دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۸
مقاله واشنگتن پست در نقد جنبش سبز ايران

قدرت معترضان در بوته آزمايش

توماس اردبرينک

پنج ماه پس از آنکه انتخابات بحث انگيز رياست جمهوری ايران، بزرگترين تظاهرات ضددولتی ظرف سه دهه گذشته را در کشور به وجود آورد، به نظر می رسد جنبش مخالفان ايران از کنترل خارج شده و دچار انشعاباتی هم شده است. اين درحالی است که به تدريج بر مخالفت معترضان در مقابل اصرار رهبران خود برای حفظ نظام کشور و دولت مذهبی افزوده می شود.

به گفته تعدادی از معترضان، بسياری از ساکنان تهران که مخالف محمود احمدی نژاد هستند، موضع محکمی عليه رهبر کشور اتخاذ کرده اند و خواستار کنار زدن وی از  قدرت اند. عده ديگری از مردم در جنبش اعتراضی نيز، طرفدار ايجاد تغييرات تدريجی هستند و نسبت به درخواست های افراطی هشدار می دهند.   

هرچند معياری برای سنجش وزن هرکدام از اين دو گروه در اختيار نيست، اما ايرانی های حاضر در جنبش می گويند تعداد تظاهرکنندگانی که حاضر به سازش با هرم قدرت کشور نيستند در حال افزايش است. در ايران، حاکميت سياسی و دينی مبتنی بر مذهب شيعه در جريان انقلاب سال 1357 استقرار یافت و به سلطنت 2500 ساله آن کشور پايان داد.

ميرحسين موسوی نخست وزير سابق و مهدی کروبی روحانی شيعه، دو نامزد انتخابات رياست جمهوری  هستند که احمدی نژاد را به ايجاد شرايطی برای انتخاب مجدد خود از طريق توسل به تقلب گسترده متهم کرده اند. به گفته معترضان، اين دو نفر اکنون نقش نمادین رهبری را برای جنبش عظيم و پرنفوذ مخالفان برعهده دارند. هيچکس خواهان تعويض آنها نشده است و همين مسأله، جنبش را در گرداب سرکوب سنگين دولتی بی امان رها کرده است، آن هم درحاليکه تظاهرکنندگان به کمک تبليغات جسته و گريخته و با اهدافی متفاوت سازماندهی می شوند.    

موسوی 67 ساله و کروبی 72 ساله، انتخاب مجدد احمدی نژاد را نتيجه يک کودتای انتخاباتی توسط دولت، سپاه پاسداران و روحانيون تندرو خوانده اند و از تظاهرکنندگان خواسته اند تا مانع از تبديل  جمهوری اسلامی به يک ديکتاتوری شوند.

با اين حال به گفته بيش از ده ها تن از معترضان که با آنها مصاحبه شده است، بسياری از مخالفان پا را فراتر از مسأله تقلب در انتخابات گذاشته اند. مصاحبه شونده ها به دليل تبعات احتمالی، تنها خواستند از نام کوچک شان استفاده شود.

رضا، مهندس 28 ساله ايرانی، می گويد: "من نمی خواهم جمهوری اسلامی را حفظ کنم. من خواهان يک تغيير کامل، چيزی نزديک به يک انقلاب هستم." ساير مصاحبه شونده ها نيز نظر مشابهی داشتند و اعلام کردند سرکوب شديد دولت عليه معترضان، سبب تندتر شدن ديدگاه آنها عليه رهبران کشورشان شده است.

محمد، کارشناس رايانه که به دليل حمايت از اعتراضات از کارش اخراج شده است، می گويد: "آنها تغيير نخواهند کرد. ما هيچ راه ديگری به جز کنار زدن آنها از قدرت نداريم. اما واقعاً نمی دانم چطور بايد اين کار را بکنيم."

معترضان در جديدترين تظاهرات خيابانی خود در 13 آبان، با سردادن شعارهائی عليه رهبران ارشد ايران به جای شعارهای معمول حمايت از موسوی، راه افراطی تری را انتخاب کردند. ويدئوکليپ های ثبت شده توسط تلفن همراه که در اينترنت قرار داده شده، مردم را در حال پائين کشيدن و پاره کردن پوستر آيت الله خامنه ای رهبر عالی ايران نشان می دهد.

خامنه ای به عنوان وارث آيت الله روح الله خمينی- بنيانگذار جمهوری اسلامی -  صاحب قدرت سياسی و دينی مطلقه در ايران است و از جايگاه مهمی برخوردار است.

