان هم به نظر مي رسد اين آيين نامه براي پاكسازي مفصل وكلاي فعال در حوزه حقوق بشرست که اين امر، حق دفاع مردم،  يعني برخورداري از يك وكيل مستقل و شجاع كه بتوانداز حقوق موكلش دفاع كند راكاملا خدشه دار مي سازد. به دنبال تصویب این آیین نامه، جمعي از وكلا به منظور حمايت از حقوق صنفی خود و حق موکلانشان، كمپينی به نام کمپین استقلال کانون وکلا  براه انداختند. متاسفانه بعد از 18 سال كه عملا كانون وكلا استقلالي نداشت در سال 76براي حفظ كنترل خودشان بر کانون،  قانوني به نام  &quot;كيفيت اخذ پروانه وكالت&quot; درمجلس تصويب شد كه براساس تبصره 1 ماده 4 آن، ‌صلاحيت وكلاي نامزد هيات مديره بايد توسط دادگاه انتظامي قضات تاييد شود. پس از آن  در دوره آقاي خاتمي ( حدود 8 سال پيش) در برنامه سوم توسعه، ماده اي را گنجاندند به نام 187كه قوه قضاييه را وارد امر تربيت &quot;وكيل دولتي&quot; كرد در حاليكه این با  شعار جامعه مدنی در تضاد بود.  وكيل بايد در برابر قاضي اي قرار مي گرفت كه هر دو در يك سيستم تربيت شده بودند.این نوع وکیل به راحتي پروانه می گرفت و عملا نمي توانست از حقوق موكل دفاع  كند و الان هم وضع به همین منوال است.
وی همچنین به ادامه اعتراضات اشاره می کند و می گوید : در اين انتخابات هم  نيمي از كانديداها از طرف دادگاه انتظامي رد صلاحيت شدند. به دنبال آن گروهی از وکلا بيانيه ای منتشر کردند وطوماري با امضای معترضان رادر روز انتخابات در حاشیه جلسه به نمایش گذاشته شد.به گفته این وکلا دادگاه انتظامي نبايد در امر تاييد يا رد صلاحيت وكلا دخالت كند و اين كار بايد به دست خود وكلا انجام شود. 

آنچه از وکالت می ماند
روزنامه بهار روز گذشته در این باره نوشت:سید محمد جندقی پورکرمانی که در مراسم یکصدمین سال تاسیس نهاد وکالت و روز وکیل مدافع صحبت می کرد از اتفاقات رخ داده دراین حوزه اظهار تاسف کرد و گفت: &quot;در سال جاری حرفه شریف وکالت که از آغاز همانند آنچه درکشورهای پیشرفته سابقه داشته و به طور مستقل به فعالیت خود ادامه می داد، باتدوین آیین نامه ریاست سابق قوه قضائیه زمینه به خطر انداختن استقلال کانون وکلارا فراهم کرد.&quot; او این را هم اضافه کرد که &quot;برخلاف صراحت قانون، دیوان عدالت اداری در رسیدگی به این موضوع دچار شک و تردید شده و این آیین نامه در بوته اجماع مانده و از دستور کار هیات عمومی خارج شده است.&quot; رئیس کانون وکلای مرکز درراستای حفظ استقلال این کانون، از رئیس قوه قضائیه درخواست کرد آیین نامه اصلاحی استقلال کانون وکلا اجرا نشود. گفتنی است در حاشیه برپایی انتخابات کانون وکلا، خانواده محمد اولیایی فر، وکیل دادگستری که چند روز پیش برای اجرای حکم یک سال حبس به زندان اوین منتقل شد با حمل پلاکاردهایی برای آزادی پدرشان کمک خواستند.</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">سارا مقدم</div></div> <img src="uploads/pics/eteraz_vokala.jpg" width="150" height="100" border="0" alt="" title="" /> <p>انتخابات اعضای هیات مدیره&nbsp; کانون وکلا&nbsp; با وجود اعتراضات &nbsp;یک سال&nbsp; گذشته به مخدوش شدن استقلال وکلا و همچنین روند تایید صلاحیت کاندیداها، با حضور 4000 وکیل برگزار شد و هجده نفر به عنوان اعضای رسمی و علی البدل دوره جدید انتخاب شدند.</p>
<p>در این انتخابات که روز پنج شنبه گذشته برگزار شد نجفی توانا، جندقی کرمانی پور، بهروز یغمایی، محمود مصطفوی کاشانی، حسین محمدنبی، حمید جنتی، حمید جلیل زاده، مهدی شهلا، جلیل مالکی، علی حامد توسلی، سید ابراهيم ثابت قدم، علی کاکا افشار، جعفر کوشا، بتول کیهانی، حسین عسگری راد، محمدرضاپاسبان، رضاتمدن و احمد جاویدتاش انتخاب شدند. از این تعداد 12 عضو اصلی و شش عضو علی البدل هستند.</p>
<p>اما آنچه که این دوره از انتخابات کانون را که با داشتن 8 هزار عضو، یکی از پر شمارترین اصناف و همچنین یکی از موثرترین نهادهای مدنی کشور است، در صدر خبرهای رسانه ای قرار داد، اتفاقات یک ساله اخیر است که در پی تصویب لایحه استقلال&nbsp; کانون وکلا که توسط ریاست سابق قوه قضائیه پیشنهاد شده بود، رخ داد و اعتراضات وکلای ایران رادر پی داشت. </p>
<p>مینا جعفری وکیل دادگستری در این باره به روز می گوید: این آیین نامه&nbsp; بدون دخالت و صلاحدید و نظرخواهی از کانون&nbsp; های وکلا ( کانون مرکز و سایر کانون ها ) پیشنهاد و در بحبوحه روزهاي اول بحران سياسي در روزهاي بعد از انتخابات مطرح شد. </p>
<p>وی در خصوص انتقادات به این آیین نامه می گوید: به لحاظ شكلي و بر اساس لايحه قانوني استقلال مصوب 1333كه مرحوم دكتر مصدق آن را پيشنهاد داده بود، وزيردادگستري باید متن آيين نامه را تهيه كند ـ كه در سال 1334 اين متن تهيه شده بود ـ و هر گونه اصلاح در آن هم بايد بانظر كانونها رخ دهد. در حالی که در مورد این آیین نامه نظری از کانونها پرسیده نشده بود. </p>
<p>یک وکیل&nbsp; باسابقه دیگر که نیز ترجیح می دهد نامش را عنوان نکنیم در این زمینه به روز می گوید : با توجه به بخش هاي مهمي از اين آيين نامه، رييس قوه ‌محدوديت هاي زيادي برای وكلا ایجاد کرده است، به ويژه اينكه معاون رييس قوه بايد امضاي زير پروانه ها را براي تاييد و تمديد انجام بدهد نه رييس كانون؛ كه اين ناقض استقلال نسبي كانون بعد از انقلاب است.</p>
<p>وی در توضیح این مطلب اضافه می کند: بعد از انقلاب به مدت 18 سال، كانون توسط فردي كه منصوب حاكميت و قوه قضائیه بود اداره ميشد که در آن دوران &nbsp;تصفيه هاي مفصلی بین وكلاي مستقل صورت گرفت.الان هم به نظر مي رسد اين آيين نامه براي پاكسازي مفصل وكلاي فعال در حوزه حقوق بشرست که اين امر، حق دفاع مردم، &nbsp;يعني برخورداري از يك وكيل مستقل و شجاع كه بتوانداز حقوق موكلش دفاع كند راكاملا خدشه دار مي سازد. به دنبال تصویب این آیین نامه، جمعي از وكلا به منظور حمايت از حقوق صنفی خود و حق موکلانشان، كمپينی به نام کمپین استقلال کانون وکلا&nbsp; براه انداختند. متاسفانه بعد از 18 سال كه عملا كانون وكلا استقلالي نداشت در سال 76براي حفظ كنترل خودشان بر کانون، &nbsp;قانوني به نام&nbsp; &quot;كيفيت اخذ پروانه وكالت&quot; درمجلس تصويب شد كه براساس تبصره 1 ماده 4 آن، ‌صلاحيت وكلاي نامزد هيات مديره بايد توسط دادگاه انتظامي قضات تاييد شود. پس از آن &nbsp;در دوره آقاي خاتمي ( حدود 8 سال پيش) در برنامه سوم توسعه، ماده اي را گنجاندند به نام 187كه قوه قضاييه را وارد امر تربيت &quot;وكيل دولتي&quot; كرد در حاليكه این با &nbsp;شعار جامعه مدنی در تضاد بود.&nbsp; وكيل بايد در برابر قاضي اي قرار مي گرفت كه هر دو در يك سيستم تربيت شده بودند.این نوع وکیل به راحتي پروانه می گرفت و عملا نمي توانست از حقوق موكل دفاع&nbsp; كند و الان هم وضع به همین منوال است.</p>
<p>وی همچنین به ادامه ا<a name="_GoBack"></a>عتراضات اشاره می کند و می گوید : در اين انتخابات هم&nbsp; نيمي از كانديداها از طرف دادگاه انتظامي رد صلاحيت شدند. به دنبال آن گروهی از وکلا بيانيه ای منتشر کردند وطوماري با امضای معترضان رادر روز انتخابات در حاشیه جلسه به نمایش گذاشته شد.به گفته این وکلا دادگاه انتظامي نبايد در امر تاييد يا رد صلاحيت وكلا دخالت كند و اين كار بايد به دست خود وكلا انجام شود. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>آنچه از وکالت می ماند</strong></p>
<p>روزنامه بهار روز گذشته در این باره نوشت:سید محمد جندقی پورکرمانی که در مراسم یکصدمین سال تاسیس نهاد وکالت و روز وکیل مدافع صحبت می کرد از اتفاقات رخ داده دراین حوزه اظهار تاسف کرد و گفت: &quot;در سال جاری حرفه شریف وکالت که از آغاز همانند آنچه درکشورهای پیشرفته سابقه داشته و به طور مستقل به فعالیت خود ادامه می داد، باتدوین آیین نامه ریاست سابق قوه قضائیه زمینه به خطر انداختن استقلال کانون وکلارا فراهم کرد.&quot; او این را هم اضافه کرد که &quot;برخلاف صراحت قانون، دیوان عدالت اداری در رسیدگی به این موضوع دچار شک و تردید شده و این آیین نامه در بوته اجماع مانده و از دستور کار هیات عمومی خارج شده است.&quot; رئیس کانون وکلای مرکز درراستای حفظ استقلال این کانون، از رئیس قوه قضائیه درخواست کرد آیین نامه اصلاحی استقلال کانون وکلا اجرا نشود.<br /> گفتنی است در حاشیه برپایی انتخابات کانون وکلا، خانواده محمد اولیایی فر، وکیل دادگستری که چند روز پیش برای اجرای حکم یک سال حبس به زندان اوین منتقل شد با حمل پلاکاردهایی برای آزادی پدرشان کمک خواستند.</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 23:20:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>حقوق بشر سرزمینی نیست</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-c04f5cf77a.html</link>
			<description>وقتی می گوئیم استانداردهای جهانی حقوق بشر حد و مرز خواسته های انسان امروز است، مفهوم در خود نهفته اش این است که حقوق بشرحد و مرز جغرافیائی ندارد. موضوعی سرزمینی نیست، جهانی است. زیر سلطه ی حکومتهای ایدئولوژیک، فعالان حقوق بشر از بیم آنکه با باز گوئی کاستی های حقوق بشردر محافل بین المللی و در برابر مقامات سیاسی دولتهای نیرومند خارجی، ممکن است متهم به همکاری با دشمن بشوند، فرصتهائی را از دست می دهند. این بیم و هراس برای کسانی که بیخ گوش شکنجه گران در ایران زندگی می کنند حق است و لازمه ماندگاری است، اما بیشمار فعالان حقوق بشرایرانی که خارج از ایران برای تثبیت موازین جهانی حقوق بشر می کوشند، خوب است از هر فرصتی برای گفت و گوی مستقیم با مدیران سیاسی جهان بهره ببرند.به این امید که شاید در مذاکرات احتمالی که پنهان و آشکار، دولتهای دوست و دشمن با هم دارند، نیازهای فوری حقوق بشری ایرانیان  دستکم به یکی از حساسیت ها تبدیل بشود.
اقدام به چنین دیدارهائی یکی دیگر از تابوهای زیانبار و فرسوده ایست که خوشبختانه ایرانیان شکستن آن را آغاز کرده اند. این تابو شکنی از آن رو بسیار اهمیت دارد که دولتهای غیر پاسخگو و نابردبار در برابر شهروندان، پیاپی در تبلیغات سیاسی ادعا می کنند فلان دولت و فلان مجمع جهانی دشمن است و با آن دمی کنار نمی آیند، اما همواره کاشف به عمل می آید که با انواع و اقسام واسطه ها و ترفندها و به هزار بهانه با دشمن نشست و برخاست دارند. فقط دوست دارند خود دستی و نقشی در امور داشته باشند و دست شهروندان، بخصوص فعالان حقوق بشر را از داشتن رابطه با دولتهای موئژ دور نگاهدارند. با آنچه در حق مردم در چند ماه اخیر روا داشته اند، این تابو کاملا شکسته شده و انها که نمی توانند در فضای واقعی با مدیران تاثیر گذار سیاسی درسطح جهان رابطه برقرار کنند، فضای مجازی را که دارد گسترده می شود، از کف نمی دهند.
