خيز نابغه ايراني براي طلا
به استقبال المپيک - دوشنبه 27 خرداد 1387 [2008.06.16]
گروه ورزش روز
عليرضا حيدري قهرمان جهان و کاپيتان تيم ملي کشتي ايران دراعتراض به جو موجود از کشتي کناره گرفت و ايران را از يک مدال طلامحروم کرد. احسان حدادي نابغه جديد ورزش ايران براي گرفتن مدال طلا خيز برداشته است. تيم ملي واليبال ايران حذف شد و تيم ملي بسکتبال بعنوان تنها تيم گروهي ايران همراه با اردوي 54 نفره ايران به المپيک چين مي رود.
گروه ورزش "روز" از اين هفته دوشنبه ها به استقبال المپيک چين مي رود وآخرين رويدادها را در قالب خبر، نظر وگزارش با اطلاع خوانند گان خود مي رساند.
خبر

حيدري: وادار به خداحافظي شدم!
عليرضا حيدري کاپيتان و مربي باسابقه کشتي که شش مدال جهاني و المپيک بر گردن دارد، در شرايطي باور نکردني از کشتي قهرماني خداحافظي کرد. محمود معزي پور سرمربي تيم ملي کشتي ايران مي گويد "آنقدر شماتت شنيد که مجبور شد تشک کشتي را ببوسد و کنار برود."
خود حيدري نيزاعلام کرد: "کشتي مثل بچه من است، دل کندن از آن کار ساده اي نيست. من مي توانستم هنوز کشتي بگيرم و رقابت هاي جام تختي را به پايان ببرم، اما در چنين شرايطي صلاح ديدم از دنياي قهرماني خداحافظي کنم. مسائلي بوجود آمد که وادارم کرد براي هميشه با دنياي دايره طلايي وداع کنم!"
حيدري هفته پيش در جريان بيست و هشتمين دوره مسابقات بين المللي کشتي جام تختي که در کرمانشاه جريان داشت، در دور دوم اين رقابت ها در حالي که وقت اول کشتي خود را از حريف جوانش جعفر دليري چهار- صفر برده بود، در آغاز تايم دوم و در ميان حيرت و ناباوري هزاران تماشاگر حاضر در سالن، چهار گوشه تشک را بوسيد و از ميدان هاي قهرماني خداحافظي کرد. دليري نيز پس از اين حرکت نگذاشت داور دستش را به عنوان برنده بالا ببرد و به جاي آن حيدري را بر دوش گرفت تا دارنده شش مدال جهان و المپيک بر دوش او دور افتخار را بزند. حيدري در اين دور به شدت اشک مي ريخت و همراه او بسياري از کشتي گيران، مربيان و داوران حاضر در سالن نيز گريه مي کردند تا در ميان ابراز احساسات شديد تماشاگران، قهرمان سابق جهان و المپيک را از روي تشک به بيرون بدرقه کنند.
قهرمان پرافتخار کرجي در شرايطي با کشتي قهرماني خداحافظي کرد که از چند ماه پيش و پس از برکناري از سمت سرمربيگري تيم ملي ايران، دوباره به ميدان بازگشته بود تا براي المپيک آماده شود. در اين مسير او ابتدا به جام بين المللي "علي اف" در روسيه اعزام شد تا آمادگي خود را در رقابت با حريفان ديرينش محک بزند، اما از ناحيه کتف مصدوم شد و ازادامه مبارزه باز ماند. پس از آن تمرينات خود را پي گرفت تا در جام تختي با حريفان داخلي و خارجي کشتي بگيرد، بخصوص با سعيد ابراهيمي که سال گذشته در وزن 96 کيلوگرم نايب قهرمان جهان شده بود. اما ابراهيمي در دور اول به دليري باخت و از رويارويي با حريف کارکشته خود باز ماند تا به جاي او دليري به مصاف حيدري برود.
