جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

یکشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۷

تا از آمريکا چه آورد

مسعود بهنود

مسعود بهنودm.behnoud@roozonline.com - یکشنبه 31 شهریور 1387 [2008.09.21]

 

po_masoud_01.jpg

با نماز جمعه هفته گذشته تهران، يک بار ديگر قدرت حکومت به رخ مخالفان کشيده شد، و اين در آستانه روز قدس و ‏سفر رييس جمهور به آمريکا از حساسيت خاصي برخوردار بود. حالا براي منقدان دولت همين مانده که سخن رهبر ‏را که گفته است "همدلي با مردم اسرائيل حرف دولت نيست"، بگذارند کنار سخن احمدي نژاد در مصاحبه مطبوعاتي ‏اش که گفت "حرف مشائي حرف من و دولت است" تا بلکه از اين ميان تضادي حادث شود. اما اين خرج دو روز ‏رسانه هاست فايده اي بر آن مترتب نيست.‏

واقعيت اين است که از جنجال گفته هاي اسفنديار رحيم مشائي و پايان ماجرايش بر مي آيد که يک طرح سياسي در حال ‏عملي شدن است. طرحي که اجرايش در دولت هاي گذشته با همه علاقه دولتمردان به علت مخالفت رهبر و جناح ‏راست عملي نبود و اينک در زماني که رهبر جمهوري اسلامي پنهان نمي کند که به اين دولت و افعالش بيش تر تمايل ‏دارد، بهترين زمان براي طرح هائي است که غيرممکن مي نمودند. ‏

محمود احمدي نژاد وقتي که - با بداخلاقي و يا امدادهاي غيبي و طرح هاي پيچيده، يا به علت تبعيت مردم از جريان ‏حاکم - به رياست جمهوري رسيد، ناآشنا بود، کارهاي عجب کرد. سوار اتوبوس شد و اعلام داشت که با هواپيماي ‏عادي همراه مردم سوار مي کند، دستور داد تا هواپيماي اختصاصي را که دولت قبل خريده بود پس بدهند، خواست با ‏مردم چشم در چشم بنشيند و زانو به زانو حرف آن ها را بشنود، وزيرش موقع کسب راي اعتماد اعلام داشت که شماره ‏موبايلش را اعلام مي دارد تا مردم هر وقت که بخواهند با او سخن کنند. نخبگان خنديدند و چرا نخندند.‏

بعد مدتي، و خيلي زودتر از آن که تصور مي رفت هم هواپيمائي که امر شده بود گران [کذا] بفروشندش به خارجه، ‏نفروخته ماند و آقاي احمدي نژادنه تنها با آن به طي ارض مشغول شد بلکه در سفر يک روزه به ايتاليا هم همسرش را ‏همراه برد در حالي که دو سال قبلش همين حرکت را در مديران قبلي خلاف شان اسلام خوانده بود. ديدار رو در رو هم ‏بعد به دريافت نامه تبديل شد و وقتي نامه ها به پنجاه ميليون رسيد بنا به اعلام دولتمردان سه هزار نفر استخدام شدند که ‏نامه بخوانند. آن وزير هم که شماره موبايلش را اعلام کرده بود [کاري که به قول يکي از کارشناسان هر کس يک ‏کلاس درس را اداره کرده باشد مي داند شدني نيست ] فردا روزش فهميد چه گفته است از خير سيم کارتش گذشت و ‏شماره موبايل را عوض کرد.‏

حالا سه سال گذشته، تصور پخش پول بين همه مردم و ايجاد محبوبيت مانند همان شماره موبايل وزير کشاورزي بر آب ‏افتاده، مانند طرح ساخت گوشي موبايل وزير سابق صنايع و مانند آمار سرمايه گذاري هاي خارجي همو، و مانند اتهام ‏کشف دويست ميليارد دلار زيان کشور در صادرات گاز به امارات توسط دولت و ديوان محاسبات، که معلوم شد ‏حاصلش زيان روزي دو سه ميليون دلاري شده و از همين رو حالا دولت به درست آقاي کردان را مسووليت داده که ‏جلو زيان را بگيرند و مديرعامل شرکت اماراتي کرسنت را صدا کند. گيرم کيهان رضايت نداده بود که چندان مشکل ‏نبود به دست آوردنش.‏