روز 18 فوریه سال 2010 میلادی کاخ سفید واشنگتن در های خود را به روی 24 نماینده ی فعالیتهای حقوق بشری از 24 کشور جهان گشود. از مصر و پاکستان، زیمبابوه، اوگاندا، کویت، روسیه، بلاروس، تایوان، چین، اندونزی، چچن، مالزی، انگلستان، امریکا وکنیا و...، فعالان برجسته ای آمده بودند که اغلب این دعوت را محترم شمردند و در جلسه ای که مدیران رسمی دولت امریکا در امر حقوق بشر حضور داشتند حاضر شدند تا صدای خود را مستقیم و بی واسطه به گوش کسانی که می توانند با استفاده از روابط دیپلماتیک و تجاری و فرهنگی وارد گفت و گو با دولت متبوع آنها بشوند و دوستانه باب گفت و گو های حقوق بشری را به قصد اصلاح بگشایند، باز کنند. البته طبیعی است فعالانی از اعتماد به نفس بالا بهره مند بودند که روابط دولت متبوع آنها با امریکا عادی بود. غیر ازفعالانی از چین و چچن و یکی دوکشور دیگر که از کشور خود به جرم فعالیتهای حقوق بشری رانده شده بودند، دیگران بلیط بازگشت به کشور در جیب داشتند و با راحتی خیال از اوضاع نابسامان حقوق بشری در کشورشان می گفتند و از مدیران دولت امریکا می خواستند تا از نفوذشان برای بهبود وضعیت حقوق بشری به نفع مردم استفاده کنند. در این محفل بین المللی همه خواسته ها و راه حل ها بوی صلح و مذاکره می داد و شاید در طول این جلسه بارها در دل آرزو کردم که دو دولت ایران و امریکا با وجود رویاروئی با مشکلات،هرچه زودتربا یکدیگر رابطه عادی برقرار کنند تا دستکم فعالان حقوق بشر که براندازی راه و رسم شان نیست در جامعه جهانی نفس راحتی کشیده و از هر در گشوده ای بی ترس از اتهام همسوئی با دشمن به قصد بهبود موقعیت حقوق بشری وارد بشوند.
نمایندگان دعوت شده از سوی کاخ سفید روی صندلی های خود آرام نشسته و از موانع توسعه حقوق بشر سخن می گفتند که دری باز شد و پرزیدنت امریکا به چالاکی به جمع پیوست. رئیس جلسه برخاست و پرزیدنت جای او نشست. پرزیدنت فضا را با ادای &quot;سلام دوستان&quot; شکست و تعجب حاضران را از این حضور غیر منتظره تبدیل به شادمانی کرد. با همه دست داد. یک یک خود را و کشوری را که در آن بالیده بودند و برای آن دغدغه خاطر داشتند معرفی کردند. ساعتی در کمال شکیبائی نشست وگوش سپرد به بسیاری نگرانیها و طاقت آورد تا دلهای بر آماسیده از وظیفه ناشناسی دولتها حتی  خشمگین از کم کاریهای دولت امریکا خالی بشود. نمایندگانی از نهادهای حقوق بشری امریکا هم حضور داشتند و با رئیس جمهور خواسته هائی را طرح می کردند.
جلسه هر چه پیش می رفت بر اندوه من افزوده می شد. 31 سال قطع رابطه ایران و امریکا چه سودی برای دولت و مردم ایران در بر داشته و چه بهره ای برای دولت امریکا از آن متصور بوده است ؟ از آن بیش چه نفعی برای امنیت فعالان حقوق بشرایرانی از آن به دست آمده است ؟ رنج می بردم که نماینده حقوق بشر کشور زیمبابوه، یعنی همان کشوری که می ترسیم وضعیت حقوق بشرایران به بدی آن بشود، در جلسه با اعتماد به نفس حاضر بود، از عاقبت کار نمی ترسید و نمی ترسید پس از این دیدار حقوق بشری، خود و افراد خانواده اش خوراک کر کس ها بشوند.شاید سوای من نماینده حقوق بشری چچن ها و دو سه تائی دیگر حسرت به دل نهفته خود را آه می کشیدند و به فعالان حقوق بشری که از  کشورهای ناقض حقوق بشرآمده و در کشورهای خود دفتر و دستک و امنیت داشتند غبطه می خوردند. این درجه ازاندوه قابل توصیف نیست.اینکه چه کسانی با کولباری از تجربه به خانه های خود باز می گشتند وچه کسانی راهی به خانه نداشتند افسوسی بود که تا کسی آن را تجربه نکند،نمی داند تا چه اندازه سخت است.
بازگردیم به جلسه که در آن پرزیدنت اوباما دغدغه خاطر نماینده حقوق بشری پاکستان  را که یک زن ورزیده وشجاع بود می شنید. نمی گذاشت مهمانان بر پایه ملاحظات، از برای خوش آمد رئیس جمهور امریکا حرف دل خود را بخورند ولال بازی در بیاورند یا تملق بگویند. حاضران مثل آینه شفاف بودند. همه حرفها را می زدند و از سیاست امریکا در جهان در ارتباط با حقوق بشر خرده می گرفتند و پاسخ می خواستند. این همه در فضای دوستانه به زبان می آمد. شخصیت و منش پرزیدنت اوباما به این فضا احساس امنیت بخشیده بود. این وجه از ظرفیت اخلاقی و روانی پرزیدنت امریکا از سوی حاضران پس از جلسه ستوده شد.
سر انجام پرزیدنت امریکا لب به سخن گشود و برهنه و روشن گفت بخشی از ناکارآئی دولت امریکا برای یاری رساندن به دیگر کشورها برای بهبود حقوق بشر این است که باید امریکا مشکلات حقوق بشری خود را اصلاح کند تا بتواند مدل و الگو بشود. وی ازکوشش های دولت خود گفت. از عزم بر تعطیل گوانتانامو گفت. از مشکلات کار گفت و از بسیاری کارها که در حال انجام است. عمده سخن این بود که فعالیتهای حقوق بشری امریکا در گزارشها و بیانیه ها ی رسمی محدود نمی شود،بلکه گزارشهای رسیده از سوی فعالان حقوق بشر در دستور کار قرار می گیرد و دولت امریکا با دولتهائی که موضوع نقض حقوق بشر به قلمرو حاکمیت انها مرتبط است به صورت خصوصی وارد مذاکره و چانه زنی می شود.یاد آوری تعهدات بین المللی و عضویت در سازمان ملل متحد مهمترین محور مذاکرات است. طبیعی است که از این شیوه ها فعالان بی خبر بوده و گاهی احساس می کنند گزارشهای حقوق بشری به جائی نمی رسد. حال آنکه چنین نیست و تکاپوی شما همواره سودمند است.
حضور رئیس جمهور امریکا در این محفل بین المللی حقوق بشری به تنهائی نمادی بود از اهمیت حقوق بشر که دولتهای بزرگ نمی توانند چشم بر آن فرو ببندند و قربانیان حقوق بشرنیز به هر اقلیمی که تعلق داشته باشند و همه مدافعان حقوق بشر، تا وقتی که خود پاک قربانی نشده اند، چاره ای ندارند جز انکه بپذیرند حقوق بشر سرزمینی نیست و از جمله کارهائی است که به سلامت محیط زیست و ساکنان کره زمین مربوط می شود و در صورت غفلت از آن  محیط زیست به جائی می رسد که انسان در آن احساس امنیت نمی کند. فعالان در هر شرایط راهی باید پیدا کنند که صدای آنها را به روسای دولتهای بزرگ برساند. بدون حمایت های جهانی محال است در رفتار دولتهای ناقض حقوق بشر که آن را انکار می کنند  تجدید نظر بشود. به همین دلیل برای حاضران در جلسه،حضور آقای اوباما بیش از آن دلگرم کننده بود که بشود آن را توصیف کرد. صرفنظر از همه حرفها و نقل ها، کلام وی که سیاست امریکا را نقد می کرد بر دل می نشست؛ کلامی که دولتهای ناقض حقوق بشر از ادای آن پرهیز دارند و نمی دانند اگر سیاست انکار را کنار بگذارند و چندی صادقانه از اشتباهات خود در برخورد با شهروندان سخن بگویند تا چه اندازه شفابخش خاطر ستمدیدگان می شوند و تا چه اندازه فضا آرام می گیرد و در فضای ارام به کارهای اساسی که به سبب التهاب و نارضایتی چرخ آن می خوابد می توانند برسند و تا چه اندازه بر ثبات و مشروعیت خود می افزایند.
چشمها برق می زد، و چشمهای فعالانی که در تبعید بودند کدر می شد. از ایران فقط من حضور داشتم که نمی توانستم به ایران بازگردم. دولت ایران مراوده ی عادی فعالان حقوق بشر با سران دولتها و شخصیت های مهم جهانی را که در عرف حقوق بشری پذیرفته شده تبدیل کرده است به تابو، به ممنوعه سیاسی که هر آن کس پا به عرصه اش بگذارد متهم است به اقدام بر ضد امنیت ملی، همسوئی با دشمن، همکاری برای حمله نظامی. این همه راساخته و پرداخته اند تا ملتی از ترس منزوی شده و در دست آنها تنها بماند. تا سازمانها و تشکلهای سیاسی و مدنی که بی گمان در این سالها از وجود انواع شکنجه گاه کهریزک اطلاع داشته اند، از ترس زندان و مجازاتهای سنگین دور خودشان بچرخند و سخنی نگویند، درعوض بی وقفه از گوانتانامو بگویند. ایا این سیاست ارعاب موفق بوده است ؟ بی گمان تا مدتها بله و از این ببعد خیر. خبرها حرف دیگری می زند و نشانه ها از نزدیک شدن به دورانی پرده بر می گیرد که بدون راه آمدن با مردم و ورود به مذاکره با کسانی که مردم آنها را دوست دارند، وایجاد کمیته های حقیقت یاب با ترکیب مردمی، کارها از این که هست سخت تر می شود.
پرزیدنت اوباما از حاضران می خواست خاموش نشوند. دلاوری در گزارشگری را از دست ندهند. او از ضرورت مبادله تجربه ها سخن می گفت و توصیه می کرد خوب است فعالان حقوق بشر فرصتهائی ایجاد کنند و در آن فرصتها مثل امروز دور هم جمع بشوند و شیوه هائی را که در کشور خود متناسب با شرایط سیاسی و فرهنگی به کار بسته و از آن فایده ای نصیب مردم شده است شرح بدهند  تا الگوئی بشود برای فعالانی که در شرایط مشابه در کشورهای دیگر فعالیت می کنند. 
پرزیدنت اوباما جلسه را ترک گفت. حاضران با دست پر از این دیدار راهی هتل محل اقامت شدند. در اتوبوسی که به سمت هتل هدایت می شد یکی یکی وارد فضای مجازی شدند و با دفاتر سازمانهای حقوق بشری خود در کشورشان ارتباط بر قرار کردند. من و فعال حقوق بشر چینی و آنکه برای حقوق مسلمانان چچن کار می کرد و تنی چند که در تبعید به سر می بریم به هم نگاه کردیم و لبخند زدیم.  تبتی ها که از دیدار دالائی لاما در ساعاتی از همان روزبا خبر شده بودند، پرچم به دست با لباسهای رنگارنگ بیرون کاخ سفید دیده می شدند. پرزیدنت اوباما به حاضران قول داد سیاست حقوق بشری خود را بر سه محور آزادی بیان، آزادی اجتماعات و آزادی وجدان استوار خواهد کرد.
روزهای پس از 18 فوریه هرچه در اینترنت چرخ زدم از بازداشت فعالان حقوق بشر و حقوق زن و اعدام محارب و محکومیت معترضان به نتایج انتخابات با خبر شدم. همزمان حضور بی وقفه گزارشگران ایرانی که بی فوت وقت همه نمونه های نقض حقوق بشر را به فضای مجازی می سپارند و همچنین صدای رسای اعتراض از سوی محافل دولتی و مدنی جهان نسبت به آنچه بر ایرانیان می گذرد امید بخش بود. 
