Rooz

تفسير بر تفسير

مهرانگيز کار - یکشنبه 30 تیر 1387 [2008.07.20]


po_mehrangiz_kar_01.jpg


با چند رويکرد مي توان مواضع حمايتي دولت چين نسبت به ايران را بررسي کرد. شايد جمهوري اسلامي لازم نمي بيند به انگيزه هاي اين مواضع و تغييرات آن در آينده اهميت بدهد. شايد در شرايطي است که نياز فوري به حمايت دارد و مهم نيست حمايت از کجا مي آيد و سرانجام در موقعيت هاي اضطراري به کجا مي انجامد؟

ايران شهره شده است به سياستهاي کوتاه مدت استراتژيک که وقت کشي هدف آن است. حتي اگر اين موقعيت دولت ايران درک بشود، حق مردم براي دانستن را نمي توان انکار کرد. ايرانيان حق دارند حاميان جهاني دولت متبوع خود را در بحران هسته اي خوب بشناسند و از انگيزه هاي آنها آگاه بشوند. فضاي خبري کشور براي اجرايي شدن اين حق بسته است. گاهي مطبوعات غرب از باب منافع خود به آن مي پردازند و پاره اي انگيزه ها را بر ملا مي سازند. همين مي شود غذاي اطلاعاتي جمع کوچکي از ايرانيان که به اينترنت دسترسي دارند و همچنين مي شود مايه دستي تا سخن را بشکافيم و بر تفاسير آنها تفسير بيفزاييم، هر چند اين اقدام جاي اطلاع رساني درست از مجاري مطبوعات آزاد داخل کشور را نمي گيرد. مطبوعات غرب پاره اي موارد کليدي در اختيار ايرانيان مي گذارند تا به ياري آن درهاي بسته خبري را بازگشايند و مثلاً به اين بينديشند که چرا دولت چين در اين وانفسا عاشق چشم و ابروي سياستمداران ايراني شده و آيا درست است که عشق و عاشقي چين به مويي بند است؟

در دنياي سياست حمايت شکننده يک دولت از دولت ديگري که با مشکلات جدي در جامعه جهاني مواجه شده خطرناک است. در فرض موجود پيش بيني ها چنان است که ايران اگر هشيار حمايت شکننده چين نباشد پيش از آن که شهد حمايت را بچشد زهر سياستهاي فرصت طلبانه چيني ها را مي آشامد. در اين باره فايننشال تايمز به چيني ها هشدار مي دهد که دارند منافع بلند مدت خود را فداي منافع کوتاه مدتي مي کند که به ازاء حمايت از ايران به دست مي آورند. هشدار اين گونه طرح شده که چين با قبول تدريجي مسئوليتهاي خود به عنوان يک «سهامدار بين المللي» باعث پيشرفت اساسي امور جهاني خواهد شد. اقدام جدي چين در برخورد با برنامه هسته اي ايران مي تواند باعث رشد اين پيشرفت شود و در خدمت منافع بلند مدت خود چين باشد. نشريه غربي البته به ايران هشدار نمي دهد که اتکاء افراطي به چيني ها چه خطراتي براي ايران در پي دارد.

