بحران مديريت، تورم، فساد
محمود نکوروح - چهارشنبه 1 خرداد 1387 [2008.05.21]

اقتصاد نفتي، تورم، فساد سيکلي معيوب است که بر رابطه دولت و ملت ایران حاکم شده. بلائی است که از نداشتن مدیریت و برنامه حاصل آمده است و بی برنامگی، انسجام درونی اش را به هم ریخته. و هر کجا برای توجیه اعمال خود دچار کمبود شده دست به دامان مقدسات زده و از جمله از امام زمان را هر روزه خرج می کند. سیکل معیوب در عین حال اختیاردار درآمد نفتی میلیاردها دلاری است که بزرگ ترین قدرت های جهان هم به آن رشک می برند، منتها نمی داند چطور این دلارها را هزینه باید کرد.
اصلاح اين سيکل معيوب نياز به مديريت علمي وقانونمدار دارد که با سياست هاي متناقض موجود غير ممکن است. سياستهايي که يکي از آنها شرکت دادن مردم در تصمیم ها بود که در انتخابات اخير با انبوه شعارها آمد اما سرکنگبينی بود که صفرا فزود. انتخاباتي که قانون اساسي را ندیده گرفت و دومرحله اي شد و اکثريت داغ شرکت در این انتخابات را به دل دولت گذاشتند.
اصولا در جامعه به شدت موزاييکي ايران، انتخابات دو مرحله ای نامیمون است و جامعه را حتی وقتی سکوت می کند، وا می دارد که به راه های دیگری فکر کند. در اوايل انقلاب با وجود گروههاي کوچک که به علت اختناق دوران پادشاهی کوچک مانده بودند، انتخابا ت دومرحله اي شد و جواب داد چرا که در اختناق تنها مسجد ومنبر از آزادي برخوردار بودند و ديگران اين آزادي وامکانات را نداشتند. حاصل آن شد که در آن انتخابات که بعد از انقلاب انجام شد، از آن جا که اکثريت جامعه هنوز روستاييان سنتي و "مقلد" بودند، رای دادند و اقليت شهري بعلاوه روشنفکران بيشتر به حاشيه رانده شدند. تداوم اين روند به کوچکتر شدن گروه حاکم انجاميد و موجب شد حاکمیت قوانيني برای بقای خود تنظیم کند. جنگ تحميلي هم بر محدوديت ها افزود، تا جايي که بعد از فوت بینان گذار جمهوری اسلامی، بخشي از روحانيت هم به حاشيه رانده شدند. و شکل گيري باندهاي مافيايي حکومت طلب از اينجا آغاز شد.
البته انتخابات دوره مجلس هشتم دومرحله اي به معناي رايج بیست و هشت ساله نبود بلکه به خاطر عمکرد وزارت کشور وشوراي نگهبان از آن مرز گذشت و "انتصابات" شد. اینک آقاي پورمحمدي مجري آن انتخابات بگونه اي صحبت ميکند گویا ايشان مجري انتخابات نبوده است. از همین روست که می گویند مد شده است همه بعد از عزل يا استعفا تازه يادشان ميافتد "که مردم هم حقي دارند" وقانوني هم دررابطه با انتخابت داريم که غير از آنست که اجرا شد، بعلاوه "مسئوليت مشترک وزيران" که در اين آب وخاک هرگز مورد توجه نبوده و...
نمونه: اقتصاد
شادروان دکتر عظيمي اقتصاد دان شش سال قبل در همايشي درسوييس نام این مجموعه را "اقتصاد غارتي – معيشتي" داشت، اگر این نام در زمان نفت بیست دلاری داده شد می توان دریافت که با نفت بشکه ای 120 دلار "فراتر ازغارت" ابعادش چقدرست. دولت موجود که آن پول را در اختیار دارد و دارد به کسانی که یک ده این را در اختیار نداشتند طعنه می زند بی آن که بتوان تورم را مهار کند و گرانی را پایان دهد و بهای دلار را پايين بياورد و بدون آن که باند های فساد را با نام معرفي کند. حاصل آن است که جامعه را بیش تر بی امنیت می کند، که کرده است. و در این میان میلیاردها می روند به بخش زمین و در متورم شدن زمین و مسکن چنان بلائی بر سر دولت و ملت می آورند که وبائی است که از بیماری هلندی به مراتب بدخیم ترست.