از جمله ديگر کارهائي که ترک شد و باطل بودنش به بهائي گزاف براي کشور تمام شد بازي جنجال سازي و بهاي نفت ‏بود. در اين بازي شيرين رييس جملات هيجان انگيز مي گويد به طوري که رسانه ها از آن بوي خط مي شنوند و در ‏بازار سوخت اثر مي گذارد [ به خصوص اگر مواظب باشيم که هميشه اين شوک ها در زمستان وارد شود که اروپائي ‏ها مصرفشان بالاست و ترسشان از قطع سوخت بالاتر] قيمت نفت بالا مي رفت و دولت ما فقط بايد پارو مي کرد. اين ‏خيال خوش رفت تا جائي که سازمان برنامه غيرلازم شد. چرا که در سفرهاي استاني وعده داده مي شد ولي دفاتر ‏سازمان برنامه به دليل اين که در بودجه و برنامه پيش بيني نشده جلويش را مي گرفتند و "مانع مي شدند که دولت ‏خدمتگذار به مردم خدمت کند". سازمان برنامه اي ها نمي دانستند که رييس چنين توانائي دارد که با يک جمله سالانه ده ‏ميليارد دلار به درآمد کشور اضافه مي کند. آن موقع هم که هنوز معاون اقتصادي رييس جمهور نفهميده بود که ‏‏"افزايش بهاي نفت باعث مشکل براي دولت شده و بخش عمده اي از تورم از همين راه است".‏

‎‎در زمينه خارجي‎‎

اما موقعي که کار به مصارف خارجي رسيد. در همان اول کار مشاوران به کار گرفته شدند که بايد کاري مي کردند ‏که به آثار محمد خاتمي از فضاي رسانه اي جهان پاک شود و به جايش احمدي نژاد بنشيند. از همين رو سخن هاي ‏غريب لازم آمد و چه سخني پرسروصدا تر از "اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود" و "ترديد در هولوکاست" که ‏جامعه پرقدرت يهودي را برپا کرد. در يک هفته صدها هزار کاريکاتور و عکس هاي مخوف از احمدي نژاد در ‏سراسر جهان پخش شد. او رفت که شود مرد سال 2006 و چيزي نمانده بود. مثال حاتم طائي و اخوي به ياد مي آيد.‏

اما همچنان که سرنگبين افزايش بهاي نفت صفرا فزود، و تورم و گراني در کشور چنان حاکم شده که ديگر با هيچ ‏بتونه اي قابل پوشاندن نيست، جمله هاي هيجان ساز که قرار بود هم محبوبيت جهاني بياورد و هم بهاي نفت را افزايش ‏دهد – هر کار را هم کرد گيرم حاصلش به زيان ما بود - همچنان در فضا مانده و يهودي ها با نفودي که دارند نمي ‏گذارند محو شود. و همين مانع شده است از برقراري رابطه با آمريکا کاري که فقط از عهده دولت احمدي نژاد بر مي ‏آيد و واقعيت هم همين است. ‏

واقعيت اين است که جز اولين حضور رييس جمهور فعلي در مجمع عمومي سازمان ملل که براي رساندن پيامي بود که ‏در سرداشت و آن را براي آيت الله آملي تعريف هم کرد و به هاله نور معروف شد، سفرهاي بعدي وي به آمريکا ‏براي بازکردن راهي به کاخ سفيد يا کاپيتول بوده است. اما هر بار، با وجود اعمال تحقيرکننده اي که آمريکائي ها در ‏دادن ويزا و ده ها کار طريف ديگر در پيش گرفتند و دولتمردان مدعي عزت هيچ نگفتند و به همه تن دادند، به دليلي که ‏بعدها فاش مي شود دولت جورج بوش با اين کار موافقت نکرده و سناريوهاي پيشنهادي را نپذيرفته است. اما طرف ‏هاي ايراني دست برنداشته و تازگي ها از تيم قبلي چشم پوشيده و کار را به دست مولانا و اميراحمدي سپرده اند.‏

