بي خبري از بهائيان زنداني
گزارش لوموند از دستگيري هاي شيراز - پنجشنبه 9 خرداد 1387 [2008.05.29]

اقليّت مذهبي بهائي ايران ( با 300هزار جمعيت) از سرنوشت شش رهبر بازداشت شده خود بي خبر و نگرانند.
جمال الدّين خانجاني، وحيد تيزفهم، بهروز توكّلي، سعيد رضائي، عفيف نعيمي و فريده كمال آبادي دو ماه قبل به زندان اوين در تهران منتقل شدند. مهوش ثبات يكي ديگر از رهبران بهائيان از آخرين روزهاي سال قبل دستگير شده بود.
حكومت ايران شب عيد ضمن تأئيد دستگيري اين افراد اعلام كرد كه رهبران بهائي به دليل" اقدام عليه امنيّت ملّي" بازداشت شده اند. روز جمعه گذشته امام جمعه شهر مذهبي مشهد، نيز با انتساب همين اتهام به بازداشت شدگان آنان را به "جاسوسي براي اسرائيل" متهم كرد و اظهار داشت كه اين افراد" مرتكب جنايات سياسي متعددي" شده اند و بايد به" اشدّ مجازات محكوم شوند".
هفت ميليون بهائي جهان رهبر مذهبي ندارند و امور آنان در هر كشوري که هستند بر عهده "شوراي معنوي" است. امّا در ايران از زمان انقلاب اسلامي به دليل عدم برگزاري انتخابات يك هسته كوچك مخفي، متشكّل از تعدادي از بهائيان موسوم به" ياران"، وظيفه اطلاع رساني و اداره امور اعضائي را كه در ايران مانده اند بر عهده داشته است. از همين رو با دستگيري جمعي اعضاي هسته" ياران"، اين فرقه مذهبي كه در قرن نوزدهم با نگرشي تازه به شيعه متولّد شد و از آغاز تأسيس مورد آزار و تعقيب قرارگرفت، به كالبدي بدون سر تبديل شده است.
وزير خارجه آمريكا، دولت كانادا و رئيس اتحاديه اروپا در مورد بازداشت اين افراد به ايران اعتراض كرده اند. روز جمعه سه نفر ديگر در شمال ايران نزديك شهر بابل دستگير شدند، امّا هنوز علّت دستگيري آنان مشخّص نشده است.
در ايران شيرين عبادي برنده نوبل صلح 2003 درگزارشي كه در مورد" نقض منظم حقوق بشر در ايران" منتشر كرده است ضمن خبردادن از محكوميّت حدود شصت نفر( منتقد، روزنامه نگار، مدافعان حقوق زنان، ...) به "مجازات زندان و شلاق" در طي سال گذشته به محروميت بهائيان"از كار و تحصيل در دانشگاه" اشاره كرده است. از طرف ديگر آيت الله العظمي منتظري كه به خاطر سخنان بيش از حدّ انتقاد آميزش از جانشيني آيت الله خميني، بنيانگذار جمهوري اسلامي كنار گذاشته شد، در يك حركت غير منتظره در شهر مقدس قم با انتشار بيانيه اي به مسئله بهائيت پرداخته است. وي اگرچه بهائيان را کافر خوانده و يك اقليّت مذهبي نمي شناسد آمّا آنان را "شهروندان ايراني" دانسته كه بايد از حقوق شهروندي برخوردار باشند و "برپايه آنچه كه در قرآن آمده است عطوفت اسلامي" شامل حالشان شود.
پس از انقلاب که برخوردهاي خشونت آميز و اعدام بهائيان را درپي داشت سركوب جامعه بهائي ادامه يافت. سه سال قبل با انتخاب محمود احمدي نژاد به رياست جمهوري اين جوّ تشديد شد: ثبت نام اعضاي جامعه بهائي در آرشيو پليس، فشار براي به ستوه آوردن بهائيان به طوري كه حتي در مدارس معلمان بچه هاي بهائي را وادار مي کنند كه مذهب خود را انكار كنند، ترويج نفرت از بهائيان در بعضي از روزنامه هاي دولتي و بي حرمتي به قبرهاي مردگانشان از جمله اين فشار هاست.
در چهار سال اخير دويست بهائي به حبس هاي كم وبيش طولاني محكوم شده اند و پنج نفر از آنان دوسال است كه در زندان به سر مي برند.
ريشه اين اقدامات ايذائي را كه به نظر مي رسد بر اساس يك نقشه از پيش طرح ريزي شده با هدف طرد بهائيان از جامعه ايران صورت مي گيرد از جمله بايد در افراطي گري مذهبي احمدي نژاد كه عضو تشكيلات ضد بهائي حجتيه بوده است جستجو كرد. اگرچه كلّيه رهبران معنوي ايران با روايت هاي اعتقادي او در مورد امام زمان به عنوان ناجي بشريت همصدا نيستند. ارجاعات مكرر او به مهدي، "امام غايب" و ناجي در سنت شيعه، به زيان بهائياني تمام شده که هنوز در ايران مانده و از ابتداي تاسيس اين گروه متهم به ارتداد بوده اند.
بنيانگزار بهائيت يكي از عرفاي شيعه به نام محمد علي ميرزا معروف به"باب" به معناي" در" بود كه در نيمه قرن نوزده ميلادي در تبريز تيرباران شد. دين جديدي كه او و جانشينش، شاهزاده اي پارسي ملقب به" بها الله"( جلال خدا) بنيان گذاشتند نه نهضتي بود براي اصلاح مذهب شيعه و نه آميزه اي بود از مذاهب مختلف. آنان مدعي آوردن مذهب جديدي بودند كه داراي ناجي الهي، متون مقدّس و قوانين و سالنماي خاص خود بود. بهاالله در سال 1892 در زنداني در سن ژاك داكر نزديك حيفا درگذشت. اين مكان كه زيارتگاه كنوني بهائيان است امروز در خاك اسرائيل قرار دارد و از همين جاست كه دولت ايران به كرّات بهائيان را متهم به صهيونيست بودن کرده است.
دين اسلام كه خود را آخرين حلقه زنجيره اديان معتقد به توحيد مي داند مي گويد كه پس از مرگ حضرت محمد در قرن هفتم فرستاده ديگري از جانب خداوند ظهور نخواهد كرد. علّت خصومت شديد مسلمانان با بهائيان را بايد در همين جا جستجو كرد، به خصوص كه بهائيت با به نمايش گذاشتن اراده خود براي نوآوري در مذهب، دنياي اسلام و به ويژه مسلمانان ايران را به چالش فرا خوانده است.
از جمله اين نو آوري ها آزادي انتخاب مذهب، حقّ تغيير دين، برابري زن و مرد، سازگاري دين و خرد، احترام به تنوع مذاهب و گفت و گوي بين مذاهب است.
منبع: لوموند 28 مه
