جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

دوشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۸

اوباما و جهان اسلام

حسن يوسفي اشکوري

در اوج در گيريهاي خونين و فاجعه بار "غزّه" در چند ماه گذشته مقاله اي در همين سايت "روز آنلاين" نوشتم ‏تحت عنوان "سياستمداران آمريکا و جهان بخوانند". در آن نوشتار کوتاه در ارتباط با ماجراي غزه و تراژدي ‏فلسطين، گفتم که فلسطين و جهان عرب بخشي از جهان اسلامند و "جهان اسلام"، به رغم تنوع و گونه گونگي ‏فرهنگي و سياسي و حتي اقتصادي و تعارضات کم و بيش بنيادين در پاره هايي از آنها، در جغرافياي سياسي ‏جهان امروز و در بلوکهاي قدرت سنتي کره زمين، يک واحد سياسي و فرهنگي و بويژه تمدني سنتي قابل توجه و ‏درخور عنايت ويژه است و حداقل دولتها و سياستمداران جهان نمي¬توانند به واقعيتها و انواع مشکلات آن بي¬توجه ‏و بي¬تفاوت باشند.‏

خوشبختانه باراک اوباما، رئيس جمهور جديد آمريکا، در همين مدت اندک رياست جهموري اش، توجهي ويژه به ‏مسائل جهان اسلام و معضل فلسطين ابراز کرده است. تأکيد بر حل عادلانه مشکل فلسطين و به طور خاص ‏تشکيل دولت مستقل فلسطين و در سطح کلي تر توجه به جهان اسلام و بيش از يک مليارد و دويست ميليون ‏مسلمان درجهان و مورد خطاب قرار دادن آنان، از نشانه هاي اين توجه در سياست جديد اوبا و دولت جديد ايالات ‏متحدة آمريکا است. نخستين نشانه اين رويکرد در خطابة مراسم سوگند ايشان ديده شد و آخرين آن در سخنان ‏روشن تر و دقيق تر و جدي تر وي در ترکيه به گوش رسيد. اين سخنان از آگاهي اوباما از تاريخ کشورهاي ‏اسلامي و روابط ديرينه مسلمانان با غرب و غربيان و اطلاع از نقش مسلمانان در جغرافياي جهان و در عرصه ‏سياست جهاني و منطقه اي در جامعه جهاني و در نظام بين الملل حکايت مي¬کند؛ نقشي که بويژه در ساليان اخير ‏‏(به طور خاص پس از ياردهم سپتامير 2001 ) از اهميت بيشتري پيدا کرده است. احتمالا غير اروپايي بودن ‏اوباما و بويژه سابقة مسلماني خانوادگي وي، که ديري از آن نگذشته و هنوز در نام او به يادگار مانده است، در ‏اين آگاهي و توجه بي تأثير نباشد. به هرتقدير اين آگاهي و توجه و درايت موجب خرسندي واميدواري است و ‏اميدواريم که از سخن و ادعا و توجه به عمل در آيد و ما در آينده نزديک شاهد تحولات سازنده و اثربخش در ‏تنظيم روابط جديد جهان اسلام با جهان غرب و آمريکا باشيم. اما در اين زمينه چند نکته قابل ذکر است:‏

‏1 – آنچه اکنون مورد اجماع جهانيان است و همگان براي تحقق آن مي¬کوشند و يا دست کم ادعاي آن را دارند، ‏مسئلة مهم جلوگيري از جنگ در سطح محلي و منطقه اي و مخصوصا در سطح جهاني و در مقابل تحقق و ‏استقرار صلح و دوام آن در روابط بين الملل است. وقوع دو جنگ ويرانگر و بي سابقه جهاني در طول نيم قرن و ‏مسابقه تسليحاتي دول بزرگ و مؤثر در پي آن، نه تنها مردم جهان را که بيش از همه قرباني جنگ و خرابي مي¬‏شوند بلکه دولتها و ارباب زر و زور را نيز به وحشت انداخت و وقوع جنگ سوم جهاني همگان را به چاره جويي ‏واداشت و اين هراسناکي و چاره جويي به تشکيل "سازمان ملل متحد" و تنظيم "اعلاميه جهاني حقوق بشر" در ‏ساليان پس از جنگ دوم انجاميد.‏

