جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته

گزارش

پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷

دوم خرداد آمریکا

مسعود بهنود

مسعود بهنودm.behnoud@roozonline.com - پنجشنبه 16 آبان 1387 [2008.11.06]

 

po_masoud_01.jpg

خبرنگاران تلویزیون فارسی بی بی سی از آمریکا گزارش های انتخابات را می فرستادند. مهرنوش پورضیائی ناگهان هیجان ‏زده فریاد زد این دوم خرداد آمریکاست. او خود از نسل جوان دوم خردادی است که در آن شب تابستانی هر جای کشور که ‏بودند نخوابیدند از هیجان آن که داشتند برای اول بار می رفتند تا نقش خود بر زمانه بزنند. و زدند.

‏

مرد انگلیسی چشم از تلویزیون برگرفته و رها کرده بود اخبار گذرای بحران اقتصادی و سقوط سهام مارک اند اسپنسر را، و ‏دل سپرده بود به اعلام اولین نتایج رای گیری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا. همان طور که داشت برای همپالگی های خود ‏داد سخن می داد و یا سخن آن ها را می شنید، لابد چون چشمش به یک ایرانی افتاد که گفت آمریکائی ها این سرمستی را از ‏ایرانی ها دارند.

‏

برخی خندیدند از این طنز. یکی دوتا اخم کردند. اما انگار شوخی نداشت مقاله نویس با تجربه روزنامه لندنی تایمز. از شلوغی و ‏پرسروصدائی پاب فلینت ستریت هم پروا نداشت، چون صدایش را بلند کرد. این جا پاتوق روزنامه نگاران لندن است، جائی که ‏از نزدیک دویست سال قبل، به دوران سلطنت ملکه ویکتوریا، به شهادت عکس ها و مدارک قاب شده بر دیوار، غروب ها ‏روزنامه نگاران آن جا با هم درباره همه حوادث جهان جدل کرده اند. گرچه بیشتر روزنامه ها از این خیابان تاریخی رفته اند. ‏مرد سخنش را با مقدمه ای شروع کرد. خلاصه و فشرده گفت:

‏

جورج بوش و باند نفتگران تگزاس سال 2000 همان جائی قرار گرفتند که سال 1952 تیم آیزنهاور قرار داشتند. آن دفعه هم ‏شرکت های نفتی تگزاس ژنرال خوشنام و پیروز جنگ جهانی را برگزیده بودند برای ریاست. برادران دالس همه کاره دولت ‏بودند و ریچارد نیکسون هم در کنارشان باید مشق ریاست می کرد. منتها موضوع حاد آن زمان "جنگ سرد، ترس از کمونیزم ‏و نفت ایران" بود. موضوع حاد این زمان "تروریسم، ترس از افراطی گرائی اسلامی و نفت خاورمیانه ". در هر دو دوره ایران ‏موضوع اصلی بود و مسکو خرسی که باید مراقبش می بودند. در این دوره چینی، خانم رایس، رامزفیلد از شرکت های نفتی ‏تگزاس وارد دولت شده اند.

‏

‏"یازدهم سپتامبر مائده آسمانی بود، جورج بوش خواب نمی دید که در سال دوم ریاستش بلائی از آسمان نازل شود و محبوبیت او ‏را به رکورد تاریخی نود در صد برساند. فردای یازده سپتامبر فقط باید نگران سعودی ها می بود که هم با تگزاس شریک اند و ‏هم با خاندان بوش رفیق. باید به گونه ای بن لادن زده می شد که به هموطنانش و دیگر شیخ نشین های جنوب خلیج فارس لطمه ‏ای نرسد."

‏

مرد روزنامه نگار انگار خود در همان نقطه ای قرار داشت که پنجاه سال قبل اسلافش بودند، گیرم آن زمان پاب ها پر از بوو ‏دود سیگار بود و اینک کشیدن سیگار حتی در این کافه ها ممنوع است. او برای دو سه نفر مستمعانش شرح داد که افغانستان ‏هدف سهل الوصول اول، برای نئوکان ها تمرین آن چیزی بود که تگزاسی ها در سر داشتند. آن ها در سرشان دست انداختن ‏روی نفت شمال خلیج فارس و بین النهرین بود، و قرار گرفتن میان روسیه و چین، و منکوب کردن دو کشور بزرگ و ‏پرجمعیت دارنده نفت یعنی عراق و ایران [چون بقیه شان مانند کویت و امارات و بحرین، قطر، حتی سعودی تکه های کوچکی ‏هستند].

