ادعاهاي وزارت اطلاعات دروغ است
نوشته جديد عبدالله شهبازي در مورد انفجار شيراز - دوشنبه 6 خرداد 1387 [2008.05.26]

پريسا حاتمي
يك مورخ نزديک به دست اندرکاران سابق وزارت اطلاعات با انتشار ادعاها و مستنداتي در خصوص انفجار شيراز در سايت شخصي خود، شبكه تروريستي مورد ادعاي وزارت اطلاعات را – که انفجارهاي شيراز به آن نسبت داده شده - موهوم خواند و محسني اژهاي را به دروغگويي و آغاز يك "بازي خطرناك" متهم كرد كه قرار است "دستمايهاي براي ايجاد تعارض خونين ميان ايران و آمريکا و تحقق آرزوي شوم جنگ افروزان نومحافظهکار و صهيونيست" باشد.
عبدالله شهبازي كه سابقه گرايش به حزب توده را در پيشينه خود دارد و تا دو سال پيش هم با نهادهاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي و به ويژه با وزارت اطلاعات همكاري داشته است، دو ماه پيش با انتشار كتابي در اينترنت عليه كساني كه آنها را "زمينخواران فارس" مينامد، به افشاگري عليه برخي مسوولان حکومتي پرداخت.
وي اخيرا به انتشار متني پرداخته که آن را مذاكرات محرمانه مسئولان عالي رتبه نظام در خصوص پرونده قتلهاي زنجيرهاي دانسته و همچنين، عليه پورمحمدي و حسينيان، دو روحاني نزديك به "حلقه حقاني" و همكار احمدي نژاد، به افشاگري پرداخته است. وي، اتهامات سنگيني همچون همكاري با مافياي نفت و گاز، گشودن پاي کمپانيهاي انگليسي و صهيونيستي به ايران و بهايي بودن خانواده (درباره حسينيان) را به اين دو مقام داراي سابقه امنيتي وارد كرده است.
شهبازي كه مدتي قبل و ظاهرا پس از قطع همكاري با وزارت اطلاعات به شيراز رفته است، در ادامه "افشاگريهاي" خود، ديروز با انتشار متني در سايت شخصياش به انتشار عكس دو متهم بازداشت شده در پرونده انفجار شيراز و نيز گزارش گروهي تحت عنوان "ستاد حقيقتياب دانشجويي حادثه انفجار كانون رهپويان وصال" در خصوص حادثه انفجار در حسينيه كانون رهپويان وصال پرداخت.
واقعيت انفجار به روايت شهبازي
اين نويسنده در نوشته خود، بدون ذكر منبع، به "تحقيقات مستند برخي نهادهاي مسئول" اشاره كرده است كه انفجار را اينگونه توصيف كردهاند: "خرابکاران در زير غرفه نمايشگاه جنگ بمبي دست ساز و کوچک، با قدرت تخريب اندک، کار گذاشتهاند که از طريق کنترل از راه دور منفجر شده است. اين انفجار کوچک به عنوان چاشني عمل کرده و به انفجار مين ضد تانک انجاميده و فاجعه حسينيه سيدالشهداء کانون رهپويان را آفريده است. به اين دليل، انفجار دقيقاً در زمان مورد نظر آنان رخ داده است."
وي همچنين به گزارش كميتهاي تحت عنوان "ستاد حقيقتياب دانشجويي" اشاره كرده است كه دو ماه بر روي آن كار شده است و "بمبگذاري بهگونه اعلام شده از سوي وزير اطلاعات را منتفي ميداند." بر اساس گزارش مورد اشاره اين نويسنده: "حادثه به دليل منفجر شدن مين پلاستيکي تي. ام. 46 ضد تانک (از نوع ايراني) موجود در غرفه نمايشگاه جنگ (معراج شهدا)، واقع در کانون رهپويان وصال، رخ داده. مواد آر. دي. ايکس (ماده منفجره موجود در مينهاي فوق) در محل انفجار يافت شده و وجود آن توسط کارشناسان هيئتهاي مختلف اعزامي در آزمايشگاه به اثبات رسيده است. بنابراين، با استناد به گزارشهاي کارشناسي- آزمايشگاهي فوق، که در اختيار نهادهاي مسئول از جمله ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است، هيچ شبههاي در اينکه مين فوق عامل اصلي انفجار بوده وجود ندارد."
او ضمن تكذيب ادعاهاي وزير اطلاعات، تصريح كرده است كه: "ماده آر. دي. ايکس را نميتوان بهطور دستساز توليد کرد. اين ماده محصولي کاملاً آزمايشگاهي و تخصصي- نظامي است که در مينهاي فوق، و مهمات مشابه، به کار ميرود ... مين فوق غيرمسلح و فاقد چاشني بوده و بهرغم وجود مواد منفجره آر. دي. ايکس در درون آن، قابليت انفجار نداشته است ... در غرفه فوق، مين ديگري از نوع وي. اس. 22 (ضد خودرو) نيز وجود داشته که کاملاً خالي و فاقد مواد منفجره بوده است."
