پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته
  • طرح یک
  • ویژه
  • از انتخابات

نگاه هفته

پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷

به نام عشق، به کام نفرت

مهرداد شيباني
m.shaibani(at)roozonline.com

 

مهرداد شيباني

m.shaibani@roozonline.com

خانم ها، آقايان! در اولين هفته ماه پائيز 1387 هستيم. شخصي بر تخت رياست جمهوري کشور ما تکيه زده است که از ‏هزاران سال پيش خزانش با‎ ‎‏"مهر" آغاز مي شود؛ از پشت تريبون سازمان ملل از "عشق" مي گويد و تخم "نفرت" ‏درجهان مي پراکند.‏

سخنگوي طالبان ايراني که عشق وعلاقه زيادي به سفر به آمريکا دارد، براي چهارمين بار در نيويورک است. قصددارد ‏به کاليفرنيا و لوس آنجلس هم برود تا با مردم آمريکا "گفت وگو" کند که درخواستش براي ويزا بي جواب ماند. اساسا ‏عشق گفت وگو اين نماينده جديد خدا را بر کره زمين کشته است. چند بار در گفت وگو با رسانه هاي آمريکائي گله مي ‏کند که چرا بوش جواب نامه اش را هم نداده است.‏

قبل از سفر حتما مطلع شده بود که امام زمان به علت ماه رمضان، قصد آمدن به راهي به آن دوري را ندارد که دو ‏نماينده شيک و پيک و عطرزده که هر دو يادگارهاي دوران "طاغوت" اند را فرستاد تا راه مذاکره با جرج بوش واگر ‏نشد، جانشين هاي احتمالي او را باز کنند.‏

روزنامه اعتماد نوشت: "برخي تحليلگران اعلام کرده اند در اين سفر بيش از هر چيزي زمينه ديدار با مقامات ارشد ‏امريکايي فراهم آمده است و در اين راستا احمدي نژاد مشاور خود را زودتر هم راهي امريکا کرده است. حميد مولانا ‏ايراني الاصلي که تابعيت امريکايي نيز دارد و اخيراً به عنوان مشاور از محمود احمدي نژاد حکم گرفته است 10 روز ‏زودتر راهي امريکا شد تا از نفوذ شهروندي خود به عنوان يک ايراني - امريکايي استفاده کرده و به جلب نظر مقامات ‏امريکايي براي گفت و گوي مستقيم با احمدي نژاد بپردازد. البته محمود احمدي نژاد از يک لابي دو سويه ديگر هم ‏استفاده کرده و آن هوشنگ اميراحمدي ايراني مقيم امريکا است. اميراحمدي که با برخي مقام هاي امريکايي نزديک ‏است تا چند روز پيش در ايران بود و در کيش اقامت داشت و پس از رايزني هايي با برخي مقامات دولتي دوباره راهي ‏امريکا شد تا به گفته خودش به هر طريق ممکن قفل روابط بسته تهران - واشنگتن را باز کند. اميراحمدي تاکنون با ‏مقامات مهم دولت محمود احمدي نژاد ديدار کرده و به آنان براي چگونگي مذاکره با امريکا پيشنهاداتي داده؛ پيشنهاداتي ‏که مشابه آن را هم حميد مولانا به احمدي نژاد داده است. به اين ترتيب محمود احمدي نژاد ممکن است در اين سفر با ‏مقامات امريکايي ديداري داشته باشد يا دست کم زمينه اين ديدار را براي آينده هموار کند."‏

وقتي هم لاري کينگ ـ مجري معروف شبکه سي ان ان ـ از احمدي نژاد پرسيد: " آيا مايل است با باراک اوباما يا جان ‏مک کين، نامزدهاي حزب دموکرات و جمهوريخواه در انتخابات رياست جمهوري آمريکا، ملاقات و گفتگو کند؟ " ‏بلافاصله جواب داد: "ما اهل گفتگو هستيم. اينکه چرا آنها تمايل ندارند اين گفتگو صورت بگيرد، بايد از خودشان ‏بپرسيد." ‏

