جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸

چه نوع رابطه شبكه‌اي "راه سبز اميد"

تقی رحمانی

 تقديم به پوياي مطبوعاتي محمد قوچاني و تلاشگر مطبوعات بهمن امويي

 

چرايي راه سبز اميد مي‌تواند مورد بررسي قرار بگيرد، اما بايد توجه داشت كه راه سبز اميد نياز به رهبري، نه به معناي هژموني طلبي بلكه به معني هدايت و ارائه معيارهاي كلي و مصداقها دارد.

اين رهبري مي‌تواند غير متمركز باشد، اما وجود آن لازم است. اين رهبري بايد به رسميت شناخته شود، البته بر اساس معيارها و اصول و اهداف مشخص.

سازمان راه سبز اميد مسئله مهمي است. بي‌گمان حزب و جبهه، مدل مناسبي براي راه سبز اميد نيست،‌ اما منظور از تشكيلات شبكه اجتماعي چيست؟

اگر منظور اين است كه افراد در همه سطوح و هر جا و مكاني اعم از اداره، ‌محله، دانشگاه، دبيرستان و هر نوع جمعي كه مي‌تواند داوطلبانه شكل بگيرد، فعال شوند و خود يك ستاد باشند. البته اين گونه اقدام لازم است،‌ اما كافي نيست.

چون به فرض حتي يك رسانه مستقل قوي در اختيار اصلاح طلبان قرار ندارد و در چنين شرايطي رفتار شبكه‌اي موفق نخواهد بود، بلكه رفتار شبكه‌اي به معني وجود محافل دوستي و خانوادگي بايد تبديل به شبكه‌اي اجتماعي مركب از نهادهاي مدني، محافل خود جوش و احزاب گردد. بايد توجه داشت كه شبكه‌هاي مدني غير رسمي در جوامعي كه احزاب و نهادهاي مدني وجود دارد، به نوعي نهاد مدني جديد به شمار مي‌آيند كه از نهادهاي صنفي، قومي و مذهبي كلاسيك فراتر عمل مي‌كنند.

اين نهادهاي مدني شبكه‌اي با اعلام اعتراض و دادن ايده نو و جديد، نظام دموكراتيك و نهادهاي آن را كه دچار وقفه يا بوروكراسي شده است را به خود مي‌آورند.

به عنوان نمونه در يك سنديكاي كارگري كلاسيك كه تحت سلطه رهبري محافظه كار آن است و حاضر نيست به حقوق زنان به عنوان كارگر توجه لازم داشته باشد، چند زن كارگر با ايجاد يك تشكل غير رسمي مدني در درون كارخانه يا بيرون از آن با سنديكا و قوانين حاكم وارد تعامل شوند تا حق خود را به دست آورند.

اين نهادهاي مدني غير رسمي در عمل به عنوان جريانات انرژي بخش در جوامع دموكراتيك يا نيمه دموكراتيك و به عنوان نيروهاي بن بست شكن تحجر و محافظه‌كاري نهادهاي مدني، صنفي، احزاب سياسي و حكومت عمل مي‌كنند. بارزترين آن مسائل جنبش دانشجويي 1968 فرانسه و اروپاست كه منجر به تحولي بزرگ در جوامع اروپايي شد. به عبارتي اين نهادهاي مدني غير رسمي، به عنوان مكمل عمل مي‌كنند و نقش هشدار دهنده و ياري كننده بازي مي‌كنند. چون نهادهاي اصلي و مرجع اعم از احزاب و نهادهاي مدني و صنفي و ساختار اداري و آموزشي وظيفه خود را خوب انجام نمي‌دهند.

اما سؤال اين است كه نهادهاي غير رسمي مدني بدون نهادهاي كلاسيك جامعه مانند نهادهاي مدني، صنفي و احزاب، ادارات و ساختار قدرت نقش تعيين كننده خواهند داشت؟ بي‌گمان چنين نيست و نقش مهمي نخواهند داشت. چون همين نهادهاي رسمي و كلاسيك جامعه دموكراتيك هستند كه در نهايت با بيداري خود تغيير در وضع موجود را ايجاد مي‌كنند.

در جوامع غير دموكراتيك، نهادهاي مدني غير رسمي به عنوان صداي اعتراض عمل مي‌كنند و به دليل نداشتن امكان رابطه تعاملي با نهادها، احزاب و حاكميت در عمل تأثير اعتراضي و نه اثباتي خواهند داشت. در اين عمل مورد تجربه نهادهاي غير رسمي مبارز در آرژانتين و برزيل قابل ملاحظه است. در اواخر قرن بيستم به خصوص در دهه 80 و 90 م به دليل استبداد و فشار همه جانبه و محافظه‌كاري احزاب سياسي و سنديكاها و نهادهاي مدني، جنبشهاي كوچك اعتراضي در آرژانتين و برزيل شكل گرفت كه در عمل به نتيجه اثباتي نينجاميد.

