دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۷

چه کسي ضد ولايت فقيه است؟ ‏

نوشابه امیری
nooshabehamiri(at)yahoo.com

نوشابه اميريnooshabehamiri@yahoo.com - چهارشنبه 13 آذر 1387 [2008.12.03]

 

 

من را و ما را"ضد ولايت فقيه" مي خوانند. درست است؛ اما اگر "ذوب" شدن در ولايت، همين است که محمود احمدي ‏نژادبه نمايش مي گذارد، طرفداران صادق ولايت فقيه و در راس آنها شخص ولي فقيه ـ آيت الله خامنه اي ـ بايد ما را ‏روي سرشان حلوا حلواکنند. چرا؟ ‏

از آغاز استقرار جمهوري اسلامي، مهم ترين تصويري که نظريه پردازان ولايت فقيه در القاي آن به جامعه اصرار مي ‏ورزيدند اين بود که ولي فقيه ستون خيمه حکومت اسلاميست؛‎ ‎نه عضو حزب است، نه طرفدار اين دسته و آن دسته؛ ‏پدريست عادل و بي نياز که قرار است بر جامعه نظارتي عالي داشته باشد؛ آنگاه که حکومت را از مسير اصلي خويش ‏به دور ديد، پاي در ميان نهدو داوري کند. مجتهدي جامع الطرفين است که وجود نيروهاي سياسي مختلف در جامعه را ‏درمي يابد و با موضع گيري هاي حکيمانه، گاه اين به جاي خويش مي نشاند و گاه آن.به وقت تصميم گيري هاي دشوار، ‏حرف همگان را مي شنود و براساس "اجماع" موضع مي گيرد. همانند پدري جاي همه را در خانواده حفظ مي کند؛ از ‏مادر گرفته تا کوچک ترين فرزند.همان کاري که در مجموع آيت الله خميني در خانواده خودي‎ ‎ها مي کرد. ‏

به عبارت ديگرقرار بود "حريم" ولي فقيه، زمين دعواي اين وزير و آن استاندار نباشد؛قرار بودولي فقيه اهل جانبداري ‏از يک جناح به ضرر مطلق جناح ديگر نباشد. در دعواي دولت و همه مردم، جانب دولت را نگيرد. بر اساس اجتهاد و ‏عدل و عقل، خامه در دست گيرد و در مقام صدور حکم برآيد و... ‏

دوران 16 ساله آقايان هاشمي رفسنجاني و خاتمي نيز ـ اگر چه واقعيتي که در پس پرده مي گذشت چنين نبود ـ به حفظ ‏اين تصوير گذشت. هنوز هم هر دوي آقايان از "عاشق بودن به آقا" و "حرمت حکم ولي فقيه" سخن مي گويند.‏

اين دوران اما گذشته است؛ محمود احمدي نژاد، ولي فقيه را از حريم آسماني اش پايين کشيده. پاي "آقا" به همه دعواها ‏بازشده است؛ براي حفظ وزير جاعل از "آقا" حکم مي آورند. براي گرفتن راي اعتماد به سردار رانت خوار، چوب ‏‏"آقا" را بالا مي برند. براي سرکوب اعتراض مردمان عادي که از گراني به فغان آمده اند، به "آقا" استناد مي کنند.براي ‏پرهيز از مجازات مسئول دانشگاهي که در دفترش حريم دختري را دريده، به سخنان "آقا" توسل مي جويند.براي ‏سرکوب دانشجويان و براي آنکه 16 آذر را با شبه نظاميان خود برگزار کنند، حبر از آن مي دهند که رهبر جمهوري ‏اسلامي "به جاي" رئيس دولت نهم "در جمع دانشجويان‎ ‎دانشگاه علم و صنعت ايران حضور خواهند يافت" و با اين ‏تاکيد که: "عناصر ضدانقلاب سالهاست كه مي‌خواهند به اشكال مختلف از برگزاري‎ ‎مراسم روز دانشجو سوء استفاده ‏كنند و حضور مقام معظم رهبري در اين مراسم نويدي بر‎ ‎جلوگيري از دستيابي اين افراد به اهداف ضد انقلابي شان به ‏شمار مي‌آيد." يعني اگر ولي فقيه اول "توي دهان دولت" مي زد، مشت جانشينش حواله دهان دانشجوياني است که در ‏حيات جمهوري اسلامي زاده شده، تربيت يافته و به دانشگاه رفته اند و تازه درپس نام انجمن هايشان هم پسوند "اسلامي" ‏قرار دارد.‏

