<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>ROOZ</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.roozonline.com/atom.xml" />
   <id>tag:www.roozonline.com,2008://1</id>
   <updated>2008-05-08T01:19:36Z</updated>
   <subtitle>روزنامه‌ی صبح به وقت تهران</subtitle>
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.33</generator>

<entry>
   <title>از خاتمي مي ترسند</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_7314.php" />
   <id>tag:www.roozonline.com,2008://1.36676</id>
   
   <published>2008-05-08T00:57:37Z</published>
   <updated>2008-05-08T01:19:36Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="1frontpage" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.roozonline.com/">
      <![CDATA[<img alt="fp_2008_08may.jpg" src="http://www.roozonline.com/archives/images/fp_2008_08may.jpg" width="770" height="555" />
]]>
      <![CDATA[<a href="http://www.roozonline.com/archives/images/fp_2008_08may.jpg"><img alt="fp_2008_08may.jpg" src="http://www.roozonline.com/archives/images/fp_2008_08may-thumb.jpg" width="480" height="345" /></a>
]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>انتخابات رياست جمهوري دهم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_7284.php" />
   <id>tag:www.roozonline.com,2008://1.36644</id>
   
   <published>2008-05-08T00:56:07Z</published>
   <updated>2008-05-08T10:16:00Z</updated>
   
   <summary>
احمد زيدآبادي</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="article" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.roozonline.com/">
      سخن در باره انتخابات رياست جمهوري آينده نه فقط زودهنگام است كه اي بسا كاري احمقانه هم باشد بخصوص براي كسي مثل من كه معتقد است ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كار شده‌اند تا سرنوشت خاورميانه و از جمله ايران را در سال جاري ميلادي به سمت جنگ يا صلح رقم بزنند.
      <![CDATA[<img alt="po_zeydabadi_01.jpg" src="http://www.roozonline.com/archives/images/po_zeydabadi_01.jpg" width="50" height="50" />

سخن در باره انتخابات رياست جمهوري آينده نه فقط زودهنگام است كه اي بسا كاري احمقانه هم باشد بخصوص براي كسي مثل من كه معتقد است ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كار شده‌اند تا سرنوشت خاورميانه و از جمله ايران را در سال جاري ميلادي به سمت جنگ يا صلح رقم بزنند.

با اين حال، وقتي كه در علوم دقيقه هم "قطعيت" جاي پاي محكمي ندارد، به طريق اولي در علوم اجتماعي و سياسي بايد بر عدم قطعيت تاكيد كرد.

حتي اگر احتمال ضعيفي هم براي ادامه شرايط كنوني تا سال آينده وجود داشته باشد، نبايد آن را ناديده گرفت و از كنار آن بي‌تفاوت گذشت.

به نظر من راز ناكامي اصلاح طلبان در چند انتخابات اخير عمدتا دو چيز بوده است. نخست آنكه هر كدام از احزاب اصلاح طلب در درون خود و بدون مشورت كامل و جامع با همه نيروهاي تحول خواه، نامزدي را معرفي كرده‌اند و آنگاه از ديگران خواسته‌اند كه به حمايت از آن نامزد برخيزند. در واقع اگر هم در پاره‌اي موارد مشورتي صورت گرفته، پس از تصميم‌گيري درون حزبي بوده كه قاعدتا مشورت ها تاثيري بر آن تصميم نداشته است.

دوم آنكه، اصلاح طلبان از اقناع بخش موثري از نيروهاي تاثيرگذار بر جامعه براي حمايت از نامزدشان و يا اصولا شركت در انتخابات ناتوان بوده‌اند. صرف اينكه گفته شود كانديداي ما انسان محترمي است و برنامه‌هاي مترقي و جذابي دارد، براي اقناع ديگران كفايت نمي‌كند.

من به تجربه دريافته‌ام كه ارائه يك تحليل منسجم از شرايط و تشريح دقيق موازنه قوايي كه يك رئيس جمهور بايد در چارچوب آن عمل كند و بخصوص نشان دادن واقع گرايانه راههايي كه آن رئيس جمهور مي‌تواند با تغيير موازنه قوا به نفع خود برنامه‌هايش را جامه عمل بپوشاند، در اقناع اهل نظر و تحليل بسيار موثر است، در غير اين صورت، آه و فغان و ناله برآوردن و هشدار دادن نسبت به اينكه اگر فلاني بيايد فاجعه مي‌شود، هيچ تاثيري ندارد، زيرا فرض وقوع فاجعه با آمدن ديگري، عدم وقوع آن را با آمدن كانديداي اصلاح طلب ثابت نمي‌كند.

به گمان من هيچكدام از احزاب اصلاح طلب و يا مجموعه‌اي از آنها كه به نام ائتلاف فعاليت مي‌كنند، در موقعيتي قرار ندارند كه با معرفي يك كانديدا، راي عمومي را جذب كنند. آنها نيازمند حمايت سايرين هستند و حمايت سايرين نيز جز از طريق مشورت با آنان و در نظر گرفتن دغدغه‌هايشان و عمل به تعهدات دوجانبه‌اي كه ممكن است صورت گيرد، به دست نمي‌آيد.

از اين رو، به نظر من اصلاح طلبان، بايد اكنون از معرفي يكجانبه برخي نام ها به عنوان نامزد انتخابات رياست جمهوري آينده پرهيز كنند و به جاي موضع گيري‌هايي كه به كار جنجال آفريني رسانه‌اي مي‌آيد، در پي كسب اجماع براي انتخاب چهره‌اي اجماعي باشند. تصور مي‌كنم با اندكي آرامش و تامل و تلاش مي‌توان به چنين چهره‌اي رسيد و در باره پيامدهاي رد صلاحيت احتمالي او نيز تصميم قاطع و روشني گرفت. اگر چنين تلاشي صورت گيرد و چهره‌اي اجماعي برگزيده شود، آنگاه به نظرم مي‌توان اهل تحليل و به تبع آن افكار عمومي را براي راي دان به او اقناع كرد.

به خلاف آنچه در ظاهر سياست ايران جريان دارد، به نظر مي‌رسد عملكرد دولت آقاي احمدي نژاد و مجموعه سياست‌هاي جاري، اگر منجر به بروز جنگي ويرانگر نشود و حتي به صلح دراماتيكي هم نيانجامد، در حال به هم زدن توازن قوا در عرصه سياست ايران است. به عبارت ديگر، به رغم همه تنگناهاي موجود، روزنه‌‌هايي از فرصت در افق سياسي ايران براي نيروهاي منتقد فعال در حال ظاهر شدن است. شايد بتوان از اين فرصت‌ها در انتخابات رياست جمهوري دهم براي اصلاح امور كشور بهره جست، اما اين بهره‌گيري احتمالي مشروط به همان دو شرطي است كه ذكر آن رفت.
]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>چکش و ترازو</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_7303.php" />
   <id>tag:www.roozonline.com,2008://1.36665</id>
   
   <published>2008-05-08T00:55:14Z</published>
   <updated>2008-05-08T01:19:36Z</updated>
   
   <summary>سید ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="satire" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.roozonline.com/">
      آیت الله شاهرودی اعلام کرد: « نظام قضایی ایران در دنیا بی نظیر و حتی کم نظیر است.» دلایل زیر برای اثبات این مدعا اعلام می شود.
دلیل اول: در ایران قاضی مستقل است و حق دارد مستقلا هر بلایی خواست سر متهم بیاورد.
      &lt;img alt=&quot;po_nabavi_01.jpg&quot; src=&quot;http://www.roozonline.com/images/po_nabavi_01.jpg&quot; width=&quot;50&quot; height=&quot;50&quot;

آیت الله شاهرودی اعلام کرد: « نظام قضایی ایران در دنیا بی نظیر و حتی کم نظیر است.» دلایل زیر برای اثبات این مدعا اعلام می شود.

دلیل اول: در ایران قاضی مستقل است و حق دارد مستقلا هر بلایی خواست سر متهم بیاورد.

دلیل دوم: در تمام دنیا وکیل از متهم دفاع می کند، اما در ایران وکلا اکثرا متهم هستند.

دلیل سوم: در تمام دنیا یک شاکی وجود دارد که وقتی شکایت کند، کسی متهم می شود و وقتی محاکمه شد معلوم می شود مجرم است یا نه، در ایران بخش اعظم مردم مجرمانی هستند که ممکن است بدشانسی بیاورند و دستگیر شوند، وقتی دستگیر می شوند بازجو پس از بازجویی می فهمد می تواند چه اتهامی به آنها بزند و متناسب با آن اتهامات قاضی کسانی را پیدا می کند که از او شکایت کنند.

دلیل چهارم: در تمام دنیا وقتی کسی به جرمش اعتراف کند و اقرار کند که جرمی را انجام داده، او را مجازات می کنند، در ایران زندانی اگر اعتراف کند و قبول کند که جرمی انجام داده، او را آزاد می کنند، اما اگر به جرم اعتراف نکند، آنقدر در زندان می ماند که اعتراف کند.

دلیل پنجم: در تمام جهان، اول جرم اتفاق می افتد و بعد مجرم دستگیر می شود، در ایران اول مجرم زندانی می شود و بعدا معلوم می شود جرمش چیست.

دلیل ششم: در اکثر نقاط جهان وقتی مجرم اصلاح شد و تغییر کرد، او را آزاد می کنند، در ایران وقتی قاضی اصلاح شد و تغییر کرد، متهم را آزاد می کنند.

دلیل هفتم: در دادگاههای سیاسی تمام نظام های قضایی جهان هیئت منصفه نماینده افکار عمومی است، اما در دادگاههای سیاسی ایران، معمولا متهم نماینده افکار عمومی است و هیئت منصفه گروهی از همکاران قاضی هستند که اوقات بیکاری شان را در دادگاه می گذرانند.

دلیل هشتم: در تمام جهان اول جرم مجرم اثبات می شود و بعد آبروی او را می برند، در ایران اول آبروی متهم را می برند و بعد ممکن است آزادش کنند.

دلیل نهم: در تمام جهان اگر کسی را اعدام نکنند، او را پانزده سال زندان می کنند، در ایران تمام تلاش ها برای اعدام یک نفر انجام می شود، اما اگر به هر دلیل اعدام نشد، یک روز بعد آزاد می شود.

دلیل دهم: در تمام جهان، مطبوعات و رسانه ها از طریق وکیل مدافع که در جریان پرونده متهم است، از اتهام او با خبر می شوند، اما در ایران وکیل مدافع از طریق رسانه ها و مطبوعات در جریان اتهامات متهم قرار می گیرد و اگر موفق به دیدار او شد، اتهاماتش را به خودش می گوید.

دلیل یازدهم: در اکثر نظام های قضایی دنیا قاضی از طریق شواهد و مدارک و پرونده متهم برای او حکم صادر می کند، اما در نظام قضایی ایران قاضی حکم صادره را از طریق موبایل دریافت و متهم را به آن محکوم می کند.

دلیل دوازدهم: زندان در اکثر نظام های قضایی جایی است که افراد ناسالم را در آن نگه می دارند تا جامعه توسط آنان آلوده نشود، در نظام قضایی ایران زندان جایی است که افرادی که زندگی سالمی دارند، در آنجا نگه می دارند که جلوی ادامه سیاست های دولت را نگیرند.

دلیل سیزدهم: در همه جای دنیا رفتن به زندان مثل لکه کثیفی روی سرنوشت افراد است، در ایران رفتن به زندان مثل نقطه روشنی است که نشان می دهد با یک آدم حسابی طرف هستید.

دلیل چهاردهم: در همه جای دنیا رئیس قوه قضائیه کسی است که سیاستهای قضایی را اجرا می کند، در ایران رئیس قوه قضائیه کسی است که هر چند ماه یک بار علیه قوه قضائیه نظراتی می دهد و بعد از مدتی خسته می شود.

واژه شناسی قوه قضائیه ایران
چکش: وسیله ای که با آن متهم جرم را می پذیرد.
ترازو: سالهاست خراب شده است.
میز دادگاه: وسیله ای که یک قاضی کوتوله پشت آن به نظر دراز می رسد.
میز هیئت منصفه: محل حضور برخی از کارکنان دادگاه.
وکیل مدافع: متهم بعدی.
قاضی: کسی که با متهم اختلاف فکری دارد.
متهم: کسی که تصادفا گرفتار شده است.
بازجو: کسی که از هر راه غلطی برای درست شدن متهم استفاده می کند.
پرونده: نمایشی که بصورت گروهی نوشته شده و بصورت گروهی بازی می شود.
قانون: کتابی که قاضی سالها قبل آن را خوانده است.
قوه قضائیه: نوعی قوه که فقط با سیاست شارژ می شود.


 

   </content>
</entry>
<entry>
   <title>راديکاليسم و صلح خاورميانه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_7282.php" />
   <id>tag:www.roozonline.com,2008://1.36642</id>
   
   <published>2008-05-08T00:54:17Z</published>
   <updated>2008-05-08T01:19:36Z</updated>
   
   <summary>مهرانگيز کار</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="article" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.roozonline.com/">
      در خبرها آمده است خانم کاندوليزا رايس وزير امور خارجه امريکا ضمن سفر اخير به خاورميانه از دولت اسرائيل خواسته است گام هاي اساسي براي رفاه فلسطيني ها بردارد. از دولت اسرائيل خواسته است تا قول دهد 61  مانعي را که در راه تردد فلسطينيان در راه کرانه باختري وجود دارد، برچينند. وي ادامه ساخت شهرک هاي اسرائيلي در کرانه باختري رود اردن را &quot;مشکل آفرين&quot; توصيف کرده است و بر اسرائيل فشار مي آورد تا آزادي جابه جا شدن فلسطينيان بر کرانه باختري رود اردن را بيشتر کند. 
      <![CDATA[<img alt="po_mehrangiz_kar_01.jpg" src="http://www.roozonline.com/archives/images/po_mehrangiz_kar_01.jpg" width="50" height="50" />

در خبرها آمده است خانم کاندوليزا رايس وزير امور خارجه امريکا ضمن سفر اخير به خاورميانه از دولت اسرائيل خواسته است گام هاي اساسي براي رفاه فلسطيني ها بردارد. از دولت اسرائيل خواسته است تا قول دهد 61  مانعي را که در راه تردد فلسطينيان در راه کرانه باختري وجود دارد، برچينند. وي ادامه ساخت شهرک هاي اسرائيلي در کرانه باختري رود اردن را "مشکل آفرين" توصيف کرده است و بر اسرائيل فشار مي آورد تا آزادي جابه جا شدن فلسطينيان بر کرانه باختري رود اردن را بيشتر کند. 

