پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

سه شنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۸

انتخابات و شعارهاي انتخاباتي

حسن يوسفي اشکوري

در همه جاي دنيا و در تمام انتخابات احزاب و کانديداهاي عرضه شده به مردم برنامه هاي خود را به مردم ‏عرضه مي¬کنند و اهداف و برنامه هاي خود را به صورت شعار و در قالب واژگاني روشن و شفاف و تا حدودي ‏فرموله شده اعلام کرده و مي¬کوشند رأي دهندگان را قانع سازند تا به آنان رأي دهند. معمولا براي آگاه کردن مردم ‏و قانع کردن آنان از هر شيوه و ابزاري استفاده مي¬شود. چرا که "در دل دوست به هرحيله رهي بايد کرد"! اين ‏شعارها و اعلام برنامه ها و تبليغات انتخاباتي از الزامات و مقدمات ضروري انتخابات و نظام پارلماني است و از ‏اصل آن تقريبا گريزي نست.‏

در کشور ما نيز، که ظاهرا صد سال است که پارلمان داريم، در هر انتخاباتي شاهد رقابتهاي انتخاباتي و تبليغات ‏انتخاباتي از سوي احزاب و سازمانها و جريانهاي سياسي و بويژه کانديداها هستيم. در زمان پهلويها چندان از ‏رقابت و برنامه و حتي تبليغات انتخاباتي خبري نبود اما در سي سال اخير به دلايل مختلف و اجتناب ناپذير ‏انتخابات بيش از گذشته از مهم شده و در نتيجه رقابت و تبليغات در هر انتخاباتي جدي تر و اثرگذارتر از هميشه ‏در جريان است و در اشکال گوناگون خود را نشان مي¬دهد. بويژه در دوازده سال اخير (پس از رخداد مهم جريان ‏اصلاح طلبي مشهور به جنبش دوم خرداد)، انتخابات و تبليغات انتخاباتي اهميت افزون تري پيدا کرده است.‏

تا اينجاي کار نه تنها بي اشکال است، که هم خوب است و هم گريز ناپذير، اما آنچه که جاي بحث و تأمل و حتي ‏ايراد دارد چگونگي و ماهيت و عرض و طول انتخابات و تبليغات انتخاباتي در ايران کنوني و در فضاي آشفتة ‏جمهوري اسلامي است. اکنون کاري به اصل انتخابات و سرنوشت تراژيک آن در جمهوري اسلامي ايران ندارم، ‏بلکه فقط مي خواهم اشارتي به تبليغات انتخاباتي بکنم که در طي اين سه دهه هر سال در ايران با آن مواجه ايم.‏

