پنجشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • rss
  • آگهی
  • کمک به سایت
  • خانه
  • آرشیو
  • خبر
  • مقاله
  • مصاحبه
  • کارتون
  • طنز
  • مهمان روز
  • هنر روز
  • ستون
  • نگاه هفته
پنجشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸

ديدار ‏‎♦‎‏ چهار فصل‏

مهرداد سپهري

ادبيات ايران منحصر به ايرانيان نيست. اين ادبيات به ملت افغان و تاجيک‎ ‎هم اختصاص دارد. همه ما زماني در يک ‏حوزه بوده‌ايم. شعر حوزه خراسان را اگر بررسي‎ ‎کنيم مي‌بينيم که هم به ملت تاجيک و هم به ملت افغانستان تعلق ‏دارد‎.‎‏..‏

‏ در گفت‌وگوي سيمين و گلرخسار‎ ‎
‎‎شعر و فرهنگ ايران و تاجيکستان‎‎
‎
golrokhsar1.jpg

گلرخسار صفي، شاعر پارسي‌گوي تاجيک که به او لقب «مادر ملت‎ ‎تاجيک» و «مادر وطن» داده‌اند و سيمين بهبهاني ‏که " دوباره مي سازمت وطن" او سرود ملي ديگري براي ايرانيان است، در قالب يک گپ‎ ‎و گفتي صميمانه، وضعيت ‏ادبيات در ايران و تاجيکستان و شعر و فرهنگ دوملت ايران و‎ ‎تاجيکستان را مورد ارزيابي قرار د ادند.‏

از گلرخسار، تا‎ ‎کنون تعداد زيادي مجموعه شعر، سخنراني و مقاله به چاپ رسيده است. او از زنان‏‎ ‎پيشگام شعر ‏تاجيکستان و از چهره‌هاي برجسته دوران استقلال اين کشور است که استاد و‎ ‎سرمشق خود را حافظ و بيدل دهلوي ‏مي‌داند و به دليل سفرهاي متعددي که به ايران‎ ‎داشته، اشعارش بيش از ساير شاعران تاجيکي در ايران شناخته شده ‏است‎.
‎
اين دو شاعر برجسته فارسي‌زبان در قالب يک گپ‎ ‎و گفتي صميمانه، وضعيت ادبيات در ايران و تاجيکستان و شعر و ‏فرهنگ دوملت ايران و‎ ‎تاجيکستان را مورد ارزيابي قرار داده‌اند که ماحصل اين گفت و گو پيش روي شماست.‏‎
‎
simin.jpg

سيمين بهبهاني‎: ‎خيلي خوشحالم که صداي شما را مي‌شنوم‎. ‎
‎
گلرخسار صفي‎: ‎سلامت باشيد. استاد ارجمند، استاد عزيز،‎ ‎سيمين. که فرموده‌ايد «پنجره‌ها بسته‌اند، عشق پديدار نيست/ ‏ديده بيدار هست، سعادت‎ ‎ديدار نيست». بايد بگويم همه محبت خودم و محبت مردم تاجيکستان را به شما ابلاغ‎ ‎مي‌کنم‎.
‎
سيمين بهبهاني‎: ‎من هم همين طور، هميشه ايرانيان و‎ ‎شاعران ايراني از شما با احترام بسيار ياد مي‌کنند و شما را دوست ‏دارند. آنچه‏‎ ‎مي‌گوييد «جانا سخن از زبان ما» است‎. ‎