اينان حتي نامه هاي دبستاني شان به رهبران جهان را با امضا و تاييد "آقا" توجيه مي کنند؛خرج هاي بي حساب و کتاب ‏شان در سفرهاي به اصطلاح استاني رابه جيب "آقا" ربط مي دهند و... ديگر کم مانده است که از لوله کشي ولايت فقيه ‏به همه آبدارخانه هاي دم و دستگاه مفصل شان خبر دهند.‏

حال با يک حساب ساده دو انگشتي، طرفداران واقعي ولايت فقيه بايد بگويند رهبري که در خيابان، در مجلس، در خانه، ‏در وزارتخانه، در اداره اماکن، در بازداشتگاه 209 اوين، در روزنامه کيهان، در زندان هاي روبه گسترش کشور، ‏در.... خرج مي شود، مي تواند در حد و اندازه همان رهبري باقي بماند که قرارست ديرک اصلي خيمه جمهوري ‏اسلامي باشد؟ آيا رهبر، هم شان محمود احمدي نژادست؟ آياکسي که سال هاست در مقام رهبريت نشسته مي تواند در ‏اندازه همان افرادي باشد که قرارست 4 سال و يا در نهايت 8 سال ـ حتي با تقلب و با گماشتن سردار ميلياردي ـ امور ‏اجرايي مملکت را در دست داشته باشند و بعد يا با نام نيک و يا با نام احمدي نژاد بروند؟ ‏

آيا آقاي خامنه اي و مشاوران و نزديکان و همه جمع صادق ذوب شدگان در ولايت، از وضعيتي که امروز رهبر ‏جمهوري اسلامي گرفتار آن است، استنباط "رهبري مستضعفان جهان" و "نايب برحق امام دوازدهم" را دارند؟ آيا ‏همرديف شدن نام آيت الله خامنه اي با رئيس فلان تشکيلات حزب الله، فلان حزب ايثارگر، فلان گروه خوش رايحه، ‏فلان جمعيت موتلفه و....بر ارزش مقام رهبري در جمهوري اسلامي مي افزايد؟ ‏

تنها از خويش بپرسيد: ولي فقيه حکومت اسلامي مي تواند همکلام مقاله نويس روزنامه کيهان باشد؟ ولي فقيه حکومت ‏اسلامي مي تواند همراي سعيد مرتضوي باشد؟ نام رهبر مستضعفان جهان مي تواند هزينه رانت خواران بيت المال ‏شود؟ نام رهبر جمهوري اسلامي مي تواند بالاي حکم تبعيد دخترکان جواني قرار گيرد که در نهايت امضا جمع کرده اند ‏که حقوق زن پايمال نشود؟ مي شود به نام ولي فقيه، حکم به ضرب و شتم دانشجوياني داد که فقط مي خواهند به ‏دانشگاهشان برگردند؟ و خلاصه آنکه: اگر اين ستون اصلي، تکيه گاه چادرک هايي شود که زير چادر اصلي حکومت ‏بر پاشده، مي توان انتظار برپا ماندن خيمه را داشت؟ ‏

پاسخ اين سئوالات ـ اگر پاسخ دهندگان خود از همين ايثارگران و سرداران کيهاني و خوش رايحه هاي رنگ و وارنگ ‏نباشند، و اگر به واقع و ازسراعتقاد، باورمند ولايت فقيه باشند ـ تکليف قضاياي بسياري را روشن مي کند.‏

اين سئوال ها را از خود بپرسيد.جوابش را هم به ما ندهيد؛ما که ضد ولايت فقيه هستيم و حکم تنبيه مان هم سال هاست ‏از سوي گردانندگان همين چادرک ها صادر شده و مي شود.‏




بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online