هم زمان با خانم رايس گروه چهارجانبه (سازمان ملل، اتحاديه اروپا، امريکا و روسيه) که روز جمعه گذشته در لندن تشکيل جلسه دادند از اسرائيل خواسته اند همه فعاليت هاي شهرک سازي را متوقف کند و از فلسطيني ها نيز خواسته اند حملات نظامي خود را متوقف کنند.

خبرها شيرين است. آيا شدني است؟ آيا به اينکه خانم رايس هنوز باور دارد رسيدن به يک پيمان صلح بين اسرائيل و فلسطين تا پايان سال ميلادي جاري امکان پذير است مي توان اميد بست؟ همين چند روز پيش بود که قطع تأمين سوخت مورد نياز غزه از سوي اسرائيل فاجعه به بار آورد تا جايي که دبير کل سازمان ملل متحد به آن معترض شد. اسرائيل اعلام کرد به حملات شبه نظاميان فلسطيني پاسخ داده است و با اين دفاعيه اقدام ضد حقوق بشري خود را مشروعيت بخشيد. 

خوب که خبرها را بالا و پايين مي کنيم به اين نتيجه مي رسيم که صلح خاورميانه در شرايط کنوني دست يافتني نيست. راديکال ها از جنگ تغذيه مي کنند نه از صلح. شيرازه امور جهان هم يکسره افتاده است به دست راديکاليسم که در هر گوشه جهان ويژگي هايي دارد متناسب با آن اقليم. در اسرائيل اين ويژگي ها چنان است که از دولت مقتدر خبري نيست و تندروها براي دموکراسي جايي باقي نگذاشته اند تا به اتکاي آن اقدام براي صلح ميسر بشود. راديکال هاي فلسطيني هم توانسته اند تبديل به يک نيروي تعيين کننده بشوند و تشکيلات خودگردان فلسطين را تضعيف کنند. 

فزون بر رويدادهاي سياسي بايد به نشست هايي که در گوشه و کنار جهان برپا مي شود کنجکاوانه نگاه کرد. به مناسبت سالروز وقوع هولوکاست در روزهاي 29  و 30  ماه مي نشستي در شهرهاي نيويورک و نيوهاون برگزار شد. تصور مي شد نشست بوي صلح مي دهد. اما چنين نبود و افرادي در اين نشست تلاش مي ورزيدند آن فاجعه جان گداز بشري يعني هولوکاست را دست مايه اي قرار دهند براي تقويت راديکاليسم که جهان را در کام خود فرو کشيده است. مي خواستند اين را جا بياندازند که هولوکاست ديگري در راه است به سرکردگي ايران در دوران رياست جمهوري محمود احمدي نژاد. در تمام جلسات شبح زمينه سازي براي حمله نظامي به ايران ديده مي شد. کاملا قابل فهم بود که ريئس جمهور ايران با سخنان نسنجيده که فاقد ارزش هاي ديپلماتيک است، فرصت هاي جادويي در اختيار ديگر راديکال هاي جهان گذاشته تا آنها بتوانند به استناد ادعاهاي او کاري بکنند کارستان. در نشست پياپي به سخنان تهديد آميز آقاي محمود احمدي نژاد استناد مي جستند و بر پايه آن در صدد برمي آمدند تا بر قصاص قبل از جنايت که مي تواند ملت صلح دوست و کهنسال ايران را درهم بشکند مشروعيت ببخشند. 

حقوقدان برجسته کانادايي که استاد حقوق بشر هم بود و شهرت جهاني دارد ضمن نطق آتشيني اعلام کرد نسل کشي تازه اي به ابتکار ايران دارد شکل واقعي به خود مي گيرد و بايد چارچوب لازم براي "پيشگيري" از آن را طراحي کرد و به اجرا گذاشت. وي به دارفور و رواندا اشاراتي داشت و باور داشت ورود به بحث نقض گسترده حقوق بشر توسط دولت اسرائيل مثلا در نوار غزه موضوعي است که در دستور جلسه آن نشست نيست و نبايد سخنرانان به آن بپردازند. با وجود حضور اين استاد برجسته حقوق بشر فضاي نشست سخت غير دموکراتيک، بسته و درآميخته با التهاب بود.فقط يک تفکر غالب بود. همين و ديگر هيچ.

روز بعد وکيل مدافع جواني همان تفکر را پي گرفت و در يک چارچوب حقوقي خاص که گفته مي شد براي پيشگيري از نسل کشي آن را طراحي کرده است شبح ترس و ضرورت دفاع (بخوانيد حمله) را پررنگ تر ساخت. چارچوب حقوقي پيشنهادي با موازين حقوق بين الملل سازگار نبود. با اين وصف گويا محافل خاصي از آن استقبال کرده بودند وقتي يکي از حاضران که او نيز وکيل مدافع بود  از سخنران پرسيد اگر شما وکيل اين پرونده بوديد چگونه دعاوي خود را در دادگاه هاي بين المللي ثابت مي کرديد، سخنران گفت: فقط و فقط با استناد به سخنان محمود احمدي نژاد!

در مجموع روشن شد که راديکال ها در جهان در صدد برآمده اند تا به بهانه اختلاف نظر با يکديگر راديکاليسم را در سطح جهان به زيان صلح و حقوق بشر از هر سو تقويت کنند. راديکاليسم ايراني که در حال حاضر نماد آن آقاي محمود احمدي نژاد است، راديکاليسم اسرائيلي را تقويت کرده است. راديکاليسم اسرائيلي در پناه اشتباهات سياسي ايران راديکاليسم امريکايي را بيش از پيش با خود هم سو ساخته است. راديکاليسم فلسطيني به آنچه رفتار ضد حقوق بشري در مناطق محل سکونت فلسطينيان است مشروعيت بخشيده است. حاصل کار همين است که مي بينيد:

- جامعه جهاني نمي بيند که ايرانيان در منجلات تورم و گراني غوطه مي خورند و نقض گسترده حقوق بشر فضا را براي نقد عملکرد حاکميت (سياست خارجي و سياست هاي اقتصادي) تنگ کرده است. از بس بحث پيرامون بحران هسته اي و تحريم ها برضد ايران مطرح است، وضعيت حقوق بشر در ايران خبرساز نيست. 

- ايرانيان با کابوس حمله نظامي روزگار مي گذرانند و وضعيت دشوار و محنت بار اقتصادي شان غيرقابل تحمل شده است. با اين وصف جامعه ايران زنده و فعال است و در پي آن است تا در همين شرايط دشوار براي برون رفت از بن بست راه چاره اي پيدا کند. 

- به تدريج عملکرد آقاي محمود احمدي نژاد به خصوص در حوزه سياست هاي اقتصادي از سوي هم فکرانش به نقد گذاشته شده و استيضاح وزراي او از سوي مجلس آغاز شده است. بنابراين محمود احمدي نژاد آن گونه که در نشست هاي خاص مطرح مي شود ابرقدرت نيست. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران هم ريئس جمهور صاحب اختيار نيست. 

- اما محمود احمدي نژاد با همين سخنان که راديکاليسم را در جهان تقويت کرده است، در بخش هايي از جهان تبديل به قهرماني شده که دارند از آن اسطوره مي سازند. اهل پژوهش و تحقيق لازم است تا ريشه هاي اين قهرماني را بررسي کنند و به آن خطاهاي سياسي که تا کنون صلح خاورميانه را به تأخير انداخته است همچون بستري براي اين قهرمان سازي بپردازند. نمي توان باور کرد که با در هم کوبيدن ايران، جهان و به خصوص خاورميانه به صلح و ثبات برسد. دستيابي به صلح در گروي مذاکره است. 

]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>خانه دوست كجاست</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_7283.php" />
   <id>tag:www.roozonline.com,2008://1.36643</id>
   
   <published>2008-05-08T00:53:47Z</published>
   <updated>2008-05-08T01:19:36Z</updated>
   
   <summary>
تقي رحماني</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="article" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.roozonline.com/">
      <![CDATA[مقدمه: نوشتار تيپ كامياب را <a href="http://www.roozonline.com/archives/2008/04/post_7120.php">به قسمت چهارم </a>رسانديم. از 1- مصدق يا قوام 2- ساختار قدرت 3- نهاد رسمي سه قسمت گذشته اين نوشتار بودند.
اما قسمت چهارم درباره باورها، ايدئولوژي روشنفكران در عدم تحقق تيپ كامياب است.]]>
      <![CDATA[<img alt="taghirahmani685.jpg" src="http://www.roozonline.com/archives/images/taghirahmani685.jpg" width="50" height="50" />

مقدمه: نوشتار تيپ كامياب را <a href="http://www.roozonline.com/archives/2008/04/post_7120.php">به قسمت چهارم </a>رسانديم. از 1- مصدق يا قوام 2- ساختار قدرت 3- نهاد رسمي سه قسمت گذشته اين نوشتار بودند.

اما قسمت چهارم درباره باورها، ايدئولوژي روشنفكران در عدم تحقق تيپ كامياب است.

<strong>هدف‌گذاري</strong>

جريان روشنفكري و نيروهاي سياسي متأثر از در هدف‌گذاري دچار خطاي جنبشي – راهبردي هستند. كه متأثر از ايده‌هاي و ارادتي است.

به عبارتي اگر تحقق دموكراسي ملي با هر قرائتي اعم از سوسيال، ليبرال و مذهبي‌ها هدف باشد. آن زمان است كه بايد ديد كه يكصد سال گذشته آواي برتر روشنفكري آيا دموكراسي ملي را طلب كرده يا اين‌كه زماني جامعه سوسياليست يا دموكراتيك خواسته و جامعه ليبرال نخبه‌گرا اعم از مذهبي و غير مذهبي را طلب آرمان خودي داشته است و دو عمل در جامعه ناموزون، به رشد جرياناتي ياري رسانده كه بدل از اصل بوده‌اند. نگاهي به گذشته نشان مي‌دهد كه هدف گذاري اين جريانات چه بوده در به قصد همراه كردن راه بهشت و آرمان، كدام مقصد سخت و صعب را به نفع دشمنان هموار كرده است.

اگر از قبل توافق كنيم كه جامعه ايران به دموكراسي ملي نياز دارد. اين دموكراسي جامعه مدني و احزاب مستقل از دولت را تقويت مي‌كند و دولت محوري به مفهوم كسب قدرت سياسي به قصد اصلاح امور بدون جامعه مدني باعث پيچيده‌تر شدن شرايط مي‌شود و مشكلات مي‌افزايد و بر پيچيدگي شرايط جامعه مي‌افزايد.

آن‌گاه است كه مي‌توان چند فراز مهم تاريخ صد سال ما را در رفتار روشن‌فكران و جريانات سياسي متأثر از با حاكميت مورد بررسي قرار داد و توجه كرد كه آيا روشنفكران با انواع ايده‌ها و باورها دموكراسي ملي را طلب كرده‌اند يا نه؟

انقلاب مشروطه كه چون برق آمد و از برق خود همه بهت زده كرد. مگر پهلوي اول را كه سلطنت عوض كرد و شاه شد و از ارتش به دربار آمد و راه رسم نظامي‌گري را به پادشاهي پيوند زد.

به مشروطه سلطنتي بر محور دموكراسي‌ملي نياز به آن داشت كه روحانيون و روشنفكران مرفه با رهبران مذهبي برسر تحقق آن توافق كنند. اما ساختار قدرت و نهاد دين و سنت، چندان مجال نمي‌داد كه آزمون و خطاي جريان‌هاي روشنفكري سياسي برسر منازعه بر يكديگر به تفاهم برسد.

انفعال صاحب كتاب تنزيه مله و تنبيه‌امه و خط عوض كردن سيدحسن تقي‌زاده و ناكامي ميرزا كوچك جنگي را اگر سه نماد برجسته بر جريان روشنفكري سنتي و مدرن بگيريم آن هنگام معلوم مي‌شود كه خوشنامان و بدنامان روشنفكر در اين سرزمين كامياب نبوده‌اند.

به عبارتي مدرس به عنوان نماد مشروطه‌خواهي ملي تنها ماند، مستوفي الممالك خسته از استبداد پهلوي اول منزوي شد و سيد محمد طباطبايي پشيمان از حوادث بعد از مشروطه ناگهان ساكت شد.

در كوران مشروطه برخي را سوداي ترقي و تجدد بود و عده‌اي را سوداي تحول راديكال سوسياليستي، آن هم در سرزميني كه نمايندگان اقليت‌هاي مذهبي، با احتياط و يا محافظه‌كاري روحانيون شيعه بودند.

پهلوي از "دموكراسي ملي" سلطنت پادشاهي ايران را بيرون آورد.

و ملت ايران را با تهران و زمان و قوم فارسي برابر داشت. عاقبت كار به جايي رسيد كه برخي از روشنفكران تئوري بيسمارك وطني را تدارك ديدند كه اكثريت آن‌ها به تير خشم پهلوي اول دچار شدند و برخي كه زرنگ‌تر بودند، محتاط ماندن تا كشته نشوند و جان به‌در برند.

سال‌هاي 1285 تا 1304 ه.ش فرصت خوبي بود تا پرچم دموكراسي ملي برافراشته شد. اما سرود دموكراسي در غوغاي نخبه‌گرايي تجدد‌گرا و ترقي خاموش شد. و از شانس بد ملت ايران بود كه كلنل پسيان در شورش عليه  دولت مركزي شكست خورد، اما رضاشاه در اين شبه كودتا عليه دولت مركزي پيروز شد. پسيان تحصيل كرده، خوشنام و ملي بود و آرمان‌هاي مشروطه را باور داشت. اما رضاشاه به مجلس ملي "طويله" خطاب مي‌كند.

