Rooz

ايران به اوج درگيري نزديك شده است

تحليل جناح قاليباف از پرونده هسته اي - چهارشنبه 12 تیر 1387 [2008.07.02]

نادرايراني

همزمان با علي اكبرولايتي، مشاور بين‌الملل آيت الله خامنه أي، سايت تابناك وابسته به جناح امنيتي ـ نظامي ‏قاليباف، لاريجاني و محسن رضايي از ضرورت پذيرش بسته گروه 5+1 سخن به ميان آوردند. علي اكبر ‏ولايتي در گفت وگو با روزنامه جمهوري اسلامي كه مدير مسئول آن مسيح مهاجري است به صراحت اعلام ‏كرده كه آمريكا مخالف پاسخ مثبت ما (ايران ) به سولاناست. از سوي ديگر تابناك نيز دريادداشتي تاكيد كرده ‏كه ايران براساس سناريوي آمريكا دارد در آينده نزديك به نقطه اوج درگيري نزديك مي شود.‏

ولايتي دراين مصاحبه با اشاره به اينكه "هم‌اكنون آمريكا و آنهايي كه خلاف مصالح ما عمل مي‌كنند، ‏مي‌خواهند پيشنهادها را نپذيريم و از همين رو روشن مي‌شود كه پذيرش، به مصلحت ماست" به خبرنگار ‏روزنامه جمهوري اسلامي گفته است: ايران بايد در صحنه بين‌المللي دو كار را به موازات هم انجام بدهد: ‏يكي كار با آژانس و ديگري كار با كشورهاي بخصوص تاثيرگذار در صحنه بين‌المللي. اين كشورها ‏عمدتا در گروه "1+5" متمركز هستند، البته كشورهاي ديگري مثل غيرمتعهدها هستند، ولي در عين حال كار ‏كردن با غيرمتعهدها لازم است اما كافي نيست. ‏

وي در ادامه با اشاره به اينكه مذاكره با "1+5" را مااز سالها پيش پذيرفته ايم و اينكه آقاي سولانا به ايران ‏مي‌آيد و نامه 6 وزير را مي‌آورد معنايش اين است كه در قاعده مذاكره "1+5" را پذيرفته ايم والا نه ميزبان ‏آقاي سولانا مي‌شديم و نه نامه 6 وزير را دريافت مي‌كرديم گفت: ما بايد خودمان ابتكاراتي داشته باشيم. ‏موقعي كه مطرح كردند آقاي سولانا قرار است ايران بيايد و هنوز ايران پاسخ آقاي سولانا را نداده بود، آقاي ‏بوش اعلام كرد كه ما متاسفيم ايران نپذيرفته آقاي سولانا به ايران بيايد... اين نشان مي‌دهد كه آمريكايي‌ها ‏دلشان مي‌خواست ما آقاي سولانا را نپذيريم. پس معلوم است آنهايي كه خلاف مصالح ما عمل مي‌كنند ‏مي‌خواهند ما نپذيريم پس مصلحت ما در اين است كه بپذيريم. ‏

ولايتي با اشاره به سخن آيت الله خميني كه "به من گفته‌اند شما يك مدت پاريس بمان. حالا به تهران نرو. من ‏فهميدم بايد بروم" گفت: يكي از دلايلي كه ما بايد مذاكره را بپذيريم اين است كه كشوري كه در راس ‏كشورهايي است كه مي‌خواهند به ايران فشار وارد كنند، قبل از اينكه ما جوابي بدهيم او مطرح مي‌كند كه ‏ايران مذاكره را نمي پذيرد. سولانا را نمي پذيرد. از اين موضوع مي‌توان استنباط‌هاي زيادي كرد. معلوم ‏مي‌شود كه "1+5" وقتي يك نماينده‌اي مثل سولانا را تاييد كردند آمريكا و چين و روسيه بر كشتي اروپا سوار ‏هستند. اين و بعضي دلايل ديگر نشان مي‌دهد كه اروپا به دنبال اين است كه از طريق مذاكره با ايران مسايل ‏را حل كند. آمريكايي‌ها به دنبال اين هستند كه بگويند مذاكره با ايران بي فايده است. بايد قطعنامه به كار ببريم ‏تهديد نظامي بكنيم محاصره اقتصادي بكنيم و از اين قبيل. ‏