در بازگشت دوباره حيدري به ميدان، حرف و حديث ها و گوشه و کنايه ها در مورد او در ميان اهالي کشتي و رسانه ها بالا گرفت. مي نوشتند و مي گفتند که او با اين کار سد راه جوانان مي شود. با اين حرف ها، او تصميم گرفت که به ميدان جام تختي بيايد و پس از آنکه شايستگي خود را به رخ منتقدانش کشيد، به صورتي که در بالا آمد کنار برود تا جوان ها به جاي او راهي المپيک شوند، اگرچه چشم پوشي از ميدان بزرگ المپيک بسيار سخت بود و اشک او را درآورد.
حسين يزداني خرم رئيس فدراسيون کشتي ايران، پس از اين ماجرا اعلام کرد که کناره گيري حيدري در حقيقت هديه اي بود که او پهلوانانه پيشکش ابراهيمي کرد و محبت حريف جوان خود را پاسخ گفت، چرا که ابراهيمي هم در دور اول مخصوصا مغلوب دليري شد تا از رويارويي با حيدري بپرهيزد. البته اين حرف ها با گفته هاي حيدري که وادار به ترک کشتي قهرماني شده است، تفاوت بسيار دارد!
در هرحال، خداحافظي نا باورانه حيدري نشان مي دهد که قهرمانان ورزشي شاخص ما هيچ وقت به شکلي شايسته و مناسب بدرقه نشده اند. نمونه هايش بسيارند:جهان پهلوان تختي يا عبداله موحد که چگونه در اوج آمادگي، يکباره سراز آمريکا در آورد و تجارت پيشه کرد، يا همين اواخر عليرضا دبير چگونه پس از ناکامي در المپيک آتن مدتي گوشه گرفت و پس از آن سياست پيشه ساخت و نماينده شوراي شهر تهران شد. حالا نوبت حيدري است که به اين صورت کنار بکشد، در حاليکه کارشناسان معتقدند او با يک دوره آموزش مناسب مي تواند يکي از بهترين مربيان کشتي در جهان شود و تجربه هاي ارزنده خود را به نسل هاي بعدي کشتي، ورزش مدال آور و سنتي ايران، منقل سازد.
افتخارات جهاني عليرضا حيدري رابا قدرداني از او مرور کنيم:
1- مدال برنز مسابقات جهاني 1997 روسيه
2- مدال طلاي مسابقات جهاني 1998 تهران
3- مدال نقره مسابقات جهاني 1999 آنکارا
4- مدال نقره مسابقات جهاني 2002 تهران
5- مدال نقره مسابقات جهاني 2003 آمريکا
6- مدال برنز بازيهاي المپيک 2004 آتن
ايراني ها در راه المپيک
ايران امسال با 54 ورزشکار در بازي هاي المپيک 2008 پکن شرکت خواهد کرد. اين بازي ها را براي اولين بار جمهوري خلق چين از 8 تا 24 مارس ( 18 مرداد تا سوم شهريور) ميزباني مي کند. ورزشکاران ايراني در المپيک امسال در دوازده رشته ورزشي به ميدان مي روند: بسکتبال، دو و ميداني، کشتي، وزنه برداري، مشت زني، تکواندو، جودو، دوچرخه سواري، تيروکمان، تنيس روي ميز، قايقراني و شنا. در قايقراني و تکواندو دو دختر نيز حضور دارند.
از آنجا که کشور ميزبان نمي تواند پذيراي همه ورزشکاران علاقمند در همه رشته ها از همه کشورها باشد و اين مستلزم برنامه ريزي و هزينه گزافي است، از چند دوره قبل تنها ورزشکاران يا تيم هايي مي توانند در المپيک حضور پيدا کنند که به حد نصاب هاي معين دست پيدا کرده و يا در مسابقاتي قبل از المپيک سهميه مورد نظر را کسب کرده باشند. در ميان رشته هايي که ايران سهميه حضور دارد، بسکتبال تنها رشته تيمي است و کشور ما در اين دوره توانسته پس از پنجاه سال در آن به المپيک راه پيدا کند. در تنيس روي ميز و شنا هم براي اولين بار است که سهميه حضور در المپيک را کسب مي کنيم.
