جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۷

الويت جامعه مدني بر احزاب سياسي؟

تقی رحمانی

تقي رحماني - دوشنبه 11 شهریور 1387 [2008.09.01]

 

 

در ادامه مقاله قبل به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي مي پردازم که به نظر من براي مبارزه با التقاط شكل ‏گرفت، اما به آموزش، كادر سازي و مبارزه حرفه‌اي توجه داشت. انحلال سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ‏بعد از حذف رقيبان و مخالفان زودتر از حزب جمهوري صورت گرفت.‏

اما شكل‌گيري مجاهدين انقلاب اسلامي در دهه هفتاد قابل تأمل است. حفظ حالت سازماني اين نهاد بر اساس ‏ايدئولوژي، آموزش، كادرهاي تمام وقت در شكل كلي آن وجود دارد، اما با توجه به دوران سوم شكل‌گيري ‏احزاب، قدرت كارايي اين سازمان زير سوال رفته است.‏

نبايد فراموش كرد كه اين سازمان داراي مجوز، درون حكومتي است و از امنيت برخوردار است ولي اين ‏سازمان ارتباط سازمان يافته با نهادهاي مدني ندارد. از همين روي توان بسيج حاميان خود را در جامعه ‏ندارد. به همين دليل در صورت طرد از حاكميت مانند رد صلاحيت در مبارزات انتخاباتي نمي‌تواند نيروهاي ‏حامي خود را به اعتراض وا دارد. به عبارتي ميدان بازي اين سازمان با وجود امنيت و نفوذ در برخي از ‏اركان قدرت‌مند نظام بسيار محدود است. مدتي است که اين سازمان به جامعه مدني علاقه نشان مي‌دهد، ولي ‏مهم اين است كه ساختار و نحوه نگرش سازمان در راستاي تقويت جامعه مدني مي‌باشد؟

نتيجه اينكه جمع‌بندي كلان احزاب و سازمان‌هاي نسل دوم به نسل اول جمع‌بندي كامياب نبود. اگر كاميابي را ‏تحقق آزادي و عدالت نسبي در جامعه بدانيم كه چرخش قدرت را احزاب به نمايندگي در جامعه مدني انجام ‏مي‌دهند.‏

نقد احزاب و سازمان‌هاي نسل دوم بسيار نتايج شورانگيز اما پر از سوال هاي ابهام دار؛ ماجرا آفريد اما به ‏كاميابي منجر نشد. رسيدن به كاميابي در راهبرد، اصل مهمي است که با عدم تحقق آن، مشكل جامعه ايران ‏مزمن‌تر شد.‏

احزاب دست‌آورد داشتند، اما اين دست‌آوردها ركوردهاي مسير راه بود تا رسيدن به مقاصد كاميابي، به ‏عبارتي ايدئولوژي شورانگيز، كادر همه‌جانبه فداكار، نيروي تمام وقت ساخته شد. اين جمع‌بندي‌ها غلط ‏نبودند، اما انگار چيزي در جايي مي‌لنگيد كه اين جمع‌بندي‌ها پاسخ آن‌ نبود. اولويت و برتري دادن جمع به ‏جاي شخص، كادر سازي به جاي مطيع پروري، نيروي تمام وقت به جاي نيروي پاره‌وقت، نشان مي‌دهد كه ‏اين اقدامات مثبت بوده اما آيا اين اقدامات مي‌توانست دولت متعهد به عدالت يا دولت طرفدار دموكراسي ايجاد ‏كند؟

در نقد احزاب و سازمان‌هاي نسل دوم به سازمان‌هاي نسل اول تحول وجود داشت اما منجر به كاميابي راهبرد ‏نشد. اين نقدها، به احزاب، و ساختار آن‌ها متوجه بود و در پي شناخت عميق جامعه مدني و تقويت آن نبود. ‏تشكل جامعه در نهادهاي مدني اما وابسته به حزب و سازمان اقدامي پر از فراز و نشيب بود كه در عين توجه ‏به تشكل و سازمان‌دهي مردم در عمل نمي‌توانست به شكل‌‌گيري جامعه مدني كمك كند و ذهنيت جامعه را به ‏ضرورت اين تشكل‌ها جذب نكرد. اين عدم دلبري در نهاد سازي مدني به دلايل مختلف بود. ترس برخي از ‏حاكميت به‌دليل عدم تحمل اين نهادها و از طرفي كم دست‌آوردي اين نهاد و حتي هزينه بر شدن اين نهادها ‏باعث شد كه ذهنيت مثبت و راهگشا براي تقويت اين نهاد حاصل نگردد.‏