گلرخسار صفي‎: ‎با شيوه عاشقان سخن مي‌گويم/ با لهجه عارفان سخن مي‌گويم/ از آنکه به پارسي سخن‏‎ ‎مي‌گويم/ با لحن ‏فرشتگان سخن مي‌گويم. خانم سيمين، دلم مي‌خواست با همديگر درباره‎ ‎تأثير زبان فارسي در سراسر جهان صحبت کنيم. ‏به قول نيما يوشيج «دنيا خانه است». با‎ ‎اين احوال شما فکر مي‌کنيد ما مي‌توانيم اين زبان بهشتي‌مان را حفظ کنيم؟ [آنهم] ‏در‎ ‎شرايطي که خواننده ايراني به جاي چَشم مي‌خواند چِشم (به کسر‎ ‎چ.)‏
‎
سيمين بهبهاني‎: ‎درست است که هم در ايران و هم در ساير‎ ‎نقاط جهان، شعرهايي مي‌شنويم که اصلاً انتظارش را نداريم. ‏اما اين را باور کنيد که‎ ‎در ايران هنوز هم ادبيات در سطح عالي زنده است. کساني وجود دارند که واقعاً کارهاي‎ ‎ماندگار ‏توليد مي‌کنند. در طول قرون متمادي هم هميشه همين گونه بوده است. وقتي نگاه‏‎ ‎مي‌کنيم، مي‌بينيم در کنار ادبيات متعالي ‏هميشه حشو و زوائدي هم بوده‌اند که در‎ ‎نهايت از بين رفته‌اند و فقط ماندگارهاست که باقي‎ ‎مانده‌اند‎.‎
‎
‎‎موج‌آفريني و‏‎ ‎زبان‌آفريني‎‎
‎
گلرخسار صفي‎: ‎سخنان شما خيلي عالي‎ ‎است؛ به قول تاجيک‌ها سخنانتان «عاليجناب» است. اما من مي‌خواستم بگويم ‏که وظيفه ما‎ ‎و شما حفظ ميراث بزرگي است که بزرگانمان باقي گذارده‌اند. متأسفانه در طول دو صد‎ ‎سال اخير ما از ‏همديگر جدا بوده‌ايم. اما بد نيست که مردم فرهنگ دوست ايران هم‎ ‎بدانند که شعر نو در تاجيکستان از استاد عيني ‏شروع شد‎.
‎
صدرالدين عيني اولين‎ ‎شعر نو را در سال ۱۹۱۸ ميلادي سرود با اين آغاز که «اي مشعل رخشان عدالت به کجايي؟‎ ‎که ‏امروز به مايي». بعد از آن نيز فريده سليماني بود که از اين مرزها عبور کرد و‎ ‎وارد مراحل عالي شعر نو شد. مطمئنم ‏که مردم ايران اين اطلاعات را ندارند. مي‌خواهم‎ ‎تأکيد کنم که ما ملتي آريايي هستيم که اگر چه به جبر از نظر فيزيکي ‏دور از هميم اما‎ ‎تفکر و زبان ما، ما را به هم متصل مي‌کند‎.‎

