زنداني هم بشوم کنار نمي کشم
پرونده بهائیان در گفت وگو با شيرين عبادي: - پنجشنبه 31 مرداد 1387 [2008.08.21]

اميدمعماريان
omid@memarian.info
شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل سال ۲۰۰۳ و رييس کانون مدافعان حقوق بشر که مسووليت دفاع از پرونده زندانيان بهايي را به عهده دارد در گفت وگو با روز با اشاره به شکايت خود از خبرگزاري ايرنا گفت که اميدوار است دستگاه قضا با رسيدگي عادلانه به اين شکايت استقلال خود رانشان بدهد. عبادي تاکيد دارد دفاع از يک متهم به منزله همسويي با او نيست و وي هيچ گاه از اين پرونده کنار نخواهد رفت. اين گفت وگو را مي خوانيد.

به چه دليلي تصميم گرفتيد از خبرگزاري دولتي ايرنا شکايت کنيد؟
از مدتها قبل، خصوصا بعد از اخذ جايزه نوبل، مورد لطف برخي از روزنامه دست راستي بودم و اقسام تهمت ها واکاذيب را درمورد من منتشر مي کردند. اما اين بار داستان فرق مي کرد. زيرا خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران که در حقيقت سخنگوي حکومت ايران است تهمت هاي ناروايي به من زد. آنها بعد از اينکه من دفاع از بهاييان را قبول کردم اعلام کردند دختر من بهايي است و مرکز بهاييت در اسراييل است و من از طريق دخترم با اسراييل در ارتباطم واز اين مساله مي خواهم استفاده کنم براي اينکه از کشورهاي غربي امتيازات بيشتري براي خود وخانواده ام بگيرم. اين مطالب مورد تکذيب من و دخترم قرار گرفت.
اين تکذيب باعث نشد که روند نشراکاذيب متوقف شود؟
باعث تعجب اين بود که دو روز بعد از تکذيب ما مقاله ديگري در ايرنا چاپ شد تحت عنوان "اسارت درتور بهاييت". اين مطلب اول به نام شخصي که آن را نوشته بود چاپ شده بود اما بعد ازچند ساعت ايرنا نام را پاک کرد و عنوان کرد که اين مطب از طرف مرکز پژوهش هاي خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران تهيه شده است. در آن مقاله ضمن تکرار اتهاماتي که مورد تکذيب ما قرار گرفته بود تهمت هاي ديگري به من زدند. من براي اينکه رفتار قانون مند را نشان حکومت ايران بدهم شکايت کردم و اميدوارم که دادسراي تهران با رسيدگي عادلانه به اين پرونده استقلال خودش را نشان بدهد.
اينکه اين بار توسط يک خبرگزاري دولتي مورد حمله قرارمي گيريد چه فرقي با دفعات قبل دارد؟
خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران با استفاده از منابع ملي و با کمک ماليات هايي که مردم مي دهند تاسيس و اداره شده است. اما آيا ما ماليات مي دهيم که چنين اکاذيبي منتشر کنند؟ بعد ازشکايت، ايرنا مجددا مرتکب تکرار جرم شد و مقاله ديگري تحت عنوان "کمپين تروريستي وفحشا پرور يک ميليون امضا "چاپ کرد که در اين مقاله، ضمن توهين به فعالين حقوق زن - از قبيل شهلا شرکت، شهلا لاهيجي، دکترفاطمه صادقي و سايرين - من را استراتژيست حقوقي اين کمپين معرفي کرد. مجددا به علت تکرار درارتکاب جرم شکايت ديگري مطرح شد. همچنين از روزنامه هايي که اين اتهامات کذب را درج کرده بودند هم شکايت کردم.
با توجه به رابطه دادستاني و خبرگزاري هاي دولتي، آيا اميدوار هستيد شکايت شما به جايي برسد، واگر نرسد چه خواهيد کرد؟
اميدوارم دادسرا و دادگاه هاي ما با رسيدگي عادلانه به اين پرونده استقلال خودشان را نشان بدهند. طبيعي است که اگر به اين پرونده رسيدگي عادلانه نشود من از کليه امکانات داخلي در درجه اول وبين المللي، دردرجه بعد، استفاده خواهم کرد براي اينکه آنها را متوجه اين موضوع کنم که کاري که مي کنند برخلاف اخلاق روزنامه نگاري حرفه اي است. کاري که اينها کردند مورد تقبيح خبرنگاران بدون مرز که يک مرجع بين المللي براي خبرنگاران است هم قرار گرفت.
بايستي توجه داشته باشيم که اين اکاذيب توسط خبرگزاري جمهوري اسلامي و در حقيقت توسط حکومت جمهوري اسلامي ايران منتشر مي شود وجاي تعجب آنکه چگونه از امکانات مالي، فني واطلاع رساني براي نشر چنين اکاذيبي سوء استفاده مي شود.
برخي گفته اند که چرا با توجه به حساسيت هايي که نسبت به بهاييان وکانون مدافعان حقوق بشر در ايران وجود دارد، خانم عبادي چنين پرونده اي را قبول کردند. پاسخ شما چيست؟
هرکس که به خاطر مساپل عقيدتي به زندان مي رود مثل هر متهم ديگري نيازمند وکيل است و من بيش از پانزده سال است که از متهمين عقيدتي وسياسي به رايگان دفاع مي کنم. دفاع از يک متهم به منزله همسويي با او نيست. من از متهمين مجاهد دفاع کرده ام وحال آنکه مجاهد نيستم، از متهمين سلطنت طلب دفاع کرده ام وحال آنکه سلطنت طلب نيستم. از متهمين بهايي نيز دفاع مي کنم وحال آنکه به شيعه بودن خود افتخار مي کنم. با قبول اين پرونده در حقيقت من رافت و عطوفت اسلامي را مي خواستم به مردم ايران وجهان نشان بدهم. توجه داشته باشيد که هر کس که به دادگاه مي رود هم مطابق قوانين بين الملي حقوق بشر وهم مطابق قوانين داخلي بايد وکيل داشته باشد و دفاع از يک متهم به منزله همسويي با او نيست. من دفاع از اين پرونده رابا همه مخاطراتي که براي من ممکن است به بار بياورد قبول کردم و از اين پرونده کنار نمي روم. حتي اگر من را ۱۰ سال هم به زندان بيندازند سال يازدهم که از زندان بيرون بيايم باز از اين پرونده دفاع خواهم کرد.