در ايام انتخابات در ساليان اخير معمولا دو چيز خيلي رايج مي شود. يکي تظاهر و رياکاري و تلاش براي جلب ‏نظر حاکميت و حاکمان و يا توده هاي مردم مذهبي از طريق اظهار مسلماني و تقيد به قيودات ديني است که بسيار ‏رايج شده و هروز به شکل آشکارتر و در عين حال مبتذلتر خود را نشان مي¬دهد. دليل آن نيز روشن است. ‏حاکميت در طول اين سي سال هر روز به فرماليسم مذهبي بهاي بيشتري داده و در واقع در دام فرماليسم ديني در ‏غلطيده است. در اين حال و هوا براي افرادي که مي¬خواهند زندگي کنند و يا از شغل و امنيت شغلي و منزلت ‏اجتماعي بر خوددار باشند و مخصوصا برآنند که وارد حوزة محدود حاکميت شوند، راهي جز هماهنگي و انطباق ‏رياکارانه با اين فرماليسم نيست. نفاق مذهبي محصول گريز ناپذير اين سياست دين مداري اجباري و فرماليسم ‏منحط است. وقتي مأموران شوراي نگهبان از همسايگان کانديداهاي مجلس و احتمالا رياست جمهوري در بارة ‏نماز خواندن و يا اعتقاد به نظام سياسي و ولايت فقيه و ولي فقيه و يا آداب ديني ديگر مي¬پرسند و در نهايت حتي ‏گاه روحانيان شناخته شده و شماري از واعظان و امامان جماعت مساجد را به دليل عدم التزام به ديانت و شريعت ‏رد صلاحيت مي¬کنند، کانديداها چاره اي جز اين ندارند که به هرشکلي که شده يا صادقانه از ديانت خود دفاع کنند ‏و يا به ريا و نفاق متوسل شوند و با توسل به شيوه هاي غير اخلاقي و ضد ديني خود را ديندار بنمايانند. يکي ديگر ‏از پديده هاي دوران انتخابات ادواري ايران، وعده و وعيدهايي براي آينده و در روزگار پس از پيروزي در ‏انتخابات است. گفتيم که وعده و ارائه برنامه امري طبيعي در هر انتخاباتي است اما در ايران، آن هم در غيبت ‏نظام حزبي و فقدان احزاب واقعي و قدرتمند، اولا اين اشخاص اند که عمدتا به صورت شخصي برنامه مي¬دهند ‏‏(گرچه اساسا چندان برنامه اي در کارنيست) و ثانيا حداقل در موارد بسياري اين کانديداها وعده هايي مي¬دهند و ‏اموري را به عنوان برنامه خود مطرح مي¬کنند که يا اصولا در حيطة وظايف نماينده پارلمان و يا رئيس جمهور ‏نيست و يا با توجه به محدوديتهاي قانون اساسي و ديگر قوانين نوشته و نا نوشته و تصلب ساختارهاي حقيقي و ‏حقوقي نظام حاکم انجام آنها از توان يک نماينده و يا رئيس جمهور خارج است. ممکن است در طرح وعده ها و ‏خواسته ها صداقت وجود داشته باشد اما اشکال اساسي اين نوع وعده دادنها و طرح شعارهاي نشدني اين است که ‏از يک سو بر جوً بدبيني به افراد و اشخاص و نيز نظام حاکم مي¬افزايد و از سوي ديگر رأي دهندگان و در واقع ‏عموم ملت را از سيستم پارلماني و نظام دموکراتيک و انتخابات دور و حتي بيزار مي¬کند. وقتي چنين وعده ‏دادنهاي بي پشتوانه و غير عملي رايج و عمومي شود، نتيجه¬اي جز رواج بدبيني و ريا و نفاق در ميان عموم مردم ‏ندارد. چنان که تا کنون نيز چنين بوده است. مثلا زماني که کانديدايي در جريان انتخابات رياست جمهوري ايران ‏فعلي وعده مي¬دهد که اصولي از قانون اساسي را تغيير مي¬دهد و يا حکم حکومتي را اجرا نمي¬کند و يا وعده هاي ‏حقوق بشري مي¬دهد، خود مي¬داند که در ساختار حقوقي و حقيقي جمهوري اسلامي کنوني چنين وعده هايي شدني ‏نيستند و بويژه رئيس جمهور جمهوري اسلامي ايران از چنين توان و امکاني بر خوردار نيست. دلايل آن روشن ‏است. نه قانون اساسي (از جمله اصول مربوط به ولايت مطلقة فقيه و نيز اصل مربوط به چگونگي بازنگري در ‏قانون اساسي) چنين اجازه اي را به رئيس جمهور مي¬دهد و نه اين امور در حيطة وظايف رئيس جمهور است. ‏طرفه آن که حکم حکومتي مشروط مي¬شود به اين که به نفع مردم باشد. اگر اصل حکم حکومتي مقبول باشد، گفتن ‏ندارد که اين حاکم است که مفيد بودن و يا غير مفيد بودن حکم را تشخيص مي¬دهد و به هر حال در صورت ‏صدور چنين فرماني براي تمام کارگزاران نظام ولايي لازم الاتباع خواهد بود. بعلاوه گوينده اين سخن بايد روشن ‏کند که چرا در گذشته حکم حکومتي درست و مطاع بوده ولي امروز مفيد نيست. ويا کانديداي ديگري از جمع ‏کردن بساط گشت ارشاد و الغاي طرح امنيت اجتماعي سخن مي¬گويد که روشن است اين امر به دلايل عديده اي ‏‏(ازجمله عدم کنترل رئيس جمهور بر نيروهاي انتظامي) از اختيار رئيس جمهور خارج است. بويژه که اين ‏بزرگواران مي¬دانند که حتي تحقق اصول صريح قانون اساسي و امور عادي نيز در صورت مخالفت ولي فقيه ‏ممکن نيست.‏

