راه پاستور از بهارستان مي گذرد
اميد معماريان omid@memarian.info - سه شنبه 7 خرداد 1387 [2008.05.27]

با انتخاب رييس مجلس ايران، به نوعي انتخابات رياست جمهوري سال ۸۸ نيز کليد خورد. علي لاريجاني که مهرماه سال ۸۶ از دبيري شوراي امنيت ملي و رياست تيم مذاکره کننده هسته اي کنار گرفته بود به رياست مجلس رسيد و غلامعلي حداد عادل را زير سايه خود برد تا محمود احمدي نژاد درکاخ رياست جمهوري روزهاي پرتنشي را بعد ازخرداد که مجلس کار خود را آغاز خواهد کردبه انتظار بنشيند. از هم اکنون مي توان انتظار داشت که حداد عادل يکي از کانديداهاي رياست جمهوري دوره بعدي باشد.
علي لاريجاني، از وفادارترين و نزديک ترين سياستمداران به رهبر و اصول گرايان- روحانيون سنتي به شمار مي رود. او ازجمله افرادي است که رهبري مذهبي ايران در جلسات خصوصي او را "پسرم" خطاب کرده است. لاريجاني طي دو دهه گذشته بالاترين سمت هاي انتصابي - ازجمله نماينده رهبري در شوراي امنيت ملي و عضويت درمجمع تشخيص مصلحت نظام- را به کارنامه خود ضميمه کرده است و رياست مجلس اولين سمت انتخابي وي به شمار مي رود. اگر چه وي و حداد عادل هر دو بسيار به رهبري نزديک هستند اما لاريجاني ويژگي هاي مديريتي و شخصيتي متفاوتي دارد که وي را از حداد عادل متمايز مي کند. از جمله اين تفاوت ها سابقه طولاني او در مناصب اجرايي و نيز برخورداري از هواداري بخش عمده اي از روحانيون جناح راست مي باشد. لاريجاني آيت الله زاده و داماد آيت الله مطهري است که رهبري احترام ويژه اي براي وي قاپل است. او طي دو دهه گذشته همواره رابطه خود را با روحانيون اصول گرا حفظ کرده است به گونه اي که پيش از ثبت نام درمجلس راهي خانه روحانيون صاحب نام در قم شد و ثبت نام خود را ناشي از اصرار مراجع براي حضور در انتخابات دانست.
لاريجاني براي ورود به مجلس ريسک ثبت نام درتهران را کنارگذارد و شهر قم را براي کانديداتوري خود انتخاب کرد. شهري که خواستگاه اصلي گروه هاي طرفدار وي به شمار مي رود. با اين وجود گمانه زني براي حضور وي در مجلس از وقتي آغاز شد که وي سال گذشته پيش از سفر رييس جمهوري روسيه به ايران از سمت خود استعفا کرد.
اگر چه اين محمود احمدي نژاد بود که استعفاي لاريجاني را طي مدت حضور وي به عنوان رييس تيم مذاکره کننده هسته اي مهندسي کرده بود. به اين ترتيب که هرگاه لاريجاني درجلسه با مقامات اروپايي به پيشرفت هاي نزديک مي شد، محمود احمدي نژاد با برخي اظهارات عملا به کمرنگ کردن دستاورد مذاکرات وي مي پرداخت. به گونه اي که در يکي از جلسات بين تيم ايراني و اروپايي، يکي از ديپلمات هاي غربي اشاره کرده بود که لاريجاني اختيار کافي براي مذاکره را دراختيار ندارد. اين اشاره زماني صورت گرفته بود که لاريجاني در جلسه اي با اين پيشنهاد غربي ها موافقت کرده بود که ايران حداقل به بهانه خراب بودن تجهيزات به مدت بسيار کوتاهي - مثل چند روز- فعاليت هاي غني سازي را براي چند روز متوقف کند تا هم ايران حفظ آبرو کرده باشد و هم مقامات اروپايي بتوانند به طرف آمريکايي بگويند که مذاکرات به ثمر رسيده است.
