هپي ارتحال
نگاه روز - شنبه 25 خرداد 1387 [2008.06.14]
مهرداد شيباني
m.shaibani@roozonline.com
سومين وآخرين ماه بهار ايراني که گرمايش از تابستان داغ تهران دستکمي ندارد، در تاريخ معاصر ايران روزهاي سرنوشت سازي را ثبت کرده است.
امسال هم هفته هاي دوم وسوم خرداد، پيوند خورد با تعطيلاتي که هم با آغاز "نهضت خميني" همزمان بود و هم با "ارتحال" رهبرش. دو روزي که به آخر هفته ايراني وصل مي شد تا هم پايتخت نشينان در کثرتي به اندازه ايام نوروز به شمال بروند و هم روستائيان اطراف را باهزينه هاي گزاف به تهران بياورند تا در مراسم عزاداري شرکت کنند.
گروه هاي سازمان يافته عزادار روانه "حرم مطهر" امام خميني بودند و مردمان با اتوموبيل هاي آخرين سيستمي که حضورشان خبرنگار خبرگزاري فرانسه را متعجب کرد، جاده هاي کوهستاني راپشت سر مي گذاشتند.
موبايل ها هم مدام زنگ مي زد و "اس.ام اس" معنا داري را پخش مي کرد که بيش از هرچيز از شکاف در جامعه ايران خبر مي داد: "لاکن اين طور نباشد که ما ارتحال کنيم و شما عشق و حال. دو روز تعطيل شيد، بريد شمال پي کيف و حال- هپي ارتحال". پيامي که دولت درچارچوب "خميني زدائي" مانع انتشارش نشد.
در منابر ومساجد و مراسم "سالگرد ارتحال" هم دعواي دوجناح بر سر "ميراث" بنيانگذار جمهوري اسلامي ادامه داشت.
حجت الاسلام محتمشي پور که بعد از اين سخنان، سخت مورد حمله جناح راست قرار گرفت، جريان کنوني حاکم بر ايران را "طالباني" نام نهاد. سخني که اين بار محمد خاتمي در پرده گفت و نويسنده اين ستون بيشتر از سه سال است که بر آن پاي مي فشارد: "متأسفانه امروز افرادي که مسائل اوليه اسلام را درک نکردهاند، ايدئولوگ يک جريان تندرو شدهاند.فردي ( مصباح يزدي) مطرح ميکند که اين جمهوريت که امام از آن دم ميزند بر اساس مقتضيات قبل از انقلاب مطرح شده است و گرنه رأي مردم ملاک نيست و در اسلام جمهوري نداريم، يعني اين آقا که در رأس فرقه مصباحيه قرار گرفته است، به دنبال ريشه کن کردن افکار امام است. هيچ تفاوتي بين فرقه مصباحيه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد."
حمله شديد کيهان، دبير کل هيئت موتلفه و روزنامه هاي طرفدار دولت به اين سخنان که تا درخواست خلع لباس گوينده هم پيش رفت، نشان داد که "فرقه مصباحيه" کانوني است که بنياد گرايان شيعه درآن به وحدت نظري مي رسند. فرقه اي که دولت را دراختيار دارد و محمود احمدي نژاد را اين هفته به ايتاليا فرستاد تا به جهان بشارت دهد که " موش کثيف" اسرائيل به زودي بدريا انداخته خواهد شد و "نظام سرمايه داري" سريعتر از کمونيسم بين الملل سقوط خواهد کرد.
سخناني که درکناراظهارات جديد محمدالبرادعي، سبب حمله گسترده اي عليه جمهوري اسلامي شد.
روزنامه اعتماد نوشت: "گزارشهاي محمد البرادعي مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي طي 12باري كه بر عدم انحراف مواد هستهاي اذعان كرده است، خواستار شفاف شدن وجوهي از ماهيت مواد هستهاي شده كه تا كنون اعلام نگرديده است. البته در اين بين داور فني و مرجع صالحه پرونده هستهاي، پروندههاي جديدي گشوده است كه به تعبير هاشميرفسنجاني خطيب نماز جمعه ديروز تهران «دامهاي جديدي» براي ما گستردهاند."
به دنبال انتشار گزارش البرادعي، اعضاي گروه 1+5 درخواست کردند؛ ايران شفاف سازي کند.
کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا تاکيد کرد تا زماني که جمهوري اسلامي ايران رفتار خود را تغيير ندهد، دليلي براي گفت وگوي واشنگتن با تهران وجود ندارد: "ديپلماسي واقعي، مترادف با مذاکره نيست بلکه اعمال فشار تاکتيکي را هم بايد شامل شود. وزير امور خارجه آمريکا تصريح کرد که باور ندارد که ايران برنامه تسليحات هسته اي خود را متوقف کرده است."
