فشارهاي عصبي اسانلو را به اين روز انداخته
گفت و گو با همسر اسانلو: - دوشنبه 27 خرداد 1387 [2008.06.16]

غزال آزادفر
منصور اسانلو، رئيس هيئت مديره سنديکاي شرکت واحد اتوبوس راني تهران، به دليل عمل سنگين جراحي چشم و فشارهاي عصبي در روزهاي اخير، در بخش ويژه مراقبت هاي قلبي، سي سي يو، بيمارستان لبافي نژاد تهران بستري شد.
پروانه اسانلو، همسر اين فعال سنديکايي ديشب درگفت و گو با روز با تاييد اين مطلب اظهار داشت: "يکي ازدلايل بستري شدن آقاي اسانلو در سي سي يو، عمل سنگين جراحي چشم او بود که در آن، استفاده زيادي از داروي بيهوشي شد."
رييس هيات مديره سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران چند هفته قبل براي انجام عمل جراحي بر روي چشم چپ او که در جريان بازداشتش در سال گذشته آسيب ديده بود، از زندان اوين به بيمارستان لبافي نژاد منتقل شده بود.
اين فعال سنديکايي در تير ماه سال گذشته بازداشت و به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، به پنج سال زندان محکوم شد. اتهام و حکمي که اعتراض منصور اسانلو، خانواده، وکلا و تشکل هاي کارگري درايران و سازمان هاي کارگري جهان را در پي داشت.
پروانه اسانلو علت ديگر بستري شدن و تشديد وخامت وضعيت جسماني همسرش را فشارهاي عصبي اخير بر وي ذکر کرد و گفت: "حضور ماموران ويژه در جلوي اتاق بخش سي سي يو و اصرار آنان مبني بر اينکه دستور دارند که با حضور بر بالاي سر منصور اسانلو، مراقب او باشند، باعث شده است که آقاي اسانلو در اين شرايط، فشار عصبي زيادي را متحمل شود."
اين دوعامل، به گفته خانم اسانلو، باعث افزايش ضربان قلب همسرش شده است.
وي اضافه کرد که "اصرار ماموران، که يکي از آنان مسلح است، براي حضور در بخش سي سي يو، با مخالفت پرستاران بخش سي سي يو مواجه شده است و آنها مي گويند که اين موضوع باعث وارد آمدن فشار عصبي بر تمامي بيماران آن بخش خواهد شد."
به گفته خانم اسانلو، پرستاران با اشاره به وضعيت منصور اسانلو به ماموران گفته اند که وي توانايي فرار از بيمارستان را ندارد و بنابراين رفتن آنها به بخش سي سي يو، محلي از اعراب ندارد.
در پاسخ به اين پرسش که آيا اعتراضي به اينگونه رفتار با رييس زنداني سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران انجام شده است يا خير، خانم اسانلو با دادن پاسخ مثبت، ابراز اميدواري کرد که از طريق پزشکي قانوني اين امکان فراهم شود که مرخصي پزشکي به همسرش داده شود و او به جاي انتقال به بيمارستان، به منزلش انتقال يابد تا بهبود قطعي پيدا کند.
در هفته هاي اخير، پزشکي قانوني به خاطر شرايط جسمي و انجام چند عمل جراحي بر روي چشم چپ منصور اسانلو گواهي کرده بود که وي توانايي تحمل زندان را ندارد و بايد به مدت يک ماه و نيم به مرخصي استعلاجي فرستاده شود.
منصور اسانلو علاوه بر ناراحتي چشم، بيماري قلبي نيز دارد.
در اين ميان، سايت سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوس راني تهران درگزارشي به نقل ازسازمان دفاع از حقوق بشر ايران نوشت: "دکتر موحدي مسئول بهداري زندان اوين به همراه انهاري، مسئول پاسياران اوين، به دستور مقامات دادگاه انقلاب تهران، از جمله قاضي حداد، معاونت امنيت، و سرهنگ حسين زماني، پليس امنيت، به بيمارستان لبافي نژاد مراجعه و خواهان انتقال منصور اسانلو به بيمارستان مدرس شدند که با توجه به حضور آقاي اسانلو در بخش ويژه مراقبت هاي قلبي، سي سي يو، و مخالفت پزشکان متخصص قلب بيمارستان لبافي نژاد، تا ساعت 12 ظهر ديروز موفق به اين كار نشدند، اما آنها همچنان درصدد انتقال منصور اسانلو به بيمارستان مدرس هستند."
