چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۸

به یاد حجاریان و عزیزان دربند

مژگان مدرس علوم

<xml></xml>در تابستان سال هشتاد ودو پس از دو ماه دوندگی از دادستانی به اوین و بالعكس عاقبت توانستم از دروازه آهنین زندان اوین عبورکنم تا شاید ملاقاتی با همسرم میسر شود.

در محوطه ورودی زندان ودر گرمای سوزان مرداد ماه در حالی كه  ساعت ها منتظر مانده بودم، متوجه مادر یكی از دانشجویان بازداشت شده شدم كه در گوشه ای کتاب دعایی در دست داشت و در حالی که ناله و گریه می کرد، نگران و رنجور همچون من در انتظار بود تا بخت خود را برای ملاقات بیازماید.

هنگامی كه نزدیك رفتم تا حالی بپرسم و گفت و گویی كنم هراسناك از من فاصله گرفت و گفت ماموران تهدیدش كرده اند اگر با خانواده های دیگر زندانیان همسخن شود از پسرش خبری نخواهد بود. در این بین ناگهان چهره ای اشنا دیدم كه دست در دست بازجویان و زندانبانان به رتق و فتق امور می پرداخت. چهره اش را در جریان پخش دادگاه ضاربان سعید حجاریان دیده بودم و از همین رو مبهوت ماندم؛ چرا كه این شخص سعید عسكر عامل اصلی ترور حجاریان بود كه اینك به جای كیفر باداش گرفته و ترفیع مقام یافته بود و مدتی بعد نیز به جهت صرف نظر كردن حجاریان از شكایت، به دلیل اینکه عاملان اصلی باید مجازات شوند وفقدان شاكی خصوصی، ازاد و به تحصیل در دانشگاه آزاد مشغول شد.من با چشم خویش عدالت دستگاه قضایی حكومت دینی را دیدم كه مادران بی گناه دانشجویان را تعذیب میكند و مجرمان را به زندانبانی و باز جویی می گمارد.

از همینجا می توان به وضعیت دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بی برد و در باره دیگر پرونده های سیاسی داوری كرد. حالا پس از سالها و در حالی كه حجاریان بر روی صندلی چرخدار جابجا میشود و با مشقت سخن میگوید، به اتهام اقدام برای كودتا بازداشت شده بی آنكه كسی بداند كجاست. كسی را كه با تمام وجود عمری را صرف امنیت كشور كرده به جرم اقدام علیه امنیت ملی در سلول انفرادی انداخته اند تا مگر مقر بیاید و اعتراف كند به كارهایی كه نكرده و اگر هم بگوید كسی باور نمیكند.

اما تنها حجاریان نیست كه قربانی این سقوط و انحطاط تاسف بار دستگاه قضایی شده است. دیگرانی همتراز با او هستند كه هفته هاست دارند تاوان بزرگی خود را به کسانی پس می دهند كه از محاكمه كردن آدم های بزرگ ذوق زده میشوند و احساس اهمیت می كنند. آدم هایی كه گمان دارند بد نامی در هر صورت بهتر از گمنامی است.

در جمهوری اسلامی كار به جایی رسیده كه محسن میردامادی و بهزاد نبوی و سعید حجاریان را به اتهاماتی نظیر اقدام به كودتا یا خط گرفتن از بیگانگان محاكمه میكنند؛کسانی که فکر محاکمه شان هم ساختار فکری ام را بهم می ریزد.به پیشینه و توانایی های این سه و دیگر متهمان حوادت اخیر فکر می کنم و بعد با پیشینه و توانایی های قاضی صلواتی یا قاضی مرتضوی مقایسه میکنم و از خود می پرسم: آخر از کجا به کجا رسید ه ایم و قرار است به کجا برویم؟ اخرین ایستگاه این قطار که با شتاب همه خطوط و معیارهای عدالت و اخلاق را پشت سر می گذارد کجاست؟

حجاریان قرار است محاکمه شود. به چه جرمی نمی دانم. اما میدانم که ضارب او که می توانست قاتلش باشد دست در دست بازجوها یا لباس شخصی ها یا کسانی از این دست مشغول ویران کردن بنیادهایی است که مردان و زنان بزرگ میهن ما با رنج و مشقت بنا کرده اند.

هر چه با خود می اندیشم کمتر می توانم نمایش رسوای بیدادگاه فرمایشی را در ذهن خود هضم کنم.چهره هایی که در دادگاه دیدیم خطوط رنج متراکم را بر چهره داشتند و دلشوره و نگرانی را سبب شدند که کجایند و تحت چه شرایطی به سر می برند.

هر چه با خود فکر میکنم می بینم وزن و عظمت انها که در جایگاه متهم نشسته اند از قاضی و کل دستگاه قضایی بیشتر است؛ حتی از کلیت حکومتی که امروز تنها برپایه حبس و شکنجه و سرکوب و قتل پایدار مانده.

محاکمه بزرگان و نشاندن انها در جای متهم و حتی وادار کردن انها به گفتن سخنانی که باور ندارند چیزی از انان کم نمی کند اما پرده از چهره حکومتی بر می گیرد که کتاب خدا را بر سر نیزه کرده در حالی كه احکام ان را با خودسری پشت گوش انداخته است. این بیدادگاه یک حکم نهایی بیشتر ندارد و ان محکومیت بیدادگران در افکار عمومی و در برابر عدل الهی است.

 

 

 



بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online