Rooz

دولت در تزريق وحشت ناکام مانده

نريمان مصطفوي در مصاحبه با روز: - پنجشنبه 2 خرداد 1387 [2008.05.22]

narimanmostafavi.jpg

عباس حسيني

دانشگاه پلي تکنيک در دوره دولت احمدي نژاد بيشترين هزينه را در بين دانشگاه هاي کشور پرداخته است. در همين ‏زمينه با نريمان مصطفوي، نايب دبير انجمن اسلامي پلي تکنيک به گفتگو نشستيه ايم. وي معتقد است که "سال گذشته، ‏سال بسيار دشواري بود که ايستادگي و مقاومت جنبش دانشجويي در اين سال غرور انگيز و مثال زدني بود". اين گفتگو ‏را با هم مي خوانيم:‏

‎انتخابات شوراي مرکزي انجمن اسلامي اميرکبير براي يکسال ديگر انجام شد. سال گذشته براي فعالين ‏دانشجويي چگونه بود؟‏‎
در تاريخچه دانشگاه اميرکبير مي توان سال گذشته را دهشتناک ترين دوره ي فعاليت دانشجويي قلمداد کرد. از يک سال ‏پيش از آن، مديريت انتصابي دانشگاه فعاليت انجمن اسلامي اميرکبير را غير قانوني اعلام کرده بود. با اين حال حضور ‏‏2800 نفري دانشجويان در انتخابات انجمن عليرغم تهديدات گسترده مديريت مبتني بر برخورد انضباطي شديد با شرکت ‏کنندگان در انتخابات، از وجهه ي کمرنگ مديريت متزلزل چيزي باقي نگذاشت و از آنجا که به گونه اي قضيه برخورد ‏با انجمن براي رياست دانشگاه حيثيتي شده بود، تصميم اينگونه بود که به هر طريق ممکن جلوي برگزاري انتخابات ‏انجمن در بهار 86 گرفته شود تا شکست دولت در پلي تکنيک بعد از حضور احمدي نژاد در دانشگاه تا حدي تلافي شده ‏باشد.‏
پيرو همين انديشه پروژه ي نشريات موهن در دانشگاه اميرکبير به اجرا درآمد تا با امنيتي شدن فضا هم اتمسفر لازم ‏براي نابود کردن انجمن ايجاد شود و هم با دامن زدن به اين فتنه و سوء استفاده از باورهاي مذهبي جامعه پاک سازي ‏دگرانديشان از دانشگاه ها را ممکن ساخته و مشروع جلوه دهند. همان گونه هم که همکاري هاي بعدي دستگاههاي ‏امنيتي و اطلاعاتي با مديران دست نشانده دانشگاه ها با کمک هجمه تبليغاتي رسانه هاي وابسته به دولت نشان داد قرار ‏بود که انقلاب فرهنگي ديگري پايه گذاري شود. به هر حال بعد از اين قضايا 9 نفر از اعضاي انجمن به طور غير ‏قانوني بازداشت شدند، 3 نفر به دادگاه انقلاب احضار شدند و عده اي در مراکز وابسته به نهادهاي اطلاعاتي مورد ‏بازجويي قرار گرفتند. همچنين کليه نشريات دانشجويي در دانشگاه اميرکبير بدون هيچ منطقي توقيف شدند. البته با وجود ‏اين فضاي سنگين و رعب آور از آنجا که برگزاري انتخابات انجمن از سوي جامعه دانشگاهي نوعي حمايت از ‏دانشجويان دربند و راي به بي گناهي آنها محسوب مي شد باز هم اين انتخابات با حضور اکثريت دانشجويان برگزار شد ‏و طراحان اين سناريو از نيل به ابتدايي ترين انتظارات خود بازماندند. ضمن اينکه طبيعي بود که حمله اين چنيني به ‏دانشگاه از سوي دانشجويان سراسر کشور بدون پاسخ نمي ماند. از همان ابتدا از شيوه نگارش و توزيع نشريات موهن تا ‏حضور سازماندهي شده نيروهاي بسيج در دانشگاههاي مختلف، بي گناهي اعضاي انجمن اسلامي در اين غائله براي ‏همه محرز بود و برخورد به اين شدت با دانشجويان اميرکبير موج اعتراض را به ديگر دانشگاه ها هم کشيد و مي توان ‏گفت در سال گذشته به نوعي 3 دانشجوي دربند اميرکبير به نماد جنبش دانشجويي تبديل شده بودند و احکام انضباطي و ‏به عنوان مثال بازداشت کليه اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در 18 تير در مقابل درب دانشگاه اميرکبير ‏اقدامات موثري در مهار اعتراضات دانشجويان نبود. کما اينکه اعتراض به حضور احمدي نژاد در دانشگاه تهران در ‏‏18 مهر ماه، تجمع 30 مهر در پلي تکنيک، 8 آبان در دانشگاه علامه و برگزاري باشکوه مراسم روز دانشجو در ‏دانشگاهاي سراسر کشور با محوريت دانشجويان دربند، نشان داد خشم عمومي از عملکرد دولت نهم علي الخصوص در ‏حيطه دانشگاه فراتر از آن است که با اين برخوردها به سکوت کشانده شود. و ديديم که در بهار 87 هم انتخابات سالانه ‏شوراي مرکزي انجمن اسلامي پلي تکنيک با حضور گسترده دانشجويان به انجام رسيد. به هر حال سال بسيار دشواري ‏بود که مي توان گفت ايستادگي و مقاومت جنبش دانشجويي در اين سال غرور انگيز و مثال زدني بود.‏

