تزيين به شيوه گل و بلبل
كريم ارغندهپور - سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 [2008.05.20]

در خبرها بود که سخنگوي محترم دولت با تاکيد بر "استقبال دولت نهم از گردش آزاد اطلاعات" فرموده اند؛ "دولت نهم با سانسور مخالف و طرفدار حفاظت از آزادي رسانه و پرهيز از سيطره دولت بر رسانه هاست. دولت از مريدپروري اجتناب و از اصل آزادي و انتقاد در برابر دولت در رسانه حمايت مي کند."
ضمن استقبال از ايراد اين سخنان -اگرچه برخي معتقدند صرفاً واکنشي به اظهارات هفته پيش آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه است- ولي چند سوال در اينجا قابل طرح است؛ به نظر دولت نهم و سخنگوي محترم آن آيا شرايطي که ما هم اکنون در آن قرار داريم با آنچه ايشان فرموده اند منطبق هست يا خير؟ آيا هم اکنون سانسور به اشکال مختلف وجود دارد يا خير؟ آيا دولت نهم که مدافع و حافظ آزادي رسانه هاست پيگير احقاق حق واجدان صلاحيت براي اعطاي مجوز روزنامه به آنها هست يا نه؟ آيا دولت نهم در هيات نظارت به توقيف نشريات راي داده يا خير؟ آيا دولت نهم در بدعتي تازه براي روزنامه ها پاسخ هاي پرعتاب و غلاظ و در پاره يي موارد حاوي واژه هايي به دور از شان دولت مي فرستد و طي نامه هاي دستوري حتي تيتر مطالبش را نيز براي مطبوعات تعيين مي کند يا نه؟ آيا نشريات جناح همسو با دولت از مصونيت برخوردار هستند يا خير؟ و آيا نشريات جناح منتقد دولت با کوچک ترين سوء تفاهم در معرض توقيف و تعطيلي بوده و هستند يا نه؟ آيا دولت که طرفدار مريدپروري نيست از روزنامه نگاري مستقل حمايت مي کند؟ مثلاً آيا از نهاد صنفي روزنامه نگاران با حدود 4000 عضو پشتيباني مي کند يا به دنبال تضعيف هرچه بيشتر آن است؟ اگر دولت از مريدپروري خوشش نمي آيد چرا يارانه پاره يي مطبوعات را به طور سليقه يي حذف کرده است؟ آيا در ميان نشرياتي که يارانه دريافت نمي کنند نام مطبوعه يي که همسو با دولت باشد هم ديده مي شود يا صرفاً مطبوعات مستقل و منتقد از دريافت يارانه محروم شده اند؟ آيا دولتي که از انتقاد حمايت مي کند موافق است که حداقل دو سه نفر از اعضاي هيات منصفه از جناح منتقد دولت انتخاب شوند؟
اصلاً چرا راه دور برويم، آيا دولت اجازه مي دهد روزنامه نگاران منتقد نيز در سفرهاي استاني هيات دولت حضور يابند يا مايل است همه آنان را به شکل شبه گزينشي همراه کند؟ آيا دولتي که طرفدار گردش آزاد اطلاعات است مي تواند گزارش دهد تاکنون چه موانعي را از سر راه گردش آزاد اطلاعات برداشته و چگونه آن را تسهيل کرده است؟ آيا روابط عمومي ادارات دولتي حاضرند آمار و اطلاعات درخواستي روزنامه نگاران را به سهولت در اختيار آنها قرار دهند؟ آيا براي نمونه اين آمادگي وجود دارد که ليست و ميزان دريافت کمک هاي دولت به نشريات و نهادهاي مرتبط منتشر شود؟ آيا سخنگوي محترم دولت مي تواند وعده دهد که حداقل 10درصد پرسش هاي خبرنگاران از مسوولان ظرف مدت معقولي پاسخ داده شود؟ مثلاً آيا دولت نهم ممکن است از مديران خود بخواهد که حداقل ساعاتي را در هفته اختصاص دهند که در دفترهايشان را براي پاسخگويي به خبرنگاران باز نگه دارند؟ رئيس محترم جمهوري تاکنون با شبکه هاي مختلف خارجي گفت وگوي اختصاصي داشته اند. آيا تاکنون به تقاضاي مصاحبه اختصاصي حتي يک نشريه منتقد داخلي پاسخ مثبت داده شده است؟ تا به حال اتهاماتي از سوي اين دولت به دولت هاي پيشين نسبت داده شده چرا هيچ يک از پيشنهادهاي دعوت به مناظره در اين ميان پاسخ مثبت دريافت نکرده است؟ مثلاً چرا در جريان حضور معروف دکتر ستاري فر در برنامه زنده تلويزيوني هيچ مسوولي از طرف دولت حاضر نشد در مناظره با ايشان شرکت کند؟ و... و ده ها سوال مشابه ديگري که مي توان طرح کرد و البته بعيد است پاسخي داشته باشد.
اگر طرح اين سخنان جذاب صرفاً جنبه تزييني دارد که هيچ، ولي اگر قرار است مفاهيم عرفي و حتي آکادميک قلب يا وارونه شده و به گونه يي متفاوت به عنوان مصاديق اين سخنان مطرح شود بايد گفت موضوع کاملاً متفاوت است و سوال هاي فوق هم طبعاً خارج از موضوع تلقي مي شود. البته با تجارب تاريخي چند سال گذشته چندان هم نبايد شگفتي آفرين باشد.
منبع: نوروز