اما پيش از اينکه خبر اين توافق درتهران مورد تجزيه وتحليل قراربگيرد محمود احمدي نژاد درسخنراني که در شهر کرج ايراد کرد، به افشاي محتواي مذاکره پرداخت. او تصريح کرد که اروپايي هاي خواسته اند که ايران به بهانه خراب بودن دستگاه ها چند روزي فعاليت هاي غني سازي را متوقف کنداما تهران - به گفته او- اين کار را نخواهد کرد. اين آب سردي بود بر هفته ها مذاکره وتلاش براي کند کردن سرعت صدور قطعنامه هاي مختلف اقتصادي شوراي امنيت عليه ايران.
لاريجاني که با انتقاد زياد از سياست هاي هسته اي دولت خاتمي رياست تيم هسته اي را به عهده گرفته بود، ناگهان پرونده ايران را در ظرف چند ماه از شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي در شوراي امنيت سازمان ملل ديد تا متوجه شود در عرصه بين المللي قواعد سياست ورزي داخلي چندان به کار نمي آيد. ثمره کار ديپلمات تازه کار سه قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل عليه تهران درظرف کمتر ازيک سال بود تا بدين ترتيب آقاي مذاکره کننده تحقيرآميزترين سمت خود را در مدت اندکي با ناراحتي و دلخوري ترک کند.
لاريجاني که در انتخابات رياست جمهوري سال ۸۴ درميان هشت کانديدا نفر هفتم شده بود، هيچگاه به محمود احمدي نژاد به عنوان رييس خود نگاه نکرد. او همواره به گونه اي رفتار مي کرد که پنداري رابطه اي برابر با وي دارد. موضوعي که براي احمدي نژاد خوشايند نبود. چه درجلسات شوراي امنيت ملي و چه درجريان مذاکرات هسته اي او همواره خود را نماينده رهبري يعني بالاترين مقام درجمهوري اسلامي مي دانست و نه زير دست رييس جمهوري. درحالي که احمدي نژاد با افرادي کار مي کند که اگر جزو مديحه سرايانش نباشند حداقل مطيع هستند و زيردستانه رفتار مي کنند. به همين جهت احمدي نژاد با لاريجاني چنان کرد که پس از چندي سمتي را که تنها به توصيه رهبري به وي سپرده بود، بازپس گيرد. علي لاريجاني آنگاه شايد به بخشي از زواياي "معجزه هزاره سوم" پي برد ودانست که در پذيرش سمتي که هديه رهبري بوده اندکي عجله کرده است.
اگرچه لاريجاني هيچگاه به صراحت از اختلافات خود با احمدي نژاد از مطبوعات سخن نگفت اما به صورت خصوصي بي پرواتر از آن بود که به سياست هاي احمدي نژاد نتازد. با توجه به فضاي سياسي داخل کشور، علي لاريجاني اندکي جامه نامحبوبي که براي خود دوخته بود را از تن به درآورد و مورد توجه تحليلگران و افکار عمومي قرار گرفت.
بخش عمده اي از نامحبوبي لاريجاني در ميان سياستمداران اصلاح طلب وحتي محافظه کاران ميانه رو، خصلت "امتثال به امر "نزد وي است. او هميشه گوش به فرمان است. دراين گوش به فرماني لاريجاني طي ۱۰ سال حضور خود درصدا وسيما به کارهاي تن داد که عملا موجب انزجاربسياري از طيف هاي مختلف سياسي شد. همکاري بخش هايي از دستگاه تحت امر او با بخش هايي ازدستگاه هاي اطلاعاتي براي فيلم برداري اززندانيان سياسي وپروژه هاي اعترافات ساختگي، پخش فيلم کارناوال عاشورا که به منظور تخريب کمپين انتخاباتي سيدمحمد خاتمي تهيه شده بود، پخش گزينشي بخش هايي از کنفرانس برلين که عملا زنداني شدن تعدادي از روشنفکران را به همراه داشت ودرنهايت موافقت با پخش برنامه هايي مانند هويت وچراغ، به عنوان سياه ترين برنامه هاي تلويزيوني تاريخ بعد از انقلاب، علي لاريجاني را از يک استاد فلسفه وانديشمند، به يکي از گوش به فرمان ترين سربازان اردوگاه محافظه کاران تقليل داد. جالب آنکه حال شايعه مخالفت هاي وي با احمدي نژاد به احياي بخشي از آن آبروي از دست رفته و زنده شدن حيات سياسي غيرانتصابي وي انجاميده است.