‎‎نسل سوم احزاب و سازمان‌هاي "برنامه‌اي – محفلي" از سال 1370‏‎‎

با فروپاشي شوروي، احزاب و سازمان‌هاي نسل دوم افت كردند. انسجام ايدئولوژيك، جاي خود را به ‏برنامه‌هاي مرحله‌اي داد، وحدت راهبردي مهم‌تر از وحدت ايدئولوژي شد، ساختار تشكيلاتي حزبي تحت‌تأثير ‏همكاري جناحي يا بلوكي قرار گرفت، كه نوع همكاري جبهه‌اي است. پرورش و آموزش نيروها، به شكل ‏دوره‌اي مورد توجه قرار گرفت.هم چون احزاب اروپايي در هر دوره‌اي، تيمي جديد از حزب با انتخابات ‏برسر كار مي‌آيد.‏

اما شكل‌گيري احزاب و تشكيلات در كشورهاي جهان سوم كه متأثر از موج نو هستند، نشان از ويژگي‌هايي ‏دارد كه بايد مورد نقد قرار گيرند. ‏

در ميان احزاب درون حاكميت كارگزاران و جبهه مشاركت در بيان مشكلات خارج از حاكميت‌، نمونه نسل ‏سوم تشكيلات در ايران هستند. توجه به نهادهاي مدني از نكات بارز رفتار احزاب نسل سوم در اروپا است. به ‏نحوي كه رابطه احزاب با نهاد و اصناف از ويژگي‌هاي دموكراتيك‌تر برخوردار شده است. اما بايد ديد در ‏جوامع غير اروپايي رابطه احزاب با نهادهاي مدني اين‌چنين است يا نه؟ ‏

به نظر مي‌رسد كه نهادهاي مدني و صنفي مستقل با عدم تحمل حاكميت مواجه هستند و حكايت و مشكل اصلي ‏همچنان باقي است. برخورد با انجمن صنفي معلمان ايران، سنديكاي كارگران شركت واحد و ديگر تشكلات ‏مستقل كارگري و برخورد با انجمن‌هاي مستقل دانشجويي و... نشان مي‌دهد كه مواجهه با نهادها، به اشكال ‏گوناگون به شكل نا متعارفي صورت گرفته است.‏

اما بايد ديد كه جريان‌هاي نسل سوم احزاب و تشكيلات با نهادينه كردن نهادهاي مدني و صنفي چگونه ‏برخورد كرده‌اند. به‌عنوان نمونه جريان‌هاي جبهه مشاركت و شوراي فعالان ملي – مذهبي و جمهوري‌خواهان ‏ملي و... با مسأله جامعه مدني و حوزه عمومي چگونه برخورد کرده‌اند.‏

در مقام نظري و عملي اپوزيسيون و پوزيسيون ايران، چه داخلي و چه خارجي دولت محور است. دولت ‏محوري به معني اين‌كه به غلط يا درست قصد آن دارد تا با كنترل دولت، قدرت خود را اعمال كند.‏

در اين نگاه جامعه مدني ابزار يا وسيله مي‌شود نه هدف. مستقر شدن دايمي در آن، توجه به حوزه عمومي و ‏جامعه مدني و تقويت آن به معني جامعه مدني محوري نيست. اين‌كه تقويت نهاد مدني صورت مي‌گيرد، بايد ‏ديد كه تقويت نهاد مدني براي تقويت جامعه مدني است يا اين‌كه حزب يا سازمان مي‌خواهد از طريق اين نهاد، ‏راه رسيدن به قدرت يا نقد قدرت را هموار كند. البته اين هدف مذمومي نيست، اما توجه به تقويت نهاد مدني و ‏صنفي مستقل از حزب را منتفي يا تضعيف مي‌كند. تقويت نهاد صنفي و مدني در ايران به‌دليل ضعف آن بايد ‏به‌عنوان يك هدف مورد توجه قرار بگيرد تا تقويت آن عملي شود، احزاب و تشكلات سياسي وظيفه اصلي ‏خود كسب يا نقد قدرت به مفهوم دولت و حاكميت مي‌دانند.‏

اگر رفتار دو جريان نسل سومي جريانات سياسي، يعني جبهه مشاركت (تأسيس 1377) و شوراي فعالان ملي ‏‏– مذهبي، را بررسي كنيم متوجه مي‌شويم كه اين دو جريان با وجود ويژگي روشنفكري و توجه جامعه مدني، ‏به لحاظ بينشي و روشي در تقويت صنف و نهاد مدني نكوشيده‌اند، در حالي‌كه به آن توجه داشته‌اند. البته به ‏دلايل متفاوت اين دو جريان در تقويت جامعه مدني به توفيق راهبردي نائل نيامده‌اند. البته جريان‌هايي چون ‏جمهوري‌خواهان ملي و جمهوري‌خواهان لائيك نيز قابل نقد و بررسي هستند كه اين كندوكاش درباره ايشان ‏فرصت ديگر مي‌طلبد.‏





بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online