عمده جريان‌هاي روشن‌فكري- سياسي آن دوره نتوانستند در تدبيري اصولي بر حفظ مشروطه سلطنتي  و دموكراسي ملي وحدت راهبردي داشته باشند تا وضع كشور غمزده ايران به ماتم‌سرا تبديل نشود.

ايده‌هاي مهندسي نشده جمهوري‌خواهي، نخبه‌گرايي، خلق‌گرايي، نمي‌توانست به دموكراسي ملي منجر شود بدون تفكيك قوا و دولت قانونمند، جمهوري‌خواهي به هرج و مرج‌گرايي، نخبه‌گرايي به استبداد قانوني و خلق‌گرايي به ستم بيش‌تر به مردم منجر مي‌شد، در حالي‌كه طرفداران اين ايده چنين قصدي را نداشتند و منظور‌شان خدمت به مردم و جامعه بود.

با اين وصف آن زمان مطلوب ملي جامعه، دموكراسي ملي در قالب مشروطه سلطنتي بود كه مدرس مستوفي‌الممالك و چند چهره ديگر با آزمون و خطا درپي تحقق آن بودند.

فراز بعد در سال‌هاي 1320 تا 1332 ه.ش بود كه سال‌هاي فرصت بادآورده قلمداد مي‌شود. شرايط خارجي پهلوي اول را از دور خارج كرد، در حاليكه در اوج اقتدار داخلي بود. نياز زمانه با تحقق شعارهاي معوقه مشروطه در نهضت ملي بود. مصدق اين نياز را درك كرد. انتخابات را با مردم پيوند زد و با شعار ملي كردن نفت همبستگي ملي بوجود آورد، بدون اين‌كه در كشور حالت فوق‌العاده به بهانه دشمن خارجي اعلام كند و حقوق ملت را سلب كند. البته مصدق داراي خطا بود، اما سمت‌گيري وي مهم بود.

اما ايده مطرح روشنفكري آن زمان كه دلبري داشت، مبارز ضد امپرياليستي و ضد سرمايه‌داري شعار قالب زمانه بود، انقلاب رها يبخش خلق‌ها در دستور كار قرار داشت. ديدگاه دوپهلو كه همه چيز را در دو جبهه تقسيم مي‌كرد و در اين ميانه در تحليل نهايي مصدق و نهضت ملي در صف جبهه خلق قرار نمي‌گرفت. از طرف ديگر نگاه نخبه‌گراي ليبرال در نهضت ملي وجود داشت كه متأثر از نگاه ليبرالي زمانه خودش بود كه سمبل آن حزب ايران بود. اين دو ديدگاه با يكديگر مصاف جدي مي‌دادند كه نتيجه‌اش هرز رفتن نيروها بود.

چپهاي ماركسيست نمي‌دانستند كه انقلاب رها يبخش نياز جامعه ايران نيست بلكه فاز روشنفكرانه است و ملت ايران يكبار انقلاب مشروطه را انجام داده است.

و نخبه‌گرايان متأثر از ليبراليسم هم توجه نداشتند كه بدون حمايت مردم و هرگونه تحقق نظام مشروطه سلطنتي، در دستان دربار قدرتمند پهلوي كه تركيبي از نظاميان، اشراف زمين‌دار و برخي از روحانيون رسمي. بود، دوام نخواهد آورد. دوران نهضت ملي زمان مناسبي براي سوار كردن بار آزادي بر شتر پُر برگ و نواي دموكراسي بود. در تهران 000/500 نفري براي تظاهرات جبهه ملي 000/50 نفر شركت مي‌كرد دموكراسي ملي و مشروطه سلطنتي با يكديگر توان اجرا را داشت.

اما بر سر دموكراسي ملي توافق نبود، اختلاف ميان مليون بر سر كسب قدرت بيش‌تر و اختلاف ميليون اعم از مذهبي و غير مذهبي با حزب توده، نشان مي‌داد كه هدف‌گذاري دموكراسي ملي نيست. و جريان‌ها به دنبال تقويت جامعه مدني به‌عنوان اصل اساس و تعيين كننده براي دموكراسي نيستند.

چون دموكراسي ملي به طبقه متوسط قومي نهادهاي صنفي قدرتمند و سرمايه‌داري ملي توانا نياز داشت. اين عوامل مهم زماني تحقق مي‌يافت كه نخبه‌گان ليبرال به جامعه مدني توجه مي‌كردند، نه به معادلات بسته مجلس و دربار كه به آن عادت داشتند و در تخصص اقوام السلطنه‌ها بود.

همچنين حزب توده و چپ‌ها اعم از مذهبي و غير مذهبي توجه نداشتند كه سرمايه‌داري ملي مي‌بايد حمايت مي‌شد، نه مورد هجوم و حمله قرار مي‌گرفت.

شكست نهضت ملي بسيار تلخ بود و خطر مزمن شده بيماري ناكام را در جامعه نشان مي‌داد.

جالب اين بود كه  نقدها بر شكست ملي نشان داد كه نگاه‌هاي روشن‌فكران همچنان به كسب قدرت است تا بتوانند دموكراسي را تحقق دهند، در حالي‌كه در جامعه بدون نهاد مدني چگونه مي‌تواند در دولت و حكومت ماند و به پاسخ‌گويي تن داد و موفق شد؟

بعدها جريانات راديكال و چپ مذهبي و غير مذهبي علت شكست نهضت ملي را فقدان ايدئولوژي، عدم تكيه به طبقات زحمتكش مماشات با دربار اعلام كردند و راديكال‌تر به سرمايه‌داري ملي تاختند.

نخبه‌گرايان تلاش كردند كه قانوني‌تر با اصحاب قدرت گفتگو كنند، برتري قوام بر مصدق به معني نخبه‌گرايي بدون دموكراسي بود جالب آن است كه بعد از چندين دهه منتقدان نخبه‌گراي نهضت ملي مي‌گويند كه مشكل نهضت ملي عدم توافق با آمريكا يا دربار بوده و به عبارتي مصدق به پوپوليسم روي آورده است. در حالي‌كه رويكردي قوامي به قدرت دربار و سلطنت و يا آمريكا به معني تعميق دموكراسي نبود. امروزه هم برخي از روشن‌فكران و جريانات سياسي متأثر از روشن‌فكري در تعامل با قدرت بدون تكيه به مردم اقداماتي انجام مي‌دهند، كه در مسير تعميق دموكراسي نيست.

نخبه‌گرايي در قالب ليبرال ملي، ليبرال جهان وطني در طي چندين دهه توجه ندارد، كه مطلوب ملي جامعه ما، اگر دموكراسي ملي است. رييس مردم در اين ميانه چه كاره‌اند؟

<strong>آيا ايشان فقط بايد رأي بدهند و بعد به‌دنبال كار خود بروند؟ </strong>

همان‌گونه كه جريان‌هاي چپ صادق توجه نداشتند كه اين خلق‌گرايي بدون طبقه در جامعه شبه سنتي ما چه جاي‌گاهي در آزادي و عدالت‌طلبي دارد.

شكست نهضت ملي با ايدئولوژي‌هاي روشن‌فكري رابطه داشت. با اين حال دومين فرصت تاريخي از كف ملت ايران رفت تا نتواند در مسير توسعه، دموكراسي روان شود. نهضت ملي كامياب نشد همچنين مشروطه، اما خوشنام باقي‌ماند. مشعل راه شد در حالي‌كه قرار بود نقشه راه شود.

در سال‌هاي 1338 تا 1341 ه.ش فرصت دموكراسي نيم بند از دست رفت. جبهه‌ ملي دوم توان تبيين يك راه‌كار مناسب را نداشت، جبهه خوشنام به ميدان آمد اما در كشاكش ميان علي‌اميني و دربار به علي اميني تاخت، در حالي‌كه مشخص شد كه اين جريان نخبه‌گرا دچار اشتباه فاحش راهبردي است. چون دربار و پهلوي دوم آموخته بودند كه بايد نخست وزير مستقل يا نيمه مستقل را نپذيرند. جبهه ملي دوم بر علي اميني خشم آورد كه نتيجه معكوس داد. نهضت آزادي به پهلوي حمله كرد و در مقابل علي اميني سكوت كرد نتيجه اين كار بر تشتت ميان آزادي‌خواهان افزود و سوء تفاهم ايجاد كرد.

جبهه ملي دوم شعار انتخابات زودرس مي‌داد، در حالي‌كه تجربه نشان داده بود كه در انتخابات زودرس امكان قدرت گرفتن جبهه ملي را فراهم نمي‌كند. بلكه جبهه بايد با حمايت از اختلاف دربار با اميني و آمريكا مانور مي‌داد چون جبهه ملي جرياني پارلماني بود. اما جبهه ملي دوم مي‌پنداشت كه مي‌تواند در انتخابات زودرس پارلمان را تسخير كند. با اين وصف با سركوب نهضت 15 خرداد، 1341 ه. ش دوره جديدي در انديشه روشن‌فكري ايران شكل مي‌گرفت كه روشن‌فكران نخبه‌گرا را در پرانتز مي‌گذاشت. دموكراسي ملي بار ديگر زمين ماند و فرصت نسبي سال‌هاي 1338 تا 1341 ه.ش نيز از دست رفت.

سختي و بن‌بست سياسي حاكميت پهلوي هم مشي و هم ايده‌ها را عوض مي‌كرد و بر سختي كار مي‌افزود.

دهه 50 ه.ش شمسي كه به انقلاب اسلامي منجر شد.

غلبه ايده انتر ناسيوناليستي با مشي براندازي حكومت پهلوي بود. مشي براندازي ايده خود را تحميل كرد، عبور از قانون اساسي مشروطه، نظام سلطنتي و بدليل آن جمهوري‌خواهي دموكراتيك و خلق بود.

روشن‌فكران بر ايده‌ال‌ها تكيه مي‌زدند و با رژيم مبارزه مي‌كردند. ديگر جريانات پارلماني نيروي اصلي زمانه نبودند. اين روشن‌فكران سياسي بالاي جان مي‌زدند. پس آرمان خود را مي‌خواستند اما جامعه ايراني درچه مرحله‌اي قرار داشت، واقعيت بي‌رحم‌تر و خشن‌تر از آن‌جا است كه مطابق خواسته ذهني افراد حركت كند. وجود فقر و شكاف طبقاتي نتيجه منطقي‌اش انقلاب خلقي نيست همان‌طور مخالفت جريانات با حكومت‌هاي ديكتاتوري آن جريانات را دموكرات نمي‌كند.

در جوامعي پيراموني ساده‌سازي، مشكلات را پيچيده مي‌كند. شعار هركس بياييد. بهتر از رژيم پهلوي است شعار رواني درستي بود، اما از عمق راهبردي برخوردار نبود. پهلوي، روشن‌فكران تحقير و بعد مردمي طبقه متوسط اعتنايي مي‌كرد و به اقشار مختلف رفاه و امكان ناكامي و فساد برانگيز داده بود.

مجموعه اين عوامل در كنار شرط فشار خارجي به فضاي 56 تا 1360 ه.ش منجر شود كه يكي از انقلابات مردمي قرن بيستم را باعث شد.

اما انقلاب و اصلاح روش‌هاي تغييرند و الزاماً ملاك و تضمين كننده آزادي نيستند. در اين انقلاب به‌خاطر فضاي حاكم خارجي و داخلي، مفهوم دموكراسي ملي فراموش شد. انترناسيوناليسم كارگري و انقلاب رهايي‌بخش مطرح بود يا انقلاب دموكراتيك در برابر آن انترناسيوناليسم مذهبي مطرح شد اين انترناسيوناليسم با درك بنيادگرايانه همراه شد و به شكل‌بندي فضاي امروز جهاني كمك كرد آن‌هم بنيادگرايي مذهبي را به‌عنوان يك پديده كه نظم نوين را به چالش و ريزش مي‌خواند و بيش‌تر نقش افراطي و تخريبي باز مي‌كند تا نقش اصولي در حالي‌كه تعديل شعارهاي اصلي انقلاب ايران به تعامل با نظم‌نوين جهاني براي تحقق نوعي سوسيال دموكراسي ملي يا دموكرات ملي را منجر مي‌شد. اما چرا چنين نشد و روشن‌فكران چه نقشي در اين مورد داشتند؟

جريان روشن‌فكري يا پارادايم ساز است يا تابع پارادايمي. از آن‌جايي كه جريان روشن‌فكري ايراني سر مشق‌ساز نيست به‌شدت متأثر از سرمشق‌‌هاست. حتي انديشمنداني چون شريعتي كه متهم به بومي انديشي هستند از اين قاعده به‌طور كلي مستثني نيستند. با چنين وصفي حساب سيد جواد طباطبايي، دكتر سروش، ... و ديگران مشخص‌تر است.
با چنين ديدي آنچنان از سوي انديشمندان ايراني به سوي جريانات سياسي روشن‌فكري به لحاظ ايده و مشي سرازير مي‌شود، مشخص است. غفلت از عنصر ملي بوروژوازي ملي، نهادهاي مدني به‌عنوان پايه‌هاي اصلي دموكراسي در ايران از ويژگي عمده سر مشق‌هاي روشن‌فكري است، دوره كردن شعارهاي عمده دوران انقلاب خود نشان دهنده ادعاي ماست.

شعارهاي ايدئولوژي كه به جاي راهبرد در جامعه ما مطرح بود. 1- جامعه بي‌طبقه توحيدي 2- جامعه توحيدي 3- انقلاب رهايي‌بخش خلق‌ها 4- جمهوري دموكراتيك خلق 5- جمهوري سوسياليستي

اين شعارهاي آرماني و حتي مرحله‌اي جريان‌هاي روشن‌فكري مطرح در دهه 1360 ه.ش را مي‌توان با شعارهاي آرماني دهه 1380 ه.ش مقايسه كرد. جمهوري ناب، جمهوري سكولار، ليبراليسم و جهان‌گرايي، پايان دوران دولت ملي جهاني شدن و جهاني سازي، بنيادگرايي اسلامي، انترناسيوناليسم اسلامي، به‌طور كلي سپهر ايده‌ها در اين دوران خروج از پارادايم ملي و توجه به جهاني شدن است. به‌عبارتي انترناسيوناليسم سوسياليستي جاي خود را به جهاني شدن ليبراليستي داده است. در حالي‌كه منطقه خاورميانه ميانه گزينه الترناتيوني از جريانات اسلامي ميانه‌رو تا بنيادگرا در نوسان است.