به اين ترتيب، حضور علي لاريجاني در مجلس در شرايطي که محمود احمدي نژاد نيز خود را براي دور دوم انتخابات رياست جمهوري خود آماده خواهد کرد، بسيار هيجان انگيز خواهد بود. مجلس که اين روزها علي رغم افزايش سرسام آور درآمدهاي نفتي با اعتراض گسترده مردم در خصوص تورم سرسام آور وافزايش قيمت مسکن واجاره بها درشهرهاي بزرگ وکوچک و نيز تهديدات داخلي و خارجي روزافزون مواجه است، ناچار خواهد بود تا اقداماتي را براي بهبود وضعيت انجام دهد. موضوعي که مي تواند به شکاف ميان دولت ومجلس بيافزايد و اختلافات وتنش هايي را به وجود بياورد.
اين موضوع با توجه به تفاوت هاي علي لاريجاني و غلامعلي حداد عادل البته بيراه نيست. حداد عادل که دخترش عروس رهبري است و رابطه بسيار نزديک با وي دارد، هنگامي رياست مجلس را به عهده گرفت که از فقدان تجربه اجرايي رنج مي برد. فقدان تجربه اجرايي باعث شد که مجلس هفتم چه از حيث نظارت بر دولت وچه از حيث قانون گذاري به يکي از ضعيف ترين مجالس بعد ازانقلاب تبديل شود. درمقايسه با حدادعادل، علي لاريجاني از استقلال راي بيشتري برخوردار است. او يک رجل سياسي به شمار مي رود. از جامه وزارت تا رياست صدا وسيما و همچنين کانديداتوري رياست جمهوري را درکارنامه خود دارد. درحالي که حداد عادل تا پيش از آنکه حضور درمجلس رجل سياسي به شمار نمي رفت. حداد عادل که همچنين براي حفظ همگرايي دولت و مجلس همواره مطيع نظر رهبر بود جز چند ماه آخر مجلس هفتم که به برخي رفتارها وسياست هاي دولت محمود احمدي نژاد به صورت علني اعتراض کرد، هيچگاه نتوانست با کمبود اعتماد به نفسي که وي بدان شهره است خود را از زير سايه احمدي نژاد وهواداران تندروي وي در مجلس در بياورد.
اين درحالي است که علي لاريجاني هم سابقه اجرايي قدرتمندي دارد هم به لحاظ شخصي مصمم تر و کاريزماتيک تراست. از نکات قابل توجه آنکه در راي گيري فراکسيون اصول گرايان از ميان ۲۲۷ نماينده حاضر ۱۶۰ به لاريجاني و تنها ۵۰ راي به حداد عادل داده شده است. اين موضوع نشان دهنده يکي از تفاوت هاي اصولي حداد عادل وعلي لاريجاني در پايگاهي که درميان محافظه کاران دارند مي باشد. درطي مجلس هفتم بسياري از نمايندگان از مدلي که حداد عادل براي رابطه با دولت برگزيده بود دلخور بودند. حداد جز چند ماه آخر مجلس هفتم همواره زير سايه محمود احمدي نژاد قرار داشت. به گونه اي که بسياري ازانتقادات نمايندگاني مانند عماد افروغ -به عنوان يکي از اصلي ترين منتقدان محموداحمدي نژاد درميان اصول گرايان- عملا توسط حدادعادل فيلتر مي شد. به همين جهت انتظار مي رود که رويکرد انتقادي بيشتري نسبت به دو سال گذشته داشته باشد.
