اميدهاي طلائي ايران در المپيک
تا چين: 5 هفته - دوشنبه 10 تیر 1387 [2008.06.30]

گروه ورزش روز
پنج هفته ديگر بازي هاي المپيک 2008 پکن در کشور چين آغاز مي شود و ايران که 54 شرکت کننده در اين المپيک دارد، به اميد سه طلا تا ده مدال طلائي را که 9 نابغه ورزش ايران از آغاز تاکنون به ارمغان آورده اند، افزايش دهند.
گروه ورزش روز نگاهي دارد به اين اميدهاي طلايي. مصاحبه با يکي از آنها که سخت اميدوار است و نظري کوتاه به منش و روش علي دايي.
غلامرضا تختي(کشتي)، امامعلي حبيبي(کشتي)، عبداله موحد(کشتي)، محمد نصيري(وزنه برداري)، رسول خادم(کشتي)، عليرضا دبير(کشتي)، حسين توکلي(وزنه برداري)، هادي ساعي(کاراته) و حسين رضازاده(وزنه برداري - دوبار)، اينها همان نه نابغه ورزش ما هستند که در طول نيم قرن گذشته از 1956 ملبورن تا 2004 آتن ده مدال طلاي المپيکي براي کشور ما به ارمغان آورده اند. اين مدالها در سه رشته خلاصه مي شوند: کشتي آزاد پنج طلا، وزنه برداري چهار طلا و کاراته يک طلا. اصولا همه 46 مدال طلا و نقره و برنز ايران در همين سه رشته به دست آمده است که اولين آن مدال برنزي بود که جعفر سلماسي در رشته وزنه برداري و در المپيک 1948 به گردن آويخت. نگاهي به اين ليست نشان مي دهد که طلائي هاي ورزش ما هميشه چهره هائي استثنائي بوده اند که هرازگاهي مانند ستاره اي در آسمان ورزش ما درخشيده و زماني بعد افول کرده اند بي آنکه پشتوانه اي داشته باشند و ردپائي ماندگار از خود به يادگار بگذارند.
چرا چنين بوده؟ ساده ترين جواب به اين سوال اين است که ورزش ما هيچگاه برنامه ريزي مناسب و ريشه اي نداشته، کمتر آدم اهلي مسئوليت آنرا بر عهده گرفته و به ندرت استعداديابي مناسب در رشته هاي گوناگون انجام شده و درنتيجه استعدادهاي آشکار و پنهان درست پرورش نيافته اند. اين کارها امروزه در کشورهائي حتي کم سابقه تر و کم مايه تر، بهتر از ايران به انجام مي رسد. استعدادهاي ورزشي ما تصادفي پيدا شده، درخشيده و رفته اند و کسي براي نگهداري آنان و سپس بهره برداري از دانائي و تجربه هايشان براي آيندگان برنامه اي مدون و مناسب طراحي نکرده است وگرنه چگونه ممکن است حاصل حضور شصت ساله ملتي بزرگ و ريشه دار، در بازيهاي المپيک همين ده مدال طلا باشد؟ تازه نيمي از اين مدال ها در يک رشته سنتي و بومي (کشتي آزاد)، چهار مدال در يک رشته سنتي ديگر (وزنه برداري) و تنها يک مدال در رشته اي غير بومي (کاراته) به دست آمده است!
حالا داريم به المپيکي ديگر مي رويم. قرار بود با 54 ورزشکاردر دوازده رشته مختلف در اين بازيها شرکت کنيم اما تا امروز که اين مطلب نوشته مي شود 51 تن از آنان سهميه ورود به المپيک 2008 پکن را کسب کرده اند و سه تن ديگر در انتظار مسابقات ورودي در همين روزها هستند تا معلوم شود مي توانند به المپيک برسند يا نه؟ اميدداران ما براي کسب مدال بازهم در همان سه رشته خلاصه شده اند با اين تفاوت که اين بار يک استعداد استثنائي ديگر در رشته دووميداني (پرتاب ديسک) بنام احسان حدادي ظهور کرده است. حدادي در مسابقات جايزه بزرگ و ليگ طلائي دووميداني در اروپا همه قهرمانان بزرگ اين رشته را شکست داد و با 89 متر و 32 سانتيمتر رکوردي باور نکردني براي آسيا به جاي گذاشت که تنها 57 سانتيمتر با رکورد المپيک فاصله دارد.
