دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
مقاله تلگراف درباره شرايط بحرانی فعالان سياسی در ايران

گريز فعالان سياسی از ايران به دلیل خطر جانی

انگوس مک دوال

با ضبط شدن گذرنامه توسط مقامات کشور به دلايل سياسی، خروج آسان از کشور با يک پرواز از فرودگاه بين المللی  پر زرق و برق تهران غيرممکن به نظر می رسيد.

برای همين او مجبور شد خطر گذر از کوهستان و رسيدن به منطقه نسبتاً امن تر در شمال عراق را، درحاليکه سوار بر اسب توسط مبارزان کرد همراهی می شد، به جان بخرد.

اين خانم فعال سياسی 30 ساله می گويد: « بايد سوار بر اسب از مرز عبور می کرديم. برای من واقعاً مشکل بود زيرا پيش از آن هرگز سوارکاری نکرده بودم و دائم درمعرض خطر روياروئی با نيروهای انتظامی و سپاه پاسداران بوديم. بسياری از کسانی که قصد عبور از مرز را داشتند يا هدف گلوله اين نيروها قرار گرفته اند يا دستگير شده اند؛ اما ما خوش شانس بوديم.»

گذرگاه های نواحی کوهستانی کردستان از مدت ها پيش مورد استفاده قاچاقچيان، گروهگ ها و جدائی طلبانی قرارداشته است که از چشم تيزبين مأموران مخفی می ماندند. اما ظرف چند ماهه اخير، به مواد مخدر افغانی و مشروبات الکلی قاچاق،  گروه های مخالف و روزنامه نگرانی نيز افزوده شده است که ناگزير به گريز از سرکوب وحشيانه  شده اند.

عده کسانی که توانسته اند اين سفر پرخطر را به پايان برسانند، شامل فعالان مخالف، فعالان حقوق بشر و گزارشگران، از چنان حجمی برخوردار است که سازمان آزادی مطبوعات، گزارشگران بدون مرز، آن را بزرگترين مهاجرت خبرنگاران بعد از انقلاب سال 1357 در ايران توصيف کرده است. صدها نفر شغل خود را از دست داده اند: برخی از آن ها به اين دليل که عقايد متفاوتی داشتند و برخی ديگر نيز به اين دليل که روزنامه شان توسط مقامات توقيف شده است.

زمانيکه مردم در اعتراض به تقلب در انتخابات و بقای احمدی نژاد در قدرت در خردادماه به خيابان ها ريختند، رژيم بلافاصله رسانه ها و فعالان آرمانگرای ايرانی را که اميدوار به ایجاد تغيير به کمک جمعيت انبوه  بودند، در تمامی ابعاد زندگی شان هدف گرفت.

خبرنگاران و عکاسان از تحت پوشش قرار دادن تظاهرات، نظير آنچه در روز چهارشنبه پايتخت را به لرزه درآورد، منع شدند. با اين حال، بسياری با ناديده گرفتن اين دستور، اقدام به جمع آوری مخفيانه اخبار و ارسال آن به دنيای خارج کردند. 

مقامات کشور با در دست گرفتن کنترل اوضاع، شروع به بازداشت هرکسی کردند که در وفاداری اش جای شبهه و ترديد بود. تلويزيون دولتی در مردادماه اقدام به نمايش متهمان آشوبگر- از جمله خواهر خانم پورآقائی- کرد. وی در آن برنامه به ايجاد اغتشاش به عنوان بخشی از توطئه خارجی اعتراف کرد.

در نمايش های تلويزيونی که به دادگاه های نمايشی دوران اتحاد جماهير سابق شباهت داشت، بيش از 100 زندانی در لباس آبی زندان نشان داده که به طور فله ای در صحن دادگاه و در مقابل دادستان مخوف کشور نشسته اند.

بسياری از اين بازداشت شدگان هنوز با گذشت چندين ماه آزاد نشده اند و برخی ديگر با احکام سفت و سخت زندان روبرو شده اند. از جمله اين افراد، حسين رسام تحليلگر سياسی سفارت انگلستان است که دو هفته پيش به  چهار سال زندان محکوم شد.

پليس امنيت ايران تا کنون دو بار به بازپرسی طولانی از خانم پورآقائی درباره نقش وی در سازماندهی تظاهرات اقدام کرده است. وی يکی از پيشگامان طرفدار دموکراسی در ايران است و تاکنون چندين دوره را پشت ديوارهای زندان مخوف اوین سپری کرده است. بيم آن وجود دارد که وی متحمل يک دوره طولانی ديگری حبس در آن زندان شود.

وی گفت: «خواهرم در يکی از تظاهرات بزرگ بلافاصله پس از انتخابات ناپديد شد و به ما گفتند او مرده است. اما ناگهان در تلويزيون ظاهر شد و اعتراف دروغين کرد. وقتی نيروهای امنيتی متوجه شدند من چه کسی هستم، کسی را برای تهديد من به منزلمان فرستادند. همان موقع بود که من و همسرم تصميم به فرار گرفتيم.»

خانم پورآقائی اکنون در اربيل، پايتخت منطقه وسيع و آرام کردستان عراق به سر می برد، و به همراه همسرش در پی کسب پناهندگی از غرب است. او نيز مانند بسياری افراد ديگر که ايران را ترک کرده اند، محتاط و نگران است.

وی گفت: «شرايط اينجا برای ما خوب نيست. ما همچنان در معرض خطرخبر چین ها هستيم و سعی می کنيم اينجا را ترک کنيم.»

 

منبع: تلگراف- 8 نوامبر 2009

 

 



بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online