Rooz

بهره برداري سياسي نکنيد

دبير حقوقي انجمن دفاع از مصدومين شيميايي در مصاحبه با روز: - سه شنبه 11 تیر 1387 [2008.07.01]

samanrasoulpour.jpg

سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

‎ ‎
در ساعت 4 و نيم روز يکشنبه، 7 تير1366، شش هواپيمايي عراقي، شهر مرزي سردشت و روستاهاي اطراف آن ‏در استان آذربايجان غربي را با گازهاي اعصاب، خردل و سيانور شيميايي باران کردند. به دنبال اين بمباران و تنها ‏ظرف هشت ساعت، هشت هزار نفر مصدوم و صدها تن کشته شدند. پس لرزه هاي اين اتفاق پس از گذشت21 سال ‏هنوز در سردشت قابل رديابيست. در اين مورد و همچنين وضعيت و مشکلات مصدومين شيميايي سردشت با عثمان ‏مزين، حقوقدان و دبير حقوقي انجمن دفاع از مصدومين شيميايي سردشت به گفتگو نشسته ايم. وي ضمن انتقاد از عدم ‏رسيدگي کافي به امور اين افراد، از استفاده ابزاري کردن از حادثه سردشت هم گلايه مي کند و مي گويد: " اينکه ‏فردي در محکوميت اين قضيه بيانيه صادر کند و بعد از گذشت يکسال حاضر نباشد حتي جواب سلام مصدومين ‏شيميايي را بدهد به هيچ وجه قابل توجيه و پذيرش نيست".گفتگو با وي را مي خوانيم.‏
‏ ‏
mozayan736.jpg

‎آقاي مزين؛ 21 سال از بمباران شيميايي سردشت توسط نيروهاي عراقي گذشت.آيا تعداد دقيق مصدومين ‏شيميايي سردشت مشخص است؟‏‎

مصدومين شيميايي سردشت به 3 گروه تقسيم مي شوند: الف: عمده ترين گروه افرادي هستند که در زمان بمباران دچار ‏صدمه و عارضه شده اند، که تعداد اين افراد حسب آمار هاي اعلام شده توسط پزشکان متخصص و مورد وثوق ارگان ‏هاي مسئول، بالغ بر هشت هزار نفر هستند. گروه دوم افرادي اند که تحت پوشش بنياد شهيد و امور ايثار گران قرار ‏دارند و بنياد آنها را به عنوان جانباز مي شناسد و درصد تعيين شده به عنوان درصد جانبازي اين افراد از 5% ‏مصدوميت تا 70% را شامل مي شود که اکثريت آنها کمتراز 25% جانباز شناخته مي شوند. و گروه آخر هم ‏مصدومين شيميايي اي هستند که بنا به تشخيص بنياد شهيد و امور ايثار گران جانباز بالاي 25 درصد شناخته مي شوند ‏وبه لحاظ ميزان درصد تعيين شده، برخوردار از حقوق مادي، کمک هاي درماني، اولويت هاي استخدامي و... هستند، ‏که البته افراد زير 25% برخوردار از اين حمايت ها نخواهند بود. بر اين اساس مصدومين شيميايي سردشت بالغ بر ‏هشت هزار نفر هستند که از اين تعداد کمتر از 400 نفر داراي بيش از 25درصد مصدوميت هستند و مابقي آنها زير ‏‏25 درصد تشخيص داده شده اند.‏


‎اکنون پس از سالها، اين افراد در چه وضعي بسر مي برند و با چه مشکلاتي مواجه هستند؟‏‎

‏ تمامي مصدومين شيميايي از اثرات و مشکلات و رنج هاي اين عارضه برخوردارند که اين امر بستگي دارد به ميزان ‏مصدوميت آنها و اينکه تا چه ميزان در معرض آلودگي هاي پوستي، چشمي، ريوي و اعصاب و روان با گاز خردل ‏قرار گرفته اند.علاوه بر مشکلات درماني و افزايش دردهاي روحي و جسمي، عمده ترين مشکل، مالي است که به دليل ‏کاهش قدرت و توان کار کردن مصدومين و افزايش هزينه هاي درماني، دامن گير اکثريت قريب به اتفاق مصدومين ‏شده است. مصدوم شيميايي گذشته از آنکه با عوارض جسماني و روحي درگير است قدرت کار کردن کامل را ندارد و ‏از هر جهت تحت فشار قرار دارد. مضاف بر آن، عدم رسيدگي ارگان هاي مسئول در شناسايي تمام مصدومين شيميايي ‏و رسيدگي به مشکلات آنها مزيد بر علت است.‏
‏ ‏

