• تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸

شهرت ديکتاتور-ميراث ديکتاتوري

رضا تقي زاده

ديکتاتورها شهرت خود را مديون کشتن آزادي، به بند کشيدن مخالفان، مبادرت به جنگ، اشغال سرزمينهاي بيگانه، انهدام محيط زيست و توسعه فقر اند. ولي ميراث نا خواسته ديکتاتوري، شکل گرفتن باور نزد ملتها  است براي براندازي حکومت ترس و ترور، و استقرار آزادي و دمکراسي بجاي آنها.

ميراث ماندگار ديکتاتوري انهدام ملتها نيست. ميراث ماندگارتر ديکتاتوري، نهال آزادي است که  با از ميان رفتن ديکتاتور، نزد مردم آزاد و در سرزمينهاي آزاد شده، پا ميگيرد.

با سقوط نازي ها در آلمان، فاشيستها در ايتاليا،   استالينيست ها در اتحاد شوروي سابق، و اين اواخر بعثي ها در عراق، سرنوشت محتوم ديکتاتوري هر بار تکرار شده است. ديکتاتوري محکو م به انهدام است.

در ماه اوت سال 1991 آزادي خواهان روسيه، بدون توسل بخشونت، کودتاي اصولگرايان کمونيست را که با حمايت نظامي هاي ارتش سرخ طرح و اجرا شده بود، برهبري بوريس يلتسين که خود از کمونيستهاي سابق بود،  شکست دادند. با شکست کودتا، امپراطوري کمونيسم در اتحاد شوروي و اروپاي شرقي، سقوط کرد.

پيش از اين شجاعت زنان و مرداني را که در برابر خشنونت و خود سري  حکومتهاي خودکامه ايستاده اند،  در شيلي، لهستان،  پاناما،  ميدان تيان آ من- پکن،  برمه، تبت، گورستان ويل نيوس در  پارک شهر ريگا (مکاني که تظاهرات آرام مردم  با رگبار گلوله پاسخ گفته شد تا صداي آزادي خواهي از ميان برود)،  فرارا در شمال ايتاليا، (مکاني که فاشيستهاي در برابرمردم بخط شدند و با گشودن آتش جواناني را به بخاک و خون کشيدند که دست در دست، سرود آزادي ميخواندند)، به ثبت رسيده است.

 در تمامي حماسه هايي که مردم آزاده در مقابله با آتش گلوله مزدوران ديکتاتوري آفريده اند، يک فصل مشترک بچشم ميخورد،  و آن فصل،    گشودن آتش  بروي مردم از سوي مزدوران ديکتاتور، در غروب   عمر ديکتاتوري است. 

ولي آنچه به عاشقان آزادي اميد و قدرت بيشتر براي مقاومت و پايداري در برابر ديکتاتوري و استبداد ميدهد سقوط مستمر ديکتاتوري هاي داخلي و  خارجي در برابر همبستگي توده هاي مردم، بخصوص در سالهاي اخير است. بسياري از اين ديکتاتوري ها طي دو دهه اخير، عليرغم تلاش براي ماندگاري، در برابر سرپيچي هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي مردم توان ايستادگي را از دست داده اند. نکته بر جسته در سقوط مستمر ديکتاتوريها،  تاب نياوردن آنها در برابر سرپيچي هاي آرام و بدور از خشونت مردم  است.

در دهه هشتاد کشورهاي ليتواني، استوني، لاتويا، لهستان، آلمان شرقي، جمهوري چک، اسلواکي، اسلوواني، سربيا، کرواسي، روماني، مجارستان، بلغارستان، آلباني، مقدونيه، ماداگاسکار، مالي، بوليوي، فيليپين، کره جنوبي، زامبيا، شيلي، آرژانتين، هائيتي، برزيل، اوروگوئه، ملاوي، کنگو،  نيجريه، نپال، تايلند و بخشهائي از اتحاد شوروي سابق مانند اوکراين و گرجستان بسوي دمکراسي رفته و آزادي را تجربه کرده اند.

بعلاوه در چين، برمه و تبت جنبشهاي شجاعانه مردم را براي تامين آزادي شاهد بوده ايم. در سه نمونه اخير، اگرچه تلاشهاي شجاعانه مردم هنوز به هدف کامل نرسيده، ولي توفيق يافته است تا چهره زشت و خشن ديکتاتوري  اشغالگران داخلي و خارجي را به بقيه جامعه جهاني بيشتر از پيش بشناساند.

 بي ترديد ايستادگي در برابر ديکتاتوري نه آسان است و نه بي هزينه. آنچه هزينه هاي ايستادگي را کمتر و شانس ايستادگي را براي پيروزي نهايي افزايش ميدهد، سر شکن کردن هزينه ها است؛ بعبارت ديگر دست يافتن به همبستگي و مقاومت مشترک.  اين هم بستگي بعد از شکل گيري به جنبش مردمي براي کسب آزادي و عزم عمومي براي شکست ديکتاتوري تبديل ميشود.

در زمان اشغال فرانسه توسط نازي هاي آلمان، مردم براي دست يافتن به آزادي مجبور به جنگ مسلحانه بودند. شرايط متفاوت امروز در جامعه جهاني، مردم طالب آزادي را با ابزار ها و امکاناتي مجهز کرده است بسيار موثر تر از سلاح گرم. 

 ديکتاتوري هاي مدرن نيز با الگوهاي قديميتر خود تفاوت کرده اند، اگرچه منطق توسل بزور نزد ديکتاتورها همچنان بي تغيير مانده است. آنها براي مد روز ديده شدن، خود را ناگزير از دادن آزادي هاي نسبي به مردم و به نسبت، نيازمند بر خورداري از حمايت آنها ميبينند.

  تغيير طبيعت ديکتاتوري ها و اجبار آنها به تقليد دمکراسي، از جمله دستاورد هاي مشترک مقابله جهاني با ديکتاتوري است. در حقيقت ديکتاتوري ها از درون ضعيفت تر شده اند، اگرچه همچنان بسياري از آنها همچنان بر اريکه قدرت سوار و يا بر اهرمهاي قدرت آويخته اند. در بسياري از ديکتاتوري هاي جديد ساختار هاي دمکراتيک و ظاهرا انتخابي پيش بيني شده است. تفاوت، تنها در مصادره کردن حق مردم براي انتخاب آزاد است.

به نسبت تغيير در طبيعت ديکتاتوري ها، مقابله با آنها نيز آسانتر از پيش شده است. بهايي که امروز براي ساقط کردن يک ديکتاتوري بايد پرداخت بسيار کمتر از آن است که مردم روسيه و ملتهاي آسياي مرکزي ميبايد براي رهايي از قيد ديکتاتوري پرولتاريايي و يا مردم فرانسه و اطريش براي رهايي از قيد ارتش اشغالگر نازي ميپرداختند.

کم هزينه شدن بر اندازي رژيم زور گو از دستاورد هاي تحولات اجتماعي و رشد ارتباطات و همچنين  ضعيف تر شدن ديکتاتوري ها است. در حقيقت احساس ترس و نگراني  رژيمهاي ديکتاتوري از نارضائي مردم  بمراتب بيش از ترس مردم از قهر رژيمهاي غير آزاد است.

در روزهاي آينده ضمن بر شمردن نقاط قوت مردم در برابر ديکتاتوري ها و ضعفهاي ديکتاتوري در برابر مردم، به بازگويي روشهايي ميپردازم که تاکنون براي شکست ديکتاتوري ها مورد استفاده موثر مردم جهان قرار گرفته است.      


بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
 
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online