ايران و مسأله شرارت
تحليل وال ستريت ژورنال از تحولات منطقه - دوشنبه 20 خرداد 1387 [2008.06.09]
مايکل لدين
از زمان وقوع جنگ جهاني دوم گرايش شديدي ما را سوق داده به اينکه دريابيم چگونه نسل کشي، حکومت هاي تروريست و جنگ فراگير بوجود آمدند و چگونه مي توانيم از وقوع آنها در آينده جلوگيري کنيم.
ما بدنبال پاسخ چند سؤال اساسي بوده ايم: چرا غرب نتوانست وقوع اين فجايع را پيش بيني کند؟ چرا تلاش هاي اندکي براي از بين بردن موج فاشيست صورت گرفت و چرا همه رهبران غرب و بسياري از انديشمندان غربي عملا ً با فاشيست ها به گونه اي رفتار کردند که انگار آنها نه انقلابيون براستي خطرناک بلکه رهبران عادي سياسي بودند؟ چرا قربانيان اصلي – يهوديان – نيز نتوانستند به حجم بدبختي و فلاکت قريب الوقوع خود پي ببرند؟ و چرا عنصر مقاومت اينقدر نادر بود؟
اکثر مردم در نهايت يک "توجيه" دوگانه را پذيرفتند: بي مانندي شرارت و بي سابقه بودن آن در طول تاريخ. ايتاليا و آلمان از زمرۀ متمدن ترين و بافرهنگ ترين کشورهاي جهان بشمار مي رفتند. بنابراين، درک به قدرت رسيدن يک عنصر شرور در کشورهايي که انديشمنداني مانند کانت، بتهوون، دانته و روسيني را پرورش داده است، دشوار بود.
با اين تفاسير چگونه مي توان رهبران غرب، چه رسد به قربانيان، را بخاطر شکست در پيش بيني امري که کاملا ً تازه بود- کشتار جمعي سيستماتيک در مقياسي گسترده که خود تهديدي براي تمدن بشمار مي رفت- سرزنش کرد؟ پيش از اين چنين تلاش سازمان يافته اي براي نابودي کل يک "نژاد" صورت نگرفته بود و پيش بيني وقوع آن تقريبا ً غيرممکن بود.
برخي از انديشمندان در تجزيه و تحليل اين موضوع ساير رژيم هاي شرور مانند روسيۀ استالين را نيز، که ميليون ها نفر را به طور سيستماتيک قتل عام کرد و جاه طلبي هاي آن تهديدي براي غرب بشمار مي رفت، گنجانده اند. ما اين مقوله را نيز مانند فاشيسم مورد مطالعه قرار داده ايم تا دفعه بعد بتوانيم عنصر شرارت را که مجددا ً تهديدي براي ما محسوب مي شود، شناسايي و از وقوع آن جلوگيري کنيم.
اکنون ما اطلاعات فراواني دربارۀ اين قبيل رژيم ها و جنبش ها داريم. برخي از برجسته ترين انديشمندان ما به بررسي ماهيت آنها پرداخته اند و دلايل موفقيت شان را تجزيه و تحليل کرده اند. آنها بار ديگر در کنار ما هستند، اما عملکرد ما همچنان مانند قرن گذشته است. جهان امروز باز هم غرق در همان نطق هاي قديمي و درگير اقدامات جنبش ها و رژيم هاي امروز است- از حزب الله و القاعده گرفته تا طرفداران خميني و وهابيون سعودي- که سوگند خورده اند ما و امثال ما را نابود کنند. آنها مانند اخلاف خود در قرن بيستم علنا ً مقاصد خود را بيان مي کنند و هر کجا و هر زمان که بتوانند آنها را عملي مي کنند. ما نيز به مانند پيشينيان خود در قرن بيستم بندرت آنها را جدي مي گيريم و از اين رو دست به عمل نمي زنيم. به کرات پيامدهاي سخنان آنها را کم اهميت تلقي مي کنيم، گويي اين سخنان روايت اسلامي يا عربي "سياست" هستند که براي مصارف داخلي در نظر گرفته شده اند و براي نائل شدن به اهداف داخلي طراحي شده اند.
واضح است که توجيه هايي که ما براي کوتاهي مان در عمل در قرن گذشته ارائه داديم، اشتباهند. ظهور جنبش هاي مسيحايي امري تازه نيست و ما اطلاعات فراواني دربارۀ آنها داريم. علاوه بر اين توجيهي براي شگفت زدگي ما از موفقيت رهبران شرور، حتي رهبران کشورهايي که پيشينه کهن تاريخي و دستاوردهاي بزرگ فرهنگي و سياسي داشته اند، وجود ندارد. ما همه اينها را مي دانيم. بنابراين ما بايد مجددا ً همان سؤال هاي قديمي را مطرح کنيم. چرا ما در امر پيش بيني قدرت روزافزون دشمنان شرور شکست مي خوريم؟ چرا با آنها به گونه اي رفتار مي کنيم که انگار پديده هاي سياسي عادي هستند؟
شکي نيست که دلايل زيادي وجود دارند. يک دليل اعتقاد راسخ به اين موضوع است که همه ابناء بشر اساسا ً يکسان هستند و همه آنها ذاتا ً خوبند. تاريخ جامعه بشري، و در رأس آنها تاريخ قرن گذشته، به خلاف اين موضوع اعتقاد دارد. اما قبول اين واقعيت که بيشتر ملت ها شرور هستند و تمامي فرهنگ ها حتي بهترين آنها مي توانند طعمه رهبران شرور واقع شوند و کت بسته به امر آنها درآيند، خوشايند نيست. اکثر فرهنگ هاي معاصر غرب عميقا ً به خوبي بشر اعتقاد دارند. ما تمايلي به کنار گذاشتن مقوله ايمان نداريم و به رغم وجود همه شواهد و نشانه هاي عکس، ترجيح مي دهيم راه عقلاني را دنبال کنيم، حتي در برخورد با دشمناني که تعصب کاملا ً غيرعقلاني آنها مشهود است.
اين موضوع صرفا ً يک بحث فلسفي نيست، چرا که براي ما قبول تهديد به معناي اقدام عليه آن است، اينکه ما بايد دست کم به طور موقت در بسياري از حوزه ها از خودمان از خودگذشتگي نشان بدهيم. اين بار جهل و ناداني نمي تواند بهانه ما باشد. اگر ما مغلوب شويم، علت شکست ما نه نبود دانش و درک بلکه ارادۀ ضعيف مان خواهد بود.
منبع: وال استريت ژورنال، 7 ژوئن