‎مسئولان تا چه حد به به افراد مصدوم کمک کرده اند؟آيا حمايتهاي دولتي از اين افراد رضايت بخش است؟‎ ‎‎

کمک هاي قانوني، مادي صرفاً شامل مصدومين بالاي 25 درصد خواهد بود و افراد کمتراز اين ميزان محروم از ‏کمک هاي مذکور هستند و افرادي نيز که به عنوان جانباز شيميايي مورد تائيد کميسيون هاي پزشکي قرار نگرفته يا ‏سالم تشخيص داده شده اند هيچ گونه حق و حقوقي ندارند و بنياد مذکور خود را در مقابل آنها مسئول و پاسخگو ندانسته ‏و نمي داند. غير از کمک هاي پيش بيني شده براي جانبازان 25 درصد به بالا که حدود 4 درصد مصدومين داراي آن ‏هستند و در قانون به صراحت ذکر شده است حمايتي ديگر ديده نمي شود. علاوه بر اعتراض بر نحوه تعيين درصد و ‏بي توجهي به آثار مصدوميت و مدارک بسياري از مدعيان، شايسته است افرادبه نسبت ميزان محروميت مورد حمايت ‏قرار بگيرند نه اينکه براي حمايت و عدم حمايت مرز 25درصد جانبازي تعيين شود. زيرا به زعم انجمن دفاع از حقوق ‏مصدومين شيميايي سردشت تفاوت چنداني بين يک جانباز 20 يا 25درصد وجود ندارد و اگر تفاوتي هم وجود دارد به ‏اندازه اي نيست که با 5 درصد اختلاف در جانبازي، يکي از آنها برخوردار از تمامي حمايت ها باشد و ديگري نيز ‏محروم ازهمه آنها. قائل شدن مرز براي برخورداري از حقوق قانوني نمي تواند چندان وجاهت داشته باشد. ‏
‏ ‏

‎امکانات درماني در کشور براي مداواي مصدومين کافي است؟‏‎

در مورد امکانات درماني بايد گفت که در زمان جنگ به دليل مشکلات عديده نيروهاي ايراني، دانش پزشکي و ‏تجهيزات درماني قابل توجهي براي مداواي مصدومين شيميايي وجود نداشت اما بعد از اتمام جنگ و با توجه به اينکه ‏تعداد کثيري ازنيروهاي نظامي وغير نظامي مورداصابت بمبهاي شيميايي قرارگرفته بودند و مداواي آنها از ‏ضروريات تلقي مي شد و امکان اعزام تمامي آنها به کشور هاي اروپايي متصور نبود، دانش لازم براي مصدومين ‏ومجروحين شيميايي در ايران گسترش پيدا کرده و پزشکان و متخصصان قابل توجهي وارد اين عرصه شده اند به ‏طوري که کشور ايران يکي از پيشرفته ترين کشور ها در زمينه معالجه و مداواي مجروحين شيميايي است. اگراين ‏پيشرفت حاصل نمي شد رسيدگي به مشکلات جانبازان و مجروحين شيميايي ايران که بالغ بر يکصد هزار نفر هستند به ‏اين سادگي ممکن نمي شد. در اين زمينه چندين بيمارستان تخصصي مجهز جهت مداواي مصدومين شيميايي تاسيس ‏شده و پزشکان متخصص در آنها فعاليت مي کنند که مجهز به دستگاه هاي پيشرفته و دانش روز هستند.‏
‏ ‏

‎عمدتا مصدومين شيميايي سردشت در حال حاضر، از کدام ناحيه بدنشان تحت فشار هستند؟‎

نوع گازبه کار رفته در سردشت موجب کشتار آني نمي شود اما رنجها و معضلات و بيماري هايي را به طور طولاني ‏مدت و تا زمان مرگ مصدوم ايجاد مي کند. مصدومين سردشت ازناحيه چشم، ريه، پوست و اعصاب و روان دچار ‏صدمات فراواني شده و اين مجروحيت روز بروز تشديد مي گردد و سلامتي اين عزيزان قابل اعاده و برگشت ‏نيست.علاوه بر آن گزارشات و اخباري نيز از آلوده بودن برخي محيط هاي شهر که مورد اصابت بمب قرار گرفته يا ‏تاثير اين گازها بر نسل آينده به اين انجمن واصل شده که اميد است صحت نداشته باشد.‏
‏ ‏