کميته ملي المپيک جمهوري اسلامي ايران اعلام کرده است که در اين دوره به برندگان مدال طلاي المپيک 120 ميليون تومان جايزه مي دهد. اين جايزه در دوره قبل صد ميليون تومان بود. برندگان مدال نقره 90 ميليون و مدال برنز 70 ميليون تومان مي گيرند. اميد مدال ما همچنان در کشتي و وزنه برداري و تکواندو است اما در دووميداني و جودو هم اين دوره براي اولين بار انتظار مدال داريم.
پس از پنجاه سال، بسکتبال قبل از المپيک
تيم ملي بسکتبال ايران در راه آماده سازي خود براي حضور در المپيک، در تورنمنت چهار جانبه ايتاليا شرکت کرد و با شايستگي به پيروزي رسيد. در اين تورنمنت تيم منتخب جوانان ايتاليا، تيم ملي کرواسي و تيم ملي الجزاير از ايران شکست خوردند و در رده هاي بعدي قرار گرفتند. تيم ملي بسکتبال ايران قبل از اين تورنمنت در دوبازي دوستانه مقابل تيم ملي ايتاليا شکست خورده بود. ايتاليا يکي از تيم هاي خوب ايتاليايي است ولي امسال سهميه حضور در المپيک را به دست نياورده است.
بسکتبال ايران در المپيک پکن با تيم هاي ملي بسکتبال آرژانتين، استراليا، ليتواني، روسيه و يک تيم ديگردر گروه اول قرار دارد. آخرين تيم اين گروه ماه ژوئيه در رقابتهاي انتخابي که در آتن يونان برگزار مي شود، مشخص خواهد شد. در گروه دوم المپيک نيز شش تيم حضور دارند که از هر گروه دو تيم بالا آمده مرحله يک چهارم نهايي مسابقات را برگزار خواهند کرد.
واليبال حذف شد
تيم ملي واليبال ايران به المپيک راه نيافت و در مسابقات انتخابي که چندي پيش در توکيو جريان داشت، بر خلاف انتظار غير از تايلند و استراليا به همه تيم ها باخت تا از رسيدن به المپيک باز ماند. واليبال ايران که در سال هاي اخير موفقيت هاي چشم گيري داشته و عنوان قهرمان آسيا را يدک مي کشد، دررقابت هاي توکيو پس از باخت غير منتظره به الجزاير در اولين بازي، انگيزه پيروزي هاي بعدي را از دست داد و در مقابل آرژانتين، ژاپن، کره جنوبي و ايتاليا هم مغلوب شد و نتوانست سهميه حضور در المپيک را کسب کند. قدرت تيم ايران تنها در آخرين بازي مقابل استراليا ظهور دوباره يافت و توانست سه بر هيچ بر اين تيم به پيروزي برسد. از هشت تيم تورنمنت توکيو، دو تيم ايتاليا و ژاپن سهميه المپيک گرفتند.
تيم دايي در صدر
تيم ملي فوتبال ايران با مربيگري علي دائي شنبه گذشته پس از پيروزي يک بر صفر در دوبي برابر تيم ملي امارات و برد چهار بر دوي کويت از سوريه در روز يکشنبه، به صدر جدول گروه پنجم انتخابي آسيا و اقيانوسيه براي حضور در جام جهاني آفريقاي جنوبي (2010)بر گشت. اين تيم اگر بتواند شنبه آينده سوريه را هم در دمشق شکست دهد، بطور قطع به مرحله دوم اين مسابقات راه خواهد يافت. از ميان تيم هاي آسيا و اقيانوسيه پنج تيم به جام جهاني فوتبال راه پيدا مي کنند. ايران تاکنون سه بار توانسته به جام جهاني برود.
