Rooz

باورمندان و ناباوران به يك ادعا

علي انجم - دوشنبه 17 تیر 1387 [2008.07.07]

alianjam.jpg

هنوز زمان زيادي از سخنراني دكتر محمود احمدي نژاد درباره ي ربودنش توسط آمريكايي ها در جمع روحانيون سرشناس حكومتي ‏نمي گذشت كه يك ديپلمات ايراني، از توطئه اي ديگر جهت حذف فيزيكي "معجزه هزاره سوم" در ايتاليا پرده برداشت. جالب اينجاست ‏كه رييس محترم جمهوري و اطرافيانش اصرار دارند ثابت كنند ادعاهاي شان نه فقط محلي از اعراب دارد و حقيقتي مسلم و غير قابل ‏انكار است بلكه ناباوران را هم به تلويح، گاهي هم به تصريح به همدستي با توطئه گران متهم مي كنند. علي الظاهر اين باور كه از دو ‏منشاي دروني بنام عقل و احساس ناشي مي شود در مرام اين آقايان و خانم ها يك منشاي سوم بيروني هم، بنام اجبار دارد. به ادعاي ‏مدعيان در هر دو توطئه، آمريكا و متحدانش متهمان رديف اول هستند‎.‎

در اين ميان بايد با تامل و تعمق پيرامون اين مساله انديشيد. زيرا اگر چنين مساله اي فقط يكبار، آنهم توسط خود "معجزه هزاره سوم" ‏مطرح مي شد باز با اغماض، اين يكي را هم، همچون بسياري از اظهارات مشابه طي سه سال اخير، مي شد جز معجزات شان ‏محسوب كرد. اما با پرده برداري از طرح ترور وي در ايتاليا، آنهم نه توسط احمدي نژاد بلكه از سوي ديپلماتي ارشد، اين ظن در ‏اذهان به وجود مي آيد كه شايد مساله فراتر از ادعايي ناشي از شور و هيجان سخنراني در جمع "علما و فضلا" باشد. بنابراين بايد ديد ‏انگيزه ي احمدي نژاد و نزديكانش از طرح اين مساله ي دنباله دار چيست آيا دولتمردان نهمين دولت جمهوري اسلامي دچار اين ‏احساس ناخوشايند شده اند كه رييس شان شانسي براي دوباره در قدرت ماندن ندارد لذا در فرصت باقيمانده بالاخره مي خواهند يك ‏كارهايي بكنند؟

شايد طراحان چنين ادعاهايي درصدند به داخل و خارج، اهميت نه فقط جايگاه رياست جمهوري، بلكه شخصي كه هم اكنون بر كرسي ‏صدارت تكيه زده است را گوشزد كنند. واقعيت اين است كه اگر دشمنان بخواهند براي از پاي در آوردن يك حكومت، دست به چنين ‏اعمالي بزنند و هزينه هاي مترتب بر آن را هم بپردازند كسي را مي زنند كه نقش محوري در حكومت داشته باشد‎.‎

اما براستي متهمين سوء قصد به جان رييس جمهوري اسلامي، تا بدان پايه از ساختار سياسي نظام حاكم بر ايران بي اطلاع هستند كه ‏نمي دانند محور و مركز ثقل حكومت چه كسي، و كجاست؟ بي شك آمريكا و متحدانش مي دانند حذف احمدي نژاد به سرنگوني نظام ‏نمي انجامد حتا باعث حل و فصل مساله هسته اي بصورتي كه آنان مي پسندند هم نخواهد شد زيرا داستان هسته اي ايران قدمتي بيست ‏ساله دارد‎.‎

اگر هم در اوايل شاهد ترور مسولان ارشد نظام در حد رييس جمهور، رييس شوراي عالي قضايي و ديگران بوديم، هنوز سال هاي ‏زيادي از عمر اين نظام نمي گذشت و براي خيلي ها، ساختار نظام در سايه روشن ابهام قرار داشت. تروريست هاي آن سال ها، لابد ‏تصور مي كردند با حذف فيزيكي مسولان تراز اول، نظام را زمين مي زنند آنان يا از نقش محوري ولي فقيه بي اطلاع بودند و يا ‏امكان ترور ايشان وجود نداشت‎.‎

در شرايط موجود ربودن و يا ترور رييس جمهور، نه تنها باعث سرنگوني نظام نمي شود بلكه محاسن اش براي حكومت، بيشتر از ‏مضارش است. اين اتفاق لااقل در ميان مدت جو داخلي و خارجي را به نفع حكومت تغيير مي دهد و از فشارهاي شكننده ي موجود ‏خواهد كاست. اين دودوتا چهارتا كردن هم، فراتر از شعور و قوه ي تحليل سرويس هاي اطلاعاتي غرب و تصميم گيرنده گان نهايي ‏در اين كشورها نيست. بلكه با يك حساب سرانگشتي مي توانند اين معادله تقريبا نامجهول را حل كنند‎.‎

نكته ديگري كه سوء ظن حتا آدم هاي زودباور را هم قلقلك مي دهد شكل و فرم داستان ربايش در عراق و همچنين ماجراي ترور رييس ‏جمهوري اسلامي با اشعه ايكس در ايتاليا است كه آدم را به ياد فيلم هاي جيمزباند مي اندازد! ربايش و يا ترور رييس يك دولت در ‏كشوري ديگر بدين سبك و سياق، تاكنون فقط بر پرده هاي سينما اكران شده و جدا بي نظير است. گذشته از اين، در صورت ربوده ‏شدن جناب آقاي "دكتر محمود احمدي نژاد" در عراق، بيشترين زيان متوجه ايالات متحده و سپس دولت عراق مي شد. زيرا اينها به در ‏و ديوار مي زنند در آن كشور امنيت و ثبات برقرار، و امنيت نيم بند موجود در عراق را به رخ جهانيان بكشند. حال در چنين شرايطي ‏حتا اگرلاستيك اتومبيل حامل يك مقام عاليرتبه خارجي در خيابان هاي بغداد بتركد بيش از سرنشين، دل مسولان عراقي و آمريكايي بايد ‏بتركد‎.‎