روشن‌فكران ايده‌ساز يا مروج ايده در سپهر انديشه جهاني نفس مي‌كشيدند. تا نيروهاي بومي روشن‌فكري شعار جهاني انديشيدن بومي عمل كردن مي‌دهند، اما اين شعار نيز گنگ و مبهم است. شريعتي به‌عنوان مروج و عمل كننده به اين ايده در جامعه ما شناخته شده اما عملي كردن اين شعار چگونه ممكن است با انديشه بومي، جهاني بينديشيم و بوي عمل كنيم.

مشابه اين شعار گوياتر از شعار قبلي باشد. چرا كه هركس جهاني بينديشيد، خلاصه در زمان و مكان مي‌انديشيد، انديشه زماني و مكاني ويژگي تاريخي، فرهنگي، اجتماعي و محيطي خود را منعكس مي‌كند، پس جهاني انديشيدن مفهوم گنگ و نارسايي است.

با اين وصف حكايت جريان روشن‌فكري سپهر ساز ما همچنان در غفلت از عنصر ملي- منافع ملي، توان ملي، نهاد‌سازي بومي – ملي، دولت ملي و قدرتمند شدن طبقه متوسط به‌عنوان ضرورت اساسي دموكراسي ملي همچنان پابرجاست.

مي‌توان گفت كه در طوفان انديشه سوسياليستي و كوران انديشه ليبرالي، روشن‌فكراني به مفهوم ملي، مذهبي و دموكراسي ملي انديشيده‌اند، اما ايشان تبديل به جريان غالب نشده‌اند. يكي از روشن‌فكران مهندس سحابي است. نظريه توسعه درون ساز وي باوجود ابهام داشتن و كلي بودن، توجه به منافع ملي ايدئولوژي ملي، توان ملي و طبقه متوسط در  نظريه توسعه درون‌زاي سحابي مشهود است. اما جالب اين است كه از آن‌جائيكه روشن‌فكران ايراني، از شريعتي، سروش، طباطبايي، شايگان روشن‌فكران انتزاعي – فلسفي يا آرماني اجتماعي هستند، سپهر سازاني قومي هستند، عبارتي مشعل راه مي‌نمايند و نقشه راه‌ ندارند، روشن‌فكران مفاهيم هستند يا روشن‌فكران معياري كم‌تر نگاه راهبردي دارند. البته در اين مورد چندان مقصر نيستند، چون وظيفه كلاسيك اينان روشن‌فكري براي روشن‌گري است نه به‌عنوان روشن‌فكران راهنما و راهبردي. اما به‌دلايل گوناگون در جامعه اين انديشمندان آرا و تفكرشان از جايگاه آرمان و نظريه به‌جاي راهبرد مي‌نشيند و مشكل از همين‌جا آغاز مي‌شود. از همين روست كه  مي‌بايد ميان آرمان، مطلوب فاصله گذاشت. يك انديشمند ميدان نديده فقط بايد ايده‌پردازي، نظريه پردازي يا، پژوهش‌گري كند، در عرصه عمل مي‌بايد بتواند ميان ايده، نظريه و مدل و نحوه رسيدن به مدل مطلوب نقشه راه ارائه دهد در غير اين صورت بهتر آن است كه روشن‌فكران راهبردي – سياسي و روشن‌فكري تئوريك – آكادميك با يكديگر تفكيك شوند. اما مشكل مزبور با اين تفكيك هم به سادگي آسان نمي‌شود چون روشن‌فكران راهبري – سياسي ما در مسير ايده‌ها، انتراع‌گري عمل مي‌كنند.

از همين روست كه بايد رابطه تئوريك – آكادمي را به رابطه تئوريك – تجربه بومي – آكادمي تبديل كرد. يعني با آشنايي به آراي جهاني و آكادميك و تجربه بومي كه نياز جامعه را نشان مي‌دهد به تئوري‌پردازي مبادرت كرد. چنين وقتي را محدود انديشمنداني در ايران تا حدي انجام داده‌اند. اما نتوانسته‌اند تبديل به يك جريان شوند.

به‌عنوان نمونه اگر در جامعه ما بحث‌هايي انتزاعي داغ مي‌شود. اما بحث‌هاي راهبردي در مورد همان موضوع مورد توجه قرار نمي‌گرفت. بحث اين‌كه وحي وجود دارد يا نه؟ بسيار داغ مي‌شود، اما در مورد مكانيزم وحي بازار چندان گرم نمي‌شود.

اين‌كه توسعه خوب است يا بد؟ فراوان بحث مي‌شود، اما درباره نوع، مدل توسعه چندان سخني نمي‌رود. مهم‌تر از آن است. اگر كسي بگويد ليبراليسم يا سوسياليسم خوب هستند يا بد؟ ناگهان غوغايي در مي‌گيرد، اما اگر كسي بپرسد كه ليبراليسم يا سوسياليست مورد ادعاي شما در جامعه چگونه كاربردي مي‌شود؟ كسي چندان حرفي براي گفتن ندارد.

به‌عبارتي شريعتي درست مي‌گفت و حقيقت مي‌خواست، سروش به يافتن حقيقت مي‌انديشد، شايگان واقعيت را توضيح مي‌دهد، طباطبايي درباره تاريخ انديشه و تفكر فلسفي سخن مي‌گويد.

حتي مهندس بازرگان اهل عمل، در آثار تئوريك خود به پاسخ‌هاي انتزاعي علمي مي‌انديشد، چون قصد دارد جواب انديشمندان انتزاعي ماركسيست را بدهد.

براي اين‌كه در به روي پاشنه قبلي نگردد. لازم است كه ميان ايده، نظريه و مدل ميان روشن‌فكران آكادميك، روشنفكر اجتماعي (مدل سارتر)، سياستمدار راهبردي و سياستمدار در مقام دولت مرد تفاوت قائل شد. اما اين همه راه‌حل نيست.

بلكه مهم اين است كه به‌جاي جهاني نينديشند و بومي عمل كردن مي‌توان با انديشه بومي، جهاني بينديشيم و بومي عمل كنيم. به‌عبارتي ساده، روشن‌فكران اين سامان مسايل ساده را پيچيده و بعد آن حل مي‌كنند البته در مواردي كه به‌حل مسأله نمي‌رسند مسأله‌هاي جديد ايجاد مي‌كنند.

به‌عنوان نمونه مشروطه، دموكراسي ملي مي‌خواست، همراه با انجمن‌هاي ولايتي و ايالتي و پارلماني كه نوع حكومت غير متمركز ملي با سازوكار دموكراسي بود، بعد از صد سال دموكراسي ملي نداريم. اما در هر مرحله‌اي در اين تاريخ صدساله با نگاه آرماني برخواسته خود افزوده‌ايم، بدون اين‌كه به مرحله برگشت‌ناپذيري از دموكراسي برسيم. انواع مطالبات را مطرح مي‌كنيم. بدون ارايه چشم‌انداز مناسبي براي آن وجود داشته باشد مانند جمهوري دموكراتيك، جمهوري ناب و امثالهم. در حالي‌كه به‌دليل پيچيده كردن اوضاع ديگراني كه زور پول و امكان دارند گاه در قالب نظام مشروطه و نظام جمهوري اعلم خودكامگي بلند مي‌كنند. به‌عبارتي جريان روشن‌فكري مذهبي و غير مذهبي در ايران فراوان هزينه داده، تلاش كرده، اما كم‌تر نصيب برده است. فقط در زمينه حاكميت اين پرونده چنين سرنوشتي ندارد، بلكه در ابعاد ديگر نيز داراي نقصان خاص خود است.

موج‌هاي روشن‌فكري ترفي‌خواهي، سوسياليسم و نوليبراليسم و حقوق بشري در جامعه ما بدون رسوب‌گذاري و ايجاد اثري محكم جاي خود را به يكديگر مي‌دهند و بدون اين‌كه نهادينه شوند. با اتهامات تند ناروا از سوي الترناتيو جديد روبرو مي‌شوند و نفي جاي نقد را مي‌گيرد و روشن‌فكران بي‌محابا و با نقد بي‌رحمانه، جريان ديگر را نفي مي‌كنند. و نام آن را نقد مي‌گذارند. نتيجه كار و پرش بدون اتكا به دوران جديد است و با چنين رويه‌اي دوران گذشته نقد نمي‌شود، بلكه نفي مي‌شود و نكات برجسته و نفي آن ارزيابي نمي‌گردد حركت از نقطه صفر به معني عدم انباشت تجربه گذشته است كه مي‌تواند چراغ راه آينده باشد.

اوج اين تجربه غم‌بار در دوران اصلاحات اخير بروز كرد، اصلاح‌طلبان داخل حاكميت بدون ارزيابي از نهضت‌ملي، در عمل به مشكلاتي مبتلا شدند كه بخشي از آن در دوران نهضت ملي بروز كرده بود، اما به‌دلايل گوناگون به اين تجربيات توجه نشد و تكرار تاريخ به‌صورت پيچيده‌تري رخ داد.

به‌نظر مي‌رسد كه جريان روشن‌فكري كه نقش سياسي براي خود قائل است يا معتقد به تغيير اوضاع است، مي‌بايد قاعده نفي گذشته را كنار بگذارد و به روند نقد گذشته روي آورد، منتها با به انگيزه و هدف انباشت تجربه پيدا كردند.

فقط كافي است كه به نقد روشن‌فكران سرمشق سوسياليستي به دوره روشن‌فكران سرمشق ترقي و پيشرفت كه به دوره مشروطيت معروف است، توجه كنيم تا مشخص شود. كه كيفيت اين نقدهاي، نفي گونه چگونه است. همچنين بسيار مفيد است كه به نقدهاي روشن‌فكران دوره اخير كه به پارادايم حقوق بشر و دموكراسي معروف دقت شود كه چگونه در نقد روشن‌فكران سر مشق عدالت سوساليستي، به‌سوي نفي كامل آنان مي‌روند، اين شتر نفي كردن بر در خانه هر جرياني مي‌‌خوابد، اما بايد با نقد منصفانه از نقد بي‌رحمانه فاصله گرفت و غرض را از نقد دور كرد تا شايد از گذشته بتوان راه آينده‌را گشود.

به‌نظر مي‌رسد كه نقد دوره‌هاي گذشته به ما نشان مي‌دهد كه مي‌بايد به ضرورت توافق بر سر دموكراسي ملي ممكن اجماع كرد و با ايدئولوژي‌هاي گوناگون و باورهاي آرماني به مطلوب ممكن و عملي رضايت داد، چنين توافقي دوران ساز است. در پرتو همين توافق است كه مصدق مشعل راه مي‌شود و قوام نمي‌تواند چنين باشد. اگر تجربه وي نيز قابل تأمل است. ادامه دموكراسي‌خواه مصدقي، به نقد بررسي دولت ملي وي توجه مي‌كند و توشه راه برمي‌گيرد.

فقط در سايه نقدهاي راه‌گشا از گذشته به‌جاي نفي بن‌بست آفرين را گذشته است. كه مي‌توان بر اين دور حلزوني تاريخ معاصر فائق آمد و رفتاري ديگري اتخاذ كرد.

به‌عبارتي اغلب جريانات روشن‌فكري در حركات راهبردي به‌جاي زدن در خانه دوست، به در خانه دشمن زده‌اند و خاتمه، نوشتاري چهار بخشي تيپ كامياب كجاست را به پايان رسانديم. اين چهار بخش مي‌تواند گشوده‌تر شود و به راهبرد و تاكتيك منجر شود، اميدوارم كه چنين شود، يا از سوي نگارنده يا از سوي ديگران تا چه از نظر افتد.



]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ارکستري از پخمگان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_7286.php" />
   <id>tag:www.roozonline.com,2008://1.36648</id>
   
   <published>2008-05-08T00:52:27Z</published>
   <updated>2008-05-08T01:19:36Z</updated>
   
   <summary>
وبگرد</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="article" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.roozonline.com/">
      <![CDATA[<strong>سها سيفي</strong>

محمد نوري زاد، کارگردان تلويزيون ايران وبلاگي منتشر ميکند به نام "<a href="http://mohammadnourizad.blogfa.com/post-14.aspx">گاه نوشت</a>". در آخرين پست مفصل اين وبلاگ مطلبي مي خوانيم تحت عنوان "سمفوني پخمگان يا پخمه هاي فرهنگي" که در بخشي از آن آمده است:]]>
      <![CDATA[<strong>سها سيفي</strong>

محمد نوري زاد، کارگردان تلويزيون ايران وبلاگي منتشر ميکند به نام <a href="http://mohammadnourizad.blogfa.com/post-14.aspx">"گاه نوشت"</a>. در آخرين پست مفصل اين وبلاگ مطلبي مي خوانيم تحت عنوان "سمفوني پخمگان يا پخمه هاي فرهنگي" که در بخشي از آن آمده است:

آنچه پخمگان فرهنگي ما مرتب از آن دم مي‌زنند، وجاهت‌هايي همچون امام و انقلاب و مردم و بيت‌المال و آبروي نظام و اينجور واژگان است. همين‌كه آثار در هم شكستگي و قمر در عقربي اوضاع كارشناسان ظاهر مي‌شود، مخاطبان پرسشگر خود را به ضرب الفاظي چون امامت امت، مقام معظم رهبري، حيثيت نظام و بيت‌المال مسلمين منكوب مي‌كنند. مهم اينكه پخمگان فرهنگي درست مثل پخمگان ساير حوزه‌ها، نه تنها به پخمگي خود معترف نيستند، بلكه خود را نادرترين پديده هستي مي‌دانند و كار كشته مسئوليتي كه پذيرفته‌اند. 

پخمگان فرهنگي به كارهاي دم دستي راضي نيستند و مرتب در تلاشند تا به منصب‌هاي بالاتر دست ببرند. به محض قرار گرفتن بر يك منصب، به آراستين اوضاع تحت مديريت خويش مي‌پردازند و برجستگان و كارشناسان و آموختگان آن حوزه را پايين مي‌كشند و دوستان خود را بر سر كارها مي‌گمارند. پخمگان فرهنگي اصلاً تاب تحمل كسي را كه حتي يك بند انگشت از آنها قد بلندتر باشد، ندارند.