معروف است که علي دايي مي تواند هر غير ممکني را در فوتبال ايران ممکن کند. اين بازيکن پرآوازه و پرگل ترين بازکن ملي فوتبال جهان که موافقان و مخالفان دوآتشه بسياري دارد، دوهفته پيش که در تهران با امارات مساوي کرد و نيمي از اميدهاي حضور در مرحله دوم را از دست داد، محکم ايستاد و ادعا کرد که برخلاف تهران، در دوبي به پيروزي خواهند رسيد که همين طور هم شد. در پايان مسابقه هم به گزارشگر تلويزيون ابوظبي گفت که مساوي در تهران در حقيقت هديه ميزباني بود که به اماراتي ها داديم. جالب اينکه او که خود مدتي در تيم هاي باشگاهي امارات بازي کرده، در اين مصاحبه به مترجم خود پرخاش کرد که چرا حرف هايش را براي تلويزيون ابوظبي درست ترجمه نمي کند.
اماراتي ها هم هر کاري از دست شان بر مي آمد کردند تا نگذارند ايران به پيروزي برسد از جمله اينکه بازيکنان ايران را هنگام ورود به دوبي حدود چهار ساعت در فرودگاه معطل کردند تا اعصاب آنها را به هم بريزند. سپس بطور ناگهاني محل بازي را از ورزشگاه جديد شيخ زايد به ورزشگاه قديمي "القطاره" در شهر العين تغيير دادند و دست آخر اعلام کردند که بيش از 500 ايراني نمي توانند بليت بازي را بخرند. اما همه اينها مانع دايي و تيمش نشد. حالا مردم ايران اميدوارند او با اين تعصب و غيرت بتواند تيم ملي ما را براي چهارمين بار راهي جام جهاني کند. شايد اين بار با مربيگري دايي بتوانيم در آفريقاي جنوبي براي اولين بار از مرحله مقدماتي بالاتر بياييم.
گزارش

يک نابغه ديگر در راه است
46 مدال حاصل حضور ورزشکاران ايران در تمام ادواري بوده که کشور ما در بازي هاي المپيک شرکت کرده است. از اين ميان ده طلا، شانزده نقره و بيست مدال برنز به ما رسيده که ده مدال طلاي المپيکي را بايد مرهون نابغه هايي باشيم که هرازگاهي در ورزش ما چهره مي کنند، چهره هايي مانند حبيبي، موحد، دبير، نامجو، نصيري، رضا زاده و ساعي. حالا چشم به راه يک نابغه ديگر هستيم تا در بازي هاي المپيک 2008 پکن که از 8 تا 24 آگوست ( 18 مرداد تا سوم شهريور) در چين برگزار مي شود، يک مدال طلاي ديگر به اين مجموعه اضافه کند: احسان حدادي در پرتاب ديسک.
همه مدال هاي المپيکي ايران در سه رشته کشتي، وزنه برداري و تکواندو به دست آمده و اگر حدادي بتواند حتي يک مدال برنز بگيرد، کشور ما را براي اولين بار در دو و ميداني صاحب مدال المپيکي کرده است و اين رشته اي است که بر خلاف کشتي و وزنه برداري و تکواندو، در سطح آسيا هم در آن سخت مدال گيرمان مي آيد تا چه برسد به مسابقات جهاني و المپيک. اما اينک با وجود اين جوان 23 ساله بلند بالاي تهراني مي توانيم اميدوار باشيم که دو و ميداني چهارمين رشته مدال آور المپيکي ما باشد، ضمن اينکه امسال در جودو هم اميد اندکي براي مدال داريم.
دو و ميداني را "ورزش مادر" مي نامند و بسياري آن را با ارزش ترين رشته المپيکي مي دانند. ميليون ها علاقمند به دو و ميداني در ده روز آخر بازي ها در سراسر جهان چشم به تلويزيون هاي خود مي دوزند تا ببينند در مواد مختلف اين رشته که بيش از 150 مدال در رقابت هاي آن بين زنان و مردان دونده، پرنده و پرتابگر تقسيم مي شود، چه کساني بر سکوي قهرماني مي ايستند. در ميان پرتاب ها، پرتاب ديسک ورزشي است باستاني و اساطيري که از اولين دوره به بازي هاي المپيک مدرن نيز راه يافته و مدال آوران آن قهرمانان ويژه اي بشمار مي روند.