اینک ایرانیان پایان سال پر ماجرائی را که پشت سر گذاشته اند و آغاز سال دیگری را که پیش رو دارند جشن می گیرند. غنی و فقیر با سبدی در دست، سنت هزاران ساله نوروز را برگزار می کنند. ایرانیان در بحران هائی که در این سه دهه از آن عبور کرده اند هرگز خانه تکانی و امید به آینده را از دست نداده اند. امسال بیش از سالهای دیگر دست بر دعا بر می داریم  تا...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/po_mehrangiz_kar_01.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">مهرانگیزکار</div></div>  <p>وقتی می گوئیم استانداردهای جهانی حقوق بشر حد و مرز خواسته های انسان امروز است، مفهوم در خود نهفته اش این است که حقوق بشرحد و مرز جغرافیائی ندارد. موضوعی سرزمینی نیست، جهانی است. زیر سلطه ی حکومتهای ایدئولوژیک، فعالان حقوق بشر از بیم آنکه با باز گوئی کاستی های حقوق بشردر محافل بین المللی و در برابر مقامات سیاسی دولتهای نیرومند خارجی، ممکن است متهم به همکاری با دشمن بشوند، فرصتهائی را از دست می دهند. این بیم و هراس برای کسانی که بیخ گوش شکنجه گران در ایران زندگی می کنند حق است و لازمه ماندگاری است، اما بیشمار فعالان حقوق بشرایرانی که خارج از ایران برای تثبیت موازین جهانی حقوق بشر می کوشند، خوب است از هر فرصتی برای گفت و گوی مستقیم با مدیران سیاسی جهان بهره ببرند.به این امید که شاید در مذاکرات احتمالی که پنهان و آشکار، دولتهای دوست و دشمن با هم دارند، نیازهای فوری حقوق بشری ایرانیان &nbsp;دستکم به یکی از حساسیت ها تبدیل بشود.</p>
<p>اقدام به چنین دیدارهائی یکی دیگر از تابوهای زیانبار و فرسوده ایست که خوشبختانه ایرانیان شکستن آن را آغاز کرده اند. این تابو شکنی از آن رو بسیار اهمیت دارد که دولتهای غیر پاسخگو و نابردبار در برابر شهروندان، پیاپی در تبلیغات سیاسی ادعا می کنند فلان دولت و فلان مجمع جهانی دشمن است و با آن دمی کنار نمی آیند، اما همواره کاشف به عمل می آید که با انواع و اقسام واسطه ها و ترفندها و به هزار بهانه با دشمن نشست و برخاست دارند. فقط دوست دارند خود دستی و نقشی در امور داشته باشند و دست شهروندان، بخصوص فعالان حقوق بشر را از داشتن رابطه با دولتهای موئژ دور نگاهدارند. با آنچه در حق مردم در چند ماه اخیر روا داشته اند، این تابو کاملا شکسته شده و انها که نمی توانند در فضای واقعی با مدیران تاثیر گذار سیاسی درسطح جهان رابطه برقرار کنند، فضای مجازی را که دارد گسترده می شود، از کف نمی دهند.</p>
<p>روز 18 فوریه سال 2010 میلادی کاخ سفید واشنگتن در های خود را به روی 24 نماینده ی فعالیتهای حقوق بشری از 24 کشور جهان گشود. از مصر و پاکستان، زیمبابوه، اوگاندا، کویت، روسیه، بلاروس، تایوان، چین، اندونزی، چچن، مالزی، انگلستان، امریکا وکنیا و...، فعالان برجسته ای آمده بودند که اغلب این دعوت را محترم شمردند و در جلسه ای که مدیران رسمی دولت امریکا در امر حقوق بشر حضور داشتند حاضر شدند تا صدای خود را مستقیم و بی واسطه به گوش کسانی که می توانند با استفاده از روابط دیپلماتیک و تجاری و فرهنگی وارد گفت و گو با دولت متبوع آنها بشوند و دوستانه باب گفت و گو های حقوق بشری را به قصد اصلاح بگشایند، باز کنند. البته طبیعی است فعالانی از اعتماد به نفس بالا بهره مند بودند که روابط دولت متبوع آنها با امریکا عادی بود. غیر ازفعالانی از چین و چچن و یکی دوکشور دیگر که از کشور خود به جرم فعالیتهای حقوق بشری رانده شده بودند، دیگران بلیط بازگشت به کشور در جیب داشتند و با راحتی خیال از اوضاع نابسامان حقوق بشری در کشورشان می گفتند و از مدیران دولت امریکا می خواستند تا از نفوذشان برای بهبود وضعیت حقوق بشری به نفع مردم استفاده کنند. در این محفل بین المللی همه خواسته ها و راه حل ها بوی صلح و مذاکره می داد و شاید در طول این جلسه بارها در دل آرزو کردم که دو دولت ایران و امریکا با وجود رویاروئی با مشکلات،هرچه زودتربا یکدیگر رابطه عادی برقرار کنند تا دستکم فعالان حقوق بشر که براندازی راه و رسم شان نیست در جامعه جهانی نفس راحتی کشیده و از هر در گشوده ای بی ترس از اتهام همسوئی با دشمن به قصد بهبود موقعیت حقوق بشری وارد بشوند.</p>
<p>نمایندگان دعوت شده از سوی کاخ سفید روی صندلی های خود آرام نشسته و از موانع توسعه حقوق بشر سخن می گفتند که دری باز شد و پرزیدنت امریکا به چالاکی به جمع پیوست. رئیس جلسه برخاست و پرزیدنت جای او نشست. پرزیدنت فضا را با ادای &quot;سلام دوستان&quot; شکست و تعجب حاضران را از این حضور غیر منتظره تبدیل به شادمانی کرد. با همه دست داد. یک یک خود را و کشوری را که در آن بالیده بودند و برای آن دغدغه خاطر داشتند معرفی کردند. ساعتی در کمال شکیبائی نشست وگوش سپرد به بسیاری نگرانیها و طاقت آورد تا دلهای بر آماسیده از وظیفه ناشناسی دولتها حتی &nbsp;خشمگین از کم کاریهای دولت امریکا خالی بشود. نمایندگانی از نهادهای حقوق بشری امریکا هم حضور داشتند و با رئیس جمهور خواسته هائی را طرح می کردند.</p>
<p>جلسه هر چه پیش می رفت بر اندوه من افزوده می شد. 31 سال قطع رابطه ایران و امریکا چه سودی برای دولت و مردم ایران در بر داشته و چه بهره ای برای دولت امریکا از آن متصور بوده است ؟ از آن بیش چه نفعی برای امنیت فعالان حقوق بشرایرانی از آن به دست آمده است ؟ رنج می بردم که نماینده حقوق بشر کشور زیمبابوه، یعنی همان کشوری که می ترسیم وضعیت حقوق بشرایران به بدی آن بشود، در جلسه با اعتماد به نفس حاضر بود، از عاقبت کار نمی ترسید و نمی ترسید پس از این دیدار حقوق بشری، خود و افراد خانواده اش خوراک کر کس ها بشوند.شاید سوای من نماینده حقوق بشری چچن ها و دو سه تائی دیگر حسرت به دل نهفته خود را آه می کشیدند و به فعالان حقوق بشری که از &nbsp;کشورهای ناقض حقوق بشرآمده و در کشورهای خود دفتر و دستک و امنیت داشتند غبطه می خوردند. این درجه ازاندوه قابل توصیف نیست.اینکه چه کسانی با کولباری از تجربه به خانه های خود باز می گشتند وچه کسانی راهی به خانه نداشتند افسوسی بود که تا کسی آن را تجربه نکند،نمی داند تا چه اندازه سخت است.</p>
<p>بازگردیم به جلسه که در آن پرزیدنت اوباما دغدغه خاطر نماینده حقوق بشری پاکستان &nbsp;را که یک زن ورزیده وشجاع بود می شنید. نمی گذاشت مهمانان بر پایه ملاحظات، از برای خوش آمد رئیس جمهور امریکا حرف دل خود را بخورند ولال بازی در بیاورند یا تملق بگویند. حاضران مثل آینه شفاف بودند. همه حرفها را می زدند و از سیاست امریکا در جهان در ارتباط با حقوق بشر خرده می گرفتند و پاسخ می خواستند. این همه در فضای دوستانه به زبان می آمد. شخصیت و منش پرزیدنت اوباما به این فضا احساس امنیت بخشیده بود. این وجه از ظرفیت اخلاقی و روانی پرزیدنت امریکا از سوی حاضران پس از جلسه ستوده شد.</p>
<p>سر انجام پرزیدنت امریکا لب به سخن گشود و برهنه و روشن گفت بخشی از ناکارآئی دولت امریکا برای یاری رساندن به دیگر کشورها برای بهبود حقوق بشر این است که باید امریکا مشکلات حقوق بشری خود را اصلاح کند تا بتواند مدل و الگو بشود. وی ازکوشش های دولت خود گفت. از عزم بر تعطیل گوانتانامو گفت. از مشکلات کار گفت و از بسیاری کارها که در حال انجام است. عمده سخن این بود که فعالیتهای حقوق بشری امریکا در گزارشها و بیانیه ها ی رسمی محدود نمی شود،بلکه گزارشهای رسیده از سوی فعالان حقوق بشر در دستور کار قرار می گیرد و دولت امریکا با دولتهائی که موضوع نقض حقوق بشر به قلمرو حاکمیت انها مرتبط است به صورت خصوصی وارد مذاکره و چانه زنی می شود.یاد آوری تعهدات بین المللی و عضویت در سازمان ملل متحد مهمترین محور مذاکرات است. طبیعی است که از این شیوه ها فعالان بی خبر بوده و گاهی احساس می کنند گزارشهای حقوق بشری به جائی نمی رسد. حال آنکه چنین نیست و تکاپوی شما همواره سودمند است.</p>
<p>حضور رئیس جمهور امریکا در این محفل بین المللی حقوق بشری به تنهائی نمادی بود از اهمیت حقوق بشر که دولتهای بزرگ نمی توانند چشم بر آن فرو ببندند و قربانیان حقوق بشرنیز به هر اقلیمی که تعلق داشته باشند و همه مدافعان حقوق بشر، تا وقتی که خود پاک قربانی نشده اند، چاره ای ندارند جز انکه بپذیرند حقوق بشر سرزمینی نیست و از جمله کارهائی است که به سلامت محیط زیست و ساکنان کره زمین مربوط می شود و در صورت غفلت از آن&nbsp; محیط زیست به جائی می رسد که انسان در آن احساس امنیت نمی کند. فعالان در هر شرایط راهی باید پیدا کنند که صدای آنها را به روسای دولتهای بزرگ برساند. بدون حمایت های جهانی محال است در رفتار دولتهای ناقض حقوق بشر که آن را انکار می کنند &nbsp;تجدید نظر بشود. به همین دلیل برای حاضران در جلسه،حضور آقای اوباما بیش از آن دلگرم کننده بود که بشود آن را توصیف کرد. صرفنظر از همه حرفها و نقل ها، کلام وی که سیاست امریکا را نقد می کرد بر دل می نشست؛ کلامی که دولتهای ناقض حقوق بشر از ادای آن پرهیز دارند و نمی دانند اگر سیاست انکار را کنار بگذارند و چندی صادقانه از اشتباهات خود در برخورد با شهروندان سخن بگویند تا چه اندازه شفابخش خاطر ستمدیدگان می شوند و تا چه اندازه فضا آرام می گیرد و در فضای ارام به کارهای اساسی که به سبب التهاب و نارضایتی چرخ آن می خوابد می توانند برسند و تا چه اندازه بر ثبات و مشروعیت خود می افزایند.</p>
<p>چشمها برق می زد، و چشمهای فعالانی که در تبعید بودند کدر می شد. از ایران فقط من حضور داشتم که نمی توانستم به ایران بازگردم. دولت ایران مراوده ی عادی فعالان حقوق بشر با سران دولتها و شخصیت های مهم جهانی را که در عرف حقوق بشری پذیرفته شده تبدیل کرده است به تابو، به ممنوعه سیاسی که هر آن کس پا به عرصه اش بگذارد متهم است به اقدام بر ضد امنیت ملی، همسوئی با دشمن، همکاری برای حمله نظامی. این همه راساخته و پرداخته اند تا ملتی از ترس منزوی شده و در دست آنها تنها بماند. تا سازمانها و تشکلهای سیاسی و مدنی که بی گمان در این سالها از وجود انواع شکنجه گاه کهریزک اطلاع داشته اند، از ترس زندان و مجازاتهای سنگین دور خودشان بچرخند و سخنی نگویند، درعوض بی وقفه از گوانتانامو بگویند. ایا این سیاست ارعاب موفق بوده است ؟ بی گمان تا مدتها بله و از این ببعد خیر. خبرها حرف دیگری می زند و نشانه ها از نزدیک شدن به دورانی پرده بر می گیرد که بدون راه آمدن با مردم و ورود به مذاکره با کسانی که مردم آنها را دوست دارند، وایجاد کمیته های حقیقت یاب با ترکیب مردمی، کارها از این که هست سخت تر می شود.</p>
<p>پرزیدنت اوباما از حاضران می خواست خاموش نشوند. دلاوری در گزارشگری را از دست ندهند. او از ضرورت مبادله تجربه ها سخن می گفت و توصیه می کرد خوب است فعالان حقوق بشر فرصتهائی ایجاد کنند و در آن فرصتها مثل امروز دور هم جمع بشوند و شیوه هائی را که در کشور خود متناسب با شرایط سیاسی و فرهنگی به کار بسته و از آن فایده ای نصیب مردم شده است شرح بدهند&nbsp; تا الگوئی بشود برای فعالانی که در شرایط مشابه در کشورهای دیگر فعالیت می کنند. </p>
<p>پرزیدنت اوباما جلسه را ترک گفت. حاضران با دست پر از این دیدار راهی هتل محل اقامت شدند. در اتوبوسی که به سمت هتل هدایت می شد یکی یکی وارد فضای مجازی شدند و با دفاتر سازمانهای حقوق بشری خود در کشورشان ارتباط بر قرار کردند. من و فعال حقوق بشر چینی و آنکه برای حقوق مسلمانان چچن کار می کرد و تنی چند که در تبعید به سر می بریم به هم نگاه کردیم و لبخند زدیم.&nbsp; تبتی ها که از دیدار دالائی لاما در ساعاتی از همان روزبا خبر شده بودند، پرچم به دست با لباسهای رنگارنگ بیرون کاخ سفید دیده می شدند. پرزیدنت اوباما به حاضران قول داد سیاست حقوق بشری خود را بر سه محور آزادی بیان، آزادی اجتماعات و آزادی وجدان استوار خواهد کرد.</p>
<p>روزهای پس از 18 فوریه هرچه در اینترنت چرخ زدم از بازداشت فعالان حقوق بشر و حقوق زن و اعدام محارب و محکومیت معترضان به نتایج انتخابات با خبر شدم. همزمان حضور بی وقفه گزارشگران ایرانی که بی فوت وقت همه نمونه های نقض حقوق بشر را به فضای مجازی می سپارند و همچنین صدای رسای اعتراض از سوی محافل دولتی و مدنی جهان نسبت به آنچه بر ایرانیان می گذرد امید بخش بود. </p>
<p>اینک ایرانیان پایان سال پر ماجرائی را که پشت سر گذاشته اند و آغاز سال دیگری را که پیش رو دارند جشن می گیرند. غنی و فقیر با سبدی در دست، سنت هزاران ساله نوروز را برگزار می کنند. ایرانیان در بحران هائی که در این سه دهه از آن عبور کرده اند هرگز خانه تکانی و امید به آینده را از دست نداده اند. امسال بیش از سالهای دیگر دست بر دعا بر می داریم &nbsp;تا خداوند &nbsp;سرزمین ما را از چشم بد دور بدارد و دست همه کسانی را که با پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک، دشمنی دارند از این ملک و ملت کوتاه کند. یقین پیدا کرده ایم که جز اینها در جهان دشمن دیگری نداریم. امسال سبزه هفت سین از هر سال دیگری سبزتر است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_opinion</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 23:14:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>دلنوشته ای برای پدر </title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-4c3e9393eb.html</link>
			<description>در آستانه 270 امین روز حبس غیرقانونی محسن میردامادی
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم
نه دست صبر که در آستین عقل برم
نه پای عقل که در دامن قرار کشم
پدر عزیز! &quot;بابا محسن&quot; دوران کودکی­ام!
مدتها بود به این نام نخوانده بودمت؛ اما این روزها لحظه­ای نیست که از سالهای دور و خاطرات کمرنگ آن یاد نکنم، و دوست دارم مثل همان دوران صدایت بزنم.