فايننشال تايمز به چين لقب "سهامدار بين المللي" تفويض کرده که بي پايه نيست. ايران در جامعه جهاني داراي يک چنين القاب و عناويني نيست. به چين اخطار مي شود با تحريم ها مخالفت نکند و توجه مي دهد پشت مخالفت چين با تحريم ها بر ضد ايران قراردادهاي نان و آبدار اقتصادي و انرژي نهفته است و به خاطر حفظ اين نان و آب است که چين با هر اقدامي که بر روابط انرژي با ايران تأثير منفي بگذارد مخالفت مي کند. چين براي توسعه اقتصادي به انرژي زيادي نيازمند است. اولويت اصلي حزب کمونيست چين ماندن در قدرت است. حزب براي اين که در قدرت باقي بماند، بايد ثبات اجتماعي را حفظ کند و براي حفظ ثبات اجتماعي نيازمند توسعه اقتصادي است که بدون دريافت حجم بالاي انرژي از ايران تأمين نمي شود. فايننشال تايمز که ابداً خود را درگير آينده ايران نمي سازد و شايد از آن دست شسته است، روي سخن با چين دارد و مي نويسد: منطق اقتصادي چين چندين واقعيت را ناديده مي گيرد. براي کشوري با شهرت تفکر بلند مدت استراتژيک، دنبال کردن روابط نزديک با ايران کوته فکري است. در بازار جهاني نفت، بستن قرار داد با يک کشور، امنيت عرضه را که به نظر مي رسد چين دنبال آن است، تأمين نمي کند. هميشه مي توان نفت را از جايي در جهان به دست آورد. بنابراين، چين با توسعه ميادين نفتي ايران، در بهترين حالت بهاي جهاني نفت را به اندازه اي ناچيز کاهش مي دهد و در بدترين حالت نفت خود را فقط از يک کشور خريداري مي کند. به گفته نويسنده فايننشال تايمز اگر چه ايران يکي از توليد کنندگان بزرگ نفت است، اما کل توليد نفت اين کشور، کمتر از 5 درصد کل توليد نفت جهان را تأمين مي کند.

از اين قرار نشريه غربي، چين را در موضع قدرت مي بيند. دولتي با شهرت "تفکر بلند مدت استراتژيک". اين امتياز کمي نيست. در عوض ايران را در موضع ضعف مي بيند. يک توليد کننده بزرگ نفت که با همه سر و صداها کمتر از 5 درصد کل توليد نفت جهان را تأمين مي کند. تازه در اينجا فايننشال تايمز کوتاه آمده و مثلاً نگفته است اين توليد کننده بزرگ نفت (ايران) فاقد صنعت نفت است و بنزين را به قيمت گزاف از کشورهايي خريداري مي کند که شايد يک قطره نفت هم ندارند اما نان تکنولوژي پيشرفته شان را مي خورند. تازه همين توليد کننده 5 درصدي بايد بخش بزرگي از درآمد حاصل از افزايش قيمت نفت را هزينه کند تا بتواند نفت خام را در انبارهاي شناور و غير شناور نگهداري کند.

بنابراين مي شود بر تفسير غربي ها از شرايط موجود تفسير نوشت و نتيجه گرفت رابطه حمايت آميز چين با ايران ثبات لازم را ندارد و در صورت هر نوع حمله بازدارنده نظامي آمريکا يا اسراييل به ايران، صرفنظر از همه پيامدها، بهاي نفت افزايش خواهد يافت. به گفته فايننشال تايمز چين خطرات مهار نکردن برنامه هسته اي ايران براي خود را دست کم گرفته است. هنگامي که چين در يک چشم بر هم زدن براي تأمين انرژي نيازمند بازارهاي ديگري غير از ايران بشود عوارض ناشي از سياست کنوني را درک خواهد کرد. مفهوم مخالف تفسير مطبوعات غرب پيامي است براي ايران که در بطن هشدارها نهفته است. پيام اين است:

اگر حمله اي اتفاق بيافتد ايران ول معطل است. چين دنبال راه چاره اي مي رود تا با مهاجمان همدست و همسو بشود و بتواند انرژي را از جاي ديگري تأمين کند. بنابراين ايران نه تنها گرفتار قدرتهايي مي شود که دست روي ماشه گذاشته اند، بلکه حامياني با ويژگي هاي تاريخي، سياسي و اقتصادي چين را فوراً از دست مي دهد. آيا گشايش اعتبار به حساب اين قبيل دوستان کاري است عقلايي؟

فايننشال تايمز چين را با خبر کرده که ساخت بمب اتم توسط ايران مي تواند به گسترش بيشتر سلاح هاي اتمي نه تنها در خاورميانه (عربستان سعودي، مصر، ترکيه) بلکه در آسياي شرقي (ژاپن و کره جنوبي) بيانجامد. اين امر مستلزم آن خواهد بود که چين هزينه بيشتري صرف دفاع ملي، توان هسته اي و پدافندهاي موشکي خود کند. در نهايت، گسترش فناوري سلاحهاي اتمي در خاورميانه، چشم انداز تروريستهاي اسلام گراي صاحب مواد هسته اي را افزايش خواهد داد. اين امر مي تواند مستقيم يا غير مستقيم به چين ضربه بزند.