از ديدگاه دولت، اعتراضات مردمی مهرتأييدی بر شائبه سرنگونی نظام سياسی ايران تحت حرکتی است که آنرا توطئه مورد پشتيبانی غرب می خوانند. به بيش از 100 سياستمدار، مخالف و دانشجو اتهاماتی وارد شده است و برخی از آنها، به سازماندهی و اجرای چنين توطئه ای محکوم شده اند.

به هين دليل، بعضی از معترضان نسبت به شعله ور ساختن اين شائبه ها و مقابله به مثل مقامات در برابر تشديد اقدامات افراطی هشدار می دهند.

علی، مهندس معمار 29 ساله، می گويد: "ما بايد اين راه را قدم به قدم طی کنيم. اگر افراطی شويم، بسياری از طرفداران خود را دچار انحراف می کنيم."

مهدی، وبلاگنويسی که در تظاهرات 13 آبان حضور داشت، می گويد: "ما عليه دولت متحد هستيم اما درباره اينکه تا کجا بايد پيش برويم، اختلاف نظر داريم. پاره کردن عکس رهبر در اين جامعه کمی زيادی به نظر می رسد، نظام اسلامی خوبی هائی هم دارد... مخالفان ما اميدوارند تا ما اقدامات افراطی کنيم و آنها هم به ما برچسب ضد انقلاب بزنند."

بقيه با اين نظر مخالف بودند و گفتند بايد اجازه هرگونه تظاهرات صلح جويانه ای داده شود.

پريا، کارشناس زبان شناسی 28 ساله، که در تمامی تظاهرات مخالفان حضور داشته، می گويد: "ما بايد نشان بدهيم از کسی نمی ترسيم و به اطلاع رسانی به مردم درباره آنچه در کشور رخ می دهد، ادامه دهيم."

جنبش سبز که نام خود را از رنگ همايش انتخاباتی موسوی گرفته، جنبش گسترده ای است ولی انسجام ضعیفی دارد چرا که از اتحاد گروه هائی نظير روحانيون، سياسيون، خانواده های ناراضی طبقه متوسط و جوانان بوجود آمده است. برخی وابستگان جنبش، سکولار و برخی مذهبی هستند. بسياری از جوانان به دليل از دست رفتن آزادی های نیم بند خود همزمان با تلاش دولت جديد در کنترل زندگی خصوصی افراد، تحت فشار سنگينی هستند.

آنها از اينترنت، شعارنويسی، شب نامه و شبکه دوستان و آشنايان خود برای سازماندهی تظاهرات استفاده می کنند؛ روش هائی که نيروهای امنيتی موفق به مهار آن نشده اند.

با اين حال، فقدان رهبری و اهداف مشخص به همراه مواضع مبهم نامزدهای شکست خورده انتخاباتی در قبال نظام سياسی کشور و نيز ناممکن بودن حل و فصل مناقشات سياسی از طريق مناظرات عمومی، سبب شده حرکت  های جنبش بسيار غيرقابل پيش بينی باشد.

پريا می گويد: "جنبش ما مانند يک پيکره بدون سر است. بايد رهبران واقعی از آن سر برآورند. درغير اينصورت، ما در آينده يا به سوی بهشت می رويم ويا جهنم."

علی هم گفت برای آينده ايران نگران است. او گفت در جريان تظاهرات 13 آبان و همزمان با هجوم پليس ضدشورش، ميان او همسرش در خيابان ولی عصر فاصله افتاد. او درحاليکه درهاله گازهای اشک آور و زير ضربه باتون نيروهای امنيتی و درميان مردمی که به اين سو و آن سو می گريختند، نااميدانه به دنبال همسرش می گشت، سرانجام همسرش را درحالی يافت که در گوشه ای به محاصره پليس درآمده است. البته درنهايت به همسرش اجازه دادند برود. اين جريان باعث شده او نتيجه گيری های تلخی بکند.

وی گفت: "اين باعث شد بفهمم در از دست دادن جان خودم يا همسرم برای جنبشی که اهدافش تعريف نشده، ترديدهائی دارم."

علی گفت: "هيچکس نمی داند چه اتفاقی رخ خواهد داد. ما همگی رهبران اين جنبش هستيم، اما نمیدانيم آن را به کدام سو می بريم."

 

منبع: واشنگتن پست- 15 نوامبر

 

 



بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online