‎جدا از تاثيرات جسمي، اثرات رواني بجا مانده از اين بمباران به چه صورت است؟‏‎

‏ مشکل تنفسي و عدم بر خورداري از تن و روان سالم اولين و بديهي ترين اثر را بر اعصاب و روان فرد مصدوم مي ‏گذارد. فرد مصدومي که به دليل تحمل رنج مجروحيت با گاز شيميايي حتي از يک تفريح ساده نيز محروم است دچار ‏مشکلات اعصاب و روان مي شود.مصدومي که در بيشتر ايام سال تحت درمان پزشکان است يا در مراکز درماني ‏پايتخت تحت نظر و معالجه قرار مي گيرد و تقريباً اميد به بهبودي کامل را از دست مي دهد و هر سال شاهد مرگ ‏نزديکترين عزيزان و کساني است که مثل وي مصدوم شده اند، احتياج به مددکار اجتماعي و روان پزشک دارد که ‏متاسفانه اين مهم مورد اغفال ارگان هاي مسئول قرار گرفته و وظيفه خود را محدود به پرداخت مقرري ماهانه به ‏جانبازان بالاي 25 درصد مي دانند و لاغير. يا درنظربگيريد که مادري مصدوم شيميايي است و به جاي اينکه مهر و ‏محبت مادري را نثار فرزندان کند بايد در مراکز درمان پذيراي فرزندان خردسالش باشد.‏

‎با اينکه اين اقدام رژيم صدام از مصاديق "جنايت عليه بشريت " است، اما چرا تلاشي جدي از سوي ‏مسئولان جمهوري اسلامي براي به رسميت شناختن اين حادثه به عنوان"جنايت عليه بشريت" در عرصه بين المللي به ‏چشم نمي خورد؟ حتي در هنگام محاکمه صدام هم اصراري براي برجسته کردن بمباران شيميايي سردشت نشد. شما ‏دليل و انگيزه اين کم کاري را در چه مي دانيد؟‎

در زمان واقعه تلاش چنداني براي انعکاس واقعه صورت نگرفت که دلايل بسياري مي توان براي آن شمرد؛ از جمله ‏بي توجهي به مناطق شمال غرب کشور، جلوگيري از تضعيف روحيه نيروهاي نظامي و والدين آنها، عدم شناخت و ‏آگاهي نسبت به اثرات طولاني مدت گازهاي به کار رفته در سر دشت، نبود آماري دقيق و کامل از ميزان کشته شدگان ‏و مجروحين و..... اما بعد از اطلاع از ابعاد حادثه سعي در انعکاس آن و اطلاع مراتب به مراجع بين المللي شده و به ‏نظرم اين تلاش ها در جلوگيري از تکرار حملات موثر واقع شده است. امااگر جنايت صورت گرفته در سر دشت ‏توسط کشور هاي منطقه و مجامع بين المللي محکوم شناخته مي شد قطعاً صدام جرات ارتکاب جنايت وسيع تري در ‏حلبچه را پيدا نمي کرد. جنايت صورت گرفته در سر دشت و حلبچه موجب آشکار شدن ماهيت واقعي صدام براي ‏برخي کشور هاي مدافع صلح و اتخاذ تدابيري جهت جلوگيري از تکرار اين گونه وقايع شد. فدا شدن مردمان اين دو ‏شهر موجب شروع نهضتي جهاني عليه استعمال گازهاي شيميايي در جنگ ها گرديد. اقدامات صدام در استفاده از ‏تسليحات شيميايي در جنگ با ايران جنايت جنگي تلقي شد و اين امر در حکم صادره عليه فرانس آنراد، يکي از ‏فروشندگان مواد اوليه تهيه سلاحهاي شيميايي به حکومت صدام به عنوان يک سند قضايي ذکر شده است. طرح نشدن ‏دعوي در دادگاه ويژه رسيدگي به اقدامات هيات حاکمه عراق يک فرصت سوزي تاريخي و غير قابل جبران است ‏مخصوصاً اينکه در مواد 12 و 13 اساسنامه دادگاه مذکور طرح دعوي شهروندان غير عراقي که در اثر جنايات عليه ‏بشريت دچار صدمه و خسارت شده اند به وضوح پيش بيني شده و اقدام صدام در حمله به سر دشت نقض بسياري از ‏کنوانسيون هاي بين المللي تلقي مي گردد. در مورد دادگاه صدام به جديت مي توان گفت که برگزار کنندگان دادگاه مايل ‏به طرح اتهام استفاده از تسليحات شيميايي نبودند زيرا در صورت طرح آن، مسئله تجهيز و تسليح صدام به اين سلاح ‏ها و کشور هاي ياري دهنده صدام حسين به ميان مي آمد و صدام نيز بسياري از اسرار ناگفته را باز گو مي ‏کرد.هرچند اين امر نافي وظيفه دولت در طرح شکايت و پيگيري حقوق حقه آنها نيست و اصل ايراد کماکان به قوت ‏خود باقي است.‏
‎ ‎

