Rooz

اصلاح طلبان و بازي انتخابات هيات رئيسه مجلس

عيسي سحرخيز Aftab_iran@yahoo.com - سه شنبه 7 خرداد 1387 [2008.05.27]

saharkhiz.jpg

يكشنبه ظهر وقتي زنگ پايان جلسات رسمي مجلس هفتم به صدا درآمد، در دل خود تحولي ديگر را شكل داد ‏و دگمه ي زنگ بي صداي ديگري را براي جلسه ي عصر فشار داد تا مجلس هشتم در نشستي غيررسمي در ‏غياب نمايندگان اصلاح طلب و مستقل شروع شده و در اولين تصميم گيري سياسي، تكليف صاحبان دو ‏صندلي سبز رنگ هيات رئيسه ساختمان هرمي شكل ميدان بهارستان از ديد جرياني خاص روشن شود؛ رئيس ‏و نايب رئيس اول. ‏

در شرايطي كه اين امر قابل پيش بيني بر اساس برنامه طراحي شده در ميان شگفتي ظاهري رئيس مجلس ‏هفتم به راحتي به صورت 160 راي عدم كفايت، در برابر 50 راي موافق تحقق يافت و در انتخابات درون ‏تشكيلاتي جبهه ي گسترده ي اقتدارگرايان، علي لاريجاني كه جايي در ليست تهران نيافته و در جهت وحدت ‏تشكيلاتي از قم نامزد شده بود، جايگزين غلامعلي حداد عادل كه اكنون مي گويد براي وحدت تشكيلاتي كنار ‏مي رود و خود را نامزد نخواهد كرد، شد و به موازات آن محمد رضا باهنر نيز با تمام اما و اگرهاي موجود ‏در خصوص نقش و جايگاهش در اداره و بازيگرداني هاي پشت پرده مجلس هفتم در پست پيشين خود ابقا شد، ‏اكنون اين تحليل مشتري بيشتري دارد كه اين تغيير و تحول ها چيزي نيست جز يك بازي درون تشكيلاتي ‏براي تقسيم قدرت در يك جريان دو حزبي ذوب شده در ولايت، در شرايط حذف رسمي و غيررسمي جريان ‏هاي سياسي تاثيرگذار اصلاح طلب و تحول خواه.‏

اين تحول در دل برنامه هاي گسترده و همه جانبه ي "مهندس انتخابات" و "معمار تغيير ساختار سياسي ‏قدرت" در ايران در جهت شكل دادن يك حكومت يك دست مطلقه كه در آن دو جريان اصلي به ظاهر معتدل و ‏تندرو" بازيگران اصلي" هستند و شخصيت هاي حقيقي و حقوقي مطيع و گوش به فرمان اصلاح طلب نقش ‏‏"بازيگران تزئيني" را ايفا مي كنند، صورت مي گيرد. اين بازي حساب شده ي سياسي به گونه اي در حال ‏پيش بردن است كه انگار نه در صحنه ي سياسي كشور به طور عام، و نه در مجلس هشتم به طور خاص، ‏جريان تاثيرگذار ديگري حضور دارد و چون ملت صاحب حق و حقوقي است. در نتيجه، هر آنچه در بيرون ‏خانه ملت تصميم سازي و تصميم گيري شود، بايد چون مشيت الهي در حكومتي فقيهانه و خدايي به منصه ي ‏ظهور و بروز برسد.‏

شايد ديگران كه شاهد سكوت و بي تحركي و نوع تعامل منفعلانه نمايندگان اقليت مجلس هفتم بوده اند و دنباله ‏روي اكثريت قريب به اتفاق شخصيت ها و جريان هاي سياسي اصلاح طلب را در تحولات تحميلي از جمله ‏ايفاي نقش مطلوب در انتخابات اخير را تجربه كرده اند حق داشته باشند چنين از موضع قدرت و اقتدار ‏تصميم گيري و تصميم سازي كنند، اما اين سوال اساسي مطرح مي شود كه در جبهه ي گسترده ي اصلاحات ‏چه مي گذرد؟ دوره ي بيماري "سكوت توام با رضا و رخوت منفعلانه" كي پايان مي يابد و باز "اعتراض و ‏مقاومت قانونگرايانه" حرف اول را مي زند؟

و اين سوال نيز در برابر اقليت مجلس هشتم قرار گيرد كه شما الگوي غالب همفكران و همراهان مجلس هفتم ‏را دنبال خواهيد كرد و از هم اكنون در پي آن خواهيد بود كه حرفي نزنيد و كاري نكنيد كه حاكم برنجد و ‏دستور حذف نامتان را در انتخابات بعد صادر كند؟ يا نه، دست كم راه و روش منتقدانه و معترضانه مجلسيان ‏پنجم را در پيش خواهيد گرفت و به نوبه ي خود تحولي كه "جنبش اصلاحات" نام گرفت را دامن خواهيد زد - ‏حركت و حنبشي كه آن زمان به نوبه ي خود زمينه ساز به قدرت رسيدن سيد محمد خاتمي و شكل گرفتن ‏مجلس ششم و بسياري تحولات درخور توجه ديگر شد.‏

اينكه نتايج يك انتخابات درون تشكيلاتي، كه در نگاه خوشبينانه به آن مي توان "رقابت درون گروهي" نام داد ‏و از منظر بدبينانه چيزي جز "تقسيم نقش ها و ماموريت ها" در يك برنامه گسترده و از منظري به ظاهر ‏مردمسالارانه نيست، مايه ي مسرت و شادماني عده اي اصلاح طلب شود و از هم اكنون قافيه ي انتخابات ‏هيات رئيسه مجلس هشتم را ببازند و به تصميم هاي خارج از مجلس تن دهند، جاي شگفتي و تعجب است! ‏انگار نه انگار كه هدف اصلي تمام تلاش ها و حتي قبول شماتت ها و انتقادها اين بود كه با شركت در ‏انتخابات مجلس برنامه ي طرف مقابل را به هم بزنند!‏

