پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۷

دور حلزوني و دموكراسي‌خواهي بدون باني

تقی رحمانی

تقي رحماني - سه شنبه 12 آذر 1387 [2008.12.02]

 

 

مي‌گويند كه قافله دموكراسي بودن نهاد پشتيبان تا به حشر لنگ است. ‏

مرحوم سيد اشرف‌الدين قزويني بساط مشروطه‌خواهي ايران را لنگ دانست، امروزه به‌دليل دوره حلزوني تاريخ ‏ايران مي‌توان باز بساط دموكراسي خواهي در ايران را تا به حشر لنگ دانست، چرا كه بدون جامعه مدني و ‏نهادهاي مقتدر صنفي و مدني قافله دموكراسي چيز مهمي را كم دارد. ‏

دموكراسي شركت در انتخابات نيست، اينكه يك رأي داريم مي‌دهيم. يا "رأي‌ام مال خودم است" جملات چندان ‏درستي نيستند، اگر چه غلط نيستند، اما چرا درست نيستند. اين نادرستي علل دروني و بيروني دارد. ‏

اما علل دروني آن چيست؟ شركت در انتخابات در فضاي خاصي رخ مي‌دهد و بعد از رأي دادن مردم حتي در ‏صورت خواندن صحيح رأي، مي‌پندارند كه كار خود را انجام داده‌اند و منتظر معجزه و نتيجه از اعلام رأي خود ‏مي‌مانند. به‌عبارتي رأي خود را خيلي جدي مي‌گيرند البته در زماني كه بسيج مي‌شوند تا با رأي خود شرايط را ‏عوض كنند. ‏

اما چرا اين اتفاق نمي‌افتد؟ لااقل چرااز دوره مشروطه به اين سو در بر همين پاشنه چرخيده است؟‏

‏ رفراندم مصدق عليه مجلس، رأي فراوان بني‌صدر، اقبال به بازرگان و اقبال به خاتمي با موفقيت انجام شده اما ‏اين آرا صيانت نمي‌شوند. در فقدان نهادهاي مدني، احزاب گسترده نيستند، رأي داده شده، تعهد آور تشكيلاتي و ‏سازمان يافته نيست، آراي مردم در رأس امور قرار نمي‌گيرد. به عبارتي دموكراسي‌خواهي در ايران از درون ‏خود مي‌خورد. ‏

رأي بايد با مراقبت و حضور مردم به‌عنوان مدافع رأي خود حمايت شود. اما با كدام نهاد مدني و حزبي پشتيبان ‏بايد اين حمايت انجام بگيرد؟ به عبارتي رأي مندان در ايران بدون سازمان منظم هستند، كه اين سازمان نه حزب، ‏بلكه نهادهاي مدني و صنفي بايد باشند. در حالي‌كه پول‌مندان و زورمندان داراي سازمان منظم هستند كه نيروهاي ‏آنان را چند برابر مي‌كند. ‏

زماني كه عملاً اهميت و مسووليت رأي به‌وسيله نهادهاي صنفي و مدني به‌طور مدام گوشزد نشود، خاصيت ‏حمايت از كانديدا، كم رنگ مي شود و مشكلات ايجاد شده، اعتماد به رأي داده شده از سوي افراد جامعه رابي‌اثر ‏مي‌كند. به مرور زمان افراد از دادن رأي خود ابراز پشيماني مي‌كنند، چون رابطه عاطفي و منطقي خود را با ‏رأي حمايتي خود از دست مي‌دهند. ‏

در نتيجه فقدان سازمان مناسب كه همان فقدان نهادهاي مدني صنفي و حزبي قومي است، موجب مي‌شود كه با قطع ‏رابطه منطقي با رأي، قطع رابطه عاطفي نيز با آن صورت بگيرد و نتيجه كار سرخوردگي و ترديد است. نگارنده ‏دوبار اين ترديد را در دهه 1360 ه. ش و در سال 1382 ه. ش تا 1384 ه. ش در انتخاب مردم ملاحظه كرده‌ام. ‏

اما علل بيروني کدامست؟‏

فرض را بايد بر اين گرفت كه زورمندان و پول مندان مخالف دموكراسي، برنامه خود را دنبال مي‌كنند و كوتاه ‏نمي‌آيند و تا در تاريخ صد ساله سرحد امكان با مشروطه‌طلبي، عدالت‌طلبي و دموكراسي‌خواهي مقابله خواهد كرده ‏و خواهند كرد. ‏