احتمالا ملائک حامي احمدي نژاد هم درليالي قدر سرگرم عزاداري بودند که اين خبر روزنامه اعتماد ملي رابه او ‏نرساندند: "اعضاي برجسته دو حزب دموكرات و جمهوريخواه ايالا‌ت متحده آمريكا با تشكيل مركز «سياست دوحزبي ‏آمريكا» ائتلا‌في با نام «اتحاد عليه ايران هسته‌أي» تشكيل داده‌اند كه هدف آن ترغيب ايران براي توقف تلا‌ش جهت ‏دستيابي به سلا‌ح هسته‌اي است. اين مركز در نظر دارد تبليغاتي را براي ترغيب مباحث در آمريكا درباره خطرهايي كه ‏ايران هسته‌اي به همراه دارد، راه‌اندازي كند."‏

سناتور اوباما هم که اين هفته سه درصد از رقيب جمهوريخواه خود جلو گرفته است، در واکنش به سخنان ضداسرائيلي ‏مرد جلوي صحنه حزب پادگاني گفت: "من به قوت اظهارات مشمئزکننده پرزيدنت احمدي نژاد در سازمان ملل را ‏محکوم مي کنم، و متاسفم که اين تريبون در اختيار او قرار گرفته تا نظرات پر از نفرت و يهودي ستيزانه خود را طرح ‏کند." ‏

اين نخستين واکنش به سخناني بود که با مردم اسرائيل "گفت وگو" مي کرد. رحيم مشائي هنگامي که احمدي نژاد تهران ‏را ترک مي کرد، گفته بود: "اكنون اسرائيل مرده، تنها تشييع جنازه‌اش عقب افتاده است.."خودش هم گفت: "وقتي مي ‏گوييم اين رژيم محو شود، يعني آدم کشي، ترور و تجاوز و اشغالگري محو شود." و از "پايان امپراطوري آمريکا" هم ‏خبر داد.‏

‏ سخناني که بار ديگر جهان را عليه ايران بر انگيخت. اکنون مردم جهان که از بلندگوهاي رسمي برنامه جمهوري ‏اسلامي براي محو اسرائيل را شنيده اند، راحتتر اين سخنان شيمون پرز را مي پذيرند: "چنين اتهاماتي هرگز در اين ‏ساختمان يا در سازمان ملل طرح نشده بود.اين اظهارات يادآور سياهترين اتهامات در فضاي نفرت است. رئيس جمهور ‏ايران با تن کردن رداي موعظه گران از آن براي نفرت پراکني استفاده مي کند. اين سياه ترين اتهاماتي است که به نام ‏هيتلر مطرح مي شود. احمدي نژاد خواستار بازگشت جهان به عصر ظلمت، نفرت، تهديد، عدم بردباري و تکبر است."‏

و نتيجه گرفت: "ايران امروز مرکز تروريسم است."‏

جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا هم در سخنراني خود در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد، ايران و سوريه ‏را متهم به دست داشتن در تروريسم دولتي کرد.‏

نيکولا سارکوزي رئيس جمهور فرانسه هم در نطق خود در مجمع عمومي سازمان ملل گفت: "اتحاديه اروپا هرگز ‏درخواست نابودي اسرائيل را تحمل نخواهد کرد."‏

همان روز در تظاهراتي که د رمقابل سازمان ملل برگزارشد، الي ويزل برنده جايزه صلح نوبل، که خود از بازماندگان ‏هولوکاست است، گفت: "رئيس جمهور ايران جنايتکار است و بايد توسط سازمان ملل متحد بازداشت شود." ‏

وهنوز نوبت اعلام "آزادي مطلق" در ايران نرسيده بود که بار ديگر زمزمه جنگ درجهان برخاست. جنگي که مردم ‏ايران در سالهاي مهر ورزي جمهوري اسلامي شاهدش بودند، ميليونها دلار خسارت دادند، قبرستان هايشان آباد شد، ‏فقط بانوشيدن جام زهر شکست از عراق فسقلي به پايان رسيد وهنوز بعد از دو دهه خرابه هايش در غرب وجنوب ‏ايران باز سازي نشده است. ‏

