Rooz

حواشي دامنه دار يك سفر پرماجرا

علي انجم روز* - دوشنبه 24 تیر 1387 [2008.07.14]

‏به گزارش سايت بازتاب (ارگان طيف امنيتي - نظامي جناح اصولگرايان) رييس محترم جمهوري اسلامي 45 ‏روز قبل در جمع سپاهي ها، درباره سفر پر ماجرايش به عراق سخنان ناشنيده اي ايراد كرده است. علي ‏الظاهر سخنراني ايشان آنقدر در خور تامل و "بررسي" بود كه 45 روز طول كشيد تا روي آنتن تلويزيون ‏دولتي برود. سخنراني "معجزه هزاره سوم" حاوي نكاتي است كه نمي توان ناديده اش انگاشت، هر چند ايشان ‏در دوران صدارت اش كم، سخنان در خور تامل و تعمق بيان نكرده است.‏

‏"جناب دكتر" كه قبلا از ربودنش توسط آمريكايي ها در سفر به عراق خبر داده بود. در سخنراني فوق الذكر، ‏از ملاقات يك فرمانده آمريكايي با خود مي گويد و به ابراز علاقه ي فرمانده آمريكايي مبني بر اينكه "در ‏دلش" جا دارد اشاره مي كند. فرمانده آمريكايي از فرط شيفتگي نسبت به رييس منحصربفرد جمهوري ‏اسلامي، يكماه مرخصي اش را به تعويق انداخته و خطر ماندن در عراق ملتهب را بجان خريده تا با محبوب ‏خود ديدار كرده، با هم عكس يادگاري بگيرند. به گفته "جناب دكتر"، فرمانده آمريكايي به همراه معاونش آمده ‏بود كه او هم با ايشان عكسي به يادگار گرفت. بنابراين محبوبيت "معجزه هزاره سوم" احتمالا به همه ي رده ‏هاي قشون آمريكا رسوخ كرده است. چشم بوش و ايادي اش كور شود اگر نتوانند اينهمه نفوذ و محبوبيت را ‏ببينند.‏

اما يك جاي اين خاطره البته با عرض پوزش از جناب دكتر، مي لنگد. پوزش خواستم چون ايشان و دستياران ‏شان پيش از اين اعلام كردند هر كه حرف هاي شان را باور نكند "كنار دشمن ايستاده است" بنابراين بايد تاكيد ‏كنم من غرق باورم اصلا مگر چاره اي جز اين هست! اما به لنگي خاطره اشاره مي كنم تا در سخنراني بعدي ‏براي ناباوران توضيح تكميلي بفرمايند. هرچند پيشاپيش مطمعنم اين عروس نيست كه مي لنگد بلكه مشكل از ‏ناهمواري زمين است. و اما نقطه كور خاطره، دكتر محمود احمدي نژاد در سخنراني ديگري از طرح ربودن ‏خود توسط آمريكايي ها براي تحت فشار قرار دادن جمهوري اسلامي طي همين سفر خبر داده بود و حتا ‏توضيح داد چطور ماهرانه و با هوشمندي برنامه سفر را تغيير داده و نقشه شوم آمريكايي ها را نقش بر آب ‏كرد. بگفته ايشان آمريكايي ها زماني فهميدند سنگ رو يخ شدند كه وي و همراهانش به سلامت در هواپيما ‏نشسته در حال بازگشت بودند. خب اگر سكرت عمل كردن، جابجايي برنامه ها و همچنين فريب آمريكايي ها ‏باعث شد تا نتوانند نقشه پليدشان را عملي سازند بنابراين اين جناب فرمانده و معاونش و احتمالا آجودان هايش ‏چگونه آمدند براي زيارت محبوب شان، عكس يادگاري هم گرفتند و رفتند؟ بالاخره دكتر محبوب قلوب ‏آمريكايي هاست يا مورد تنفر شان؟! آيا بوش، رايس و پتروياس راسا (سه نفري همراه هم) مي خواستند طرح ‏ربايش احمدي نژاد را به اجرا درآورند يا توسط عوامل شان از جمله همين نظامياني كه براي دستبوسي آمدند ‏قرار بود چنين عملياتي انجام شود؟ يك سفر و اينهمه ماجرا، از يكسو آمريكايي ها مي خواهند بربايند از سوي ‏ديگر آمريكايي ها دوست شان دارند و مرخصي شان را يكماه به تاخير مي اندازند و الخ!‏