با اين رکورد احسان حدادي اميد بزرگ ما براي طلاي المپيک پکن بشمار مي رود. پس از او بازهم حسين رضازاده قرار دارد که در اردوي اردبيل مشغول تمرين است. اگرچه خبرهاي رسيده حاکي از آن است که رضازاده با روزهاي اوج خود فاصله زيادي دارد، اما هنوز اميدوار است که با رکوردي حتي سي کيلو کمتر از رکورد جهاني خود در مجموع دو حرکت يکضرب و دوضرب، بتواند براي سومين بار به مدال طلاي المپيک دست يابد، چرا که حريفانش از جمله "جابرسالم" وزنه بردار بلغاري الاصل قطر با او فاصله زيادي دارند. رضازاده اگر بتواند سومين طلاي المپيک خود را بگيرد، بعنوان برترين وزنه بردار سنگين وزن تاريخ اين رشته معرفي مي شود. "خليل موتلو" وزنه بردار سبک وزن ترکيه که براي کسب چهارمين مدال طلاي المپيکي خود به پکن مي آيد، اگر موفق به اين کار شود برترين وزنه بردار تاريخ همه وزنها شناخته خواهد شد.
پس از حدادي و رضا زاده، حميد سوريان کشتي گير فرنگي کار ايران در وزن 55 کيلو گرم قرار دارد که سه مدال طلاي جهاني در اين وزن بر گردن دارد و مراد محمدي در وزن 60 کيلوي کشتي آزاد که يکبار قهرمان جهان شده و در مسابقات بين المللي جام تختي در کرمانشاه نيز با آمادگي مطلوب به قهرماني رسيد. فردين معصومي کشتي گير سنگين وزن آزاد (بالاي 120 کيلوگرم) و قهرمان آسيا در اين وزن نيز پس از کسب عنوان قهرماني در جام تختي قول داده است که در المپيک طلا بگيرد تا ببينيم چه مي شود و دوماه ديگر کدام يک ازاين چهره ها با قرار گرفتن برسکوي قهرماني المپيک به مجموعه استثنائي هاي ورزش ايران افزون خواهد شد؟
زياده خواهي هاي دبير کل
دبير کل کميته ملي المپيک ايران اعلام کرد که اميدوار است در المپيک 2008 پکن بيشتر از دوره هاي قبل مدال بگيريم تا جايگاه ايران در رده بندي نهائي مدال ها از دوره هاي قبل بالاتر باشد. در المپيک 2004 آتن تنها يک مدال طلا بوسيله حسين رضازاده براي ايران به دست آمد، در حاليکه دوره قبل در المپيک 2002 سيدني، کشور ما بوسيله رضا زاده و حسين توکلي در وزنه برداري و عليرضا دبير در کشتي آزاد، سه مدال طلا گرفته بود که با شرايط موجود رسيدن به اين حد نصاب در بازيهاي پکن چندان آسان نيست.
علي کفاشيان گفته است: اولين گروه از کاروان ايران براي المپيک 2008 پکن که از 18 مرداد تا سوم شهريور ماه در چين برگزار مي شود، تيم ملي بسکتبال ايران خواهد بود. اين تيم که در طول پنجاه سال گذشته براي اولين بار است به اين بازيها راه پيدا مي کند، پانزده مرداد عازم پکن مي شود. آخرين گروه نيز تکواندوکاران و تيم ملي کشتي آزاد خواهد بود. اعزام قهرمانان رشته هاي انفرادي و تيمي به پکن از روي برنامه برگزاري مسابقات رشته هاي گوناگون ورزشي در اين بازيها انجام مي گيرد.
کفاشيان که خود زماني از دوندگان تيم ملي دووميداني ايران بوده و مدتي نيز رياست فدراسيون دووميداني را برعهده داشته، اينک علاوه بر کميته ملي المپيک، رئيس فدراسيون فوتبال ايران است. او در مورد کار آماده سازي تيم هاي اعزامي به المپيک به خبرگزاري مهر گفته است که اين کار طبق برنامه تنظيمي فدراسيون ها پيش مي رود و مشکلي وجود ندارد. اين حرف در حالي زده مي شود که مسئول کميته پزشکي ستاد تدارکاتي بازيهاي المپيک در نشست مسئولين مختلف اين ستاد عنوان کرده است که: "مشکلاتي در رستوران مجموعه ورزشي آزادي وجود داشت که هرچند پس از تدارکات لازم بهتر شده ولي هنوز هم مشکلاتي وجود دارد که نياز به بازرسي هاي مستمر دارد."