مطبوعات غرب کاملاً دوستانه آسيب پذيري هاي چين را به زمامدارانش ياد آوري مي کنند. به چين اطلاع مي دهند درانديشه سود و زيان خويش باشد. چين که از هيجانات ايدئولوژيک ديري است عبور کرده و در سياست و اقتصاد به بيلان سود و زيان اهميت مي دهد و همواره حاضر است با دشمنان ايدئولوژيک بيشترين حجم مبادلات تجاري را داشته باشد، ناگزير به هشدارها گوش مي سپارد و براي گريز از حوزه هاي پر هزينه سياسي راه چاره پيدا مي کند. راه چاره چيست؟ در صورت لزوم خود را تمام وکمال به تمايلات و گرايشهاي سياست هاي غرب نسبت به ايران متصل مي کند. به چين تفهيم اتهام شده است تا به راه عقلايي، همان که به آن شهره است، به تفکر بلند مدت استراتژيک بازگردد. دوستي با ايران، تجارت با ايران، کسب انرژي از ايران با تفکر بلند مدت استراتژيک چين همخواني ندارد. در نهايت حتي اگر غرب ايران را با آرايش هسته اي صلح آميز بپذيرد، از امنيت اقتصادي و سياسي به اين زودي ها در ايران خبري نخواهد بود و چين نبايد با ريسمان پوسيده ايران ته چاه برود. فايننشال تايمز به اين اخطارها قناعت نکرده و سرانجام گفته است: اگر چين واقعاًملاحظات استراتژيک را درباره ايران در نظر بگيرد نه تنها از ديپلماسي مذاکرات بين المللي با تهران، بلکه از مجازات اين کشور به خاطر سرپيچي از خواسته هاي غرب استقبال خواهد کرد. منافع ملي چين با اين توصيه ها و رهنمودها و فرامين در گرو موافقت با حمله نظامي يا هر گزينه اي است که سرانجام غرب آن را انتخاب مي کند.

در تفسير اين نشريه غربي و بسياري از خويشاوندان مطبوعاتي – رسانه اي آن، خواسته هاي حداکثري غرب از چين به شرحي است که گذشت اما يک خواسته حداقلي هم مطرح شده است. چين را آگاه کرده اند گرفتار عدم توازن تجاري در بازارهاي غرب است. گرفتار درگيري هاي کاهش ارزش پول است و غذاي ناسالم و اسباب بازي هاي غير بهداشتي اش در بازارهاي آمريکا باد کرده و درگيري بر سر تايوان و تبت کار دستش داده است.

خواسته حداقلي به استناد اين گرفتاريها عبارت است از حمايت از تحريم هاي شديدتر مالي در شوراي امنيت. توقف سرمايه گذاري در ميادين نفتي ايران. با وجود اخطارهايي که چين دريافت مي کند و مشکلاتي که در حفظ ثبات اجتماعي و تداوم پيشرفتهاي اقتصادي و رفع مشکلات در تجارت جهاني با آن رو به رو است، مي توان بر تفسير فايننشال تايمز و همکاران اين تفسير را افزود که ايران نيز نبايد به طناب چين "متکي" بشود. طناب پوسيده است و همزمان با شليک يک گلوله از هم مي گسلد. درسهايي که چين لحظه به لحظه از غرب مي گيرد مي تواند براي ايران آموزنده باشد و تا دير نشده آن ها را در تصميم گيري ها دخالت بدهد. تلاش با هدف حل مشکلات با طرف اصلي (آمريکا) از تلاش براي دوست يابي در جامعه جهاني و اميد بستن به دولت هايي که منافع شان به تصميمات سياسي آمريکا گره خورده است به مراتب سودمندتر است.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.