سيمين‎ ‎بهبهاني‎: ‎دقيقاً همين طور است که شما مي‌گوييد. من اميدوارم که هم جوانان‎ ‎ايراني و هم جوانان تاجيک، بيش از ‏امروز به ادبيات گذشتگان توجه کنند. نوپردازي‎ ‎بسيار خوب و عالي است اما هيچ نويي نيست که پشتوانه کهن نداشته ‏باشد. اين ادبيات‎ ‎کهن ماست که به ما قدرت ميدهد تا نو فکر کنيم‎.
‎
گلرخسار‎ ‎صفي‎: ‎درست است. وظيفه شاعر اين است که ندانسته، زبان‌آفريني و موج‌آفريني‎ ‎کند. اما استاد سيمين دلم ‏مي‌خواهد از شما بپرسم، از ديدگاه شما، جوانان ما‎ ‎مي‌توانند موج‌آفريني کنند. مي‌توانند زبان ما و زبان حافظ را حفظ ‏کنند؟ از نقطه‎ ‎نظر شما آنان بايد فقط به ادبيات کهن بپردازند يا اينکه به دنبال نوآوري‎ ‎باشند؟‎
‎
سيمين بهبهاني‎: ‎احتياج امروز اين است که علاوه بر‎ ‎اينکه از گذشته‌اي که به يادگار باقيمانده است استمداد کنيم لازم ‏است از ادبيات‎ ‎ساير ملل هم کمک بگيريم. از ادبيات و شعر مدرن دنيا استفاده کنيم. تا قادر باشيم يک‎ ‎شعر قوي عرضه ‏کنيم. هيچ ادبياتي خود به خود به وجود نمي‌آيد. حتي در گذشته که‏‎ ‎فردوسي و انوري و حافظ ظهور کردند بازهم از ‏ادبيات عرب متأثر بوديم. حتي از‏‎ ‎بخش‌هايي از قرآن که به شعر شباهت داشت بهره زياد برديم‎.
‎
هيچ وقت هيچ‎ ‎ادبياتي بدون بهره‌گيري از ادبيات ساير ملل و سرزمين‌ها بزرگ نمي‌شود. اگر ادبيات
‎ ‎روسي با ادبيات فرانسه آشنا نمي‌شد، از انگليس و آلمان بهره نمي‌برد هرگز يک ادبيات‎ ‎به اين شکفتگي خلق نمي‌شد. ‏اين شکفتگي نتيجه آميزش ادبيات‌هاست. امروزه جوان‌ها‎ ‎خيلي کارها مي‌کنند اما متأسفانه از ادبيات کهن بهره زيادي ‏نمي‌گيرند و از آن فاصله‎ ‎گرفته‌اند‎.
‎
‏ اما خانم گلرخسار، آيا عدم تمايل جوانان‎ ‎تاجيک به ادبيات کهن، بخشي از نگراني‌هاي شما هم‏‎ ‎هست؟‎
‎
گلرخسار صفي‎: ‎من معتقدم اگر چه داد سخن را‏‎ ‎بزرگان ادبيات داده‌اند اما فضا براي رشد جوان‌ها وجود دارد. همين ‏خانم سيمين‎ ‎بهبهاني در غزلياتشان ثابت کردند که اگر چه ما در گذشته حافظ و مولوي و بزرگان‏‎ ‎غزلسرا داريم اما يک ‏بانوي نازنين پارسي‌گو در قرن بيست و يکم توانسته است با‎ ‎غزلياتش در اين عرصه انقلاب ايجاد کند‎.
‎
من خطاب به جوانان تاجيک، افغان و‎ ‎ايراني که به زبان فارسي، دري يا افغاني سخن مي‌گويند، و هر سه اينها يک زبان ‏است‎ ‎که از همديگر جدايشان کرده‌اند، مي‌گويم که هنوز هم جاي خلاقيت و انديشه‌هاي تازه‏‎ ‎هست. اگر چه اين خلاقيت ‏بايد در باغ کهن انديشه و ادبيات، ريشه‎ ‎بدواند‎.
‎
‎‎يک اشتباه محض تاريخي‎
‎
‏ خانم گلرخسار، چقدر در کشور تاجيکستان با ادبيات امروز ايران، چه در حوزه شعر‎ ‎و چه در حوزه ادبيات داستاني ‏آشنايي دارند؟‏‎
‎
گلرخسار‎ ‎صفي‎: ‎اگر بيست سال پيش به من مي‌گفتند که مي‌توانم ديوان استاد سيمين را‎ ‎داشته باشم من هرگز باور ‏نمي‌کردم. در گذشته مرزهاي سياسي بسيار بلندتر از ادبيات‎ ‎بود. ما نمي‌دانستيم پشت اين مرزها چيست؟ ولي امروز ‏خوشبختانه از ادبيات روز ايران‎ ‎آگاهي داريم. حتي با کمک و دستگيري و محبت دوستان ايراني، آثاري از ادبيات ‏تاجيک هم‎ ‎در ايران به چاپ مي‌رسد‎.
‎
متأسفانه بدبختي و مشکل بزرگي که براي ما تاجيک‌ها‎ ‎وجود دارد اين است که اگر چه زبان ما فارسي است اما خط ما، ‏خط سيريليک است. من خودم‎ ‎را از اين بابت هميشه شرمنده حس مي‌کنم. ما به زبان فارسي حرف مي‌زنيم اما به زبان‎ ‎سريليک مي‌نويسيم که اين يک اشتباه محض تاريخي است‏‎.
‎
برخي از دوستان از اين‎ ‎بابت به ما ايراد مي‌گيرند. من تصور مي‌کنم بيشتر بايد به حالمان گريه کنند. من‎ ‎خودم ساعت‌ها ‏با اين خط کار مي‌کنم. اين طبيعي است که وقتي با خط بيگانه مي‌نويسي و‏‎ ‎شعر توليد مي‌کني، اين شعر نمي‌تواند در ‏سطح بالاي ادبيات فارسي قرار گيرد. البته‎ ‎جاي خوشبختي دارد که امروزه ما زبان فارسي را در مکتب هايمان ‏مي‌آموزيم‎.
‎