بدین گونه شکاف های طبقاتی مطابق آمار خود دولت روزبروز بيشتر می شود، کسی جلودار تورم افسار گسيخته نیست. اين اقتصاد بيمار، اگردر آمد نفت نبود، نامش ورشکسته بود چرا که با هیچ منطقی نمی توان جز این نامش داد. بيماری که روز به روز بيمار تر و رنجورتر می شود، ومردم مايوس تر. مردم می پرسند این که یک هفته است که گفته می شود تورم جهانی مقصرست آیا در بقیه کشورهای تولید کننده نفت هم وضعیت همین است. مردم می پرسند آیا در همان تکان مختصری که در اول کار خوردید و گوش فلک را کج کردید گفتید رونق جهانی است که سهمی هم نصیب ما کرده است. نگفتید بلکه پنداشتید نتیجه معجزات معجزه هزاره سوم است. حالا ناگزیر معاون رییس جمهور می گوید در آمد نفتي تورم آورده است؟
عدالت که شعار روز است تعریفی دارد. روزي آيت اله مطهري نظريه پرداز نظام در جواب دانشجويان دانشکده الهيات که عدالت را برابري مي دانستد گفت "عدالت يعني هر چيز را درجاي خود قرار دادن". و این حتما کاری است که به ثمر رساندنش نياز به "مهارت" وبه سخن امروز "کارشناسي" دارد، البته دررابطه با شرايط اجتماعي و سياسي که "اقتصاد سياسي" و "اقتصاد اجتماعي" نام گرفته.
اگر "عرصه عمومي" هنوز آنطور که بايد و شايد بوجود نيامده، علتش وابستگي اقشار اجتماعي به دولت رانتي است، اقشاري فاقد کنش اجتماعي، بي تفاوت وبيشتر ريزه خوار دولت، ازين رو جامعه همیشه در جستجوي هرچه بيشتر نفوذ ورابطه در دولت ها بوده، با اقتصاد دلالي وواسطگي بيشتر که مشوق جامعه مصرف کننده است.
نشاط، و شکوفايي استعداد انسان تنها در آزادي ميسر است که نامش "فرد خصوصي" است. و به گفته هابرماس "عرصه عمومي مجموعه اي از خصوصي هاست". با توجه به اين امر "خصوصي ها" با توليد و ابتکار جامعه را از نيازمندی نجات می دهند، و شرایط را برای توسعه، دموکراسي، رشد متوازن فراهم می آورند.
به چه درد می خورد
به خاطر بي توجهي بدين امر توسعه نايافتگي، بيکاري، فقر گسترش يافته و راه مهار بحران ها هزینه کردن ميليارد ها در آمد حاصله از منابع زير زميني فرض می شود. در حالی که با چنین تصوری فقط به هدر دادن منابع کشور میسرست و بس. چند روز قبل وزير در برابر خبر نگاري گفت "خط فقر، درآمد سرانه و.... به چه درد ميخورد؟" راست گفت چون که هر کدام از این معیار ها و اندازه گیری ها که جهان بدان رسیده برای شفاف کردن مشکلات و یافتن راه حل هاست. در حالی که در کشور ما اصل پوشاندن است که شفافیت افشاگر بي برنامگي هاست. در کشور صاحب نفت فاصله در آمد فقير وغني "17 برابر" شده در حاليکه در ژاپن و کره تا پنج برابر است. با این تفاوت که آن ها این همه شعار عدالت خواهی هم سر نمی دهند و مقدساتشان را هم هزینه نمی کنند. بلکه کار می کنند، کار منظم.
از هم پاشیدگی تصمیم گیری ها هر روز نمونه های بزرگ تری به دست می دهد. چنان که "بسته سياستي" رييس بانک مرکزي، نامه "اعتراضي" وزيرکار درباره آن ، يکي از موضع به اصطلاح راست و یکي مثلا از زاویه چپ عدالتخواه ، و بعد يکباره دخالت رییس و لغو غير منتظره بسته بانک مرکزی، و بعد اعلام ناگهانی نرخ سود بانکی و ایستادگی بانک مرکزی که از ابلاغ آن سر پوشید، ابلاغ آن توسط یک شورای اقتصادی که با حکم رییس جمهور جانشین شوراهای نشان از عمق بحران داشت. اولي بر مبناي نظر کارشناسي ودومي براساس وعده هاي ايدئولوژيک "راديکال" که هرکدام به بخشي از نيازهاي امروز جامعه معطوف بود. يعني هنوز ما نتوانسته ايم مسئله "تخصص و تعهد" را حل کنيم مسئله فقر ونابرابري بجاي خود، در حاليکه در حدود سي سال از انقلاب ميگذرد. انتخابات اين دوره که گذشت بهترين فرصت براي حل اين مشکلات بود که با نواقص بيش از هميشه سرانجام يافت وگرنه با همين انتخابات البته بمعناي درست کلمه انتخابات ونه انتصابات، و... ميتوانست دولتي برنامه داررا بااين ثروت نفتي وارد صحنه کند که راهگشا باشد. چه امروز در کشورهاي نفتي مشروعيت نه تنها ازراي مردم بلکه بخشي از "توزيع عادلانه در آمد نفت" حاصل ميشود.