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) دکتر مرادي اعلام کرده است که معاينات متمرکز و نهائي ورزشکاران اعزامي به بازيهاي المپيک نيمه اول تير ماه انجام خواهد شد. وي در مورد احتمال "دوپينگ" ورزشکاران ايراني مي گويد: "در بخش کنترل دوپينگ مشکل تامين اعتبار داشتيم. تاکنون از تعدادي از قهرمانان تست دوپينگ گرفته شده و از تعدادي ديگر نيز اين تست در حال انجام است. حداقل يکبار از همه ورزشکاران تست گرفته مي شود که در مورد ورزشهاي قدرتي تعداد تست دوپينگ آنان بيشتر خواهد بود و نتيجه را هم دوروز بعد اعلام خواهيم گرفت."
اما در اين ميان حرفهاي محمد رضا کردي، مسئول کميته علمي ستاد تدارکاتي بازيهاي المپيک از همه جالب تر است که مي گويد: "در بازديدهائي که از اردوي ورزشکاران المپيکي داشتيم، قهرمانان با اشاره به تاثير حضور رئيس جمهوري در اردوي تيم ملي فوتبال، علاقمند بودند که آقاي احمدي نژاد در اردوي المپيک نيز حضور پيدا کند تا اعضاي کاروان ورزشي المپيک روحيه بيشتري بگيرند."
بنا به گفته وي، در اين کميته دو موضوع در اولويت قرار دارد: پرواز زدگي و "ريکاوري". در مورد پرواز زدگي براي تيم ملي بسکتبال که اولين گروه اعزامي خواهد بود کلاس آموزشي گذاشته شده و تا زمان اعزام براي همه رشته ها اين کلاسها برگزار خواهد شد. اما در بخش "ريکاوري" هدف آشنا کردن ورزشکاران با مسائل روانشناسي، تغذيه و جلوگيري از تمرين زدگي است.
امسال براي اولين بار پس از انقلاب اسلامي، دختران ايراني نيز در بازيهاي المپيک شرکت مي کنند. يکي از آنان "ليلا رجبي" است که اهل "بلاروس" است و پس از ازدواج با يک دونده ايراني (پيمان رجبي) مسلمان شده وبه تبعيت ايران درآمده است. او اگر از بند مصدوميت رها شود و رکورد ورودي را بياورد، در پرتاب وزنه بانوان اميد به کسب مدال نيز دارد. دختر ايراني ديگر سارا خوش جمال فکري است که در رشته تکواندو شرکت مي کند. او در رقابتهاي گزينشي المپيک در قاره آسيا که به ميزباني ويتنام برگزار شد، موفق به کسب سهميه المپيک شد و سپس در اردو سه بار در مقابل رقيب اصلي خود فاطمه نعمتي به پيروزي رسيد تا جواز حضور در بازيهاي المپيک 2008 پکن را به دست آورد.
احسان حدادي: رکورد المپيک را مي زنم!
تنها بيست و سه سال دارد با 196 سانتيمتر قد و 98 کيلو وزن، فرمي ايده آل براي پرتاب ديسک. بهار امسال سه بار در مسابقات جايزه بزرگ اروپا توانست رکورد آسيا را بشکند و بر قهرمانان المپيک و جهان "ويرجيليوس آلکنا" از ليتواني و "گردکانتر" از استوني پيروز شود. احسان حدادي حالا رکوردي برابر با 69 متر و 32 سانتيمتر دارد و به نوشته "ميشائيل بوچر" مفسرسايت خبري فدراسيون جهاني دووميداني اميد اول مدال در اين رشته در المپيک 2008 پکن بشمار مي رود. " احسان سال گذشته در مسابقات جهاني اوزاکا با 64 متر و 53 سانتيمترهفتم شد، اما امسال او را در جايگاه متفاوتي ديده ايم. رکورد کنوني او کافي بود که بتواند در اوزاکا برايش مدال طلاي جهان را به ارمغان بياورد، اگر همين اندازه را در پکن حفظ کند، طلاي المپيک دور از دسترس اين جوان ايراني نخواهد بود."