نكته ظريف تري در سخنان جناب دكتر بود كه بنظر مي رسد تحت شعاع شرح ملاقات فرمانده آمريكايي با ‏ايشان قرار گرفت. آنهم افشاگري "معجزه هزاره سوم" درباره سفر جرج بوش به عراق است. "منابع لابد ‏مطلع" به دكتر اطلاع دادند بوش طي سفرش به عراق فرماندهان نظامي اش (از جمله همين فرمانده عاشق ‏رييس جمهوري اسلامي) را جمع مي كند و به ايشان مي گويد: بچه ها! اين همه راه رو كوبيدم اومدم تا ‏عراق، چهار تا موشك بزنيد به ايران، تا دست خالي برنگردم واشنگتن. فرماندهان آمريكايي حاضر در جلسه، ‏توي دهان بوش (فرمانده كل قوا) زده ضمن برشمردن قدرت نظامي ايران، آب پاكي روي دست اش مي ‏ريزند و بي تعارف به فرمانده كل قوا مي گويند: نه دادش! بيخود باهامون پسرخاله نشو ما از اين كارها نمي ‏كنيم. چشمان بوش پر از اشك مي شود ملتمسانه مي گويد: بي معرفت ها من فقط چند ماه مهمان تان هستم ‏اينجوري سنگ روي يخ ام نكنيد فردا لونا هم توي خونه برام تره خرد نمي كنه، باشه موشك نزنيد اما جون هر ‏كي دوست داريد لااقل بريد ديوار صوتي شونو بشكنيد مي خوام همتاي ايرانيم گوش درد بگيره دلم خنك شه. ‏فرماندهان آمريكايي از كوره در رفته صراحتا به پرزيدنت بوش مي گويند: برو بابا خدا روزي ات را جاي ‏ديگري حواله كند آقا دست از سر ما بردار، ما اين كاره نيستيم پيش لونا هم ضايع ميشي به ما چه، اين مشكل ‏خانوادگي خودته و خودت بايد حلش كني. بوش وامانده، چنان سنگ رو يخ مي شود كه از فرط افسردگي به ‏آمريكا بازنمي گردد بلكه "به استراليا مي رود." كل كابينه براي دلجويي از اين نگون بخت به سيدني مي ‏روند اما او مي گويد: ديگه برنمي گردم بالاخره چني و ديگران ريش گرو گذاشته از وي دلجويي مي كنند ‏بالاخره بوش قهر را كنار گذاشته از استراليا به واشنگتن باز مي گردد.‏

البته آقاي احمدي نژاد درباره عدم تمكين فرماندهان آمريكايي فقط چند جمله گفت اما من براي اينكه خوانندگان ‏محترم در فضا قرار گيرند و مفتضح شدن بوش را بهتر حس كنند صحنه را تصويرسازي كردم. اين افشاگري ‏هم يك لنگي هايي مي زند كه باز چون محكوم به باور كردن ادعاهاي حاكمان مان هستيم اينرا هم به حساب ‏ناهمواري زمين و نه شل بودن عروس مي گذاريم. لنگي اين افشاگري چنان عيان است كه نياز به بيان ندارد. ‏زيرا ارتش آمريكا همان ارتشي است كه به دستور رييس جمهور آمريكا (فرمانده كل قوا) روزگاري با هم ‏وطنان خود وارد جنگ شد منظور همان جنگ داخلي آمريكاست فرماندهان ارتش آمريكا بي چون و چرا از ‏آبراهام لينكلن رييس جمهور وقت تمكين كردند و بهانه نياوردند چون در مقابل، هم وطنان خودمان هستند لذا ‏نمي جنگيم. اين همان ارتشي است كه به دستور يك رييس جمهور ديگر(روزولت) وارد جنگ جهاني شد و با ‏آلمان نازي جنگيد. همان ارتشي كه از دستورات مافوق تمكين كرده بر سر مردم ژاپن بمب اتمي انداخت. ‏ارتشي كه به ويتنام رفت و عليرغم همه فشارها تا وقتي مافوق دستور بازگشت نداد، ماند و جنگيد. چرا راه ‏دور برويم ارتش آمريكا حتا از همين بوش، كه در افشاگري اخير چنين حقير معرفي شده، اطاعت و در طول ‏يك دوره چهار ساله، دو كشور را تسخير كرد. عدم تمكين ارتش آمريكا از دستورات مافوق در تاريخ آن ‏كشور بي نظير است.‏

همواره سخنراني هاي رييس جمهوري اسلامي پر از نكات قابل توجه و تامل بوده است و اگر بخواهيم همه ‏نكات را تحليل و بررسي كنيم نه يك مقاله بلكه كتابي قطور خواهد شد. در سخنراني تازه پخش شده وي در ‏جمع فرماندهان سپاه نكاتي هم هست كه شنونده عاقل مي تواند از آن استنباط مختلف نمايد. براي مثال ‏درخواست ملاقات فرمانده آمريكايي از رييس جمهور كشوري كه عملا با كشورش در حال تخاصم است و ‏ابراز علاقه كردن به رييس جمهور كشور متخاصم حتا عكس يادگاري گرفتن با وي، آدم را ناخواسته به ياد ‏دمكراسي آمريكايي مي اندازد. آيا همان فرماندهان سپاه كه به سخنان رييس جمهور "محبوب" گوش فرا مي ‏دادند اجازه دارند با يك مقام آمريكايي يا اسراييلي از روي علاقمندي ملاقات كرده حتا عكس يادگاري بگيرند؟ ‏اين ماجرا مرا به ياد رييس جمهوري انداخت كه به واقع حنايش حتا بي رنگ تر از بوش "بي حيا" بود. همان ‏‏"تداركاتچي" را عرض مي كنم كه در سازمان ملل به خود جرات نداد در جمع سران كشورهاي جهان حاضر ‏شده با آنان عكس يادگاري بگيرد مبادا با بيل كلينتون رييس جمهور وقت آمريكا رودررو شده مصافحه اي ‏انجام دهد. وقتي هم احتمالا "ندانسته" با رييس جمهور وقت اسراييل دست داد وحشت سراپاي وجودش را فرا ‏گرفت و سراسيمه هنوز به ايران نرسيده، اتفاقي را كه دهها نفر شاهدش بودند تكذيب كرد. ‏

محذورات و محدوديت هاي رييس جمهوري با بيست و دو ميليون راي در اين سوي آب ها را، با آزادي عمل ‏يك نظامي كه علي القاعده مي بايست بسيار مقيد باشد در آنسوي آب ها مقايسه كنيد تا دريابيد "فاصله از ماه ‏من تا ماه گردون از زمين تا آسمان است."‏

‏*سردبير هفته نامه گيلان

منبع: شير خفته‎ ‎


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.