احسان حدادي که از پدري فوتباليست و مادري آموزگاربه دنيا آمده و در تهران بزرگ شده است، در 16 سالگي با پرتاب يک سنگ بزرگ که از مسافتي دور شيشه پنجره را شکست و وارد خانه شد، به ورزش قهرماني روي آورد و با مربيگري سيد محسن شاهرخي از خرم آباد که خود قهرمان سابق پرتاب نيزه ايران بود، ابتدا پرتاب نيزه و سپس پرتاب ديسک را برگزيد و در 19 سالگي (سال 2004 ميلادي) با شکستن رکورد قديمي شادروان جلال کشميري قهرمان جوانان جهان شد که اين نخستين مدال جهاني تاريخ دو و ميداني ما بود. او با اين عنوان عازم بازي هاي المپيک آتن شد ولي مقامي به دست نياورد. حدادي در گفت و گويي با گزارشگر تلويزيون ايران در مورد آن مسابقات گفت: "خودم را باخته بودم، در آتن با کساني مسابقه مي دادم که سال ها عکس آنها را به ديوار اتاقم چسبانده بودم و شب ها خواب شان را مي ديدم. حالا در کنار آنها بايد مسابقه مي دادم. دست و پايم را گم کرده بودم!"
شکست المپيک تجربه بزرگي براي قهرمان جوان ايراني بود تا با تکيه برآن رکورد شکني ها و پيروزي هايش را ادامه دهد. سال بعد قهرمان بزرگسالان آسيا شد و سال 2006 درهمان ورزشگاه المپيک آتن و در جام جهاني دو و ميداني به مقام دوم جهان رسيد و زير دست "ويرجيليوس آلکنا" قهرمان جهان و المپيک از کشور ليتواني ايستاد. همان سال با 65 متر و 36 سانتيمتر قهرمان بازيهاي آسيايي دوحه قطر شد و رکورد آسيا را از آن خود کرد. يک سال بعد در مسابقات جهاني دووميداني (اوزاکا) با 64 متر و 53 سانتيمتر به مقام هفتم جهان رسيد، همان سال رکورد آسيا را تا 67 متر و 95 سانتيمتر ترقي داد و از آن پس هيچ گاه از جمع هشت پرتابگر نخست جهان جدا نشد. در اوزاکا مقام قهرماني با 68 متر و 94 سانتيمتر به "گرد کانتر" از استوني رسيد که در المپيک آتن دوم شده بود.
سال 2008 اما سال حدادي است تا پشت سر هم رکورد آسيا را بشکند، قهرمانان المپيک و جهان را در مسابقات بزرگ قبل از المپيک شکست دهد و به طلاي المپيک بينديشد. او که با 196 سانتيمتر قد و 98 کيلو وزن فرمي ايده آل براي پرتاب ديسک دارد و حدود سي کيلو از الکنا سبک تر است، ابتدا چهارم خرداد در مسابقات جايزه بزرگ "هنگلو" درهلند ديسک را 68 متر و 52 سانتيمتر پرتاب کرد و به مقام قهرماني رسيد و بالاتر از قهرمان المپيک و جهان ايستاد. يک هفته بعد در مسابقات ليگ طلايي برلين پايتخت آلمان، وقتي که ديسک او در پرتاب دوم روي خط 69 متر و 12 سانتي متر نشست و بار ديگر رکورد آسيا را زد، آنها باز هم مقهور قدرت پرتابگر ايراني شدند. آلکنا در آخرين پرتاب خود درست به اين مسافت دست يافت اما چون نتيجه دوم حدادي بهتر از قهرمان المپيک بود، قهرماني به او رسيد در حاليکه "رابرت هانتينگ" آلماني و نفر دوم جهان در سال گذشته با 67 متر و 70 سانتيمتر روي سکوي سوم ايستاد.