اين تشكلات مخالف تمركز و هر نوع رهبري در رابطه با احزاب و نهادهاي مدني كلاسيك جامعه بودند و بيشتر اعتراض مي‌كردند. اين نهادهاي اعتراضي كه از انواع فعاليتهاي مبارزاتي و فعاليتهاي مدني و مادران داغ دار يا مفقودالاثرها را شامل مي‌شدند، در عمل بدون تحول اصولي و فضاي ايجاد شده از سوي ديگران راه به جايي نبردند و فقط در حد اعتراض بودند. در اين مورد مطالعه كتاب ترجمه شده ميشل بن سايق جالب توجه است.

چرا كه مخالفت با هر نوع وحدت رهبري و عدم تمركز گرايي راديكال، به اعتراض و نه اثبات و تحول ختم مي‌شود و ارائه اثبات و تحول نسبت به جريانهاي ديگر كه قدرت اثبات يا ارائه مدل يا اعمال آن را دارند، منتهي مي‌شود.

در جوامع غير دموكراتيك به دليل عدم تعامل نهادهاي مدني غير رسمي با نهادهاي مدني، احزاب و حاكميت، امكان ايفاي نقش مؤثر از سوي اين نوع تشكلات منتفي مي‌شود. اين دو تجربه در پيش روي ماست. اما جامعه ما به چه نوع رابطه شبكه‌اي و تشكلهاي غير رسمي مدني نياز دارد.

بي‌گمان جامعه شبكه‌اي بايد داراي نهادهاي مختلف مخصوص به خود باشد. در جامعه ما نهادهاي مدني مرجع و احزاب داراي زنجيره منطقي رابطه با جامعه نيستند، اما حضور دارند و مي‌توانند مؤثر باشند.

شكل گيري نهادهاي غير رسمي مدني به عنوان مكمل، حيات بخش و متحرك و مؤثر مي‌تواند راه سبز اميد را شكوفاتر كند. اين نهادها در محله، مدرسه، دانشگاه، محيط كار و ميان دوستان و خانواده‌ها مي‌تواند به وجود آيد. اما ايجاد همين نهادها، بدون هدايت و كمك و تشويق افراد با تجربه امكان پذير نيست. از طرفي اين نهادها به رسانه قوي نياز دارند و به آموزش مؤثر كه دچار افراط و تفريط نشوند و هم نا اميد نگردند. تجربه نشان داده كه بدون كمك نهادهاي مدني مرجع و احزاب سياسي و رهبري با شور و حال و خلاق و جان دار، چنين نهادهايي پا نمي‌گيرند و با توجه به سنت منفي كار جمعي در ايران، اين عارضه شديدتر مي‌شود.

به عبارتي ديگر اين مدل، رابطه افقي مجموعه‌اي است كه بدون رابطه عمودي، مؤثر واقع نمي‌شود و بدون هدايت و بدون كمك رهبري، احزاب، نهادهاي مدني و شخصيتها حتي امكان شكل گيري اين نهادهاي مدني غير رسمي وجود ندارد و يا بسيار زود اين نوع نهادها منفعل خواهند شد.

از همين روست كه بايد "راه سبز اميد" با رهبري، نه هژموني طلبي بر سر معيارها به كمك نهادهاي مدني مرجع سنتي و مدرن و احزاب و شخصيتها و نهادهاي مدني غير رسمي شبكه اجتماعي خود را تعريف كند و شكل دهد.

همانگونه كه احزاب و نهادهاي مدني بدون نهادهاي غير رسمي مدني، مؤثر نيستند، نهادهاي غير رسمي مدني هم بدون آنها چندان مؤثر نخواهند بود.

بايد توجه داشت كه در همين مدت نيز حركت توده‌اي شهري و رسانه‌اي و موضع نهادهاي مدني مرجع و احزاب و شخصيتهاي اثر گذار خود را بيشتر از نهادهاي مدني غير رسمي واقعي تر نشان داده است.

بايد از شكل گيري اين نهادها استقبال و به آن كمك كرد تا رابطه با مردم مدني تر و ارگانيك تر شود. اما تأثير هر نهاد را بايد در جاي خود سنجيد چرا كه هميشه خطر عدم محاسبه صحيح به توان و امكان يك نهاد، جايگاه واقعي اين نهاد و نقش حقيقي آن را به درستي نشان نمي‌دهد.

در خاتمه بايد گفت رابطه شبكه‌اي با اجزاء خود كامل مي‌شود كه عبارتند از رهبري خلاق و جان دار، رسانه مؤثر و فراگير، نهادهاي مدني غير رسمي، نهادهاي مدني مرجع و احزاب و شخصيتهاي مؤثر.

البته لازم به توضيح است كه مهندس موسوي در آخرين بيانيه خود شبكه اجتماعي را شامل حزب، نهادهاي مدني و غيره تعريف كرده است كه اين نگاه با برداشت برخي از فعالان متفاوت است كه ديدگاه شبكه‌هاي افقي غير متمركز و بدون رهبري را طرح مي‌كنند و متأثر از نگاه ميشل بن سايق هستند.

بيانيه اخير مهندس موسوي جاي تأمل، نقد و بررسي و روشن شدن بيشتري دارد كه در آينده به آن خواهيم پرداخت. چون در نهايت تعامل راهبردي، سازمان مناسب و نقش رهبري و حتي رهبري مدني سياسي غير متمركز جايگاه ويژه خود را خواهد يافت كه بايد به لزوم ايجاد آن پرداخت.



بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online