آلمان، فرانسه و بريتانيا هم به شدت از سرپيچي ايران در توقف فعاليت هاي مربوط به غني سازي اورانيوم انتقاد کردند.شائول موفاز وزير حمل و نقل اسرائيل هم گفت که اگر ايران برنامه اتمي اش را متوقف نکند حمله اسرائيل به آن "اجتناب ناپذير" خواهد بود.
همزمان جرج بوش به کشورهاي مختلف اروپائي سفر کرد و در پايان سفر "آمريکا و اتحاديه اروپا ايران را تهديد کردند که در صورتي که برنامه غني سازي اورانيوم خود را به حال تعليق در نياورد، حاضرند در تکميل تحريم هاي سازمان ملل متحد عليه ايران، تدابير اضافي را به اجرا درآورند."
بعد جرج بوش به اسرائيل رفت و يوشکا فيشر، وزير سابق خارجه آلمان که همسري ايراني دارد، در تحليل بسيار دقيقي از اوضاع خاورميانه که در لبه جنگ جديدي قرار دارد، خبر داد: "عمليات نظامي عليه ايران، محور مذاکرات بوش در اسرائيل بود."
و مهم ترين روزنامه چپ آلمان هشدار دادکه: "تمام مقدمات حمله نظامي به ايران فراهم شده است!"
و درست در همين موقع نوري الممالکي، نخست وزير عراق به ايران آمد و در سه زمينه زير به مذاکره پرداخت:
1- خاتمه يافتن مخالفت با قرارداد امنيتي که دولت عراق مي خواهد با امريکائي ها ببندد.
2- قطع دخالت هاي نظامي سپاه در عراق و پايان پشتيباني از نيروهاي مسلح مقتدا صدر
3- تاکيد بر اينکه براي حمله به ايران ـ در چارچوب قرارداد امنيتي که بين عراق و امريکائي ها بسته مي شود- از خاک اين کشور استفاده نخواهد شد؛ اما به شرط مراعات دو بند و دو محور قبلي.
سه ماده اي که ناظران شرط سوم آن را نشانه نگراني آشکار ايران از احتمال حمله عراق از جبهه عراق ارزيابي کردند.
جبهه ملي ايران در اروپا، درباره تلاش هاي امارات عربي و روسيه عليه تماميت ارضي ايران هشدار داد و فاش کرد نام سه جزيره هميشه ايراني را به جزايراماراتي تغيير داده اند. اما پاسخ مقامات جمهوري اسلامي به اين جو خطرناک که محمد علي ابطحي آن ها را خطرات احتمالي ايران سوز خواند، رجز خواني هاي هميشگي بود که از دل آن استراتژي جمهوري اسلامي مبني بر"مقاومت" هم سر انجام به زبان آمد.
سرلشكر رشيد، جانشين رئيس ستادكل نيروهاي مسلح گفت: "ارتش و سپاه با حركات غيرقابل پيش بيني و تاكتيك هاي مبتكرانه ميتوانند آنچنان ضربات مهلكي بر آمريكاي متجاوز وارد كنند كه تكليفمان براي هميشه با آمريكا روشن شود. ما مي دانيم که دکترين نظامي امريکا عمليات پيش دستانه است. ما نيز به تعبير فرماندهي معظم کل قوا معتقديم که در مقابل دشمني که اصل وجود ما را هدف قرار داده، عقب نشيني معنا ندارد و ايستادگي و مقاومت در برابر او پيروزي است."
مصطفي محمد نجار، وزير دفاع جمهوري اسلامي نيز گفت: "جمهوري اسلامي، نظامي مستقر، با ثبات و پايدار است و نيروهاي مسلح ما در اوج اقتدار هستند و اگر کسي بخواهد يک چنين کار احمقانه اي انجام دهد، پاسخش بسيار دردناک خواهد بود."
اما هاشمي رفسنجاني که سفر موفقي به عربستان داشت و بر خلاف احمدي نژاد که درايتاليا تحقير شد، مورداستقبال هم قرار گرفت، گفت: "مردم اگر از نظام زده شوند دليلي براي وارد شدن به مهلکه نمي ببينند." و "با ابزار امنيتي و نظامي نميشود كار را به پيش برد."
اما دولت تحت فرمان "فرقه مصباحيه" ـ که همان طالبان باشناسنامه ايراني باشند- به همه مطالبات برحق مردم "پاسخي بسيار دردناک" داد.