‎پلي تکنيک هميشه به فضاي پرشور دانشجويي اش مشهور بوده است، اما چرا بعد از ماجراي نشريات موهن ‏فضاي دانشجويي دانشگاه پلي تکنيک تا حدودي دچار افت شد؟‏‎
خوب اين موضوع خيلي دور از ذهن نيست، چرا که در هر صورت ضربه وارد شده به انجمن اسلامي پلي تکنيک ‏بسيار سخت و غير منتظره بود. هم مدت زيادي زمان براي خروج از اين شوک و ترميم ساختار لازم بود و هم اينکه ‏تمرکز فعاليت هاي انجمن بر کاستن التهاب فضا با اميد به آزادي دانشجويان زنداني نهاده شد و تلاش ما بر اين بود تا با ‏ايجاد يک بستر منطقي و به دور از تلاطم و با گرفته شدن فرصت بهانه جويي از طرف مقابل زمينه رسيدگي عادلانه و ‏به دور از جنجال اين پرونده فراهم شود. ضمن آنکه فعاليت دانشجويي ابزارهاي خاص خود را دارد که تمامي اين ‏ابزارها به طرق مختلف از انجمن اسلامي پلي تکنيک گرفته شد: دفتر انجمن پلمب شد، کليه نشريات وابسته به انجمن ‏توقيف شد و تمامي فعالين دانشجويي اثر گذار از تحصيل محروم و به دانشگاه ممنوع الورود شدند و مسلماً در شرايطي ‏که حتي عکس برداري از يک تجمع از سوي مديريت پادگاني دانشگاه محروميت از تحصيل را به دنبال دارد، با فاصله ‏گرفتن هزينه ها از حد متعارف نمي توان انتظار فضاي شاداب سالهاي گذشته را داشت. به هر حال هميشه فعاليت ‏دانشجويي تاوان مشخصي داشت که معمولاً از حد خاصي متجاوز نبوده است و دانشجويان با پيش بيني و پذيرفتن اين ‏هزينه ها وارد گود فعاليت دانشجويي مي شدند. اما متاسفانه مجموعه وزارت علوم دولت نهم سطح برخورد را آنچنان ‏خشن و بي رحمانه بالا برده که محروميت از تحصيل امروز معمول ترين جريمه ايست که از کميته هاي انضباطي مي ‏توان انتظار داشت.‏

‎خوب در اين فضا چرا بيشتر فعاليت هاي انجمن در سال گذشته از نوع فعاليت هاي سلبي بوده و جنبه ‏اعتراضي داشته تا اينکه ايجابي باشد؟‏‎
به هر حال دولت در همه زمينه ها بسيار غير منطقي و عجولانه وارد عمل مي شود و در اين مدت آنقدر اقدامات ‏نسنجيده و تصميم گيري هاي کارشناسي نشده انجام داده که اساسا فرصت طرح بحث و فضاي بيان خواسته ها براي ‏جريانات موجود ايجاد نشده است. متاسفانه آنچنان شتاب حرکت در اين مسير غير اصولي زياد است که حتي فرصت ‏اعتراض و انتقاد به تمام اين سياست هاي غلط موجود نيست، تا چه برسد به مطالبه درخواست ها و يا گشودن باب ‏گفتمان تازه. جنبش دانشجويي نيز از اين قضيه مستثني نيست و در مدتي که اين دولت سکان دار امور بوده هر روز ‏درگير نقشه و بازي جديد و غير قابل پيش بيني شده است و ما در اين مدت تنها تلاش کرده ايم که با اتخاذ واکنش مناسب ‏راهي براي کم اثر تر کردن فشارها و ضربات پي در پي پيدا کنيم که يک مثال آن همين قضيه نشريات موهن بود.‏