من و برادرانم، سالهای سال بودنت را تنها در سحرهای رمضان حس می­کردیم و - هرچند من چند سالی می­شود که سحرها هم محروم بوده‌ام از تو - به عادت، دوری­ات را هم امسال در همان سحرها باور کردیم؛ چون تا بود، وقتی بودی هم نبودی؛ همیشه مشغول و همواره درگیر در جای­جای وطن، در رده­های مختلف: از همراهی مؤثر در راه­اندازی سپاه پاسداران، تأسیس جهاد سازندگی، فعال­کردن ستاد جنگ دانشگاهها، معاونت دادستان کل کشور، معاونت بعثة حجاج ایرانی، و استانداری خوزستان در یکی از بحرانی­ترین برهه­های جنگ و حساس‌ترین مقاطع تاریخ بعد از انقلاب، تا راه‌اندازی جبهه مشارکت ایران اسلامی و روزنامه‌های متعدد اصلاح­طلبانه، هدایت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، و دست آخر نیز نشر علم در دانشگاه و هدایت فراگیرترین حزب کنونی کشور؛ از نیروهای مسلح و قوة قضائیه و قوة مجریه تا قوة مقنّنه و نهادهای مدنی؛ و چه طعنه­آمیز که در این مناصب، تعدادی از نودولتان امروز در مجموعة تحت مدیریتت بوده­اند... و چه غمناک که هریک از این سازمانها و نهادها، امروز کارکردی متفاوت - و شاید مغایر - با آنروزها دارند... که حدیث مفصل آن نگنجد در این مجمل.
در همان خاطرات کمرنگ دوران کودکی، ناهمواری راهِ پیشِ رویت را یکبار دیگر به یاد می­آورم که به مدد آن، بار دیگر تحصیل علم و دانش را برگزیدی و امروز عیان است که جز خیر و برکت و گوهر معرفت نصیبت نبوده.[گوهر معرفت اندوز که با خود ببری / که نصیب دگران است نصاب زر و سیم]
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروم که این قدم دارد
اینبار هم باورم این است که ورای این غوغای ظاهری، از جام بلای مقرّبین این بزم[هرکه در این بزم مقرب­تر است / جام بلا بیشترش می­دهند ]، صرفه با تو و هم‌مسلکان گرفتارت، و خسران، آنِ مملکت و خُسروانش است که از تمیز صلاح مملکتشان عاجزند و مخازن علم و معادن حکمت دیار خود را اینچنین لاینتفع برای مُلک می‌پسندند؛ و در عجبم از تکرار این حدیث نامکرر[یک نکته بیش نیست غم عشق وین عجب / کز هر زبان که می­شنوم نامکرر است ]، که در هر زبان و زمان باید واقع شود و باز هم باید دیدة اعتباری[هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی / گوش سخن­شنو کجا، دیده اعتبار کو] یافت نشود که طرفی از آن بربندد و پندی از آن بگیرد؛ اما:
ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار، دارد یاد
تو و هم­مسلکانت گرفتار عادت فلک شده­اید که زمام امور به دست مردم نادان می­سپارد[فلک به مردم نادان دهد زمام امور / تو اهل دانش و فضلی، همین گناهت بس] و قصه­های پرغصه می­سراید؛ اما تاریخ گواه است که همین چرخ سفله­پرور[آب و هوای فارس عجب سفله­پرور است ]، چه عاقبت و عقوبتی برایشان رقم می­زند که از آن گزیری و گریزی ندارند؛ گواه است بر عاقبت آنچه اینبار بر ما و مُلکمان می­رود؛ و پر است از نمونه‌هایی همسان که روزگار، بر صحیفة هستی نگاشته... چون حکایت کاخی که جمشید در او جام گرفت[آن کاخ که جمشید در او جام گرفت / آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت]...
اوَلم يَسيروا في الأرضِ فينظروا كيفَ كانَ عاقبةُ الّذينَ كانوا من قبلهم كانوا هم اشدَّ منهُم قوّهً و اثاراً في الارض (غافر، 21)
پس تو هم به صبر کوش[آن کاخ که جمشید در او جام گرفت / آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت...]و مرنج از طعن حسودان[دلا ز طعن حسودان مرنج و واثق باش / که بد به خاطر امیدوار ما نرسد ]بی­عمل [... که وعظ بی­عملان واجب است نشنیدن]، که چنین نیز هم نخواهد ماند[رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند / چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند]
اما اگر کمان گوشه­نشینان را شکستند، با تیر آه دلشکستگان چه می­کنند[... کمان گوشه­نشینی و تیر آهی نیست]این بندگان قدرت و بردگان زور و زر و تزویر؛ و چگونه از فرجام شوم کرده‌های ناصوابشان دامن می­شویند زهدفروشان خرقه­پوش؟ باز به گواه همان تاریخ مکرّر، این نورسیدگان نیز چاره­ای ندارند جز آنکه تا ساغرشان پر است[... تا ساغرت پر است بنوشان و نوش کن ]مشی دیگر در پیش بگیرند و یا مسیر بی‌بازگشت کنونی خود را تا فرجام تلخ آن بپیمایند.
با که این درد توان گفت که تو را به حکم آن محتسب در بند کردند که امروز بیش از همیشه متهم است در رنج­های امروز فرزندان این ملت، اما هنوز صاحب منصبی دیگر است؛ و لابد هستند دیگرانی که چند صباحی دیگر سرّشان از پرده برون می­افتد و رازشان بر خلایق عیان می‌گردد. و از پی این همه زهد ریایی و بی­عملی، من به عصبیت در جوامع ملل می­اندیشم و &quot;تهاجم&quot; و &quot;اوج&quot; و &quot;تجمل&quot;، که اگر تدبیری نباشد بر آنها، &quot;استبداد&quot; و &quot;انحطاط&quot;را در پی می‌آورد.
نشان اهل خدا عاشقی است، با خود دار
که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم
صیف رفت و شتا به انتها رسید تو همچنان در بند، که هستی و ما کم­کمک آماده شده­ایم که گویا با آمدن بهار و عید گل هم باید دوری‌ات را بیشتر باور کنیم. پایمردی­های شما مصلحین تاریخ­ساز است و اگرچه بدعهدی ایام امروز قصه­های پرغصه[باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز / قصه غصه که در دولت یار آخر شد ]می­سراید، اما اینبار صبح امید، معتکف نیست[صبح امید که بد معتکف پرده غیب / گو برون آی که کار شب تار آخر شد] و رهسپاران کوی امید بیش از هر زمان چشم­انتظار سبزترین فصل سال[به لحظه­لحظه این روزهای سرخ قسم، که بوی سبزترین فصل سال می­آید (زنده­یاد قیصر امین­پور)]
هستند؛ و مصطفای عزیزت - که از وقتی پا به این دنیا گذاشته هنوز تو را جز در این احوال ندیده - بیش از همه نشانها نویدبخش این تکوین و تعالی است.
یکبار که زبان حالی از تو پرسیدم با حسرت سالهای دور را یادآور شدی و گفتی:
حال ما در فُرقت جانان و ابرام رقیب
جمله می­داند خدای حال گردان غم مخور
و من در چشمانت چنین خواندم زبان حالت را که:
لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق                                                                           
داوری دارم بسی یارب، که را داور کنم
عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار                                                                                  
عهد با پیمانه بندم، شرط با ساغر کنم
عاشقانرا گر در آتش می­پسندد لطف دوست                                                                               
تنگ­چشمم گر نظر بر چشمة کوثر کنم
دوره­ها از پی هم می­آیند و می­شوند و هرکسی پنجروزه نوبت اوست. بگذار این نیز بگذرد.إنّ مَوعِدُهُم الصُّبح، أليسَ الصُّبحُ بقَريب؟!

منبع:...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/mehdi_mirdamadi.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">مهدی میردامادی</div></div>  <p>در آستانه 270 امین روز حبس غیرقانونی محسن میردامادی</p>
<p>غم زمانه خورم یا فراق یار کشم</p>
<p>به طاقتی که ندارم کدام بار کشم</p>
<p>نه دست صبر که در آستین عقل برم</p>
<p>نه پای عقل که در دامن قرار کشم</p>
<p>پدر عزیز! &quot;بابا محسن&quot; دوران کودکی­ام!</p>
<p>مدتها بود به این نام نخوانده بودمت؛ اما این روزها لحظه­ای نیست که از سالهای دور و خاطرات کمرنگ آن یاد نکنم، و دوست دارم مثل همان دوران صدایت بزنم.</p>
<p>من و برادرانم، سالهای سال بودنت را تنها در سحرهای رمضان حس می­کردیم و - هرچند من چند سالی می­شود که سحرها هم محروم بوده‌ام از تو - به عادت، دوری­ات را هم امسال در همان سحرها باور کردیم؛ چون تا بود، وقتی بودی هم نبودی؛ همیشه مشغول و همواره درگیر در جای­جای وطن، در رده­های مختلف: از همراهی مؤثر در راه­اندازی سپاه پاسداران، تأسیس جهاد سازندگی، فعال­کردن ستاد جنگ دانشگاهها، معاونت دادستان کل کشور، معاونت بعثة حجاج ایرانی، و استانداری خوزستان در یکی از بحرانی­ترین برهه­های جنگ و حساس‌ترین مقاطع تاریخ بعد از انقلاب، تا راه‌اندازی جبهه مشارکت ایران اسلامی و روزنامه‌های متعدد اصلاح­طلبانه، هدایت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، و دست آخر نیز نشر علم در دانشگاه و هدایت فراگیرترین حزب کنونی کشور؛ از نیروهای مسلح و قوة قضائیه و قوة مجریه تا قوة مقنّنه و نهادهای مدنی؛ و چه طعنه­آمیز که در این مناصب، تعدادی از نودولتان امروز در مجموعة تحت مدیریتت بوده­اند... و چه غمناک که هریک از این سازمانها و نهادها، امروز کارکردی متفاوت - و شاید مغایر - با آنروزها دارند... که حدیث مفصل آن نگنجد در این مجمل.</p>
<p>در همان خاطرات کمرنگ دوران کودکی، ناهمواری راهِ پیشِ رویت را یکبار دیگر به یاد می­آورم که به مدد آن، بار دیگر تحصیل علم و دانش را برگزیدی و امروز عیان است که جز خیر و برکت و گوهر معرفت نصیبت نبوده.[گوهر معرفت اندوز که با خود ببری / که نصیب دگران است نصاب زر و سیم]</p>
<p>نه هر درخت تحمل کند جفای خزان</p>
<p>غلام همت سروم که این قدم دارد</p>
<p>اینبار هم باورم این است که ورای این غوغای ظاهری، از جام بلای مقرّبین این بزم[هرکه در این بزم مقرب­تر است / جام بلا بیشترش می­دهند ]، صرفه با تو و <a name="OLE_LINK2"></a><a name="OLE_LINK1">هم‌مسلکان </a>گرفتارت، و خسران، آنِ مملکت و خُسروانش است که از تمیز صلاح مملکتشان عاجزند و مخازن علم و معادن حکمت دیار خود را اینچنین لاینتفع برای مُلک می‌پسندند؛ و در عجبم از تکرار این حدیث نامکرر[یک نکته بیش نیست غم عشق وین عجب / کز هر زبان که می­شنوم نامکرر است ]، که در هر زبان و زمان باید واقع شود و باز هم باید دیدة اعتباری[هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی / گوش سخن­شنو کجا، دیده اعتبار کو] یافت نشود که طرفی از آن بربندد و پندی از آن بگیرد؛ اما:</p>
<p>ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ</p>
<p>از این فسانه هزاران هزار، دارد یاد</p>
<p>تو و هم­مسلکانت گرفتار عادت فلک شده­اید که زمام امور به دست مردم نادان می­سپارد[فلک به مردم نادان دهد زمام امور / تو اهل دانش و فضلی، همین گناهت بس] و قصه­های پرغصه می­سراید؛ اما تاریخ گواه است که همین چرخ سفله­پرور[آب و هوای فارس عجب سفله­پرور است ]، چه عاقبت و عقوبتی برایشان رقم می­زند که از آن گزیری و گریزی ندارند؛ گواه است بر عاقبت آنچه اینبار بر ما و مُلکمان می­رود؛ و پر است از نمونه‌هایی همسان که روزگار، بر صحیفة هستی نگاشته... چون حکایت کاخی که جمشید در او جام گرفت[آن کاخ که جمشید در او جام گرفت / آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت]...</p>
<p>اوَلم يَسيروا في الأرضِ فينظروا كيفَ كانَ عاقبةُ الّذينَ كانوا من قبلهم كانوا هم اشدَّ منهُم قوّهً و اثاراً في الارض (غافر، 21)</p>
<p>پس تو هم به صبر کوش[آن کاخ که جمشید در او جام گرفت / آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت...]و مرنج از طعن حسودان[دلا ز طعن حسودان مرنج و واثق باش / که بد به خاطر امیدوار ما نرسد ]بی­عمل [... که وعظ بی­عملان واجب است نشنیدن]، که چنین نیز هم نخواهد ماند[رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند / چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند]</p>
<p>اما اگر کمان گوشه­نشینان را شکستند، با تیر آه دلشکستگان چه می­کنند[... کمان گوشه­نشینی و تیر آهی نیست]این بندگان قدرت و بردگان زور و زر و تزویر؛ و چگونه از فرجام شوم کرده‌های ناصوابشان دامن می­شویند زهدفروشان خرقه­پوش؟ باز به گواه همان تاریخ مکرّر، این نورسیدگان نیز چاره­ای ندارند جز آنکه تا ساغرشان پر است[... تا ساغرت پر است بنوشان و نوش کن ]مشی دیگر در پیش بگیرند و یا مسیر بی‌بازگشت کنونی خود را تا فرجام تلخ آن بپیمایند.</p>
<p>با که این درد توان گفت که تو را به حکم آن محتسب در بند کردند که امروز بیش از همیشه متهم است در رنج­های امروز فرزندان این ملت، اما هنوز صاحب منصبی دیگر است؛ و لابد هستند دیگرانی که چند صباحی دیگر سرّشان از پرده برون می­افتد و رازشان بر خلایق عیان می‌گردد. و از پی این همه زهد ریایی و بی­عملی، من به عصبیت در جوامع ملل می­اندیشم و &quot;تهاجم&quot; و &quot;اوج&quot; و &quot;تجمل&quot;، که اگر تدبیری نباشد بر آنها، &quot;استبداد&quot; و &quot;انحطاط&quot;را در پی می‌آورد.</p>
<p>نشان اهل خدا عاشقی است، با خود دار</p>
<p>که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم</p>
<p>صیف رفت و شتا به انتها رسید تو همچنان در بند، که هستی و ما کم­کمک آماده شده­ایم که گویا با آمدن بهار و عید گل هم باید دوری‌ات را بیشتر باور کنیم. پایمردی­های شما مصلحین تاریخ­ساز است و اگرچه بدعهدی ایام امروز قصه­های پرغصه[باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز / قصه غصه که در دولت یار آخر شد ]می­سراید، اما اینبار صبح امید، معتکف نیست[صبح امید که بد معتکف پرده غیب / گو برون آی که کار شب تار آخر شد] و رهسپاران کوی امید بیش از هر زمان چشم­انتظار سبزترین فصل سال[به لحظه­لحظه این روزهای سرخ قسم، که بوی سبزترین فصل سال می­آید (زنده­یاد قیصر امین­پور)]</p>
<p>هستند؛ و مصطفای عزیزت - که از وقتی پا به این دنیا گذاشته هنوز تو را جز در این احوال ندیده - بیش از همه نشانها نویدبخش این تکوین و تعالی است.</p>
<p>یکبار که زبان حالی از تو پرسیدم با حسرت سالهای دور را یادآور شدی و گفتی:</p>
<p>حال ما در فُرقت جانان و ابرام رقیب</p>
<p>جمله می­داند خدای حال گردان غم مخور</p>
<p>و من در چشمانت چنین خواندم زبان حالت را که:</p>
<p>لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p>
<p>داوری دارم بسی یارب، که را داور کنم</p>
<p>عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p>
<p>عهد با پیمانه بندم، شرط با ساغر کنم</p>
<p>عاشقانرا گر در آتش می­پسندد لطف دوست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p>
<p>تنگ­چشمم گر نظر بر چشمة کوثر کنم</p>
<p>دوره­ها از پی هم می­آیند و می­شوند و هرکسی پنجروزه نوبت اوست. بگذار این نیز بگذرد.إنّ مَوعِدُهُم الصُّبح، أليسَ الصُّبحُ بقَريب؟!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: کلمه</p>]]></content:encoded>
			<category>مهمان روز</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 23:05:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>همشهری احمد</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-fcc59501a4.html</link>
			<description>روزی که معلم از ما پرسید چند نفرمان سعیدی سیرجانی را می شناسیم، سر آغازی بود برای دانش آموزانی که تا پیش از آن زمان، تنها از سرکنجکاوی مطالبی راجع به او آموخته بودند. درس جغرافیای سال دوم دبیرستان برای ما فضاهای دیگری هم غیر از مرزهای جغرافیایی، جلگه و قاره داشت. معلمی که انگار وظیفه ی خود می دانست در زمانی هر چند کوتاه، بچه ها را نسبت به خیلی از مسائل دیگر آگاه کند. دبیر جغرافیا به ما آموخت که این شهر، انسان های بزرگی را به جامعه معرفی کرده است. او از پیغمبر دزدان و خالق آن استاد باستانی پاریزی نام می برد و به طاهره صفارزاده رسید. اما در پایان معلم نامی را بر زبان آورد که تا آن روز به گوشم نخورده بود:
ـ بچه ها! من دانش آموزان زیادی داشتم اما یکی شون رو خیلی دوست دارم. چون محجوب بود. اهل مطالعه بود. باهوش بود. مودب بود و البته بسیار درسخوان. الان تو روزنامه ها می نویسه. اگه مطلبی ازش دیدین حتما بخونید. اسمش احمد زید آبادیه. همشهری احمد...
