وقتي محور شرارت به نقطه شرارت تبديل مي شود
مير حميد سالک dr_h_salek@yahoo.com - سه شنبه 11 تیر 1387 [2008.07.01]
از چند سال پيش که بوش سه کشور ايران، کره و عراق را در مجموعه اي خود خوانده، با عنوان جعلي "محور شرارت" قرار داد، تا به امروز توانسته به تدريج مقدمات خروج نام دو کشور از سه کشور فوق الذکر را، از ليست مربوطه فراهم کند. تخريب برج خنک کننده راکتور "يونگ بيونگ" آخرين توفيق براي سياست خارجي آمريکا در اين زمينه است.
از سوي ديگر سياست آمريکا و متحدينش در مقابل ايران نه تنها نتوانسته موجب نزديکي ايران به اين کشورها شود، بلکه باعث سخت تر شدن مواضع طرفين و پيچيده تر شدن مشکلات گرديده است. در اين ميان از قضا "سرکه انگبين صفرا فزوده"، بسته پيشنهادي مشوق هاي شش کشور درگير در مسائل هسته اي ايران، راه به جائي نبرده است. اين نکته آن زمان مشخص مي شود که علي لاريجاني، نقطه اميد غربيان براي راه حل ديپلماتيک احتمالي بحران هسته اي ايران، از اين مشوق ها به عنوان "سرابي" نام برد که "خاصيتي ندارد".
هر چند آقاي لاريجاني در همين مصاحبه با واحد مرکزي خبر، از ادامه مذاکرات، به شرط وجود "فضائي سالم" استقبال کرده است، اما سير حوادث دلالت بر التهاب بيشتر در روابط ايران با مدعيان هسته ايش دارد. در واقع به تدريج شاهد هستيم که طرفين آرايش جنگي به خود گرفته، از جو گفتگو و مصالحه فاصله مي گيرند. اين همان نقطه بحراني است که از مدتي پيش بسياري از صلح دوستان جهان در مورد آن هشدار داده بودند. البته هنوز جاي خوشبختي است که به لحظه بدون بازگشت نرسيده ايم و زمان براي جلوگيري از خسارات بيشتر باقي مانده است. چه نشانه هائي در داخل و خارج مؤيد اين ادعا است؟
چند ماه قبل فرمانده پيشين سپاه، فاصله بين ارديبهشت و انتخابات رياست جمهوري آمريکا را زماني سخت و پر مخاطره براي کشورمان ارزيابي کرده بود. امروز نوبت جانشين ايشان است که در گفتاري واضح و روشن خطر حمله آمريکا را گوشزد کند. در گذشته اي نه چندان دور رئيس جمهور بارها با رد هر گونه حمله احتمالي به ايران اين اخبار را ساخته ذهن خيال پروران قلمداد کرده بود. اما از محتواي کلام آقاي جعفري چنين برمي آيد که امکان تحرکات نظامي دشمنان مدت ها است فکر مسئولين را مشغول کرده است. چرا که نظاميان کشور نقشه هاي خود را براي هر گونه حمله احتمالي از سوي ايشان را تدارک ديده اند. در اين ميان بعضي از مفسران، تجديد سازمان سپاه را آمادگي اين نيرو براي مقابله با هر گونه حمله احتمالي، ارزيابي کرده اند. اين علائم وقتي بيشتر اهميت مي يابد که با شليک ضد هوائي ها در اطراف تهران همراه مي شود. اين شليک ها به "جسمي نوراني و ثابت" نشان از منتظر بودن مسئولين براي حمله اي قريب الوقوع است. با اين حال اين واکنش ها فقط در سطح مسئولين نظامي باقي نمانده است.