با توجه به تجارب مکرر بشر در طول تاريخ و نيز تجربة همين قرن بيستم، ظاهرا نبايد جاي ترديد باشد که ‏جلوگيري از جنگ و تحقق صلح در روابط آدميان، در هر سطحي، به زمينه ها و شرايط و عوامل متعددي بستگي ‏دارد که بدون لحاظ کردن آنها اهداف محقق نخواهد شد. بي¬گمان يکي از آنها، اجراي "عدالت" است و عدالت نيز ‏با توجه به معيارهاي متعارف و معقول و مقبول هر زمان قابل حصول است. فعلا اين معيارها تحت عنوان ‏آزادي، دموکراسي، حقوق بشر و توسعه و پيشرفت همه جانبه است. جهان اسلام و کشورهاي اسلامي در ‏خاورميانه و هرجاي ديگر، به هردليل، از اين مؤلفه ها کم و بيش محرومند و همين عقب ماندگي و محروميت از ‏عوامل بي ثباتي و جنگ و نا امني و رشد بنيادگرايي و تروريسم در ميان مسلمانان است. بنابراين تا زماني که اين ‏زمينه ها مورد توجه جهانيان وبويژه دولتهاي غربي و آمريکا قرار نگيرد و به گونه اي برطرف نشود، نه امکان ‏مبارزه جدي با تروريسم وجود دارد و نه مي¬توان از جنگ جلوگيري کرد و نه مي توان به صلح جهاني و منطقه ‏اي اميدوار بود. ‏

‏2 – جنگ و صلح هميشه دوطرف دارد: طرف حاکم و طرف محکوم يا طرف مدعّي و طرف مدعّي عليه، و ‏عدالت و قانون اساسا براي تنظيم روابط عادلانه بين دوطرف معادله و يا به معناي ديگر به منظور جلوگيري از ‏ظلم و تجاوز يکي به ديگري است. از عصر استعمار تا به امروز، بخش بزرگي از جوامع اسلامي در دو قاره آسيا ‏و آفريقا بوسيلة غربيان مورد تجاوز و ستم قرار گرفته اند و هنوز نيز سياستهاي قديم و جديد استعماري و سلطه ‏گرانه دولتهاي بزرگ غربي از عوامل عقب ماندگي جوامع اسلامي به شمار مي¬آيد. در اين صورت از يک سو بر ‏غربيان و ارباب قدرت و صاحبان تمدن و تکنولوژي پيشرفته است که به اقتضاي عدالت و براي تحقق صلح در ‏جهان به ترميم عقب ماندگيهاي جوامع اسلامي بکوشند و از سوي ديگر بر مسلمانان و کشورهاي اسلامي است که ‏شايسگي و آمادگي خود را براي تحقق پيشرفت و صلح و عدالت نشان دهند و به ميثاقهاي عادلانه بين المللي پايبند ‏باشند. گفتن ندارد که در اين ميان بيشترين مسؤليت بر دوش جهان پيشرفته و صاحب قدرت و امکانات است و ‏آنان، که به هرتقدير فعلا معماران نظم جهاني اند، اخلاقا و قانونا بايد براي اجراي عدالت و صلح بکوشند و تا ‏زماني که خود به ميثاقهاي الزام آور و مؤلفه هاي صلح و قانون پايبند و ملتزم نباشند، نبايد از طرف ناتوان تر و ‏آسب پذير تر انتظاري داشته باشند. امروز اگر آقاي اوباما به جد دنبال بهبود روابط آمريکا و به طور کلي جهان ‏پيشرفته غرب با مسلمانان و کشورهاي اسلامي است، بايد در مرحله نخست دولت او و ديگر هم پيمانانش در سطح ‏جهان به معيارهاي عدالت و قانون و صلح وفادار باشند و آنگاه از طرف معادله ديگر توقع وفاداري و پايبندي و ‏احتراز از خشونت و جنگ داشته باشند.‏

