Rooz

جامعه مدني و اقتصاد آزاد‏

موسي غني‌نژاد - دوشنبه 18 شهریور 1387 [2008.09.08]

mosaghaninejad777.jpg

سال پيش زماني كه آقاي خاتمي با شعار تقويت جامعه مدني روي كار آمد، پاره‌اي اقتصاددانان مستقل اعلام كردند كه ‏اين شعار وقتي قابل اجراست كه اقتصاد ما رقابتي و آزاد باشد. اگر در يك جامعه نظام اقتصادي آزاد نداشته باشيم، ‏نهادهاي مدني هم نمي‌توانند شكل بگيرند. چنانكه در غرب هم جامعه مدني در جاهايي شكل گرفته كه اقتصاد آن آزاد ‏بوده است.‏

‏ اين نكته را آقاي خاتمي و بسياري از مسوولان حكومتي به خوبي دريافتند و بر اين اساس يك عزمي در كشور براي ‏غيردولتي كردن اقتصاد ايران شكل گرفت ولي در عمل به دليل غالب بودن نگاهي ايدئولوژيك به بن‌بست كشيده شد.در ‏يك معناي كلان، جامعه مدني نقش اصلي تعيين سرنوشت شهروندان را برعهده دارد و دولت وظيفه حفاظت از حقوق و ‏آزادي‌هاي مردم در چارچوب جامعه مدني. حال آنكه دولت در ايران دولت فراگير است كه به جاي اكتفا كردن به وظيفه ‏اصلي خودش كه همان حفظ نظم و امنيت داخلي و خارجي، در همه شوون زندگي مردم دخالت مي‌كند و نظر مي‌دهد.‏

‏ قطعا يكي از دلايل ضعيف‌تر شدن نهادهاي مدني در حال حاضر را هم مي‌توان ناشي از اين دانست كه دولت نهم بيش ‏از گذشته (دوران رياست‌جمهوري آقايان هاشمي‌رفسنجاني و خاتمي) در امور و فعاليت‌هاي اقتصادي جامعه دخالت ‏كرده و اقدام به قيمت‌گذاري در همه بازارها مي‌كند. در حالي كه مهم‌ترين پايگاه جامعه مدني بازار به مفهوم نظام ‏اقتصادي مبتني بر مبادلات آزاد و داوطلبانه است. بنابراين هرگونه قيمت‌گذاري دولتي سلب آزادي شهروندان محسوب ‏مي‌شود. به تبع آن بخش خصوصي ضعيف مي‌شود. چنانكه در حال حاضر به دليل محدود شدن بخش خصوصي، ‏نهادهاي مدني نيز متاثر از اين وضعيت دچار تضييقات زيادي شده‌اند. يكي از نمونه‌هاي بارز دخالت دولت نهم در امر ‏معيشت مردم را مي‌توان همين طرح تحول اقتصادي معرفي كرد كه قرار است براساس آن يارانه‌ها به‌صورت مستقيم ‏به مردم پرداخت شود‎. ‎

طبيعي است تا وقتي كه دولت چنين پروژه‌هايي را به جاي اقتصاد آزاد دنبال مي‌كند، هيچ‌گاه به جامعه مدني نخواهيم ‏رسيد. زيرا تا زماني كه مردم معيشت و اختيارات خود را به دولت سپرده‌اند، به محض آنكه دولت اين شريان حياتي را ‏قطع كند، همه يا تسليم‌اند يا بي‌تفاوت. البته اگر از نقش دولت در حفظ وضع موجود كه طبيعتا در دولتي بودن اقتصاد ‏داراي منافع است، بگذريم، مصيبت آنجاست كه خود مردم نيز بر اين باورند كه دولت در اختيارداري امورشان فعال ‏مايشاء است و آنان به نوعي كارمندان دولت محسوب مي‌شوند و لذا هيچ تلاشي براي باز كردن اين گره كه مبناي فكري ‏و ايدئولوژيكي دارد، انجام نمي‌دهند‎. ‎

البته چندي است بحث اجرايي كردن سياست‌هاي كلي اصل 44 و پذيرش آن از سوي مسوولان حكومتي در سطوح بالا ‏نشان از تجديدنظر در آن نگاه ايدئولوژيكي دارد، منتها اميد بستن به اين كه دولت فعلي آن را عملي كند، اميدي عبس ‏است. بنابراين از مردم انتظار مي‌رود كه مسوولانه رفتار كرده و بدانند تا وقتي كه انتخاب خود را براي مديريت آينده ‏كشور اصلاح نكنند، همين وضع وجود دارد‎. ‎
منبع: کارگزاران، شانزده شهريور

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.