سخنراني تند و شديد هاشمي، کسي که از او به دفعات به عنوان شخصي معتدل و عملگرا ياد مي شود، در نماز جمعه اين هفته و هشدار او به غربيان از ياس و نااميدي در ميان مسئولين نظام خبر مي دهد. بايد متوليان حکومت نسبت به حل دوستانه مشکل هسته اي ايران دلسرد شده باشند که اين چنين با خشم و عتاب با مخالفين خود سخن مي گويند. محکم تر شدن جاي پاي سعيد جليلي، که به خشکي مواضع و هم سوئي با احمدي نژاد شهره است، نشان از فراموش کردن توافقات قبلي و بازگشت به نقطه صفر دارد، امري که به هيچ وجه مورد قبول غربيان نيست. در کنار اين مجموعه خارج کردن پول هاي دولت از بانک هاي اروپائي، امري که بارها تکذيب و تائيد شد، نشان از نگراني هاي وسيع حکومت از آينده روابط خود با جهان دارد. در مقابل بايد ديد چه اتفاقاتي در طرف مقابل افتاده است که مسئولين کشور را به چنين واکنش هائي وادار کرده است؟
رزمآيش چند روز پيش جنگنده هاي اسرائيلي يکي از نشانه هاي بحراني تر شدن جو بين المللي است. بر اساس گزارش نيويورک تايمز اين مانور براي شرايطي مشابه جنگ با ايران طراحي شده است. اين خبر بدون آنکه از سوي دولت اسرائيل رد يا پذيرفته شود، موجب سلسله وسيعي از واکنش هاي جهاني شد. از آن جمله مي توان به تهديد البرادعي اشاره کرد که در صورت وقوع هر گونه حمله اي به ايران، او از مقام خود استعفا خواهد داد. به عبارت ديگر رئيس صلح جوي آژانس احساس خطر مي کند که چنين از خود عکس العمل نشان مي دهد. در اين زمينه وقتي مصاحبه سلف ايشان، هانس بليکس، را با روزنامه "يديعوت آخرونوت" مي خوانيم متوجه دل شوره هاي البرادعي مي شويم. جالب است بدانيم که اسرائيل با يونان مانور مشترک داشته است. کشوري که تا چندي پيش، يعني زماني که ترکيه، اسرائيل و آذربايجان به هم نزديک شده بودند، با ايران و ارمنستان روابط بسيار گرمي ايجاد کرده بود.شايد اگر اين تحرک نظامي به تنهائي اتفاق مي افتاد چندان توجه کارشناسان سياسي و نظامي را به خود جلب نمي کرد. اما هنگامي که در فاصله شش ماهه بين دو سفر درياسالار مولن به اسرائيل شاهد چنين عملياتي هستيم بايد بيشتر در مورد آن درنگ کرد.
ولي دنيا فقط شاهد حرکت هاي نظامي نبود.مواضع اخير دولت انگليس در مورد تشديد تحريم ها عليه ايران که با استقبال و تائيد اتحاديه اروپا همراه شد، فرستادن پيام هائي آشکار براي دولت مردان ايران است. در حقيقت از اين پيام مشخص مي شود خارج شدن نام سازمان مجاهدين از ليست سازمان هاي تروريستي توسط دادگاه هاي انگليس، براي نشان دادن ميزان مخالفت بريتانيا با سياست هاي ايران کفايت نمي کند. بنابر اين بايد دايره محاصره را تنگ تر کرد. قرار دادن بانک ملي در کنار بانک هائي که قبلا مورد تحريم قرار گرفته بودند، پيچيدگي اوضاع را دو چندان خواهد کرد.
با اين حال اقداماتي به ظاهر ديپلماتيک، اما با رويکردي خصمانه، به همين جا ختم نمي شود.همين چند روز پيش تلاش هاي نمايندگان آمريکائي را شاهد بوديم تا به بهانه ممانعت ار فروش بنزين به ايران، به محاصره همه جانبه ايران دست بزنند. اين درست زماني بود که اجلاس گروه هشت مسئله تنش هاي هسته اي ايران را در دستور کار خود قرار داد. در اجلاس وزراي خارجه هشت کشور صنعتي، يک بار ديگر صداي واحدي که آمريکا از جامعه جهاني طلب مي کند، شنيده شد.بسته ها از پي هم مبادله مي شود. فرصت ها يکي از پس ديگري سپري مي شود. امروز کره شمالي پذيرفته است با جامعه جهاني همکاري بيشتري داشته باشد. بعيد نيست فردا وليد معلم و به دنبال او بشاراسد، وعده و وعيدهاي لازم را در پاريس دريافت کنند تا دوستان قديمي را به فراموشي بسپارند. تصور چنين لحظه اي خيلي دور از ذهن نيست. آيا در اين موقع آن محور کذائي به نقطه اي به نام ايران تبديل نخواهد شد؟ در اين صورت کشيدن تابلوئي که نمايشگر چنين لحظه اي باشد خيلي سخت نيست. اگر دولت مردان ما نگران ترسيم چنين نقش ديوانه واري نيستند، جامعه مدني نبايد منزلت خود را فراموش کند. اگر بعضي از مسئولين کشور به اشتباه با کارت ديگران وارد اين بازي مرگ و زندگي شده اند، نهادهاي مدني، تنها به اتکا تمامي توان ونيروي خود، بايد به صداهائي که از اطراف جهان به گوش مي رسد به درستي پاسخ گويند. به نظر مي آيد فرصت مناسبي براي يک کمپين يک ميليون امضاي ديگر آماده شده است. اين بار درخواستمان مي تواند پذيرش بسته پيشنهادي شش کشور، از سوي مسئولين باشد.