اما رييس هيات مديره سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوس راني تهران كه از 14 سال پيش در بيمارستان لبافي نژاد پرونده پزشكي دارد، گفته است: "در صورت انتقال اجباري به بيمارستان ديگر، چون به پزشکان آنجا و تخصص آنها آشنايي و اعتماد ندارد و انتخاب پزشک معالج، يکي از حقوق هر بيمار است، براي دفاع از حقوق انساني و بيماري اش و براي حق انتخاب پزشک دست به اعتصاب غذا خواهد زد تا با مرگ خود، چهره واقعي معاونت امنيت دادگاه انقلاب اسلامي تهران را به همه دنيا نشان دهد."
در اين گزارش، گفته شده است كه "عدم توجه مسئولين دادگاه انقلاب اسلامي به اين موارد اوليه حقوق شهروندي و بيمار، نشان از رفتاري غيرقانوني و خارج از ضوابط مي باشد و بيانگر اراده اي فراقانوني نسبت به برخورد با رئيس هيئت مديره سنديکاي کارگران شرکت واحد مي باشد."
بيانيه عليه ايران در نشست آي ال او
خبرگزاري ايسنا ديروز به نقل از اولياء علي بيگي، نايب رييس كانون عالي شوراهاي اسلامي كار كشور، که در نشست ساليانه سازمان بين المللي کار، اي ال او، در سوييس شرکت داشته، نوشت که در اين نشست، بيانيه اي عليه ايران در خصوص منصور اسانلو صادر شده است.
وي اشاره اي به متن بيانيه نکرد، اما گفت که نمايندگان کشورهاي عراق، اردن و لبنان به اين بيانيه اعتراض کرده و آن را سياسي دانسته اند.
از هفته ها قبل گفته شده بود كه سازمان هاي كارگري در جهان از رفتار حكومت جمهوري اسلامي با فعالان سنديكايي و تشكل هاي كارگري در ايران به آي ال او شكايت كرده اند.
دراين ارتباط، به نوشته خبرنامه فدراسيون جهاني کارگران بخش حمل و نقل، ديويد کاکرافت، دبير کل اين سازمان كارگري در سخنراني هفته قبل خود در آي ال او، به بازداشت منصور اسانلو اعتراض کرده بود.
اين اعتراض همزمان با انتشار يک نامه از منصور اسانلو خطاب به سازمان هاي كارگري در داخل و خارج از ايران صورت گرفت. آقاي اسانلو در اين نامه از "ضرب و شتم خود توسط بازداشت كنندگان و بازجويانش در زندان" خبر داده بود.
نامه آقاي اسانلو در شرايطي انتشار يافت که پيش از آغاز به كار كنفرانس آي ال او، متن گزارش هيات اعزامي سازمان بين المللي كار به ايران منتشر شد كه در آن به نقل از يكي از معاونان وزير دادگستري جمهوري اسلامي ايران آمده بود كه با آقاي اسانلو عادلانه برخورد شده است.
اما روايت منصور اسانلو در نامه اش، روايت ديگريست. وي در نخستين سطرهاي نامه خود با نوشتن اين موضوع كه "زندانيان کاملا بي پناه و دست از دنيا جدا در زندان هستند و هرگونه رفتار قانوني و غيرقانوني از سوي مسئولين زنداني با قدرتي کاملا يکسويه نسبت به آنها اعمال مي شود و يکي از مشکلات زندانيان، بي توجهي مسئولين به نامه هايي است که آنها براي مراجع مختلف مي نويسند"، نوشت که از لحظه ربوده شدن توسط لباس شخصي ها "مورد شديدترين ضرب و شتم و هتاکي و فحاشي" قرار گرفته است.