‎چه اقداماتي در سال گذشته توسط انجمن انجام شد؟‎
تمام همت اعضاي انجمن در سال گذشته معطوف به آزادي سه دانشجوي زنداني و قرار گرفتن اين پرونده در يک روند ‏عادلانه قضايي بود که در قالب اعتراض به اشکال گوناگون و با استفاده از کليه ظرفيت هاي موجود - از نامه نگاري و ‏رايزني با اساتيد و مقامات گرفته تا برپايي تجمعات اعتراضي و اطلاع رساني وضعيت دانشجويان بازداشتي - انجام ‏گرفت که بالطبع هزينه زيادي براي فعالين دانشجويي از قبيل محروميت از تحصيل و بازداشت در پي داشت و ‏شوربختانه به نتيجه دلخواه هم نرسيد. از آنجا که اولويت انجمن با توجه به فضاي سنگين برخورد، اين است که حداقل ‏هزينه به دانشجويان تحميل شود، تا حدودي از فعاليت هاي هزينه زا اجتناب شد. اما به هرحال، فعاليت هاي زيادي ‏صورت گرفت؛ مثلا، واحد سياسي انجمن اسلامي پلي تکنيک ديدارهايي با شخصيت هاي سياسي در تحليل فضاي ‏موجود در آستانه انتخابات مجلس برگزار کرد که از قضا بسيار هم موفق بود و گروه هاي مطالعاتي بسياري هم زير ‏مجموعه واحد فرهنگي انجمن آغاز به کار کرده اند.‏

‎خوب با توجه به فشار همه جانبه اي که به دانشجويان پلي تکنيک وارد مي شود چه اقداماتي به نظرتان مي ‏توان در سال جاري انجام داد؟‎
در هر حال با توجه به نگاه حذفي دولت به منتقدين و از آنجا که تمايل ما حفظ دانشجويان در فضاي دانشگاه است به نظر ‏مي رسد که در حال حاضر لااقل بايد روش سال گذشته در پلي تکنيک اجرا شود چرا که به نظر مي آيد، اين شيوه روش ‏منطقي تري است. قطعاً شوراي مرکزي جديد راه هاي تازه براي حضور در فضاي دانشگاه را بررسي خواهد کرد.‏

‎فضاي پيش رو را چگونه مي بينيد؟ آينده را روشن مي بينيد يا تاريک؟‎
از شکسته شدن حکم تبرئه دانشجويان دانشگاه اميرکبير دو گونه تحليل مي توان داشت که متاسفانه هر دو ناخوشايند ‏است. يا اينکه کليت حاکميت از اين به بعد فارغ از اختلاف سليقه هاي ظاهري در مقابل فعالين، يکپارچه با تمام قوا مي ‏ايستد و يا از گروهي که به هر حال بعنوان معتدل در چارچوب حاکميت شناخته مي شوند در لحظات حساس کار ‏چنداني ساخته نيست. هر کدام از اين دو که صحت داشته باشند در نهايت توفير زيادي نخواهد داشت. چرا که آنچه ما به ‏آن نيازمنديم و گره اي از کار ما مي گشايد، حمايت موثر است و نه همدلي خنثي. البته، اساساً از آنجا که جامعه مدني ‏هنوز در ايران شکل نگرفته و نوپاست، فضاي مسدود سياسي و موج سرکوب تنها براي عده معدودي يعني فعالين ‏عرصه هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي ملموس است. اما به هر حال بي درايتي ها و سياست هاي دور از تعقل دولت ‏در زمينه هاي گوناگون و عواملي نظير تورم بي سابقه و طرح هايي چون ارتقاي امنيت اجتماعي موجب شده اند تا بدنه ‏اجتماع هم اين سوء مديريت را حس کند. متاسفانه حاکميت نقش ميانجي نهادهاي مدني در انتقال پيام اجتماع به نهاد ‏قدرت را نديده مي انگارد و گويا در شرايط فعلي از به سکوت کشاندن جنبش هاي مستقل اجتماعي که زبان ناطق ‏خواسته هاي جامعه هستند، رضايتمند است. من به شخصه فکر مي کنم اگرچه کنشگران جامعه مدني نظير زنان و ‏کارگران و دانشجويان بر اثر سرکوب مداوم علي الظاهر تا حدي دچار انفعال شده اند اين به معناي فراموشي مطالبات ‏آنها از ذهن مردم جامعه نيست. ضمن آنکه معتقدم از آنجا که سرکوب سياسي تنها شامل حال عده معدودي شده است ‏دولت فعلي از تزريق وحشت به کليت جامعه ناکام مانده و به هر حال اين مطالبات در نقطه اي مجال بروز پيدا خواهند ‏کرد و همانطور که مي بينيم امروز اصناف مختلف براي رسيدن به آزادي و حول محوريت آزادي اقدام به تشکيل گروه ‏هاي گوناگون کرده اند و ملاحظه کاري عده اي خاص به عموم تعميم نيافته که يقيناً آينده را روشن رقم خواهد زد.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.