اين در حالي است كه وي ادعاهاي پيشين شوراي امنيت كشور در خصوص "غير عمدي" بودن اين انفجار را نيز رد كرده است. وي كه مدعي است خود در اولين ساعات پس از حادثه در محل حسينيه حضور يافته است، در رد احتمال غير عمدي بودن انفجار شيراز آورده است: "علاوه بر گواهي افراد مطلع و معتمد و متخصصي که محل نمايشگاه جنگ (معروف به «معراج شهدا») را در مکان حسينيه فوق از نزديک ميشناختند، و با قطعيت و يقين کامل بر فقدان مهمات مسلح در غرفه فوق گواهي ميدادند، دليلي نداشت که مهمات تخريب نشده و کهنه تصادفاً در همان شب و در همان ساعاتي منفجر شود که مراسم هفتگي حسينيه برگزار ميشد و آن هم درست در زمان معيني از اين مراسم."
با اين وجود، شهبازي مشخص نكرده است كه از نگاه او چه كساني عامل انفجار مذكور بودهاند، و صرفا ادعاهاي وزارت اطلاعات را رد و تكذيب كرده است. اگرچه شهبازي اشاره كرده است كه: "خرابکاران در کانون فوق داراي افرادي «نفوذي» و کاملاً مطلع از جزئيات بودند."
در اين حال وي با اشاره به "اوجگيري بحران در منطقه، حوادث لبنان و تحولات دروني و احتمال کودتا در سوريه (؟) و تدارک حمله اسرائيل به سوريه در تابستان جاري و پايان قريبالوقوع حکومت جنونآميز نومحافظهکاران در آمريکا و اوجگيري بيسابقه تحرکات جنگافروزانه ضد ايراني از سوي آنان"، به محسني اژهاي در خصوص ورود به اين "بازي خطرناك" هشدار داده و اين احتمال را مطرح كرده است كه: "تبليغات فوق دستمايهاي براي ايجاد تعارض خونين ميان ايران و آمريکا و تحقق آرزوي شوم جنگ افروزان نومحافظهکار و صهيونيست باشد."
تناقضهاي ادعاهاي محسني اژهاي
شهبازي در قسمتي ديگر از نوشته خود، با به تمسخر كشيدن بخشي از متن بيانيه وزارت اطلاعات كه در آن دروغگويي در خصوص اين واقعه، يك "ترفند هوشمندانه اطلاعاتي" توصيف شده بود، مينويسد: "اگر قرار بود براي فريب دادن و رديابي و کشف و دستگيري بمبگذاران اعلام بمبگذاري مسکوت گذارده شود، نياز نبود چنين چالش جدّي و جنجالي ميان جوانان و دانشجويان با مسئولين استان پديد آيد و نياز نبود که اين مسئله در اطلاعيه شوراي امنيت کشور اعلام شود."
اين نويسنده، همچنين در گزارش خود با اشاره به "اوجگيري گام به گام تبليغات در اين زمينه و گسترش روزافزون دعاوي درباره ابعاد حيرتانگيز عملکرد اين شبکه" است که "بهگفته مقامات اطلاعاتي، از چند جوان کم سن و سال متأثر از شبکههاي تلويزيوني فارسي زبان «لسآنجلسي» ايجاد شده!" ادعاي وزير اطلاعات درباره انجام اين انفجار توسط سلطنتطلبان را زير سؤال ميبرد و مينويسد: "از زمان کودتاي نوژه (1359) سلطنتطلبان به هيچگونه عمليات تروريستي و بمبگذاري در ايران دست نزدهاند، و اصولاً در چنين قد و قواره و واجد چنين جرئت و جسارتي نبودهاند."
وي بار ديگر به تناقضهاي نظريه مورد ادعاي وزارت اطلاعات اشاره ميكند: "معلوم نيست گروهي جوان هوادار رضا پهلوي، که با تيپ اجتماعي آنان کاملاً آشنائيم، بهناگاه چگونه داراي چنين اقتدار و جسارت و انگيزههاي آرمانخواهانه و قدرت سازماندهي شدند که براي انفجار سرکنسولگري روسيه و لولههاي نفت و حوزههاي علميه و مصلاي تهران و غيره و غيره طراحي و حتي اقدام کنند! و معلوم نيست چرا از ميان اين همه برنامه عريض و طويل فقط انفجار حسينيه رهپويان شيراز تحقق يافت ... مردم چگونه ميتوانند به اظهارات گروهي جوان رفاهطلب و غيرمتخصص، که گاه حتي بدون يک تلنگر حاضر به تمکين در برابر هر فشاري هستند، باور کنند؟"
عبدالله شهبازي همچنين عكس دو تن از متهمان بازداشت شده در اين پرونده به نامهاي "فرامرز شيخالاسلامي و پسرخالهاش محمد شاه قطبي" را در سايت خود منتشر كرده است كه به گفته وي، "از جوانان برجسته و بسيار بااستعداد در امور رايانهاي، بهويژه نرمافزار، بودند که مشابهشان را در تهران نديدم."
هنوز وب سايت ها يا مسوولان نزديک به وزارت اطلاعات دولت احمدي نژاد، نسبت به نوشته جديد شهبازي درباره انفجار شيراز واکنشي از خود نشان نداده اند.
(عکس: تصوير منتشر شده در وبسايت عبدالله شهبازي که به دو تن از دستگيرشدگان انفجار شيراز نسبت داده شده است.)