‏

‏"افغانستان که باتلاق روسیه و قتلگاه انگلیسی ها بود چه آسان فتح شد. جهان هم نه تنها چیزی نگفت بلکه برای جورج بوش ‏دست زد. ایران هم هراسان شده و معقول نشست بر سر میز مذاکرات بن برای آینده افغانستان. رهبران آینده کابل هم از میان ‏دوستان تگزاسی انتخاب شدند. حامد که وردست کوندالیز رایس بود شد جانشین ملاعمر، خلیل زاد که همتای او بود شد نماینده ‏آمریکا در مذاکرات و بعد از آن نماینده آمریکا در مناطق فتح شده. می شد برعکس شود. هم کارزای و هم خلیل زاد افغان بودند ‏و تگزاسی توام.

‏

از این جا روزنامه نگار سخنگو شروع کرد به تشریح نقش ایران که به نظر وی خوب بازی کرده ، بعد از آن که از هراس ‏یازده سپتامبر بیرون آمده، شروع کرده به شناخت همسایگان جدیدش که همان آمریکائی ها باشند.

‏

‏" ایرانی ها دیدند که خیر این آمریکائی ها اهل داد و ستد نیستند و آمده اند تا بمانند و تمام نفت منطقه را میخواهند. از این جا بود ‏که نقشه شان را عوض کردند. اول یک سناریو جدید به میدان آوردند به نام انرژی هسته ای که ممکن است بمب هم باشد کسی ‏چه می داند، بعد هم شروع کردند به خریدن منابع خبری آمریکا، و توسط آن ها تگزاسی را حریص کردند که گرفتن عراق هم ‏ساده است. به این ترتیب هم شیطان بزرگ آمریکا را به جان دشمن بزرگ خود صدام انداختند و کاری را که ناتمام مانده بود، ‏تمام کردند، هم خودشان را از تیررس آمریکائی ها بیرون کشیدند. پس این تشویق را تا زمانی ادامه دادند که حکومت صدام ‏سقوط کرد و صدام هم در عید ایرانی ها به دام افتاد، از آن پس شروع کردن به لجبازی با واشنگتن."

‏

به نظر این روزنامه نگار، ایرانی ها زهر را آرام آرام به جورج بوش خوراندند. و وقتی در نیمه ژانویه سال آینده باراک اوباما ‏وارد کاخ سفید شود، در تهران حق دارند شادمانی کنند چون که چون هشت سال را گذارنده اند که هر لحظه اش امکان حمله ‏نظامی به ایران وجود داشت – چنان که همین الان هم وجود دارد و ممکن است بوش تا هست این کار را بکند -.

‏

نتیجه ای که او می گرفت این بود که "زهری که آرام آرام ایرانی ها در تن تگزاسی های کاخ سفید کردند، موجب شد تا دست و ‏بال آمریکائی ها چنان در منطقه بند شود که از اجرای بقیه نقشه شان درمانده شوند، و همین جهان را از یک ماجرا و مصیبت ‏بزرگ نجات داد، و از همه مهم تر این که خبر ماجرا را به آمریکائی ها رساند، و کاری کرد که امروز با این رسوائی جمهوری ‏خواهان باید قدرت را وداع گویند."

‏

وقتی گوینده این سخنان نفسی تازه می کرد تا بازگوید که چرا اوباما و مردم جهان این موقعیت را مدیون ایران هستند، یک ‏روزنامه نگار پیر و با تجربه گفت یعنی می فرمائید حالا که پروژه حکومت ایران به نتیجه رسیده و خیالش از بیرون راحت شده ‏کمی هم به فکر مردم ایران خواهد بود. پیدا بود مقصودش رعایت حقوق انسانی است، آزادی بیان است، عدالت و مدارا.

‏

‏ من در دل گفتم این کاری نیست که جز از مردم برآید . باید بخواهند که همانند آمریکائی ها دوم خردادی دیگر برپا کنند. وقتی ‏خواستند هیچ عاملی نمی تواند مانعشان شود. چنان که وقتی نخواهند هیچ چیز تکانشان نخواهد داد. ‏

‏ ‏



بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online