شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸

به كدامین گناه

مرتضي كاظميان
mortezakazemian(at)yahoo.com

گفتنی‌ها كم نیست؛ اما چه بسیار ناگفته‌ها كه در این روزهای سخت برای بسیاری از  ایرانیان، مكشوف است و نیازی به بازگفت آنها نیست. در این یادداشت اما تنها بر یك نكته توقف می‌شود؛ دلیلی كه این روزها، اساس پرسش نگارنده از كسانی است كه متشرع‌اند اما هنوز نتوانسته‌اند نسبت خود را با وضع موجود و حوادث تلخ رخ داده، مشخص سازند.

در حوادث پس از انتخابات در ایران، تاكنون شماری از هموطنان مظلوم ما، جان باخته‌اند؛ حتی مراجع رسمی نیز شمار این جان‌باختگان را  حدود 20 تن اعلام كرده‌اند. مستقل از چند و چون در مورد تعداد دقیق قربانیان حوادث اخیر -كه به نوبه‌ی خود موضوعی بسیار مهم محسوب می‌شود-، پرسش قابل طرح آن است كه حتی اگر یكی از این قربانیان، "به ناحق" جان باخته و كشته شده باشد، چه كس یا كسانی و نیز كدام نهاد یا نهادهایی، از منظر درون دینی، پاسخ‌گوی آن خواهند بود. این پرسش را مبتنی می‌كنم بر آیه‌ای از قرآن، كه سخن صریح و تاكید شفاف و قاطعی دارد و یكی از مهم‌ترین آیات قرآن در بحث‌های مربوط به قتل و قصاص محسوب می‌شود. آیه‌ی مورد استناد و اتكای یادداشت، آیه‌ی 32 از سوره‌ی مائده است: "مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً"؛ "هر کس، کسی را جز به قصاص قتل، یا به كیفر فسادی در زمین، بکشد، چنان است كه گویی همه‌ی مردم را کشته باشد."

در حوادث پس از انتخابات، موضوع جان باختن تلخ و فجیع مادر و فرزندی كه در مهد كودكی نزدیك به میدان آزادی تهران، هدف گلوله‌ قرار گرفته بودند، تنها یكی از موارد بس ناگوار بود. مادر و كودك پشت شیشه‌های مهد كودك، هراسان و حیران شاهد اتفاقات بیرون (راهپیمایی میلیونی روز دوشنبه 25خرداد) و درگیری رخ داده در نزدیكی یك پایگاه نظامی بوده‌اند كه ناگهان هدف رگبار قرار می‌گیرند و به شكلی بس تاسف‌بار جان می‌بازند. در میان قربانیان حوادث اخیر، حتی اگر یكی از این دو (به‌عنوان نمونه، و به‌گونه‌ای ویژه، كودك) به عنوان شاهدی برای آیه‌ی فوق، مورد استناد قرار گیرد، پرسش‌ها و تامل‌ها پیرامون آن، اندك نخواهد بود. این كودك، "به كدامین گناه كشته شده است؟"؛ "بای ذنب قتلت" (سوره‌ی تكویر، آیه‌ی 9)

هیچ پاسخی سطحی‌تر و غیرمسئولانه‌تر از این نیست كه گفته -و ادعا- شود كه او، قربانی حوادثی شد كه آغازكنندگان آن، معترضان به انتخابات بوده‌اند. از این فراتر، مسئول قتل این كودك (و مادرش) حتی ضارب و صاحب اسلحه هم نیست؛ هرچند كه ضارب -بی‌شك- به‌عنوان عامل ارتكاب جنایت، باید پاسخگوی محكمه‌ باشد. اما كدام نهاد یا نهادهایی چنین آتشی را فراهم آورده و قتلی را باعث شده‌اند؟ آیا وجدان دینی ایشان (شخصیت‌های حقیقی و حقوقی مرتبط با بلوك قدرت) از جنایت رخ داده، آسوده است؟ آیا ناظر بی‌طرف -و متدین- می‌تواند به سهولت از زیر بار پرسش سنگین ناشی از تصریح آیه‌ی 32 سوره‌ی مائده، بگریزد؟

