توليد علم؟
فرهاد رجبعلي - چهارشنبه 6 شهریور 1387 [2008.08.27]

سخن ديروز آيتالله خامنهاي سخني ست كاملا بجا، ولي بيانش از جانب ايشان جالب توجه است. ايشان روز گذشته در جمع نخبگان جوان گفتند: روزي كه در چاههاي نفت را ببنديم، روز خوبي براي ملت ايران خواهد بود اگر درآمد كشور با توليد علم و دانش صورت گيرد.
اين آرزوي هر ايراني ست كه ثروت ملي صرف و هزينه واردات علم و دانش نشود، اما چقدر ميتواند با ايدئولوژي حاكميت جمهوري اسلامي به واقعيت نزديك شود؟ وقتي سياست حاكم بر جامعه جوان ايران رفتاري قهري دارد و سه دهه است كه بيشتر مغزهاي كشور را فراري داده، چگونه توان پلمپ چاههاي نفت و ذخيره دارد كه رهبر انقلاب برآن تاكيد كردهاند؟
سالهاست سياست و رفتار مسوولان کشور، به وضوح حامل يک پيام واضح بوده و آن اين که هر كس از ما نيست و نميتواند و نميخواهد عقايدش را با نظام جمهوري اسلامي وفق دهد برود.
اكنون مقام هاي ارشد حکومتي، بعد از سالها اجراي چنين سياست هايي، آرزو ميكنند كه توليد دانش جايگزين توليد و درآمد نفت شود و به نخبگان جوان و برندگان المپيادهاي مختلف پند ميدهند كه بمانيد و با هوش و ذكاوتتان كشور را آباد كنيد. اما كسي نيست كه اين تناقضات را يادآور مسوولان ما كند كه چه راهبردي براي اين مهم در نظر و دورنماي جمهوري اسلامي وجود داشته و دارد؟ سياستهاي جمهوري اسلامي همواره در تضاد آشكار با توليد علم و دانش بوده است. مگر نه اين است كه بابت پافشاري بر غني سازي اورانيوم تمامي دروازههاي جهاني را به روي خود بستهايم؟ حال اين جوان ايراني كه به قول رهبري سرشار از هوش و استعداد است، چگونه و با چه پشتوانهاي بدون ارتباط با علم و تكنولوژي روز دنيا موثر واقع شود و مخترعي حاذق باشد؟!
شايد سران جمهوري اسلامي توليد علم را هم همانند قهرماني هادي ساعي در المپيك پكن معلول نظر عالم ديگر بر ايرانيان ميدانند كه انشاالله القاء و الهامي شود و به خوابها بيايند و جوان ايراني به اختراعي كاشف...
باري، هيچ يك از سخنان اخير رهبران ايران در زمينه توليد علم، نه به موضعگيريهاي گذشته آنان درباره جامعه روشنفكر و عالم كشور نزديك است و نه با سياستهاي كلان جمهوري اسلامي همخواني دارد. حروف و سخنان زيبا در اين باب از جانب بسياري گفته شده و وقت آن است كه امسوولان کشور جاي شعار دادنها، تنها به تغيير رفتار بينديشند تا ديگر بخشهاي هرم نيز به تكاپو افتند.
هرچند در حكومتهاي توتاليتر سختترين كار ترك عادت و تغيير رفتار حاكم است و سختتر از آن اصلاح مجريانش، اما امري ست كاملا ضروري كه لازمه چرخش چرخ علمي و اقتصادي كشور است تا از چنين ركودي به درآيد. شكي نيست كه تفوق سياسي به انواع تسلطها منجر خواهد شد از جمله تسلط اقتصادي.