به گفته اين فعال سنديکايي، در بازجويي از او، "بازجويان سعي مي کردند رفتن به گورستان خاوران را به عنوان يک جرم به او تفهيم اتهام کنند يا شرکت در مراسم بزرگداشت صفر خان، قهرمانيان زنداني سياسي قهرمان دوران ستم شاهي يا مراسم بزرگداشت آقايان طالقاني، بازرگان و سحابي را جرم اعلام مي کردند. شرکت در مراسم سالگرد تولد نهضت آزادي ايران را هم که با دعوت نامه رسمي صورت پذيرفته بود، زير سوال مي بردند. حضور در مراسم عمومي انجمن دفاع از حقوق زندانيان را زير سوال مي بردند و به نوعي اتهام زني مي کردند. صرفا دوستي و همسفري و گفت و گو با آقاي محمدعلي عمويي اسطوره زندانهاي ساواک و ستم شاهي را جرم مي دانستند. سفر به شهر همدان و ميهمان شدن در منزل دوستان و آشنايان و گفت وگو درباره مسائل انتخابات رئيس جمهوري و مجلس شورا يا شوراي شهر را جرم اعلام مي کردند. صرف حضور در کنگره اتحاد جمهوري خواهان را جرم اعلام مي کردند. بدون آنکه متهم نقشي در آنجا داشته باشد يا نظريات آنها را تائيد کند. حضور در جلوي زندان اوين و درخواست آزادي وکيل قهرمان ناصر زرافشان که اولين وکيل سنديکاي کارگران شرکت واحد بود را جرم اعلام مي کردند."
منصور اسانلو افزوده است: "بازجويان تلاش سنديکايي و صنفي کارگري را سياسي جلوه مي دادند و سعي مي کردند با ايجاد رعب و وحشت و تهديد و شلاق زدن و مرگ خانواده، متهم بپذيرد سنديکا به دستور گروه هاي سياسي مانند حزب توده ايران يا دموکراسي خواهان ايجاد شده است."
آقاي اسانلو اشاره کرد که او را در سلولي شش متري قرار داده بودند که يک عضو القاعده در آن زنداني بود.
وي مي گويد كه از اولين برخورد با دو بازجوي مسئول پرونده او تا اولين برخورد با با بازپرس نمازي در شعبه اول دادگاه امنيت، همواره "تقاضاي رسيدگي به کتک هايي که خورده بود را داشت و درخواست داشت تا او را به پزشکي قانوني اعزام نمايند، اما تا امروز او به پزشکي قانوني اعزام نشده و آثار ضرب و شتم در حال از بين رفتن است، ولي در پرونده هاي بهداري بند 209 زندان اوين، بازداشتگاه اطلاعات و بهداري زندان و بيمارستان لبافي نژاد، آثار ضرب و شتم از زمان تحويل دادن او توسط لباس شخصي ها تا امروز و روال معاينات و معالجات و وضعيت جسماني در زمان تحويل به بند 209 اطلاعات ثبت شده و قابل رسيدگي است."
در نامه رييس سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوس راني تهران نوشته شده است كه حتي بعد از ثبت شكايتش در روز 26 اسفند ماه 1386 در دادگاه رسيدگي به تخلفات کارکنان دولت اقدامي براي رسيدگي و اعزامش به پزشکي قانوني و تحقيقات محلي در محل ربودن و ضرب و شتم او به عمل نيامده است.
اما در اين نامه تنها به اين موضوع بسنده نمي شود و آقاي اسانلو مي گويد كه هيچ يک از دادگاه هاي مربوط به اعضاي سنديکا به صورت علني و با حضور هيئت منصفه و خبرنگاران و مردم نبوده و در پشت در هاي بسته، شبيه به اتاق هاي بازجويي بند 209 اطلاعات صورت گرفته است.
وي افزوده است كه "دولت سعي مي کند با انواع روش هاي تهديد آميز و ايجاد رعب و وحشت براي فعالين کارگري، تلاش هاي آنها را متوقف و به سازمان هاي جهاني اعلام کند شهر در امن و امان هست و هيچ کارگري هيچ خواسته سنديکايي ندارد."
منصور اسانلو درنامه اش از سازمان ها و نهادهاي کارگري و حتي کارفرمايي مستقل در ايران و جهان خواسته است با همکاري نهادهاي حقوق بشري از جمله شوراي دفاع از حقوق بشر جهاني، به اين بيدادگري ها رسيدگي و حقوق بشري ايرانيان به خصوص کارگران و زندانيان را طرح نمايند.
وي در سطرهاي پاياني نامه اش نوشته است: "بي توجهي نهادهاي بين المللي به نقض حقوق بشر در ايران که اصلي ترين آن حقوق طبقه کارگر است (به دليل بيشترين گستردگي که در جامعه دارد) به پايمال شدن هرچه بيشتر حقوق اوليه ما کارگران و خانواده هايمان مي انجامد."