<strong>برنج هم از سفره مردمان حذف شد!</strong>

"<a href="http://z8un.com/">زيتون</a>" راوي بحراني ست که در سايه افزايش بي سابقه ماليات بر ورود برنج ايجاد شد:

چقدر به اين سي‌با گفتم سي‌با جان، سعيدآقا شوهر ليداخانوم دويست‌کيلو برنج خريده، اکبر‌آقا پونصد کيلو، حسن آقا سيصد‌و پنجاه، حتي آقا رضا صدو پنجاه کيلو خريده. به جان تو حتما خبريه. عيد که رفتيم شمال، نديدي تموم شاليزارها رو خشکوندن و دارن مي‌فروشن براي ساخت ويلا. خوب برنج کجا عمل مياد؟ تو شاليزار ديگه. چرا اقلا يه پنجاه کيلو نمي‌خري؟

سي‌با بي‌خيال گفت براي چي حرص مي‌زني زيتون جان، برنج مي‌خواهيم چکار، جونت سلامت! کمبود برنج بيشتر به خاطر جو رواني و شايعه‌ي خشکساليه که درست کردن. همه رفتن يه عالمه خريدن و انبار کردن، بقيه‌شو هم خود مغازه‌دارها بردن انبار احتکار. به جان تو، يه بارون بياد قيمتش مي‌افته. مي‌گم آخه تا حالا قيمت چي بالا رفته که بعد افتاده پايين؟ زمين و خونه و آپارتمان تو اين يه سال دوسه ‌برابر نشد؟ 

توي راه از يه مغازه رد مي‌شديم ديدم برنج گلستان داره، هر کيسه پنج کيلويي دوازده‌هزار و پونصد تومن. يه عالمه هم داشت. گفتم بدون ماشين که نمي‌شه. بعدا با ماشين ميام. چشمتون روز بد نبينه. امروز که رفتم، نه اونجا و نه جاهاي ديگه از برنج خبري نبود. فقط يه جا برنج نه چندان مرغوب داشت کيلويي سه هزارو هفتصد تومن.

<strong>يا علي. يا فاطمه زهرا</strong>

سيد مصطفي حسيني در "<a href="http://baazi.blogfa.com/post-73.aspx">بازي</a>" راوي لحظات اعتراض يک جانباز جنگ عليه نابساماني هاي اقتصادي و چپاولگري رانت خواران در برابر دانشگاه تهران است که خود شاهد آن بوده:

دو ساعت تمام ته گلويم داشت مي‌سوخت. يکي نبود به آقا بگويد: "ساکت شو ديگه!" به کل مشاعرش را از دست داده بود. آخر آدم عاقل جلوي در شونزده آذر -آن هم جلوي در شونزده آذر- با ارکان نظام شوخي مي‌کند؟ حالا گيرم جانباز هفتاد درصد هم باشي و توي جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل موجي هم شده باشي. اينکه دليل نمي‌شود بيايي و بخواهي عليه مشکلات اقتصادي شعار تند بدهي. همين ديگر؛ اين چيزها را نمي‌فهمي و آن وقت يک ماشين کلانتري محل مي‌فرستند تا تحقيرت کنند. مامور پليس به هيکل نحيف تو نگاه نمي‌کند. شايد خيال مي‌کند تو هنوز همان دلاور پشت کانال ماهي هستي. 

نمي‌گذارد نفس بکشي. اسپري فلفل را مي‌چپاند توي چشم‌هايت و تو هم که ديگر ماسکي نداري. فقط از ته دل داد مي‌زني: يا علي! يا حسين! يا فاطمه‌ي زهرا! مامور کلانتري را در قامت افسر بعثي مي‌بينم که با خشونت دستت را مي‌پيچاند تا دست‌بند به دستت کند و تو هم حالا ديگر اسير دست‌هاي اويي. مامور ديگر انگار اسپري‌اش را نذر چشم‌هايت کرده. تو فرياد يا زهرا مي‌کشي و چشم‌هايت مي‌سوزد. من که از دو متري تو مي‌گذرم، من که اصلا ً نمي‌ايستم چون طاقت ندارم، من که خبرنگار درونم را مي‌کشم تا با ديدن فرياد تو کشته نشوم، تا به در پايين دانشگاه برسم، چشم‌هايم مي‌سوزد و اشک مي‌آورم.

<strong>تازيانه زدن به دريا</strong>

محمدهادي صباغ در <a href="http://blog.hadisabbagh.com/">"بودن و مجازي بودن"</a> راوي صحنه ي ديگري در خيابان هاي تهران است. راوي خريد فيلم "آخرين تانگو در پاريس" توسط زني عابر از يک دستفروش فيلم:

در اين اثنا فروشنده رسيده به محل بساطش و احتمالا آماده است که مرا در مورد فيلم‌ها راهنمايي کند. يک خانم گل به دست هم پديدار مي‌شود، و سوالي مي‌کند مثل اينکه "فيلم دارين؟" يا "فيلم‌هاتون چطوريه؟" سمت چپ من ايستاده و من نمي‌بينمش. از روي ادب فيلم‌هايي راکه بررسي کرده‌ام به او رد مي‌کنم که معطل نماند.

از چند فيلم مي‌پرسد تا مي‌رسد به آخرين تانگو در پاريس برتولوچي، تصوير جلد کمابيش نشان مي‌دهد که فضاي فيلم در چه مايه است. با اين همه سوال مي‌کند، فروشنده مي‌گويد عشقي است و با احتياط اضافه مي‌کند: "صحنه زياد داره". زن هم بدون مکث و رودربايستي فيلم را انتخاب مي‌کند براي خريد. منتظر باقي ماجرا نمي‌مانم، حسابم را مي‌دهم و گوشي آي‌پاد را در گوش مي‌گذارم و راه مي‌افتم. با خودم فکر مي‌کنم که چيزهايي به شدت در حال زير و رو شدن است اما گروهي همچنان دارند غيرت‌مندانه به دريا شلاق مي‌زنند.

<strong>قرار بود رسانه اي نشود اما... </strong>

<a href="http://tehran-shahr.blogspot.com/">"تهرانشهر"</a> روايت مي کند که چطور خبر کمک سه ميليارد توماني شوراي شهر تهران به مردم لبنان به سرعت خبر يک رسانه ها وموجب اعتراض تهرانيها شد:

ديروز شوراي شهر بودم و هنوز تلفن هاي روابط عمومي شورا زنگ مي خورد و مردم با عصبانيت و حتي با گريه نسبت به کمک 3 ميليارد توماني شهرداري تهران به لبناني ها اعتراض مي کردند. خبري که قرار نبود خبري بشه!!

روز يکشنبه مثل همه يکشنبه ها سخنگوي شورا به روابط عمومي در طبقه دوم ساختمان شورا آمد و يک يک دستور جلساتي که در جلسه پشت درها بسته مطرح شده بود را به خبرنگاران اعلام کرد.بعد از اتمام سخنانش، يک خبرنگار حاشيه نويس در همکاري با يک خبرنگار ديگر که خيلي خيلي اتفاقي از موضوعي خبردار شده بود از دانشجو پرسيد که ديگر اتفاقي در جلسه امروز نيافتاد؟
دانشجو هم گفت: نه.
خبرنگار حاشيه نويس پرسيده پس اين ماجراي کمک شهرداري به لبنان چي بوده؟ که سخنگو مجبور شده دستور جلسه اي که قرار بود رسانه اي نشود را اعلام کند.

<strong>مردان، مدافعان ارزش هاي جهان قديم</strong>

فاطمه ظريف جلالي در <a href="http://www.tabesh1361.blogfa.com/">"زن و جامعه"</a> معتقد است که پاره اي از مردان ايراني همچنان نتوانسته اند خود را با مقتضيات زندگي معاصر وفق دهند:

مدتها است که با مقايسه و دقت در رفتارها به اين نتيجه رسيده ام که بايد اعتراف کرد که در ميان اکثريت افراد جامعه شهري ما سطح استقلال، توقعات و تفکرات زنان تغيير نموده و بالاتر رفته. حال آنکه مردان بر حفظ وضعيت گذشته اصرار دارند اما همچنان منافعي را هم در وضعيت فعلي دنبال مي کنند. مردان از يک سو خواهان برقراري روابط در سطوح مختلف با جنس مخالف هستند اما از سوي ديگر در زمان ازدواج ترجيحا به دنبال دختران به اصطلاح آفتاب و مهتاب نديده اند. 

در غالب موارد دوست دارند همسرشان کار کند اما نمي خواهند بپذيرند که اگر هر دو طرف در بيرون از منزل کار مي کنند ديگر زن به تنهايي مسئول انجام کارهاي خانگي نيست. غالب مردان زنان تحصيل کرده مي خواهند اما در کنارش حساب نمي کنند که به دختري که تحصيلات عاليه دارد و به حقوق انساني خود آگاه است نمي توان به راحتي دستور داد و از او خواست که تحت اوامر باقي بماند و به اصطلاح تمکين کند. اکثر مردان زنان فعال علمي را تحسين مي کنند اما همين که پاي اين زنان به زندگي خانوادگي باز مي شود در مي يابند که بخشي از وجود اين زن با کار و حرفه و تحصيلاتش پيوند خورده و اين براي غالب مردان اصلا خوشايند نيست!  
<strong>حاکم نامشروع اما با کفايت</strong>

<a href="http://bahmanagha.blogspot.com/">"آق بهمن"</a> مينويسد اطلاعات ما درباره دوران خلافت خلفاي راشدين بسيار کم است و بايد به نحوي آن را جبران کرد:

دو سه ماه پيش داشتم بعد از مدت‌ها يکي از سخنراني‌هاي شريعتي را گوش مي‌کردم. يکي‌شان که درباره علي بود. از لابلاي حرف‌هايش فکرم رفت به اينکه چقدر درباره دوره حکومت سه خليفه، يعني فاصله فوت پيامبر تا حکومت علي، کم مي‌دانم. هر چه هم که از آن ۲۵ سال مي‌دانم محدود است به دوره‌هاي تغيير خليفه. اولش که سقيفه و ماجراهاي بعدش، بعد هم خيلي کوتاه درباره زمان فوت ابوبکر و کمي بيشتر درباره فوت عثمان و شوراي شش نفره تعيين خليفه. بعد هم مي رسيم به آن‌جايي که سريال امام علي ازش شروع مي‌شود. ماجراي وليد بن عقبه و شورش‌ها بر عثمان و باقي ماجرا.

ديدم که درباره اينکه پيامبر و بعد علي چطور جامعه اسلامي را اداره مي‌کردند چيزهايي مي‌دانم، ولي اصلاً نمي‌دانم اين سه خليفه چطور حاکماني بودند. اين‌قدر بهمان گفته‌اند که خلافت اين سه نامشروع بوده، که اصلاً درباره کفايتشان صحبتي نشده. خب مي‌شود يک حاکم نامشروع باشد، ولي حاکم خوبي باشد.

<strong>اشتباه مي کردم! </strong>

<a href="http://www.hajiagha.com/">"اعليحضرت حاج آقا"</a> نوشته است که ديگر مثل سابق فکر نميکند وبلاگ نويسي کمکي به حل مشکلات مان بکند:

يك زماني بود كه شديدا فكر مي كردم كه وبلاگ نويسي مي تواند تاثير گذار باشدִ فكر مي كردم كه مي تواند ماها رو به هم نزديك كند. فكر مي كردم كه مي تواند تابو ها را بشكند و آزاد انديشي را ترويج دهدִ 

ولي اين روز ها به اين نتيجه رسيده ام كه اشتباه مي كردمִ شايد فردا دوباره نظرم عوض شودִ مگر انسان از همين تغييرات فكري و تجربيات نيست كه درس زندگي ياد مي گيرد؟ اين رو نوشتم كه علت كم صدا شدن اين جا رو بهتون بگمִمن حالم خوبست، زندگي همچنان زيباست ولي سوداي سر، سوداي ديگريست.

<strong>شورشيان مشروطه خواه</strong>

علي بزرگيان در <a href="http://www.alibozorgian.blogsky.com/">"سوته دلان"</a> معرفي کتابي تحت عنوان "شورشيان مشروطه خواه" را چنين آغاز کرده است:

درباره انقلاب مشروطه سخن‌ها و کتاب‌هاي بسياري گفته و چاپ شده است. هر يک از زاويه و ديد مختلفي عوامل چگونگي پيدايش چنين واقعه‌اي را برشمردند و عصر پس از آن را توصيف کردند که اين، نشان‌دهنده اهميت اين جريان در گذشته، حال و آينده ايرانيان است. تعدادي از پژوهشگران تاريخ معاصر ايران بر اين نظرند که دلايل شکل‌گيري هسته مرکزي اين جريان ريشه در انقلاب ۱۹۰۵روسيه دارد و تاثير انديشه‌هاي مارکسيستي و انقلابي بر جريان‌هاي سياسي کشور و از جمله بر خاستگاه مشروطيت مشاهده مي‌شود. 

بي‌ترديد نوشته‌هاي پژوهشگران شوروي يکي از منابع تاريخ انقلاب مشروطه است. در اغلب اين نوشته‌ها تاثيرپذيري انقلاب مشروطه ايران از انقلاب روسيه و ارتباطي که ميان انقلابيون ايران و انقلابيون روسيه بوده، بيان شده است. آنچه که بيش از همه در اين کتاب‌ها ديده مي‌شود تحليل و تبيين اين واقعه به شيوه مارکسيستي است.

<strong>مرز بين واقعيت و خيال، کجاست؟ </strong>

آخرين پست همايون خيري در <a href="http://freelanceronline.blogspot.com/">"آزادنويس</a>" درباره آن است که مرز واقعيت وخيال، گاه چنان مغشوش مي شود که درک آدمي را از موقعيت اش دشوار ميکند:

گاهي آدم نمي‌فهمد مرز واقعيت و خيال کجاست. همين جمله را مي‌توانيد از زبان يک دانشمند بشنويد يا مي‌توانيد از زبان يک شاعر بشنويد. مي‌توانيد از زبان يک عاشق بشنويد يا از زبان يک آدمي ‌که عقلش زايل شده. و خيلي خيلي دردآورترش اين است که همين جمله را مي‌توانيد از زبان يک شکنجه‌گر يا يک شکنجه شده بشنويد.