معلم سکوت کرد و پس از چند لحظه با لبخند همیشگی کلاس را ترک کرد. اما به قول خودش حرفش بختکی شد روی ذهن ما.
منتقدانش می گفتند سکولار است و ما که نمی دانستیم سکولار یعنی چه، فکر می کردیم چگونه می شود آدمی که اینقدر بد است در روزنامه های معروف این مملکت  بنویسد؟
می گفتند ساده می نویسد اما قلم بُرنده ای دارد و ما که فکر می کردیم بُرنده یعنی بی ادبانه می نویسد و گستاخانه، تعجب می کردیم که چگونه روزنامه اطلاعات و بعدها همشهری و ... مطالبش را چاپ می کنند؟
روی نام او حساس شدم. راجع به او می شنیدم و می پرسیدم.
بعد از ظهری که برای اولین بار در دفتر ادوار تحکیم وحدت او را دیدم، کنجکاوانه نگاهش می کردم. او سخنرانی می کرد و من با دقت گوش می دادم. حرف هایش را حالا راحت تر می فهمیدم. می دانستم که سکولار چیز خطرناکی نیست و هر کسی نمی تواند ساده بنویسد اما بُرنده و چقدر دلم می خواست من هم می توانستم اینگونه بنویسم.
صحبت هایش که تمام شد، بلند شد و کنار مهندس موسوی خویینی و حسن اسدی زید آبادی ایستاد. چند لحظه نگاهش کردم. چقدر آرام بود. یاد توصیف معلم جغرافیا از او افتادم. 
انگار تازه متوجه شدم چرا فضایی که او در آن حضور دارد شکل دیگری می شود. به قول دوست روزنامه نگاری که وقتی راجع به روزنامه ی همشهری صحبت و تاریخچه اش را بررسی می کرد از دوران طلایی این روزنامه در زمانی که او در آن حضور داشت یاد می کرد و می گفت: همشهری فقط همشهریِ احمد ...
برایم باور پذیر نبود که او به عنوان سخنران شب احیا در حسینیه ارشاد تهران صحبت کند و آنگونه بگوید که سکوت داخل سالن، بهت آور شود. یادی از شب های زندان کرد و فرازی از نهج البلاغه که با مرور کردنش، اشک از چشمانش فرو می ریخت. وقتی سخنرانی اش تمام و از سالن خارج شد به سمتش رفتم و چند لحظه کنارش ایستادم تا باز هم جواب سئوال هایم را بدهد. او پاسخم را آرام و با لهجه ی سیرجانی خاص خودش به صورت کامل داد. وقتی به سمت در حرکت کرد ناخودآگاه گفتم: آقای دکتر!
برگشت و نگاهم کرد. دست و پایم را گم کردم و پس از چند لحظه حرفی را که سالها بود می خواستم به او بگویم بر زبان آوردم.
ـ آقای دکتر چرا همشهریانمان  شما را درست نمی شناسند؟
کمی مکث کرد. لبخندی زد و آرام گفت: زیاد مهم نیست. هر چند که اگر روزی اونا ما را بشناسند یا ترور شدیم یا تو زندانیم. تازه شاید اون روز هم نشناسن. مگه الان سعیدی سیرجانی را می شناسند؟
نوروز نزدیک است و هنوز خبری از آزادی تو نیست، اما می دانم که خبردار شده ای هزاران سیرجانی کمپینی تشکیل داده بودند برای آزادی تو و حسن اسدی. نامه نوشته بودند برای رییس قوه ی قضاییه که همشهری ما را آزاد کنید. هر چند که حسن آزاد شده است و لحظه شماری می کنم بار دیگر تو را ببینم اما انصافا بیشتر مشتاقم که آزاد شوی و ببینی که فضای این مملکت چقدرعوض شده است. 
امروز برای من و سایر همشهریانت، نام تو رنگ و بویی دیگر دارد. امروز مردمان این خاک و بوم با افتخار نامت را بر زبان می آورند و این نوید بخش آینده ای دیگر است. 
امروز ما را بهتر می شناسند و ما نیز خود را بیشتر باور کرده ایم. امروز معلمان سیرجانی نیازی ندارند برای شناساندن تو به زحمت بیافتند و نوجوانان کنجکاو امروزی، از شنیدن نام دموکراسی و سکولاریزم و یا با خواندن مطالبی که ساده نوشته شده است اما زبانی بُرنده دارد، وحشت نمی کنند. امروز برای کودک ایرانی نام تو یادآور بزرگی ها و آزادگی هاست و این عیدی تو به ماست. حتی عیدی هایت هم با دیگران فرق دارد همانگونه که خودت متفاوتی همشهری احمد...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/behrooz_kazemi.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">بهروز کاظمی</div></div>  <p>روزی که معلم از ما پرسید چند نفرمان سعیدی سیرجانی را می شناسیم، سر آغازی بود برای دانش آموزانی که تا پیش از آن زمان، تنها از سرکنجکاوی مطالبی راجع به او آموخته بودند. درس جغرافیای سال دوم دبیرستان برای ما فضاهای دیگری هم غیر از مرزهای جغرافیایی، جلگه و قاره داشت. معلمی که انگار وظیفه ی خود می دانست در زمانی هر چند کوتاه، بچه ها را نسبت به خیلی از مسائل دیگر آگاه کند. دبیر جغرافیا به ما آموخت که این شهر، انسان های بزرگی را به جامعه معرفی کرده است. او از پیغمبر دزدان و خالق آن استاد باستانی پاریزی نام می برد و به طاهره صفارزاده رسید. اما در پایان معلم نامی را بر زبان آورد که تا آن روز به گوشم نخورده بود:</p>
<p>ـ بچه ها! من دانش آموزان زیادی داشتم اما یکی شون رو خیلی دوست دارم. چون محجوب بود. اهل مطالعه بود. باهوش بود. مودب بود و البته بسیار درسخوان. الان تو روزنامه ها می نویسه. اگه مطلبی ازش دیدین حتما بخونید. اسمش احمد زید آبادیه. همشهری احمد...</p>
<p>معلم سکوت کرد و پس از چند لحظه با لبخند همیشگی کلاس را ترک کرد. اما به قول خودش حرفش بختکی شد روی ذهن ما.</p>
<p>منتقدانش می گفتند سکولار است و ما که نمی دانستیم سکولار یعنی چه، فکر می کردیم چگونه می شود آدمی که اینقدر بد است در روزنامه های معروف این مملکت &nbsp;بنویسد؟</p>
<p>می گفتند ساده می نویسد اما قلم بُرنده ای دارد و ما که فکر می کردیم بُرنده یعنی بی ادبانه می نویسد و گستاخانه، تعجب می کردیم که چگونه روزنامه اطلاعات و بعدها همشهری و ... مطالبش را چاپ می کنند؟</p>
<p>روی نام او حساس شدم. راجع به او می شنیدم و می پرسیدم.</p>
<p>بعد از ظهری که برای اولین بار در دفتر ادوار تحکیم وحدت او را دیدم، کنجکاوانه نگاهش می کردم. او سخنرانی می کرد و من با دقت گوش می دادم. حرف هایش را حالا راحت تر می فهمیدم. می دانستم که سکولار چیز خطرناکی نیست و هر کسی نمی تواند ساده بنویسد اما بُرنده و چقدر دلم می خواست من هم می توانستم اینگونه بنویسم.</p>
<p>صحبت هایش که تمام شد، بلند شد و کنار مهندس موسوی خویینی و حسن اسدی زید آبادی ایستاد. چند لحظه نگاهش کردم. چقدر آرام بود. یاد توصیف معلم جغرافیا از او افتادم. </p>
<p>انگار تازه متوجه شدم چرا فضایی که او در آن حضور دارد شکل دیگری می شود. به قول دوست روزنامه نگاری که وقتی راجع به روزنامه ی همشهری صحبت و تاریخچه اش را بررسی می کرد از دوران طلایی این روزنامه در زمانی که او در آن حضور داشت یاد می کرد و می گفت: همشهری فقط همشهریِ احمد ...</p>
<p>برایم باور پذیر نبود که او به عنوان سخنران شب احیا در حسینیه ارشاد تهران صحبت کند و آنگونه بگوید که سکوت داخل سالن، بهت آور شود. یادی از شب های زندان کرد و فرازی از نهج البلاغه که با مرور کردنش، اشک از چشمانش فرو می ریخت. وقتی سخنرانی اش تمام و از سالن خارج شد به سمتش رفتم و چند لحظه کنارش ایستادم تا باز هم جواب سئوال هایم را بدهد. او پاسخم را آرام و با لهجه ی سیرجانی خاص خودش به صورت کامل داد. وقتی به سمت در حرکت کرد ناخودآگاه گفتم: آقای دکتر!</p>
<p>برگشت و نگاهم کرد. دست و پایم را گم کردم و پس از چند لحظه حرفی را که سالها بود می خواستم به او بگویم بر زبان آوردم.</p>
<p>ـ آقای دکتر چرا همشهریانمان &nbsp;شما را درست نمی شناسند؟</p>
<p>کمی مکث کرد. لبخندی زد و آرام گفت: زیاد مهم نیست. هر چند که اگر روزی اونا ما را بشناسند یا ترور شدیم یا تو زندانیم. تازه شاید اون روز هم نشناسن. مگه الان سعیدی سیرجانی را می شناسند؟</p>
<p>نوروز نزدیک است و هنوز خبری از آزادی تو نیست، اما می دانم که خبردار شده ای هزاران سیرجانی کمپینی تشکیل داده بودند برای آزادی تو و حسن اسدی. نامه نوشته بودند برای رییس قوه ی قضاییه که همشهری ما را آزاد کنید. هر چند که حسن آزاد شده است و لحظه شماری می کنم بار دیگر تو را ببینم اما انصافا بیشتر مشتاقم که آزاد شوی و ببینی که فضای این مملکت چقدرعوض شده است. </p>
<p>امروز برای من و سایر همشهریانت، نام تو رنگ و بویی دیگر دارد. امروز مردمان این خاک و بوم با افتخار نامت را بر زبان می آورند و این نوید بخش آینده ای دیگر است. </p>
<p>امروز ما را بهتر می شناسند و ما نیز خود را بیشتر باور کرده ایم. امروز معلمان سیرجانی نیازی ندارند برای شناساندن تو به زحمت بیافتند و نوجوانان کنجکاو امروزی، از شنیدن نام دموکراسی و سکولاریزم و یا با خواندن مطالبی که ساده نوشته شده است اما زبانی بُرنده دارد، وحشت نمی کنند. امروز برای کودک ایرانی نام تو یادآور بزرگی ها و آزادگی هاست و این عیدی تو به ماست. حتی عیدی هایت هم با دیگران فرق دارد همانگونه که خودت متفاوتی همشهری احمد...</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_opinion</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 23:03:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>متلاشي کردن گروه هاي اینترنتي مورد حمایت آمریکا </title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-9ec5d7266f.html</link>
			<description>علي اکبر دارینی
ایران اعلام کرد که این گروه ها اقدام به جمع آوري اطلاعات درباره دانشمندان اتمي را شناسایي کرده است و در بدست آوردن کنترل اینترنت که بعنوان مهمترین ابزار گروههاي مخالف مطرح است، بر آنان پیشي گرفته است.
