حمايت هنرمندان از حقوق بشر
آرش سيگارچي sigarchi@gmail.com - سه شنبه 29 مرداد 1387 [2008.08.19]

در روزهايي که جمهوري اسلامي به بهانه هايي چون انتساب به "گروههاي محارب" افرادي را اعدام مي کند و از اعدام نوجوانان محکوم به اعدام نيز هيچ ابايي ندارد، حضور هنرمندان ايراني براي جلب رضايت شاکيان خصوصي اين نوجوانان پاي چوبه دار، اقدامي قابل توجه است.
آنهايي که يکشنبه هفته گذشته براي شنيدن صداي آواز شهرام ناظري در کاخ نياوران جمع شده بودند، ميان دو بخش کنسرت او، شنونده سخنان بازيگري بودند که اينبار نه به عنوان بازيگر، بلکه به عنوان يک انسان، روايتي را براي حضار بيان کرد که در سالهاي اخير کمتر در مکان هايي اينچنيني شنيده شده بود.
"عزت الله انتظامي" ، آقاي بازيگري سينما و تاتر ايران در اين شب با استقبال شهرام ناظري به روي سن آمد و اينبار بدون آنکه کارگردان يا نويسنده اي برايش نقشي نوشته باشد ، روايت از نوجواني کرد که با اشتباهي"ناخواسته" ، يک نفر را کشته و اين اين نوجوان "که به 18 سالگي رسيده ، قرار است اعدام شود".
اين هنرمند در ادامه سخنان خود درمورد كمك به يك نوجوان اعدامي گفت كه "ظاهرا پنج شش سال قبل چند نوجوان از خانه بيرون ميروند و شوخي شوخي دعوا ميگيرند و يكي از آنها چاقو ميكشد و ديگري را ميكشد."
انتظامي در اين سخنان کوتاه خبر داد که "سينماگراني چون كيومرث پوراحمد، اميرشهاب رضويان و پرويز پرستويي براي جلب رضايت خانواده مقتول صحبتهايي كردهاند و سرانجام قرار شد كه من صحبتهاي نهايي را با پدر و مادر مقتول انجام دهم."
زمينه صحبت هاي آن شب آقاي بازيگر اشک و بغضي بود که او را به عنوان يک انسان وادار مي کرد براي کمک به انساني ديگر که در آستانه مرگ قرار داشت سخن بگويد: "پسرهايي كه بيرون از خانه آمدند، قصد آدمكشي نداشتند. آنها خيلي جوانند. ظاهرا قرار است كه خانواده مقتول طناب دار را دور گردن پسر بيندازند. من به پدر مقتول گفتم تو شب ميداني كه فردا بايد بروي و طناب دار را دور گردن قاتل بيندازي. درحاليكه او هيچ وقت نيت قبلي در قتل پسرت نداشته است. بر فرض هم كه اين كار را كردي، شب چگونه ميخواهي سر روي بالش بگذاري؟"
به گفته عزتالله انتظامي، چون "خانواده مقتول فقير هستند، تقاضاي ديه كردهاند". بهاين ترتيب انتظامي از حاضران در كنسرت خواست هركس هرچقدر ميتواند براي نجات اين نوجوان از اعدام كمك كند.
آنچه انتظامي بيان کرد روايت پرونده بهنود شجاعي نوجوان 18 ساله تهراني است که در نوجواني و در پي يک شوخي ، نوجوان ديگري به نام اميد را به قتل رساند. او پس از آن به اعدام محکوم شد، در حالي اينک همزمان با 18 سالگي در آستانه اعدام قرار دارد که در ماههاي اخير با توجه رسانه هاي داخلي و بين المللي، جملگي خواستار لغو اعدام وي شده اند. براساس همين فشارها بوده که آيت الله محمود هاشمي شاهرودي ، رييس قوه قضاييه سه بار اجراي حکم را به تعويق انداخت تا شجاعي بتواند از خانواده مقتول رضايت بگيرد اما جلسه صلح و سازش بهنود هربار به خاطر تأکيد خانواده مقتول بر اجراي حکم قصاص بدون نتيجه پايان يافت.
اينک هرچند شنيده ها از تهران حکايت از اين دارد که عليرغم تلاش هنرمندان، هنوز مبلغ تقاضا شده از سوي خانواده شاکي تامين نشده اما اين اين اقدام انتظامي ، پرويز پرستويي و کيومرث پوراحمد موجب شده تا اولياي دم در برابر دريافت ديه از قصاص بهنود شجاعي صرف نظر کنند.