در جامعه دموكراتيك نسبتي ميان زور، پول و رأي مردم برقرار مي‌شود، البته اين نسبت هميشه به نفع دموكراسي ‏نيست. اما در جوامع غير دموكراتيك نقشه راه فعالان آزادي مشخص و بازي معين است، خسته كردن مردم و ‏اختلاف در ميان دموكراسي‌خواهان و مشغول كردن دموكراسي‌خواهان به روز مرگي. ‏

اين قاعده را مي‌توان در تمام رخداد‌هاي تاريخ معاصر ملاحظه كرد؛ كه به گفته رئيس جمهوري پيشين هر 9 روز ‏يك بحران داشتيم. اما اگر مانند مصدق سمج باشي، محكوم به عزل و كودتا مي‌شود يا مانند. . . ‏

به عبارتي برنامه‌ها معين است و مطابق برنامه مخالفان دموكراسي از هر عقيده و مردم آن را پي‌مي‌گيرند. ‏مخالفان سازمان يافته، ثروتمند يا پولمند و زورمند رأي مندان را با خستگي و سرخوردگي مواجه مي‌كنند. رأي ‏مردم بسيار سخت به‌دست مي‌آيد، نگهداري آن بسيار مشكل است، مي‌گويند كه رئيس جمهوري پيشين كه بسيار ‏ملاحظه‌كار و محافظه‌كار بود گفته بود كه مخالفان 000/300 هزار نفر را بسيج مي‌كنند، من اگر 000/10 نفر را ‏داشتم، آن‌گاه برسر لوايح دوقلو مقاومت مي‌كردم. ‏

مي‌دانيم كه حتي قدرت كودتا عليه دكتر مصدق چندان قوي نبود اما بي‌سازماني و تفرقه نهضت ملي هر حركت ‏سازماني را قدرتمند نشان مي‌داد. ‏

در خاتمه مي‌توان گفت رفتار و نتايج تكراري تجربه مشروطه‌خواهي، عدالت‌طلبي، دموكراسي‌خواهي، ما را به ‏تفكر وا مي‌دارد. جامعه ما زورمندان، پول‌مندان، رأي مندان يا صاحبان رأي را در مقام سوم يا حاشيه قرار ‏مي‌دهد؛ به عبارتي اعلام مي‌كنند كه ميزان رأي مردم نيست بلكه در عمل تزئين رأي مردم، تزئين حكومت است. ‏

بي‌گمان تنها با اراده روشنفكري و سياسي و فضاي پرشور مي‌توان حكومتي را برسر كار آورد كه به ‏دموكراسي‌خواهي وفادار باشد يا برعليه آن اقدام نكند، اما حفظ حكومت و صيانت از آزادي فقط با نهاد سازي و ‏وجود نهادهاي مدني و صنفي امكان‌پذير است. در همين راستا تقويت جامعه مدني براي دولت محوران مي‌تواند ‏تاكتيك باشد و براي باورمندان جامعه مدني يك هدف بزرگ. چرا كه براي قطع دوره حلزوني جامعه مي‌بايد به ‏حفظ رابطه منطقي و عاطفي مردم با رأيشان انديشيد. اين مهم هم انجام نمي‌شود مگر با تحقق شرايط عيني كه رأي ‏دهندگان را به رأيشان متعهد سازد و بدون نهادهاي مدني و صنفي چنين امري امكان‌پذير نيست. ‏

نبايد فراموش كرد كه در جامعه ما زورمندان و نظاميان حرف اول و پول داران حرف دوم و مردم حرف سوم را ‏مي‌زنند. رأي مردم در دموكراسي باني و پشتيبان مي‌خواهد، مشروطه‌خواهان پيروز، عدالت‌طلبان ديروز و ‏دموكراسي‌خواهان امروز بايد مشخص كنند كه تا‌چه ميزان به فكر باني دموكراسي در ايران بوده‌اند. ‏

اما بهترين آن است كه مشخص كنيم چگونه مي‌توانيم رأي مردم را به مقام اول آوريم و پول و اقتصاد را در رديف ‏دوم و زور و نظام‌گري را در جايگاه مناسب خود بنشانيم. ‏

به‌نظر مي‌رسد گذشته نشان داده است كه اصلاح‌طلبي و انقلابي‌گري روش‌هايي هستند كه مي‌توان به‌كار گرفت، ‏اين روش‌ها به‌خودي‌خود تضمين كننده موفقيت نيستند، چرا که موفقيت به هدف گذاري صحيح نياز دارد. باني ‏دموكراسي در جامعه مدني حوزه عمومي قوي است كه دولت‌ها را وادار به همراهي با دموكراسي مي‌كند. ‏



بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online