«آقايان» عزيزند اما در خانه!
نوشابه اميري nooshabehamiri@yahoo.com - یکشنبه 31 شهریور 1387 [2008.09.21]

نوشابه اميري
nooshabehamiri@yahoo.com
در صحنه پر ماجراي سياست ايران، و در پس همه دودهايي که به راه مي افتد تا چشم، چشم را نبيند، موضع گيري روز جمعه آيت الله خامنه اي در مورد سخنان رحيم مشايي و دوست داشتن "ملت اسراييل" و حمايت محمود احمدي نژاد از معاون خود، اگر چه در ظاهر به دو سوي مختلف مي رفت، اما در واقع بر يک داستان، تاکيد داشت: ساکت! خودمان تصميم مي گيريم.
آيت الله علي خامنه اي در نماز جمعه تهران، سخنان رحيم مشايي در باره دوستي با مردم اسرائيل را اشتباه دانست و گفت: "يک نفر پيدا مي شود در باره مردمي که در اسرائيل زندگي مي کنند، اظهار نظر مي کند، البته اين اظهار نظر غلطي است. اينکه گفته مي شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم، اين حرف درستي نيست." و همچنين اينکه "اين موضع دولت جمهوري اسلامي هم نيست."
آن هم درست ساعاتي پس از آنکه احمدي نژاد گفته بود: "حرف آقاي مشايي حرف دولت است و حرف روشني است." حال لابد به روال سي سال گذشته که آقايان حرف هاي خود را گفته اند و ديگران، هر کس از ظن خود، يار گشته است با اين و آن، بايد اين دو تيتر را مقابل هم گذاشت و نتيجه گرفت که: آقا از رئيس جمهور ناراضيست.
من اما مي خواهم اين بار از ظن تجربه، با اين سخنان يارشوم و ديگر جملات کليدي آقايان خامنه اي و احمدي نژاد را بازخواني کنم. آيت الله خامنه اي در پس تنبيه کلامي آقاي مشايي اما تنبيه همه آن 50 آيت الله عضو مجلس خبرگان، همه آن 200 نماينده مجلس، همه روحانيون مجلس، همه مخالفان رئيس آقاي مشايي، يعني احمدي نژاد را مد نظر دارد. او به نوشته ايسنا "عكسالعملهاي مستمر درباره اظهار نظر غلط درباره مردم اسرائيل را كاري بيهوده و التهابآفرين" مي خواند و مي گويد: "اين حرف غلط تمام شده است و نبايد دنبال اينجور مسائل كوچك و پوچ را گرفت و آن را ادامه داد."
به عبارت ديگر: آقاي مشايي يک غلطي کرد، اما شماساکت!
و اين "شما" همان کساني هستند که محمود احمدي نژاد وقتي از وي نظرش را در باره موضع گيري برخي مراجع تقليد ـ و اتفاقا همگي از جناح راست ـ درباره لزوم برکناري آقاي اسفنديار رحيم مشايي مي پرسند، به صراحت تعريف شان مي کند. او با اشاره به اينکه "براي مراجع احترام قائل است" مي افزايد: "تصميمات دولت مستقل از اظهارنظرهاي افراد گرفته ميشود، حتي اگر آن افراد محترم و عزيز باشند."
و اين لپ کلام است که رهبر جمهوري اسلامي صورت کلي اش را مطرح مي کند و رئيس جمهور وي مصداقش را.
سخناني که اگر در روزگاري ديگر توسط کساني ديگرمطرح مي شد، حداقلش راه افتادن کفن پوشاني بود که در دوران آقاي احمدي نژاد به دلايل پيدا و ناپيدا، ديگر نه غيرت اسلامي شان به جوش مي آيد و نه از خاصيت "خودجوشي" شان چيزي باقي مانده است.
به ديگر سخن، امروز روزبازگشت "مراجع عزيز" به خانه است. تاريخ مصرف آنان تمام شده. حکومت، رئيس و صاحب دارد و پشتوانه اش هم حزب پادگاني مخفي. اين سخن برخلاف گفته برخي به معناي مقابله با روحانيت و شايد در دراز مدت جدايي دين از حکومت نيست؛ برعکس. سخن دقيقا بر سر حکومت ديني است، اما از نوع "يک نفره" اش و با کارپردازي همانان که سخنگويي خويش را در اين مقطع به محمود احمدي نژاد سپرده و يک دوره 4 ساله ديگر نيز برايش تدارک ديده اند. دوره اي که قرار است حکومت ديني"يک نفره" به کمک پادگانچي ها و عدليه چي هايي از نوع سعيد مرتضوي، به تمامي استقرار يابد و ته مانده صداهاي معترض را نيز در حنجره ها خفه کند.
نه! سخنان آقاي احمدي نژاد که به پشتوانه رهبري فقيه ادا مي شود، پايان حکومت ديني نيست؛ آغاز سرديست که تنها چراغ آن قرار است در يک جا بسوزد:خانه ولي مطلقه فقيه. هر چند خانه اي که تجربه ايراني مي گويد در آن نيز جنگ، سنگر به سنگر ادامه خواهد يافت؛ شايد وقتي ديگر.
