جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

چهارشنبه ۴ دى ۱۳۸۷

خانه پدري آزادي نديده است

تقی رحمانی

جايزه حقوق بشر در مصاحبه با تقي رحماني ‏ - چهارشنبه 4 دی 1387 [2008.12.24]

 

taghirahmani848.jpg

سارا سماواتي

تقي رحماني قرار بود به عنوان يکي از تلاش گران حقوق بشر در ايران، جايزه کوروش کبير کانون مدافعان حقوق بشررا ‏دريافت کند. مراسم اهداي اين جايزه به علت پلمب شدن دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، انجام نشد. با وي در اين مورد گفت و ‏گو کرده ايم. ‏


‎‎آقاي رحماني با تبريک به شما و تأسف از عدم اجراي مراسم، قبل از همه به ما بگوييد که اين جايزه تحت چه ‏عنواني به شما تعلق گرفته است؟‏‎ ‎

‎ ‎

من چند روز پيش مطلع شدم که کانون مدافعان حقوق بشر جايزه سالانه خود را، هم به عنوان "قرباني" و هم به عنوان "فعال ‏حقوق بشر" به من اختصاص داده است‏‎ ‎‏.‏


‎‎فعال حقوق بشر شايد واژه آشنا تري باشد تا "قرباني حقوق بشر" که حتماً اشاره دارد به‏‎ ‎دستگيري هاي متعدد و ‏سالهاي حبس و زندان شما. در اين مورد مي شود شرحي بدهيد؟‎ ‎

بله! من مجموعاً در حوزه فعالان مشي سياسي و نظري دکتر علي شريعتي و در مجموعه نيروهاي ملي، وارد فعاليت هاي ‏سياسي شدم. از آن سال به بعد چند بار دستگير شدم و دقيقاً چهارده سال از عمرم را درزندان گذراندم. اولين بار در سال ‏‎1360‎‏ ‏تا سال ‏‎1363‎‏ زنداني شدم. پس از آن بار ديگر در سال‎65‎‏ در ارتباط با گروه "موحدين" دستگير شدم. "موحدين" جرياني بود ‏متأثر از انديشه دکتر شريعتي با تأکيد بر مشي سياسي آگاهي بخش و نفي مبارزه چريکي و مسلحانه. اينبار به ده سال زندان ‏محکوم شدم و تا سال ‏‎73‎‏ در زندان بودم. پس از آزادي از زندان در "دفتر پژوهش دکتر شريعتي" آغاز به کار کردم و در عين ‏حال همکاري با مجله "کيان" و "پيام هاجر". بارديگر در سال ‏‎1379‎‏ همراه با مهندس سحابي و تعدادي ديگر از فعالان ائتلاف ‏نيروهاي ملي مذهبي، دستگير شدم؛اتهام ما در آن زمان براندازي نرم و فعاليت براي انقلاب مخملين بود و حکم بدوي من ابندا ‏يازده سال بود. در سال ‏‎81‎‏ آزاد و مجدداً دستگير شدم و باز تا سال ‏‎84‎‏ در زندان بودم. از آن سال تاکنون هم چندين بار ‏بازداشت هاي يکي دو روزه داشته ام. ‏


‎‎شما جايز ه اي هم از سازمان ديده بان حقوق بشر گرفتيد و از انجمن قلم دانمارک. درست است؟‎ ‎

‎ ‎بله! من در سال ‏‎1384‎‏ برابر با ‏‎2005‎‏ ميلادي جايزه ويژه سازمان ديدبان حقوق بشر را گرفتم از جانب انجمن قلم دانمارک و ‏عضو افتخاري انجمن جهاني قلم شدم. ‏‎ ‎


‎‎در حال حاضر فعاليت هاي شما چيست؟‎ ‎

‎ ‎من در حال حاضر در حوزه دين، سياست و تاريخ و فرهنگ کار مي کنم و در اين ارتباط مقالاتي را مي نويسم و در روزنامه ‏هاي ايران فردا، چشم انداز ايران و پيام هاجر منتشر مي کنم. با نيروهاي ملي مذهبي همکاري مي کنم و در جمعيت هاي ‏مربوط به صلح و حقوق بشر در جامعه فعال هستم. ‏