‏3 - پس از يازدهم سپتامبر جبهه ايدئولوژيک – سياسي تازه اي تحت عنوان "مبارزه با تروريسم" شکل گرفت که ‏گرچه عام بود اما در عمل عمدتا به مسلمانان توجه داشت و گروههاي تندرو و خشونتگراي اسلامي در سراسر ‏جهان و ازجمله خاورميانه را هدف قرار مي¬داد. اين رويکرد آمريکايي – اروپايي، درآغاز از يک "جنگ ‏صليبي" ديگر ياد کرد ولي بعدها هرچند از آن عنوان استفاده نکرد اما از اين بهانه و فضاي تند و عاطفي – ‏سياسي خاص آن سالها سود جسته گسترة ترور و تروريسم را شامل تمام گروههاي اسلامي و يا فعال در سراسر ‏جهان اسلام مانند گروههايي چون حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامي فلسطين، اخوان المسلمين و ... کرد و ‏بدين ترتيب حتي به شکل مستقيم و غير مستقيم تمام ويا اکثريت مسلمانان در همه جاي عالم، حتي در غرب، در ‏شمار تروريستها و يا متهمان به اعمال خشن و تروريستي قرار گرفتند. افغانستان و عراق اشغال شد. در پي آن ‏در موارد بسياري صرف مسلمان و يا ايراني و افغاني و يا مصري و عراقي و پاکستاني بودن و يا نام عربي و ‏ايراني و مسلماني داشتن، کفايت مي¬کرد که فرد مورد سوء ظن واقع شده و ازبسياري از حقوق اجتماعي و مدني ‏خود در ممالک غربي محروم شود. ‏

گرچه در فضاي آن سالها و در برابر برخي اعمال تندروانه و يا به واقع تروريستي شمار اندکي از مسلمانان در ‏کشورهاي اروپايي، اين رفتارهاي سختگيرانه تا حدودي طبيعي و يا اجتناب ناپذير مي¬نمود، اما اکنون که دولت ‏جديد آمريکا و احتمالا دولتهاي اروپايي که بر آنند سياستهاي گذشته را در مورد جوامع اسلامي و مسلمانان تغيير ‏دهند، بهتر است به اين دقايق و ظرايف مهم توجه کنند و به گونه اي رفتار نکنند که از يک سو بر سوء تفاهمات ‏بيفزايند و از سوي ديگر حقوق انساني و شهروندي يک ميليارد و دويست نفر مسلمان در سراسر جهان فداي گفتار ‏و رفتار خشونتگراي شمار اندکي جاهل و يا ابزار دست سياستهاي پنهان برخي از همان سياستمداران غربي نشود. ‏بايد تلاش کرد که حتي گذشته هاي تلخ جبران و روابط از دو سو ترميم شود. اين راز پيروزي ساست جديد اوباما ‏است. خوشبختانه اخيرا اطلاع يافتم که دولت آمريکا در نظر دارد که به طور کلي عنوان "مبارزه با تروريسم" را ‏بردارد و اين تصميم، باز از آگاهي و درک درست اوباما از شرايط کنوني جهان و بويژه روابط نا سالم مسلمانان با ‏دول غربي و آمريکا خبر مي¬دهد. حتي اگر اين خبر درست نباشد، دولت آمريکا بايد اين کار را بکند. گرچه در ‏عمل و البته به شکل درست و معقول و با رعايت موازين و بدون کمترين تبعيض مبارزه با هرنوع رفتارهاي مخل ‏امنيت و عدالت و صلح بين انسانها در همه جاي جهان ضروري است. به اميد فردايي بهتر و تحقق صلح و عدالت ‏در سراسر جهان و بهروزي براي مسلمانان در سراسر گيتي.‏



بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online