من‎ ‎معتقدم براي بي‌سواد کردن يک ملت کافي است که خط شان را تغيير بدهي. همان طور که‎ ‎يکصد سال با ما اين کار ‏را کردند اما براي برگردان سواد به همان ملت به ۳۰۰ سال کار‎ ‎فرهنگي و تلاش نياز هست. شايد به اين دليل است که ‏شعر ما چندان هم در ايران معروف و‎ ‎مشهور نباشد‎.
‎
‏ خانم بهبهاني، خانم گلرخسار به مسئله مهم‎ ‎خط در تاجيکستان اشاره کردند. شايد به اين دليل است که آثاري که در ايران ‏يا در‎ ‎تاجيکستان مکتوب مي‌شود براي طرفين قابل بهره‌برداري نيست. دوستان افغاني از منابع‏‎ ‎ايراني مي‌توانند بهره ‏ببرند اما اين امکان براي دوستان‏‎ ‎تاجيکمان فراهم نيست. شما‎ ‎در اين مورد چه اعتقادي داريد؟‎
‎
سيمين بهبهاني‎: ‎الان که اين مطلب را از خانم گلرخسار شنيدم بسيار متأسف شدم. براي اينکه انسان به‎ ‎زباني که سال‌ها ‏به آن مألوف است شعر مي‌گويد و آثار ادبي‌اش به آن زبان و آن خط‎ ‎باقي مي‌ماند. اما امروز شاعر تاجيک ناچار است ‏به زبان فارسي شعر بگويد و به خط‎ ‎ديگري بنويسد. اين واقعاً امر وحشتناکي است‏‎.
‎
من فکر مي‌کنم تاجيک‌ها بايستي‎ ‎در پي چاره‌انديشي باشند. در دبستان‌ها در کنار خط سيريليک، خط فارسي را هم ‏آموزش‎ ‎بدهند. در بسياري از ممالک دنيا همزمان با هم کودکان را با دو رسم‌الخط و دو زبان‎ ‎متفاوت آشنا مي‌کنند. اميد ‏دارم که دولت تاجيکستان هم بتواند اين کار را بکند چون‎ ‎ما با تاجيک‌ها جدايي نداريم. ما يک ملت بوده‌ايم اما روزگار ‏ما را از هم جدا کرده‎ ‎و خط فارسي را از ملت تاجيک گرفته است‎.
‎
گلرخسار صفي‎: ‎خانم‎ ‎سيمين، من هم با شما هم عقيده هستم اما اين امر خيلي وقت گير است. باور کنيد که‎ ‎فاجعه ملي ما ‏همين مسئله تغيير خط بوده است. زماني که من در پارلمان بودم اين‎ ‎پيشنهاد را به دولت ارائه کردم. اما طبيعي است که ‏اين اقدام بسيار زمانبر است. من‎ ‎معتقدم در کنار خط سيريليک بايستي خط نياکانمان را هم بياموزيم. براي اينکه هزاران‎ ‎کتاب در پيشينه ما باقي مانده است که هنوز نخوانده‌ايم‎.
‎
‎‎ادبيات‎ ‎فارسي منحصر به ايرانيان نيست‎
‎
‎ ‎يک ضرب‌المثل در جهان عرب متداول است که مي‌گويند «مصري‌ها ادبيات را توليد‎ ‎مي‌کنند، لبناني‌ها چاپ مي‌کنند، و ‏ملت عرب آن را مي‌خوانند» اين نشانگر آن است که‎ ‎وقتي ملت‌ها خط و زبان مشترک داشته باشند مي‌توانند همديگر را ‏حمايت کنند. گفته‎ ‎مي‌شود که هم اکنون ۲۰۰ ميليون نفر در سراسر جهان به زبان فارسي سخن مي‌گويند. شايد‎ ‎اگر مسئله ‏خط حل مي‌شد، اين جمعيت بهتر مي‌توانستند با همديگر ارتباط برقرار‎ ‎کنند‎.
‎
گلرخسار صفي:‏‎ ‎‏ البته اين مشکل در افغانستان‎ ‎وجود ندارد و فقط خاص مردم تاجيک است. شما از دنياي عرب ياد ‏کرديد. راستش من به‎ ‎عرب‌ها حسرت مي‌برم چون چند مملکت عرب مي‌توانند يک شاعر داشته باشند. مي‌توانند‎ ‎نظم و ‏نثر همديگر را بفهمند و درک کنند. اما متأسفانه ما نمي‌توانيم مطالب توليد‎ ‎شده همديگر را درک کنيم. هر مطلبي که از ‏همديگر به چاپ مي‌رسانيم نصف حجم آن کتاب‎ ‎اختصاص به شرح مطالب دارد‎.
‎
سيمين بهبهاني:‏‎ ‎البته در مورد‎ ‎خط فارسي هم کوشش بسياري شد که از آن ايراد بگيرند و بگويند که اين خط امروزي ‏نيست‎. ‎اما مرحوم فروغي کسي بود که کوشش کرد براي اينکه خط فارسي کماکان همچون سابق باقي‎ ‎بماند و اين امر ‏باعث شد که رابطه ما با ادبيات قديم قطع نشود‎.
‎
اين مسئله که‎ ‎خانم گلرخسار اشاره کردند معضل بزرگي است. شايد اين ظلمي است که به ملت تاجيک وارد‎ ‎آمده است. ‏ادبيات ايران منحصر به ايرانيان نيست. اين ادبيات به ملت افغان و تاجيک‎ ‎هم اختصاص دارد. همه ما زماني در يک ‏حوزه بوده‌ايم. شعر حوزه خراسان را اگر بررسي‎ ‎کنيم مي‌بينيم که هم به ملت تاجيک و هم به ملت افغانستان تعلق دارد‎.‎

منبع: راديو فردا


بازگشت به صفحه اول
www.televisionwashington.com
www.enabavi.com
 
  • ارسال به شبکه های اجتماعی
  • Delicious
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • Facebook
  • Digg
جستجو در روز
چاپ
دريافت از طريق اي ميل
ارسال براي ديگران
© Rooz online