گرچه اهل ورزش نيستم، چون ذاتا اهل مدارا و دموكراتم، ورزشكارها را هم تحمل ميكنم. حتي يكبار چند پاراگراف (در همين روزنامه) درباره سكوت شهر پس از باختن تيم ملي فوتبال قلمي كردم. از كافي هم كافيتر است. چندي پيش براي ورود به عرصه ورزش دوچرخهاي خريدم كه خيلي زود متوجه شدم در انتخاب نوعش اشتباه كردهام (در نامه اعمال فرد اشتباههايش هم مثل گناهانش ثبت ميشود؟ اگر اينطور باشد نامه من سياهي ميزند). بعدا فهميدم مناسب زمين ناهموار و سنگلاخ است. در هر حال، فرقي نميكرد. زمين وسيع باير جلو خانهام تبديل به خيابان شد و پيست دوچرخهسواري به باد رفت. دو تا سبد هم تهيه كردم و به آن بستم و گاهي با آن براي خريد ميرفتم اما حركت در ميان گله اتومبيلهاي شهروندان محترم كاري است بيش از حد خطرناك. حالا كاربردش اين است كه با حضوري چشمگير كنار در ورودي، مانع شود ميهمانها در فوايد ورزش براي اينجانب سخنراني كنند.
ورزش را از چشم ديگران ميبينم - اينكه چرا و چقدر به هيجان ميآيند، نه اينكه آن آدمها وسط ميدان چه ميكنند. شايد به نظر ساده برسد اما نه كاملا.
چند روز پيش از ديدن خبري غريب درباره حمله كلاغها به بازيكنان يك تيم فوتبال داخلي، موضوع را با مدرس ارتباطات و روزنامهنگاري در ميان گذاشتم. پاسخ داد: "همين مطلب را چندين سايت ديگر هم، با غلطهايش، نقل كردهاند. متاسفانه از حقيقتش هيچ خبري ندارم. ايرونيجماعت را بهتر از من ميشناسي. لطفا هرچه پيدا كردي به من هم خبر بده." دست به دامان عقل عمومي شدم و در صفحهاي اجتماعي پيام گذاشتم: "مفهوم اين خبر معمايي چيست؟ استعاري است يا استهزايي يا مجازي يا چي؟" پس از چندين روز تنها چيزي كه دستگيرم شده اين است كه خبر براي اهل ورزش هم نه معنايي ندارد و نه كنجكاويشان را برانگيخته كه يعني چه. تقريبا همه به شوخي برگزار كردهاند و انگار شوخي خنكي كه همه بارها شنيدهاند. تنها سرنخي كه يك نفر به دست داده نشاني عكسي است در سايتي ظاهرا خبري كه يك فوتباليست را با پاهاي پرندهاي در دست نشان ميدهد. فتوشاپ است؟ حاشيههاي تصوير پرنده كه اين طور ميگويد. در هر حال، بينندگان سايت هم موضوع را دستاويزي براي تفريح و لنتراني يافتهاند. به عنوان دوستدار پرندگان، اين اولين بار نيست ميبينم مخاطباني وجود و حضور پرنده را جدي نميگيرند. شاملو ميسرايد:
از هجوم پرنده بيپناهي/ چون به خانه باز آيم
فقط يك جا ديدم كسي پرسيده شاعر مگر كجا قدم ميزده كه پرنده به او هجمه كرده و پرنده بيپناه، يا بيپناهي، چه جور جانوري است؟ الهامي از تماشاي فيلم آلفرد هيچكاك؟ بعيد ميدانم، چون شاملو از او هم زياد خوشش نميآمد. با وجود ناكامي اخير (پس از پارك كردن دوچرخه آكبند در گوشه هال) در يافتن معنايي براي ارتباط فوتبال و كلاغ و كلا قشقرقهاي جهان ورزش كه به جيكجيك گنجشكها روي درخت ميماند، به تماشاي واكنش علاقهمندانش ادامه خواهم داد. البته از روي اشتياق نيست، اما گفتم كه بسيار دموكراتم.
منبع: شرق، سوم خرداد