به نظر مي رسد گام اول سناريو تازه اي که براي نزديک شدن احمدي نژاد به کاخ سفيد يا کاپيتول پيدا شده از باريکه ‏اي مي گذشت [پس گرفتن آن چه در محو اسرائيل و هولوکاست گفته شد و ابراز عشق و علاقه به اسرائيلي ها]. براي ‏اين کار مداليته اي به نظر مي رسد تهيه شده. بر اساس آن مداليته است که رحيم مشائي شجاع ترين و مبتکرترين ‏عضو تيم احمدي نژاد جمله را گفت و وقتي چنان غوغا نشد بار ديگر جمله را موکد کرد "هزار بار ديگر هم مي گويم ‏که ما مردم اسرائيل را دوست داريم و نمي ترسم از کسي براي گفتن اين حرف" اين بار ناگهان غوغا برخاست. علما و ‏حوزه ها و امامان جمعه و دويست نماينده مجلس و اعضاي خبرگان و روحانيون مجلس، تا جائي که آقاي علي مطهري ‏طرح احضار رييس جمهور به مجلس را با هشتاد امضا روي ميز گذاشت. در اين غوغا اصلاح طلبان به درست کاره ‏اي نبودند جز دو سه اظهار نظر از جنس [حالا اگر ما بوديم کفن ها مي پوشيدند ولي حالا ککشان هم نمي گزد] به ‏درست عملي از آن ها سر نزد. زمين بازي اصلاح طلبان نبود. اما راست اين که کسي فکر نمي کرد ماجرا به اين ‏شيريني تمام شود.‏

رييس جمهور نه تنها اعتنائي به مخالفت ها نکرد بلکه جواب علما را چنين داد که "علما محترم هستند اما ما کار ‏خودمان را مي کنيم.شما توصيه بکنيد اما همه توصيه ها را که نمي توانيم اجرا کنيم. مسووليت اداره کشور را داريم و ‏آن قوانين خود را دارد". چنين سخني، به جد بايد پذيرفت که شاه سابق ايران جرات ابرازش را نداشت و در زمان هاي ‏دور يک بار اسدالله علم نزديک به آن را گفته بود.‏

به اين مقدمه و به اصطلاح ميخ کوفتن اول کار و جوجه کشتن دم حجله، رييس جمهور تکليف و ترتيب زمين بازي را ‏مشخص کرد و بعد از آن گفت حرف مشائي حرف من و دولت است.‏

به نظر مي رسد همين جمله بهترين سرمايه براي کساني بود که در واشنگتن زمينه هاي مذاکره را فراهم مي کنند، ‏جوابش هم بلافاصله رسيد. يهودي ها که موافقتشان شرط گام بعدي مذاکره با آمريکاست، گامي به جلو برداشتند و ‏دعوت خود را از سارا پلين نامزد جمهوري خواهان براي معاونت رياست جمهور آينده براي شرکت در تظاهرات ‏اعتراض به حضور احمدي نژاد در سازمان ملل لغو کردند. ‏

اما پاسخ اصلي به قاعده موکول به وضعيتي بود که اتفاق افتاد و رهبر جمهوري اسلامي بر روند پيش گرفته مهر تائيد ‏زدند و در نماز جمعه قبل از روز قدس که از شور عليه اسرائيل سرشار بود ضمن اشاره به اين که دوستي با مردم ‏اسرائيل حرف دولت نيست اعلام داشت جنجال بس است و ديگر کسي کاري به دولت نداشته باشد. و تمام.‏

اين پيام بلافاصله از سوي آقاي مشائي شنيده و پاسخ داده شد، و علي مطهري هم که طرح احضار رييس جمهور را داده ‏بود اعلام داشت که از طرح مي گذرد و ديگران هم اعلام داشتند با گفته هاي رهبر کار را تمام شده مي بينند.‏

به اين ترتيب زمينه براي گفتگوئي و حرکتي بين ايران و آمريکا فراهم شده است و بايد منتظر بود و ديد در روزهاي ‏آينده رييس جمههور از واشنگتن چه مي آورد. آيا به کالائي بسنده مي شود که بايد به ضرب و زور تبليغات راهش ‏انداخت [مانند هاله نور و پيروزي در دانشگاه کلمبيا] يا مشاوران جديد [هوشنگ اميراحمدي و حميد مولانا] از آن جا ‏که آمريکائي هستند و جفت و بست هاي آن جامعه را مي شناسند بهتر از قبلي ها عمل خواهند کرد و دستاورد مهم تري ‏خواهد داشت.‏

اين آرايش فعلي نشان مي داد که در دولت احمدي نژاد هر کار اراده شود شدني است و با حضور و تائيد رهبر ‏جمهوري اسلامي، نگراني زيادي لازم نيست. تا اين جا همه به اين نظم تن داده اند. بايد منتظر ماند. ‏




بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online