ولايتي در ادامه گفت: آمريكايي‌ها منتظرند از ايران بهانه بگيرند و نظر خود را به كرسي بنشانند و بگويند ‏‏"ديديد گفتيم مذاكره با ايران فايده ندارد". واز اين طريق آنها طرف مقابل خود را قانع مي‌كنند كه ايرانيها به ‏دنبال مذاكره نيستند. آمريكايي‌ها به دنبال قانع كردن ايران نيستند آنها به دنبال قانع كردن شركاي خودشان ‏هستند... ما بايد از كار بين‌المللي استقبال كنيم. كار بين‌المللي يكي از ابزارهاي بسيار مهم ما در احقاق حقمان ‏است. ما كه نبايد خودمان را از صحنه بين‌المللي براي احقاق حقمان محروم كنيم.‏

وي در عين حال با اشاره به اينكه نبايد با هر واكنش منفي يا يك حركت مخالف در سطح دنيا عقب نشيني كنيم ‏گفت: همان طور كه ما كار مي‌كنيم طرف مقابل ما هم كار مي‌كند. ما بايد تلاش خود را بكنيم و ضمن اينكه يك ‏قدم عقب نشيني نمي كنيم اما از اين عرصه كه عرصه بسيار مهمي در جهت احقاق حقمان استفاده كنيم. ‏

وزير خارجه دوران دفاع مقدس گفت: حدود 10 سال در دوره جنگ تلاش بين‌المللي كرديم و نتيجه هم گرفتيم ‏و حق مان را در صحنه‌هاي بين‌المللي گرفتيم. بالاخره اين تلاش 10 ساله و بسيار طولاني موجب شد كه حق ‏ايران به رسميت شناخته شود. در قضيه هسته‌اي هم همين طور است. ما دستاوردهاي هسته‌اي خودمان ‏راداريم. توان هسته‌اي در ايران بومي شده است. وقتي ما به اين هدف رسيده ايم خيلي بيشتر بايد تلاش كنيم تا ‏اين حقمان را در صحنه بين‌المللي هم بامذاكره و تدبير به كرسي بنشانيم.‏

وي با رد تعليق به عنوان پيش‌شرط مذاكره گفت: ما كه نبايد از اول نتيجه آخر را بگيريم. ما گفته ايم كه روي ‏يك چارچوب اصولي حركت مي‌كنيم ليكن از اول هر مذاكره‌اي مي‌خواهيم بكنيم بدون هر پيش شرطي است. ‏ايجاد محدوديت عليه فعالان و فعاليتهاي اقتصادي و بانكي كردن به نفع اقتصاد ما نيست. اين مشخص است. ‏اما نمي توانيم تسليم تحريم‌ها شويم. اگر "1+5" از تحريم به عنوان يك نقطه ضعف استفاده كنند نبايد ما اجازه ‏دهيم آنها به اين نتيجه برسند كه ما با تحريم‌ها وادار به عقب نشيني مي‌شويم. بايد سعي كنيم با مذاكرات پيش ‏برويم اما نبايد هم اجازه دهيم كه "1+5" به اين نتيجه برسند كه تحريم‌ها براي ما مهم است. ما با تحريم عقب ‏نشيني نمي كنيم. ‏

‎تصميم سرنوشت‌ساز در پرونده هسته‌اي‎

همزمان با اين سخنان سايت تابناك نيز در يادداشتي تحت عنوان "از پرونده هسته اي چه مي خواهيم"، ‏تحليلي متفاوت در باره سرنوشت هسته اي با ذكر اينكه پرونده هسته اي هدف نيست بلكه وسيله اي براي ‏تحقق اهداف ديگر نظام است كه تا اندازه زيادي تحقق يافته گرايش خود را براي پيوستن به مذاكره براساس ‏مخاطراتي كه يادآورشده بود نشان داد. در مرحله بعدي صداي جمهوري اسلامي ايران با برگزاري ميزگردي ‏اين خط را دنبال كرد وبا ياد آوري مخاطرات رويارويي، اين موضوع كه پرونده هسته اي خط قرمز نظام ‏نيست را مطرح كرد. اينک نيز كه زمزمه هايي درمجلس شوراي اسلامي براي مذاكره شنيده مي شود، سايت ‏تابناك در يادداشت ديگري با تيتر "تصميم سرنوشت ساز در پرونده هسته اي"، "آيا ايران غرب را غافلگير ‏مي‌كند؟" به موضوع پرونده هسته اي پرداخته است. ‏

در اين يادداشت كه به روشني مسايل ايران با روند حمله آمريكا به عراق مورد مقايسه قرار مي گيرد تاكيد ‏شده: "در سناريو تازه ( آمريكا ) و برخلاف پروژه عراق، بار اصلي پرونده به جاي آنكه بر يافته‌ها و ‏ادعاهاي اثبات‌نشده اطلاعاتي و جاسوسي استوار شود، برعكس بر بخش شفاف و مورد تأييد نهادهاي ‏بين‌المللي قرار داده شد و بر اين اساس، به جاي انحراف در پرونده هسته‌اي ايران، غني‌سازي به مركز اين ‏پرونده تبديل شده و پس از آن طي شش ماهه گذشته، روند فشارها بر جمهوري اسلامي شديدتر شده است."‏