البته اين يک روي سکه است. روي ديگر آن اين است که طرح چنين سخنان و شعارهايي، با هر انگيزه و نيتي، ‏داراي آثار مثبتي نيز هست. دست کم به دو نتيجه مهم مي توان اشاره کرد. يکي اين که گويندگان اين سخنان، با ‏توجه به اين نکته مهم که آنان از مدافعان نظام ولايي بوده و هنوز نيز به آن وفادارند و انگيزة ورود خود را به ‏عرصه هاي مختلف انتخابات حفظ و اصلاح نظام اعلام کرده اند، با طرح اين شعارها پذيرفته اند که پس از سي ‏سال ساختار حقوقي و حقيقي جمهوري اسلامي به طور جدي به تغيير و اصلاح و ترميم نياز دارد و اين آگاهي و ‏اعتراف بسيار مهم است و داراي پيامدهايي است. ديگر اين که طرح اين گونه مطالبات و خواسته ها، که غالبا فقط ‏در ايام انتخابات قابل طرح در عرصه عمومي و بويژه در رسانه هاي زير تيغ شديد سانسور اند، مردم را تا ‏حدودي با مشکلات حقوقي و بن بستهاي اجرايي و مدريتي کشور آشنا مي¬کند و به هر تقدير برآگاهي و گسترش ‏بيداري عمومي نسبت به سرنوشت خود و مملکت مي¬افزايد. از اين رو نبايد حتي همين شعارهاي نشدني و يا ‏آرمان گرايانه در شرايط کنوني را بي فايده و بي اثر دانست. بويژه نبايد فراموش کرد که در شرايط فعلي تقريبا ‏هيچ امکاني براي مردم و روشنفکران و منتقدان نظام حاکم براي طرح مسائل اساسي و مشکلات جدي جامعه ‏وجود ندارد و فقط در چند ماه ايام انتخابات است که حداقل براي خوديهاي نظام مجالي پيدا مي¬شود که بخشي از ‏افکار و آراي انتقادي در حوزة جامعه و سياست و مسائل ملي ولو در سطح محدود را مطرح کنند. اين دو فايده ‏بسيار مهم و قابل توجه اند. البته من نمي¬دانم کانديداهاي اصلاح طلب تا چه اندازه به شعارهاي انتخاباتي خود باور ‏دارند و تا چه حد با طرح آنها قصد بيدارگري و ارتقاي سطح آگاهي عمومي را دارند، ولي به هر حال آنان تنها ‏کساني اند که در سطح محدود حق دارند بخشهايي از مطالبات و مشکلات بسيار جامعه و حکومت را در عرصه ‏عمومي بيان کنند. با توجه به اين واقعيت است که بسياري از منتقدان نظام حاکم انتخابات ادواري را صرفا به مثابة ‏امکان و فرصتي مي¬بينند که مي¬تواند به رشد و گسترش آگاهي و تمرين دموکراسي و تغييرات تدريجي کمک کند. ‏ترديد نيست که طرح برخي خواسته ها در جمهوري اسلامي در شرايط انتخاباتي برخي از تابوها را مي¬شکند و ‏اعماق پاره اي از مشکلات و بن بستها را آشکار مي¬کند و اين روند در نهايت مي¬تواند به اصلاح ساختاري و جدي ‏در حاکميت منتهي شود.‏

با ين همه به نظر مي¬رسد که کانديداهاي محترم اصلاح طلب و واقعا اخلاقي و باورمند اخلاقا مجاز نيستند که ‏شعارهايي بدهند که از آغاز روشن است که بي پشتوانه است و مردمان آگاه از آن چنين برداشت کنند که اين ‏شعارها صرفا براي اخذ رأي از مردم است و فقط مصرف انتخاباتي دارد. بويژه که پس از انتخابات ببينند که از ‏تحقق آن وعده ها خبري نيست. در آن زمان مردم احساس مغبونيت و فريب خواهند کرد. گفتن ندارد که در اين ‏صورت احساس فريب خوردگي و يا رياکاري در مردم بسيار زيانبار است و به انحطاط اخلاقي جامعه و ابتذال ‏امر سياست منجر خواهد شد. بايد افزود طرح مطالبات ساختارشکنانه و آرماني بوسيلة منتقدان و گروههاي آزاد ‏اجتماعي تابع قواعد ديگري است و ايرادي به آنان وارد نيست. اما کانديداهاي رسمي و آماده براي انجام وظايف ‏قانوني در يک نظام قانوني اخلاقا و قانونا مجاز نستند وعده هاي به مردم بدهند که يا در محدودة اختياراتشان ‏نيست و يا از انجام آنها به هردليل ناتوانند



بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online