Rooz

و چنين بود که...‏

سيمين بهبهاني - چهارشنبه 6 شهریور 1387 [2008.08.27]

siminbehbahani769.jpg

‏[به مناسبت سالگرد کمپين يک ميليون امضا]‏

مي پرسند: "چه شد کمپين يک ميليون امضا؟ زمان به سررسيد و تعهد همچنان برجاست‎!‎‏"‏

مي گوييم: "اکنون بايد به مقصودرسيده باشيم. منظوراما، فقط گرفتن‎ ‎امضايي بي محتوا نبوده است؛ در هر ديدار، مي ‏خواستيم اطمينان يافته باشيم که‎ ‎امضاکننده به لزوم حقوق برابر زن با مرد ايمان دارد. و اگرنه چنين باشد، او را از‎ ‎اين ‏مهم آگاه کنيم."‏

چنين بود که کار نمي توانست تنها بر پايه ي ايفاي تعهد پيش رود. ما‎ ‎به "دير و درست" معتقد بوديم‎.‎

ديگر آن که بسياري از کوشندگان اجراي اين مهم ، به هنگام گرفتن امضا‎ ‎و جلب اطمينان خاطر امضادهنده، ‏گرفتارماموران غلاظ و شداد مي شدند وخود و تومارشان‏‎ ‎به بند مي افتادند. ترديد نيست که در اين هنگام ، اگر کسي که ‏تومار عرضه مي کند رها‏‎ ‎شود، تومارش - باهرچه امضادرآن - به چاه ويل فروخواهد شد. پس، همين مصيبت و گونه‎ ‎هاي پرشمار آن کافي ست تا رشته ها پنبه شوند. لاجرم، فرصت بيش تر حق بي چون و چراي‎ ‎ماست‎....‎

رودي روان کرده ايم که

از پويه نيارامد

روز از شب نداند

برقرار براند

و همنوايي موج را ترانه بخواند‏

‎ ‎سرچشمه کجاست؟

‎ ‎چشم پر اشک مادران‎ ‎ما

که قرن ها سخاوت باران بود

و

زان سوي اشک‏

گواه جورستمکاران بود‎:‎

زين چشمه

آن رود

روان کرديم

هزارهزار دونده مان مي بايست

تا برکرانه دوان باشند

و رسيدنش را گواهان‎.‎

در راه

هرچندگاه يکي ازيشان

به دام غول بيابان

درافتاد‎....‎

و چنين بود

که راه

پرهول شد

و قول برقرارنيافتاد

نوميد نيستيم

که تا مقصد

چندان نمانده است و

رود

همچنان روان‎...‎

ايا دريا‎ !‎

رود را آينه باش‎!‎

منبع: مدرسه فمينيستي

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.