چطور مي‌شود اين حرف را ثابت کرد که تا کجاي درک ما از حيات واقعي‌ست و از کجا به بعدش خيال. مثل همين حرفي که امروز به يکي از دوستانم گفتم که چطور مي‌شود به يک ماهي گفت بيرون از آب هم زندگي جريان دارد؟ سخت‌ترين کار ممکن اين است که جهان‌هاي متفاوت را به همديگر مربوط کرد و تصوير دقيق‌تري از واقعيات و خيالات به دست آورد.

<strong>کانديداي دوم خردادي ها کيست؟ </strong>

<a href="http://akmont.blogfa.com/">"اکبر منتجبي"</a> با توجه به بازنشستگي خاتمي و نيامدن ميرحسين موسوي، يک نظر سنجي اينترنتي راه انداخته است تا از نظر خوانندگان در مورد بهترين گزينه براي دوم خردادي ها مطلع شود:

خيلي زوده؛ اما شنيدم که گروههاي سياسي در جمع خودشان بحث انتخابات رياست جمهوري را آغاز کرده اند و به دنبال کانديداها هستند. طبيعتا اولين نگاه سيد محمد خاتمي است چون به عقيده بسياري، تنها کسي که مي تواند مقابل احمدي نژاد بايستد خاتمي است. اين بحث را قبول ندارم. نفر دوم مير حسين موسوي است. اما به رسم گذشته او همه را سرکار مي گذارد و نمي آيد. خاتمي هم نمي آيد. مطمئنم. بايد ديد که حالا چه کسي مي تواند. در کنار اين صفحه، يک نظر سنجي گذاشتم درباره اينکه درشرايط جديد به چه کسي احتياج داريم. اسامي برخي افراد را از دو جناح نوشتم. فکر مي کنيد چه کسي به درد رياست جمهوري آينده ما مي خورد. و چه کسي بايد کانديدا شود؟


]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>از خاتمي مي ترسند</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_7295.php" />
   <id>tag:www.roozonline.com,2008://1.36657</id>
   
   <published>2008-05-08T00:47:17Z</published>
   <updated>2008-05-08T01:19:36Z</updated>
   
   <summary>علي مزروعي درگفت وگو با روز:
</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="interview" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.roozonline.com/">
      <![CDATA[<strong>اميد معماريان</strong>
<strong>omid@memarian.info</strong>

علي مزروعي نماينده مجلس ششم درگفت وگو با روز به دلايل حمله اخير محافظه کاران به سيد محمد خاتمي به دليل اظهارات اخير وي و از جمله اين که: " منظور آيت الله خميني از صدور انقلاب اين نبوده است كه ما اسلحه بگيريم و در ديگر كشورها انفجار ايجاد كنيم"، پرداخته است. به گفته اين فعال سياسي، نگراني جناح راست از حضور مجدد خاتمي درانتخابات آتي رياست جمهوري، علاوه برانتخابات هشداردهنده مجلس هشتم، آنها را به تشديد روند تخريب وي تشويق کرده است.]]>
      <![CDATA[<img alt="po_memarian_01.jpg" src="http://www.roozonline.com/archives/images/po_memarian_01.jpg" width="50" height="50" />

<strong>اميد معماريان</strong>
<strong>omid@memarian.info</strong>

علي مزروعي نماينده مجلس ششم درگفت وگو با روز به دلايل حمله اخير محافظه کاران به سيد محمد خاتمي به دليل اظهارات اخير وي و از جمله اين که: " منظور آيت الله خميني از صدور انقلاب اين نبوده است كه ما اسلحه بگيريم و در ديگر كشورها انفجار ايجاد كنيم"، پرداخته است. به گفته اين فعال سياسي، نگراني جناح راست از حضور مجدد خاتمي درانتخابات آتي رياست جمهوري، علاوه برانتخابات هشداردهنده مجلس هشتم، آنها را به تشديد روند تخريب وي تشويق کرده است. اين گفت وگو را مي خوانيد.

<img alt="mazroee702.jpg" src="http://www.roozonline.com/archives/images/mazroee702.jpg" width="150" height="188" />

<strong>تشديد فشارهاي جناح محافظه کار بر آقآي خاتمي بعد ازسخنان ايشان در خصوص نسخه صحيح صدورانقلاب و پرهيز از دخالت در کشورهاي ديگر با چه انگيزه اي صورت مي گيرد؟ </strong>
به نظر من اين اتفاق جديدي نيست. به هرحال دوستان اقتدارگراي ما حتي بعد از دوم خرداد و مشاهده راي بالايي که مردم به آقاي خاتمي دادند بازهم مي گفتند دولت ايشان بيش ازشش ماه دوام نمي آورد و تمام توانشان را درآن زمان به کاربردند که نگذارند ايشان اقدامات موفقيت آميزي انجام بدهد. آن دوران گذشت و آقايان برخر مراد سوارشدند. منتها فکر مي کنم نتايج انتخابات مجلس هشتم يک هشدارباش بسيار سنگيني به آنها داده و آنها متوجه شدند که پايگاه سست وضعيفي درجامعه دارند و با توجه به اينکه انتخابات آتي رياست جمهوري درپيش است بسيار وحشت کرده اند. چراکه  احتمال مي دهند يکي از نامزدهاي انتخابات آقاي خاتمي باشد. بنابراين توپخانه شان را آتش کرده اند و طبيعي است که منتظر هستند آقاي خاتمي جمله اي بگويند تا به ايشان حمله کنند. اين ناشي از وضعيت بسياردشواري است که الان با آن مواجه هستند؛ مخصوصا چون با توجه به ناکارآمدي اي که مجلس ودولت ازخود نشان داده اند، برمحبوبيت آقاي خاتمي روز به روز درجامعه افزوده مي شود. درحال حاضر، چون نگاه اکثريت جامعه به آقاي خاتمي به مثابه يک منجي شده و انتظار دارند که آقاي خاتمي آنها را از اين وضعيت نجات بدهد، اينها هم به اين موضع گيري ها افتاده اند وتلاش خواهند کرد که جريان تخريب را به نهايت خودش برسانند. 

<strong>آيا نسخه اي که آقاي خاتمي از "صدورانقلاب" ارائه کرده اند، طعنه به کساني است که نسخه اي که ازصدور انقلاب ارائه مي کنند همان نسخه دخالت درکشورهاي ديگر وموضوعات ديگري است که ايشان مطرح کرده اند؟ </strong>
چارچوب فکري آقاي خاتمي مشخص وهمان سياست تنش زدايي با کشورهاي قدرتمند است. جداي ازآن آقاي خاتمي بحثي پايه اي را مطرح کردند که صدور انقلاب به معني مداخله درامور کشورهاي ديگرنيست، بلکه به اين معني است که ما بتوانيم الگوي موفقي ارائه کنيم که خود به خود  ديگر کشورها به خصوص کشورهاي مسلمان به آن توجه خواهند کرد و اين مي شود صدور انقلاب. نگاه آقاي خاتمي نگاه درستي است که برگرفته ازنگاه انقلاب و امام است ومعلوم نيست که چرا اقايان چرا برآشفته شدند و اين جريان تخريب را به راه انداخته اند.

<strong>همزماني اظهارات آقاي خاتمي با حضورهيات عراقي در ايران به منظوربررسي دخالت هايي که به تهران در ناامني هاي عراق نسبت داده مي شود تصادفي است؟ </strong>
ببينيد، اظهارات آقاي خاتمي يک هفته پيش از ورود اين هيات در ديدار با يک انجمن اسلامي دانشگاهي مطرح شده بود. ديروز هم آقاي خاتمي ديدگاهشان را به صورت شفاف دراين زمينه گفتند. مهم اين است که ايشان تکيه کردند بر اصل عدم مداخله واصلا نگفتند ايران درجاهاي ديگرمداخله مي کند يانه. اما اين دوستان بدون اينکه در صحبت هاي آقاي خاتمي دقيق بشوند و وجه اثباتي ماجرا رابگيرند، انگار که ترسيده باشند يک دفعه به ميدان آمده اند و بهانه گيري مي کنند و جريان تخريب را شروع کرده اند. نگاه آقاي خاتمي مصداقي نبوده و بحث اينکه مداخله انجام مي شود يا نه را در نظر نداشته است. بحث شان اين بوده که اصل صدور انقلاب چيست وچه کارهايي بايد بشود وچه کارهايي نبايد بشود. اين به مفهموم آن است که تکيه ايشان بيشتر بر الگو سازي در داخل وتوجه به عزت واحترام مردم بوده است.

<strong>به نظر شما اظهارات آقاي خاتمي تا چه اندازه انتقاد از سياست خارجي دولت آقاي محمود احمدي نژاد است؟ با توجه به اينکه نسخه اي که آقاي خاتمي از "صدورانقلاب" مطرح مي کنند، با نسخه آقاي احمدي نژاد و همفکرانشان تفاوت جدي دارد. </strong>
قطعا آقاي خاتمي با آنچه به عنوان سياست خارجي تهاجمي ازسوي دولت آقاي احمدي نژاد مطرح شده موافق نيستند و اين خيلي روشن است. اين سياست جز فشارو تحريم نتيجه ديگري براي کشور به ارمغان نياورده است. بنابراين روشن است که آقاي خاتمي با اين سياست موافق نيست. البته درصحبت هاي اخيرشان به صورت مشخص نقد خود را متوجه اين سياست نکرده اند، اما ازچارچوب کلي فکري آقاي خاتمي واصلاح طلب ها مي توان اين موضوع را فهميد که با اين سياست ها موافق نيستند. 

<strong>آيا احتمال گسترده شدن حملات محافظه کاران به آقاي خاتمي طي ماه هاي آينده وجود دارد؟ </strong>
بدون شک. آنها بسيار از ورود مجدد آقاي خاتمي درعرصه سياست و نامزد شدن براي انتخابات نگران هستند و وحشت دارند. طبيعي است که همه نيرو و توانشان را به کار گيرند که آقاي خاتمي را تخريب کنند و با تبليغات پرشدت بکوشند که و جهه ايشان را درجامعه خراب کنند. اما با توجه به تجربه پيش وپس از دوم خرداد، اين تبلغيات مخرب نه تنها ازمحبوبيت آقاي خاتمي کم نخواهد کرد، بلکه برآن خواهد افزود.

<strong>به نظر شما نسخه اي که آقاي خاتمي ازصدور انقلاب مطرح مي کنند ونسخه دولت فعلي کدام درميان مردم ونخبگان ازاقبال بيشتري برخورداراست؟ </strong>
ببينيد، الان که آقاي احمدي نژاد و حاکميت دنبال صدورانقلاب نيستند وازاين واژه هم استفاده نکرده اند. آنها يک برنامه هسته اي دارند و اين برنامه تهاجمي را هم براساس آن تعريف کرده اند و اين را يک دفاع مي دانند با آن تعابيري که به کار مي برند، که حق خودشان مي دانند که به اين دانش دست پيدا کنند و فکر مي کنند با اين سياست تهاجي مي توانند به اهداف خود برسند و بنابراين بحث صدور انقلاب مطرح نيست. به نظرم آقاي خاتمي يک بحث ايجابي را مطرح کردند، که به جاي اينکه نگاهمان به خارج باشد و اينجا و آنجا برويم و براي خودمان گروه هايي را پيدا کنيم دردرجه اول بايد کشورخودمان را آباد کنيم و بگوييم چگونه اسلامي مي تواند يک الگوي حکومتي موفق از خودش داشته باشند. آن موقع اصلا نيازي نيست که به جاي ديگر برويم وتبليغ بکنيم. آن موقع خود به خود دنبال ما مي آيند به خصوص مسلمانان که به دنبال يک الگوي حکومتي مطلوب مي گردند. 

<strong>اما اگرايران درعراق دخالت نمي کند و اين بخشي ازسياست خارجي دولت نيست چرا بايد بخش هايي از جناح راست نگران بشود ازاين موضوع؟ </strong>
چون آنها دنبال بهانه هستند. قبل از اين ماجراهم درايام انتخابات شديدا شاهد اين توپخانه بوده ايم. بعضي از مطبوعات راست وقتي اصلاح طلب ها را متهم مي کردند که مرعوب هستند و آمريکايي ها از آنها حمايت مي کنند، آنجا اسم آقاي خاتمي را هم مي آوردند.  بنابراين تخريب ايشان از نظر ما يک خط مداومي است که توسط آنها دنبال مي شوند چون از اصلاح طلب ها وآقاي خاتمي نگران هستند. اين موضوع اخيرا تندتر شده آن هم به دليل اينکه جناح اقتدارگرا درايران پايگاه بسيار سست و ضعيفي پيداکرده است.

<strong>براساس چه تحليلي شما معتقدهستيد که پايگاه محافظه کاران درکشورسست وضعيف شده است؟ </strong>
به دليل مشارکت کم مردم درانتخابات ومشارکت زيرسي درصدي وحتي بيست درصدي مردم درشهرهاي بزرگ. ديگراينکه درجاهايي که اصلاح طلب ها يک رقابت نسبي با محافظه کاران داشته اند پيروزشده اند. حتي درجاهايي که بين اصولگرايان رقابت بوده است، اصول گراياني راي آورده اند که منتقد دولت هستند. همه اينها نشان مي دهد که مردم وقايع را تعقيب مي کنند وآنجا که امکان تاثيرگذاري دارند راي مي دهند وآنجا که ندارند درانتخابات شرکت نمي کنند. 



