Rooz

انتخابات: فرصت يا هدف؟

مصطفي معين - یکشنبه 12 آبان 1387 [2008.11.02]

mostafamoeen.jpg

به نظر شما انتخابات، هدف است يا يك فرصت؟!

در اين "مملكت" همه چيز در سياست خلاصه مي شود و سياست نيز در انتخابات، آنهم فقط چند ماهي مانده به ‏انتخابات! دين؛ علم؛ اخلاق؛ فرهنگ؛ هنر؛ ورزش؛ اقتصاد؛ مديريت؛ انسان؛ جامعه؛ مقدسات و...همگي در ‏خدمت "سياست"!! آنهم چه سياستي! سياستي نه عين ديانت كه منهاي ديانت وعقل! سياستي مبتني بردروغ ‏ونه اخلاق وعلم! ودريك جمله سياستي درخدمت قدرت و منافع شخصي وگروهي ونه توسعه و پيشرفت كشور ‏واعاده حقوق جامعه! به زعم برخي، راي مردم در انتخابات نيزفقط زينت وابزاري درحد نمايش و صدور" ‏آزادي و مردم سالاري ديني" ازام القراي اسلام به دنياي كفروالحاداست! شگفت اينكه در اين اوضاع غريب، ‏ازنظربرخي مسئولان و نيز احزاب سياسي، شركت درانتخابات، بهر كيفيتي كه برگزار شود، شده است يك ‏هدف مقدس، حتي اگر انتخابي هم دركار نباشد! پس اينكه انتخابات فرصتي است براي برخورداري ملت از ‏حق تعيين سرنوشت را بايد فراموش كرد؟! ازحق انتخاب نوع حكومت، انتخاب حاكمان، نظارت بركارآنان ‏ويا عزل حكومتگران توسط مردم نيز ديگر نبايد گفت؟! سرنوشت ها ازقبل مقدر شده و به دست متوليان ‏اموردين و دنيا وآخرت بندگان ذليل خدا، يا همان "مغضوبين زمين" واگذارگرديده است؟! دولت، دولت امام ‏زمان (عج) ورئيس آن برگزيده يا نظركرده ايشان؟! اگراينچنين است؛ پس بحث كانديداتوري اين يا آن ‏ديگرچه وجهي دارد؟!! ‏

درچند ماه گذشته، دوستان خبرنگار، دانشجويان، فعالان سياسي و رسانه هاي داخلي و خارجي به كرات ‏درخواست مصاحبه درباره انتخابات دهم رياست جمهوري وبه ويژه كانديداتوري جناب آقاي خاتمي را داشته ‏اند ومن نيزانگيزه اي براي گفتگو دراين زمينه نداشته ام. هرچند تا كنون مصاحبه اي انجام نداده ام و قرار ‏برانعكاس رسانه اي پاسخ هاي مختصر به پرسش هاي مكررشان نبود، ولي از قول من در خبرگزاري ها و ‏روزنامه ها جملاتي به اين مضمون نقل كردند كه: "از خاتمي براي حضوردرانتخابات دعوت نمي كنم و يا : ‏اگر خاتمي خط قرمزهاي خود رااعلام نكند وفقط چك سفيدامضا بدهد بهتراست كه نيايد"...واين است پاسخ ‏مجددم:‏

‏١- اولا"، من احتمال كمي مي دهم كه در شرايط فعلي، آقاي خاتمي كانديداي چنين انتخاباتي بشوند و ‏ترديدهايشان را براساس شناختي كه از ديدگاه ها وسلامت نفسشان دارم قابل تامل ومنطقي مي دانم.‏

‏٢- ثانيا"، اصلي محوري دراخلاق مديريت وجوددارد كه آن را " قانون طلائي" مي گويند. اين اصل اخلاقي ‏تاكيد دارد كه : اول خود را( با كمال صداقت و صميميت) به جاي ديگران بگذاريد وسپس با آنان بگونه اي ‏رفتار كنيد كه دوست داريد با شما رفتار كنند. من خاتمي را يك سرمايه ارزشمند ملي براي پيشبرد اصلاحات ‏و گفتگوي ميان فرهنگي ايران و جهان امروزمي دانم واجازه هزينه شدن او ويا هزينه كردن ازاو را توسط ‏احزاب، فعالان و "ياران" سياسي، درست نمي دانم!‏

‏٣- ثالثا" انتظار مي رود آناني كه خود را درمعرض نامزدي و پذيرش مسئوليت هاي خطير اجتماعي مي ‏بينند، در فرصت هاي سرنوشت ساز براي كشور وجامعه، با صداقت و صراحت وبه طورشفاف شرايط، ‏ديدگاه ها، برنامه ها، مواضع وخط قرمزهاي خود را با مردم درميان گذارند تا فارغ ازنتيجه انتخابات، به ‏تعهد اجتماعي والهي خوددربرابرجامعه، درآگاهي دادن و در دفاع ازحقوق مردم عمل كرده باشند. اين وظيفه ‏و تكليفي بود كه حداقل خود من سعي كردم درانتخابات نهم رياست جمهوري به آن عمل نمايم.‏

آيا به نظر شما اعلان و تبيين عمومي مواضع و ديدگاه ها وخط قرمزها و بطور كلي گفتماني از اين دست كه ‏در ادامه بحث به مصاديق آن خواهم پرداخت، توسط يك نامزد رياست جمهوري، مسئولانه و اصلاح طلبانه و ‏واقع بينانه است يا اينكه آن راغيرمسئولانه، غيراصلاح طلبانه و بلندپروازانه مي دانيد؟

منبع: سايت شخصي مصطفي معين‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.