توانائي هاي احسان حدادي براي کسب طلاي المپيک را، انگيزه بالاي او تکميل مي کند تا اين جوان خوش قيافه و خوش قد و قامت بالاتر از همه وزنه برداران و کشتي گيران ما، اميد اول ايران براي طلاي المپيک باشد. همين انگيزه باعث مي شود با وجود اينکه هنوز معلوم نيست بودجه لازم براي اروي دوهفته اي او و مربيش در ايتاليا فراهم شود، با قدرت به خبرنگاران بگويد که در پکن رکورد المپيک را خواهد زد! حدادي که در يک گفت و گوي خبري در تهران با خبرنگاران سخن مي گفت، خاطر نشان ساخت: " پس از موفقيتهاي اخيرم در مسابقات اروپائي اکنون با مربيم به اين نتيجه رسيده ايم که تا المپيک در هيچ مسابقه ديگري شرکت نکنم، بهمين جهت حضورم در مسابقات بين المللي فرانسه و اسپانيا معلوم نيست و در مورد حضور در ليگ دووميداني ايران هم تصميمي نگرفته ايم. تمام هدف من اين است که در بازيهاي المپيک پکن در آماده ترين شرايط خود باشم و بهمين جهت از سه روز پيش دوره جديد تمرينات بدن سازي خود را شروع کرده ام و اين روند را تا المپيک ادامه مي دهم."
وي در مورد شگفتي ساز بودنش در مسابقات اروپائي گفت: "من قبلا تنها يک مدال طلاي جوانان جهان و چند مدال آسيائي داشتم که اينها در ميدانهاي جهاني ارزشي ندارند و بهمين جهت برايشان چندان شناخته شده نبودم. پس از مسابقه اول در هنگلو هلند، همه با تعجب نگاهم مي کردند. اما وقتي در مسابقات ليگ طلائي برلين در حضور 70 هزار تماشاگر پيروز شدم، علاقمندان مي رفتند و عکسهايم را از سايت هاي اينترنتي چاپ مي کردند و مي آوردند تا برايشان امضا کنم."
پرتابگر ايراني معتقد است که بايد به رکوردي بالاتر از 70 متر برسد تا طلاي المپيک را بگيرد: هدف من رسيدن به رکوردي بالاتر از 70 متر است. بدنم هم آمادگي اين کار را دارد. رکورد المپيک هم اکنون 69 متر و 89 سانتيمتر است که به احتمال زياد اگر مشکلي پيش نيايد اين رکورد را در پکن خواهم شکست. اين مسئله در توانائي من است. من تمرينات خوبي داشتم. در مورد محل اصلي اردوي آمادگي من تصميمي گرفته نشده است. فعلا سه هفته به اروميه مي روم و اگر شرايط مهيا شد مدتي را در ايتاليا تمرين مي کنم. اگر ايتاليا نشد دوهفته به ساري مي روم و پس از آن تمريناتم را در تهران ادامه مي دهم. حضور در اردوي خارجي سخت است و هزينه بسياري دارد. من دوست دارم در ايران شرايطي فراهم شود که بتوانم همينجا تمرين کنم.
مربي حدادي يک مربي کارکشته و 76 سال روسي است بنام "کيم بوخانسف" که از چهار سال پيش شاگرد خود را زير نظر دارد. او هم در اين نشست خبري تصريح کرد: ما براي طلاي المپيک مي جنگيم. البته ميدان المپيک به قدري سخت است که نمي توانم بگويم حتما مدال مي گيريم. در آنجا هرکس آماده تر باشد مدال مي گيرد که من اميدوارم احسان از همه آماده تر باشد. او زحمت زيادي مي کشد و پشتکاري مثال زدني دارد. خيلي از ورزشکاران حاضر نيستند بخاطر تمرين از تفريحاتشان بگذرند اما حدادي براي قهرماني اين کار را مي کند.
مصطفي کريمي رئيس فدراسيون دووميداني ايران نيز حدادي را گوهري گرانبها براي ورزش ايران مي داند و اظهار اميدواري مي کند که وي بتواند در پکن به مدال طلا برسد: حدادي مي تواند دووميداني ما را در دنيا پرآوازه کند. هم اکنون با عنوانهائي که حدادي کسب کرده، فدراسيون هاي آسيائي با ديده احترام به ما مي نگرند. مي خواهيم اين غربتي را که دووميداني ايران داشته با مدال المپيکي حدادي از بين ببريم تا به اين رشته ورزش مادر توجه بيشتري شود.
دايي بزرگ، دايي کوچک!