 آن كس/كسانی كه كودك مورد اشاره را به قتل رسانده‌/رسانده‌اند، به تاكید صریح و قاطع آیه‌ی مورد اشاره، از آن رو كه وی (كودك) مرتكب قتلی نشده بود (كه مستحق قصاص دانسته شود) یا فسادی را در زمین موجب نشده بود (چنان‌كه كیفری در حد قتل داشته باشد) تنها مرتكب یك قتل نشده است/نشده‌‌اند؛ "همه‌ی مردم را كشته است/كشته‌اند."

نمی‌توان بر این استدلال بس سست و سخیف تكیه زد كه در همه‌ی رژیم‌های سیاسی در طول تاریخ، چنین حوادثی رخ داده و گریزی از آن نیست. هرگزا! اگر قرار است حكومتی "دینی" باشد، باید جوهر و تصریحات ارزش‌های دینی را پاس دارد و رعایت كند. چگونه می‌توان جان باختن كودكی بی‌گناه و مظلوم را به توجیه نشست؟ آیا حق آن نیست كه اگر وجدانی باشد، و مسلمانی‌ای برقرار، انسان از شرم و عذاب وجدان (چنان كه زمانی علی‌بن ابیطالب فرمود)، بمیرد؟

مسئولیت‌ نهادها و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی مستقر در ساخت قدرت و مرتبط با حكومت كجا، و مسئولیت شهروندان معترض به نتیجه‌ی انتخابات، كجا؟

بس ناگوار و تلخ است كه این حادثه -و رویدادهای تلخ و فجیع مشابه- در سرزمینی رخ می‌دهد و به‌وقوع می‌پیوندد كه صدای اذان از مناره‌های مسجد و رسانه‌ی ملی و بلندگوهای رسمی‌اش، بلند است.

برخورد با شهروندان، خارج از چهارچوب‌های حقوق بشری و عرف جهانی و قانونی، در هر كجای جهان و با هر ایدئولوژی و مرامی كه باشد، مذموم و غیرقابل دفاع، و نیز در خور طرد و نفی است؛ اما بدیهی به نظر می‌رسد كه وقتی پای "دین" به میان می‌آید و سركوب‌ها ذیل حكومتی دینی انجام می‌شود، رخدادها به شكل مشدد، غیرقابل هضم و نفرت‌انگیز و تلخ می‌نمایاند. حوادث تلخی كه این روزها در چین به وقوع پیوسته، چنانچه در كشوری اسلامی (به‌عنوان نمونه، عربستان) رخ می‌داد، به مراتب اسف‌بار و دردناك، بود.

و از همین منظر درون دینی است كه "روزی روزگاری"، از صاحبان قدرت در مورد قربانیان مظلوم حوادث پس از انتخابات 22 خرداد، پرسیده خواهد شد؛ كه به كدامین گناه كشته شدند؟

"اذا الشمس كورت؛ و اذا النجوم انكدرت؛ و اذا الجبال سیرت؛ و اذا العشار عطلت؛ و اذا الوحوش حشرت؛ و اذا البحار سجرت؛ و اذا النفوس زوجت؛ و اذا الموءده سئلت؛ بای ذنب قتلت..."؛ "آنگاه كه خورشید به ‌هم درپیچد؛ و آنگاه كه ستارگان همی تیره شوند؛ و آنگاه كه كوه‌ها به رفتار آیند؛ وقتی شتران ماده وانهاده شوند؛ و آنگاه كه وحوش را همی گرد آرند؛ دریاها آنگه كه جوشان گردند؛ و آنگاه كه جان‌ها به هم درپیوندد؛ پرسند چو زان دخترك زنده به گور؛ به كدامین گناه كشته شده است؟..." (سوره‌ی تكویر، آیه‌ی 1 تا 9)

توضیح: ترجمه‌ی آیات از استاد محمد مهدی فولادوند است.

 


بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
 
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online