طبق بیانیه قوه قضایئه در این خصوص که در ایرنا خوانده شد  این شبکه ها در اختیار گروه هاي مخالف قرار گرفته بود و این شامل اعضاي مجاهدین خلق هم مي شود که 30 نفر از اعضاي این شبکه ها، دستگیر شده اند.
در این بیانیه اعلام شد: &quot;طي یک سري عملیات امنیتي پیچیده در حوزه تکنولوژي و ارتباطات، تعدادي از شبکه هاي اینترنتي که توسط آمریکا اداره مي شدند، شناسایي و سي نفر مظنون به همکاري با این شبکه ها، دستگیر شدند&quot;.
دولت ایران بارها آمریکا و انگلستان را به دست داشتن در نا آرامي هاي بعد از انتخابات ماه ژوئن متهم کرده است؛ اتهاماتي که توسط این دو کشور همواره تکذیب شده است.
این اظهارات در زماني صورت می گیرد که آمریکا تلاش مي کند تحریم هاي شدیدتري بر ایران به دلیل برنامه هاي اتمي اش، اعمال کند. آمریکا و سایر کشورها بیم دارند که این برنامه ها منجر به تولید سلاح اتمي بشود. ایران چنین قصدي را تکذیب مي کند و مي گوید برنامه هاي اتمي اش صلح آمیز  و براي تولید الکتریسیته است.
در این بیانه ذکر نشده است که این بازداشت هاچه زماني صورت گرفته است اما آمریکا را متهم کرده است که براي براندازي حکومت ایران و به دنبال سیاستي که در سال 2005 در زمان جورج بوش، دنبال مي شد صورت گرفته است.
ایرنا به نقل از این بیانیه اعلام کرد: &quot;جنگ اطلاعاتي جدید که عنوانش &quot;جنگ سایبري&quot; است بخشي از برنامه هاي آمریکا است&quot;.
 در این بیانیه آمده است که کنگره آمریکا بودجه اي 400 میلیون دلاري براي پوشش عملیات گروه هاي برانداز از جمله سلطنت طلبان تصویب کرده است.
مقامات ایراني سایت هاي زیادي را مورد حمله قرار داده اند که این شامل وبلاک ها و  سایت هاي خبري وابسته به رهبر مخالفان،  میرحسین موسوي، مي شود که اعلام کرده است که در انتخابات ریاست جمهوري ماه ژوئن به دلیل تقلب نتوانسته است رئیس جمهور ایران بشود.
برخي از ایرانیان با استفاده از فیلتر شکن هاي مختلف موفق شده اند وارد سایت هاي فیلتر شده مثل یوتیوب، فیس بوک، تویتر و سایت هاي خبري فارسي زبان بشوند.
در بیانیه قوه قضائیه آمده است که شبکه هاي هدف قرار گرفته از این نرم افزار ها استفاده مي کردند تا مردم بتوانند به سایت هاي مخالف دولت دسترسي پیدا کنند، گروه هایي که اعتراضات را اداره مي کنند و خواهان اصلاحات سیاسي و اجتماعي هستند.
ایرنا مي گوید: &quot;اعضاي این شبکه بعد از اینکه شناسایي شدند، دستگیر شدند و اعتراف کردند که فیلتر شکن هاي آنها براي دسترسي به سایت هاي مخالفان استفاده شده است&quot;.
ایران تعداد زیادي از رهبران مخالف و فعالان سیاسي را بعد از وقابع بعد از انتخابات دستگیر کرد.
محمد فقیهي وکیل مدافع آذر منصوري، یک فعال اصلاح طلب اعلام کرد که وي در آخرین  اقدام حکومت، به دلیل اخلال در امنیت ملي به سه سال زندان محکوم شده است.
منصوري دبیرکل سیاسي یکي از بزرگترین احزاب اصلاح طلب، جبهه مشارکت ایران اسلامي است. وکیل مدافع وي به این حکم  اعتراض  کرده است.
موسوي، رهبر مخالفان، هفته گذشته  اعلام کرد با وجود سرکوب ها، جنبش اعتراضي مردم ایران خواهد ایستاد. در سایت کلمه از قول موسوي گفته شده است: &quot;ما تا رسیدن به اهدافمان ایستاده ایم&quot;.

منبع: بوستون گلاب 13 مارس
</description>
			<content:encoded><![CDATA[ <img src="uploads/pics/internet_group.jpg" width="150" height="124" border="0" alt="" title="" /> <p><strong>علي اکبر دارینی</strong></p>
<p>ایران اعلام کرد که این گروه ها اقدام به جمع آوري اطلاعات درباره دانشمندان اتمي را شناسایي کرده است و در بدست آوردن کنترل اینترنت که بعنوان مهمترین ابزار گروههاي مخالف مطرح است، بر آنان پیشي گرفته است.</p>
<p>طبق بیانیه قوه قضایئه در این خصوص که در ایرنا خوانده شد&nbsp; این شبکه ها در اختیار گروه هاي مخالف قرار گرفته بود و این شامل اعضاي مجاهدین خلق هم مي شود که 30 نفر از اعضاي این شبکه ها، دستگیر شده اند.</p>
<p>در این بیانیه اعلام شد: &quot;طي یک سري عملیات امنیتي پیچیده در حوزه تکنولوژي و ارتباطات، تعدادي از شبکه هاي اینترنتي که توسط آمریکا اداره مي شدند، شناسایي و سي نفر مظنون به همکاري با این شبکه ها، دستگیر شدند&quot;.</p>
<p>دولت ایران بارها آمریکا و انگلستان را به دست داشتن در نا آرامي هاي بعد از انتخابات ماه ژوئن متهم کرده است؛ اتهاماتي که توسط این دو کشور همواره تکذیب شده است.</p>
<p>این اظهارات در زماني صورت می گیرد که آمریکا تلاش مي کند تحریم هاي شدیدتري بر ایران به دلیل برنامه هاي اتمي اش، اعمال کند. آمریکا و سایر کشورها بیم دارند که این برنامه ها منجر به تولید سلاح اتمي بشود. ایران چنین قصدي را تکذیب مي کند و مي گوید برنامه هاي اتمي اش صلح آمیز&nbsp; و براي تولید الکتریسیته است.</p>
<p>در این بیانه ذکر نشده است که این بازداشت هاچه زماني صورت گرفته است اما آمریکا را متهم کرده است که براي براندازي حکومت ایران و به دنبال سیاستي که در سال 2005 در زمان جورج بوش، دنبال مي شد صورت گرفته است.</p>
<p>ایرنا به نقل از این بیانیه اعلام کرد: &quot;جنگ اطلاعاتي جدید که عنوانش &quot;جنگ سایبري&quot; است بخشي از برنامه هاي آمریکا است&quot;.</p>
<p>&nbsp;در این بیانیه آمده است که کنگره آمریکا بودجه اي 400 میلیون دلاري براي پوشش عملیات گروه هاي برانداز از جمله سلطنت طلبان تصویب کرده است.</p>
<p>مقامات ایراني سایت هاي زیادي را مورد حمله قرار داده اند که این شامل وبلاک ها و&nbsp; سایت هاي خبري وابسته به رهبر مخالفان،&nbsp; میرحسین موسوي، مي شود که اعلام کرده است که در انتخابات ریاست جمهوري ماه ژوئن به دلیل تقلب نتوانسته است رئیس جمهور ایران بشود.</p>
<p>برخي از ایرانیان با استفاده از فیلتر شکن هاي مختلف موفق شده اند وارد سایت هاي فیلتر شده مثل یوتیوب، فیس بوک، تویتر و سایت هاي خبري فارسي زبان بشوند.</p>
<p>در بیانیه قوه قضائیه آمده است که شبکه هاي هدف قرار گرفته از این نرم افزار ها استفاده مي کردند تا مردم بتوانند به سایت هاي مخالف دولت دسترسي پیدا کنند، گروه هایي که اعتراضات را اداره مي کنند و خواهان اصلاحات سیاسي و اجتماعي هستند.</p>
<p>ایرنا مي گوید: &quot;اعضاي این شبکه بعد از اینکه شناسایي شدند، دستگیر شدند و اعتراف کردند که فیلتر شکن هاي آنها براي دسترسي به سایت هاي مخالفان استفاده شده است&quot;.</p>
<p>ایران تعداد زیادي از رهبران مخالف و فعالان سیاسي را بعد از وقابع بعد از انتخابات دستگیر کرد.</p>
<p>محمد فقیهي وکیل مدافع آذر منصوري، یک فعال اصلاح طلب اعلام کرد که وي در آخرین&nbsp; اقدام حکومت، به دلیل اخلال در امنیت ملي به سه سال زندان محکوم شده است.</p>
<p>منصوري دبیرکل سیاسي یکي از بزرگترین احزاب اصلاح طلب، جبهه مشارکت ایران اسلامي است. وکیل مدافع وي به این حکم&nbsp; اعتراض&nbsp; کرده است.</p>
<p>موسوي، رهبر مخالفان، هفته گذشته &nbsp;اعلام کرد با وجود سرکوب ها، جنبش اعتراضي مردم ایران خواهد ایستاد. در سایت کلمه از قول موسوي گفته شده است: &quot;ما تا رسیدن به اهدافمان ایستاده ایم&quot;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: <a href="http://www.boston.com/news/world/middleeast/articles/2010/03/13/iran_says_it_broke_up_us_backed_cyber_war_networks/?rss_id=Boston.com+--+Latest+news" target="_blank" >بوستون گلاب</a> 13 مارس</p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 21:59:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>سناریوهای قابل پیش بینی برای تحریم</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-42da5e771b.html</link>
			<description>تصویب تحریم های جدید علیه جمهوری اسلامی به نگرانی شماره یک جامعه بین المللی تبدیل شده است. 

سازمان ملل: انزوای ایرانی
آیا باراک اوباما در اولین نبرد دیپلماتیک خود شکست خواهد خورد؟ دولت امریکا و فرانسه درصددند تا تحریم های جدیدی را علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب برسانند. ایده این اقدامات این است که با تحریم شرکت های تحت نظارت سپاه پاسداران، منابع درآمدی آن را حذف کنند. ولی علی رغم تلاش های هیلاری کلینتون و اطرافیانش که از چند هفته قبل آغاز شده، به نظر می رسد که متقاعد کردن کشورهای کلیدی عضو سازمان ملل با مشکل روبرو شده باشد. 

سازش ناپذیری چین
یکی از مقامات دیپلماتیک در پاریس می گوید: &quot;در مورد ایران نمی توانید تصور کنید که ما، فرانسوی ها و امریکایی ها، تا چه حد با عدم همکاری کشورهای دیگر روبرو هستیم. اکثر کشورهای بزرگ از حمایت از ما سر باز می زنند. آنها معتقدند که ما در مورد این مسأله مستکبرانه عمل می کنیم و برخی تا آنجا پیش می روند که حتی آن را استعمارگری نوین می نامند.&quot;
در پاریس و واشنگتن گفته می شود که روسیه مطمئناً به قطعنامه ها رأی مثبت خواهد داد. الیزه و کاخ سفید برای جلب حمایت کرملین نسبت به متن اولیه قطعنامه انعطاف بسیاری نشان دادند. آنها می خواستند دولتمردان جمهوری اسلامی را مسؤول دست درازی به حقوق بشر در تهران بدانند، حساب های بانکی آنها را در خارج توقیف و صدور ویزا برای آنها را ممنوع کنند. این متن دستخوش تغییر شد. کرملین که همین سرکوب ها را در خاک خود نسبت به شهروندانش اعمال می کند از همسو شدن با این تدابیر خودداری کرده است. روس ها همچنین خاطرنشان کرده اند که هیچ تحریمی را در مورد تسلیحات نمی پذیرند [درحقیقت روسیه اولین تأمین کننده جنگ افزار برای ایران است]. به علاوه روس ها سفارش فروش چهار ناو جنگی &quot;میسترال&quot; را هم دریافت کرده اند.
چین نیز که از حق وتو در شورای امنیت برخوردار است، چندان موافق تحریم ها نیست. دولت پکن با مخالفت نسبت به اولین متن تنظیم شده توسط فرانسه و امریکا، نگران این است که مبادا سومین تأمین کننده نفت خود را ناراحت کند و این بازار پرآینده را از دست بدهد. دولت اوباما برای از بین بردن سازش ناپذیری چین، متحدان خود در منطقه خلیج فارس را به همکاری طلبیده است. دولت واشنگتن از ریاض و امارات متحده عربی خواسته که به پکن اطمینان دهند و در صورت کمبود هیدروکربن برای چین، این کمبود را جبران کنند. ولی تاکنون این کار نتیجه مطلوب را نداشته. یکشنبه گذشته وزیر امور خارجه چین در چندین نوبت گفت که &quot;اعمال تحریم های جدید مشکل هسته ای ایران را حل نمی کند&quot;.