علي دايي سرمربي تيم فوتبال ايران از آن چهره هائي است که نمي توان در مورد او بي طرف بود. غرور و تعصب دايي، هم در دوران بازيگري و هم در دوران مربيگري موجب شده که عده اي اصلا او را دوست نداشته باشند و اين برجسته ترين فوتباليست تاريخ کشورمان را بيش از اندازه متکبر و مغرور بدانند.
در مقابل، تعداد بسياري همين غرور و تعصب دايي را مي ستايند و اعتقاد دارند که رکورددار گلهاي ملي جهان اين بار مي تواند نه تنها ايران را براي چهارمين بار راهي جام جهاني فوتبال بکند بلکه ممکن است با او بتوانيم براي نخستين بار از گروه مقدماتي اين مسابقات که سال 2010 در آفريقاي جنوبي برگزار مي شود، بالا بيائيم و به دور دوم برسيم. آرزوئي که در سه دوره حضورمان در اين جام که از قضا دوبار آن با کاپيتاني خود دايي بوده، برآورده نشده است.
وقتي که چند ماه پيش تيم ملي فوتبال ايران پس از ماهها سردرگمي بالاخره علي دايي را بالاي سر خود ديد و گزينه هاي ديگر ازجمله افشين قطبي از سوي فدراسيون کنار گذاشته شدند، اميد به حضور دوباره در جام جهاني بسيار کم بود. هر مربي سرشناس خارجي که فدراسيون با وي وارد گفت و گو مي شد، از حضور در ايران خودداري مي کرد. راي آخر بر افشين قطبي قرار گرفت که از کره جنوبي آمده و سرمربي پرسپوليس شده بود و اين تيم را هم به مقام قهرماني ليگ برتر فوتبال ايران رساند. اما هنگامي که حتي نام قطبي از سوي رسانه ها بعنوان سرمربي جديد تيم ملي فوتبال ايران اعلام شد، ناگهان علي دايي را به اين سمت معرفي کردند. قطبي هم پس از ليگ برتر ديگر در ايران نماند و به کره جنوبي که همسرش اهل آنجاست، برگشت.
حالا کاپيتان سابق و قدرتمند تيم ملي پس از يک دوره مربيگري موفق در تيم باشگاهي "سايپا" که به قهرماني اين تيم در مسابقات ليگ برترسال 1386 انجاميد، سر مربي تيم ملي شده بود. تيمي از هم پاشيده را در اختيار او گذاشتند تا آنرا راهي جام جهاني کند. دايي اولين کاري که کرد، با احترام اما به مرور همه چهره هاي قديمي و نامدار را از تيم به بهانه مصدوميت، آماده نبودن و تمرين نکردن در کنار تيم کنار گذاشت تا مانند جام جهاني قبل دردسرساز نباشند. دعوت از مهدي مهدوي کيا را بعلت مصدوميت و دور بودن از بازيهاي باشگاهي بوندس ليگا در آلمان، به آينده اي حواله کرد که هنوز از راه نرسيده است. وحيد هاشميان هم خود نوشت که در دور اول نمي تواند تيم ملي را همراهي کند که همين بهانه کافي است تا در دوم هم علي دايي او را به تيم فرا نخواند.
علي کريمي را در آغاز از قطر آورد و بجاي مهدوي کيا کاپيتان تيم کرد. اما اين کلاه براي سر کريمي گشاد بود. او که بعلت پرهيز از تمرينات سخت و مرتب، تيمي چون بايرن مونيخ آلمان را از دست داد و به قطر رفت تا آنجا از دست تمرينات طاقت فرسا در امان باشد، دائم منتظر بود که مهدوي کيا از راه بيايد و بازوبند کاپيتاني و همراه آن مسئوليت سرگروه بودن را از او بگيرد. دست آخر هم آنقدر از اوضاع فدراسيون و تيم ملي شکايت کرد که در يک واکنش انضباطي از تيم ملي کنارش گذاشتند که بعد رئيس فدراسيون فوتبال فاش ساخت اين کار هم با صلاحديد دايي انجام شده است. دايي ضمن ستايش از توانائي هاي او مي گويد که هر وقت آماده و دم دست بود، کريمي را به تيم دعوت خواهد کرد که البته اين يکي هم در شرايط سخت کمتر در دسترس است!