]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>انتخابات هشتم: غيرآزاد، ناسالم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_7289.php" />
   <id>tag:www.roozonline.com,2008://1.36651</id>
   
   <published>2008-05-08T00:46:37Z</published>
   <updated>2008-05-08T01:19:36Z</updated>
   
   <summary>اعتراض ها بالا گرفت</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="newsstory" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.roozonline.com/">
      <![CDATA[<strong>البرز محمودي</strong>

در شرايطي که سيد محمد خاتمي رييس جمهور سابق ايران "نگران" است که نحوه برگزاري انتخابات اخير مجلس "رويه" شود، "کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه" پس از برگزاري دور دوم انتخابات مجلس در برخي شهرهاي ايران، در جديدترين اطلاعيه خود با اشاره به روند انتخابات مجلس هشتم،  اين انتخابات را "ناسالم، غيرآزاد و ناعادلانه" ارزيابي کرد.]]>
      <![CDATA[<img alt="baran.jpg" src="http://www.roozonline.com/archives/images/baran.jpg" width="150" height="88" />

<strong>البرز محمودي</strong>

در شرايطي که سيد محمد خاتمي رييس جمهور سابق ايران "نگران" است که نحوه برگزاري انتخابات اخير مجلس "رويه" شود، "کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه" پس از برگزاري دور دوم انتخابات مجلس در برخي شهرهاي ايران، در جديدترين اطلاعيه خود با اشاره به روند انتخابات مجلس هشتم،  اين انتخابات را "ناسالم، غيرآزاد و ناعادلانه" ارزيابي کرد.

سيد محمد خاتمي که اخيرا اظهاراتش در رسانه هاي خارجي با اعتراض وابستگان جناح راست در داخل همراه شده، در بيست و دومين نشست ماهيانه بنياد باران در سخناني، از "رويه شدن" انتقاداتي که پيش از اين برگزار شد، اظهار نگراني کرد. 

رييس بنياد باران گفت: "نگراني بيشتر اين است که اين شيوه تبديل به يک رويه شود و همه از حالا بايد نگران آن باشيم و جلوي آن را بگيريم.ما اگر کاري کنيم که اين مساله ي انتخابات، انتخاب آزاد و قدرت انتخاب گري مردم لطمه ببيند، کار بسيار بدي انجام داده ايم و اين برخلاف معيارهاي انقلاب اسلامي و معيارهايي است که ملت ما مي خواست و اگر اين مساله به رويه تبديل شود، خطر بزرگي است و اينکه ]دستگاه[ نظارت که بايد بر قدرت که امکانات نظامي، سياسي، اقتصادي، امنيتي و... را در دست دارد اعمال نظارت نکند تا مجلس که در راس امور است، در خدمت او باشد، ]بلکه[ کار خود را درست انجام ندهد و وجه آن عوض شود و نظارت در خدمت اين باشد که تيپ خاصي از انتخابات صورت گيرد و گرايشات خاصي روي کار بيابد، نوعي انحراف از مساله ]انتخابات[ است و اينکه ما ]در انتخابات[ قيموميت و دخالت بکنيم و از پيش قدرت انتخاب مردم را به انحاي محدود کنيم، آن هم با اتهامات عجيبي که واقعا تصور آن هم ممکن نيست."

خاتمي با انتقاد از رد صلاحيت گسترده، افزوده: "انسانهاي مومن، متدين، با سابقه و انقلابي به اتهام عدم التزام به اسلام و نظام اسلامي از صحنه خارج شوند و به گونه اي باشد که در دوسوم حوزه ها يک جناح که به امام(ره)، اسلام، ايران و اعتلا و سربلندي آن پايبند است، حتي نامزد نتواند معرفي کند و اگر انتخابات مهندسي]شده[ باشد، اين حرف درستي است که اگر در يک سوم جاها هم ولو اينکه شخصيتهاي شناخته شده(البته همه افراد محترمند و اين بدان معنا نيست که افراد باقيمانده شخصيت کمتري دارند ولي در انتخابات بايد افراد شناخته شده اي حضور داشته باشند) با وجود اين، مي بينيم که در حوزه هايي که افراد شناخته شده باقي مانده بودند، ميزان حضور مردم بالاي 50درصد بود. لابد اگر در همه حوزه ها به اين گونه بود، امروز اين جريان (اصلاح طلب) مي توانست بالاي 50درصد مجلس را در اختيار داشته باشد. به هرحال اين کار، کار نادرستي است. البته طبق اطلاعاتي که بنده دارم، بسياري از اعضاي محترم شوراي نگهبان(اعم از حقوقدانان و فقها) از بعضي تصميم گيري ها راضي نبودند و تلاشهاي بسياري ]براي رسيدگي به اعتراضاتشان[ انجام دادند که بعضي به نتيجه رسيد و خيلي جاها هم بي نتيجه بود."

وي همچنين با تقدير از کساني که نسبت به رد صلاحيت ها "بي تفاوت" نبوده اند، گفت: "ولي خروجي دستگاه هم طوري بود که روشي اعمال شد که روش درستي نبود و خوشحالم که رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام و حتي وزير محترم کشور به اين مساله معترض است و مي گويند که بايد تغييرات اساسي در اين زمينه(انتخابات) و بخصوص در زمينه تعيين و تشخيص صلاحيتها ايجاد شود. البته اميدوارم، اين اظهارنظر سبب نشود که آقاي وزير کشور هم براي آينده نزديک، ديگر در صحنه حضور نداشته باشد! يک توقع و تقاضا از شما دارم که بسياري از شما مورد اين ظلم قرار گرفته ايد، گزارش مبسوط و مستندي براي مقام معظم رهبري و مجلس آينده تهيه کنيد تا واقعيتها مشخص شود. من فکر نمي کنم که هيچکس، حتي کساني که اين روش را اجرا کرده اند اگر متوجه مشکلات و خطرات آن شوند، اين روش را ادامه دهند. کاري نکنيم که خداي نخواسته دلزدگي هايي ايجاد شود، بخصوص براي نسلي که بايد اميدوار باشد و اگر اين دلزدگي و ياس ايجاد شود و دلخوري ها افزون شود، نظام جمهوي اسلامي اصلي ترين پايه اقتدار خود را که اعتماد و حضور مردم در صحنه است را از دست خواهد داد و اين مساله خيلي براي انقلاب و براي خونهايي که براي آن داده شده و سرمايه هايي که گذاشته شده، گران است. ان شاءالله همه بايد کاري کنيم که مسائل آنگونه که بهتر است انجام گيرد."

<strong>انتخاباتي ناسالم</strong>

همزمان با اين اظهارات روز گذشته "کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه" هم با پايان يافتن مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم و اعلام نتايج آن اطلاعيه‌اي صادر کرد.

در اين اطلاعيه تاکيد شده است: "صرف‌نظر از مشکلات ساختاري و حقوقي نظام انتخاباتي در ايران و مستقل از ايرادات وارد به چگونگي برگزاري انتخابات مجلس هشتم در مرحله نخست (از جمله: اعمال نظارت استصوابي، حمايت برخي از نهادهاي ساخت قدرت از يکي از جناح‌هاي سياسي اصلي و به‌ويژه همسويي رسانه ملي و نيز نحوه شمارش آرا)، کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه روند طي شده در مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم را در ادامه تخلفات و روند مخدوش و غيرمنصفانه مرحله نخست، انتخاباتي ناسالم، غيرآزاد و ناعادلانه، ارزيابي مي‌کند."

در اين اطلاعيه از "سرعت عمل" شوراي نگهبان در تاييد صحت انتخابات در بسياري از حوزه ها "بر خلاف رويه اين نهاد در گذشته"، ياد شده و آن را بدون "اعتنا" به "اعتراض‌ها و شکايت‌هاي وارده" دانسته و آمده است :"مرحله دوم انتخابات نيز در ادامه روند ناسالم و غيرآزاد و ناعادلانه پيشين برگزار شد. سياستگذاران، مجريان و خصوصا ناظران انتخابات مزبور، در حالي اين فرآيند را تکميل کردند که به درخواست‌ها و اعتراض‌هاي برخي نامزدها و احزاب براي بازشماري آرا و نيز ارائه اطلاعات و آمار صندوق‌هاي راي (شامل کل آراي ماخوذه، آراي صحيح، آراي فرد فرد نامزدهاي راه‌يافته به مرحله دوم و پيروز در مرحله نخست) پاسخ لازم و قانع‌کننده، ندادند"

کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه همچنين در اطلاعيه خود با اشاره به برگزاري دور دوم انتخابات مجلس يادآور شده است: "مرحله دوم انتخابات بدون اعتناي جدي نهادهاي نظارتي و اجرايي به اعتراض‌ها و شکايت‌ها نسبت به تخلفات انجام گرفته در روند برگزاري انتخابات، شمارش آرا و نحوه اعلام نتايج مرحله نخست برگزار شد و خاتمه يافت، در حالي که همين شکايت‌ها و درخواست‌ها در مرحله اخير نيز مطرح شده که تاکنون، از سوي مراجع و نهادهاي مربوطه، بي‌پاسخ مانده است. از اين رو اصلي‌ترين رقباي جناح سياسي پيروز اعلام شده در انتخابات مجلس هشتم، همچنان نسبت به سلامت انتخابات معترض و شاکي هستند و آن را «مهندسي شده» ارزيابي مي‌کنند. قابل توجه آنکه در مرحله دوم نيز برخي تخلفات، از سوي بعضي تريبون‌هاي رسمي نيز مورد تاکيد قرار گرفت که اعتراض رئيس ميز خانه احزاب- مستقر در وزارت کشور- به برخي تخلفات در حوزه انتخابي تهران از آن جمله است.(مطبوعات۸/۲/۱۳۸۷)."

اين کميته همچنين با ابراز تاسف از "وقايع تلخ در  ايلام و ايواندره"، آن را به خاطر "ابهام‌ها و مشکلات دروني و ساختاري و نگاه امنيتي و غيردموکراتيک حاکم بر آن" دانسته است.

در "کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه" چهره هايي چون شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل در سال 2003  حضور دارند. اين کميته پيش از اين در ده بهمن پس از رد صلاحيت هاي کانديداهاي انتخابات مجلس، در اطلاعيه اي تاکيد کرده بود که "اعمال هرگونه نظارت استصوابي توسط نهادهاي حکومتي ـ تحت هرعنوان باشد- ناديده انگاشتن حقوق شهروندي و مخدوش ساختن انتخاب آزاد، سالم وعادلانه است.عدم اصلاح روند کنوني، انتخابات مجلس هشتم را به نمايشي خالي از محتواي قابل دفاع و منطبق با استانداردهاي يک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه، مبدل مي‌سازد."

اين کميته در اواخر بهمن نيز پس از بررسي مجدد صلاحيت کانديداها و تاکيد شوراي نگهبان بر رد صلاحيت ها در بيانيه ديگري تاکيد کرده بود: "اصرار اقتدارگرايان بر برگزاري نمايشي و فرمايشي انتخابات، نه از سوي افکار عمومي در داخل کشور پذيرفته مي‌شود و نه با ضوابط پذيرفته شده بين‌المللي مورد تأييد قرار مي‌گيرد. جلوگيري از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه، به‌معناي بي‌توجهي به حقوق اساسي مردم ايران و تخطي حاکمان فعلي جمهوري اسلامي از تعهدات بين‌المللي، و نيز بيان‌گر تماميت‌خواهي تندروان صاحبان قدرت است."

کميته‌ي دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه، روز قبل از برگزاري انتخابات در 24 اسفند نيز در اطلاعيه ديگري اعلام کرده بود که اين انتخابات در شرايطي برگزار مي شود که "فاصله محسوس نحوه برگزاري اين انتخابات با استانداردها و ضوابط يک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه، غيرقابل کتمان است".

همچنين پس از برگزاري اين انتخابات در دهم فروردين سالجاري، کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در اطلاعيه ديگري يادآور شد: "با توجه به شواهد موجود خصوصا، موارد گزارش شده در روز برگزاري انتخابات و چگونگي شمارش آرا تصريح مي‌کند، انتخابات مجلس هشتم با استانداردها و ضوابط انتخابات آزاد، سالم و عادلانه برگزار نشده و کارگزاران و مجريان برگزاري چنين انتخاباتي، بايد در برابر افکار عمومي نسبت به ابهام‌ها، انتقادها و پرسش‌هاي موجود، پاسخگو باشند."

سخنگوي اين کميته، شيرين عبادي، در گفتگوي چند روز پيش خود نيز "انتخابات مجلس هشتم را آزاد، سالم و عادلانه" ندانست.
]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>رفتن حداد، آمدن لاريجاني؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_7290.php" />
   <id>tag:www.roozonline.com,2008://1.36652</id>
   
   <published>2008-05-08T00:45:57Z</published>
   <updated>2008-05-08T01:19:36Z</updated>
   
   <summary>نتيجه اجماع راست ها</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="newsstory" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.roozonline.com/">
      <![CDATA[<strong>آرش سيگارچي</strong>

با اينکه در آستانه انتخابات مجلس هشتم چهره هاي سرشناس اصلاح طلب "رد صلاحيت" شدند و انتخابات مجلس به يک "رقابت خانگي براي اصولگرايان" تبديل شد، اما اين بازي خانگي نيز بي حاشيه نبود.آخرين اين حاشيه ها به رياست مجلس هشتم بر مي گردد و اينکه چه کسي بخت بيشتري براي هدايت اين مجلس تقريبا يکپارچه دارد؟ ]]>
      <![CDATA[<img alt="arashsigarchi.jpg" src="http://www.roozonline.com/archives/images/arashsigarchi.jpg" width="50" height="50" />

<strong>آرش سيگارچي</strong>

با اينکه در آستانه انتخابات مجلس هشتم چهره هاي سرشناس اصلاح طلب "رد صلاحيت" شدند و انتخابات مجلس به يک "رقابت خانگي براي اصولگرايان" تبديل شد، اما اين بازي خانگي نيز بي حاشيه نبود.آخرين اين حاشيه ها به رياست مجلس هشتم بر مي گردد و اينکه چه کسي بخت بيشتري براي هدايت اين مجلس تقريبا يکپارچه دارد؟ 

<img alt="haddadlarijani.jpg" src="http://www.roozonline.com/archives/images/haddadlarijani.jpg" width="150" height="151" />

در متن همين حاشيه است که در سه هفته مانده به آغاز مجلس دوره هشتم، شانس رياست علي لاريجاني بر اين مجلس تا حد "بخت بالا" افزايش يافته است. "نامه نگاري" هاي اخير احمدي نژاد با حداد عادل از يکسو، اعلام "بي طرفي" آيت الله خامنه اي از سوي ديگر و همچنين "ورود" احمدي نژاد و حاميانش نيز، ظاهرا کفه ترازو را براي کانديداي دوره پيشين رياست جمهوري، "سنگين تر" کرده است. شايد اينبار به جاي قوه اجراييه، او بر کرسي رياست قوه مقننه تکيه زند که اين خود به اعتقاد بسياري سرآغاز جنگي است براي رياست جمهوري سال آينده.