از سوي ديگر، با افزايش انتقادات از سياست هاي داخلي وخارجي محمود احمدي نژاد در اردوگاه محافظه کاران، تغييرات مجلس مي تواند استارتي براي رياست جمهوري آتي به شمار آيد. پس از دوره اول محمود احمدي نژاد که با جنجال هاي فراواني درعرصه داخلي وخارجي همراه بود، حضور افرادي مانند غلامعلي حداد عادل و دکتر علي ولايتي که ازچهره هاي ميانه رو نزديک به رهبري به شمار مي روند، مي تواند چهره ديگري به انتخابات آينده رياست جمهوري بدهد. براي آماده کردن فضا اما مجلس مهمترين اهرم فشار بر احمدي نژاد خواهد بود که با سياست هاي عوام پسندانه خود هواداران بسياري در سراسر کشور دارد. اگر چه طبقه متوسط شهري، دانشگاهيان، روشنفکران و هنرمندان را بايد از اين طيف جدا کرد. همزمان مي توان پيش بيني کرد که علي ولايتي که در دور اخير رياست جمهوري تنها به خاطراحترام حضور علي اکبرهاشمي رفسنجاني، وارد عرصه رياست جمهوري نشده بود اين بار وارد رقابت خانگي رياست جمهوري خواهدشد.
اگر چه صحبت کردن درمورد انتخابات آتي رياست جمهوري اندکي زودهنگام به نظربرسد، اما با توجه به احتمال حضور سيد محمد خاتمي، مهدي کروبي ازسوي اصلاح طلبان و افرادي همچون قاليباف شهردار تهران ونيز چهره هاي ياد شده از هم اکنون مي توان انتظار داشت که انتخابات دوره بعدي انتخاباتي درميان چهره هاي آزموده نظام برگزارشود. مگر اينکه چهره نوظهوري همچون احمدي نژاد دردوره قبل وارد عرصه انتخاباتي شود که با توجه به کارنامه ناآزموده ايي چون وي، عملا احتمال اينکه مسپولان عالي رتبه بخواهند يک دوره پرتلاطم و نا پيش بيني شده ديگري را تجربه کنند چندان قوي نخواهد بود.
با اين وجود برخي معتقدند که حضور لاريجاني در سمت رياست مجلس با توصيه رهبري و براي تنظيم رفتارهاي محمود احمدي نژاد و دولت وي و نيز تلاش براي رهايي از نابساماني هاي سياسي واقتصادي موجود بوده است. اگر چنين پيش فرضي درست باشد در مدت باقي مانده مي تواند انتظار داشت که انتقادات از دولت محمود احمدي نژاد و شخص وي آنچنان افزايش يابد که هنگامي که يک سال ونيم ديگر مردم پاي صندوق هاي راي مي روند، با يادآوري فشار اقتصادي و انزواي بين المللي که درعرصه خارجي طي چهارسال رياست جمهوري وي نصيب مردم شده نام او را به عنوان اولين گزينه خود در نظر نگيرند. با توجه به نوع رابطه احمدي نژاد و لاريجاني برخي تمايل دارند که انتخاب لاريجاني را به عنوان يک کودتاي آرام عليه محمود احمدي نژاد تصورکنند. اين موضوع با توجه به داده هاي موجود قابل بررسي است اگر چه بايد توجه داشت که لاريجاني همواره خضوع فراواني نسبت به اوامر مقام رهبري دارد و بسته به نگاه رهبري درخصوص رابطه مجلس ودولت، او امکان مانور زيادي نخواهد داشت. اما اگر امر بر اين باشد که لاريجاني به ريخت وپاش هاي اقتصادي وسياسي دولت احمدي نژاد خاتمه دهد، آنگاه لاريجاني مهره اي است که در انجام اين کار توانايي زيادي خواهد داشت.
مشخص شدن ترکيب فراکسيون هاي مجلس تا حد زيادي مشخص خواهد کرد که جهت گيري هاي مجلس به چه سمت وسويي خواهد بود. اين ترکيب هرچه باشد منکر نقش قدرتمند علي لاريجاني در کرسي رياست مجلس نخواهد بود. لاريجاني با حضور در مجلس عملا توازن موجود ميان مجلس ودولت را به هم خواهد زد. اگر چه هنوز بعيد به نظر مي رسد زبان نخبه گرايانه لاريجاني بتواند بر زبان و وجهه توده گرايانه محمود احمدي نژاد غلبه کند اما هر موضع گيري وي در قامت رياست مجلس تاثير زيادي برشکستن هاله اي خواهد داشت که رييس جمهوري به دور خود ساخته است.