اقدام اين هنرمندان در شرايطي صورت گرفته است که پيش از اين جمهوري اسلامي ايران بارها در پرونده هاي اينچنيني ، براي تامين نظر شاکي پرونده اقدام به اعدام نوجوانان کرده است که در آخرين نمونه از اين دست مي توان به اعدام محمد حسن زاده ، نوجوان 16 ساله سنندجي اشاره کرد. هرچند مسوولان قوه قضاييه در زمان اعدام او تاکيد داشتند که وي 18 ساله شده است اما اواخر خرداد ماه گذشته درحالي او به دارآويخته شد که شناسنامه اش حکايت از اين داشت که محمد تنها 16 سال و يازده ماه دارد و در زمان قتل نيز 14 ساله بوده است.
حرکت شايسته هنرمندان سينماي ايران در پيوستن به جنبش دفاع از نوجوانان در آستانه اعدام در شرايطي صورت مي گيرد که پيش از اين بسياري از نهاد هاي داخلي و خارجي مدافع حقوق بشر به جمهوري اسلامي بخاطر اعدام نوجواناني که در سن کمتر از 18 سالگي مرتکب قتل شده اند ، اعتراض کرده اند. اما اينک با پيوستن هنرمندان به اين صف مي توان اميدوار بود اينگونه اعدام ها متوقف شود.
در جمهوري اسلامي ايران دو نوع اعدام رايج است. نوع اول اعدام هايي است که متهمين به دليل فعاليت هاي سياسي و اجتماعي ، با شکايت مدعي العموم به جرايمي چون محاربه ، فساد در زمين و غيره به اشد مجازات (اعدام) محکوم مي شوند. نوع دوم هم اعدام هايي است که در پي قتل عمد ، براساس شکايت ولي دم مقتول يا مقتولان ، قاتل به اعدام محکوم مي شود.
اگر چه در مورد نوع اول اعدام ها به دليل سختگيري حکومت ، تنها اعتراض به اين اقدامات مي تواند در حد اعتراض به برگزاري دادگاه هاي بدون وکيل مدافع ، هيات منصفه و غير علني باشد اما در نوع دوم دادگاه ها سختگيري حکومت کمتر وجود دارد و بيشتر خود افراد جامعه هستند که مي تواند بر شدت چنين مجازات هايي بيافزايند. اولياي دم از خانواده مقتول به اين دليل که عزيز شان را از دست داده اند خواستار مجازات و قصاص قاتل احتمالي هستند.
اگر چه هيچکس نمي پسندد که قاتل ، به مجازات نرسد اما با نگاهي به حقوق عمومي در دنيا مي توان درک کرد نوجواناني که در سنين کمتر از 18 سالگي به دليل يک لحظه اشتباه مرتکب قتل شده اند ، نبايد به اشد مجازات محکوم شوند. آنچه در سالهاي اخير مورد اعتراض سازمان هاي بين المللي نيز واقع شده است اين اقدام دولت ايران است که پس از سپري شدن 18 سالگي نوجوانان ، آنها را به چوبه دار مي سپارد. اين نه تنها يک تخلف حکومتي است بلکه چنانکه ايران هم در سال هفتاد با پيوستن به کنوانسيون حقوق کودکان آن را تاييد کرده ، برخلاف اين معاهده بين المللي نيز است.
حضور هنرمندان و چهره هاي سرشناس فرهنگي در دفاع از نوجواناني که به اشتباه مرتکب قتل شده اند ، مي تواند يک پيام مهم داشته باشد: اينک که حکومت هيچ ابايي از کشتن انسانها به بهانه هاي مختلف ندارد و آن را براي "رفع فساد از زمين" لازم مي داند ، مردم مي توانند با کمي مدارا ، گذشت از حق خود و کاهش مجازات براي نوجوانان يک الگوي مناسب را به تصميم گيران جامعه بقبولانند.
مسوولان قضايي تنها به اين دلخوش هستند که مجازات قتل نفس ، قصاص است اما اين براي دنياي مدرن که همه جوانب جرم و جنايت را بررسي مي کند و خواستار رعايت موارد پر اهميتي چون تناسب مجازات با مسووليت کيفري متهم است ، معني ندارد.
آيا شما براي قاتلي چون خفاش شب که قربانيان خود را پس از تجاوز به قتل مي رساند و در نهايت سنگدلي آنها را تکه تکه در جايي از حواشي تهران رها مي کرد با نوجواني که از روي کودکي و سادگي با چوب بر سر دوست همبازي اش زده و او را کشته است يک مجازات در نظر مي گيريد؟