البته پس از جنگ سرد نظام حقوقي در سطح بين المللي دستخوش تحولاتي شده است. در گذشته اگر حاكمي مردم اش را به روز سياه ‏مي نشاند، قتل عام و شكنجه مي كرد خطري از خارج متوجه اش نبود . در صورت اعتراض دول خارجي هم، حاكم و دم دستگاهش ‏بطور شديداللحن پاسخ مي دادند "به شما مربوط نيست در امور داخلي کشورمان دخالت نکنيد." در واقع تا همين چند سال قبل هم، در ‏بسياري از نقاط جهان شهروندان مايملك حاكمان شان محسوب مي شدند. اما اكنون در دوراني به سر مي بريم كه دادگاه هاي بين المللي ‏قادرند روساي كشورها را احضار و محاكمه كنند. در صورت لزوم احتمال بازداشت دولتمرداني كه متهم به جنايت جنگي،نسل ‏كشي،اقدام عليه بشريت و... هستند نيز، وجود دارد. اما احمدي نژاد كه همچون اسلوبودان ميلوشويچ در هيچ دادگاه بين المللي پرونده ‏ندارد حكم جلبي هم براي وي صادر نشده شبيه آن حكم جلبي كه اخيرا دادگاهي در آرژانتين عليه برخي از مسولان پيشين ايراني صادر ‏كرده است. اگر چنين مي شد بله، بي ترديد نه آمريكا و نه بقيه كشورهاي ملتزم به قواعد بين المللي، تعارف نداشتند و ايشان را به جاي ‏اينكه در عراق به سبك تروريست ها بربايند همان سال گذشته در خود آمريكا دستگير مي كردند. البته از آنجايي كه جناب رييس جمهور ‏نسبت به ادعايي كه مطرح كرده است كمترين ترديدي ندارد بنابراين بهتر است امسال از سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل در ‏نيويورك صرف نظر كند‎.‎

نظام جمهوري اسلامي تاكنون پايه هاي مشروعيت اش بر ايدئولوژي مذهبي استوار بوده است. در ساختار اين نظام بعضي ها مهم، ‏برخي از اشخاص محترم و حتا شخصيت هايي معظم هستند. اما كليت نظام متكي به اشخاص نيست. مهمترين شخصيت نظام، ‏بنيانگذارش بود كه نوزده سال قبل درگذشت و شاهديم كه پس از درگذشت ايشان خدشه اي به حاكميت وارد نشده است. همان اوايل، ‏اولين نخست وزير و نخستين رييس جمهور، هر يك به شكل و روشي از گردونه ي حاكميت كنار گذاشته شدند. چندي بعد دومين رييس ‏جمهور به همراه نخست وزيرش، و دو ماهي قبل از آن عالي ترين مقام قضايي مورد ترور قرار گرفته حذف فيزيكي شدند. چند سال ‏بعد عالي ترين مقام نظام بعد از آيت الله خميني، عزل شد اما همانگونه كه شاهديدم هنوز نظام سرجاي خود باقي است‎.‎

بنابراين ترور يك مقام اجرايي حتا اگر شخص دوم نظام باشد فقط درخت نظام را آبياري مي كند آبي كه در شرايط فعلي، نظام سخت ‏بدان محتاج است. چنانچه ترورهاي سال هاي اوليه هم، در آن شرايط حساس باعث تحكيم پايه هاي نظام شد. از همين رو پذيرفتن ‏ادعاهاي فوق الذكر سخت است. حتا اگر عقوبت اين ناباوري اتهام "كنار دشمن ايستادن" باشد و همچنين اگر بسيار علاقمند باشيم دل ‏مدعيان را، با پذيرفتن ادعاهاي شان بدست آوريم و خداي ناكرده آزرده خاطرشان نسازيم خب وقتي آدم بتواند دل انساني را شاد كند ‏چرا كه نه ؟‎!‎

البته حساب نگارنده از بقيه ناباوران جداست زيرا باور و عدم باور من نه به دو فاكتور دروني(عقل و احساس) بلكه به سومين فاكتور ‏‏(كه بيروني ست) ارتباط دارد. لذا من يكي باور مي كنم جهاني عليه ي رييس جمهور محبوب و دوست داشتني كشورم متحد شده و مي ‏خواهند ايشان را نابود كنند. آري جهاني عليه اوست چون مي دانند نظام و حتا ايران در صورت نبود وي نابود مي شوند. دشمنان اين ‏ملت براي گسستن رشته ي تمدن باستاني مان ايشان را نشانه رفته اند پروردگار از ايشان(دشمنان از خدا بي خبر) نگذرد‎.‎

اميدوارم خداوند، رييس جمهور محبوب و دوست داشتي مان را در پناه خود محفوظ بدارد تا ملك و ملت و نظام و تمدن باستاني مان در ‏سايه ي تدابير داعيانه ايشان مستدام، و هر روز قله ي تازه اي از "شكوفايي و نوآوري" را فتح كنند‏‎.‎

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.