مخالفت برزیل
مخالفت کلی چین با سیاست اعمال تحریم، کشورهای دیگر را نیز تشویق کرده و آنها نیز مخالفت خود را با تلاش های امریکا و فرانسه اعلام کرده اند. ابتدا برزیل که بدون برخورداری از حق وتو به مدت دو سال عضو شورای امنیت بود، مخالفت خود را اعلام کرد. در اویل این ماه، لولا، رییس جمهور این کشور، اظهار داشت که &quot;احتیاط نیست ایران را منزوی کنیم&quot;. اظهارات وزیر امور خارجه برزیل از این هم صریح تر بود. او گفت &quot;نباید در برابر دیکته کردن های امریکا تسلیم شد.&quot;
ازنظر کارشناسان، دو دلیل برای مخالفت برزیل وجود دارد. ابتدا اینکه بزرگ ترین کشور امریکای جنوبی وارد یک برنامه صلح آمیز هسته ای در ابعاد گسترده شده است. این کشور حتی در سال ۲۰۰۶ یک مرکز بزرگ غنی سازی در شهر &quot;رسنده&quot; در ۱۵۰ کیلومتری ریودوژانیرو تأسیس کرده است. این کشور چگونه می تواند با تأسیس مراکزی مشابه در خاورمیانه به مخالفت برخیزد؟ لولا چند روز پیش در یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور هیلاری کلینتون که به خشم آمده بود گفت: &quot;من همان چیزی را برای ایران می خواهم که برای برزیل می خواهم: تولید و گسترش انرژی هسته ای برای مصارف صلح آمیز.&quot; 
دوم اینکه برزیل مایل است در دیپلماسی جهانی از جایگاه قابل توجهی برخوردار باشد و می خواهد نقش &quot;میانجی&quot; میان کشورهای بزرگ و کشورهای درحال توسعه را بازی کند. این کشور برای رسیدن به این هدف نیاز به این دارد که خود را بیطرف نشان دهد. 
کشور دیگری که در تصویب تحریم ها مانع تراشی می کند ترکیه، یک عضو غیردائمی دیگر شورای امنیت است. اردوغان، ئخست وزیر این کشور، اغلب &quot;سیاست دوگانه&quot; را محکوم می کند و خاطرنشان می سازد که اسراییل دارای سلاح اتمی است. این کشور نیز مایل است خود را میانجی منطقه معرفی کند و قصد دارد فعالیت های بازرگانی خود را با همسایه بزرگش سه برابر کند. به همین دلیل شانس کمی در موافقت این کشور با تصویب قطعنامه تنظیم شده ازسوی امریکا و فرانسه وجود خواهد داشت. 
لبنان نیز که به مدت دو سال در شورای امنیت کرسی دارد مواضع تقریباً مشابهی را دنبال می کند. دولت بر سر کار در بیروت نمی تواند کاری کند که به نارضایتی حزب الله، بازوی مسلح جمهوری اسلامی، بینجامد. بدون حمایت این سه کشور تصویب قطعنامه جدید مشکل خواهد بود و مشکل تر از آن توجیه تحریم هاست. 
البته ایالات متحده برای جلب حمایت این کشورها در نیویورک اهرم های قدرتمندی در زمینه های نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک در اختیار دارد. واشنگتن به عنوان مثال می تواند به برزیل این وعده را بدهد که برای عضویت دائم این کشور در شورای امنیت تلاش خواهد کرد؛ می تواند به لبنان هشدار دهد که دیگر سلاحی به این کشور نخواهد فروخت؛ به ترکیه نیز بگوید که دیگر از ورود این کشور به اتحادیه اروپا حمایت نخواهد کرد. اگر این وعده ها و فشارها نتیجه مثبت داشته باشند، چین منزوی خواهد شد و احتمالاً به همین دلیل تحریم های جدید را وتو نخواهد کرد. 
به هرحال سناریویی که در پاریس نیز مورد نظر است همین سناریوی واشنگتن است .

منبع: نوول ابزرواتور، ۱۳ مارس</description>
			<content:encoded><![CDATA[ <img src="uploads/pics/ahmadinejad_27.jpg" width="150" height="111" border="0" alt="" title="" /> <p>تصویب تحریم های جدید علیه جمهوری اسلامی به نگرانی شماره یک جامعه بین المللی تبدیل شده است. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>سازمان ملل: انزوای ایرانی</strong></p>
<p>آیا باراک اوباما در اولین نبرد دیپلماتیک خود شکست خواهد خورد؟ دولت امریکا و فرانسه درصددند تا تحریم های جدیدی را علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب برسانند. ایده این اقدامات این است که با تحریم شرکت های تحت نظارت سپاه پاسداران، منابع درآمدی آن را حذف کنند. ولی علی رغم تلاش های هیلاری کلینتون و اطرافیانش که از چند هفته قبل آغاز شده، به نظر می رسد که متقاعد کردن کشورهای کلیدی عضو سازمان ملل با مشکل روبرو شده باشد. </p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>سازش ناپذیری چین</strong></p>
<p>یکی از مقامات دیپلماتیک در پاریس می گوید: &quot;در مورد ایران نمی توانید تصور کنید که ما، فرانسوی ها و امریکایی ها، تا چه حد با عدم همکاری کشورهای دیگر روبرو هستیم. اکثر کشورهای بزرگ از حمایت از ما سر باز می زنند. آنها معتقدند که ما در مورد این مسأله مستکبرانه عمل می کنیم و برخی تا آنجا پیش می روند که حتی آن را استعمارگری نوین می نامند.&quot;</p>
<p>در پاریس و واشنگتن گفته می شود که روسیه مطمئناً به قطعنامه ها رأی مثبت خواهد داد. الیزه و کاخ سفید برای جلب حمایت کرملین نسبت به متن اولیه قطعنامه انعطاف بسیاری نشان دادند. آنها می خواستند دولتمردان جمهوری اسلامی را مسؤول دست درازی به حقوق بشر در تهران بدانند، حساب های بانکی آنها را در خارج توقیف و صدور ویزا برای آنها را ممنوع کنند. این متن دستخوش تغییر شد. کرملین که همین سرکوب ها را در خاک خود نسبت به شهروندانش اعمال می کند از همسو شدن با این تدابیر خودداری کرده است. روس ها همچنین خاطرنشان کرده اند که هیچ تحریمی را در مورد تسلیحات نمی پذیرند [درحقیقت روسیه اولین تأمین کننده جنگ افزار برای ایران است]. به علاوه روس ها سفارش فروش چهار ناو جنگی &quot;میسترال&quot; را هم دریافت کرده اند.</p>
<p>چین نیز که از حق وتو در شورای امنیت برخوردار است، چندان موافق تحریم ها نیست. دولت پکن با مخالفت نسبت به اولین متن تنظیم شده توسط فرانسه و امریکا، نگران این است که مبادا سومین تأمین کننده نفت خود را ناراحت کند و این بازار پرآینده را از دست بدهد. دولت اوباما برای از بین بردن سازش ناپذیری چین، متحدان خود در منطقه خلیج فارس را به همکاری طلبیده است. دولت واشنگتن از ریاض و امارات متحده عربی خواسته که به پکن اطمینان دهند و در صورت کمبود هیدروکربن برای چین، این کمبود را جبران کنند. ولی تاکنون این کار نتیجه مطلوب را نداشته. یکشنبه گذشته وزیر امور خارجه چین در چندین نوبت گفت که &quot;اعمال تحریم های جدید مشکل هسته ای ایران را حل نمی کند&quot;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مخالفت برزیل</strong></p>
<p>مخالفت کلی چین با سیاست اعمال تحریم، کشورهای دیگر را نیز تشویق کرده و آنها نیز مخالفت خود را با تلاش های امریکا و فرانسه اعلام کرده اند. ابتدا برزیل که بدون برخورداری از حق وتو به مدت دو سال عضو شورای امنیت بود، مخالفت خود را اعلام کرد. در اویل این ماه، لولا، رییس جمهور این کشور، اظهار داشت که &quot;احتیاط نیست ایران را منزوی کنیم&quot;. اظهارات وزیر امور خارجه برزیل از این هم صریح تر بود. او گفت &quot;نباید در برابر دیکته کردن های امریکا تسلیم شد.&quot;</p>
<p>ازنظر کارشناسان، دو دلیل برای مخالفت برزیل وجود دارد. ابتدا اینکه بزرگ ترین کشور امریکای جنوبی وارد یک برنامه صلح آمیز هسته ای در ابعاد گسترده شده است. این کشور حتی در سال ۲۰۰۶ یک مرکز بزرگ غنی سازی در شهر &quot;رسنده&quot; در ۱۵۰ کیلومتری ریودوژانیرو تأسیس کرده است. این کشور چگونه می تواند با تأسیس مراکزی مشابه در خاورمیانه به مخالفت برخیزد؟ لولا چند روز پیش در یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور هیلاری کلینتون که به خشم آمده بود گفت: &quot;من همان چیزی را برای ایران می خواهم که برای برزیل می خواهم: تولید و گسترش انرژی هسته ای برای مصارف صلح آمیز.&quot; </p>
<p>دوم اینکه برزیل مایل است در دیپلماسی جهانی از جایگاه قابل توجهی برخوردار باشد و می خواهد نقش &quot;میانجی&quot; میان کشورهای بزرگ و کشورهای درحال توسعه را بازی کند. این کشور برای رسیدن به این هدف نیاز به این دارد که خود را بیطرف نشان دهد. </p>
<p>کشور دیگری که در تصویب تحریم ها مانع تراشی می کند ترکیه، یک عضو غیردائمی دیگر شورای امنیت است. اردوغان، ئخست وزیر این کشور، اغلب &quot;سیاست دوگانه&quot; را محکوم می کند و خاطرنشان می سازد که اسراییل دارای سلاح اتمی است. این کشور نیز مایل است خود را میانجی منطقه معرفی کند و قصد دارد فعالیت های بازرگانی خود را با همسایه بزرگش سه برابر کند. به همین دلیل شانس کمی در موافقت این کشور با تصویب قطعنامه تنظیم شده ازسوی امریکا و فرانسه وجود خواهد داشت. </p>
<p>لبنان نیز که به مدت دو سال در شورای امنیت کرسی دارد مواضع تقریباً مشابهی را دنبال می کند. دولت بر سر کار در بیروت نمی تواند کاری کند که به نارضایتی حزب الله، بازوی مسلح جمهوری اسلامی، بینجامد. بدون حمایت این سه کشور تصویب قطعنامه جدید مشکل خواهد بود و مشکل تر از آن توجیه تحریم هاست. </p>
<p>البته ایالات متحده برای جلب حمایت این کشورها در نیویورک اهرم های قدرتمندی در زمینه های نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک در اختیار دارد. واشنگتن به عنوان مثال می تواند به برزیل این وعده را بدهد که برای عضویت دائم این کشور در شورای امنیت تلاش خواهد کرد؛ می تواند به لبنان هشدار دهد که دیگر سلاحی به این کشور نخواهد فروخت؛ به ترکیه نیز بگوید که دیگر از ورود این کشور به اتحادیه اروپا حمایت نخواهد کرد. اگر این وعده ها و فشارها نتیجه مثبت داشته باشند، چین منزوی خواهد شد و احتمالاً به همین دلیل تحریم های جدید را وتو نخواهد کرد. </p>
<p>به هرحال سناریویی که در پاریس نیز مورد نظر است همین سناریوی واشنگتن است .</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: <a href="http://globe.blogs.nouvelobs.com/archive/2010/03/13/onu-la-fracture-iranienne.html" target="_blank" >نوول ابزرواتور</a>، ۱۳ مارس</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 21:06:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>وضعيت وخيم حقوق بشر در ايران</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-66f0aa5da6.html</link>
			<description>برایان نولتون و نازیلا فتحی
درحالی که فشار های بین المللی بر ایران بیشترمی شود، وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد که وضعیت حقوق بشر درآن کشور، پس از انتخابات مناقشه آمیز ریاست جمهوری در سال گذشته، رو به وخامت گذاشته است.
در تجزیه و تحلیلی که با لحن تندتر از همیشه تهیه شده است، وزارت خارجه به قتل معترضان انتخابات و اعمال شکنجه با اهداف سیاسی و ضرب و شتم و تجاوز علیه مخالفان اشاره کرده است.
مایکل پوزنر، معاون وزیر در امور دموکراسی، حقوق بشر و کار، در باره گزارشی که در باره حقوق بشر در سراسر جهان در سال2009  منتشر شده گفت: &quot;در حالیکه کارنامه حقوق بشر ایران قبلا هم ضعیف بود ولی این وضعیت پس از انتخابات ماه ژوئن به شدت رو به وخامت رفته است. دست کم 45 نفر در درگیری ها در آن کشور کشته شده اند.&quot;
این گزارش مفصل، که بر اساس قانون هر ساله تهیه می شود، همچنین شیوه های بکار گرفته شده در چین را نیزمورد انتقاد قرار داده است. در این گزارش آمده است افزایش سرکوب اقلیت های قومی و مذهبی، افزایش بازداشت و آزار و اذیت فعالان و وکلای حقوق مردم و سرکوب در تبت ادامه دارد.
آقای پوزنر گفت که در کشور هایی مانند چین و ایران، «فن آوری های ارتباط دهنده» به صورت تیغ دو لبه عمل می کنند. این فنون در حالیکه به مخالفان اجازه می دهد فعالیت های خود را سازماندهی کنند، به دولت هم امکان می دهد مسیر آزاد اطلاع رسانی را محدود سازد. 
در ایران، یک وب سایت مخالفان روز پنج شنبه گزارش داد یکی از فعالان برجسته سیاسی که در تاریخ 12 ژوئن بازداشت شده بود، از زندان آزاد شده است.
به گزارش وب سایت جرس، مصطفی تاج زاده، معاون سابق وزیر کشور، روز چهارشنبه، بر اثر آنچه &quot;مرخصی از زندان&quot; نامیده می شود آزاد شده است و مانند یک قهرمان مورد استقبال قرار گرفته است. این وب سایت تصاویر  دو چهره برجسته مخالف، میر حسین موسوی و رئيس جمهور سابق، محمد خاتمى را در حالیکه به دیدن این فعال سیاسی رفته بودند منتشر کرده است. 