اين يادداشت تصويب قطعنامه سوم تحريم، تصويب مجازات‌هاي فراتر از شوراي امنيت در اجلاس آمريكا و ‏اروپا و سرانجام بيانيه هشت كشور صنعتي، را نشان دهنده آن مي داند "كه مسير جديد، روندي شتابان داشته ‏و به سوي نقطه اوج خود پيش مي‌رود."اين يادداشت مي افزايد: "اين نقطه اوج از سوي مراكز قدرت مختلف ‏غرب با تعبيرهاي متفاوتي همراه شده است. برخي بر اين باورند كه اسرائيل در اين نقطه، دست به حمله ‏هوايي به مراكز اتمي ايران شبيه حمله سال 1981 اين كشور به مركز اتمي عراق در «اوراسيك» خواهد ‏زد."‏

براساس تحليل سايت بازتاب برخي ديگر، اين نقطه اوج را اقدام نظامي بوش در ماه نوامبر و پيش از ترك ‏كاخ سفيد عليه ايران مي‌دانند و گروهي ديگر، تحريم‌هاي گسترده اقتصادي از جمله نخريدن نفت ايران و يا ‏عدم فروش بنزين به جمهوري اسلامي را شيوه افزايش فشارها بر تهران مي دانند. اما اين نقطه اوج هرچه ‏باشد، يك نقطه در آنها مشترك است و آن، روند فزاينده فشارها در ماه‌هاي آينده است، برعكس آنچه از سوي ‏برخي مقامات پيش‌بيني و اعلام شده است.‏

اين يادداشت درادامه مي افزايد: در اوضاع كنوني، مسأله اصلي تهران، انتخاب استراتژي مناسب و تدابير ‏همه‌جانبه براي رويارويي با اين بحران در شرايط آينده است و به نظر مي‌رسد در شرايط موجود، دو انتخاب ‏عمده براي جمهوري اسلامي در اين پرونده وجود دارد: 1-انتخاب نخست كه مي‌توان آن را غافلگير كردن ‏غرب در اين پرونده ناميد، بر پذيرش كليات بسته پيشنهادي "1+5" از سوي ايران ايران تأكيد مي‌كند. ‏

تابناك درادامه مي نويسد: "در صورت انتخاب اين گزينه، عملا سناريو گسترده غرب براي ايجاد اجماع عليه ‏ايران وهمراه ساختن افکار عمومي جهان در برخورد با جمهوري اسلامي عقيم مي ماند. چرا که براساس ‏شواهد و قرائن بي‌شمار، ارائه بسته پيشنهادي به جمهوري اسلامي با پيش بيني رد شدن آن توسط تهران ‏صورت گرفته و جنجال تبليغاتي و طراحي سفر سولانا به تهران نيز همين هدف را دنبال مي‌کرد تا به افکار ‏عمومي القا کند که جمهوري اسلامي بناي توافق با نظام بين‌الملل را ندارد."‏

تابناك سپس پا را از تحليل هاي مشاور آيت الله خامنه اي فراتر مي گذارد و تاكيد مي كند: "با توجه به آنكه ‏اساس اين بسته بر تعليق استوار است، جمهوري اسلامي در صورت پذيرش بسته پيشنهادي، بايد در پاسخ ‏خود، با تفسيري جديد از تعليق موافقت كند كه البته اين تفسير مي‌تواند شامل مستثني كردن فعاليت‌هاي ‏تحقيقاتي از تعليق يا مدت‌دار كردن تعليق باشد و مثلا ايران اعلام كند به مدت چند ماه تا پايان رياست‌جمهوري ‏آمريكا، تعليق محدود را مي‌پذيرد، مشروط بر قبول شرايط ايران در برابر فهرستي از مطالبات خود كه ‏محدود به طرف مقابل ارايه مي‌شود و بايد شامل مطالبات اقتصادي، سياسي، امنيتي و به ويژه تعهد غرب به ‏احداث نيروگاه آب سبك به تعداد مورد نياز كشور در اولين فرصت باشد.ايران بايد همچنين شرط کند اگر ‏کوچکترين ناامني به وجود آيد، نه تنها تلافي خواهد کرد، بلکه غني‌سازي گسترده را شروع خواهد نمود."‏