حدادي سه روز بعد خود را به شهر "تالين" در استوني رساند. " گرد کانتر" اميدوار بود در شهر خود اين نابغه ايراني را شکست دهد اما موفق نشد. پرتاب دوم احسان با 69 و 32 سانتيمتر باز هم رکورد جديد آسيا بود در حالي که کانتر با 67 متر و 82 سانتيمتر زير دست او ايستاد. حدادي پس از اين مسابقه به ايران رفت تا پس از ديدار خانواده راهي "مينسک" روسيه شود و زير نظر مربي کارکشته و 76 ساله خود "کيم بوهانتسف" دوران آمادگي براي المپيک را بگذراند. او اينک در صدر جدول رده بندي فدراسيون جهاني فوتبال قرار دارد و همه چشم انتظار نبرد ديدني اين ايراني با انگيزه و جوياي نام با "الکنا" و "کانتر" در پکن هستند، نبردي که اگر حدادي در آن به پيروزي برسد با ارزش ترين مدال طلاي همه المپيک ها را براي ايران به ارمغان خواهد آورد. او بارها گفته است که "طلاي المپيک بزرگ ترين روياي من است." دور نيست که اين رويا به واقعيت بپيوندد.
نظر

بنگاه معاملات ملکي رضا زاده
هربار که اين آگهي از کانال هاي لوس آنجلسي ديده مي شود، آه از نهاد خيلي ها در مي آيد. بزرگ ترين قهرمان تاريخ ورزش ايران، همان که اگر در المپيک پکن طلا بگيرد که به احتمال بسيار مي گيرد، ارزنده ترين وزنه بردار تاريخ جهان از سوي فدراسيون جهاني شناخته خواهد شد، همان که بارها در ميادين جهاني و المپيک ياس را به شادي تبديل کرده و خنده بر لب ها آورده، در اين آگهي بازاري براي يک بنگاه معاملات ملکي در دوبي چنان خود را از اوج به زمين مي کوبد که دل ميليون ها ايراني هم با او به سنگ مي خورد ومي شكند.
يک سال قبل از المپيک 2004 آتن وقتي از مسابقات قهرماني جهان بازگشت و ادعا كرد كه پيشنهاد چند ميليون دلاري ترک ها را براي تبعيت اين کشور نپذيرفته است، مردم ايران اين حرکت او را مرحمي بر روي غرور تاريخي زخم خورده خود تلقي کردند و وقتي با قدرت تمام و با فرياد يا ابوالفضل دوباره قهرمان المپيک شد، هرچه مي توانستند از سکه و زمين و خانه و ماشين به او بخشيدند که مجموع آن را حدود همان مبلغي مي پندارند که ترک ها پيشنهاد داده بودند. اما انگار اين همه حسين رضازاده را بس نيامد که چندي پيش غرور پهلواني خود را به بهاي 200 ميليون تومان با يک بنگاه معاملات ملکي در دوبي تاخت زد تا در فيلم تبليغاتي اين بنگاه براي فروش خانه و زمين به ايرانيان، بازي کند، آنهم چه بازي بدي!

رضا زاده به تازگي از سوي فدراسيون بين المللي وزنه برداري IWF به عنوان دومين وزنه بردار تاريخ اين ورزش شناخته شده و اگر در المپيک چين امسال و يکي دو مسابقه جهاني ديگر مدال طلا بگيرد اين مقام را از دست نعيم سليمان اوغلو بلغاري که برخلاف رضا زاده پول ترک ها را گرفت و به تبعيت اين کشور درآمد، بيرون خواهد آورد. او در مقابل انتقادهاي بسياري که اينک براي بازي در آن فيلم تبليغاتي از سوي مردم و رسانه ها مي شنود، مي گويد:
"برخي مسايل باعث مي شود که من تمرکزم را براي تمرين از دست بدهم. من در آخرين سال هاي ورزش حرفه اي به سر مي برم و اين حق من است که بتوانم براي زندگي آينده ام درآمدزايي کنم. من تا چند سال پيش يک آپارتمان هم در تهران نداشتم... شرکتي که من با آنها فعاليت کرده ام تابع قوانين جمهوري اسلامي است. از طرف ديگر مسايلي که در مورد خارج شدن پول از کشور مي گويند هم درست نيست."
