Rooz

چاره اي جز رسيدن به يک کانديداي واحد نيست

اصلاح طلبان و سازو کار دموکراتيک انتخاب کانديدا - دوشنبه 17 تیر 1387 [2008.07.07]

eslahtalab.jpg

نادر کرمي

اصلاح طلبان يکسال مانده تا انتخابات رياست جمهوري کمابيش در يک نکته اتفاق نظر دارند: «گزينه واحد» ‏نکته اي که تاکنون مورد تاکيد طيف هاي مختلف اصلاح طلبان و حتي تحولخواهان قرار گرفته است. با اين حال ‏سازوکار دستيابي به چنين کانديدايي از مهمترين چالشهاي پيش روي اصلاح طلبان به شمار مي رود. به همين دليل ‏است که اين روزها راه هاي مختلفي براي رسيدن به اين وضعيت«مطلوب» ارائه مي شود.‏

‎طرح نجفي و کارگزاران‏‎

در همين شرايط روز گذشته اسحاق جهانگيري، عضو سرشناس حزب کارگزاران سازندگي در گفتگويي با سايت ‏خبري آفتاب با تاکيد بر اينکه "با توجه به شرايط کشور گزينه تشکيل دولت وحدت ملي نيز مي‌تواند مطرح باشد" ‏گفت: "در اين دوره تاکيد همه احزاب اين است که براي مصلحت کشور با يک کانديداي واحد در‏‎ ‎صحنه انتخابات ‏حاضر شوند و وقتي بر اين مصلحت اين‌قدر تاکيد مي‌شود مهم‌ترين کاري‎ ‎که بايد انجام شود روش اتخاذ تصميم از ‏سوي احزاب است و اين روش بايد دموکراتيک باشد‎ ‎تا به نتيجه برسد". ‏

جهانگيري با اشاره به اينکه "اصلاح‌طلبان مي‌توانند با تشکيل يک کنگره، کانديداي واحد خود را انتخاب کنند" ‏گفته است: "طرحي که دکتر نجفي براي انتخاب کانديداهاي رياست جمهوري ارائه کرده است مورد تاييد حزب ‏کارگزاران هست ولي به صورت طبيعي اين طرح بايد در همه گروه‌هاي اصلاح‌طلب مورد تاييد قرار بگيرد و هر ‏طرحي مي‌تواند مقدمه‌اي باشد که روي آن بحث شود و به يک تصميم واحد رسيد. قبل از اينکه طرحي بخواهد ‏مطرح شود بايد يک نظام تصميم‌گيري واحد در ميان احزاب وجود داشته باشد". ‏

جهانگيري حتي يک گام هم جلوتر مي رود و مي گويد: "بايد اعضاي کابينه به همراه معاونان رئيس جمهور قبل ‏از انتخابات مشخص باشند زيرا اين دولت، دولت وحدت ملي است و مردم هم بايد بدانند که به کابينه وحدت ملي ‏راي مي‌دهند نه فقط به يک شخص خاص". ‏
‏ ‏
‎محتواي طرح نجفي چيست؟‎

اولين بار محمدعلي نجفي که خود از گزينه هاي اجماع اصلاح طلبان است در گفت وگو با "اعتماد" بسته ‏پيشنهادي خود را ارائه کرد، که عبارت از اتخاذ روشي دموکراتيک براي رسيدن به کانديداي واحد بود. ‏

بسته پيشنهادي نجفي به گفته خود او داراي سه اصل اساسي است: "اصل اول اين است که همه احزاب اصلاح ‏طلب با اراده پيروزي و در اختيار گرفتن مسووليت اجرايي کشور فعاليت هاي خود را آغاز کنند....اصل دوم بر ‏اين مساله تاکيد دارد که اصلاح طلبان بدون هيچ شبهه و اما و اگري بايد با يک کانديداي واحد شايسته و به ‏صورت ائتلافي صد درصدي وارد اين رقابت ها شوند... اصل سوم هم اين است که براي جلوگيري از وارد نشدن ‏هرگونه خدشه يي به حيثيت کانديداي اصلاحات در مرحله بررسي صلاحيت ها، بايد پيشاپيش او را اولين و آخرين ‏کانديداي خود معرفي کنند." ‏