صدها تن از فعالان سیاسی مخالف دولت از زمان انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شده اند و بسیاری از آنها همچنان در زندان هستند. گروه های مدافع حقوق بشر گفته اند که هیچ یک از آن ها بدون قید و شرط آزاد نشده اند، و اکثر آنها مبالغ هنگفتی به عنوان وثیقه پرداخت کرده اند تا به طور مرتب در دادگاه حاضر شوند.
کمیته حمایت از روزنامه نگاران، مستقر در نیویورک، اعلام کرد حداقل 52 روزنامه نگار در زندان هستند. روز پنجشنبه وکیل سعید لیلاز، روزنامه نگار سرشناس و اقتصاددان استاد دانشگاه، اظهار داشت که حکم موکل وی از نه سال به شش شال زندان کاهش یافته است؛ حکمی که مدافعان حقوق بشرغیر قابل دفاع خواندند. حکم  بهمن عمویی، یکی دیگر از روزنامه نگاران زندانی، از هفت سال به پنج سال کاهش یافته است.
گزارش وزارت امور خارجه آمریکا محدود به انتقاد از رژیم های استبدادی و یا کشورهای در حال توسعه نبود. وزارت امور خارجه «نگرانی فزاینده» خود را ازتبعیض علیه مسلمانان در اروپا، به ویژه با ممنوعیت احداث مناره مساجد در سوئیس، ابراز کرده است.
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه، ضمن انتشاراین گزارش تاکید کرد که ایالات متحده خود را موظف به رعایت استانداردهای واحد برای ارزیابی کشورهای گوناگون می داند.
این گزارش شرایط حقوق بشر در افغانستان و عراق را نیز نگران کننده ذکر می کند. مشکلات ذکر شده در این زمینه در افغانستان شامل قتل های خارج از نظام قضایی، شکنجه، شرایط بد زندان، محدودیت در آزادی بیان و تبعیض علیه زنان است.
در این گزارش از انتخابات سال گذشته در افغانستان به عنوان انتخاباتی با &quot;اتهامات جدی درباره تقلب گسترده&quot; یاد شده است. 
در مورد عراق، گزارش به این واقعیت اشاره می کند که استفاده از خشونت به نحو قابل توجهی کاهش یافته است. با این حال، به جرائم حقوقی بیشماری، از جمله قتل های خودسرانه، ناپدید شدن، شکنجه، شرایط بد زندان، وبازداشت های خودسرانه نیز اشاره می کند.
آقای پوزنر همچنین به نشانه هایی از نگرانی جهانی اشاره کرد. یکی ازاین نگرانی ها تلاش فزاینده برخی از دولت ها برای سرکوب سازمان های محلی است. در این گزارش آمده است: &quot;بیش از 25 دولت در چند سال گذشته محدودیت های جدیدی در مورد حقوق بشر و سازمان های غیر دولتی اعمال کرده اند&quot;.

منبع: نیویورک تایمز- 12 مارس 
</description>
			<content:encoded><![CDATA[ <img src="uploads/pics/hoghogh_bashar_03.jpg" width="150" height="104" border="0" alt="" title="" /> <p>برایان نولتون و نازیلا فتحی</p>
<p>درحالی که فشار های بین المللی بر ایران بیشترمی شود، وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد که وضعیت حقوق بشر درآن کشور، پس از انتخابات مناقشه آمیز ریاست جمهوری در سال گذشته، رو به وخامت گذاشته است.</p>
<p>در تجزیه و تحلیلی که با لحن تندتر از همیشه تهیه شده است، وزارت خارجه به قتل معترضان انتخابات و اعمال شکنجه با اهداف سیاسی و ضرب و شتم و تجاوز علیه مخالفان اشاره کرده است.</p>
<p>مایکل پوزنر، معاون وزیر در امور دموکراسی، حقوق بشر و کار، در باره گزارشی که در باره حقوق بشر در سراسر جهان در سال2009&nbsp; منتشر شده گفت: &quot;در حالیکه کارنامه حقوق بشر ایران قبلا هم ضعیف بود ولی این وضعیت پس از انتخابات ماه ژوئن به شدت رو به وخامت رفته است. دست کم 45 نفر در درگیری ها در آن کشور کشته شده اند.&quot;</p>
<p>این گزارش مفصل، که بر اساس قانون هر ساله تهیه می شود، همچنین شیوه های بکار گرفته شده در چین را نیزمورد انتقاد قرار داده است. در این گزارش آمده است افزایش سرکوب اقلیت های قومی و مذهبی، افزایش بازداشت و آزار و اذیت فعالان و وکلای حقوق مردم و سرکوب در تبت ادامه دارد.</p>
<p>آقای پوزنر گفت که در کشور هایی مانند چین و ایران، «فن آوری های ارتباط دهنده» به صورت تیغ دو لبه عمل می کنند. این فنون در حالیکه به مخالفان اجازه می دهد فعالیت های خود را سازماندهی کنند، به دولت هم امکان می دهد مسیر آزاد اطلاع رسانی را محدود سازد. </p>
<p>در ایران، یک وب سایت مخالفان روز پنج شنبه گزارش داد یکی از فعالان برجسته سیاسی که در تاریخ 12 ژوئن بازداشت شده بود، از زندان آزاد شده است.</p>
<p>به گزارش وب سایت جرس، مصطفی تاج زاده، معاون سابق وزیر کشور، روز چهارشنبه، بر اثر آنچه &quot;مرخصی از زندان&quot; نامیده می شود آزاد شده است و مانند یک قهرمان مورد استقبال قرار گرفته است. این وب سایت تصاویر&nbsp; دو چهره برجسته مخالف، میر حسین موسوی و رئيس جمهور سابق، محمد خاتمى را در حالیکه به دیدن این فعال سیاسی رفته بودند منتشر کرده است. </p>
<p>صدها تن از فعالان سیاسی مخالف دولت از زمان انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شده اند و بسیاری از آنها همچنان در زندان هستند. گروه های مدافع حقوق بشر گفته اند که هیچ یک از آن ها بدون قید و شرط آزاد نشده اند، و اکثر آنها مبالغ هنگفتی به عنوان وثیقه پرداخت کرده اند تا به طور مرتب در دادگاه حاضر شوند.</p>
<p>کمیته حمایت از روزنامه نگاران، مستقر در نیویورک، اعلام کرد حداقل 52 روزنامه نگار در زندان هستند. روز پنجشنبه وکیل سعید لیلاز، روزنامه نگار سرشناس و اقتصاددان استاد دانشگاه، اظهار داشت که حکم موکل وی از نه سال به شش شال زندان کاهش یافته است؛ حکمی که مدافعان حقوق بشرغیر قابل دفاع خواندند. حکم&nbsp; بهمن عمویی، یکی دیگر از روزنامه نگاران زندانی، از هفت سال به پنج سال کاهش یافته است.</p>
<p>گزارش وزارت امور خارجه آمریکا محدود به انتقاد از رژیم های استبدادی و یا کشورهای در حال توسعه نبود. وزارت امور خارجه «نگرانی فزاینده» خود را ازتبعیض علیه مسلمانان در اروپا، به ویژه با ممنوعیت احداث مناره مساجد در سوئیس، ابراز کرده است.</p>
<p>هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه، ضمن انتشاراین گزارش تاکید کرد که ایالات متحده خود را موظف به رعایت استانداردهای واحد برای ارزیابی کشورهای گوناگون می داند.</p>
<p>این گزارش شرایط حقوق بشر در افغانستان و عراق را نیز نگران کننده ذکر می کند. مشکلات ذکر شده در این زمینه در افغانستان شامل قتل های خارج از نظام قضایی، شکنجه، شرایط بد زندان، محدودیت در آزادی بیان و تبعیض علیه زنان است.</p>
<p>در این گزارش از انتخابات سال گذشته در افغانستان به عنوان انتخاباتی با &quot;اتهامات جدی درباره تقلب گسترده&quot; یاد شده است. </p>
<p>در مورد عراق، گزارش به این واقعیت اشاره می کند که استفاده از خشونت به نحو قابل توجهی کاهش یافته است. با این حال، به جرائم حقوقی بیشماری، از جمله قتل های خودسرانه، ناپدید شدن، شکنجه، شرایط بد زندان، وبازداشت های خودسرانه نیز اشاره می کند.</p>
<p>آقای پوزنر همچنین به نشانه هایی از نگرانی جهانی اشاره کرد. یکی ازاین نگرانی ها تلاش فزاینده برخی از دولت ها برای سرکوب سازمان های محلی است. در این گزارش آمده است: &quot;بیش از 25 دولت در چند سال گذشته محدودیت های جدیدی در مورد حقوق بشر و سازمان های غیر دولتی اعمال کرده اند&quot;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: <a href="http://www.nytimes.com/2010/03/12/world/12rights.html?partner=rss&amp;emc=rss" target="_blank" >نیویورک تایمز</a>- 12 مارس </p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 21:03:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
		<item>
			<title>استاد دانشگاه ايران در زندان</title>
			<link>http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/march/14//-dc5a3534ae.html</link>
			<description>یک دادگاه تجدید نظر ایران روز پنج شنبه یک استاد دانشگاه را به جرم دخالت در ناآرامی های کشور، پس از انتخابات بحث انگیز ریاست جمهوری، به شش سال زندان محکوم کرد.
چندین روزنامه طرفدار اصلاحات، از جمله روزنامه بهار، به نقل از محمود علیزاده طباطبایی، وکیل سعید لیلاز نوشتند دادگاه تجدید نظر، موکل وی را به شش سال زندان محکوم کرده است. او نگفت حکم دادگاه در چه تاریخی صادر شده است.
طباطبایی گفت سعید لیلاز، استاد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی، متهم است که به رهبر کشورتوهین کرده است، نظم عمومی را بر هم زده و در نقشه ای برای برهم زدن امنیت کشور شرکت داشته است.
لیلاز از جمله منتقدین سر سخت سیاست های اقتصادی دولت ایران است. او همچنین به عنوان یک روزنامه نگار و تحلیلگر برای روزنامه های ایرانی کار می کرده است.
خبر محکومیت لیلاز یک روز پس ازآن اعلام شد که وب سایت پارلمان نیوز، که به اصلاح طلبان نزدیک است، خبر آزادی سیاستمدار برجسته اصلاح طلب، مصطفی تاج زاده را منتشر کرد.
تاج زاده، که به عنوان معاون وزیر کشور از سال 1997 تا 2005، خدمت می کرد، روز 13 ژوئن، یک روز بعد از انتخابات مناقشه آمیزی که محمود احمدی نژاد را برای بار دوم به مدت چهار سال بر مسند ریاست جمهوری نشاند، دستگیر شد.
هر دونفر، سعید لیلاز و مصطفی تاج زاده، در میان بیش از 100 چهره سیاسی و فعال کشور قراردارند که در یک محاکمه گروهی و به دنبال سرکوب شدید مخالفینی که ادعا می کردند احمدی نژاد با تقلب برنده انتخابات شده است، محاکمه شدند.
آزاد کردن تاج زاده در آستانه سال نو ایرانی، زمانی که معمولا مقامات دولتی به طور سنتی برخی از زندانیان را آزاد می کنند، صورت گرفته است.
در اوایل این ماه، ایران شش روزنامه نگاران و فعال مخالف دولت را به قید وثیقه آزاد کرد.

منبع: ان بی سی- 12 مارس 
</description>
			<content:encoded><![CDATA[ <img src="uploads/pics/saeed_leylaz.jpg" width="150" height="150" border="0" alt="" title="" /> <p>یک دادگاه تجدید نظر ایران روز پنج شنبه یک استاد دانشگاه را به جرم دخالت در ناآرامی های کشور، پس از انتخابات بحث انگیز ریاست جمهوری، به شش سال زندان محکوم کرد.</p>
<p>چندین روزنامه طرفدار اصلاحات، از جمله روزنامه بهار، به نقل از محمود علیزاده طباطبایی، وکیل سعید لیلاز نوشتند دادگاه تجدید نظر، موکل وی را به شش سال زندان محکوم کرده است. او نگفت حکم دادگاه در چه تاریخی صادر شده است.</p>
<p>طباطبایی گفت سعید لیلاز، استاد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی، متهم است که به رهبر کشورتوهین کرده است، نظم عمومی را بر هم زده و در نقشه ای برای برهم زدن امنیت کشور شرکت داشته است.</p>
<p>لیلاز از جمله منتقدین سر سخت سیاست های اقتصادی دولت ایران است. او همچنین به عنوان یک روزنامه نگار و تحلیلگر برای روزنامه های ایرانی کار می کرده است.</p>
<p>خبر محکومیت لیلاز یک روز پس ازآن اعلام شد که وب سایت پارلمان نیوز، که به اصلاح طلبان نزدیک است، خبر آزادی سیاستمدار برجسته اصلاح طلب، مصطفی تاج زاده را منتشر کرد.</p>
<p>تاج زاده، که به عنوان معاون وزیر کشور از سال 1997 تا 2005، خدمت می کرد، روز 13 ژوئن، یک روز بعد از انتخابات مناقشه آمیزی که محمود احمدی نژاد را برای بار دوم به مدت چهار سال بر مسند ریاست جمهوری نشاند، دستگیر شد.</p>
<p>هر دونفر، سعید لیلاز و مصطفی تاج زاده، در میان بیش از 100 چهره سیاسی و فعال کشور قراردارند که در یک محاکمه گروهی و به دنبال سرکوب شدید مخالفینی که ادعا می کردند احمدی نژاد با تقلب برنده انتخابات شده است، محاکمه شدند.</p>
<p>آزاد کردن تاج زاده در آستانه سال نو ایرانی، زمانی که معمولا مقامات دولتی به طور سنتی برخی از زندانیان را آزاد می کنند، صورت گرفته است.</p>
<p>در اوایل این ماه، ایران شش روزنامه نگاران و فعال مخالف دولت را به قید وثیقه آزاد کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: <a href="http://www.msnbc.msn.com/id/35809598/ns/world_news-mideastn_africa/" target="_blank" >ان بی سی</a>- 12 مارس </p>
<p>&nbsp;</p>]]></content:encoded>
			<category>fa_news</category>
			
			
			<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 21:01:00 +0100</pubDate>
			
		</item>
		
	</channel>
</rss>