به هر حال هنوز هم "حاج حسين" يکي از بزرگترين اميدهاي ما براي کسب مدال طلاي المپيک به شمار مي رود. مردم ايران اميدوارند که او در چين هم بيايد و دوباره با فرياد "يا ابوالفضل" تالار مسابقه را بلرزاند و آبروداري کند. اگر چه برخي نوشته روي پيراهن ورزشي او را هم تبليغاتي مي دانند، باز هم از او حمايت خواهند کرد تا بزرگ ترين قهرمان تاريخ وزنه برداري جهان شود.
ديدگاه

5 + 6: پايان روياي اروپايي فوتباليست هاي ايران
حضور روزافزون بازيکنان بيگانه در تيم هاي باشگاهي اروپا چنان شتاب بي سابقه اي گرفته است که در کشورهاي ايتاليا، اسپانيا، انگليس، آلمان، فرانسه، هلند و... تيم هاي باشگاهي کمتر نمايي از بازيکنان بومي دارند و گهگاه تيمي با ريشه از يک کشور صاحب فوتبال، با چهره اي به تمامي غير بومي به ميدان مي آيد. اين پديده از نيمه دوم دهه نود ميلادي پاي بازيکنان ايراني را نيز به فوتبال اروپا بازکرد.
در راستاي نقش هرچه بيشتر اقتصاد و تجارت در ورزش، به ويژه فوتبال، باشگاه هاي اروپا که به صورت شرکت هاي تجاري اداره مي شوند، به فکر خريد ارزان تر و بازدهي بيشتر افتادند. گراني بازيکنان کشورهاي صاحب قدرت اقتصادي باعث گرايش باشگاه ها به بازيکناني شد که در کشورهاي فقيرتر داراي قيمتي ارزان تر و در بسياري از مواقع کارآيي بيشتري بودند. پاره اي از اين بازيکنان در بازار بورس فوتبال اروپا رفته رفته قيمتي گران تر از بازيکنان بومي پيدا کردند.
در آن هنگام محدوديتي براي بازيکنان خارجي وجود داشت که اغلب شامل پنج بازيکن در يک تيم فوتبال و حداکثر دو تا سه بازيکن در زمين بازي مي شد. چنين شرايطي تيم هاي غرب قاره سبز را به خريد نخبگان آمريکاي جنوبي، به ويژه برزيل، محدود کرد. با فروپاشي شوروي در اوائل دهه 90 ميلادي و شکل گيري جامعه اروپا، دگرگوني گسترده اي در کشورهاي اين قاره به وجود آمد. اين دگرگوني با شتابي بسيار فوتبال اروپا را نيز در برگرفت که پايه گذار آن بوسمان، بازيکن آن دوره بلژيک بود و با پيدايش قانوني به نام خود او، سيل بازيکنان آفريقايي و آسيايي به باشگاه هاي اين قاره سرازير شد. بوسمان – که خود بهره اي از تلاش خود نبرد – فوتبال حرفه اي را به عنوان کار، جزيي از قانون کار در ميان کشورهاي عضو جامعه اروپا به طور قانوني پيگيري کرد و سرانجام آن را بر کرسي نشاند.