اکنون، هنوز هاشمي و رضائي بر سر نامه اي که شکست را به آيت اله خميني اعلام کرد و جام زهر را بدستش داد، ‏سرگرم دعوايند وفاتحان واقعي آن هشت سال خون و جنگ يعني "سرداران" آماده حذف روحانيت وقبضه کامل ‏قدرتند. حتي نام آيت اله طالقاني را در سالگرد درگذشت او حذف مي کنند. "مراجع عزيز" را هم از زبان رئيس ‏جمهورشان دعوت مي کنند به خانه برگردند.‏

سرداران که به گفته "ابراهيم يزدي" ماهيت نظام را تغيير داده و آن را به سوي يک مدل حکومت خليفه‌گري پيش مي ‏برند، ايران را شتابان در آستانه جنگي قرار مي دهند که علي آهني سفير جمهوري اسلامي در فرانسه "جنگ جهاني ‏سوم" مي خواندش. گوشت دم توپ را هم آماده کرده اند. فرمانده نيروي زميني سپاه مي گويد: "ده‌ها برابر دوران ‏جنگ جوان شهادت‌طلب داريم." جواناني که بايد قطعه قطعه شوند تا فيروز آبادي ها که کاشف "جنگ علوي" اند پروار ‏تر گردند و ثروتمندان در سايه تجارت جنگ ثروتمند تر. ‏

‏ دراين اوضاع و احوال است که خبرگزاري "نووستي" در تفسيري به قلم "اولگ آنتونوف" و "نزاويسيمويه واينويه ‏آبوزرنيه"، بار ديگر نسبت به خطر حمله ناگهاني به ايران هشدار مي دهد و مي نويسد: "با مجهز شدن آمريکا به «خفه ‏کن» هاي ويژه ايران بايد خود را آماده حمله ناگهاني امريکا کند.آمريکا تلاش خواهد کرد کليه توان نظامي- صنعتي ‏جمهوري اسلامي را منهدم سازد. به همين خاطر هواپيماهايي که بمب هاي سنگين مخرب را حمل مي کنند بايد وارد ‏محدوده عملکرد سيستم هاي پدافندي ايران شوند. مراکز و تاسيسات ديگر را به راحتي مي توان با موشکي هاي بالدار ‏هدف قرار داد."‏

احتمالا اين خبر به احمدي نژاد مي رسد که در استوديوي سي ان ان دروغ هاي شاخدار تحويل مجري معروف، اما کم ‏اطلاع آمريکائي مي دهد. اومي گويد: "ايران در برابر هرگونه تجاوزي به خاک اين کشور، واکنش شديد نشان خواهد ‏داد."‏

و بعد اضافه مي کند: "در اسرائيل با دروغ و کشتار حکومت درست کرده‌اند. اما در ايران ۹۸ درصد مردم از دولت ‏پشتيباني مي کنند. آزادي در ايران مطلق است و قانون بر کشور حکمفرماست. سيستم قضايي ما از پيشرفته ترين سيستم ‏هاي دنياست. در کنفرانس هاي مطبوعاتي من هر کسي اين حق را دارد با آزادي هر چه تمامتر هر چه را بخواهد ‏بپرسد."‏

ملاک گراني، قيمت گوجه فرنگي در ميوه فروشي آقاي رئيس جمهور بود. آزادي مطلق هم فقط در کنفرانس مطبوعاتي ‏او بر قرار است وبس.‏

چه بايد کرد که محمد خاتمي که جلائي پور آمدنش را "کابوس خاتمي" براي اقتدار گرايان توصيف مي کند، مي گويد: ‏‏"قبل از آنکه به نتيجه انتخابات امريکا بيانديشيم، بايد به انتخابات در کشور خودمان بيانديشيم و به فکر نان و اشتغال، ‏حق و حقوق مردم و آينده آنها باشيم!"‏

ديده‌بان حقوق بشر و کمپين بين‌المللي حقوق بشر در ايران هم، در گزارش جديد خود‎ ‎اعلام مي کنند که در دوره رياست ‏جمهوري احمدي‌نژاد حفاظت از حقوق اساسي بشر در ايران‎ ‎به شدت تقليل پيدا کرده است. اعدام‌ها ۳۰۰ درصد افزايش ‏يافته و سرکوب مدافعان حقوق‎ ‎بشر شدت گرفته است‎.‎