تابناك " نقش محوري در اين گزينه "را بر "عهده تيم مذاكره‌كننده " مي داند كه " با توجه به عملكرد ضعيف ‏وزارت خارجه " چگونه عمل خواهد كرد.‏‎ ‎

تابناك در ادامه تحليل خود به طورغيرمستقيم در باره تغيير استراتژي و تغيير چهره ها مي نويسد: "تجربه يك ‏دوره اعتمادسازي در پرونده هسته‌اي كه با محوريت حجت‌الاسلام حسن روحاني انجام شد و يك دوره ‏ايستادگي در ديپلماسي تهاجمي كه با محوريت دكتر احمدي‌نژاد گذشته است، به ما نشان مي‌دهد كه تغيير ‏استراتژي، نيازمند تغيير چهره‌ها و تنظيم افراد با نقش‌هاست و الزامي نيست كه محور تحركات ديپلماتيك ‏همواره رئيس‌جمهور، وزير خارجه يا دبير شوراي عالي امنيت ملي باشد. بنابراين در اوضاع كنوني، استفاده ‏از ظرفيت‌هاي مناسب و بكر ديپلماسي از نظر بين‌المللي، فرصت چانه‌زني خوبي به كشورمان داده و فرصت ‏بهانه‌سازي از سوي دشمنان را كاهش مي‌دهد، كه دولت مي‌تواند از اين ابزار استفاده كند."‏

تابناك مي افزايد: "در صورتي كه اين روند با توافق ايران و طرف مقابل عملي شود، به نظر مي‌رسد هم ‏طرف‌هاي غربي و هم طرف ايراني، نفع خواهند برد و بازي برد ـ بردي شكل خواهد گرفت."‏

تابناك در باره راه حل دوم مي نويسد: "در صورتي كه انتخاب دوم كه از آن مي‌توان به مقابله تا آخر تعبير ‏كرد، به تصميم نظام تبديل و مقرر شود تا جمهوري اسلامي در هر شرايطي در برابر زورگويي غرب و ‏كشورهاي «1+5» و اجبار غيرمنطقي نظام بين‌الملل مبني بر تعليق غني‌سازي بايستد، در آن صورت هم ‏دولت و هم ملت ايران شرايط لازم را براي ايستادگي و عبور از اين مرحله با كمترين هزينه فراهم خواهد ‏كرد. البته اين راه نيز الزامات خاص خود را دارد و در تعارض با روند كنوني كشور به ويژه از نظر ‏اقتصادي است و در آن، ميزان وابستگي به خارج بايد با سرعت كاهش يابد."‏

تابناك ماهيت اصلي فشارها را دست‌كم در كوتاه‌مدت، فشارهاي اقتصادي مي داند كه دور جديد آن با تحريم ‏بانك ملي در اروپا آغاز شده است و مي افزايد: "براي رويارويي با چنين شرايطي، مديريت اقتصاد كشور بايد ‏حالتي انقباضي به خود بگيرد. چراكه در صورت تحريم فروش بنزين رويدادهايي چون بلوكه كردن ديگر ‏حساب‌هاي ملي در آينده با فضاي كاملا انبساطي و مصرف فزاينده در كشور مغاير است. صرفه‌جويي که در ‏هشت سال دفاع مقدس هم تمرين شده، يکي از راهکارهاي اصلي است."‏

تابناك با ارائه مثال هايي دراين باره تاكيد مي کندكه: "افزايش مصرف بنزين خودروهاي شخصي كه عملا ‏‏20 درصد مصرف بنزين كشور را افزايش داد با اين سناريو كاملا ناهماهنگ است و بايد مصرف داخلي در ‏حد معقول‌تري قرار گيرد تا از اتكا به بنزين وارداتي در شرايط تحريم خودداري شود".‏

تابناك از جمله ديگر الزامات راه حل دوم را"تشديد كنترل دولت بر مصرف، با ابزارهايي چون سهميه‌بندي و ‏پرداخت يارانه به توليدكنندگان دانست كه در همه كشورهاي دنيا در شرايط جنگ يا فشارهاي بين‌المللي ‏استفاده مي‌شود و بديهي است در اين شرايط، به‌كارگيري آزادسازي قيمت‌ها و پرداخت يارانه نقدي كه اساس ‏طرح تحول اقتصادي رئيس‌جمهور را تشكيل مي‌دهد، عملا غيرممكن است. چراكه جدا شدن بازار داخلي از ‏بازار بين‌المللي بر اثر تحريم قيمت‌هاي متعادل، بي‌معني خواهد بود و آزادسازي و پرداخت يارانه نقدي، به ‏تشديد تورم منجر خواهد شد."‏‎ ‎

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.