خشونت فراگير در ايران
پيشنهاد گاردين به واکنش جهاني - پنجشنبه 7 شهریور 1387 [2008.08.28]
آلن جانسون
تأثير خشونت علاج ناپذير نزد نويسندگان و فعالان حقوق بشر ايراني نظير لادن و رويا برومند به خوبي قابل رويت است. پدرشان که يک سوسيال دموکرات و رهبر جنبش ملي مقاومت ايران بود در سال 1991 به ضرب چاقوي کساني که گوياعوامل جمهوري اسلامي بودند، در آپارتمان خود در پاريس به قتل رسيد. بازتاب آن چند سال بعد اين گونه در سخنان لادن جلوه مي کند: «در لحظه ارتکاب جرم، انسانيت پشت ابر مي رود.. .. فرداي آنروز نمي خواستم از خواب بلند شوم، و اگر مي توانستم، دوست داشتم به زندگي ام خاتمه بدهم شرمساري زندگي بعد از آن روز بسيار زياد بود. انسان ديگر به زندگي اعتقادي ندارد.»
اين دو خواهر با خودداري از شکسته شدن و تحت تسخير درآمدن، بنياد عبدالرحمن برومند را براي پيشبرد حقوق بشر و دموکراسي در ايران (تحت عنوان اميد) پايه نهادند: پروژه اي براي يادمان حقوق بشر و منابع آنلاين. لادن گفت اميد «روش ما براي درمان درد علاج ناپذير بود. شيطان در جسم بشريت رسوخ کرده، اما دربنياد اميد هر قرباني جايي به عنوان يک انسان دارد و فضائي را براي همدردي به وجود مي آورد.»
اکنون اين بنياد، نگران موج سرکوب در ايران است. يعقوب مهرنهاد- روزنامه نگار، فعال حقوق بشر و فرهنگي 28 ساله بلوچ- که به رفتار دولت ايران با مردم بلوج انتقاد مي کرد در اوائل ماه جاري به همراه فرد بلوچ ديگري به نام عبدالناصر اعدام شد. سازمان آموزش بين الملل مي گويد هنوز مي توان جلوي اعدام فرزاد کمانگير از اتحاديه معلمان ايراني را گرفت که تحت شکنجه در دوران بازداشت به سر مي برد. سوسن رزاني و شيوا خيرآبادي هم به «جرم» شرکت در راهپيمائي روز کارگر در سال جاري به زندان و تحمل ضربات شلاق محکوم شده اند. يک وب سايت اتحاديه هاي کارگري خبر داده که سوسن را به 9 ماه زندان و تحمل 70 ضربه شلاق محکوم کرده اند.
اما صداي اعتراض غرب کجاست؟ چشمان دنيا بر روي ديپلماسي هسته اي خيره مانده است، اما اعدام ها، زندان ها و شلاق ها به دور از اين خيره ماندگي در حال اجرا است.
در اين غفلت زدگي، چيزي وجود دارد که مايه شرمساري است. ما به چيزهائي که «تحت نام ما» از سوي دولت هايمان رخ مي دهد توجه کافي داريم. نسبت به مداخلات به طور قابل درکي با ديده ترديد نگاه مي کنيم. اما بعدش چه؟ آيا تمام جسارت ما صرف ابوغريب و گوانتانامو شده است؟ پس صداي همدردي ما با سوسن رزاني و شيوا خيرآبادي کجا رفته است؟
براي نگاه کردن به چهره يکديگر راهي وجود دارد. برومند مي گويد: «ما بايد مشکلات مداخله از بالا را بشناسيم. ما سفيران حقوق بشر و دموکرات ها مي بايست درباره شيوه هاي سازماندهي در سطح جامعه بين المللي فکر کنيم تا ما را از پرونده هاي کوتاه مدت دولت ها مستقل کند. ما بايد يک شبکه گسترده بهم پيوسته را پديد آوريم که بتواند پشتيباني بيشتري به وجود آورد، حتي پيشتيباني مادي از کساني بکند که براي دموکراسي درحال تقلا هستند.»
منبع: گاردين- 26 اوت