‎آيا فکر نميکنيد که برخي از جريانها بي آنکه کمکي به اين افراد بکنند آنرا به نفع يک تفکر سياسي خاص ‏مصادره به مطلوب مي کنند؟‏‎

استفاده نا مطلوب ازهرموضوعي يا مصادره کردن آن به نفع خود امروزه امري طبيعي است. شايع شدن اين مسئله در ‏خصوص مصدومين شيميايي سردشتي يا جنايتي که عليه آنها صورت گرفته ظلمي است مضاعف در حق آنان و اگر ‏افراد يا گروه هايي قصد کمک و مساعدت به آنان را ندارند نبايد قصد بهره برداري گروهي و جناحي از آنها را بکنند. ‏افرادي وجود دارند که در زمان واقعه حتي از اعلام محکوميت ظاهري و لفظي قضيه خودداري کرده اما در شرايط ‏فعلي دايه مهربان تر از مادر شده اند، در حاليکه به نظر نمي رسد انسانها تا اين حد فراموشکار باشند.سئوال من از اين ‏گروه ها اين است که اگر اين مردم مورد ظلم واقع شده و صبر و تحمل آنها ستودني است چطورمي توانيد متانت و ‏صبر آنها را ارج نهيد؟ اينکه فردي در محکوميت اين قضيه بيانيه صادر کند و بعد از گذشت يکسال حاضر نباشد حتي ‏جواب سلام مصدومين شيميايي را بدهد به هيچ وجه قابل توجيه و پذيرش نيست. طرح ادعا ها و وعده هاي غير عملي ‏بزرگترين ضربه را به روحيه مصدومين شيميايي وارد مي کند.‏


‎انجمن دفاع از حقوق مصدومين شيميايي سردشت، تا بحال چه اقداماتي در کمک رساني به افراد شيميايي ‏انجام داده است؟‎

اين انجمن در سال 78 تاسيس اما فعاليت جدي آن از سال 80 شروع شده و طي دوره فعاليت خود سعي کرده توجه ‏مسئولين امر را به ابعاد قضيه و اثرات حمله جلب کنند تا بتواند آنها را نسبت به بخشي از مشکلات مصدومين شيميايي ‏آشنا کند. پيرو اين فعاليت ها روز هشتم تير به عنوان روز ملي مبارزه با تسليحات شيميايي و ميکروبي نامگذاري شده ‏وهر ساله مراسمي در شهر سردشت با حضور مسئولين و مهمانان داخلي و خارجي در اين شهر برگزار مي شود و اين ‏انجمن در مراکز، مجامع و کنفرانس هايي که به نحوي مرتبط به حقوق مصدومين و شهداي شيميايي يا خانواده هاي ‏آنان باشد شرکت مي کند. اين انجمن همچنين به عضويت سازمان(‏opcw‏) يعني سازمان منع توليد سلاح هاي شيميايي ‏که مقر آن در هلند است در آمده و هر سال با برگزاري نمايشگاه در آن شرکت مي کند. دو شهر حلبچه وسردشت نيز ‏به عنوان خواهر خوانده اعلام شده اند. علاوه بر آن انجمن با شرکت در دادگاه هاي داخلي لاهه هلند و طرح شکايت ‏عليه تبعه آن کشور( فرانس آنراد)که متهم به فروش مواد اوليه تهيه تسليحات شيميايي به حکومت صدام بودند موفق به ‏اثبات جنايت سردشت به عنوان جنايت جنگي در يک دادگاه اروپايي شده و دراثناي رسيدگي هاي متعدد و تحقيقات ‏دادستان پرونده بسياري از حقايق و جنايت ها روشن شده است. ‏


‎شما چه انتظاري از مسئولان و مجامع بين المللي داريد؟‎

اولين و مهم ترين تقاضاي کميته حقوقي اين انجمن تشکيل دادگاه هايي بين المللي با صلاحيت وسيع و عام جهت ‏رسيدگي به وضعيت تمامي افراد، کشورها و شرکت هايي است که به نحوي دانش توليد سلاح هاي شيميايي را در ‏اختيار حکومت صدام قرار دادند يا در راه اندازي کارخانه ها و تاسيسات مربوطه مددرسان آن حکومت بوده اند. ‏دربعد داخلي نيز به لحاظ اينکه مردم اين شهر در جريان جنگي که کشور متبوعشان به عنوان يکي از طرفين آن در ‏گير بوده مورد حمله قرار گرفته اند به نظر انجمن آنها بايد مورد حمايت هاي همه جانبه ارگان هاي ذيربط قرار گيرند ‏و امکانات دارويي به قصد فراهم کردن آينده اي روشن در اختيار آنان قرار گيرد.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.