در آستانه تشکيل مجلس هشتم رايزني ها براي انتخاب رياست مجلس تشديد و بنابر اعلام برخي منابع در اين زمينه "اجماع" نيز حاصل شده است. روزنامه "کارگزاران" روز گذشته در همين ارتباط به نقل از برخي نمايندگان خبرداد "مقام معظم رهبري" در پاسخ به سوالي در خصوص رياست مجلس "فرموده‌اند، دخالتي در اين قضيه ندارند" و نمايندگان خود بايد رئيس مجلس را تعيين كنند. سکوتي که از ديد برخي به نفع لاريجاني تمام خواهد شد در حاليکه پيش از اين حداد عادل مورد حمايت رهبر جمهوري اسلامي بود.  

از سوي ديگر  "تابناک" خبرداده که مشاور عالي رهبري يعني علي اکبرناطق نوري که خود زماني در مجلس هاي چهارم و پنجم رياست را تجربه کرده، پشتيباني قاطعي از همولايتي خود کرده و حتي شخصا با برخي از نمايندگان منتخب مجلس هشتم تماس گرفته است تا به اين ترتيب مشخص شود برخلاف نظر برخي نمايندگان، پشتيباني اين فرد نزديک به رهبري، بدون اذن وي نبوده است. براين اساس است که روزنامه کارگزاران مي نويسد: هيات 9 نفره‌اي از اصولگرايان راه‌يافته به مجلس هشتم مسوول انتخاب هيات رئيسه مجلس آينده شده است. با تغيير اندك در تركيب جمع 6نفره شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرايان قرار است جمعي 9 نفره متشكل از حسين فدايي، عليرضا زاكاني، اسدالله بادامچيان، شهاب‌الدين صدر، محمدرضا باهنر، روح‌الله حسينيان، غلامعلي حدادعادل و علي لاريجاني با جمع‌بندي نهايي در ميان خود كانديداي رياست مجلس هشتم را به ساير اصولگرايان راه‌يافته به مجلس آينده معرفي كنند.

اما به نوشته تابناک، سايت نزديک به سردار رضايي، آيت‌الله مهدوي کني و جامعه روحانيت مبارز مدافع رياست لاريجاني و پشتيبان اين انتخاب هستند. البته گفته مي شود به باور برخي، "مصلحت نبوده که جامعه روحانيت، رسمي و علني در اين ماجرا مداخله کند"، اما گفته مي‌شود در جلسه اين جامعه كه به بحث درباره رياست مجلس آينده اختصاص داشته، به غير از چند نفر، ديگران بر حمايت از لاريجاني نظر مثبت داشته‌اند.

<strong>آغاز جدايي</strong>

وقتي قطعي شد حداد عادل، سر ليست اصولگرايان جبهه متحد در تهران خواهد بود، علي لاريجاني به دعوت مراجع قم و جامعه مدرسين براي کانديدا شدن به قم رفت و از آنجاانتخاب شد. به اين ترتيب او اينک نه تنها ماجراي سرليستي را فراموش نکرده بلکه از حمايت شماري از مراجع و برخي اعضاي جامعه مدرسين براي رياست مجلس هم برخوردار است. گرچه جامعه مدرسين "مصلحت" را در اين ديده که در اين امر دخالت آشکار نکند، اما پشتيباني از رياست لاريجاني به آيت‌الله يزدي واگذار شده تا هرگونه که مصلحت مي‌داند، عمل کند.

در اين ميان مهمترين حمايت از لاريجاني از سوي برخي از چهره هاي سرشناس "رايحه خوش خدمت" به عمل آمده است، آن هم در حاليکه اين مجموعه نزديک ترين تشکل به محمود احمدي نژاد است. بر اساس اخبار طيفي از اعضاي رايحه خوش از رياست لاريجاني حمايت کرده‌اند و اين اقدام مورد تأييد برخي از سران جريان رايحه خوش هم قرار گرفته و خبر آن نيز در برخي از مطبوعات انعکاس يافته است.

سايت "انتخاب" که زير نظر مهدي فقيهي مشاور سالهاي قبل لاريجاني در صدا و سيما و شوراي عالي امنيت ملي اداره مي شود، پيش از اين خبر داده بود: "نمايندگان مورد حمايت رايحه خوش خدمت، طي جلساتي که اخيراً و با اطلاع دکتر احمدي نژاد صورت گرفته، به اين نتيجه رسيده اند که از رياست لاريجاني بر مجلس شوراي اسلامي حمايت کنند."
شخص احمدي نژاد نيز از نتيجه نهايي نمايندگان مورد حمايت رايحه خوش خدمت، و ساير اعضاي اين جريان، حمايت کرده است.اين حمايت پس از آن ابراز شد که لاريجاني و احمدي نژاد اخيرا جلساتي برگزار کردند. 

<strong>از شايعه تا واقعيت</strong>

موضوع رياست لاريجاني امروز در حالي به مهمترين موضوع مجلس هشتم تبديل شده است که هشتم بهمن و در آستانه انتخابات 24 اسفند، سايت "شهاب نيوز" خبر داده بود "اگر چه اغلب بزرگان و چهره‌هاي شاخص جريان اصولگرايي از ادامه رياست دکتر حداد عادل بر مجلس بعدي حمايت مي‌کنند اما بدنه جريان اصولگرايي بيشتر موافق رياست علي لاريجاني بر مجلس هشتم است". 

اين نظر درشرايطي بيان شد که برخي دولتمردان همچنان مايل بودند از حداد عادل در بحث رياست مجلس حمايت کنند و اينچنين بود که يکي از چهره‌هاي بلندپايه دولت در همان مقطع در نشستي تاکيد کرد "به رغم آنکه دکتر حداد عادل نتوانست مانع بروز نظرات منتقد دولت در مجلس شود و در مواردي نيز مجلس دست به اقدامات علني در مخالفت با دولت زد، با اين حال «رياست وي بر مجلس هشتم به مراتب از رياست لاريجاني بهتر» است".

در جبهه ديگر اصولگرايان، يعني ائتلاف فراگير اصولگرايان نيز که در ميان آنان برخي منتقد دولت بودند، حمايت از لاريجاني آشکار تر بود. آنها که رسما اعلام کرده بودند "گرايش ما اصول‌گرايي است، اما منتقد دولت هستيم"، دو روز پس از انتخابات از طريق "علي امير اميري"،  دبير ستاد انتخاباتي اعلام کردند که "نامزد اصلي آنان براي رياست مجلس، علي لاريجاني است."

اگر چه تعطيلات عيد فروکش کردن گمانه زني ها را به دنبال داشت، اما حداد عادل بيکار ننشست و ضمن دعوت نمايندگان راهيافته دور اول  مجلس هشتم به مهماني نهار، به نوشته آفتاب، اعلام کرد: "براي رياست مجلس آمادگي دارم". 
در آن مقطع برخي رسانه ها از جمله عصر ايران، عدم حضور لاريجاني در اين ضيافت نهار را مخالفت او با اقدام حداد ارزيابي کردند که البته اين موضع در آن مقطع تاييد نشد ليکن اين روزها که حداد عادل در تدارک دومين مهماني با حضور همه راهيافتگان به مجلس هشتم است، لاريجاني که ديگر پشت خود حمايت جدي تعداد قابل توجهي را مي بيند، بدون پرده پوشي و صراحتا از مهماني حداد "انتقاد" مي کند.  به اين ترتيب معلوم شد اگر چه غلامعلي حدادعادل با برپايي مهماني زودهنگام براي منتخبان دور اول انتخابات مي كوشد آراي نمايندگان را جلب كند، اما علي لاريجاني در سكوت خبري خود را براي رياست آماده مي‌كند.

<strong>رايزني بي سر و صدا</strong>

سابقه سياسي لاريجاني در سپاه، معاونت وزير کار، پست و تلگراف، وزارت ارشاد، رياست صدا و سيما، کانديداتوري رياست جمهوري و دبير شوراي امنيت ملي آنقدر است که براي رياست مجلس به "رايزني بي سر و صدا" بپردازد. سايت عصر ايران به نقل از "يک چهره نزديک به لاريجاني" در همين ارتباط نوشته: "لاريجاني خود را براي رياست مجلس آماده کرده است. اصلا به مصاحبه هاي لاريجاني مبني بر عدم تمايل او به رياست مجلس توجه نکنيد بلکه اين نوع اظهارات، ظاهري و ناشي از زيرکي لاريجاني است و او ترجيح مي دهد به جاي جار و جنجال از مسير مذاکره، به صندلي رياست برسد و تاحدي هم موفق بوده و در حال حاضر راي لاريجاني براي رياست از آراي حداد بالاتر است".

به هر حال آنچه مشخص است و روزنامه کارگزاران نيز به آن اشاره داد اين است که اكنون كميته‌اي "با رياست ناطق‌نوري" در حال رايزني و فعاليت براي رياست لاريجاني بر مجلس هشتم است. در عين حال شرايط زماني براي حدادعادل هم سخت‌تر مي‌شود چراكه شنيده شده "محمدرضا باهنر" نايب حدادعادل در مجلس هفتم با حضور در اين كميته "براي رياست لاريجاني" تلاش مي‌كند.  محمدرضا باهنر در گفت‌وگويي كه اخيرا در مورد رياست مجلس داشت تلويحا به اين موضوع اشاره كرده و گفته بود: "نمي‌توان از مجلسي كه تركيب دوسوم نمايندگان آن تغيير كرده است انتظار داشت تركيب هيات رئيسه حفظ شود." 

از سوي ديگر در حاليکه  برخي از نمايندگان جناح راست مهم‌ترين برگ برنده حدادعادل براي جلب آراي نمايندگان براي حفظ جايگاه رياست مجلس را "حمايت مقام معظم رهبري" از او مي‌دانستند، روز گذشته برخي از نمايندگان خبر دادند که: "مقام معظم رهبري در پاسخ به سوالي در خصوص رياست مجلس فرموده‌اند، دخالتي در اين قضيه ندارند و نمايندگان خود بايد رئيس مجلس را تعيين كنند". با انتشار اين خبر در راهروهاي مجلس بود که فضا كاملا به نفع علي لاريجاني چرخيد.
به نوشته کارگزاران، رايزني‌هاي لاريجاني براي رياست مجلس از ايام نوروز و در ديدوبازديدهاي عيد با مراجع آغاز شد و صادق لاريجاني، برادر بزرگتر علي لاريجاني نيز به كمك او آمد و رايزني‌هايي با مراجع و علما در قم داشت.
از سوي ديگر، همانطوري که سايت آفتاب در گفتگو با علي بنايي، ديگر نماينده قم خبر داده، " آيت‌الله مهدوي کني که يکي از روحانيون بلند پايه اصولگرايان است نيز از رياست آقاي لاريجاني بر مجلس هشتم حمايت کرده است".

يکي ديگر از نقاط ضعف حداد عادل ميزان آراي وي بود. او به عنوان اولين منتخب تهران در دور اول انتخابات بيش از 700 هزار راي از حوزه انتخابيه بزرگ تهران نداشت.همزمان اما آراي حدادعادل در مقام رياست مجلس هفتم نيز دستخوش تغيير و تنزل بود. او كه در سال اول توانست 226 راي از نمايندگان كسب كند در سال دوم و سوم با 160 و 150 راي سمت رياست را حفظ كرد و در سال پاياني مجلس بيش از 170 راي اصولگرايان را نداشت. 

چنين است که اين روزها دفتر لاريجاني ميزبان چهره هاي زيادي است از جمله اصلاح طلبان که ميان لاريجاني و حداد، به لاريجاني نظر دارند. پيش از اين مرعشي از اصلاح طلبان به مهر گفته بود :"بهتر اين است که رئيس مجلس تغيير کند چون حداد عادل نشان داد که نمي تواند از شأن مجلس به خوبي محافظت کند".

<strong>چرخش احمدي نژاد از حداد به لاريجاني</strong>

در ميان حمايت هايي که از لاريجاني صورت گرفته، حمايت احمدي نژاد مورد توجه است. 
برخي از کارشناسان و منابع، دليل اين حمايت را بي ربط به انتخابات سال آينده رياست جمهوري نمي دانند. به نوشته روزنامه کارگزاران  علي لاريجاني و غلامعلي حدادعادل هر دو از كانديداهاي احتمالي جناح اصولگرا در انتخابات رياست‌جمهوري خواهند بود.  خبري که روزنامه "دنياي اقتصاد" نيز ان را تاييد کرده است.

عصر ايران هم به نقل از يک چهره نزديک به لاريجاني نوشته است: "لاريجاني به دنبال يکي از دو چيز است يعني يا رئيس مجلس خواهد شد و اگر اين موضوع محقق نشود آن وقت بحث رياست جمهوري او جدي تر خواهد شد ؛ بنابراين رقابت حداد و لاريجاني بر سر رياست مجلس به نوعي مي تواند رقابت اوليه براي رياست جمهوري باشد چون اين دو به احتمال زياد بازهم رقيب هم خواهند بود هرچند که بسياري معتقدند حداد هم با شرايطي مشابه لاريجاني مواجه است يعني اگر رئيس مجلس نشود به فکر انتخابات رياست جمهوري خواهد بود!"

اما آنچنان که شهاب نيوز نوشته است، برخي افراد پيشنهاد کرده‌اند در سال نخست فعاليت مجلس هشتم، حداد عادل به رياست مجلس برگزيده شود و سال بعد، حداد وارد رقابت‌هاي انتخاباتي رياست‌جمهوري و لاريجاني جايگزين وي در مجلس شود. چرا که برخي مي گويند احمدي نژاد معتقد است اگر حداد عادل رقيبش در انتخابات آتي باشد راحت تر مي تواند او را شکست دهد. شايد 