Rooz

متفق شده‌ايم كه متحد نشويم

احمد زيدآبادي - پنجشنبه 13 تیر 1387 [2008.07.03]

po_zeydabadi_01.jpg

مي‌گوييم ايراني‌ها توان كار جمعي را ندارند. مي‌گوييم در ديگر نقاط جهان اگر دو نفر با هم كار كنند، نتيجه ‏كارشان ضربدر دو مي‌شود اما اگر دو ايراني با هم كار كنند، محصول كارشان تقسيم بر دو مي‌شود.‏

از اين قبيل مثال‌ها مي‌گوييم و مي‌گذريم غافل از اينكه اين ناتواني از كار جمعي، حيات جامعه ايراني را در ‏معرض انحطاط كامل قرار داده است.‏

پيش از اين، در جايي نوشته بودم كه اي كاش مي‌شد نظامي اجتماعي را طراحي كرد كه بر كار انفرادي ‏استوار باشد تا ما ايراني‌ها هم بتوانيم بر مبناي آن زندگي كنيم، اما چه مي‌توان كرد وقتي كه لازمه جمعي ‏زيستن، كار جمعي را مي‌طلبد و دست خدا نيز با جماعت است.‏

به نظر من همه ناكامي‌هاي جامعه ايراني در 150 ساله اخير براي دستيابي به پيشرفت، توسعه، قانونمندي، ‏دمكراسي، آزادي، عدالت و حقوق بشر ريشه در ناتواني ما از كار جمعي دارد، اما اينكه دليل ناتواني ما از ‏كار جمعي چيست خود حكايتي است مفصل كه بيشتر روانشناسان اجتماعي بايد به ان پاسخ گويند.‏

اينكه تاريخ احزاب و تشكل‌هاي سياسي در واقع تاريخ درگيري‌هاي دروني و انشعاب‌هاي پي در پي آنهاست، ‏تصادفي نيست. جالب آنكه افرادي كه از يك گروه انشعاب مي‌كنند، ديگر هدفي جز حمله به هم حزبي‌هاي ‏سابق خود و افشاي آنان به عنوان "خطرناكترين" موجودات عالم براي خويش نمي‌شناسند! و جالب تر اينكه ‏جرقه نزاع و جدايي، اغلب مسائل شخصي است اما چون ما ايرانيان خود را فرشته فرض مي‌كنيم و دخالت ‏دادن مسائل شخصي در رفتارهاي سياسي و اجتماعي را از اساس انكار مي‌كنيم، پس در پي كشف تضادهاي ‏بنيادين فكري و عقيدتي با همفكران قبلي خود بر مي‌آييم و در طرفه العيني ايدئولوژي تازه‌اي راتدوين مي‌كنيم ‏كه نه فقط هيچ جزء اش شبيه ايدئولوژي همكاران سابق نيست بلكه بر مبناي تضاد با آن ساخته و پرداخته شده ‏است.‏

اختلافي كه اينك در اردوگاه محافظه كاران ايران افتاده هر چند كه از نقطه نظر سست شدن پايه‌هاي سد ‏سكندر اقتدارگرايي در جامعه ايراني ممكن است مفيد باشد اما از منظر عدم توانايي كار جمعي حتي در بين ‏كساني كه بر خر مراد سوارند، باعث تاسف است.‏

ظاهرا ما ايراني‌ها نياز به هاتفي داريم تا چون رعد در آسمان بغرد و بر سرمان فرياد بزند كه يا توان كار با ‏هم را پيدا كنيد و يا اينكه محكوم به فنا هستيد! اينكه چنين ندايي كارساز شود قطعا محل ترديد است.‏

دقيق نمي‌دانم. شايد متوهم باشم، اما بر اين باورم كه كور سوي فرصتي در آستانه انتخابات رياست جمهوري ‏دهم در افق سياسي ايران در حال ظهور است و شايد با يك كار گسترده جمعي بتوان از اين فرصت براي ‏مهار تهديد‌هاي فراروي جامعه استفاده كرد.‏

اگر در ظهور فرصت ترديدي هم باشد اما در اين نكته ترديدي نيست كه استفاده از آن، نيازمند همفكري، ‏همسويي، همراهي، همكاري و اتحاد همه ايرانياني است كه از شرايط جامعه ناخرسندند و آرزوي روزهاي ‏بهتري را دارند.‏

اين مساله ايجاب مي‌كند كه در اين شرايط همه همديگر را به حساب آورند و بخصوص از تعلقات شخصي، ‏حزبي و جناحي خود فاصله بگيرند. اينها همه اما توصيه‌هايي اخلاقي است كه گويا ديگر در ايران خريداري ‏ندارد.‏

چندي پيش اين مساله مطرح شد كه فعالان سياسي در ايران در اعتراض به محدوديت‌هاي پيش روي خود ‏جملگي خود را به زندان اوين تسليم كنند تا بدينوسيله حركت مظلومانه و غير خشونت آميز جمعي شكل گيرد، ‏اما هر كه اين را شنيد، گفت: ده نفر نخست را ابتدا پيدا كنيد تا من نفر يازدهم باشم. البته پيدا بود كه اين طرح ‏خيال انگيز است و هواداري پيدا نمي‌كند.‏

بر همين اساس، من پيشنهاد كردم كه دستكم مي‌توان يك سكوت جمعي شش ماهه كرد تا هم نداي وحدتي باشد ‏هم صداي اعتراضي باشد و هم هزينه‌اي در بر نداشته باشد. اما اين هم به همان اندازه تسليم زندان اوين شدن ‏خيال انگيز بود نه از آن رو كه عده‌اي آن را محافظه كارانه و از دست دادن فرصت براي بلند كردن صداي ‏اعتراض خود دانستند، بلكه از آن رو كه برخي از دوستان از قضا آن را به دليل سلبي بودن و جمعي بودنش، ‏پر هزينه يافتند!‏

با خود مي‌انديشم وقتي كه نتوان در باره ابتدايي ترين حركت جمعي يعني اعلام سخن نگفتن در باره چند ‏موضوع خاص به مدت شش ماه به وحدت رسيد، در باره چه چيز ديگر مي‌توان به اتحاد اميدوار بود؟

به هر حال، كوشش براي اتحادي فراگير در انتخابات آينده صورت عقلاني دارد، اما اينكه نتيجه خواهد داد يا ‏خير به امتحانش مي‌ارزد چرا كه گزينه ديگري پيش رو نيست.‏

سيد جمال بيش از صد سال پيش گفته است گويا متفق شده‌ايم كه متحد نشويم، آيا اين سخنان به همان شدت ‏قرص و پابرجاست؟ تا بهار آينده روشن خواهد شد.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.