Rooz

زن انتخابگر و اتوبوس ريالي

حسن اسدي زيدآبادي - شنبه 25 خرداد 1387 [2008.06.14]

hasanasadizeidabadi.jpg

‏"پيرزني که بر روي صندلي‌هاي قسمت مردانه اتوبوس ريالي نشسته بود زن جواني را که در بخش بانوان ايستاده ‏بود، ملامت مي‌کرد که چرا به قسمت مردانه نمي‌آيد تا بنشيند."‏

از سالهاي ابتدايي پس از انقلاب گرچه در فرهنگ رسمي، واژگان "زن و مرد" با ايجاد يک نسبت فاميلي جاي ‏خود را به "خواهر و بردار" داد، ليکن اين نسبت نزديکتر به رغم مفهوم اش بيشتر باعث دوري و انفکاک ‏مصاديق اين واژگان در حوزه هاي اجتماعي و... شد. اما يکي از اماکني که در حوزه عمومي جامعه ايران بنا به ‏اراده حاکميت حکم به تفکيک زنان و مردان داده شد، محيط هاي وسايل حمل و نقل عمومي به ويژه اتوبوس هاي ‏شرکت واحد در تهران بود. بر اين اساس و به موجب طرحي تحت عنوان "تفکيک" قسمت جلوي اتوبوس ها به ‏مردان يا همان برادران اختصاص يافته و قسمت عقبي اتوبوس به بانوان و يا همان خواهران تعلق پيدا کرد. ‏

مدافعان و شايد مبتکران اين طرح شلوغي بيش از حد اين وسايل نقليه که مي توانست موجب امکان تماس فيزيکي ‏ميان دو جنس شده و يا آسايش و کرامت بانوان را خدشه دار کند مهمترين دليل برپايي چنين نظام تفکيکي دانسته و ‏مي دانند. اين نکته به ويژه در سالهاي ابتدايي دهه شصت و هفتاد به نظر مي رسد از نوعي پذيرش اجتماعي و ‏حتي منطق نيز بهره مي برد، با اين حال شايد اين سوال مطرح نشده بود و يا بي پاسخ مانده بود که "اتوبوس ‏خلوت" چه حکمي دارد؟ ‏

طي چند سال اخير که سياست هايي خصوصي سازي و نيل به سوي يک اقتصاد ليبرال و آزاد از سوي لااقل بخش ‏هايي از حاکميت پذيرفته شده و حتي از سوي بالاترين مراجع حکومتي نيز مورد حمايت قرار مي گيرند، بخش ‏خصوصي با همه اما و اگرهايي که روند خصوصي سازي در ساختار فعلي به همراه دارد توانسته است وارد ‏حوزه نسبتا پرمنفعت حمل و نقل عمومي داخل شهري نيز بشود. بر اين اساس با توليد چند برابر بيش از پيش ‏اتوبوس هاي شهري، شرکت واحد محدود به وظايف نظارتي شده و در خطوط مختلف رقيبي تازه وارد و نونوار ‏که به نام "اتوبوس هاي ريالي" معروف شده اند را در کنار خود مي بيند. ‏

اينجا و زير باد کولرهاي اين اتوبوس ها شايد جايي است که سوال اساسي از طرح تفکيک که مي خواهد در ‏اتوبوس هاي ريالي هم حکمراني کند امکان مطرح شدن مي يابد؛ "اتوبوس خلوت" چه حکمي دارد؟ ‏

آسودگي، سرعت، امکانات بيشتر و البته عدم شلوغي شايد عمده ترين دستاوردهاي اقتصاد ليبرالي براي مسافران ‏تا ديروز آويزان از ميله هاي فلزي اتوبوس هاي شرکت واحد باشد، اما امکان طرح چنين پرسشي که منجر به ‏کمرنگ شدن مرزهاي تفکيک هاي بي منطق ميان زنان و مردان مي شود بي شک "مهمترين" دستاورد اقتصاد ‏ليبرالي است. اينک با گسترش کمي و کيفي امکانات حمل و نقل شهري ديگر دليلي براي پذيرش چنين طرحي حتي ‏از سوي شهروندان با اعتقادات جدي مذهبي و با گرايش هاي فکري سنتي نيز باقي نمانده است. ‏

گرچه نهادهاي حاکميتي به زور تذکر و اخطار به رانندگان و نصب اطلاعيه هاي مکرر در مورد لزوم اجراي ‏طرح تفکيک در اتوبوس هاي بخش خصوصي مي خواهند اين بار نه به دليل آسايش و احترام خواهران بلکه به ‏دليل حفظ اصول خودساخته اي که حافظ قدرت بي حد و حصر آنان براي دخالت در تمامي عرصه ها اعم از ‏عمومي و خصوصي است، خواسته ي خود را جاري سازند ليکن تقريبا "هر زني" وقتي مختار شود ميان ايستادن ‏در بخش زنان و نشستن در بخش مردان به ويژه زماني که چند زن ديگر نيز اين اقدام را انجام داده باشند، به ‏احتمال بسيار زياد آسودگي خود را بر هر خرده فرمايش حاکميت که بر در و ديوار اتوبوس نصب شده باشد ‏ترجيح مي دهد. ‏

در مورد ويژگي به هم پيوسته و وابسته بودن ارزشها و پيامدهاي اقتصاد، فرهنگ و سياست ليبرالي و انسان ‏محور بسيار گفته و نوشته شده است اما به نظر مي رسد صحنه اجتماعي ايران امروز آزمايشگاهي براي اثبات ‏چنين ديدگاهي است و نکته اي که در مورد ورود بخش خصوصي به حوزه حمل و نقل گفته شد نيز دليلي براي ‏اثبات همين مساله است که نشان مي دهد چگونه کوچکترين آزادسازي اقتصادي و رفاه بيشتر، انسانها را از قيود ‏ناشي از عدم رفاه و برخورداري مي رهاند و صاحب ويژگي "انتخابگري" به عنوان فصل مشترک ارزشهاي ‏ليبراليسم مي کند. ‏


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.