نجفي بر اين اساس اين پيش شرط ها، سازوکار خود را چنين مطرح مي کند: "با مشارکت و همفکري سران ‏اصلاحات به هر يک از احزاب و گروه هاي درون اردوگاه اصلاح طلبان تعداد مشخصي سهميه تعلق بگيرد که ‏آنها هم مي توانند اين سهميه ها را به اعضاي شوراي مرکزي و سرپرستان دفاتر استاني خود بدهند. پس از آن در ‏اواخر شهريورماه يا مهرماه يا هر تاريخي نزديک به آن که مورد توافق همه گروه هاي اصلاح طلب قرار داشته ‏باشد يک نشست سراسري با حضور همه احزاب و گروه هايي که خود را پيرو آرمان اصلاحات مي دانند - بدون ‏هيچ استثنايي- برگزار شود. در کنگره يا نشست سراسري مذکور نيز هر حزب، گروه يا تشکل اصلاح طلب با ‏ميزان سهميه يي که به آنها اختصاص داده شده بايد حضور يافته و همچنين چند کانديدايي که اعلام آمادگي کرده يا ‏بالقوه داراي شرايط کانديداتوري هستند هم حاضر شوند. در واقع در طول اين برنامه فشرده دو يا سه روزه با ‏تشکيل کارگروه هاي مختلف و انجام مذاکرات پرحجم و مجموعه بحث ها و گفت وگوهايي که براي انتخاب ‏کانديداي نهايي مورد نياز است، کانديداي مورد اجماع با راي گيري با ورقه انتخاب خواهد شد. البته همه احزاب و ‏تشکل هاي تحول خواه حاضر در نشست بايد متعهد شوند که به نتايج آن پايبند خواهند بود." ‏

پيشنهادات مشخص نجفي که اواخر ماه گذشته مطرح شد اما آنچنان که انتظار مي رفت پاسخ مشخصي از سوي ‏اصلاح طلبان دريافت نکرد گرچه کليات آن تلويحا مورد تاييد قرار گرفت. ‏

‎دغدغه هاي مشارکت‏‎

گرچه ساعاتي پيش از نشست 13 تير شوراي هماهنگي اصلاح طلبان برخي از سران جبهه مشارکت اعلام کردند ‏که محمد خاتمي را به عنوان گزينه نهايي خود به اين شورا اعلام کرده اند، اما بي تمايلي کارگزاران سازندگي به ‏خاتمي که در گفتگوي همان روز سيد حسين مرعشي با اعتماد آشکار تر شد، عملا جلسه اي راکه بدون حضور ‏اعضاي حزب اعتمادملي در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تشکيل شده بود بي نتيجه ساخت. ‏

در عين حال چهره هاي شاخصي از مشارکتي ها همچون آذر منصوري و علي تاجرنيا با انتشار يادداشت هايي به ‏بر شمردن دغدغه هاي خود پيرامون موضوع چگونگي ورود اصلاح طلبان به جريان انتخابات پرداختند. ‏

آذر منصوري در يادداشتي با عنوان "ائتلاف حداکثري" مي نويسد: "بدون تشريح وضعيت و صور مختلف ‏حضور در انتخابات آينده نمي توان به تحقق هر نوع ساز و کاري جهت ائتلاف گسترده انديشيد. به نظر مي آيد قبل ‏از طرح مکانيسم هاي مختلف و تعيين مصداق يا مصداق ها، آنچه از اهميت بيشتري برخوردار است هدف از ‏حضور در انتخابات پيش رو باشد." ‏

او سپس با طرح سوالاتي در مورد چرايي حضور اصلاح طلبان در انتخابات ادامه مي دهد: " آنچه مسلم است ‏تمرکز روي کانديدايي که با بيشترين ميزان اقبال عمومي مواجه باشد و ظرفيت بالا بردن مشارکت مردم را نيز ‏داشته باشد، مي تواند به عنوان يکي از راهبردهاي کارساز، مورد نظر واقع شود و واقع بيني اقتضا مي کند ‏کانديدايي از جانب اصلاح طلبان وارد کارزار رقابت انتخاباتي شود که کمترين احتمال و بهانه براي رد صلاحيت ‏او وجود داشته باشد." ‏

علي تاجرنيا نيز که گفتگويش با ادوارنيوز در مورد حضور عبدالله نوري در انتخابات رياست جمهوري مورد نقد ‏کيهان قرار گرفت، در يادداشتي با عنوان "مراجعه به آراي عمومي براي انتخاب کانديدا" مي نويسد: "همگان اين ‏مهم را بپذيرند که در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري از اردوگاه اصلاح طلبان فقط يک نفر معرفي خواهد ‏شد". وي همچنين در مورد سازوکار انتخاب کانديداي واحد نيز اظهار نظر مي کند که: "بدون ورود حساسيت زا ‏به مسائلي مانند وزن کشي احزاب و گروه هاي سياسي، سازوکار در نظر گرفته شده بايد متناسب با ظرفيت ‏احزاب و گروه هاي عضو جبهه اصلاحات باشد. در همين راستا سابقه تشکيلات، ميزان اعضا و هواداران، ‏گستردگي جغرافيايي، ميزان تاثيرگذاري در عرصه سياسي کشور و تقييد و تعهد به انسجام دروني جبهه اصلاحات ‏و... مي تواند شناسه احزاب و گروه ها از ميزان ظرفيت ايشان باشد." ‏

و شايد تعيين همين ميزان تاثيرگذاري، در شرايط نبود اطلاعات کافي و امکان وزن کشي سياسي، به صلي ترين ‏چالشگاه اصلاح طلبان بدل شود.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.