‎‎آقاي رحماني با توجه به تجربيات طولاني و مي توان گفت سختي که داشته ايد، چشم انداز دموکراسي را در ايران ‏چگونه مي بينيد؟‎ ‎

از همين منظر من اخيراً پژوهشي را در تاريخ صد ساله ايران آغاز کرده ام. امروز اعتقاد دارم که دموکراسي در ايران، بدون ‏جامعه مدني پايش لنگ مي ماند. بايد به نهاد هاي جامعه مدني در ايران بدون چشمداشت کمک کرد، فقط به اين نيت که جامعه ‏مدني بوجود بيايد و قدرت بگيرد. در غير اينصورت ما نمي توانيم به دموکراسي برسيم. نگرش جديدي را که معتقد به فربه ‏کردن جامعه مدني و نهادهاي مدني است بايد به فال نيک گرفت.. ‏

‎‎اما مي توان از شما پرسيد با توجه به وضعيتي که وجود دارد، مثلاً اتفاقي که همين ديروز براي يک نهاد مدني ‏افتاد، اميدواري شما براي تحقق آن جامعه مدني که اينطور که شما مي گوييد بايد نتيجه اين فعاليتهاي مدني باشد چقدر است؟ به ‏اصطلاح افق چيست؟‎ ‎

ببينيد! صد سال "دولت محوري" نيروهاي آزاديخواه در ايران جواب نداده است. من امروز اعتقاد دارم که احزاب سياسي حتا ‏وقتي که در قدرت هستند بايد به پرورش جامعه مدني توجه ويژه بکنند. همين هجومي که به جامعه مدني از طرف برخي ‏احزاب درون قدرت صورت مي گيرد، نشان مي دهد که آنها هم مي دانند، اگر نهاد هاي مدني قدرتمند بشوند دموکراسي هم ‏خواهد آمد. به نظر من راه ديگري نيست. تجربه مصدق، تجربه اميني، تجربه بازرگان، تجربه بني صدر، حتي تجربه خاتمي ‏به ما نشان داده است که اگر کساني به درون حکومت بروند، اگر از آزادي اندکي هم دم بزنند، تا جامعه مدني نيرومندي نهادينه ‏نشده و پشت آنها نباشد، کامياب نمي شوند. ‏


‎‎خلأ حضور جامعه مدني را در اين مثال ها چگونه نشان مي دهيد؟‎ ‎

‎ ‎ببينيد! در غياب جامعه مدني يا مردم به خيابانها مي آيند و مرده باد، زنده باد مي گويند، يعني انقلابي عمل مي کنند؛ يا رأي ‏شان را مي دهند و مي روند به خانه هايشان! به عبارتي از رأي خود نمي توانند صيانت کنند. مردم اين "صيانت" از آراي خود ‏را فقط در جامعه مدني و با حمايت نهاد هاي مدني مي توانند انجام بدهند. بنا براين ما راهي نداريم جز اينکه جامعه مدني را ‏تقويت کنيم. اگر نهادهاي مدني تقويت بشونداحزاب هم قدرتمند مي شوند. احزاب بدون جامعه مدني در ايران يتيم اند و دولت ها ‏بدون جامعه مدني خود سر مي شوند! اين را هم ما بارها ديده ايم که هر گاه فرد دموکراتي پاي به حوزه قدرت مي گذارد، بدون ‏جامعه مدني، از جانب نهادهاي راست در درون حکومت در فشار قرار مي گيرد و بي پشتوانه مي ماند. صد سال است که در ‏تاريخ ايران از زمان مستوفي الممالک تا کنون هر نخست وزير خوشنامي که قدري با آزادي و دموکراسي پيوند داشته ناکام ‏مانده است. خانه پدري آزادي نديده است. آزادي هميشه پشت در خانه ماست. آزادي پايدار و برگشت ناپذير و نه آزادي هاي ‏موسمي! اين راهي است که بايد رفت. اما آگاهانه! با تجربه بومي اما مهندسي شده. تجربه دولت محوري ما پاسخ نداده است، دو ‏انقلاب و دو دوره اصلاحات به نتيجه نرسيده است و اين مسئله قابل تأملي است که بايد بر روي آن تأکيد و کار سخت کرد. ‏




بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online