به اين ترتيب، از بازيکنان نامدار اما دردسرساز تنها عليرضا واحدي نيکبخت باقي مانده بود که قبل از دايي با افشين قطبي هم در پرسپوليس درگيري داشت و مي گويند يکي از دلايل رفتن قطبي از ايران هم او بوده است. اما دايي زرنگ تر از قطبي بود. نيکبخت را در بازيهاي اول به ميدان آورد ولي در سه بازي آخر بعلت مصدوميت و کم تمريني او را هم از سر راه خود برداشت و روي نيمکت ذخيره ها نشاند. نيکبخت هم تحمل نکرد و اجازه گرفت و از اردو رفت. دست آخر دايي، جواد نکونام بازيکن قدرتمند، با تکنيک و خوش اخلاق عضو باشگاه "اوساسونا" را به کاپيتاني تيم ملي برگزيد تا به سردستگي او تيم را راهي دور دوم رقابتهاي جام جهاني کند.
وقتي تيم ملي سه بازي دور رفت خود را با سوريه، کويت و امارات متحده عربي مساوي کرد، بسياري از علاقمندان به فوتبال اين تيم را ناکام بزرگ مسابقات مقدماتي مي دانستند اما علي دايي دائم مي گفت که با همين تيم به دور دوم مي رويم. او در دور برگشت با تيمي جوان که روز به روز بهتر مي شد، هر سه تيم را شکست داد و بعنوان نخستين تيم گروه پنج منطقه اقيانوسيه وآسيا به دور دوم اين رقابتها راه يافت. عربستان، استراليا، کره جنوبي، کره شمالي، ژاپن، ازبکستان، و بحرين قبلا انتخاب شده بودند. فطر در بازي آخر عراق را شکست داد و به گروه پيوست و تيم آخر امارت بود که با وجود باخت سنگين سه بريک در خاک خود به سوريه، چون معدل گل بهتري از حريف داشت از اين گروه به دنبال ايران بالا آمد.
تيم ملي ايران از 20 تا 30 تيرماه در اسپانيا واگر شد پس از آن در جمهوري چک اردو خواهد زد تا براي دور دوم رقابتها آماده شود. در دور دوم، ده تيم حاضر از روي قرعه به دو گروه پنج تيمي تقسيم شده و بازيهاي خود را به شکل دوره اي برگزار مي کنند. در پايان، تيمهاي اول و دوم گروه به جام جهاني صعود مي کنند. تيمهاي سوم هر گروه مسابقه اي با هم انجام مي دهند و برنده در بازي "پلي آف" به ديدار نيوزلند مي رود تا به اين ترتيب نماينده پنجم منطقه آسيا و اقيانوسيه در جام جهاني آفريقاي جنوبي هم مشخص شود. قرعه کشي دور دوم روز جمعه انجام شد و تيم ملي ايران در گروه "ب" با کره جنوبي، کره شمالي، عربستان و امارات متحده عربي همگروه شد که بالا آمدن از آن نسبتا آسانتر از گروه "الف" است که در آن تيمهاي استراليا، عربستان سعودي، ازبکستان، قطر و ژاپن قرار دارند.
علي دايي اگر بتواند از اين مسيرتيمش را به جام جهاني برساند، يکي ديگر از کارهاي ناممکن زندگي ورزشي خود را ممکن کرده است. معمولا در چنين مواقعي همه مخالفان هم بايد از مربي تيم ملي حمايت کنند تا او موفق شود، اما مخالفان دايي آنقدر مخالفند که حتي علائق ملي را هم ناديده مي گيرند. مثلا در وبلاگ "انعکاس" نويسنده اي بدون توجه به سوابق درخشانش، او را "مربي بي دانش و فرافکن تيم ملي" خوانده است که هنوز هم رمل و اسطرلاب و انقلابي بازي را مهمتر از دانش فوتبال مي داند و يا پرويز قليچ خاني کاپيتان تيم ملي ايران قبل از انقلاب که حالا درموضع يک سوپر انقلابي چپ، کاپيتان دشمنان جامعه باز شده است، در گفت و گوئي با صداي آمريکا که از آن بوي حسادت و تسويه حساب مي آمد، علي دايي را کم تجربه تر و کوچک تر از آن دانست که سرمربي تيم ملي فوتبال ايران باشد. اما دايي همچنان با غرور و مقداري تکبر مدعي است به جام جهاني مي رويم! چگونه؟ همچنانکه پس از پيروزي بر تيم ملي سوريه در اين کشور و هنگامي که اعضاي تيم را به زيارت زينبيه برده بود، با زيرکي مخصوص به خود گفت: با لطف و عنايت حضرت رقيه و حضرت زينب و البته با تغيير تاکتيک تيمي در مواقع ضروري!