مأموران امنيتي حضور آرام تعداد معدودي از اعضا و علاقهمندان نهضت آزادي ايران را بر مزار مرحوم آيتالله طالقاني در گورستان بهشتزهرا، برنتافتند و حاضران را با توهين و خشونت راندند. نيروهاي امنيتي و پليس ضد شورش به تجمع هزاران نفر از کارگران نيشکر هفت تپه اهوازحمله کردند. اين کارگران در بيست و يکمين روز از دور جديد اعتراضاتشان در مقابل فرمانداري شوش خواستارپرداخت ۳ ماه حقوق معوقه، استعفاي مديران و مسئولين حراست کارخانه، وپايان دادن به پيگرد قضايي کارگراني شدند که به ناحق بازداشت و محاکمه مي شوند.
و در آغاز هفته يکي از وابستگان جناح راست، کمي پرده را پس زد وگوشه اي از غارت ميليوني سران روحاني نظام را بر زبان آورد. عباس پاليز دار که يک شبه مرد اول خبر شد، تنها زاويه کوچکي از چپاول آقايان و آقا زاده ها را بر ملا کرد و در پايان هفته هم دستگير شد.
در همين هفته خبرگزاري دولتي ايسنا آخرين قيمت ارقام باورنکردني اجناس رادر ايران منتشر کرد و خبر دادقيمت برخي مواد غذايي نسبت به سال گذشته 20 تا 60 درصد و گاهي در مواردي مثل تن ماهي تا 300 درصد گران شده است. و رسانه هاي داخلي رسما مژده دادند: "در حالي كه هنوز نيمه نخست خرداد ماه به پايان نرسيده است، خاموشيهاي گسترده برق، ميرود تا سراسر كشور را فرا بگيرد."
هفته رو به پايان بود که سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، فهرستي از خطراتي که ايران را تهديد مي کند ؛ ارائه کرد که بعد از تکميل به اين صورت قابل ارائه است:
1- ضربه آمريکا به ايران و تهاجمي که هدف از آن بهتر کردن جايگاه جمهوريخواهان در انتخابات اين کشور است. هرچند سخنان مکرر او باما نامزد دموکرا ت ها که قول به "حذف خطر ايران" داده است، از ديدگاه جمهوري خواهان تندتر است.
2- از بين رفتن نهادهاي اداري و زيرساختي و کنترلي کشور توسط دولتي که بي ترس از فروپاشي بنيانها، منافع فعال مايشاء بودن را براي اقارب خود هدف گرفته است؛
3- تدارک تدريجي براي خالي کردن نظام از رقابت سياسي دموکراتيک، حذف جناحهاي دروني و ايجاد سلطنت اسلامي در قالب جمهوري اسلامي؛
4- بي اعتنايي نظام به بالا گرفتن موج تخريب اقتصاد که به تورم و فقر مي انجامد و ممکن است به شورشهاي بنيانکن ختم شود؛
5- افزايش پتانسيل درگيري هاي مذهبي و انتقال رويارويي هاي فرقه اي کشورهاي مجاور به ايران در اثر بي تدبيريها؛
6- گسترش فساد اداري و اجتماعي و اخلاقي که شاخص هاي آنها روز به روز در قالب رشوه خواريها، اعتياد، فروپاشي خانواده ها، توسعه فرهنگ ريا و چاپلوسي و مانند آنها افزايش مي يابد و اعتماد و سرمايه اجتماعي را تحليل مي برد.
7- عقب ماندن زماني در برنامه توسعه ظرفيت هاي هسته اي و از دست رفتن فرصت استفاده از آن در عرصه ديپلماسي؛
8- وارد کردن بي وقفه نهادهاي نظامي به عرصه سياست و اقتصاد و منتفي بودن توانايي برگرداندن آنها به پادگانها و در نتيجه پديدارشدن طلايه انحلال جمهوري اسلامي در يک رژيم نظامي منکر حق براي مردم.
اين سياهه را مي توان بسيار بيش از اين ادامه داد: ايدز، بيکاري، پايان دوران وفور نفتي، ظهور همسايگان ناهمسو، فرار مغزها، تروريسم، آسيب هاي هويت ملي و...
و... هفته با دارهاي افراشته در زندان اوين به پايان مي رسد. سحرگاه چهارشنبه جنازه 11 نفر بر دارها مي رقصد و دو نوجوان که فعلا از اعدام نجات يافته اند، به سلول هاي انفرادي برده مي شوند تا شايدبشود بر سر جان آنها با "اولياي دم" معامله کرد.
حق با آيت الله موسوي خوئيني ها است که به اصلاح طلبان و دانشجويان مي گويد: "زمان سکوت ونااميدي نيست."