از "آزادي مطلق" هم که همه از صدرتاذيل بر خوردارند. خاتمي که جاي خودش، مقامات نظام و ستون هاي قدرت ‏جمهوري اسلامي هم دارند از مطلق بودن "آزادي" خفه مي شوند. مثلا عبدالله نوري هنوزجمله اش در باره حضور در ‏انتخابات تمام نشده که ازطرف لشکريان رئيس جمهور به "آزادي مطلق" تهديد مي شود. و بقول روزنامه اعتماد ‏‏"جنبش مداحان" را وارد صحنه مي کنند: "پيام حاج منصور ارضي براي عبدالله نوري تنها در يک جمله مستتر بود؛ ‏‏«اگر نوري بخواهد کانديدا شود، مي دهيم حسابش را برسند.» منصور ارضي مداح معروف و حامي پرآوازه دولت نهم ‏که بيشتر به عنوان دبيرکل جنبش مداحان شناخته مي شود شب بيست و يکم ماه رمضان و در مراسم ليالي قدر اين پيغام ‏را براي يکي از کانديداهاي احتمالي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم فرستاد تا آغاز فعاليت هاي ‏انتخاباتي مداحان را کليد بزند و ضمن آن، اين نظريه را تاييد کند که «تاريخ تکرار مي شود.» چرا که او در همين ‏مراسم ضرب و شتم عبدالله نوري و عطاالله مهاجراني وزراي دولت خاتمي در سال 77 را يادآوري کرد و گفت؛ «از ‏طرف من به او بگوييد اگر جان خود را دوست دارد وارد اين ميادين نشود."‏

‏ و مي رسيم به مردم.احمد طاهري روزنامه‌نگار ايراني مقيم آلمان، گزارشي از مشهد براي روزنامه فرانکفورتر ‏آلگماينه فرستاده که در شماره يکشنبه ۱۴ سپتامبر آن تحت عنوان "ترس ثروتمندان ايراني از طغيان تهيدستان" انتشار ‏يافته است. بر اساس اين گزارش: "اقتصاد ايران به رغم درآمدهاي هنگفت نفتي، به سراشيب افتاده است. طبقه متوسط، ‏روز به روز فقيرتر مي‌شود. ثروتمندان، معتاد به قرص‌هاي آرام‌بخش، به سراغ روانکاوان مي‌روند و از قيام تهي‌دستان ‏مي‌ترسند. ازمحافل سياسي که بگذريم، هيچکس به رويدادهاي سياسي تهران علاقه نشان ‌نمي‌دهد. دسترسي به نان ‏روزانه، تنها مشغوليت مردم است و واژه‌اي که بيش از همه به کار برده مي‌شود، تومان، يعني پول رايج. در نماز ‏جمعه، هنگامي که امام جمعه سخن مي‌راند، اين واژه به گوش مي‌خورد. در بهشت‌رضا، بزرگترين گورستان مشهد، ‏زنان، پوشيده در حجاب اسلامي افراطي، بر سر پول با يکديگر دعوا مي‌کنند. از زماني که احمدي‌نژاد به قدرت رسيده، ‏اقتصاد ايران به سراشيب افتاده است. در حالي که او در مبارزات انتخاباتي وعده داده بود پول نفت را بر سر سفره ‏تهي‌دستان ببرد، اين سفره‌ها هيچوقت به اندازه امروز خالي نبوده است." گزارش درادامه به "تيره‌روزي حقوق‌بگيران" ‏و "رواج داروهاي ضدافسردگي" مي پردازد. ‏

‏"خبرنامه اميرکبير" هم بيانيه مجمع دانشگاهيان آذربايجاني را منتشر مي کند: "به دنبال افزايش فشارهاي امنيتي بر ‏فعالان ملي آذربايجان، هفته گذشته نيروهاي اطلاعاتي شماري از فعالين حقوق بشر و هويت طلب آذربايجان را در يک ‏مراسم افطاري در تهران دستگير کردند. اين بازداشت ها در حالي صورت گرفت که در ماه هاي اخير تعداد زيادي از ‏فعالان هويت طلب آذر بايجان دستگير، بازداشت و شکنجه شده وهنوزعده اي از دانشجويان دانشگاه تبريز نيز در بند ‏نيروهاي امنيتي قرار دارند. اکثر بازداشت شدگان مراسم افطاري روزنامه نگاران و فعالين مدني آذربايجان هستند که ‏تنها با استفاده از قلم به بيان ديدگاه ها و افکار خود پرداخته و هميشه در چهارچوب قوانين داخلي و کنوانسيون هاي بين ‏المللي که جمهوري اسلامي ايران يکي از امضاء کنندگان آن ها است، فعاليت کرده اند."‏

