فکر کردن به شيوه روزنامه وزين
پويا شوقي - دوشنبه 13 خرداد 1387 [2008.06.02]

در خبرها آمده بود که خاور سولانا رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا رياست مجلس لاريجاني را تبريک گفته است. طبيعي است که اين تبريک پيامد روابط خوبي است که در زمان تصدي وي بر کرسي دبيري شوراي عالي امنيت ملي ميان اين دو ايجاد شده است. اين نکته بر همگان واضح است که سياست لاريجاني در پيش برد ديپلماسي ايران به مراتب برتر از مدل همتاي امروزي او بوده است.
به طبع سولانا سياست هاي لاريجاني را بيش از سياست هاي دبير کنوني شوراي امنيت ملي مي پسندد. بنابراين از لحاظ منطقي قضيه هيچ نوع اشکالي ندارد.
اما اگر وارد گفتمان توطئه گرايي که امروز بر بخش قابل توجهي از فضاي رسانه اي و حکومتي ايران حکم فرماست شويم مي توان از پيغام اخير نتايجي مهم و قابل توجه گرفت. اگر براي چندي دنيا را از نگاه برادر حسين شريعتمداري مرد زحمتکش فرهنگ و ادب ايران ديد مي توان چنين نوشت:
"تبريک يک مقام خارجي که علنا حامي کشورهايي چون انگليس و روسيه و فرانسه است چه معنايي مي تواند داشته باشد؟ خيانت بسياري از کشورهاي عضو اتحاديه اروپا در طي تاريخ ايران و حتي هم اکنون به ملت و دولت ايران غير قابل انکار است. اينکه يک مقام اتحاديه اروپا انتخاب لاريجاني را به رياست موقت مجلس تبريک گفته است واقعه اي است که نمي توان به سادگي از آن گذشت. مگر امام خميني نفرموده اند اگر آمريکا از شما خشنود بود به دنبال عيب خود بگرديد و مگر اروپا نيز همواره يار و ياور نزديک آمريکا و استکبار او نبوده است. خشنودي يک مقام رسمي اتحاديه اروپا از نشستن لاريجاني بر کرسي رياست مجلس به خودي خود کافي است براي گرفتن اين نتيجه که لاريجاني مهره غرب است. تشکر لاريجاني از تبريک سولانا و خبر از ارائه روش هاي نوين در بحث هاي هسته اي اين فرضيه را مستدل تر نيز مي کند."
چشم هايم را مي شويم و حرف هاي احمقانه ام را مرور مي کنم. چقدر راحت مي شود براي کسي پرونده سازي کرد و چه قدر راحت همين شيوه هاي مسخره در برابر بسياري از روشنفکران و دمکرات هاي ايران به کار گرفته شد. آن روزي که گنجي به دليل اقامتش در ترکيه به جاسوسي آمريکا متهم مي شد و جايزه سازمان هاي حقوق بشري براي او هديه اي از سوي خارجي ها به او تلقي مي گرديد را به ياد بياوريم. و يا زماني که به ساده ترين و احمقانه ترين دلايل که بعضي به مراتب از نمونه بالا خنده دار تر بود متوسل مي شدند تا ثابت کنند آزاديخواهي ايراني نيست. و اين سناريويي است که همچنان در برابر اصلاح طلبان و دگرانديشان اين مرز و بوم به کار گرفته مي شود.
قضيه وقتي آزار دهنده تر مي شود که تاريخ را مرور کني و به اين نتيجه برسي که عين اين اتهام براي نسل هاي بعدي ما نيز تکرار مي شود. گويي اين اتهام هميشگي روشنفکران و دگر انديشان اين مملکت است. گاهي خيلي سخت است به خاطر آوري که تاريخ باز هم تکرار مي شود.