با قانون جديد حضور بازيکنان اروپايي به هر تعداد در هر تيم عضو اين جامعه آزاد شد تا قانون پيشين شامل بازيکنان قاره هاي ديگر شود. گراني بازيکنان آمريکاي جنوبي راه را ابتدا براي نخبگان آفريقا و سپس آسيا از جمله استعدادهاي ايراني گشود که به دليل پايين بودن ارزش ريال در برابر ارزهاي اروپايي ـ و از هزاره سوم ميلادي "يورو" - فوتبال کشورهاي پيشرفته، به ويژه آلمان در ميان بازيکنان ايراني ارزشي بسيار بالا يافت. در ميان بازيکنان پرشماري که در اواخر دهه نود به اروپا و بيشتر به آلمان کوچ کردند، علي دايي نقشي پررنگ تر از سايرين داشته است. در کنار او مي توان از مهدي مهدوي کيا، وحيد هاشميان و جواد نکونام نام برد. در اين رهگذر سود کلاني هم از آن مديران دولتي باشگاه هاي طراز اول تهران، از جمله پرسپوليس و استقلال شد.
جالب اينکه پس از انقلاب و در پي مهاجرت روزافزون ايرانيان به خارج از مرزها، بازيکناني هم در آلمان مطرح شدند که از ميان آنان فريدون زندي، و امير شاپورزاده به تيم ملي ايران راه يافته اند و اشکان دژآگه پيراهن تيم ملي جوانان زير 21 سال آلمان را هم برتن کرده است. در تيم پر آوازه اي چون بايرن مونيخ نيز سه باريکن ايراني- علي دايي، وحيد هاشميان و علي کريمي- بازي کرده اند.
محدود شدن جايگاه بازيکنان بومي و سدي که براي آنان در کشورهاي صاحب فوتبال به وجود آمد، تضعيف تيم هاي ملي را به همراه داشت تا آن جا که در فصل تازه به پايان رسيده فوتبال اروپا چهار تيم باشگاهي از انگليس با بازيکنان پر تعداد غير بريتانيايي، قدرت بي چون و چراي فوتبال قهرماني اروپا بودند و سرانجام با شکست در برابر يکديگر، دو تيم انگليسي فيناليست پيکار پاياني در مسکو شدند که منچستر يونايتد قهرمان آن بود؛ اما تيم ملي انگليس از راهيابي به جام قهرماني 2008 اروپا باز ماند!
اين يکي از عواملي بود که سپ بلاتر سوييسي، رييس اتحاديه فوتبال اروپا، با وجود مخالفت هايي که از سوي فرانتس بکن باوئر و ديگر مردان با نفوذ فوتبال قاره همراه بود، طرح محدويت تعداد بازيکنان خارجي تا حد اکثر پنج بازيکن در جريان بازي را مطرح کرد که به طرح 5+6 در کنگره سالانه فيفا مطرح و هفته پيش در سيدني به تصويب رسيد. در پي تصويت طرح مزبور، سپ بلاتر به همراه ميشل پلاتيني فرانسوي، رييس اتحاديه فوتبال اروپا (يوفا) روز پنجشنبه پنجم ژوئن در بروکسل با هانس- گرت پوترينگ، رييس پارلمان جامعه اروپا در مورد هدف هاي اين طرح ملاقات اوليه اي داشت که بعد ها دنبال خواهد شد. اين جلسه ها براي تطبيق اين طرح با قانون کار در جامعه اروپا انجام مي گيرد.
قانون 5+6 هر باشگاه را وادار مي سازد تا دست کم با شش بازيکن کشورمتبوع خود بازي کند. فيفا معتقد است که از فوايد اين طرح حفظ آهنگ و تعادل بين تيم ملي با باشگاه خواهد بود. اما آنچه براي فوتبال ايران مي تواند مطرح باشد، محدود شدن بازيکنان غير اروپايي در تيم هاي اين قاره است که با پيشينه ناموفق بازيکنان پرتعداد لژيونر ايران در اروپا – منهاي سه، چهار بازيکني که نام برديم – روياي اروپايي بازيکنان ايراني بيش از پيش رنگ مي بازد. اين روزها در رسانه هاي پرتعداد ورزشي در ايران از زبان بازيکنان ريز و درشت فوتبال همچنان صحبت از ادامه بازي در باشگاه هاي اروپايي را مي خوانيم اما...