خانم، آقايان. ما را ببخشيد که داريم روده درازي مي کنيم. هفته اي است که هرچه اخبار را مي چلاني، تا به مساله اتمي ‏برسي، نمي شود. دو تايش را مشت نمونه خروار مي آوريم: ‏

دستگيري يکي از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران بنام "عبدالرضا شهلائي". ايشان قائم مقام فرماندهي نيروهاي قدس ‏هستند و رفته بودند تا باسازماندهي انفجارها پيام عشق رئيس جمهورشان را بيشتر از پيشتر به عراقي ها برسانند. ‏سردار شهلائي هدايت کننده مقتدا صدر و جيش المهدي هم بوده اند.‏

سرگذشت تلخ توليد چاي هم دارد به انجام خودش مي رسد. طبق آخرين آمار وضعيت چاي در ايران به شرح زير است: ‏‏"29 هزار تن توليد، 16 هزار تن واردات. 100 هزار تن واردات قاچاق." اين معادله در زمان گذشته برعکس بوده. ‏بزودي توليد داخلي هم جاي خود را به واردات تجارموتلفه وفرماندهان سپاه مي دهد.‏

بازي اتمي هم ادامه دارد. مقامات آژانس انرژي اتمي، سازمان ملل و اتحاديه اروپا هشدار مي دهند که جمهوري اسلامي ‏براي اينکه بتواند با يک حرکت انقلابي "عشق" را در جهان منتشر کندو زمينه بيشتر ظهور را فراهم سازد، دارد بمب ‏اتمي اش را مي سازد. روسيه هم "فعلا" با برگ ايران سرگرم بازي جهان است و احتمالا تا امتياز گرجستان را نگيرد، ‏در کار صدور قطعنامه چهارم کار شکني مي کند.‏

و هفته تمام مي شود با يک پيروزي بزرگ براي جمهوري اسلامي. رئيس جمهور مثلا کمونيست بوليوي که پول نفتش ‏را مي گيرد و خندان خندان مي رود تاسفره همشهري هاي سيمون بوليوار راپرکند، با صدور "لاما" به ايران موافقت ‏مي کند. خوب است با اين حيوان توسط مجتبي نوروزي رئيس سازمان دامپزشکي ايران، آشناشويد: " اين حيوان که از ‏خانواده شترسانان است جثه اي کوچکتر از شتر دارد و داراي رشد سريعي است. اين حيوان کوهان ندارد و در آمريکاي ‏جنوبي براي بارکشي، توليد پشم و گوشت از آن استفاده مي شود. گوشت لاما قرمز است و کلسترول ندارد و مي توان آن ‏را «شتر گوسفند» ناميد."‏

خانم ها، آقايان! يادش بخير ايراني که خزان خيابان هايش را از فرش رنگ زرد مي زد و عشاق در دست دردست بر ‏ان مي رفتند ؛ وحسين منزوي شاعر مي گفت: برگ ها زير پايت عاشق مي شوند.‏

اکنون، لاما آماده تاختن است و توفان هاي سخت در راه. و من باز مي پرسم: ‏

‏- پس ما چکاره ايم؟ چرانشسته ايم ونگاه مي کنيم؟


تگ ندارد

بازگشت به صفحه اول
advertisement
نگاه هفته
پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۱
هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی
بازیگری‌های موذيانه
پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱
هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی
سخاوت امام خامنه ای
پنجشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۱
هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی
هم واکسن، هم ویروس
پنجشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۱
هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی
باسن معظم لله
پنجشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۱
هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی
عورت و ملائکه
پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۱
هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی
برف بهاری
چهارشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۱
هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی
تکرار اشتباه صدام
 
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
نویسندگان روزآنلاین
روزآنلاین ۲۰۱۳-۲۰۰۶