دوستان گويا فراموش كرده اند كسي كه براي رياست مجلس از پيش تعيين شده و اكنون برگزيده شده، رقيب ‏انتخاباتي شان در انتخابات رياست جمهوري پيشين بود- جايي جز ته ليست بعد از مهرعلي زاده نيافت. كسي ‏كه بعد از آن شكست انتخاباتي براي رسيدن به رياست قوه مجريه، اكنون به نوعي در يك انتصابات در مصدر ‏امري خطير قرار مي گيرد تا بتواند در جايگاه رئيس قوه مقننه ماموريت ناتمام گذشته ي خويش را در مقام ‏‏"عضو يا رئيس ستاد ضد اصلاحات" به پايان برساند و احيانا در اين تغيير و تحول نامزد و نيرويي ديگر را ‏براي انتخابات رياست جمهوري دهم آزاد كند. ‏

دوستان گويا از خاطر برده اند كه علي لاريجاني با چه جاهايي پيوند خاص دارد و آن زمان كه شانزده سال ‏پيش سيد محمد خاتمي مجبور به استعفاي معترضانه از مقام وزارت ارشاد شد، چگونه به عنوان طلايه دار ‏نظاميان آغازگر رخنه و تصرف پست هاي سياسي و فرهنگي شد و راه عبور و ورود را براي ديگر هم رده ‏ها و هم لباسي ها فراهم ساخت، و زماني ديگر سازمان تحت مديريتش پاركينگ الوزرا و پاركينگ الوكلاي ‏دوران بعد از اصلاحات بود.‏

دوستان گويا يادشان رفته است كه آن ضربات سهمگين ناجوانمردانه كه به جنبش اصلاحات و برنامه ي ‏توسعه ي سياسي و فرهنگي فرود آمد و زندان ها را از فعالان سياسي، دانشجويان، روزنامه نگاران اصلاح ‏طلب و تحول خواه پر كرد، و آن بحران هاي هر نه روز يك بار كه راه تحولات قانونگرايانه ي مسالمت ‏جويانه را سد كرد، دودش از كدام ستاد و با مشاركت چه جريان هاي و افرادي به چشم ملت رفت.‏

دوستان گويا نمي توانند تصور كنند كه زوج سياسي "لاريجاني- باهنر" در شرايطي كه كشور دستخوش ‏نارضايتي هاي فزاينده ي داخلي و چالش هاي سياسي بين المللي منجر به تغيير و تحول در قوه ي مجريه ‏است، بهتر از تيم "حداد- باهنر" مي تواند منويات مهندسان و معماران جبهه اقتدارگرا را در جهت سركوب ‏ملت و تحكيم و تثبيت فضاي فشار و خفقان عملي و اجرايي سازند.‏

اميدوارم كه اين ها نگاهي بدبينانه باشد به ماجرا و در جبهه ي اصلاحات در عمل دوران سكوت و انفعال به ‏پايان رسيده، نوع نگاه ها به مسائل عوض شده و بالاخره راهبردها، راهكارها و برنامه ها براي اجرا در ‏جامعه و مجلس تغيير يافته باشد. ‏

شايد بايد چشمان را بار ديگر شست و نگاهي خوش بينانه تر به اوضاع و تحولات داشت. نگاهي كه سخنان ‏سياسي سيد محمد خاتمي در جمع نمايندگان اصلاح طلب و مستقل مجلس هشتم منتخب ملت مي تواند در آن ‏نور اميد را به درخشش درآورد، بخصوص آنجا كه در نفي "حكومت اسلامي" بر "جمهوريت"‌ نظام تاكيد ‏دوباره گذارد "تا خداي نکرده کشور به سوي استبداد و انحراف کشيده نشود". سخناني كه در آن "تشکيل ‏فراکسيون در فراکسيون را سم مهلکي" خواند و ابراز اميدواري کرد که "نمايندگان اقليت مجلس با پشتکار ‏جدي و هوشمندانه خود نمادي از انسجام، اراده و خواست ملي را در تصميم‌گيري‌ها عرضه نمايند".‏

اما تعميق و گسترش اين نگاه خوش بينانه در جامعه نياز به پيش شرط هايي دارد كه شخص خاتمي و ‏نمايندگان اقليت مجلس هشتم بايد خود پيشقدم شده و گام هاي اول آن را شجاعانه و مدبرانه بردارند و قدم هاي ‏بعدي را در ماه هاي پيش رو تا انتخابات رياست جمهوري دهم بسپارند به مردم صبور اما جان بر لب رسيده ‏از ناملايمات و فشار گراني و بيكاري و...، و همچنين جريان هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و...‏

اين شرط ها چيزي نيست جز از يك سو فائق آمدن رئيس جمهور پيشين بر شك و ترديدهاي خود براي ورود ‏تمام عيار به صحنه ي سياسي و آستين ها را بالا زدن براي حضور هرچه زودتر در مبارزات انتخاباتي- ‏بدون توجه به ميل و اراده ي بالانشينان، و عنايت به تمايل و خواسته ي گروه وسيعي از ملت. و از سوي ‏ديگر، حركت نمايندگان اصلاح طلب و مستقل براي بر هم زدن بازي بازي سازان- حركتي كه اولين قدم آن ‏كنش و كوششي است متحد، مستقل و برنامه ريزي شده براي انتخابات هيات رئيسه ي مجلس هشتم در جايگاه ‏اقليتي صاحب اثر.‏

‏ ‏


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.