کشوري که بر پاشنه بلند نچرخيد
نفيسه زارع کهن - سه شنبه 21 خرداد 1387 [2008.06.10]

هيلاري کلينتون بالاخره پس از يک مبارزه 18 ماهه به تلاش هاي خود براي احرازنمايندگي حزب دموکرات امريکا در انتخابات رياست جمهوري اين کشور پايان داد و در مبارزه اولين ها، که از بخت بد هردو اولين هاي يک حزب بودند، اين باراک اوباما، اولين کانديداي سياه پوست بود که بر اولين کانديداي زن برتري يافت تا شايد بخشي از جفاي رفته بر سياهان اين کشور جبران شود؛ هر چند هنوز تا پايان مسير اداي اين دين راه درازي باقي است.
و اما از ديگر سو شايد اين انتخابات مقدماتي از اين نکته هم پرده بر داشت که هنوز امريکا مانند برخي کشورهاي هم قاره اي اش و حتي ديگر قاره دوستش، تمايل چنداني به نشستن يک زن بر صندلي رياست جمهوري ندارد.ولي با اين وصف نمي توان از اهميت اين مسئله که حضور يک زن در مقام رياست جمهوري امريکا، آن هم در جهاني که زنانش ثانيه به ثانيه بر مدار پيشرفت چرخ مي خورند غافل شد.جاي گفت و گو نيست که وجود زني مانند کلينتون مي توانست فرصتي باشد براي کشوري که تاکنون وجود زنان قدرتمندي همچون مادلين آلبرايت،کاندوليزا رايس و نانسي پلوسي را تجربه کرده؛هرچند تمام تصميمات عرصه سياستش با نظارتي مردانه همراه بوده است.
هيلاري 60 ساله، گزينه اي مناسب براي اين صندلي بود چرا که هم در کنار همسر خود تجربه رياست جمهوري را تمرين کرده بود وهم اينکه بيشتر از يک سياستمدار، به عنوان يک فعال اجتماعي و اکتيويست شناخته مي شد؛ ضمن اينکه تاکيد بر حقوق زنان، فارغ از بيان گرايشي خاص در اين زمينه، برگ برنده اي بود تا همگان اعم از فمينيست،غيرفمينيست و حتي مردم عادي کوچه و خيابان براي حضور وي به توافق برسند. اما در نهايت اين رقابت بود که سرنوشت را رقم زد و ضعفهايي که شايد بيرون از گود رقابت ضعف تلقي نمي شد،هيلاري را از پله هاي صعود به رقابت نهايي بازداشت. ضعف هايي که نقطه اوج آنها در تبليغات و گاه سخنان اين اولين کانديداي زن نمايان مي شد و همين پاشنه آشيلي شد براي او.
آن گاه که کلينتون از مواضعش در برابر ايران و حمله به آن بر خلاف سياست حزب مورد حمايتش سخن گفت تا آراي امريکايي هاي مخالف ايران را جلب کند، باراک حسين اوباما از گفت و گو با احمدي نژاد گفت و وزنه را به سوي خود چرخاند؛ هرچند تنها هفته اي پس از آن با زيرکي گفته اش را تغيير داد و تا آن جا پيش رفت که فرداي روز پيروزي اش برنامه حمله به ايران را هم روي ميز کار خود گذاشت!
يا زماني که خانم کلينتون با تحقير و توهين خطاب به اوباما سخن مي گفت، باراک حسين با خونسردي تمام در برابر اين حملات واکنش نشان داد و با مهارتي عجيب، تمامي آنچه را که هيلاري به وي نسبت داده بود با زباني ديگر بيان کرد تا نشان دهد که ميان بنشين و بفرما چه مقدار فاصله است.
کلينتون اما تا لحظه آخر اميد خود را از دست نداد وشجاعانه در اين عرصه تاخت و به رغم تمام پيش بيني ها از پاي ننشست. پس از شکست هم به کمک رقيب رفت وبراي رسيدن به پيروزي مخفيانه با او جلسه گذاشت تا نشان دهد که مقصد از مسير مهم تر است.
چنين بود که نشد امريکا هم چند سالي بر پاشنه بلند زني بچرخد و در جدال اولين ها، اولين زن در برابر اولين سياه پوست پيروز شود.
اما باز هم براي کلينتون 60 ساله زمان هست. شايد 4 سال بعد، نوبت او باشد که از آخرين کمپين مقدماتي خندان باز گردد، چرا که به نظر مي رسد نا اميدي در دستور کار خانم سناتور نيست.
